انگيزه اجتماعي (تعلق ) 

پس از آنکه نيازهاي فيزيولوژيک و ايمني تا اندازه‏اي ارضا شدند، نيازهاي اجتماعي بر شخصيت آدمي مسلط مي‏شود؛ چرا که انسان موجودي اجتماعي است. اغلبِ افراد دوست‏دارِ رابطه متقابل با ديگران هستند. و دوست دارند در وضعي قرار بگيرند که مورد علاقه و پذيرش ديگران واقع شوند(9). انگيزه اجتماعي باعث مي‏شود تا آدمي به خيرخواهي براي جامعه‏اي که خود فردي از افراد آن است سوق يابد . 
دريدبن حمة گويد : 
و هل انا الاّ من غزية اِنْ غوتْ  
غَوَيتُ و انْ تَرشدُ غرية اَرشدُ  
(
من اهل قبيله «غريه»ام که اگر گمراه و بدبخت و سرگردان شود من نيز به اين بلايا گرفتار آيم و اگر به رشد و کمال و خوشبختي رسد گويي من نيز بدانها دست يافته‏ام(10).) و  
مقنع کندي گويد : 
و انّ‏الذي بيني و بين بني أبي و بين بني عمّي لمختلف جدّا فان اکلوا لحمي وَ فرتُ لحومهم و ان هدموا مجدي بنيتُ لهم مجدا و ان ضيّعوا غيبي حفظتُ غيوبهم و ان هم هووا غيّي هويتُ لهم رشدا  
بين من و فرزندان پدرم و پسرعموهايم اختلاف شديد است. اگر مرا تکه‏تکه کنند و بخورند من گوشت بدن آنها را زيادت کنم و اگر مقام و مجد مرا ويران کنند من براي آنان مجد و بزرگي فراهم کنم و اگر غيبت من نموده و ناسزا گويند من حفظ‏الغيب آنان کنم و اگر آنان هلاکت و سقوط مرا بخواهند من هدايت و سعادت آنها را مي‏خواهم(11 ).) 
اين انگيزه‏ها باعث ايجاد دو دسته خصايص «روابط اجتماعي» و «روابط خانوادگي» در افراد مي‏گردد. تجلّي خصوصيات مربوط به روابط اجتماعي در افراد عبارت است از رفتار خوب با مردم، جود و احسان، تعاون و همکاري، اتحاد و همبستگي، امر به معروف و نهي از منکر، عفو و ايثار و... تجلي خصوصيات مربوط به روابط خانوادگي در افراد عبارت است از نيکي به والدين و خويشاوندان، حُسن معاشرت همسران با يکديگر، سرپرستي خانواده و پرداخت نفقه به آنها و ... 
وقف به عنوان يک پديده اجتماعي در حقيقت بر هر دو دسته روابط اجتماعي و روابط خانوادگيِ واقف تأثير مثبت مي‏گذارد . 
خداوند با بذل توجه به انگيزه اجتماعي، مردم را به زندگي براساس تعاون در راه خير عام دعوت مي‏نمايد و مي‏فرمايد: «و تعاونوا علي‏البرّ والتقوي و لاتعاونوا علي‏الاثم والعدوان» و ترتيب اين تعاون جمعي را به حسب ترتيب اقوام و بستگان قرار داده است تا اينکه بر بهترين پايه‏ها استوار باشد «و وصّينا الانسان بوالديه احسانا حملته امّه کرها و وضعته کرها» سپس دايره عواطف اجتماعي را گسترش و وسعت داده و مؤمنان را به توجه به ناتوانان و ايتام و مساکين و همسايگان و غيره دعوت کرده، همه اين امور را عبادت دانسته مي‏فرمايد : 
«
وَاعْبُدُوااللّه‏َ وَ لاتشرکُوا به شيْئا وَ بِالوالِدَيْنِ اِحسانا وَ بِذيِ الْقُربي وَاليَتامي وَالْمَساکينِ وَالْجار ذِي‏الْقربي وَالْجارِالجُنبِ وَالصّاحِبِ بِالجَنْبِ وَ ابْنِ‏السّبيل وَ ما مَلَکَتْ اَيمانُکُم اَنَ‏اللّه‏َ لايُحبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُورا .» 
(
نساء،36 ) 
خداي يکتا را بپرستيد و چيزي را بر او شريک قرار ندهيد و نسبت به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و همسايه بيگانه و دوستان موافق و رهگذران و بندگان و کساني که زيردست شمايند، در حق همه نيکي و مهرباني کنيد که خداوند مردم خودپسند و متکبّر را دوست ندارد ) 
و اين انگيزه تا جايي گسترش مي‏يابد که مي‏فرمايد «انّما المؤمنون اخوه» و حتي شامل مهرباني با حيوانات نيز مي‏شود . 
عيني‏ترين مصداق عمل به اين آيه و ساير آيات مشابه را مي‏توان در «وقف» مشاهده نمود. تاکنون هيچ وقفنامه‏اي يافت نشده که به نحوي از انحا يکي از موارد مطروحه در آيه ياد شده را جهت کمک و احسان تعيين ننموده باشد. اين وقفنامه‏ها علاوه بر اينکه خود مدارکي دال بر حقانيت دين مبين اسلام ـ به عنوان عالي‏ترين انديشه ـ در خدمت رفاه و خوشبختي انسانهايند، سندي جامع بر واقع‏نگري اسلام در درک فطرت و نياز بشري به‏شمار مي‏آيند. بد نيست به اختصار نگاهي به پاره‏اي از اين وقفنامه‏ها بيفکنيم : 
1
ـ «... در هر شب نقدا تسليم شصت نفر از شيعيان اثني‏عشريه ظاهرالاحتياج سواي چهل‏ويک نفر مقرّري هر شب نمايند که از آن وجه افطار کنند ...» 

(مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در امور خیرالمنفعه و وقف و وظایف واقفان و...)

ادامه دارد...

منبع:میراث جاودان

 



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:48 PM | نظرات 0 | لينک مطلب

انگيزه‏هاي فيزيولوژيک و ايمني  

انگيزه‏هاي فيزيولوژيک و ايمني بين انسان و حيوان مشترک هستند. اين انگيزه‏ها شامل نياز تشنگي، نياز امور جنسي، و بقاي ذات و.. هستند. مزلو معتقد است در جوامع بشري، ارضاي انگيزه‏هاي فيزيولوژيک نياز حياتي همه افراد است و اين انگيزه‏ها زيربناي اوليه کليه رفتارهاي آدمي را تشکيل مي‏دهند؛ در صورتي‏که انگيزه‏هاي فيزيولوژيکِ هر فرد برآورده شود، وي به دنبال ارضاي ساير انگيزه‏ها خواهد رفت. همچنين، ترکيب نيازها در آدميان با يکديگر متفاوت است. براي يک نفر ارضاي غريزه گرسنگي مهمترين انگيزه است و ديگري امنيت و سلامت از جنگ، امراض، بي‏ثباتي اقتصادي، عوارض طبيعي و غيره را نياز اصلي خود مي‏داند . 
بدين‏ترتيب جايگزيني انگيزه‏ها تا آخرين انگيزه براي فرد ادامه مي‏يابد و با توجه به وضعيت زندگي فرد، تغيير يافته، صعود يا نزول مي‏کند . 
انگيزه‏هاي فيزيولوژيک به عنوان انگيزه‏هايي ابتدايي و اوّليه در قرآن مورد توجه قرار گرفته است : 
«
وَاللّه‏ُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُيُوتِکُمْ سَکَنا وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ جُلوُدِ الْاَنعامِ بُيُوتا تَسْتَخِفّونَها يَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَ يَوْمَ اِقامَتِکُمْ وَ مِنْ اَصوافِها وَ اَوْبارِها وَ اَشْعارِها اثاثا وَ مَتاعا اِلي حين . 
وَاللّه‏ُ جَعَلَ لَکُمْ مِمّا خَلَقَ ظِلالاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ‏الْجِبالِ اَکْنانا وَ جَعَلَ لَکُمْ سرابيلَ تَقِيکُمُ الحَرَّ و سَرابيلَ تَقِيکُمْ بَاْسَکُمْ کَذلِکَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلّکُمْ تُسْلِمُونَ » 
(
نحل80 و 81 ) 
و خدا براي سکونت شما (سکونت دايم) منزلهايتان را و براي سکونت موقت از پوست چهارپايان خيمه‏ها را براي شما قرار داد تا وقت حرکت و سکون سبک‏وزن و قابل انتقال باشد و از پشم و کرک و موي «شتر و گوسفند» اثاث منزل و اسباب زندگاني براي شما خلق فرمود تا در حيات از آنها استفاده کنيد . 
و خدا براي آسايش شما از گرما سايبانهايي «از درختان و سقف و ديوار و کوهها مهيا ساخت و از غارهاي کوه براي شما پوشش و اتاقها قرار داد تا از سرما و گرما پناهي گيريد و نيز (از نباتات و کرم ابريشم و حيوانات) لباسي که شما را از گرماي آفتاب و سرماي زمستان بپوشاند خلق کرد و نيز براي آنکه در جنگ محفوظ مانيد لباس آهن مقرر گردانيد. اين‏چنين نعمتهايي را خدا بر شما تمام و کامل کرد تا مگر مطيع و تسليم امر او باشيد . 
و همچنين مي‏خوانيم : 
«
فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذاالْبَيْتِ. اَلّذي اَطْعَمَهُمْ مِنْ جوُعٍ وَ امَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » 
(
قريش 4 و 3 ) 
پس بايد خداي يگانه را بپرستيد که به آنها هنگام گرسنگي طعام داد و از ترس و خطر ايمنشان ساخت . 
اين آيات به نياز آدمي در خصوص گرسنگي، تشنگي، گرما و سرما اشاره مي‏نمايد و نکته جالب توجه اينکه اين نيازها در قرآن در کنار انگيزه بقاي ذات آورده شده است؛ آنجا که خداوند به آدم مي‏فرمايد : 
«
فَقُلْنا ياآدَمُ اِنَ‏هذاعَدُوٌّ لَکَ وَلِزَوجِکَ فَلايُخْرِجَنَّکُما مِنَ‏الجَنَّهِ فَتَشْقي. اِنَّ لَکَ اَلاّ تَجُوعَ فيها وَ لاَتعري . 
وَاَنَّکَ لاتَظْمَؤْا فيها وَ لاتَضْحي. فَوَسْوَسَ اِلَيْه‏الشَّيطانُ قال يا آدَمُ هَلْ اَدُلُّکَ عَلي شَجَرَةِ الخُلدِ و مُلکٍ لايَبْلَي » 
(
طه، 120ـ117 ) 
آن‏گاه گفتيم اي آدم محققا بدان که اين شيطان با تو و همسرت دشمن است. مبادا شما را از بهشت بيرون آرد از آن پس به شقاوت و بدبختي گرفتار شويد. همانا براي تو در بهشت هرگونه غذا و لباس آماده است نه هرگز در آنجا گرسنه شوي و نه عريان ماني. و نه هرگز در آنجا به تشنگي و گرماي آفتاب آزار بيني. شيطان در او وسوسه کرده و گفت: اي آدم آيا تو را به درخت ابديت و ملک جاوداني راهنمايي کنم؟  
در تفاسير درخت ابديت و ملک جاوداني (سلطنتي که هرگز کهنه نمي‏شود) را بقا و تداوم نسل دانسته‏اند. مرحوم آيت‏اللّه‏ طالقاني در تفسير پرتوي از قرآن، ملک جاوداني را تداوم نسل آدم مي‏داند که به‏عنوان يک شجره طيبه از حضرت آدم شروع مي‏شود و تا روز قيامت ادامه خواهد داشت(7). به همين‏نحو مي‏توان يکي از علل وقف نمودن مال و دارايي را توجه اين افراد به نيازهاي فيزيولوژيک نسل و فرزندان پس از خويش دانست؛ چرا که اکثر وقفنامه‏ها صراحتا بخشي از درآمد موقوفه را حق فرزندان واقف دانسته و حق توليت را نيز اکثر واقفين بعد از خود براي فرزندان ذکور و اناث خود ـ نسل بعد از نسل ـ قرار داده و تعيين کرده‏اند؛ لذا اين موارد درباره انگيزه‏هاي فيزيولوژيک قابل ذکرند : 
1
ـ اين انگيزه‏ها از بدو خلقت آدمي در نهاد وي به وديعه گذاشته شده است . 
2
ـ ارضاي اين انگيزه‏ها امري طبيعي و فطري است . 
3
ـ کوششها، اهداف و اعمال آدمي با توجه به اين انگيزه‏ها قابل تفسير و توجيه‏اند . 
4
ـ واقفين خيرانديش با وقف نمودن مال خود هم به ارضاي انگيزه‏هاي فرزندان نسل بعد از خود پرداخته و هم ثواب اخروي براي خود خريده‏اند . 
5
ـ واقفين خيرانديش به بقاي نسل خود کمک نموده‏اند. بدين‏دليل «وقف خاص»، عيني‏ترين نمود غريزه صيانت ذات و «وقف عام» عالي‏ترين نحوه ارضاي انگيزه صيانت نوع است . 
صيانت ذات در «غريزه پدري» نيز تجلي مي‏نمايد؛ زيرا عمر انسان محدود و حيات او فاني است و آدمي احياي وجود و بقاي خود را در اولادش مي‏بيند؛ بدين‏جهت مي‏خواهد خود را در وجود فرزندانش زنده نگاهدارد و از اين‏رو شاعر عرب فرزند صالح را بزرگترين نعمت خداوندي دانسته است : 
نِعَم الالِه علي‏العباد کثيرة  
واجلّهنَّ نجابة الاولاد  
نعمتهاي الهي بر بندگان بسيار است و مهم‏تر و آشکارتر از همه فرزندان صالح و نجيب است(8 ). 
و مي‏بينيم که خداوند بر بسياري از انبياي خود به‏واسطه اعطاي ذريه صالح منّت گذارده است : 
«
وَلَقَدْ اَرْسَلنا رُسلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ اَزْواجا وَ ذُرّيّةً » 
(
رعد، 38 ) 
و پيش از تو رسولاني فرستاديم و همسران و فرزنداني براي آنان مقرر کرديم . 
پيامبر گرامي اسلام مي‏فرمايد: «بهترين يادگار و ميراثي که انسان از خود به جاي مي‏گذارد سه چيز است: صدقه جاريه (وقف) که اجر و مزدش به او مي‏رسد، دانشي که بعد از او مورد عمل و استفاده واقع شود و فرزند شايسته‏اي که خيري در بر داشته باشد.» با توجه به اين حديث شريف سه مسأله مي‏توان بيان کرد : 
1
ـ وقف اموال و ارزش علم و ذريه صالح در يک رديف ذکر شده‏اند . 
2
ـ در طول تاريخ اسلام ارتباطي تفکيک‏ناپذير بين وقف اموال، دانش و فرزند صالح وجود داشته است . 
3
ـ وقف اموال باعث دستيابي آدمي به دانش و فرزند صالـح مي‏گردد؛ چرا که بسيـاري از واقفين خيرانديش اموال و دارايي خود را وقف ساختن مراکز علمي، مانند مـدارس و حـوزه‏هاي علميـه نموده و بدين‏وسيلـه به بسـط و گسترش دانش کمک شاياني نموده‏اند. و از جهت ديگر فرزندان آنها به عنوان متولّي عهده‏دار حفاظت و تـداوم فعاليتـهاي مدارس بوده‏اند و بسياري از آنان به‏واسطه تماس با اهل علم به جرگه آنان پيوسته و در نتيجه هم ثواب خيري به علت وقف اموال نصيب پدرانشان شده و هم خود اهل علم گشته‏اند و به عنوان فرزندان صالحِ واقفين تداوم‏دهنده عمل حسنه پدران خود گرديده‏اند . 

(مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در امور خیرالمنفعه و وقف و وظایف واقفان و...)

ادامه دارد...

منبع:میراث جاودان

 



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:47 PM | نظرات 0 | لينک مطلب

مقدمه  

روان‏شناسي يا رفتارشناسي را دانش بررسي رفتار موجود زنده گفته‏اند(1). در چارچوبه اين تعريف کليه حرکات، سکنات و اعمال يک فرد مي‏تواند تحت عنوان روان‏شناسي آن رفتار نامگذاري شود؛ مثل روان‏شناسي خجالت، روان‏شناسي عصيان و غيره. بر اين مبنا کالبدشکافي رواني وقف، بررسي چرايي و چگونگي يک نحوه خاص رفتار (وقف) و نيت‏شناسي آن را در برمي گيرد . 
نيت، هدف‏گيري، جهت‏يابي يا مقصدي است که در هنگام عمل بر ذهن عمل‏کننده مستولي است (2) بنابراين ارزش تصميم و اقدامِ هدف‏دار به ارزش هدفي که انسان را تحريک و وادار به اقدام کرده و به انگيزه زيربنايي مغز و روان او باز مي‏گردد(3).در هر دو مورد براي تحليل و توجيه عمل وقف مي‏توانستيم به نظريه‏هاي گونه‏گون علم روان‏شناسي توسل جوئيم . 
نظريه ويل‏دورانت: اين نويسنده در کتاب مشهور لذّات فلسفه خصايص و ويژگيهاي بارز شخصيتي افراد را در سنين مختلف به اين صورت طبقه‏بندي کرده است:(4)اين خصايص کم و بيش در مورد کليه افراد سنين موردنظر صادق است . 
اريک اريکسون نيز تقريبا همين تقسيم‏بندي را از خصايص رواني افراد ارائه مي‏کند(5).وجه مشترک اين تقسيم‏بندي‏ها در حقيقت ارائه ملاکي مؤثر براي تجزيه و تحليل رفتار آدميان است . 
نکاتي که ويل‏دورانت در مورد خصايص افراد مسن جامعه ذکر مي‏کند در بسياري از موارد به‏عنوان خصايص اکثر واقفين مصداق دارد؛ چرا که در مطالعه وقفنامه‏ها به اين نکته آگاهي مي‏يابيم که معمولاً واقفين در سنين بالاي عمر، مال و دارايي خود را وقف نموده‏اند؛ مثلاً در وقفنامه‏ها مي‏خوانيم: واقف «در حالت صحت عقل و کمال شعور» مال خود را وقف نموده است. در وقفنامه مدرسه نوريه اصفهان درباره واقف آمده است: «... هميشه به صفات کمال موصوف بوده و الحال که سن شريفش پنجاه و دو که حد کمال، رسيده کمالي ديگر يافته و...» اين همه مؤيّد اين مدعاست که بسياري از واقفين مراحل جواني و ميانسالي خود را طي کرده و به‏زعم ويل‏دورانت از مرحله بازي و کار گذشته و در مرحله استراحت دست به وقف اموالشان زده‏اند، و اين امري کاملاً منطقي و طبيعي است . 
با توجه به نظريه يادشده، واقفين معمولاً کساني هستند که البته اين خصايص لزوما در مورد همه واقفين صدق نمي‏کند و چه‏بسا واقفاني بوده‏اند که به علت موقعيت ويژه سياسي و اقتصادي در سنين جواني مال و دارايي خود را  
1
ـ در مرحله ميانسالي و پيري هستند . 
2
ـ نه غريزه و استقرا، بلکه برهان و پختگي عقل و منطق بر شخصيت آنها حاکم است . 
3
ـ از مرحله هنر و دانش گذشته و دين و حکمت مبناي عمل و رفتار آنهاست . 
4
ـ اين حاکميت دين و حکمت مي‏تواند علاوه بر تسلط عقل منبعث از محافظه‏کاري و دورانديشي باشد . 
وقف نموده‏اند؛ مانند بعضي از پادشاهان سلسله صفويه بزرگان سياست . 
نکته ديگر اينکه نظريه ويل‏دورانت در مورد خصايص فردي حاکم بر افراد است و در مورد انگيزه‏ها و عواطف سخني نمي‏گويد؛ در حالي‏که انگيزه‏ها و عواطف هستند که خصايص بارز شخصيتي هر فرد را تعيين مي‏کنند. براي ادراک بهتر موضوع، نظريه طبقه‏بندي نيازهاي آدمي را که آبراهام مزلو بيان نموده شرح مي‏دهيم : 
نظريه آبراهام مزلو: وي معتقد است «انگيزه‏ها » (Motives) ـ يا «نيازها» ـ دلايل رفتار آدمي هستند؛ آنها موجب آغاز و ادامه فعاليت مي‏شوند و جهت کلي رفتار يک فرد را معين مي‏کنند. بايد توجه داشت که اصطلاح نياز (Need) در اينجا به معني ضرورت آني يا خواست عاجل نيست و معني آن صرفا چيزي است که در درون فرد او را به عمل وادار مي‏کند(6 ). 
مزلو در يک چارچوب نظري به توضيح نيازهاي آدمي مي‏پردازد. به‏زعم وي نيازهاي آدمي از لحاظ اهميت داراي مراتبي هستند : 
1
ـ نيازهاي فيزيولوژيک  
2
ـ نيازهاي ايمني (تأمين ) 
3
ـ نياز تعلق اجتماعي  
4
ـ نياز احترام  
5
ـ نياز تحقق خويشتن  
به نظر مزلو اين نيازها به‏عنوان محرک رفتاري در درون هر فردي موجودند؛ ضمن اينکه مي‏توانند به‏عنوان يک نياز جمعي مطرح شوند. اين نيازها را مي‏توان به دو دسته کلي تقسيم کرد : 
1
ـ نيازهاي فردي مرتبط با خود (بقاي ذات ) 
2
ـ نيازهاي فردي مرتبط با افراد تحت مسؤوليت فرد (بقاي نوع ) 
مثلاً، نياز به غذا در حالت گرسنگي فردي و کوشش براي ارضاي آن يک نياز طبقه اوّل است و نياز به غذا براي زن و فرزندان و افراد تحت سرپرستي فرد و کوشش جهت ارضاي آن جزو نيازهاي طبقه دوم به‏شمار مي‏آيد. اينک به بيان رابطه اين دو نوع نياز با مسأله وقف مي‏پردازيم : 

(مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در امور خیرالمنفعه و وقف و وظایف واقفان و...)

ادامه دارد...

منبع:میراث جاودان

  



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:45 PM | نظرات 0 | لينک مطلب

اهميت اقتصادي ـ اجتماعي وقف 

علاوه براينکه وقف از نظر عامل کالبدي در ساختمان‏سازي مناطق مسکوني، بخشهاي بازرگاني و تأسيسات مذهبي شهرهاي شرق اسلامي اهميت برجسته‏اي دارد، از لحاظ اجتماعي ـ اقتصادي در حال حاضر نيز کارکردهاي فراوان مهمي را در زندگي روزانه و رويدادهاي مذهبي بسياري از شهرهاي جهان اسلام ايفا مي‏کند، به طوري‏که به شهرها نوعي برجستگي ديني و فرهنگي ـ تاريخي مي‏بخشد. چهار کارکرد اصلي زير از نظر اهميت اجتماعي ـ اقتصادي نهاد وقف در شهرها بيش از همه درخور توجه است. پژوهشهاي ياد شده شواهد مثبتي را در اين زمينه‏ها ارائه کرده‏اند. البته نقش اين کارکردها در شهرهاي متوسط و کوچک به مراتب بيش از شهرهاي بزرگ است: 
1ـ تهيّه و تدارک قسمت اعظم وظايف و وقايع و مراسم ديني هميشگي و ديرنده جامعه در شهرها از جمله سازماندهي و تقبل و تأمين تمام يا قسمتي از هزينه‏هاي جاري و تعميرات و مرمت مساجد، حوزه‏هاي علميه و حسينيه‏ها و برگزاري مراسم عزاداري و اعياد و جشنهاي مذهبي و ساير مناسبت‏ها و رويدادهاي ديني در ايام تعطيلات مذهبي از محل تخصيص عوايد موقوفات. (18). 
2ـ کمک‏هاي گوناگون به فقرا و بينوايان و دانش‏آموزان و مدارس شهري، و اداره و نگهداري برخي از بيمارستانها، حمام‏ها و آب‏انبارها و انجام‏دادن ساير امورخيريه و عام‏المنفعه از محل عايدات موقوفات. 
3ـ تأمين مساکن ارزان قيمت براي مردم نادار و واگذاري زمين‏هاي وقفي به اجاره طويل‏المدت به مردم و اجاره‏دادن مغازه‏ها و کارگاهها با اجاره ارزان و در برخي از کشورها، دريافت سرقفلي کمتر از مغازه‏ها و کارگاه‏ها براي مقاصد داد و ستد و پيشه‏وري، بخصوص در بازار. شايد به‏واسطه همين ناچيزبودن اجاره‏بهاي مستغلات بازار است که بخشي از بازار هنوز توان رقابت با بخشها و مراکز بازرگاني و پيشه‏وري نوين شهري بيرون از بازار را دارد. (19) 
در اين‏باره هنوز مطالعات تطبيقي بين مغازه‏هاي خرده‏فروشي و کارگاههاي وقفي بازار و غيروقفي خارج از بازار انجام نشده است. 
4ـ کارآفريني: جمع کثيري شاغل به‏طور مستقيم در املاک، اماکن متبرکه، تأسيسات، مستغلات بازرگاني و صنعتي و سازمانهاي اوقاف شهرها و کشورهاي اسلامي به کار اشتغال دارند. از اين لحاظ آستان‏قدس رضوي در صدر کارفرماهاي اوقافي کشورهاي اسلامي است (20) در کشورهاي اسلامي و حتي در فلسطين و بيت‏المقدس نه‏تنها اداره موقوفات به دست متولّيها با کارکنان زيادي صورت مي‏گيرد، بلکه سازمان‏هاي دولتي نيز براي اداره امور موقوفات تأسيس شده است. از باب مثال در مراکش تنها در سازمان مرکزي اوقاف و شهر مراکش چند صد نفر در استخدام‏اند، (21) در بيت‏المقدس، مسجدالاقصي به تنهايي داراي سازمان اداري با 157 نفر کارمند مي‏باشد و در کرانه غربي مجموع کارمندان سازمان اوقاف 568 نفر است (22) 

اهميت سياسي وقف 

موقوفات ديني بنابر ماهيت وقف، ابدي و دائمي و غيرقابل فروش و انتقال‏اند (تحبيس‏الاصل) و منافع آنها در راه مقاصد خير و براي کارکردها و مصالح جامعه مسلمين (تسبيل‏المنفعه) معين شده‏اند (23) هرگاه پاره‏اي از موقوفات در طول تاريخ بنا به دلايلي به‏دست فراموشي سپرده شده و به تصرف خصوصي و يا تحت مالکيت عمومي درآمده‏اند، باز هم موقوفات ديگري جايگزين آنها شده و مقاصد آنها را براي قرنها برآورده ساخته و ادامه داده‏اند. در چنين مواردي موقوفات يا رقبات موقوفه بخصوص املاک غيرمنقول چون مساجد، حوزه‏هاي علميه، حمام‏هاي عمومي و بازارها، که کم و بيش داراي ساختار پايدار و ديرپايي هستند، ظاهرا در موارد زيادي به صورت موانع کالبدي در مقابل هرگونه نوگرايي يا دگرگونيهاي شهري قرار مي‏گيرند. درست به همين‏سبب موقوفات هنگامي ابعاد سياسي جهاني به خود مي‏گيرند که روزگاري در گذشته در چهارچوب سياسي ـ ديني ديگر، تحت حکومتهاي اسلامي وقف، وقف مؤبّد شده‏اند، ولي اکنون با تغيير وضعيت سياسي و سلطه حکومت‏هاي غيراسلامي بر آنها در قرن حاضر در مقابل نظام سلطه و نظام اجتماعي موجود چونان جسمي خارجي يا بيگانه عمل مي‏کنند؛ به عنوان مثال مي‏توان از اموال غيرمنقول و مستغلات وقفي وسيع اسلامي ادارات اوقاف در بيت‏المقدس (24) و در مناطق تحت اشغال اسرائيل در کرانه باختري نام برد و يا به ساختارهاي وقفي پايدار در دهلي و ساير شهرهاي شمال‏غربي هندوستان اشاره کرد که در گذشته در دوران فرمانروايي مسلمانان احداث شده‏اند، لکن امروزه زيرنظر دولت‏هاي غيراسلامي اداره مي‏شوند (25) دولت اسرائيل مي‏خواهد بيت‏المقدس را به عنوان پايتخت گسترش دهد و همين موقوفات را از موانع توسعه به‏شمار مي‏آورد. امّا دولت اسرائيل به‏خاطر حرمت موقوفات نزد مسلمين قادر به دستيازي بدانها نيست و گويا بنا به ملاحظات سياسي مايل به اين کار هم نباشد. تأسيس وزارتخانه‏ها و سازمانهاي اوقاف و امورخيريه در کشورهاي اسلامي نشان‏دهنده اهميت سياسي نهاد وقف در حال حاضر است. اشتوبر اين امر را در مراکش بررسي کرده و از مناطق مسکوني جديدي که به دست وزارت «حبوس (اوقاف) و امور اسلامي» بر پايه وقف و خيرات بنا شده است، نام مي‏برد (26). 
آنچه در اينجا چکيده‏وار درباره آثار نهادهاي ديني بر پيکر اقتصاد جامعه شهر در شرق اسلامي طرح شد، بي‏شک جنبه‏اي از فرديت شهرنشيني حوزه فرهنگي خاص اسلامي ـ شرقي است، که تاکنون تنها به برخي از جهات آثار آن پرداخته‏اند. شايد اينالچيک ـ که پيش‏تر از او نقل‏قول کرده‏ايم، حق دارد وقتي در سال 1990م مي‏نويسد: «مردم‏شناسان و جغرافيدانان فقط وقتي پي به حقيقت خواهند برد، که پژوهشهاي ميداني لازم در آرشيوها درباره شهرهاي اسلامي انجام شده باش». (27)

پی نوشت:

1- Ehlers, E. Die Stadt des 
Islamischen Orients - Modell 
und Wirklichkeit, in Geographische Rundschau 45, 
H. 1, 1993, S. 32-39 
. 
2- Bussons De Janssens, G.: 1951/1953; Heffening, W.: 1934 
. 
3- Gaube, H. & Wirth, E.: 1984. 
4- Gaube, H. & Wirth, E.: 1978. 
5- Inalcik, H.: 1973, 1978, 1990. 
6- Mantaan, R.: 1962. 
7- Raymond, A.: 1979. 
8- Stoeber, G.: 1985, 1986. 
9- bonine, M.E.: 1987. 
10- khater, J.: 1987. 
11- MOMENI, M.: 1976. 
12- Ehlers, E. & Momeni, M.:1989. 
13- بوزاخانه: مغازه‏هايي که در آن نوعي نوشيدني غليظ مخمر خرده‏نان عرضه مي‏شود. (ترجمين). 
14- Monaster. 
15- Ueskuep, Bursa. 
16- آقچه: واژه مغولي به معني زر يا سيم مسکوک و توسعاهر مسکوکي (دهخدا ج1 ص141) (مترجمين). 
17- دوکات: يک سکه طلاي ونيزي 
ـ از لحاظ اهميت تکويني و مکاني 
ـ از لحاظ اهميت اجتماعي ـ اقتصادي 
ـ و از لحاظ اهميت سياسي. 
18- Ehlers, E. & Momeni, M.: 1989. 
19- Johnsen, B.: 1981/2, pp.139-161;..Bonine, M.E.: 1987. 
20- Bonine, M.e.: 1987 
تعداد کارمندان و کارگران آستان قدس که ماهيانه 65 ميليون ريال حقوق مي‏گيرند 1732 تن است. (ر.ک به سليمي‏فر، مصطفي 1370، ص106) (مترجمين). 
21- Stoeber, G.: 1986. pp. 
101-125. 
22- Khater, J.: 1987, p. 217. 
23- وقف عبارت است از متوقف ساختن مالکيت خصوصي و شخصي و عمومي کردن منافع آن در راه خدا و مردم و آن به اعتبار کساني که ملک يا مال آنها وقف مي‏شود و به دو نوع تقسيم مي‏شود، وقف عام و وقف خاص (خميني، روح‏اللّه‏ (امام) 1359، ص128) (مترجمين). 
24- Khater, j.: 1987, p. 219. 
25- Kraft, T.: Malik, S.J.: 
1990. 
26- Inalcik, H.: 1990, p.21. 
27- Abu- Lughod. J.: 1987.

(مربوط به محور همت مضاعف و کار مضاعف در امور خیرالمنفعه و وقف و وظایف واقفان و...)

منبع:میراث جاودان

نويسنده: مصطفي مؤمني - محمد حسن ضياء توانا 

  



 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:43 PM | نظرات 0 | لينک مطلب

پيشگفتار  

مقاله حاضر بخش پنجم از مقاله «شهر شرق اسلامي؛ مدل و واقعيت» (1) نوشته آقاي پروفسور دکتر اکارت اهلرز، استاد و رئيس مؤسسه‏هاي جغرافيايي و معاون دانشگاه بن آلمان و دبيرکل اتحاديه بين‏المللي جغرافي‏دانان جهان است. ايشان در اين مقاله، به مرور طرحها يا مدلهايي که جغرافي‏دانان غربي از شهرهاي سرزمين‏هاي اسلامي ارائه کرده‏اند، پرداخته و سعي در نقد و تکميل دستاوردهاي آنها و بخصوص افزودن دو خصيصه اصلي اين شهرها، يعني رابطه شهر و ده و وقف و آثار اين دو در توسعه شهرها مي‏نمايد و در نهايت به ارائه طرح جديدي از وضعيت کنوني اين شهرها مي‏پردازد . 
نگارندگان و مترجمين، هر جا که روشن‏تر شدن متن و بيان مضامين مقاله اقتضا مي‏کرد، در عين وفاداري کامل به متن مقاله و نظريات مؤلف، نکات لازم را شرح و بسط داده و يا از مقالات آقاي اهلرز در اين زمينه و ساير مستندات ايشان از منابع ديگر در همين مقوله نکاتي را بر آن افزوده‏اند. علاوه بر اين، نکات ارزنده ديگري نيز از سخنراني‏هاي ايشان درباره رابطه شهـر و ده و شهرهاي اسلامي (ايـراد شـده در روزهـاي هفتـم و هشتـم مهرماه 1370 در گروه جغرافياي دانشگـاه شهيد بهشتي) در ترجمه مقاله گنجانيده شده است . 

جايگاه وقف در نظام شهرسازي  

برخلاف اسلام‏شناسان و مورخين، که همواره بر نقش دين و مجموعه غني اسناد و مدارک به‏عنوان منبع پژوهش فرهنگ شهري آفريده اسلام تأکيد ورزيده‏اند و از آن استفاده مي‏برند، جغرافي‏دانان تاکنون از چنين مباني و سرچشمه‏هايي به ندرت استفاده کرده‏اند و يا اصولاً هيچ‏گونه سودي نبرده‏اند. در حالي‏که پيوسته آشکارتر مي‏شود که موقوفات (وقف يا حبس) از نظر تاريخي بسيار پراهميت‏اند و حتي در حال حاضر در برخي جاها از اهميت سرشاري برخوردارند. نهاد وقف يا موقوفات براي جغرافياي اجتماعي، فرهنگي و جغرافياي اقتصادي شرق اسلامي و به‏ويژه شهرهاي آن از سه جنبه يا لحاظ داراي اهميت است : 
ـ از لحاظ اهميت تکويني و مکاني  
ـ از لحاظ اهميت اجتماعي ـ اقتصادي  
ـ و از لحاظ اهميت سياسي  
بحث درباره اين جهات و آثار آنها از جنبه‏هاي گوناگون در چهارچوب تنگ مقاله حاضر ناگزير بايد بسيار کوتاه باشد و تنها به پرسش درباره جنبه‏هاي هويت‏آفريني آنها بپردازد . 
با اينکه سابقه وقف به روزگار پيامبر اسلام مي‏رسد،(2)جريان شهرآفريني و شکل‏دهندگي شهري آن در مقياس وسيع به دوران عثماني و صفوي بر مي‏گردد. در ميان آثار برجسته اسلام‏شناسان و تاريخ‏شناسان مي‏توان به مطالعات دانشمنداني چون گابه و ويرت درباره حلب (3) و اصفهان (4) اينالچيک راجع به امپراطوري عثماني و استانبول (5) و مانتران در خصوص استانبول (6) و يا بررسيهاي رايموند در باب قاهره و حلب (7) اشاره کرد. اين آثار خصلت شهرآفريني موقوفات را به‏طور قانع‏کننده‏اي نشان مي‏دهند. از ميان جغرافيدانان علاوه بر ويرت، گروه ديگري نيز دست به کاوشهاي فراواني زده‏اند که اهميت شهرسازي، اجتماعي و اقتصادي اين نهاد اسلامي را به قدر کافي در حال حاضر روشن و اثبات مي‏کند، از جمله مي‏توان پژوهشهاي اشتوبر درباره شمال مراکش (8) و بناين در مورد ايران مرکزي ـ يزد (9)ـ، خاطر در خصوص کرانه باختري و بيت‏المقدس (10) و مؤمني راجع به ملاير (11) و اهلرز ـ مؤمني راجع به تفت (12) را نام برد . 
رشد و بالندگي شهرها در قلمرو عثماني و صفوي از قرن شانزدهم تا قرن هجدهم ميلادي بدون توجه به نهاد وقف تقريبا تصورناپذير است. با وجود مثالهاي فراوان درباره نقش و آثار وقف در توسعه شهري تنها با اشاره‏اي به تأثير وقف در استانبول اکتفا مي‏کنيم. استانبول سده پانزدهم و شانزدهم، سيزده ناحيه داشت، که هر يک شامل چندين محله و مجموعا 219 محله بود و مساجد هر يک از محلات را عوايد موقوفات متنوع بزرگ و کوچک پشتيباني و اداره مي‏کرد . 
در ادامه چکيده وقف‏نامه يکي از صدراعظم‏هاي عثماني را به نقل از اينالچيک ـ مورخ ترک ـ مي‏آوريم. از اين سند مي‏توان به چگونگي ساختمان و مديريت و موقوفات چنين ناحيه‏اي در استانبول پي‏برد . 
ناحيه داوود پاشا:... خواجه داوود پاشا (صدراعظم عثماني از سال 1482 تا 1497 ميلادي / 887 تا 903ه.ق) يک مسجد، يک مسافرخانه، يک مدرسه، يک دبستان و يک چهارباغ با چشمه و فواره، و يک بازار (= چارشي) بزرگ با 108 دکان و 11 حجره پيرامون مسجد، در منطقه‏اي که اکنون به نام او در ساحل مرمره ناميده مي‏شود، بنا کرد و در آنجا يک قصر، يک حمام، يک بوزاخانه، (13) 11 دکان و يک اسکله... ساخت و نيز 6 حمام در استانبول و جاهاي ديگر يک دبستان در منستير، (14) تعدادي دکان در اوزکوپ و بورسا، (15) عمارت کرد و عوايد 12 پارچه آبادي و درآمد سالانه‏اي برابر 886/ 378 آقچه (16) (حدود 7500 دوکات )... (17) فراهم آورد . 
اين سند و وقفنامه‏هاي ديگر گواه بر آن است که بسياري از اين محلات از محل درآمد موقوفات روستاها ساخته شده‏اند و مساجد آنها نيز از محل عايدات رقبات موقوفه شهري و روستايي ساخته و اداره مي‏شوند. در زمينه رابطه  
شهر و روستا، استفاده از بهره مالکانه و اجاره در چهارچوب نظام سرمايه‏داري بهره‏بري از روستا بود. اين قبيل تأسيسات شهري شايان توجه است. تأثير موقوفات بر استانبول چشمگير و مهمّ است. حلب، اصفهان و ساير مراکز بازرگاني نيز در دوران عثماني و صفوي از بابت کثرت و اهميت موقوفات به همين‏ترتيب داراي اهميت بسيارند، لکن شهرهاي کوچک‏تر نيز از نظر استفاده عظيم از وقف دست کمي از آنها ندارند. بنياد شهر دولت‏آباد ملاير در دوران فتحعلي‏شاه قاجار و فرزند او شيخ علي ميرزا شيخ‏الملوک براساس نهاد وقف بوده و وجود مسجد جامع، مدرسه، حمام و بازار با 116 باب دکان و يک باب کاروانسرا بر اساس سنگ وقف مورخ 1236 و وقفنامه 1327ه.ق. نمونه‏اي از حضور نهاد وقف در تأسيس شهرهاي کوچک به شمار مي‏رود . 
در بخشي از متن سنگ وقف شيخ‏الملوکي و متن وقفنامه مکتوب شيخ‏الملوکي آمده است : 
« وقف مؤبّد و حبس مخلّد فرمود ـ اطال‏اللّه‏ عمره و خلّداللّه‏ دولته ـ کل شش‏دانگ دکاکين، بازار و کاروانسرا و حمام دارالشجاعه دولت‏آباد به انضمام سه‏دانگ از خيرآباد که به مصرف مسجد و مدرسه برسانند. تحريرا في سنه 1236 .» 
از وقفنامه شيخ علي‏ميرزا ملقب به شيخ‏الملوک علاوه بر اصل آن، که نزد متولي محفوظ است، حداقل دو سواد، که يکي از آنها به‏وسيله اداره معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه ملاير در تاريخ 20 آذرماه 1304ش با اصل مطابقت داده شده است، در سازمان اوقاف و امور خيريه تهران وجود دارد که با ساير رونوشتها جز در چند لغت معمولي اختلافي ندارد. متن وقفنامه شيخ‏الملوکي از روي همين «سواد وقفنامه مرحوم مغفور شيخ‏الملوک جنت مکان است، که بيست و دو نفر از آقايان عظام و علما و سادات طباطبائي طهران و همدان و بروجرد و ملاير رحمهم‏اللّه‏ عليهم مزين و مختوم فرموده‏اند. 22 جمادي‏الاولي 1344 و آذرماه جلالي 1304 » 
مهر و تأييد بسياري از علماي عصر از جمله براساس سواد ديگري از وقفنامه، آقا عبدالحسين و آقا محمدعلي کرمانشهاني، آقا ميرزاابوالقاسم امام جمعه تهران و آقايان طباطبائي بروجرد نيز در وقفنامه ملاحظه مي‏شود . 
در مورد تأثير جنبه‏هاي کنوني وقف در شهرنشيني سرزمين‏هاي اسلامي مشخصا تاکنون در نوشتارها مطلبي ذکر نشده، اين از آن‏رو نيست که پديده وقف ناچيز و پراکندگي موقوفات در شهرها و تأسيسات شهري اندک است، بلکه بيشتر بدان سبب است که تا به حال به آن توجّه کمي شده و پژوهشهاي اندکي در آن باب انجام گرفته است . 


 نگاشته شده توسط محمدرضا رشیدی در چهارشنبه 26 خرداد 1389  ساعت 1:41 PM | نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :10
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
Powered By Rasekhoon.net