انگيزه اجتماعي (تعلق
)
پس از آنکه
نيازهاي فيزيولوژيک و ايمني تا اندازهاي ارضا شدند، نيازهاي اجتماعي بر شخصيت
آدمي مسلط ميشود؛ چرا که انسان موجودي اجتماعي است. اغلبِ افراد دوستدارِ رابطه
متقابل با ديگران هستند. و دوست دارند در وضعي قرار بگيرند که مورد علاقه و پذيرش
ديگران واقع شوند(9). انگيزه اجتماعي باعث ميشود تا آدمي به خيرخواهي براي
جامعهاي که خود فردي از افراد آن است سوق يابد
.
دريدبن حمة گويد
:
و هل انا الاّ من غزية اِنْ غوتْ
غَوَيتُ و انْ تَرشدُ غرية اَرشدُ
(
من اهل قبيله «غريه»ام که اگر گمراه و بدبخت و
سرگردان شود من نيز به اين بلايا گرفتار آيم و اگر به رشد و کمال و خوشبختي رسد
گويي من نيز بدانها دست يافتهام(10).) و
مقنع کندي گويد
:
و انّالذي بيني و بين بني أبي و بين بني عمّي
لمختلف جدّا فان اکلوا لحمي وَ فرتُ لحومهم و ان هدموا مجدي بنيتُ لهم مجدا و ان
ضيّعوا غيبي حفظتُ غيوبهم و ان هم هووا غيّي هويتُ لهم رشدا
بين من و فرزندان پدرم و پسرعموهايم اختلاف شديد
است. اگر مرا تکهتکه کنند و بخورند من گوشت بدن آنها را زيادت کنم و اگر مقام و
مجد مرا ويران کنند من براي آنان مجد و بزرگي فراهم کنم و اگر غيبت من نموده و
ناسزا گويند من حفظالغيب آنان کنم و اگر آنان هلاکت و سقوط مرا بخواهند من هدايت
و سعادت آنها را ميخواهم(11
).)
اين انگيزهها باعث ايجاد دو دسته خصايص «روابط
اجتماعي» و «روابط خانوادگي» در افراد ميگردد. تجلّي خصوصيات مربوط به روابط
اجتماعي در افراد عبارت است از رفتار خوب با مردم، جود و احسان، تعاون و همکاري،
اتحاد و همبستگي، امر به معروف و نهي از منکر، عفو و ايثار و... تجلي خصوصيات
مربوط به روابط خانوادگي در افراد عبارت است از نيکي به والدين و خويشاوندان، حُسن
معاشرت همسران با يکديگر، سرپرستي خانواده و پرداخت نفقه به آنها و
...
وقف به عنوان يک پديده اجتماعي در حقيقت بر هر
دو دسته روابط اجتماعي و روابط خانوادگيِ واقف تأثير مثبت ميگذارد
.
خداوند با بذل توجه به انگيزه اجتماعي، مردم را
به زندگي براساس تعاون در راه خير عام دعوت مينمايد و ميفرمايد: «و تعاونوا
عليالبرّ والتقوي و لاتعاونوا عليالاثم والعدوان» و ترتيب اين تعاون جمعي را به
حسب ترتيب اقوام و بستگان قرار داده است تا اينکه بر بهترين پايهها استوار باشد
«و وصّينا الانسان بوالديه احسانا حملته امّه کرها و وضعته کرها» سپس دايره عواطف
اجتماعي را گسترش و وسعت داده و مؤمنان را به توجه به ناتوانان و ايتام و مساکين و
همسايگان و غيره دعوت کرده، همه اين امور را عبادت دانسته ميفرمايد
:
«
وَاعْبُدُوااللّهَ وَ لاتشرکُوا به شيْئا وَ
بِالوالِدَيْنِ اِحسانا وَ بِذيِ الْقُربي وَاليَتامي وَالْمَساکينِ وَالْجار
ذِيالْقربي وَالْجارِالجُنبِ وَالصّاحِبِ بِالجَنْبِ وَ ابْنِالسّبيل وَ ما
مَلَکَتْ اَيمانُکُم اَنَاللّهَ لايُحبُّ مَنْ کانَ مُخْتالاً فَخُورا
.»
(
نساء،36
)
خداي يکتا را بپرستيد و چيزي را بر او شريک قرار
ندهيد و نسبت به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و همسايه بيگانه و دوستان
موافق و رهگذران و بندگان و کساني که زيردست شمايند، در حق همه نيکي و مهرباني
کنيد که خداوند مردم خودپسند و متکبّر را دوست ندارد
)
و اين انگيزه تا جايي گسترش مييابد که
ميفرمايد «انّما المؤمنون اخوه» و حتي شامل مهرباني با حيوانات نيز ميشود
.
عينيترين مصداق عمل به اين آيه و ساير آيات
مشابه را ميتوان در «وقف» مشاهده نمود. تاکنون هيچ وقفنامهاي يافت نشده که به
نحوي از انحا يکي از موارد مطروحه در آيه ياد شده را جهت کمک و احسان تعيين ننموده
باشد. اين وقفنامهها علاوه بر اينکه خود مدارکي دال بر حقانيت دين مبين اسلام ـ
به عنوان عاليترين انديشه ـ در خدمت رفاه و خوشبختي انسانهايند، سندي جامع بر
واقعنگري اسلام در درک فطرت و نياز بشري بهشمار ميآيند. بد نيست به اختصار
نگاهي به پارهاي از اين وقفنامهها بيفکنيم
:
1
ـ «... در هر شب نقدا تسليم شصت نفر از شيعيان
اثنيعشريه ظاهرالاحتياج سواي چهلويک نفر مقرّري هر شب نمايند که از آن وجه افطار
کنند
...»
(مربوط به محور همت
مضاعف و کار مضاعف در امور خیرالمنفعه و وقف و وظایف واقفان و...)
ادامه دارد...
منبع:میراث جاودان
