خبر خوش در روز امامت امام زمان(عج)

در سالروز امامت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف علیه السلام خبر خوشی بود تبریک به همگی

شارون قصاب «صبرا و شتیلا» به درک واصل شد

بفرمایید شیرینی امامت آقا و گور به گور شدن شارون :)))

الحمدولله که روز امامت حضرت مهدی خدا عیدیمونو داد و این مردک به درک واصل شد...........



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 دی 1392  ساعت 9:46 PM | نظرات (0)

پیامبر در شب معراج عذاب زنان امتشان را دیدند...

مولا علی (ع) می فرمایند : من و فاطمه به محضر مبارک رسول خدا (ص) مشرف شدیم و او را در حالی که شدیدا گریه میکرد مشاهده نمودیم به او گفتم : پدر و مادرم به فدایت ، چه چیزی شما را به گریه واداشته است ؟ حضرت فرمود : ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم ، زنان امت خود را در عذاب شدید دیدم به طوری که آنها را نشناختم . از همین رو برای آنچه از شدت عذاب آنها دیدم گریان هستم بعد فرمود :



1-زنی را دیدم که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، و مغز سرش می جوشید.

2-زنی را دیدم که به زبانش آویزان بود ، و حمیم در حلق او می ریختند.

3-زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید.

4-زنی را دیدم که دو پایش به دستهایش بسته و بر او مارها و عقربها مسلط بودند.

5-زنی را دیدم که به دو پستانش آویزان شده بود.

6-زنی را دیدم کر و کور و لال ، در حالی که در تابوتی از آتش ، مغز سرش از دماغش خارج میشد و بدن او به صورت جذام و برص می بود.

7-زنی را دیدم که به دو پایش آویزان کرده اند ، در حالی که در تنوری از آتش بود.

8-زنی را دیدم که گوشت بدنش را از قسمت جلو و عقب به وسیله قیچیهائی از آتش جدا می کردند.

9-زنی را دیدم که صورت و دستهایش آتش گرفته ، در حالی که روده هایش را میخورد.

10-زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدن او بدن الاغ ، و بر او هزار هزار انواع عذاب بود.

11-زنی دیدم به صورت سگ که آتش از عقب او خارج میشد و ملائکه با گرز آهنین از آتش بر سر و بدنش می کوبند.

بعد حضرت فاطمه (س) خطاب به پدر بزرگوارش فرمود : به من بگو که این زنان عمل و روششان چه بود که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است ؟

رسول خدا (ص) فرمود :

آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ، برای این بود که موهایش را از مردان نامحرم نمی پوشانید.

آن زنی که به زبانش آویزان بود ، برای این بود که شوهرش را با زبانش اذیت میکرد.

اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ، بدنش را برای مردم زینت میکرد.

آن زنی که به پاهایش آویزان بود برای اینکه از خانه بدون اجازه شوهرش خارج میشد.

اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود ، از همبستر شدن با شوهرش خود داری میکرد.

آن زنی که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط بودند ، برای اینکه از آبی که نجس و آلوده بود برای وضوء و شست وشوی استفاده می کرده و رعایت پاکی و نجسی را نمی نموده است. و همچنین با لباس نجس و کثیف بوده و پس از جنابت و حیض غسل انجام نمی کرد و در نمازش سستی میکرد.

اما آن زنی که کر و لال بود از راه زنا بچه دار میشد و به شوهرش نسبت می داد.

آن زنی که صورت و بدنش را با قیچی جدا می کردند ، خود را بر مردان عرضه میکرد.

اما آن زنی که صورت و بدنش می سوخت ، در حالی که روده هایش را می خورد برای اینکه واسطه عمل منافی عفت بود.

آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود سخن چین و دروغگو بود.

آن زنی که بصورت سگ بود به خاطر آنکه در دنیا آوازه خوان و حسود بود.

آنگاه رسول خدا (ص) فرمود : وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند ، و سعادتمند آن زنی است که شوهرش از او راضی باشد.

عیون الاخبار الرضا جلد 1 صفحه 249  و بحارالانوار جلد 103 صفحه 246



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 دی 1392  ساعت 4:09 PM | نظرات (0)

ماجرای ترک ها ...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺗﺮﮐﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺒﺰﯼ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺗﺎ ﮐﺎﻫﻮ ﺑﺨﺮﻩ ،
ﻋﻮﺽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺎﻫﻮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺳﻮﺍ ﮐﻨﺪ ، ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﻫﻮ
ﻫﺎﯼ ﻧﺎﻣﺮﻏﻮﺏ ﺭﺍ ﺳﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﺨﺮﻩ . ﺍﺯﺵ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﻨﺪ
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﯿﮕﻪ : ﺻﺎﺣﺐ ﺳﺒﺰﯼ ﻓﺮﻭﺷﯽ
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮﯼ ﻫﺴﺖ. ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﯼ ﮐﺎﻫﻮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ
ﻣﯿﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻫﻮﻫﺎ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﺍﻭ ﻣﯿﻤﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ
ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮑﻨﻢ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﺮﻡ . ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺭﺍ
ﻫﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺧﻮﺭﺩ. . . ﺍﯾﻦ ﺗﺮﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺟﺰ ﻋﺎﺭﻑ
ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻗﺎ ﺳﯿﺪ ﻋﻠﯽ ﻗﺎﺿﯽ ﺗﺒﺮﯾﺰﯼ ﺭﻩ

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺗﺮﮐـــﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺟﺒﻬﻪ ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻣﺪﺕ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
ﻣﯿﺸﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﮔﻦ ﺩﺍﺩﺍﺷﺖ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﺳﻤﺖ ﻋﺮﺍﻗﯽ ﻫﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻩ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﯿﺎﺭﯾﻤﺶ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻩ
ﮐﺪﻭﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ؟! ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻦ ﺍﻭﻥ
ﺗﺮﮐـــﻪ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺟﻨﮕﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﯿﺪﺵ
ﻣﻠﺤﻖ ﺷﺪ . ﺍﻭﻥ ﺗﺮﮐـــﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺟﺰ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﺎﮐﺮﯼ

ﺑﻪ ﯾﻪ ﺗﺮﮐﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﻨﻮﯾﺲ ، ﺗﺮﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﻟﯿﻒ ﺁﻥ
ﮐﺘﺎﺏ ﺣﺪﻭﺩ ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ
ﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺪﻭﺩ ﺻﺪ ﻫﺰﺍﺭ
ﮐﺘﺎﺏ، ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻣﮑﺮﺭ ﺩﺍﺷﺖ. ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻭ
ﮐﺎﻭﺵ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﻨﺪ، ﺗﺮﮐﯿﻪ، ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﻋﺮﺍﻕ
ﻭ ...، ﺳﻔﺮﻫﺎﯼ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﯾﮏ ﮐﺘﺎﺏ
11 ﺟﻠﺪﯼ ﻧﻮﺷﺖ . ﺍﯾﻦ ﺗﺮﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﺟﺰ ﻋﻼﻣﻪ
ﺍﻣﯿﻨﯽ ﻭ ﺁﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻟﻐﺪﯾﺮ ﺑﻮﺩ

 

ایران ما یکپارچه است کرد لر ترک و فارس زیر یک پرچم ایستاده ایم

منبع: العبد ورچه


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 دی 1392  ساعت 4:06 PM | نظرات (0)

دوست دختر در قرآن...


نظر قرآن درباره ی دوست دختر:

با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه‌ای با دیگران داشته‌اند، ازدواج نکنید... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان»(مائده - 5) یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید. مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید (به شرط آن که) پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
درجایی دیگر می‌فرماید: با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید. خود نیز پاکدامن باشید، نه زناکار و نه آن که زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید: «... ولا متخذی اخدان ...»(نساء - 24)

پی نوشت: درباره ی رابطه ی مجازی و فیسبوکی با جنس مخالف، فهم و برداشت از آیات با خودتان


منبع: العبد ورچه


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 21 دی 1392  ساعت 4:00 PM | نظرات (0)

تعداد صفحات :113      40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >