شاگرد آخوند خراسانی در نماز به او اقتدا میکرد
شاگرد آخوند خراسانی در نماز به او اقتدا میکرد
![]()
پس از انتقال به شهر، مرحوم حاج شیخ علی اکبر به مرحوم ملا عباس تربتی تکلیف کرد که به جای او در مسجد به نماز بایستد و امامت کند و او از این کار امتناع داشت حتی عذری شرعی هم ذکر کرده بود که چون من روستایی هستم و این مردم شهری میباشند ممکن است این مورد نظیر مورد امامت اعرابی باشد برای مردم شهر که از آن نهی شده، لکن حاج شیخ نپذیرفته بود و با جواب علمی او را قانع کرده و باز سرانجام حکم شرعی کرده بود که بر شما از لحاظ وظیفه دینی واجب است که این کار را بکنید.
خود مرحوم حاج شیخ هم گاهی در هنگامی که پدرم مشغول نماز گشته بود میآمد به وی اقتدا میکرد. با این حالمرحوم حاج آخوند پس از چندی نماز جماعت را ترک کرد و گفت: میترسم خلوص نیتی که در نماز لازم است برایم باقی نماند. این بار مرحوم حاج شیخ جواب علمی تنی به او داد و تقریباً مجبورش کرد که به کار امامت در نماز ادامه بدهد و این گونه وسوسه ها را به دل راه ندهد.(1)
پی نوشت:
1) فضیلت های فراموش شده صفحه 158.
ادامه مطلب
نماز جماعت همسایگان مسجد
نماز جماعت همسایگان مسجد
![]()
چون حضرت علی علیه السلام به کوفه هجرت فرمودند مشاهده کردند عدهای از کسانی که در همسایگی مسجد منزل دارد نمازهای خود را در خانه بجای میآورند وبه مسجد نمیآیند.
حضرت اعلام فرمود که یا به مسجد آیید و نمازتان رابه جماعت با ما به جای آورید، یا این که از همسایگی مسجد کوچ کنید و همسایه ما نباشید. (1)
پی نوشت:
1) داستان نماز عارفان، ص 38.
ادامه مطلب
آرامش در نماز
آرامش در نماز
![]()
در یکی از جنگها که پیامبر همراه لشکر بودند، در شبی که پاسبانی لشکر اسلام بر عهدهی عباد بن بُشر و عمّار یاسر بود، نصف اول شب نصیبِ،عباد گردید و نصف دوم نصیب عمار، پس عمار خوابید و تنها بُشر بیدار بود و مشغول نماز گردید در آن حال یکی از کفار به قصد شبیخون زدن به لشکر اسلام برآمد به خیال اینکه پاسبانی نیست و همه خوابند از دور عباد را دید ایستاده و تشخیص نمیداد که انسانست یا حیوان یا درخت برای اینکه از طرف او نیز مطمئن شود تیری به سویش انداخت تیربر پیکر عباد نشست و او اَبداً اعتنایی نکرد، تیر دیگری به او زد و او را سخت مجروح و خونین نمود باز حرکت نکرد تیر سوم زد پس نماز را کوتاه نمود و تمام کرد و عمار را بیدار نمود عمار دید سه تیر بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون کرده گفت: چرا در تیر اول مرا بیدار نکردی عباد گفت: مشغول خواندن سورهی کهف در نماز بودم و میل نداشتم آن را ناتمام بگذارم و اگر نمیترسیدم که دشمن بر سرم برسد و صدمهای به پیغمبر برساند و کوتاهی در این نگهبانی که به من واگذار شده کرده باشم هرگز نماز را کوتاه نمیکردم اگر چه جانم را از دست میدادم.[1]
[1] . سفینه البحار، ج2، ص145.
ادامه مطلب
نماز شب دائم امام خمینی(ره)
نماز شب دائم امام خمینی(ره)
![]()
نماز شبِ امام خمینی پنجاه سال ترک نشد. امام در بیماری، در صحت، در زندان، در خلاصی، در تبعید، حتی در روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب میخواند. امام در قم بیمار شدند و به دستور اطباء میبایست به تهران منتقل شوند. هوا بسیار سرد بود و برف میبارید، یخبندان عجیبی در جادهها وجود داشت امام چندین ساعت در آمبولانسبودند و پس از انتقال به بیمارستان قلب باز نماز شب خواندند. شبی که امام از پاریس به سوی تهران میآمدند تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها امام در طبقه بالای هواپیما نماز شب میخواندند و شما اگر از نزدیک دیده باشید، آثار اشک بر گونههای مبارک امام حکایت از شب زندهداری و گریههای نیمه شب وی دارد.
جالب این است که امام همیشه موقع نماز عطر و بوی خوش مصرف میکردند و شاید بدون بوی خوش سر نماز نایستاده باشند، حتی در نجف هم که نماز شب را پشت بام میخواندند در همان پشت بام نیز یک شیشه عطر داشتند.[1]
[1] . سرگذشتهای ویژه، ج2، ص51.
ادامه مطلب
