دو رکعت نماز احیاگر

دو رکعت نماز احیاگر

پوسترعید فطر بکگراند عید فطرپس زمینه عید فطرعکس عید فطر  پوستر نماز عید فطر بکگراند نماز عید فطرپس زمینه نماز عید فطرعکس نماز عید فطر  تبریک عید فطر جملات تبریک عید سعید فطر پوستر هلال ماه شوال و عید فطر آخرین روز ماه رمضان تصاویر عید فطر در سراسر دنیا طرح برای عید سعید فطر مسلمین جهان میم میم میم پوسترعید فطر بکگراند عید فطرپس زمینه عید فطرعکس عید فطر  پوستر نماز عید فطر بکگراند نماز عید فطرپس زمینه نماز عید فطرعکس نماز عید فطر  تبریک عید فطر جملات تبریک عید سعید فطر پوستر هلال ماه شوال و عید فطر آخرین روز ماه رمضان تصاویر عید فطر در سراسر دنیا طرح برای عید سعید فطر مسلمین جهان میم میم میم پوسترعید فطر بکگراند عید فطرپس زمینه عید فطرعکس عید فطر  پوستر نماز عید فطر بکگراند نماز عید فطرپس زمینه نماز عید فطرعکس نماز عید فطر  تبریک عید فطر جملات تبریک عید سعید فطر پوستر هلال ماه شوال و عید فطر آخرین روز ماه رمضان تصاویر عید فطر در سراسر دنیا طرح برای عید سعید فطر مسلمین جهان میم میم میم

روایت است که : روزى سید انبیاء صلى الله علیه و آله در مسجد نشسته بودند که جماعتى از بزرگان عرب و قریش خدمت آن بزرگوار شرفیاب شدند و عرض کردند: اى افتخار عرب ! ما را عروسى هست و دختر فلان را به پسر فلان مى دهیم و آن ها از اشرافند و با شما نسبتى دارند، استدعا مى کنیم که فاطمه علیهاالسلام را در این عروسى رخصت فرمایى که مجلس ‍ ما را مزین فرماید به قدوم خود.
حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمودند: از فاطمه طاهره مى پرسم : اگر اراده کند خواهد آمد.
اینرا فرمود و تشریف به خانه بردند و فرمودند: اى فاطمه و اى نور دیده من ! اکابر عرب جمع شدند و عروسى دارند و به نزد من آمدند که تو را به عروسى خودبرند خواهى رفت یا نه ؟
فاطمه علیهاالسلام زمانى سر در پیش افکند، بعد از آن سر برآورد و عرض ‍ کرد: اى پدر بزرگوار! ایشان که مرا به عروسى خواسته اند مقصود آن ها استهزاء است نسبت به من ؛ زیرا که زنان قریش همه بالباس هاى فاخر و جواهر زینت کرده اند و با کمال حشمت و تنعم نشسته اند و مرا لباسى غیر از چادرى و کهنه پیراهنى و کفشى که چند جاى او را وصله زده ام چیز دیگر نیست و با این حال رفتن به آن جا غیر شماتت حاصلى ندارد.
چونرسول اکرم صلى الله علیه و آله از فاطمه علیهاالسلام این کلمات را شنید، بسیار غمناک گردید، در آن حال جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله ! حقتعالى سلام مى فرستد و مى فرماید فاطمه را با لباسى که دارد به عروسى بفرست که ما را در این حکمتى است .
رسول اکرم صلى الله علیه و آله پیغامحق تعالى را به فاطمه رسانید، پس آن مخدره شکر حق تعالى را به جا آورد و عرض کرد: صدقنا و آمنا هر چه امر و حکم الهى است عین لطف و مرحمت است .
سپسحضرت صدیقه علیهاالسلام برخاست و با جامه هاى کهنه خود به عروسى تشریف برد، اما از جهت شماتت زنان قریش دلتنگ بود، فرشتگان هفت آسمان و زمین سرنیاز به درگاه بى نیاز نهادند، عرض کردند: باز خدایا! این دختر پیغمبر آخرالزمان است که او را از جمله پیغمبران برگزیدى ، آیا او را دلشکسته مى نمایى ؟
خطاب از جانب رب الارباب به جبرییل شد که دختر برگزیده ما را دریاب و آن چه باید به جهت او مهیا کن .
پسامین وحى به شتاب تمام به جنت فردوس شتافت و براى او جامه هاى بهشتى حاضر نمود و هنوز حضرت فاطمه علیهاالسلام هفت قدم از خانه بیرون ننهاده که صد هزار حورى ماه لقاگرد وى حاضر شدند و جبرئیل سر تا پاى فاطمه طاهره را از سندس و استبرق بیاراست و حوریان هر ساعت خاک قدم فاطمه را به دیده مى کشیدند، چون فاطمه این لطف و حشمت حق تعالى را نسبت به خود ملاحظه کرد، به سجده شکر رفته و حق تعالى چندان از نور لطف خود روشنایى و تجلى به فاطمه علیهاالسلام نثار کرد که شرح آن ممکن نیست ، پس فاطمه حمد و ثناى الهى مى کرد و مى رفت تا آن که به خانه عروس رسید، زنان قریش به انتظام مقدم شریف فاطمه علیهاالسلام بودند که ناگاه روشنایى و نورى مشاهده کردند، چون برق کهعالم از آن روشن شد. مردم آن محله همگى متعجب شدند که این روشنایى چیست . ناگاه آواز از حوریان برآمد که هر که مى شنید از خود بى خود مى شد و همه زنان از حسن صورت فاطمه علیهاالسلام متحیر شدند و عروس را تنها گذاشتند و به استقبال ایشان شتافتند. فاطمه را دیدند که صد هزار حور بهشتى با او خرامان مى آمدند و حوران عود و عنبر مى سوختند و از بوى خوش ایشان جمله زنان مدهوش شدند، همه به یک بار در قدم فاطمه افتادند و دست و پاى او را بوسیده و با تعظیم هر چه تمامتر او را به خانه آوردند.
چون آن سیده زنانقرار گرفت ، حوریان گرد او صف زده بر روى هوا ایستادند، به نحوى که پاى هیچ کدام بر زمین نبود، زنان عرب از مشاهده این امر و عطرهاى بهشتى دم به دم مى افتادند و سجده مى کردند و عروس ‍ نیز از کرسى درافتاد و بى هوش گردید و بعد از ساعتى در آن بى هوشى مرد، چون عروس را مرده یافتند همه فریاد واویلا برآوردند و به گریه و زارى نشستند و عروسى به عزا مبدل شد.
حضرت فاطمه علیهاالسلام از مشاهده آن حال بسیار دلتنگ گردید، در آن حال برخاست تجدید وضو نمود و دو رکعت نماز به جاى آورد، بعد از آن سر به سجده نهاد و عرض کرد: ملکا! پادشاها! به عزت و جلال بى زوال تو و به حرمت شرف طاعت بندگان خالص تو و به برکت محمد و على که برگزیدگان درگاه تواند که این عروسرا زنده گردان !
هنوز حضرت فاطمه علیهاالسلام در مناجات بود که عروس عطسه زد و از جا برخاست و به دست حضرت فاطمه علیهاالسلام افتاد و عرض کرد: السلام علیک یا بنت رسول الله ! تو و پدر تو بر حقید و خداى را که شما پرستش مى کنید بر حق است و کفارى که راه بت پرستى را گرفته اند بر باطلند.
گویند:در آن روز هفتصد مرد از کسان عروس و غیر ایشان به شرف اسلام مشرف شدند و این مطلب در تمام شهر منتشر گردید. پس فاطمه زهرا علیهاالسلام مراجعت نمود به خانه و شرح آن واقعه را براى پدر بزرگوار خود بیان نمود. رسول خدا صلى الله علیه و آله سجده شکر به جا آوردند، سپس فرمودند: اى نور دیده ! از آن چه گفتى من هزاران بیشتر و بهتر از حق تعالى امید دارم .
- پی نوشت -
 38- مناقب آل ابى طالب ، ج 3، ص 356.

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 24 دی 1394  ] [ 6:26 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

از آفات نماز

از آفات نماز
 
25294407555262868076.jpg;

 از شیخ رجبعلی خیاط نقل شده ‌است که:
«شبیحوالی غروب از نزدیک مسجدی در اوایل خیابان سیروس تهران عبور می‌کردم - برای درک فضیلت نماز اول وقت - وارد شبستان مسجد شدم، دیدم شخصی مشغول اقامه نماز است و هاله‌ای از نور اطراف سر او را گرفته، پیش خود فکر کردم که بعد از نماز با او مأنوس شوم ببینم چه خصوصیاتی دارد که چنین حالتی در نماز برای او پدیدار است. پس از پایان نماز همراه او از مسجد خارج شدم. نزدیک در مسجد، وی با خادم مسجد بگو مگویی پیدا کرد و به او پرخاش کرد و بهراه خود ادامه داد، پس از عصبانیت دیدم آن هاله نور از روی سرش محو شد!»
"برگرفته از کتاب کیمیای محبت،‌ حجة الاسلام محمدی ری شهری،‌ با تصرف"


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 24 دی 1394  ] [ 6:25 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

درخواست زهرا(س ) براى اذان

درخواست زهرا(س ) براى اذان

88433215785772188988.jpg;

 یکىاز اقدامات فاطمه زهرا علیهاالسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش صلى الله علیه و آله زنده نگهداشتن خاطرات دوران پدر بود. او مى خواست با احیا و یادآورى آن دوران دل هاى مرده را بیدار کند و از تاریکى به سوى روشنایى هدایت کند، و توطئه هاى دشمن و افکار پلید آن ها را به وسیله اذان خنثى کند، چون روح اذان گواهى به توحید و رسالت رسول خدا صلى الله علیه و آله و ولایت على علیه السلام مى دهد.
به راستى که زهرا علیه السلام آموزگار بیدارى و ظرافت است .
وقتىرسول خدا صلى الله علیه و آله از دنیا رفت و وصى او را کنار نهادند، بلال به عنوان اعتراض دیگر اذان نگفت و هر چه به سراغش مى آمدند، امتناع مى کرد وعذر مى آورد. زهرا علیهاالسلام از او خواست که اذان بگوید، گفت : بسیار مشتاقم که صداى موذن پدرم را بشنوم .
بلال بر بالاى بام مسجد رفت . آواىگرم بلال در مدینه پیچید: الله اکبر، همه دست از کار کشیدند. هر کس دست دیگرى را مى کشید و به شتاب به طرف مسجد مى آورد، همه حتى زنان و کودکان دربیرون مسجد جمع شدند، مدینه به یکباره تعطیل شد.
همه به طنین روح افزاىبلال گوش مى دادند و بر دهان او خیره شده بودند. ناگاه ، به یاد ایام رسولخدا صلى الله علیه و آله افتادند، فریاد هاى هاى گریه ها در مدینه پیچید، مدینه کمتر این گونه روزهایى به یاد داشت . همه از یکدیگر سوال مى کردند، چرا بلال اذان نمى گفت ؟ چه شده که به درخواست زهرا علیهاالسلام اذان مى گوید؟ چرا زهرا علیهاالسلام گریه مى کند؟ به یکدیگر نگاه مى کردند، سپس سرها را به زیر مى انداختند و از خود و بیعت شان با ابوبکر شرمشان مى آمد. زهرا علیهاالسلام هم همراه جماعت به اذان گوش داده بود و به یاد دوران پدر وغدیر و...افتاد. و همچون ابر باران اشک مى ریخت .
در فضاى مدینه پیچید:اشهد ان محمدا رسول الله زهرا علیهاالسلام دیگر طاقت نیاورد، فریاد و نالهو آهى زد و از حال رفت . آن چنان که همه گمان کردند از دنیا رفته .
مردم فریاد برآوردند: بلال بس کن ، دختر رسول الله صلى الله علیه و آله را کشتى !
بلال ، اذان را نیمه رها کرد و ندانست که چگونه خود را بر بالین زهرا علیهاالسلام رساند.
زهرا علیهاالسلام را به هوش آوردند. درخواست اتمام اذان کرد.
بلال گفت : از این درگذرید که بر جان شما نگرانم
با اصرار بلال ، التماس و گریه هاى مردم ، زهرا علیهاالسلام از خواسته خود درگذشت . (1)
- پی نوشت -
 1- بحارالانوار، ج 43، ص 157.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 24 دی 1394  ] [ 6:23 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

گهواره فرزند و نماز

گهواره فرزند و نماز

72978666432189431399.jpg;

 

 روایت شده : گه گاهى که حضرت فاطمه زهرا در حال نماز و عبادت بود و یکى از کودکانش مى گریست ، گهواره کودک خود به خود مى جنبید، زیرا فرشته اى آن را به حرکت در مى آورد. (1)
- پی نوشت -
 1- فاطمه زهرا شادمانى دل پیامبر، ص 292.


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 24 دی 1394  ] [ 6:22 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]