فضيلت نماز شب
فضيلت نماز شب
![]()
و من الليل فتجهد به نافله لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا و قل رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق و اجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا[1]
پاسى از شب را از خواب برخيز و قرآن و نماز بخوان اين يك وظيفه اضافى براى تو است تا پروردگارت تو را به مقامى بر انگيزد و بگو پروردگارا مرا (در هر كار) صادقانه وارد كن و صادقانه خارج نما و سوى خودت سلطان و ياورى براى من قرار ده.
درباره نماز شب زياد سفارش شده است و در روايات آمده است نماز شب باعث صحت بدن و كفاره گناهان و بر طرف كننده وحشت قبر است روى انسان را سفيد و روزى را جلب مىنمايد....
ادامه مطلب
شاگرد نماز
بو على سينا (370 - 427 ه .ق ) پنج ساله بود كه پدرش چون از او هوش و ذكاوتى عجيب مشاهده كرد به تعليم و تربيتش همّت گماشت . و پيش معلم دانشمندى برد تا به وى قرآن و اصول دين بياموزد. بو على به خواندن علم ادب ، و صرف و نحو و لغت ... مشغول گشت و هم زمان به حفظ قرآن كريم روى آورد و قبل از ده سالگى به اينكار توفيق يافت و حافظ كل قرآن شد. سپس در نزد اساتيد ديگرى به تحصيل رياضيات پرداخت و حساب ، جبر، مقابله ، هندسه را فرا گرفت . و در نزد استادى ديگر به تحصيل فقه پرداخت و آن را نيكو فرا گرفت ، در نزد استاد ابو عبدالله ناتلى شروع به خواندن فلسفه نمود و بعد از اندكى همانند استادش و بالاتر از او گشت چنان كه در حين درس از استاد اشكال مى گرفت و استاد از جواب باز مى ماند و او خود جواب را تشريع مى كرد. تا جائى كه اساتيد از شركت در كلاس او را كفايت نمودند و گفتند كه خود مطالعه كن و اگر نتوانستى مسائلى را حل نمايى با ما در ميان بگذار.
شيخ بو على سينا در اين مورد مى نويسد: من بخواندن دروس مشغول بودم و اقسام فلسفه را مجدداً مطالعه مى كردم در تمام اين اوقات شبى را تا صبح نخوابيدم در روز هم جز به تحصيل علم به چيزى توجه نداشتم . و به همين طريق پيش مى رفتم تا حقيقت هر مسئله براى من مسلم مى شد و هرگاه من در مسئله اى حيران بودم و يا نمى توانستم قضيه را بفهمم به مسجد پناه مى بردم و نماز مى گذاردم و خالق كل را ستايش مى كردم و معمّاى من حل و مشكل برطرف مى شد. با اين شكوه باز در سروده اى گويد:[1]
دل گر چه در اين باديه بسيار شتافت
يك موى ندانست ولى موى شكافت
اندر دل من هزار خورشيد بتافت
آخر به كمال ذره اى راه نيافت
[1] زندگى ابوعلى سينا، ص 29 و 28.
ادامه مطلب
نماز و شيعه
علاّمه سيّد محمّد حسين طباطبائى ؛ فرمود:
كربن معتقد بود كه در دنيا يگانه مذهب زنده و اصيل كه نمرده است مذهب شيعه است .
روزى به هانرى كربن گفتم : در دين مقدّس اسلام تمام زمينها و مكانها بدون استثناء محل عبادت است ، اگر فردى بخواهد نماز يا قرآن بخواند يا سجده كند يا دعا كند در هر جا مى تواند، بنابراين اگر فردى از مسيحيان در وقتى از اوقات حالى پيدا كرد مثلاً در نيمه شب در خوابگاه منزل خود است و خواست خدا را بخواند چه مى كند؟ او بايد صبر كند تا روز يكشنبه ، كليسا را باز كنند، اين معنى قطع رابطه بنده است با خدا.
در پاسخ گفت : بلى اين اشكال در مذهب مسيحيت هست .
همچنين روزى به كربن گفتم : اگر در دين مقدس اسلام ، انسان حاجتمند حالى پيدا كند، طبق همان حال و حاجت خدا را مى خواند امّا در دين مسيح ، خدا اسماء حسنى ندارد اگر شما مثلاً حالى پيدا كرديد چه خواهيد كرد؟! در پاسخ گفت : من در مناجاتهاى خود صحيفه مهدّويه عليه السّلام را مى خوانم . كربن كراراً صحيفه سجّاديه را مى خواند و گريه مى كرد.[1]
[1] مهر تابان ، ص 48.
ادامه مطلب
قیام بر نماز
سیّد بن طاووس ؛ (589 - 664 ه .ق ):
نماز ترا به این مى خواند در پیشگاه مالک زندگان و مردگان حضوریابى ، پس با دلى آگنده از رغبت و ضمیرى مالامال از شرف ، به نماز برخیز و هر کارى را که خدای تعالى تو را به اشتغال به آن معذور نمى دارد ترک کن ، چه اشتغال به چنان امورى مخالف با مولا و سبک شمردن فرمان او جل جلاله باشد و خطرى است سهمگین که از کیفر آن ایمن نمى توان بود. و مشنو که گویند به تاءخیر انداختن وقت نماز دشوار نیست. گوینده چنین سخنى را به این سخن بیازماى که اگر از کسى حاجتى بطلبد و رفع نیازش به تاءخیر افتد آیا او را سرزنش نمى کند و در دل از او نمى رنجد؟و نمى گوید که آن شخص حق دوستى را نپاییده است ؟ پس بدان که اینگونه مردم حق را نمى شناسند و عظمت و نعمت الهى را پاس نمى دارند و در حقیقت از تو چشم آن دارند که آنان را بیش از خدایتعالى تحلیل کنى و مهر تو بر آنان افزون بر مهر تو به آستان الهى باشد پس مبادا که در اهانت به مولاى خود از آنان پیروى کنى . پس به نماز برخیز، با کمال اشتیاق ، با رغبتى از سر عشق ،و با عشقى به کمال ، در نماز به خداى حىّ هستى بخش ، روى سخن داشته باش و مقام خود را که بنده اى از یاد مبر، و از ستایش ذات پاکش کوتاهى مکن .[1]
[1] كشف المحّجه ، سيّد بن طاووس ، ص 212.
ادامه مطلب
