زهرا در سجاده بندگى
در تمام دنيا، عابدتر از فاطمه (عليها السلام) يافت نمى شود؛ او به حدى براى عبادت برپا مى ايستاد كه پاهايش ورم مى كرد.[1] بارى، عبادت هايى كه از حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام)، گزارش شده است با آنچه تا به حال ديده يا شنيده ايم، بسيار متفاوت است. آن حضرت در دوران كوتاه عمرشان، با عبادت هايى بى نظير به فتح رفيع ترين قله هاى بندگى و عبوديت نايل آمدند؛ به گونه اى كه عبادات ايشان با عبادت هاى انبيا، اوليا و ديگر دوستان خداوند، چه از لحاظ كميت و چه از لحاظ كيفيت، قابل مقايسه نيست: خجل از سبحه سجّاده زهدت يحيى *** بنده قدس تو عيسى و كنيزت مريم فخر جاروب كشىِّ حَرَمت با حوّا *** شرف بندگى خاك درت با آدم.[2]) توصيف كميت و كيفيت عبادت فاطمه زهرا (عليها السلام) كارى است وراى امكان كه جز از عهده خداوند و برگزيدگان خاص او بر نمى آيد. در عظمت عبادت او همين بس كه خداوند عالميان به وصف عبادات او و يگانه كفو و همتايش،[3] على (عليه السلام) مى پردازد. آرى، اوج عبادت آن حضرت، در آخرين آيات سوره آل عمران، از كلام خداوند رحمان، جلوه نُموده است: اَلَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا و قُعُودًا وَ عَلَى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّموَاتِ وَ الْأَرْضِ...؛[4] آنان كه خداى را [در همه حال؛ ]ايستاده، نشسته و خفته بر پهلوهاشان ياد مى كنند و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند...) عبادت فاطمه (عليها السلام) از لحاظ كميت، تا بدان حد گسترده است كه در لحظه لحظه زندگى او حضور و ظهور دارد؛ رفتار او، گفتار او، نگاه او، تلاش او، نفس كشيدن او و هر لحظه شب و روز او عبادت بود.[5] او هر شب بعد از خوابانيدن بچه ها و فراغت از ديگر وظايف خانه دارى، بر سجاده عبادت به نماز مى ايستاد؛ تا جايى كه پاهاى مباركش كبود و متورّم مى شد.
[1]. بحارالانوار: ج43، ص 75، روايت 62.
[2] شعر از مرحوم آقابزرگ قمى. اختران ادب: ج 1 ص 82.
[3] بحارالانوار: ج43، ص 107، روايت 22.
[4] آل عمران (3): 191 ـ 195.
[5] رسول الله (صلى الله عليه وآله): يَا سَلْمَانُ! إِنَّ فَاطِمَةَ، مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحِهَا إِيْمَانًا إِلَى مَشَاشِهَا تَفَرَّغَتْ لطاعَةِ اللّه
ادامه مطلب
صبح بلال اذان گفت و مردم را به نماز فرا خواند
به روایت شیخ مفید/ 97، طبرسى/ 134 و دیگران روزى پیامبر صلى اللّه علیه و آله با کمک امیر المؤمنین به قبرستان بقیع رفت و براى اموات طلب آمرزش نمود و رو کرد به على علیه السلام و فرمود: «همانا جبرئیل هر سالقرآن را یک بار بر من عرضه می داشت و در این سال دو مرتبه بر من عرضه کرد، این جز آن نیست که اجل من فرا رسیده است».
صبح بلال اذان گفت و مردم را به نماز فرا خواند. پیامبر فرمود: «امروز شخص دیگرى با مردم نماز بخواند که من دچار بیماریم». عایشه گفت به ابو بکر بگویید برود. حفصه گفت به عمر بگویید برود. چون حضرت این سخنان را شنید برخاست، على بن ابى طالب و فضل بن عباس دستهاى آن حضرت را گرفتند و او با تکیه به آنان در حالى که پاهایش به زمین کشیده مىشد به مسجد رفت، با اشاره دست خود ابو بکر را از محراب به عقب راند و نماز را از اول شروع کرد و چون به پایان رساند به خانه بازگشت. آنگاه ابو بکر و عمر راخواست و به آنان فرمود: «مگر من به شما نگفتم با لشکر اسامه بیرون بروید؟». گفتند آرى. فرمود: «پس چرا نرفتید؟». ابو بکر گفت من رفتم ولى دوباره آمدم تا دیدار با شما را تازه کنم. عمر گفت اى رسول خدا من اصلا نرفتم زیرا دوست نداشتم که احوال شما را از مهاجران بپرسم.
پیام آور رحمت ، ص
ادامه مطلب
من در هیچ اوضاع و شرایطى نماز خود را ترک نمى کردم
![]()
من در هیچ اوضاع و شرایطى نماز خود را ترک نمى کردم
استاد بزرگوار آیة الله حائرى (دامة برکاته) مى فرماید:
«از جمله قضایاى عجیبى که در زمان خودم دیدم،این بود که گفتند:در قم مردى است به نام آقاى اشکانى واو خدمت حضرت حجت علیه السلام مى رسد .
من یک روز عصر ظاهرا با جناب آقاى حاج شیخ عبدالوهاب روحى که رفیق پنجاه ساله من است و جناب آقاى حاج مهدى اخوى خدمت این مرد که منزل او در خیابان ایستگاه راه آهن بود،رفتیم .
مردى پیر و نورانى بود و آثار حقیقت و درستى در جبهه او واضح و روشن بود.
ما داستان تشرف را از او پرسیدیم گفت: «من نظامى بودم و در مدرسه نظام کشور ترکیه نیز تحصیل کرده ام،
مدتها در قشون بودم .یک زمانى در تهران پاى منبر بودم .
مبلغ دستورى را براى کسى که بخواهد به خدمت حضرت ولى عصر (عج) برسد،ذکر کرد و من دستور آن دستور را عمل کردم و خدمت حضرت رسیدم و حوایج خود را عرض کردم.»
پس از آنکه مرد نورانى دستور را بدون مضایقه و تردید براى ما نقل کرد .
من از او دو سوال کردم : یکى آنکه آیا به طور معاینه خدمت آقا رسیدى ؟ معلوم شد به طور مکاشفه مى رسیده است.
سوال دوم این بود که شما چه خصوصیت اخلاقى داشتید؟ گفت:من در هیچ اوضاع و شرایطى نماز خود را ترک نمى کردم و دیگر اینکه به احدى ظلم و ستم نکرده ام. " 1 ".
1- عنایات حضرت مهدى موعود(عج)به علماء و مراجع تقلید
ادامه مطلب
