کدام عمل بدتر است، زناکار یا سبک شمردن نماز؟

کدام عمل بدتر است، زناکار یا سبک شمردن نماز؟

54634494051526689278.jpg

 

 چرازنا کار کافر نیست اما کسی که نماز نمی‌گذارد کافر می‌باشد؟ از حضرت صادق علیه السّلام سؤال شد که چرا زناکار کافر نیست ولی کسی که نماز نمی‌گذارد کافر می‌باشد، امام علیه السّلام فرمود: چون زناکار برای شهوت این کار را می‌کند ولی آن کس که نماز را ترک می‌کند برای این است که به آن اهمیت نمی‌دهد. زناکار برای لذت دنبال زنی را می‌گیرد و از او کامجوئی می‌کند، ولی آن کس که نماز را ترک کرده و آن را انجام نمی‌دهد قصدش لذت نیست بلکه فقط نظرش بی‌اهمیت شمردن آن می‌باشد و هر گاه کسی نظرش استخفاف باشد کافر می‌گردد. (1)

پی نوشت:

1. (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفاری، 1/ 307 )


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 10:06 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

هلاکت افراد سبک شمار در نماز

هلاکت افراد سبک شمار در نماز :

80587741686788885210.jpg

خداوندبرای افرادی که نماز را سبک میشمارند کلمه ویل را به کار برده است .ویل رابرای کسی که در مهلکه (هلاکت) واقع شود آنرا بکار می‌برد و آن در اصل عذابو هلاک است و حکایت از بدبختی و عذاب دارد و به کسی که در خطری بیفتد که سزاوار آن باشد گفته می‌شود. خداوند در سوره ماعون آیه 4 و 5 می‌فرماید: فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّین * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُون، پس وایبه حال نمازگزاران* امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه فرموده: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ و هم الّذین یؤخّرون الصّلاة عن أوقاتها (1) آنان که از نمازشان غافل و به آن بی‌اعتنایند کسانی هستند نمازرا از وقتش به تاخیر می‌اندازند. و منظور تاخیر نماز از اول وقت و بدون عذر است(2) حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: هیچ عمل و طاعتی نزد خدای با عزت و جلال از نماز محبوب‌تر نیست، پس هیچ چیز از امور دنیا از بجاآوردن نماز در وقت‌هایش شما را مشغول نگرداند، زیرا خداوند با عزت و جلال جماعت و گروهی را مذمت کرده و فرموده: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (کسانی که از نمازشان غفلت می‌ورزند یعنی وقتهای آن را سبک میشمارند) (3)

پی نوشت ها:

1. (قمی مشهدی، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، 14/ 455 )
2. ( قمی، تفسیر قمی، 2/ 444)
3. (آشتیانی، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، 2 /452 )

 


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 10:06 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

هر کس به تناسب ارزش وجودی‌اش در دنیا تاریخ قبر می‌زدند

هر کس به تناسب ارزش وجودی‌اش در دنیا تاریخ قبر می‌زدند

86245820502052013702.jpeg

قبرستانیبود که برای هر کس به تناسب ارزش وجودی‌اش در دنیا تاریخ قبر می‌زدند. 2 سال، 4 سال، 7 سال و... کسی این را دید و پرسید مگر در این جا همه بچه می‌میرند؟ گفتند: خیر همه بزرگ سال هستند ولی در این شهر رسم است که پس از مرگ محاسبه می‌کنند فرد چند دقیقه و چند سال از عمرش مفید بوده است و به درد خورده است. ولذا افرادی 100 سال عمر می‌کنند و 2 سال آن مفید بوده، چونیا خوابیده و وقتی هم بیدار بوده، دنبال لهو و لعب و عیاشی و اعمال حیوانیبوده است. (1)

پی نوشت:

1. (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفاری، 1/ 307 )


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 10:06 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز، سپاس نعمت

نماز، سپاس نعمت

41580138447714645874.jpg

انسان،اسیر محبت دیگران است و نعمت و نیکی، انسان را به مقام سپاس و تشکر مى‌کشد. اگر کسى نعمتى به ما بخشید و احسانى در حق ما کرد، با زبان و عمل، سپاسگزار او مى‌شویم. ما بنده خداییم و غرق در نعمت‌‌هاى او، پس در هر نفسی، نه یک نعمت بلکه صدها نعمت موجود است و در این نعمت‌ها نه یک شکر، بلکه هزاران شکر لازم است. کافى است که اندکى چشم بصیرت بگشاییم و ببینیم لطف و فضل خدا را درباره خودمان، آن گاه خواهى نخواهى سپاس او خواهیم گفت. نماز، نوعى سپاس از نعمت‌هاى فراوان و بى‌شمار اوست.
خداوند، به ما هستى بخشید. آنچه براى زندگى مادى و معنوى لازم داشتیم، عطا کرد. هوش و عقلو استعدادمان داد. قطرات باران، برگ درختان، ماهیان دریا، پرندگان آسمان، نورخورشید و هدایت عقل و ولایت پاکان و راهنمایى وجدان را جهت سعادت ما ارزانى داشت. اعضایى متناسب، قوایى مفید، مربیانى دلسوز، طبیعتى رام و مسخربراى ما قرار داد، تا با او بیشتر آشنا باشیم. اگر لب ما نرم نبود، توان سخن گفتن نداشتیم. اگر انگشت شست نداشتیم، حتى دکمه یقه خود را نمى‌توانستیم ببندیم.
اگر آب‌ها، شور و تلخ بود، درختان نمى‌رویید. اگر زمین جاذبه نداشت، اگر فاصله خورشید به ما نزدیک‌تر بود، اگر هنگام تولد، مکیدن را نمى‌دانستیم، اگر قدرت نطق و گویایى نداشتیم، اگر چشم‌مان نابینا بود، اگر از موهبت عقل بى‌بهره بودیم... و هزاران اگر دیگر. به تعبیر قرآن، نعمت‌هاى الهی، قابل شمارش نیست. آیا این همه نعمت، تشکر لازم ندارد، آیا بى‌انصافى و حق ناشناسى نیست که انسان، غرق نعمت‌هاى خدا باشد ولى حالت سپاس به درگاه صاحب نعمت نداشته باشد؟
نماز، تشکر از خداست که ولى نعمت ماست، هر چه داریم از اوست. البته این سپاس، براى خدا سودى ندارد، بلکه براى خودمان مفید است و نشان معرفت ماست. همچنان که تشکر یک دانش‌آموز از معلم، بیانگر کمال و رشد فکرى اوست و از تشکر او چیزى عاید معلم نمى‌شود. چه غافل‌اند، آنان که بر سر سفره نعمت خدا، عمرى مى‌نشینند ویک بار هم به شکرانه این موهبت‌ها در آستان آن خداى متعال، پیشانى عبودیت وسجده شکر بر زمین نمى‌گذارند!


ادامه مطلب


[ پنج شنبه 18 تیر 1394  ] [ 10:05 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]