چرا تارک الصلوه (ترک کننده نماز) مشرک است ؟
![]()
چرا تارک الصلوه (ترک کننده نماز) مشرک است ؟
اساس دین و دعوت انبیای الهی عدم اطاعت و پرستش ازغیر خداست؛ چنان که پیامبر اسلام برای دعوت مردم به دین می فرمودند: « قولوا اله الا الله تفلحوا؛ بگویید جز خداوند، خدایی نیست تا رستگار شوید.»
از این رو باید بت ها شکسته می شدند و خدایان خیالی و مادی کنار می رفتند و انسان هماهنگ با ندای هستی، هیچ مخلوقی را در مقام و شأن خالق قرار ندهد.
نمود عینی این خواسته حق (نفی غیر خدا)، در پرستش خدا به وسیله نماز و نفی غیر او و سرباز زدن از اطاعت غیر او محقق می شود؛ و نمازگراز با حرکت ها و اعمال خودکه هر کدام دارای اسرار و معانی خاص در دین هستند، عملا ارادت و اطاعت خویش را به خالق خود نشان می دهد و در این دعوی باید قول و فعل او واحد باشد و جز در برابر خدا هیچ گونه اطاعت و کرنش و تعظیم برای کسی روا نبیند واین عمل را با اعتقاد عمیق روزانه تکرار نماید؛ چنان که در نحوه ی ایستادنمطیع امر خدا باشد و به سویی روی کند که او تعیین کرده است.
نکته دیگر این که تحقق دین الهی در گرو تحقق عبارت « لا اله الا الله » است و این عبارت، نه تنها یک اعتقاد و مسئله تئوری است، بلکه حقیقتی عملی می باشد. امام خمینی (ره) آن موحد بزرگ، تمام علوم حتی علم توحید را هم عملی می داند، زیرا آنچه در جهان تحقق دارد، لا اله الا الله است و ما باید خود را با این حقیقت هماهنگ کنیم و با نفی غیر خدا حتی خواسته های نفسانی خویش، تنها او را پرستش کنیم.
بنابراین، تارک نماز با پرستش شیطان و نفس خود، برا ی خدا شریک قائل شده است.
از سوی دیگر، با به جا نیاوردن نماز عملا توحید الهی را با قلب خویش نپذیرفته است.
3- چرا حکم ترک نماز از گناه کبیره و فحشا و منکر بالاتر است؟
ازامام صادق (ع) سئوال شد: چرا تارک نماز را کافر می دانید ؟ ایشان فرمودند:کسی که نماز را ترک می کند، هرگز آن را ترک نمی کند، مگر به خاطر سبک شمردن آن...و هر کس نماز را از روی عمد ترک کند، پس به قصد لذت این کار را نکرده است، در نتیجه هرگاه قصد لذت نفی شد استخفاف (سبک شمردن) اتفاق افتاده است و هرگاه استخفاف باشد، کفر محقق شده است.
منبع:بهشت وصال
ادامه مطلب
فضیلت دعای پس از نماز
![]()
فضیلت دعای پس از نماز
قال على – علیه السلام -
منجلس فى مصلاة ثانیا رجلیه یذکر الله – تبارک الله و تعالى – وکل الله – عزوجل – به ملکا یقول : ازدد شرفا تکتب لک الحسنات و تمحى عنک السیئات و تبنى لک الدرجات حتى ینصرف
کسى که درجایگاه نمازش بنشیند، و به ذکر خداى تعالى و به تعقیبات بپردازد خداوند فرشته اى را بر او ماءمور و موکل مى گرداند که به وى مى گوید: اى نمازگزارى که مشغول به دعا هستى ، به شرف وکرامت و فضیلت خود بیفزا (یعنى بیشتر و زیادتر دعا کن ) که از براى تو حسنات ثبت مى گردد و سیئات و بدیهایت محو و نابود مى شود و درجات براى تو افزون مى گردد و این گفتگو ادامه دارد تا وقتى که او از دعا و تعقیباتش فارغ شود.
(دعائم الاسلام ، ج ۱ ص ۱۶۵).
ادامه مطلب
چرا در نمازها یک رکوع و دو سجده انجام مى دهیم؟
![]()
چرا در نمازها یک رکوع و دو سجده انجام مى دهیم؟
روایات اسلامى به نکته هایى در همین زمینه اشاره کرده اند که به نمونه اى از آنها اشاره مى کنیم:
1.از امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به همین پرسش، نقل شده است که فرمودند:چون نماز عبارت است از رکوع و سجود و تفاوتى میان این دو نیست، لکن چون رکوع عمل شخص ایستاده و سجده عمل شخص نشسته مى باشد و نماز نشسته نصف نماز ایستاده است، از این رو مى بایست عمل نشسته دو چندان شود تا با عمل ایستادهبرابر گردد، لذا سجده تکرار مى شود تا با تعداد رکوع برابر شود.[1]
2. هنگامى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به معراج تشریف بردند، بادیدن عظمت پروردگار، به سجده رفتند. هنگامى که سر از سجده برداشتند بار دیگر عظمت پروردگار را دیدند و به سجده رفتند، از این جهت دو سجده در نماز واجب شد.[2]
3. فردى از امیرالمؤمنین على(علیه السلام) پرسید: معناى دو سجده چیست؟ حضرت فرمودند: سجده اوّلى تأویلش این است که وقتى سر برخاک مى گذارى یعنى خدایا! از همین خاک مرا خلق کردى و چنان چه سربرداشتى یعنى از همین خاک مرا بیرون آورى، وقتى براى بار دوم سر بر خاک نهادى معنایش این است که خداوندا! مرا به همین خاک دوباره باز خواهى گرداند و چون سربرآورى یعنى از همین خاک دوباره خارج خواهى ساخت.[3] قرآن نیز به همین مطلب اشاره دارد(طه،آیه 55).
[1]. ر.ک: شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص262.
[2]. ر.ک: شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج4، ص680; عبدالله جوادى آملى، اسرار الصلاة، ص61.
[3]. ر.ک: همان، علل الشرایع، ج2، ص336.
ادامه مطلب
نماز جواد الائمه برا ی رفع گرفتاری
![]()
نماز جواد الائمه برا ی رفع گرفتاری
این نماز دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و هفتاد مرتبه سوره «توحید» را مى خوانى
و پس از پایان نماز مى گویى:
اَللّهُمَّرَبَّ الأَرْواحِ الْفانِیَةِ، وَ الأَجْسادِ الْبالِیَةِ، اَسْئَلُکَ بِطاعَةِ الاَْرْواحِ الرّاجِعَةِ اِلى اَجْسادِها، وَ بِطاعَةِ الاَْجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ بِعُرُوقِها، وَ بِکَلِمَتِکَ النّافِذَةِ بَیْنَهُمْ، وَاَخْذِکَ الْحَقَّ مِنْهُمْ، وَ الْخَلائِقُ بَیْنَ یَدَیْکَیَنْتَظِرُونَ فَصْلَ قَضآئِکَ، وَیَرْجُونَ رَحْمَتَکَ، وَیَخافُونَ عِقابَکَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَ اجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى، وَالْیَقینَ فى قَلْبى، وَ ذِکْرَکَ باِللَّیْلِ وَالنَّهارِ عَلى لِسانى، وَ عَمَلا صالِحاً فَارْزُقْنى.
اى خدا اى پروردگار ارواحى که از این جهان فانى رفته و اى پروردگار اجساد پوسیده از تو مى خواهم به حقفرمانبرى آن ارواح که بسوى اجساد خود بازگردند و به حق فرمانبرى اجسادى کهبا رگهاى خود پیوند شوند و به حق فرمان نافذت در میان آنها و گرفتن حقت ازایشان و در آن حال که خلائق در برابرت به انتظار صدور حکم و امیدوار برحمتت و خائف از عقاب تواند درود فرست بر محمّد و آل محمّد و نور و روشنى در دیده ام و یقین در دلم قرارده و ذکرت را شب و روز بر زبانم جاری ساز و عمل صالح روزى من گردان.

سبوع، صفحه ۲۷۸ و بحارالانوار، جلد ۸۸، صفحه ۱۸۹
ادامه مطلب
