جوال گمشده
![]()
جوال گمشده
ابوالعباس جوالقی روزی جوالی به کسی داد و فراموش کرد که به چه کسی داده است.و هرچه اندیشید، یادش نیامد.
روزیبه نماز ایستاده بود. یادش آمد که جوال خود را به چه کسی داده است. به دکان رفت و به شاگرد خود گفت: یادم آمد جوال را به چه کسی داده ام.
شاگرد گفت: ای استاد! به نمازخواندن مشغول بودی یا به جوال جستن؟
ابوالعباس متوجه کار بدش شد و دکان را رها کرد و به طلب علم پرداخت و بر اثر جهد وکوشش بسیار، مفسر قرآن گردید.
منبع: الرساله العلیه، ص51-50
ادامه مطلب
ابوعلی سینا و نماز
![]()
ابوعلی سینا و نماز
مرحومکافی(ره) در اربعین کرج، حین یکی از سخنرانی ها می گوید: یک روز که در همدان برای مطالعه در کتابخانه ی نزدیک قبر بو علی سینا رفته بودم، کتابی را برداشتم و تاریخجه ی حالات بو علی سینا را خواندم. بو علی سینا با آن مغز متفکر، با آن مغز شکافنده ی مشکلات علمی، هضم کننده ی معظلات، با آن فکر و هوش و استعداد می گوید:« هروقت به مشکلی از مشکلات علمی گیر می کردم ومغزم تیغش کند می شد، نمی توانست ببرد و می ماندم و معمایی غیر قابل حل برای من می شد و به هدف و جان حرف نیم توانستم برسم، پا می شدم. می آمدم وضو می گرفتم، یک مقداری تربت امام حسین(ع) می گذاشتم جلویم و مقابل قبله می ایستادم و دو رکعت نماز می خواندم و پناه به خدای عقل، به خدای فهم می بردم. از دهنده ی عقل و مغز و فهم استمداد می کردم و حل این مشکل علمی را از او می خواستم. بعد از نماز با یک توجه و توسل به خدا، دوباره صفحه را مطالعه می کردم، الهامات مقزی و فکر ی به من می شد و مشکلات علمی من حل می شد.»
ببینیدغرور علمی اورا با آن همه علم و دانش نگرفته است. می گوید: هروقت به مشکلات عقلی و علمی گیر می کردم، پناه به نماز و بندگی خدا می بردم.
منبع: کتاب گنجینه معارف1، محمد رحمتی شهرضا، ص741
ادامه مطلب
بریدن از نماز، زمینه گرایش به مفاسد
پس از انبیا گروهى جانشین آنها شدند که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروى نمودند.
اینآیه، ابتدا ضایع شدن نماز را مطرح کرده و سپس در دام شهوات قرار گرفتن را.چون نماز ریسمان ارتباط با خداست، همین که پاره شد، افتادن در وادى تباهى حتمى است، همچون گسستن بند تسبیح، که همه دانهها در اثر آن پخش و گم می شوند.
1) مریم، 59
ادامه مطلب
نماز و بزرگى خداوند
کسانىکه سوار هواپیما مىشوند، همین طور که بالا مىروند خانههاى بزرگ ومحلّهها و شهرها نزد آنان کوچک می شود و هر چه پرواز بالاتر باشد، زمین کوچکتر جلوه خواهد کرد.
کسى هم که خداوند نزد او بزرگ شود، دیگر طاغوتها و قدرتها و مال و مقامها نزد او ارزش نخواهد داشت.
حضرت امیرعلیه السلام در بیان صفات متّقین مىفرماید:
«عظم الخالق فىاعینهم فصغر مادون ذلک فى انفسهم»(46)
چونخداوند در چشم مؤمنین بزرگ شد، غیر او هر چه و هرکس باشد کوچک جلوه خواهد کرد. اگر دنیا نزد ما کم ارزش شد وابستگى ما به آن کم مىشود و قهراً براى مال و مقام آن این همه جنایت و خلاف مرتکب نمىشویم.
از سخنان امام خمینىقدس سره این بود که «آمریکا هیچ غلطى نمىتواند بکند.» این یک تهدید تو خالى و شعار نیست، کسى که یک عمر باور داشته که خدا بزرگ است، آمریکا نزدش کوچک جلوه می کند و هر حادثهاى پیش او ساده است.
حضرت زینب کبرىعلیها السلام عصر عاشورا گفت: «ربّنا تقبّل منّا هذا القلیل» خداوندا! این اندک را از ما بپذیر.
حادثه کربلا و شهادت امام حسین علیه السلام بسیار بزرگ بود، ولى کسى که خدا را بزرگ ببیند آن حادثه را هم کوچک مىبیند.
و در پاسخ حاکم ستمگر بنی امیّه که پرسید در کربلا چه دیدید؟ فرمود: «ما رأیت الاّ جمیلا» من جز زیبائى چیزى ندیدم.
آرى در دید عارفان، تمام کارهاى خداوند حکیمانه وزیباست.
46) نهج البلاغه، خطبه 193.
ادامه مطلب
