هرکس نماز را طول بدهد...
![]()
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
«مَن أطالَ الصّلاةَ خَفَّفَ اللّهُ عَنهُ القیامَ یَومَ القیامَةِ ، یَومَ یَقومُ النّاسُ لِرَبِّ العالمینَ»
هرکس نماز را طول بدهد، خداوند در روز قیامت، روزی که مردم نزد پروردگار جهانیان می ایستند، ایستادن را از او بر می دارد.1
1. اصول کافی.
ادامه مطلب
نماز خواندن یهودیان و مسیحیان
![]()
نماز خواندن یهودیان و مسیحیان
خداوند متعال خطاب به حضرت موسی(ع) میفرماید:
﴿إِنَّنِیَّ أَنَا اللَّهُ لاَ َّ إِلَـَهَ إِلآ َّ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ الصَّلَوَةَ لِذِکْرِیَّ﴾ ؛ (طه،۱۴)
"من"الله" هستم، معبودی جز من نیست؛ مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من بهپادار." همچنین قرآن کریم به نقل از حضرت عیسیَ(ع) میفرماید:
﴿وَ جَعَلَنِی مُبَارَکًا أَیْنَ مَا کُنتُ وَ أَوْصَـَنِی بِالصَّلَوَةِ وَ الزَّکَوَةِ مَا دُمْتُ حَیًّا﴾ ؛ (مریم،۳۱)
"و مرا وجودی پر برکت قرار داده، در هر کجا باشم، و [خداوند] مرا به نماز و زکات توصیه کرده مادامی که زندهام." از این
آیاتشریف روشن میشود که نماز در مکتب دو پیامبر بزرگ الهی ـ موسیَ و عیسیَ(ع) وجود داشته و تمام پیامبران به این فریضة بزرگ و با اهمیت اشاره وتوصیه کردهاند؛ چنانکه درباره حضرت شعیب(ع) آمده است:
" ﴿قَالُواْ یَـَشُعَیْبُ أَصَلَوَتُکَ تَأْمُرُکَ أَن نَّتْرُکَ مَا یَعْبُدُ ءَابَآنَآ﴾ ؛ (هود،۸۷)
گفتند:"ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند، ترک کنیم... ." اما باید توجه داشت که آنچه امروزه، پیروان حضرت موسی(ع) (یهودیان) و پیروان حضرت عیسیَ(ع) (مسیحیان) به عنوان نیایش در کلیسا و کنیسه به جای میآورند، با مناسکی که به وسیلة این پیامبران الهی آورده شده بود، بسیار متفاوت است؛ زیرا آیین و کتابهای آسمانی این دو پیامبر بزرگ دچار تحریف و دستخوش انحرافات پیروان آنها شده است.(۱)
ازآن جا که پس از بعثت پیامبر گرامی به عنوان خاتم پیامبران و رسالت جهانی آن حضرت ادیان قبل از جمله مسیحیت و یهودیت، مورد نسخ قرار گرفتند و تمام انسانها موظف و مکلف شدند که از دین جهانی اسلام پیروی نمایند، بنابراین عبادت و دعای مسیحیان مورد پذیرش خداوند متعال قرار نمیگیرد، چون آنها راه انحراف را درپیش گرفتند؛
"﴿وَ مَآ أَرْسَلْنَـَکَ إِلآ کَآفَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیرًا وَ نَذِیرًا وَ لَـَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ﴾ ؛ (سبا،٢۸)
ماتو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا [آنها را به پاداشهای الهی] بشارت دهی و [از عذاب او] بترسانی، ولی اکثر مردم نمیدانند." و در جایی دیگر میفرماید:
"﴿وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الاْسْلَـَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الاْخِرَةِ مِنَ الْخَـَسِرِینَ﴾ ؛(آلعمران،۸۵)
هر که دینی غیر از اسلام برگزیند از او قبول نمیشود و در آخرت از زیانکاران است." بنابراین رسالت پیامبر اکرمجهانی است و با آمدن دین اسلام سایر ادیان همه باطل شدند.(٢)
منابع و مراجع:
۱. ( ر.ک: تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی و دیگران، ج ۱۴، ص ۱۶۳ و ۱۶۴، دارالکتب الاسلامیة، تهران. )
٢. ( ر.ک: همان، ج ۶، ص ۴۰۵ـ۴۰۸. )
ادامه مطلب
نماز، کفاره گناهان!
![]()
نماز، کفاره گناهان!
حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
بارسول خدا به انتظار وقت نماز در مسجد (نشسته) بودیم.در این بین مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا! من گناهی کرده ام.(برای آمرزش آنچه باید بکنم؟)
پیامبر خدا(ص) روی از او برگرداند (و چیزی نگفت و مشغول نماز شد) هنگامی که نماز تمام شدهمان مرد برخاست و سخن خود را تکرار کرد.
پیامبر خدا(ص) در پاسخ فرمود: آیا هم اینک با ما نماز نگزاردی، و برای آن به خوبی وضو نگرفتی؟
عرض کرد: بلی چنین کردم.
فرمود: همین نماز، کفاره و سبب آمرزش گناه تو خواهد بود.[1]
عنعلی بن ابی طالب علیه السلام:کنا مع رسول الله فی المسجد ننتظر الصلاة، فقام رجل فقال: یا رسول الله انی اصبت ذنبا، فاعرض عنه فلما قضی النبی صلی الله علیه و آله الصلاة قام الرجل فأعاد القول فقال النبی صلی الله علیه و آله: الیس قد صلیت معنا هذه الصلاة و أحسنت لها الطهور؟ قال: بلی.قال صلی الله علیه و آله: فإنها کفارة ذنبک.
برگرفته از کتاب خاطرات امیرمؤمنان نوشته استاد شعبانعلی خانصنمی
ادامه مطلب
قنوت نماز وتر وپاک شدن از گناه
![]()
قنوت نماز وتر وپاک شدن از گناه
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقُنُوتِ فِی الْوَتْرِ هَلْ فِیهِ شَیْءٌ مُوَقَّتٌ یُتَّبَعُ وَ یُقَالُ فَقَالَ لَا أَثْنِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِیِّ ص وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِکَ الْعَظِیمِ ثُمَّ قَالَ کُلُّ ذَنْبٍ عَظِیمٌ از امام صادق (ع) سوال شده است که :آیا در قنوت نماز وتر دعای گوتاهی که گفته شود وجود دارد ؟ امام فرمودند :نزد خداوند عز وجل ثنایی بهتراز درود بر نبیاکرم (ص)واستغفار برای گناه بزرگت نمی باشد سپس فرمودند :هر گناه بزرگ ! (1)
1. الکافی ج 3 ، ص450
ادامه مطلب
