سیماى نمازگزاران واقعى

27059932527379959975.jpeg

سیماى نمازگزاران واقعى

* سیماى نمازگزاران واقعى از دیدگاه قرآن، کدام است؟
*خداوند در سوره معارج آیه‌هاى 19 تا 21 انسان را حریص و بى تاب و بخیل معرفى مى‌کند، ولى نمازگزاران را استثنا مى‌کند؛ یعنى نمازگزاران آن سه صفترا ندارند و به فرموده امام باقر(علیه السلام) خداوند پس از آن که نمازگزاران را از دارندگان این صفات استثنا مى‌کند، شروع به توصیف آنان به بهترین اعمال‌شان مى‌نماید که عبارتند از:
1. پیوسته نماز را به جا مى‌آورند: (الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَآئِمُون)[36].
2. در اموال‌شان حق معلومى براى محرومان و تقاضا کننده‌گان وجود دارد: (وَ‌الَّذِینَ فِى أَمْوَ‌لِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّآئِلِ وَ‌الْمَحْرُوم)[37].
3. به روز جزا ایمان دارند: (وَ‌الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّین)[38].
4. از عذاب پروردگارشان بیمناکند:(وَ‌الَّذِینَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُون)[39].
5. خود را از بى عفّتى حفظ مى‌کنند: (وَ‌الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَـفِظُون)[40].
6. در امانت خیانت نمى‌کنند.
7. پیمان خود را رعایت مى‌کنند: (وَ‌الَّذِینَ هُمْ لاَِمَـنَـتِهِمْ وَ‌عَهْدِهِمْ رَ‌عُون)[41].
8. براى اداى شهادت حق قیام مى‌کنند: (وَ‌الَّذِینَ هُم بِشَهَـدَ‌تِهِمْ قَآئـِمُون)[42].
9. حافظ آداب و شرائط نمازهاى‌شان هستند: (وَ‌الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُون)[43]
10.خشوع در نماز: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ)[44]؛ مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند.
11.پاک و منزه بودن از فحشا و منکر: (إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ‌الْمُنکَرِ)[45]؛ نماز [انسان را]از زشتى‌ها و گناه باز مى‌دارد.
12. سهل‌انگارى نکردن در نماز: (فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ)[46]؛ پس واى بر نماز گزارانى که در نماز خود سهل‌انگارى مى‌کنند.
گذشتهاز موارد و نشانه‌هاى یاد شده، نمازگزار واقعى مؤمن و متّقى نیز هست؛ بنابراین، سیماى نمازگزار واقعى با سیماى مؤمن واقعى مشترک است.[47]
در پایان یادآور مى‌شویم عده‌اى از مفسران معتقدند صفات فوق، صفات افرادى است که حرص و بى تابى ندارند و شایسته هستند.[48]

[36]. معارج،آیه23.
[37]. همان، آیه24ـ25.
[38]. همان، آیه26.
[39]. همان، آیه27.
[40]. همان، آیه29.
[41]. همان، آیه32.
[42]. همان، آیه33.
[43]. همان، آیه34 / ر.ک: تفسیر برهان، ج5، ص384; حویزى، نورالثقلین، ج5، ص415; عباس عزیزى، تفسیر و پیام آیات نماز، ص143ـ162.
[44]. مؤمنون، آیه1ـ2.
[45]. عنکبوت، آیه45.
[46]. ماعون، آیه4ـ5.
[47]. براى آگاهى از سیماى مؤمنان و متقیان ر.ک: معارج، آیه19ـ35 و مؤمنون، آیه1ـ11 و نهج البلاغه، خطبه 192 (صفات متقین).
[48]. ر.ک: همان، تفسیر نمونه، ج27، ص26ـ40.

ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:34 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

مونس نمازگزار در قبر

49472680712215362518.jpg

مونس نمازگزار در قبر

قال رسول الله - صلى اللهعلیه وآله -:

ان الصلاة تاتى الى المیت فى قبره بصورة شخصانور اللون یونسه فى قبره و یدفع عنه اهوال البرزخ ؛

نماز به صورت انسانى سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس مى گیرد و وحشت هاى برزخ را از اوبرطرف مى کند.

(لالى الاخبار، ج 4، ص 1.الحکم الزهراء، ص 283)

 


ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:34 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

هم‌سانى نماز شیعه با نماز پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان

75005427638456663822.jpg

هم‌سانى نماز شیعه با نماز پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان

* آیا نمازى که ما مى‌خوانیم همان نماز پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) است و تفاوتى نکرده است؟
*نمازى که ما ـ براساس آنچه فقها و مراجع تقلید به‌دست آورده‌اند ـ مى‌خوانیم، تمام اجزا، شرایط، مسائل و احکام آن از آیات قرآن و روایات پیامبر(صلى الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) گرفته شده است.
براىنمونه، سه جلد از کتاب وسائل الشیعه[45] در مورد نماز و احکام و مسائل آن است. بنابراین نمازى که ما مى‌خوانیم همان نماز پیامبر(صلى الله علیه وآله)و امامان(علیهم السلام) است. براى نمونه یک روایت را درباره کیفیت نماز بیان مى‌کنیم: حماد بن عیسى[46] گوید: امام صادق(علیه السلام)برخاست و رو به قبله ایستاد، دو دستش را روى پاهایش قرار داد و انگشتان دستش را بست، فاصله بین پاهایش را نزدیک کرد تا مقدار سه انگشت باز، با خشوع تکبیرة الاحرام گفت، سپس حمد را با ترتیل قرائت فرمود و سوره توحید را بعد از آن خواند، سپس به مقدار یک نفس کشیدن درنگ کرد، در حالى که ایستاده بود، سپس در همین حال «اللّه‌اکبر» گفت، بعد به رکوع رفت و کف دست‌هایش را در حالى که انگشتان دستش باز بود، بر روى زانوهایش قرار داد. زانوهایش را به پشت ردنمود و پشت خود را مستوى نمود؛ به گونه‌اى که اگر قطره آبى بر آن مى‌ریخت،ثابت مى‌ماند. گردنش کشیده و چشمانش را فرو خوابانیده بود. در این حال سه بار با ترتیل تسبیح (سبحان ربى العظیم و بحمده) گفت، سپس سر از رکوع برداشتوایستاد، پس از آرامش «سمع اللّه لمن حمده» و «اللّه اکبر» را گفت و دست‌هایش را تا مقابل صورتش بالا آورد. بعد از آن به سجده رفت. هنگام سجده رفتن، ابتدا دست‌هایش را به زمین نهاد، سپس زانوهایش را. در سجده تنها هشت عضو بدنش را بر زمین نهاد: پیشانى، دو کف دست، دو زانو، سر دو انگشت شست پاو بینى ـ قرار دادن بینى بر زمین مستحب است ـ و در سجده سه بار فرمود: «سبحان ربى الاعلى و بحمده». سپس سر از سجده برداشت و به طور کامل نشست؛ آنگاه «اللّه اکبر» گفت و نیز «استغفر اللّه ربى و اتوب الیه» گفت. دوباره «اللّه اکبر» گفت، سپس به سجده دوم رفت و سجده دوم را همانند سجده اول به جا آورد و رکعت دوم را همانند رکعت اول انجام داد. بعد از نماز به حمّاد فرمود: اى حمّاد! این گونه نماز بخوان، در حال نماز به جایى نگاه نکن، با انگشتان خود بازى نکن.[47]

[45]. یکى از کتاب‌هاى روایى فقه شیعه است که مشتمل بر 35868 روایت مى‌باشد و محدث بزرگ شیخ حر عاملى آن را تألیف نموده‌اند.
[46]. ـ بعد از این که در حضور امام صادق(علیه السلام) دو رکعت نماز مى‌خواند و حضرت نمازش را نمى‌پسندد. 
[47]. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 4، ص 673.

 


ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:34 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

پاداش سحر خیزان و نیکوکاران

58666403508782785840.jpg

پاداش سحر خیزان و نیکوکاران

کانوا قلیلاً من اللّیل ما یهجعون و بالاسحار هم یستغفرون.
آنها (پرهیزکاران) کمی از شبها را می‌خوابیدند و در سحرگاهان استغفار می‌کردند.«ذاریات ، 17 و 18»
پاداش سحر خیزان و نیکوکاران
آیات بعد به توضیح چگونگی نیکوکار بودن آنها پرداخته، سه وصف را از میان اوصاف آنها بیان می‌کند.
نخست این که: آنها کمی از شبها را می‌خوابیدند» «کانوا قلیلاً من اللیل ما یهجعون».
(یهجعون) از ماده‌ (هجوع) به معنی خواب شبانه است.
بعضی گفته‌اند منظور این است که آنها اکثر شب را بیدار بودند و کمی از شب را می‌خوابیدند، و به اصطلاح همواره شب زنده‌دار بودند.
ولیاز آنجا که این حکم به صورت یک دستور عمومی برای پرهیزکاران و محسنین بعیدبه نظر می‌رسد این تفسیر مناسب نیست، بلکه منظور این است که آنها کمتر اتّفاق می‌افتاد تمام شب را بخوابند، و به تعبیر دیگر (لیل) (شب) به صورت جنس و عموم در نظر گرفته شده.
بنابراینهمه شب بخشی را بیدار بودند و به عبادت و نماز شب می‌پرداختند و شبهایی راکه تماماً در خواب باشند و عبادت شبانه از آنها به کلّی فوت شود کم بوده است.
این تفسیر در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نیز نقل شده است.[1]
دومین وصف آنها را چنین بیان می‌کند: آنها پیوسته در سحرگاهان استغفار می‌کردند «و بالاسحارهم یستغفرون».
درآخر شب که چشم غافلان در خواب است، و محیط از هر نظر آرام، قال و غوغای زندگی مادّی فرو نشسته، و عواملی که فکر انسان را به خود مشغول دارد خاموش است برمی‌خیزند، و به درگاه خدا می‌روند، در پیشگاه معبود به راز و نیاز می‌پردازند، نماز می‌خوانند، و مخصوصاً از گناهان خود استغفار می‌کنند.
بسیاری معتقدند که منظور از استغفار در اینجا همان نماز شب است، از این جهت که قنوت نماز وتر مشتمل بر استغفار است.
(اسحار)جمع (سحر) (بر وزن بشر) در اصل به معنی پوشیده و پنهان بودن است، و چون درساعات آخر شب پوشیدگی خاصّی بر همه چیز حاکم است (سحر) نامیده شده.
واژه‌ (سحر) (بر وزن شعر) نیز به چیزی گفته می‌شود که چهره‌ حقائق را می‌پوشاند و یا اسرار آن از دیگران پوشیده است.
در روایتی در تفسیر (درّ المنثور) آمده است که پیغمبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
ان‌آخر اللیل فی التهجد احب الی من اوله، لان الله یقول و بالاسحارهم یستغفرون: آخر شب برای تهجد (نماز شب) نزد من محبوبتر است از آغاز آن، زیراخداوند می‌فرماید: پرهیزکاران در سحرگاهان استغفار می‌کنند.[2]
ودر حدیث دیگری از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌خوانیم: (کانوا یستغفرون الله فی الوتر سبعین مرة فی السحر): (نیکوکاران بهشتی در نماز وتر به هنگامسحر هفتاد مرتبه از خدا طلب آمرزش می‌کردند).[3]
ـو در درّ منثور است که ابن مردویه از انس روایت کرده که گفت: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: برای شب زنده‌داری و نماز شب آخر شب را بیشتر از اوّل شب دوست دارم چون خدای تعالی فرموده: «و بالاسحارهم یستغفرون».
ودر همان کتاب است که ابن مردویه از ابن عمر از رسول خدا ـ صلّی الله علیه وآله ـ روایت کرده که در پاسخ کسی که از معنای جمله «و بالاسحارهم یستغفرون» پرسید، فرمود: یعنی نماز می‌خوانند.
ـمؤلف: شاید تفسیر استغفار به نماز از این جهت است که استغفار جزئی از نمازشب یعنی نماز وتر است، همچنان که در آیه‌: «و قرآن الفجران قرآن الفجر کانمشهوداً»[4] منظور از قرآن فجر همان نماز است.[5]


[1]. مرحوم طبرسی در مجمع البیان به این حدیث اشاره کرده است (ج 9، ص 155) درتفسیر صافی نیز حدیث از کافی به این صورت نقل شده است: «کانوا اقل اللیالییفوتهم لا یقومون فیها» (تفسیر صافی ذیل آیه‌ی مورد بحث).
[2] . در المنثور، ج 6، ص 113.
[3] . نمونه ج 22، ص 321 ـ 322 ـ 323.
[4] . اسری / 78.
[5] . المیزان. ج 18 ص 586.


ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:33 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]