علت خواندن سوره حمد در نماز

65307491244934047350.jpg

علت خواندن سوره حمد در نماز

* چرا سوره شریف فاتحه را باید در نمازهایمان بخوانیم؟ و سوره‌اى دیگر جاى‌گزین آن نمى‌شود؟
* قرآن کریم، فقط کلیات دین را مطرح کرده است و جزئیات و تفسیر آیات، به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) سپرده شده است، در روایات چنین آمده است:
1. از امام باقر(علیه السلام) درباره حکم کسى که در نمازش «فاتحة الکتاب» قرائت نکرده بود، سؤال شد؛ حضرت فرمود:(لاصلاة له إلاّ ان یقرأ بها)؛ نمازش، نماز شمرده نمى‌شود، مگر این‌که در آن «فاتحة الکتاب» را قرائت کند.
2. در روایت دیگر مى‌فرمایند: (کل صلاة لایقرأ فیها بفاتحة الکتاب فهى خداج)؛ هر نمازى که در آن «فاتحة الکتاب» خوانده نشود، ناقص است.[3]
3. امیرالمؤمنین امام على(علیه السلام) مى‌فرمایند: هر گاه تکبیر افتتاح را گفتى، پس سوره حمد را قرائت کن و سوره دیگرى که به آن اجازه داده شده، همراه آن بخوان...‌.[4]
4. امام رضا(علیه السلام) مى‌فرمایند: گفته شده در نماز حمد خوانده شود نهسوره دیگر، زیرا هیچ سوره‌اى جامع‌تر از سوره حمد نیست...‌.[5]
امام خمینى در تفسیر سوره شریف «حمد» مى‌فرماید: این سوره شریف مشتمل است بر عمده مقاصد الهیّه در قرآن شریف، زیرا که اصل مقاصد قرآن کریم تکمیل معرفة‌الله و تحصیل توحید است؛ پس جمیع مقاصد کتاب الهى و قرآن کریم برگشت به مقصد واحد مى‌کند و آن حقیقت توحید است که هدف نهایى و مقصد همه انبیاى عظام(علیهم السلام) است و حقایق توحید نیز در آیه مبارکه «بسم‌الله»... نهفته شده است، لذا این آیه شریفه، اعظم آیات الهیه و مشتمل بر تمام مقاصد کتاب الهى است و چون «باء» ظهور توحید و نقطه زیر آن سرّ آن است، پس تمام کتاب قرآن کریم ظهوراً و سراً در «باء» موجود است و انسان کامل یعنى وجود مبارک رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) که همان نقطه سرّ توحید است و در عالم، آیه و نشانه‌اى بزرگ‌تر از آن وجود مبارک نیست؛ چنان‌که در حدیث وارداست.[6]هر چه در تفسیر این آیه سخن گفته شود اندک است، چرا که معروف است: «امیرالمؤمنین على(علیه السلام) از سر شب تا صبح براى «ابن‌عباس» از تفسیر «بسم‌الله» سخن مى‌گفت، صبح شد در حالى که از تفسیر «باء» آن فراتر نرفته بود».[7] در فضیلت این سوره مبارکه سه روایت را نقل مى‌کنیم:
1. از امام صادق(علیه السلام) از «بسم‌الله...» سؤال شد؛ فرمودند: (الباء بهاءالله، والسین سناءالله، و المیم ملک الله،...)؛ «باء» نشانه عظمت و کمال خداوند متعال است و «سین» نشانه بلندى و رفعت مقام خداوندى است و «میم» نشانه فرمان‌روایى خداوند متعال است و... .[8]
2. ابن‌عباس از حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) چنین نقل کرده است: براى هرچیز اساسى است و اساس قرآن «فاتحه» است و اساس «فاتحه» «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» است.
3. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به جابربن‌عبدالله انصارى فرمود: اى جابر! آیا برترین سوره‌اى که خدا در کتابشنازل فرموده به تو بیاموزم؟ جابر عرض کرد: آرى، پدر و مادرم فداى تو باد! اى رسول خدا! آن را به من بیاموز. پس رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) سوره «حمد» (ام‌الکتاب) را به او تعلیم داد و فرمود: اى جابر! آیا آگاهت سازم ازاین سوره؟ عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فداى تو باد! یا رسول الله! از آن مرا با خبر ساز. فرمود: آن شفاى هر دردى است جز مرگ.[9]

[3]. ر.ک: شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج6، باب القراءة فى الصلاة، ص37ـ39.

[4]. شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج9، باب فى وصف الصلاة، ص266، ح7.
[5]. وسائل الشیعه، همان.
[6]. فیض کاشانى، تفسیر صافى، ج5، ص273، ذیل آیه شریفه «عن النبأ العظیم».
[7]. ر.ک: تفسیر نمونه، ج1، ص16.
[8]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، باب فضائل سوره فاتحه، ج89، ح12، ص231.
[9].عیاشى، تفسیر عیاشى، ج1، ص34، «تفسیر سوره حمد»، حدیث 9; تفسیر البرهان، ج1، ص42; تفسیر مجمع‌البیان، ج1، ص17و18 و براى آگاهى بیشتر ر.ک: امام‌خمینى، تفسیر سوره حمد، ص84ـ89.
 

ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:36 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تلفظ مخارج حروف در نماز

77488925377837993047.jpg

تلفظ مخارج حروف در نماز

* اگر کسى که به علوم تجویدى آگاهى کامل دارد، ولى بنا به عللى هم‌چون افتادن دندان‌هاى ثنایاى جلو و... نتواند برخى حروف را صحیح تلفظ کند، خواندن قرآن و نماز او چه حکمى دارد.
* در مورد صحیح خواندن قرآن: از آن جا که خواندن قرآن واجب نیست، مشکلى نیست و اگر هم نمى‌توانند صحیح بخوانند در حدّى که مقدورشان مى‌باشد بخوانند؛ بنابراین گفته‌اند: حتى اگر نمى‌توانند قرآن بخوانند، مستحب است قرآن را باز نموده، به خطوط قرآن نگاه کنند. در روایتى بیان شده که اگر کسى نتواند قرآن را صحیح تلاوت کند، فرشتگان آن را تصحیح کرده، صحیح آن را در نامه عمل ثبت مى‌کنند.[21]
درباره نماز نیز اگر مراد از عدم امکان تلفظ صحیح، عدم رعایت برخى از مواردى است که علماى تجوید مى‌گویند که اشکالى ندارد و رعایت برخى از محسنات قرائتى که علماى تجوید مى‌گویند، در نماز واجب نیست.[22] ولى اگر به گونه‌اى باشد که نماز را غلط بخواند، در نماز جماعت شرکت کند یا از دندان مصنوعى استفاده کند.[23] البته در این‌باره شایسته است چنین فردى با دفتر مرجع تقلید خودش مکاتبه کند.
* درباره تلفظ «ص» در «اللّه الصمد» ـ که در حال نماز قرائت مى‌شود ـ اختلاف است؛ بعضى مى‌گویند: حرف «صاد» یعنى «اللّه الصمد»؛ ولى بعضى مى‌گویند: تلفظ آن به صورت «سْ» یعنى «اللّه السّمد» است که تماس سر زبان با بالاى دهان مى‌باشد؛ لطفاً بفرمایید کدام درست است؟
* حرف «صاد» مانند «س» تلفظ مى‌شود؛ در عین حال، صدا پر حجم و درشت مى‌شود و فرقى بین حرف «ص» در «الصمد» و سایر کلمات نیست. درباره طریقه تلفظ حرف «ص» چند دیدگاه وجود دارد. براى آگاهى بیشتر مى‌توانید به کتاب معرفى شده در پاورقىرجوع کنید.[24]
* منظور از آیه 110 سوره اسراء: (لاَ‌تَجْهَرْ بِصَلاَتِکَ وَ‌لاَ‌تُخَافِتْ بِهَا)؛ نمازت را با آواز بلند مخوان و بسیار آهسته‌اش مکن. چیست؟
* بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر (و هم‌چنین تسبیحات اربعه) را آهسته بخوانند.[25]
یکى از دلیل‌هاى مراجع در این مسئله روایاتى است که از معصومین(علیهم السلام) رسیده و در کتاب‌هاى فقهى بررسى شده است.[26]هم‌چنین فتواى فقها در این مسئله ربطى به این آیه ندارد، چون جهر و اخفاتىکه در این مسئله وجود دارد، غیر از جهر و اخفاتى است که در آیه از آن نهى شده است؛ آنچه در نماز صبح و مغرب و عشا فقها فرموده‌اند جوهر داشتن صداست،نه بلند کردن صدا و آنچه در نماز ظهر و عصر فرموده‌اند، جوهر نداشتن صدا است، نه آن که حتى خود انسان هم صدایش را نشنود.[27]ولى آنچه در آیه مطرح شده غیر از این دو است مى‌فرماید: نمازت را به آواز بلند مخوان و بسیار آهسته‌اش مکن و میان این و آن راهى میانه جوى.
پس آیه ربطى به این مسئله فقهى ندارد، بلکه از افراط و تفریط در بلند خواندن و آهسته خواندن نهى مى‌کند.[28]
ممکن است مقصود آیه این باشد که: همه نمازها را بلند نخوان و یا همه را آهسته نخوان، بلکه راه میانه را انتخاب کن و بعضى نمازها را بلند و بعضى راآهسته بخوان. بنابراین هیچ منافاتى بین فتواى فقها در این مسئله با آیه مذکور وجود ندارد.[29]

[21]. کلینى، اصول کافى، ج2، ص619.

[22]. ر.ک: توضیح المسائل مراجع، ج1، ص632 و عروة الوثقى، ج1، مسئله53.
[23]. عروة الوثقى، ج1، مسئله33.
[24]. ر.ک: سیدمحسن موسوى بلده، حلیة القرآن، ج1، ص19 ـ 21; ج2، ص33 و 41.
[25]. امام‌خمینى، توضیح‌المسائل، مسئله 992 و 1007.
[26]. نجفى، جواهر الکلام، ج9، ص364 ـ 369; عاملى، وسائل‌الشیعة، ج6، ص82 ـ 86، باب 25 و 28، ابواب القرائة فى الصلاة.
[27]. امام، تحریرالوسیله، ج1، ص166، مسئله 11، القول فى القرائة.
[28]. محمد حسین طباطبایى، ترجمه المیزان، سید محمدباقر موسوى همدانى، ج 13، ص 312; همان، تفسیر نمونه، ج12، ص328.
[29]. سید محمد حسین طباطبایى، المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوى، ج13، ص12.
 

ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:36 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

دیدن جای خود در بهشت!

30233952853923489181.jpg
 دیدن جای خود در بهشت!
رسول اکرم (ص) در بیان آنچه که در شب معراج دیدند: بر برخی از درهای بهشت نوشتهدیدند، هر کس می خواهد جایگاه خویش را در بهشت ببیند، در مسجدها سکنا گزیند.
إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِکَ أَن یَکُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ (توبه، 8)؛ مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى‏کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آوردهو نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‏اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: هر گاه دیدیدکه مردی پیوسته به مسجد می رود به ایمان او گواهی دهید. خداوند متعال فرمودند: تنها کسی که به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده است، مساجد خدا را آباد می کند.
امیرالمومنین (ع) می فرمایند: پیامبر خدا (ص) به من آموختکه هر گاه جامه نویی بر تن کردم، بگویم: سپس خدایی را که لباسی به من پوشاند که در میان مردم با آن خود را بیارایم. پروردگارا! جامه ای با برکت قرارش ده تا در آن برای رضایت تو بکوشم و به آباد ساختن مسجدهایت بپردازم.
ایشان همچنین می فرمایند: مسجد از ویرانی خود نزد پروردگارش زبان به شکایتمی گشاید و از دیدن آبادکننده اش که مدتی از او دور بوده و اکنون باز گشته، شاد می شود همانگونه که هر یک از شما از رسیدن کسی که از او دور بودهشادمان می شود.
امام حسن (ع) فرمودند: اهل مسجد، دیدارکنندگان خدایند و بر دیدارشونده است که به دیدار کننده اش هدیه بدهد.
پیامبر خدا (ص) فرمودند: برای هر بنده ای که صبح و شام به مسجد برود و آن را بر سایر چیزها ترجیح دهد در نزد خدا، وسایل پذیرایی از بهشت است که هر بار، آن را برایش آماده می کند همچنان که که هر یک از شما، اگر کسی را که دیدارش را دوست دارد، ملاقات کند در پذیرایی او خواهند کوشید.
امام باقر (ع) می فرمایند: پیامبر (ص) به جبرئیل فرمودند: ای جبرئیل! کدام مکان نزد خداوند محبوب تر است؟
گفت: مساجد و دوست داشتنی ترین مسجدیان در پیشگاه خدا، کسی است که پیش از همه وارد می شود و پس از همه بیرون می رود.
رسول اکرم (ص) در بیان آنچه که در ش معراج دیدند: بر برخی از درهای بهشت نوشته دیدند، هر کس می خواهد جایگاه خویش را در بهشت ببیند، در مسجدها سکناگزیند.
ایشان همچنین فرمودند: مسجد سرای هر پرواپیشه ای است و خداوند راحتی و رحمت و گذشتن از صراط را برای کسانی که ماسجد خانه هایشان باشد، تضمین کرده است.
امام زین العابدین (ع) فرمودند: موسی بن عمران (ع) گفت: پروردگارا! اهل تو در روزی که سایه ای جز سایه تو نیست آنان را زیر سایه خود می بری، چه کسانی اند؟
خداوند به او وحی کرد: کسانی که پاک دلو خاکسارند... آنها که جونان ماوا گزیدن عقاب ها در آشیانه هایشان، مساجد مرا کاشانه خود برمی گزینند.
امام صادق (ع) فرمودند: مردانگی دو گونه است: مردانگی در وطن و مردانگی در سفر. و اما مردانگی در وطن تلاوت قرآن است و پیوستگی با مساجد.
امام کاظم (ع): مسیح (ع) به حواریون گفت: ... پرستشگاه های پروردگارتان را زندان بدن ها و پیشانی های خود قرار دهید.
منابع:
1- بحارالانوار
2- کنزالعمال
3- امالی شیخ طوسی
4- فرهنگ نامه مسجد
 

ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:35 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

سیماى نمازگزاران واقعى

27059932527379959975.jpeg

سیماى نمازگزاران واقعى

* سیماى نمازگزاران واقعى از دیدگاه قرآن، کدام است؟
*خداوند در سوره معارج آیه‌هاى 19 تا 21 انسان را حریص و بى تاب و بخیل معرفى مى‌کند، ولى نمازگزاران را استثنا مى‌کند؛ یعنى نمازگزاران آن سه صفترا ندارند و به فرموده امام باقر(علیه السلام) خداوند پس از آن که نمازگزاران را از دارندگان این صفات استثنا مى‌کند، شروع به توصیف آنان به بهترین اعمال‌شان مى‌نماید که عبارتند از:
1. پیوسته نماز را به جا مى‌آورند: (الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَآئِمُون)[36].
2. در اموال‌شان حق معلومى براى محرومان و تقاضا کننده‌گان وجود دارد: (وَ‌الَّذِینَ فِى أَمْوَ‌لِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ * لِّلسَّآئِلِ وَ‌الْمَحْرُوم)[37].
3. به روز جزا ایمان دارند: (وَ‌الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّین)[38].
4. از عذاب پروردگارشان بیمناکند:(وَ‌الَّذِینَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُون)[39].
5. خود را از بى عفّتى حفظ مى‌کنند: (وَ‌الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَـفِظُون)[40].
6. در امانت خیانت نمى‌کنند.
7. پیمان خود را رعایت مى‌کنند: (وَ‌الَّذِینَ هُمْ لاَِمَـنَـتِهِمْ وَ‌عَهْدِهِمْ رَ‌عُون)[41].
8. براى اداى شهادت حق قیام مى‌کنند: (وَ‌الَّذِینَ هُم بِشَهَـدَ‌تِهِمْ قَآئـِمُون)[42].
9. حافظ آداب و شرائط نمازهاى‌شان هستند: (وَ‌الَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُون)[43]
10.خشوع در نماز: (قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِینَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ)[44]؛ مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند.
11.پاک و منزه بودن از فحشا و منکر: (إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ‌الْمُنکَرِ)[45]؛ نماز [انسان را]از زشتى‌ها و گناه باز مى‌دارد.
12. سهل‌انگارى نکردن در نماز: (فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ * الَّذِینَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ)[46]؛ پس واى بر نماز گزارانى که در نماز خود سهل‌انگارى مى‌کنند.
گذشتهاز موارد و نشانه‌هاى یاد شده، نمازگزار واقعى مؤمن و متّقى نیز هست؛ بنابراین، سیماى نمازگزار واقعى با سیماى مؤمن واقعى مشترک است.[47]
در پایان یادآور مى‌شویم عده‌اى از مفسران معتقدند صفات فوق، صفات افرادى است که حرص و بى تابى ندارند و شایسته هستند.[48]

[36]. معارج،آیه23.
[37]. همان، آیه24ـ25.
[38]. همان، آیه26.
[39]. همان، آیه27.
[40]. همان، آیه29.
[41]. همان، آیه32.
[42]. همان، آیه33.
[43]. همان، آیه34 / ر.ک: تفسیر برهان، ج5، ص384; حویزى، نورالثقلین، ج5، ص415; عباس عزیزى، تفسیر و پیام آیات نماز، ص143ـ162.
[44]. مؤمنون، آیه1ـ2.
[45]. عنکبوت، آیه45.
[46]. ماعون، آیه4ـ5.
[47]. براى آگاهى از سیماى مؤمنان و متقیان ر.ک: معارج، آیه19ـ35 و مؤمنون، آیه1ـ11 و نهج البلاغه، خطبه 192 (صفات متقین).
[48]. ر.ک: همان، تفسیر نمونه، ج27، ص26ـ40.

ادامه مطلب


[ جمعه 5 تیر 1394  ] [ 7:34 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]