میل خواندن نماز شب
میل خواندن نماز شب
* نام سوره یا آیهاى که باعث شود، نیروى خواندن نماز و نماز شب به وجود آید، چیست؟
* نویسنده کتاب مفاتیح الحاجات از کتاب خواص السور نقل کرده که اگر کسى درنماز بىرغبت باشد، این آیات را بنویسد و با خود نگه دارد، براى او در نماز خواندن ذوق و شوق حاصل مىشود: (و مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنسَإِلاَّ لِیَعْبُدُونِ * مَا أُرِیدُ مِنْهُم مِّن رِّزْق وَمَآ أُرِیدُ أَن یُطْعِمُونِ * إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِین)[1]. سوره مؤمنون را نیز اگر هفت بار بخواند، در نماز خواندن رغبت مىیابد.
همچنین نقل شده که مداومت بر آیات 190 ـ 194 سوره آل عمران: (إنَّ فى خلق السّموت... لا تخلف المیعاد)[2] فوایدى دارد که از جمله آنها، شبخیز شدن است.
در پایان یادآورى مىشودکه قرآن کتاب هدایت و انسانسازى و نسخه شفابخشى است که بزرگترین مرض یعنى کفر ونفاق را شفا مىبخشد و باید آن را خواند و به دستورهایش عمل کرد.
ادامه مطلب
سجده زیاد از صفات بندگان خاص
سجده زیاد از صفات بندگان خاص
![]()
* نظر قرآن درباره انجام دادن سجده زیاد چیست؟
* قرآن کریم، یکى از ویژگىهاى «عباد الرحمن» (بندگان خاص خداوند) را چنین معرفى مىفرماید: (وَعِبَادُ الرَّحْمَـنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الاَْرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَـهِلُونَ قَالُواْ سَلَـمًا * وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَـمًا)[1]؛بندگان خاص خداوند رحمان آنها هستند، که با آرامش و بىتکبر، بر زمین راه مىروند و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند، به آنها سلام مىگویند [وبا بىاعتنایى و بزرگوارى مىگذرند] آنها کسانى هستند که شبانگاه، براى پروردگارشان، سجده و قیام مىکنند.
جمله «یبیتون» دلیل بر این است که آنها شب را با سجود و قیام به صبح مىآورند، که منظور بخش قابل ملاحظهاى از شب است و یا اگر تمام شب باشد، در بعضى از مواقع چنین است. سجدههاى فراوان و طولانى در دل شب، از ویژگىهاى بندگان خاص الهى است، که در این آیه به آن اشاره شده است.
در سوره انسان، آیه 25 و 26 آمده است: (وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَأَصِیلاً * وَمِنَ الَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُو وَسَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً)؛ و نام پروردگارت را هر صبح و شام به یاد آور و در شبانگاه براى او سجده کن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبیحگوى.
1. فرقان، آیه63 و 64.
ادامه مطلب
احکام قضای نماز شب
![]()
احکام قضای نماز شب
نافله شب از مهمترین نمازهای نافله است که در روایات اسلامی و قرآن مجید روی آن تأکید شده و تأثیر عمیقی در صفای روح و پاکی قلب و تربیت نفوس انسانی و حلّ مشکلات دارد و در کتب معروف دعا،آدابی برای آن ذکر کردهاند، مخصوصاً برای قنوت نافله وتر؛ رعایت این آدابخوب است ولی میتوان نماز شب را بدون این آداب مانند نمازهای معمولی نیز انجام داد و کسی که به علّتی نتواند آخر شب بیدار شود و نماز شب را بخواند میتواند قبل از خواب آنها را به جا آورد.[1] و اگر چنانچه خوابش ببرد مستحب است که بعد قضا کند چه بعد از اذان صبح و یا بعد از نماز صبح البته مستحب است که نماز صبح و نافله صبح را بخواند بعد قضای نماز شب را به جا بیاورد:
«وقت نافله شب از نصف شب است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود (آیت الله بهجت:) و اگر کسی چهار رکعت یا بیشتر از نافله شب را خوانده و وقت فریضه صبح رسیده، میتواند نماز شب را تمام کند ومیتواند نافله و فریضه صبح را بخواند و بعداً باقی مانده نماز شب را قضا کند، و اما اگر چیزی از نماز شب را به جا نیاورده و یا کمتر از چهار رکعت به جا آورده، در این دو صورت مقدم داشتن نافله و فریضه صبح بر قضای نماز شبأفضل است»[2]
[1] توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج1، ص: 426
[2] توضیح المسائل (المحشی للإمام الخمینی)، ج1، ص: 429
ادامه مطلب
چرا برخی تکالیف بر زن واجب نیست؟
![]()
چرا برخی تکالیف بر زن واجب نیست؟
زن از آن جهت که ریحانه است و «لیست بقهرمانه»، وجوب نسبت به بعضی از کارهای دشوار از دوش او برداشته شده، البته در حد رخصت نه عزیمت. و بدیهی است که بین رخصت و عزیمت فرق است. عزیمت، یعنی اگر نهی بر چیزی وارد شد کسیحق انجام آن را ندارد و اگر امر بر چیزی وارد شد چاره ای جز انجام آن نیست، مثل این که گفته شود مسافر نباید روزه بگیرد، نباید نماز ظهر یا عصر یا عشا را چهار رکعت بخواند، اصطلاحا به این بایدها و نبایدها «عزیمت» می گویند، یعنی باید اطاعت نماید. اما «رخصت» آن است که از عملی وجوب برداشته شده، بدون این که تحریم شده باشد. اگر گفته می شود نماز جمعه بر زن نیست یعنی واجب نیست که حتما حضور پیدا کند اما نه این که اگر حضور پیدا کرد مقبول نیست، یا صحیح نیست، یا فضیلت ندارد.
با توجه به توضیح فوق این شبهه که زن از بعضی مزایای مذهبی مانند شرکت در نماز جمعه، نماز جماعت، تشییع جنازه و... محروم شده است، حل می شود زیرا این که می فرماید: «فیما أوصی به النبی صلی الله علیه وآله علیا: علیه السلام: یا علی لیس علی النساء جمه ولا جماعه ولا أذان ولا اقامه؛ در ضمن وصیت های پیامبر (ص) به علی (ع) این بود که: یا علی نماز جمعه و جماعت و اذان و اقامه برای زنان واجب نیست»
این محرومیت ها در حد رخصت است نه عزیمت، یعنی الزام از زن گرفته شده نه این که حق شرکت در نماز جمعه و جماعت را ندارد. زیرا یکی از احکام نماز جمعه این است که در صورت تعین وجوب نماز جمعه، بر مکلفین واجب است که تا شعاع دو فرسخی در نماز جمعه حاضر شوند و نیز تا شعاع یک فرسخی تشکیل نماز جمعه دیگری مجاز نیست و به عبارتی دیگر، فاصله دو نماز نباید کمتر از یک فرسخ باشد.
بنابراین اگر نماز جمعه تا این حد مهم است که در صورت وجوب تعیینی، تا شعاع دو فرسخی حتما باید مسلمانان، شرکت کنند، این کار برای زن دشوار خواهد بود از این جهت، الزام و عزیمت از زن سلب شده است. نه بدین معنا که زن حق شرکت ندارد و یا اگر این رنج را تحمل کرد و در نماز جمعه حضور یافت، نمازش مقبول نباشد، یا کفایت از نماز ظهر نکند، و یا فاقد فضیلتنماز جمعه باشد.
درباره جماعت هم این چنین است، نماز جماعت به قدری دراسلام معتبر و مهم است که از رسول خدا (ص)، برای جلوگیری از نفاق منافقان در صدر اسلام دستور رسید: «کسانی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند و تدریجا قصد توطئه و تضعیف اسلام را دارند و نیز آنها که دسترسی به نماز جماعت دارند ولی نماز جماعت را گرامی نمی شمارند و در آن شرکت نمی کنند، خانه هایشان به آتش کشیده شود.»
بر این اساس، شرکت در نماز جماعت رسول خدا (ص) بدون عذر، لازم و عدم حضور بدون عذر، ممنوع بود. و چنین دستوری چون توأم با دشواری بود، بر زنها لازم نشد، نه این که اگر زنی این رنج را تحمل کرد و در نماز جماعت شرکت نمود نمازش، مقبول نمی شد.
منـابـع
آیت الله عبدالله جوادی آملی- زن در آئینه جلال و جمال- صفحه 382-384
ادامه مطلب
