حق نماز

95885248137560906008.jpg

حق نماز

خیلی افراد نماز می خوانند. در سوره ماعون نیامده: «فویل لمن لم یصل»، می فرماید: «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون» (ماعون/آیه 3)؛«وای به حال گروهی از نمازگزارانی که از نماز خود غافلند». اینجا هم «لم نک من المصلین» منحصر نیست به کسانی که نماز نمی خواندند؛ بلکه می گویند مادر زمره نمازگزاران نبودیم، تیپ نمازگزاران تیپی هستند که حق نماز را (ادامی کنند)، نماز به گردن انسان حق دارد.
یکی از حقوق نماز احترام نماز است، که نقطه مقابلش می شود استخفاف نماز یعنی سبک شمردن نماز، اینکه انساننماز را سبک بشمارد، می خواند و سبک می شمارد و به شکل امری که خیلی مهم نیست تلقی می کند. این مهم نیست، انسان را که نماز خوان هست، از زمره نمازگزاران خارج می کند، یعنی به صورت یک آدمی در می آید که همان نمازش در روز قیامتدشمن و خصمش خواهد بود، چون دائما نماز را تحقیر و استخفاف می کرده و به شأنش بی اعتنایی می کرده است.
این حدیث معروف را مکرر شنیده اید، در داستان راستان هم ذکر کرده ایم که ابوبصیر می گوید: من بعد از وفات امام صادق (ع)به منزل ایشان رفتم برای اینکه به ام حمیده همسر ایشان تسلیت بگویم. چشمش به من افتاد. او گریه کرد و من گریه کردم. بعد این خانم فرمود: نبودی، وقت وفات امام یک حادثه عجیبی رخ داد. گفتم: چه؟ گفت: حادثه این بود که آن لحظات که امام در حال احتضار بود و گاهی چشمهایش روی هم می رفت و حالت اغماء مانند داشت و گاهی به هوش می آمد فرمود: فورا بروید همه نزدیکان، خویشان و اقربای مرا در اینجا جمع کنید. ما به عجله رفتیم همه را جمع کردیم. همین که همه در اتاق جمع شدند، امام چشمهایش را باز کرد، رو کرد به اینها و فرمود: "لن تنال شفاعتنا مستخفا بالصلاة"، این جمله را گفت و از دنیا رفت. یعنی شفاعت ما اهل بیت نائل نمی شود به کسی که نماز را سبک بشمارد. (نگفت نماز نخواند) یعنی شفاعت ما شامل نماز خوانهایی که نماز را سبک می شمارند و احترام برای نماز قائل نیستند نمی شود.

منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 10- صفحه 172-171

 


ادامه مطلب


[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:17 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

حضور قلب امام سجاد (ع)

58666403508782785840.jpg

حضور قلب امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) مشغول عبادت بود. یکی از بچه های امام از پشت بام افتاد و دستش شکست. زنها ریختندداد و فریاد کردند که دست بچه شکست. برویم شکسته بند بیاوریم. رفتند شکستهبند آوردند، دست بچه را بستند. بچه گریه کرد، زنها ناله کردند، افراد دیگرداد و قال کردند، تمام شد. قضیه گذشت. امام بعد از آنکه از عبادت فارغ شد آمد در حیاط، چشمش افتاد به بچه اش، دید دست او را بسته اند. چطور شده است؟گفتند بچه از بام افتاد، دستش شکست، شکسته بند آوردیم، دست او را بستیم دروقتی که شما مشغول نماز و عبادت بودید. اما قسم خورد که اصلا من متوجه نشدم.

ممکن است شما بگویید او امام زین العابدین (ع) است. همه مردم که زین العابدین نمی شوند. بنده خودم در عمر خودم افرادی را دیده ام، البته نمی گویم در این حد و درجه که برای من محسوس بود که از اولی که شروع به نماز می کنند تا آخر نماز چنان غرق در ذکر خدا و یاد خدا می شوند و چنانغرق در نماز می شوند که واقعا متوجه اطراف خودشان نیستند و من دیده ام چنین کسانی را. «العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة» نتیجه عبودیت و بندگی و اولین اثرش این تسلط است.

منـابـع

مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 96

 


ادامه مطلب


[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:11 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

مؤمن و استمداد از صبر و نماز

مؤمن و استمداد از صبر و نماز

05778781898174534691.jpg

سوره بقره آیه 153: «ای افرادی که ایمان آورده اید، از صبر -و استقامت- و نماز کمک بگیرید زیرا خداوند با صابران است.»
پیام آیه:
اولا نگبانی و پاسداری از هر گوهر ارزشمند -مادی یا معنوی- نیازمند ابزاریمناسب با حفظ آن چیز است، همانگونه که تنها راه حفظ و پاسداری از یک نسخه خطی ارزشمند ایستادن با اسلحه در کنار آن نیست بلکه حفظ آن نیازمند شیوه و ابزار مناسب است.
ثانیا گوهر ایمان را باید با ابزارهایی که هم سنخ با ایمان است محافظت کرد. صبر و نماز نمونه هایی از این ابزارهاست.
ثالثا حفظ روحیه ایمان و پاسداری از این نعمت آسمانی نیازمند بردباری و استقامت و شکیبایی ویژه است و آن جز در پرتو استمداد از یاد خدا دست یافتنینیست. پس ایمان و صبر و نماز سه ضلع مثلثی هستند که از هم جدایی ناپذیرند وپیام نهایی آیه این است که انسان با ایمان اگر خواهان بهره مندی از آثار وبرکات دنیوی و اخروی ایمان خویش است باید به وظایف خود در برابر ایمان عملکند و نسبت به آنها پای بند باشد و صبر و نماز در خط مقدم وظایفی است که متوجه مؤمن است چرا که بدون آنها توانایی پاسداری از گوهر ایمان را ندارد.

منـابـع

سید محمد حسین طباطبایی- تفسیر المیزان

شیخ صدوق- امالی

شیخ صدوق- معانی الاخبار

شیخ کلینی- اصول کافی

راغب اصفهانی- مفردات

 


ادامه مطلب


[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:10 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تکبیر گفتن بعد از نماز

24535805599514077663.jpg

تکبیر گفتن بعد از نماز

* پس از سلام نماز اغلب نمازگزاران سه بار با صداى بلند تکبیر گفته، همراه آن، شعارهایى مى‌دهند، سؤالى که مطرح مى‌شود این است که آیا اسلام و قرآن این شعارها را بدعت و غیر اسلامى مى‌داند، یا خیر؟ اگر بدعت نیست دلیلعقلى، قرآنى و اجتماعى آن را به طور مشروح، واضح و مستدلّ و شرعى ـ فقهى بیان فرمایید.
* «بدعت» نسبت دادن امور خارج از دین به دین است،[1]ولى شعار که نوعى ابراز عقیده و موجودیّت وحمایت و پشتیبانى است بدعت نمى‌باشد، زیرا اوّلا: هیچ دلیلى شرعى بر نهى از آن وجود ندارد، ثانیاً: شعار اگر در جهت تأیید اسلام و مسلمانان باشد، مى‌تواند مصداقى از (تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ)[2]؛ و نیز (وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة...)[3]؛هر نیرویى در قدرت دارید، براى مقابله با آنها [=دشمنان] آماده سازید...، چرا که شعارْ افکار را در یک محور منسجم مى‌کند واز نظر روانى تأثیرى منفى بر دشمن مى‌گذارد.
گذشته از این، شعار دادن سابقه‌اى تا صدر اسلام دارد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بارها در جنگ‌ها متوسل به شعارشدند. شعارهاى «الله اعلى و اجل، الله اعلى و اجل» مسلمانان در برابر شعاردشمن: «اعل هُبل، اعل هُبَل» و نیز «الله مولانا و لا مولى لکم» در برابر «نحن لنا العزّى و لا عُزَّى لکم» که از سوى دشمن در پایان جنگ احد سر دادهشده بود، در تاریخ معروف است.[4]
بنابراین، شعارهایى که براى تحکیم حکومت اسلامى و کیان مسلمانان باشد، نه تنها از آن نهى نشده که از این بابت (نصرت دین و جامعه مسلمانان) مستحب نیزهست.

1. ر.ک: شیخ عباس قمى، سفینة البحار، مدخل بدع.
2. عصر، آیه3.
3. انفال، آیه60.
4. ر.ک: جعفر سبحانى، فروغ ابدیت، ج2، ص69
 

ادامه مطلب


[ شنبه 6 تیر 1394  ] [ 1:09 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]