خیر دنیا و آخرت
علاّمه طباطبایی میگوید: در نجف اشرف، در مدرسهای ایستاده بودم كه مرحوم قاضی طباطبایی از آنجا عبور میكرد، چون به من رسید، دست خود را به روی شانه من گذارد و گفت:ای فرزند! دنیا میخواهی نماز شب بخوان، آخرت میخواهی نماز شب بخوان. 1
هر گنجِ سعادت كه خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و ورد سحری بود
1) مهرتابان، سیدمحمدحسین تهرانی، ص16.
ادامه مطلب
اثر چشم چرانی
حاج حسن توكّلی میگوید: سوار اتوبوس واحد شدم، در محدوده میدان فردوسی تهران، ماشین نگه داشت و جمعیتی سوار شدند، ناگهان دیدم راننده و همه جمعیت، همه زن هستند، حتی بغل دست من زنی نشسته است! خودم را جمع كردم، فكر كردم اشتباهی سوار شدهام و این اتوبوس كارمندان است. در ایستگاه بعدی اتوبوس نگه داشت و خانمی پیاده شد، بعد از آن دیدم همه جمعیت مرد شدند. نزد شیخ رجبعلی خیاط رفتم، ایشان فرمود: «دیدی همه مردها زن شده بودند! چون مردها به آن زن توجّه داشتند [و به آن زن نامحرم خیره شده بودند] همه زن شدند.» 1
1 كیمیای محبت، یادنامه شیخ رجبعلی خیاط (نكوگویان) ، محمدمحمدی ری شهری، ص164.
ادامه مطلب
جزای قضا شدن یك نماز
1) نشان از بی نشانها، ج1، ص16 و 31.
ادامه مطلب
حواله ولی عصر علیه السلام به امام جماعت
حواله ولی عصر علیه السلام به امام جماعت
روزی رجبعلی خیاط در هوای گرم تابستان، نفس زنان به مغازه یكی از دوستان به نام سهیلی رفته، به او مبلغی پول میدهد و میگوید: «معطل نكن! فورا پول را برسان به سید بهشتی!» او امام جماعت مسجد امجد در خیابان آریانا بود. آن شخص نیز با سرعت پول را به نامبرده میرساند. سهیلی میگوید: بعدها از آن امام جماعت پرسیدم كه جریان آن روز چه بود؟ پاسخ داد: آن روز مهمان برایم آمده بود و هیچ چیزی در منزل نداشتم. رفتم در اتاق دیگر و به حضرت ولی عصر علیه السلام متوسل شدم كه این حواله به من رسید.
جناب شیخ رجبعلی خیاط هم گفت: «حضرت ولی عصر علیه السلام به من فرمودند: زود به سید بهشتی پول برسانید!» 1
پی نوشت:
1 كیمیای محبت، محمدری شهری، 211.
ادامه مطلب
