پاداش نماز
پاداش نماز
![]()
و الذّين يمسّكون بالكتاب و اقاموا الصّلوه انّا لا نضيع اجر المصلحين.
و آنها كه به كتاب (خدا) تمسّك جويند و نماز را برپا دارند (پاداش بزرگي خواهند داشت زيرا) ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد. «اعراف ، 170»
و اين كه ميبينيم از ميان فرمانهاي خدا مخصوصاً روي نماز تكيه شده است به خاطر آن است كه نماز واقعي پيوند انسان را با خدا چنان محكم ميكند كه در برابر هركار و هر برنامه او را حاضر و ناظر و مراقب اعمال خويش ميبيند و اين همان است كه در آيات ديگر از آن تعبير به تأثير نماز در دعوت به امر به معروف و نهي از منكر شده است و ارتباط اين موضوع با اصلاح جامعه انساني روشنتر از آن است كه نياز به بيان داشته باشد.[1]
و اگر از ميان همه اجزاء دين تنها اقامه نماز را ذكر كرد براي شرافتي بود كه نماز بر ساير اجزاء دين دارد، چون نماز ركن دين است، به وسيله نماز ياد خدا و خضوع در برابر او كه جان همه شرايع ديني است حفظ ميشود.[2]
ادامه مطلب
مراتب حضور قلب
مراتب حضور قلب
![]()
گرچه درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسياري از بزرگان اهل معرفت رسيده، ولي ما به جهت مختصرگويي و ساده نويسي برآنيم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذكر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازيم.
مرتبه اول
شخص نمازگزار بايد اجمالا بداند كه با خداوند سخن مي گويد و حمد و ثناي او مي كند، اگر چه به معاني الفاظ توجه نمي كند. اين مرتبه براي آناني است كه معاني نماز را نمي دانند؛ حضرت امام خميني ـ قدّس سره ـ از قول مرحوم شاه آبادي ـ قدّس سره ـ نقل مي كند:
«مثل اين نحوه، به اين صورت است كه يكي، قصيده در مدح كسي بگويد و به طفلي كه معاني آن را نمي فهمد بدهد كه در محضر او بخواند و به طفل بفهماند كه اين قصيده در مدح اين شخص است، البته آن طفل كه قصيده را مي خواند اجمالا مي داند ثناي ممدوح را مي كند، اگر چه كيفيت آن را نمي داند».[1]
مرتبه دوم
علاوه بر مرحله قبلي، به معاني كلمات و اذكار نيز توجه داشته باشد و بداند كه چه مي گويد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
«من صلّي ركعتين يعلمُ ما يقولُ فيهِما. انصرَفَ و ليسَ بَينَهُ و بينَ الله ذنبٌ إلّا غفرَلَهُ؛[2] هر كس دو ركعت نماز بخواند در صورتي كه بداند چه مي گويد، از نماز فارغ مي شود در حالي كه بين او و خداوند گناهي نيست، مگر اين كه خداوند آنها را مي بخشد». در اين مرحله، قلب تابع زبان است.
مرتبه سوم
اسرار عبادت و حقيقت اذكار و تسبيح و تحميد و ساير مفاهيم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه كند تا خوب بداند چه مي گويد و چه مي خواهد.
مرتبه چهارم
نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، بايد اسرار و حقايق اذكار را به طور كامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله يقين و ايمان كامل برسد. در اين صورت است كه زبان از قلب پيروي مي كند. قلب چون به آن حقايق ايمان دارد، زبان را به اذكار وادار مي كند.
مرتبه پنجم
در اين مرحله، نماز گزار به مرتبه كشف و شهود و حضور كامل مي رسد كه به اين مرحله حضور قلب در معبود مي گويند نه حضور قلب در عبادت؛ يعني مرحله اي كه اسما و صفات و كمالات حق را با چشم باطن مشاهده مي كند،چيزي را جز خدا نمي بيند، حتي به خودش و افعال و حركات و اذكارش نيز توجه نداشته از سخنگو و سخن نيز غافل است و در حقيقت در انجذاب كامل قرار دارد، البته در اين مرحله هم مراتبي است كه نسبت به سالكين متفاوت است.[3]
ادامه مطلب
تعليم وضوء و نماز در 33 سالگى
تعليم وضوء و نماز در 33 سالگى
![]()
علىّ بن ابراهيم قمىّ كه يكى از روات و مفسّرين و از معتمدين مى باشد حكايت كند:
هنگامى كه پيامبر خدا حضرت محمّد بن عبداللّه صلّى اللّه عليه و آله مدّت سى و سه سال از عمر مباركش سپرى شد، در خواب صدائى را شنيد و حسّ كرد كه شخصى كنارش مى آيد ومى گويد: يا رسول اللّه !
همچنين در حال چوپانى ، بين كوه هاى مكّه حركت مى نمود، ناگهان شخصى را ديد كه او را مخاطب قرار داده است و مى گويد: يارسول اللّه!
حضرت اظهار داشت : تو كيستى ؟
آن شخص پاسخ داد: من جبرئيل هستم ؛ خداوند مرا نزد تو فرستاده است تا آن كه تو را به عنوان رسول و پيامبر خود برگزيند.
حضرت اين موضوع را پنهان داشت تا زمانى كه جبرئيل مقدارى آب از آسمان آورد و گفت : اى محمّد! با اين آب وضو بگير.
و كيفيّت آن را در شستن صورت و دست ها از آرنج تا انگشتان ومسح سر و پاها، همچنين ركوع و سجود را به حضرت تعليم داد.
پس از آن ، علىّ بن ابى طالب عليه السلام به محضر حضرت رسول صلوات اللّه عليه وارد شد و او را در حالت خاصّى مشاهده كرد.
و چون مدّت چهل سال از عمر مباركش گذشته بود، علىّ عليه السلام حضرت را در آن حالت ديد، اظهار داشت : يا اباالقاسم ! اين چه عملى است كه انجام مى دهى ؟
حضرت فرمود: اين نمازى است كه خداوند متعال مرا بر آن دستور داده است .
پس در همان لحظه علىّ عليه السلام در كنار حضرت رسول صلوات اللّه عليه ، براى انجام نماز ايستاد.
سپس خديجه سلام اللّه عليها، نيز اسلام آورد و با آن دو ايستاد و نماز بجاى آورد.
مدّتى بدين منوال گذشت و آن سه نفر هر روز با هم نماز مى خواندند، تا آن كه روزى ابوطالب به همراه جعفر وارد شد و ديد حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و علىّ عليه السلام و خديجه سلام اللّه عليها در حال انجام نماز هستند.
ابوطالب به جعفر گفت : كنار آنها بايست و با ايشان نماز بگذار و جعفر با ايشان مشغول خواندن نماز شد.(1)
ادامه مطلب
دو ركعت نماز قبل از اعدام
دو ركعت نماز قبل از اعدام
![]()
پس از باز شدن در، افسر عراقى با يكى از درجه داران و چند سرباز وارد آسايشگاه شدند. همه برادران اسراء مى بايست براى احترام از جا بلند مى شدند و يك ضربه پا به زمين مى زدند! بعد از احترام به فرمان افسر عراقى همه نشستند، او جلوى صف ايستاد و در حالى كه لبخند تمسخر آميزى بر لب داشت ، گفت : مى خواهيم يكى از شماها را اعدام كنيم ، اگر داوطلبى هست خودش برخيزد و الاّ خودمان يكى را انتخاب مى كنيم .!! حركتهاى نامناسب سربازان بعثى در كنار افسر عراقى كه كابلها را به دور دست خود مى چرخاندند و حرفهاى را به عربى ردّ و بدل مى كردند. اسراء را كلافه كرده بود و شايد قدرت فكر كردن براى آنان كه در انديشه راه و چاره اى بودند را گرفته بود.
در اين حال ، يكى از اسراء بنام حسن برخاست و براى اعدام شدن اعلام آمادگى كرد! افسر عراقى با چشمان ناباور خود، مقدارى در صورت او خيره شد و گفت : بيا بيرون ، حسن ! گامهاى محكم و استوار، بدون ترديد و ترس به جلو رفت . با برخاستن او آثار غم و اندوه در صورت دوستان ظاهر گشت ، در حين رفتن او اسراء براى آخرين بار او را تماشا مى كردند.در آخرين لحظات ، عراقيها از او درخواست كرده بودند كه آخرين آرزو و وصّيت خود را از او بخواهد تا برآورده كنند. وى تقاضاى خواندن دو ركعت نماز را كرده بود،و آنان هم اين فرصت را به او داده بودند.
حسن در جلوى چشم شگفت زده فرمانده و سربازان عراقى ، با آرامش كامل وضويى ساخت و خود را براى دو ركعت نماز آخر آماده مى كند.
درون آسايشگاه بچه ها ناآرام بودند و خدا خدا مى كردند كه عراقيها از تصميم خود منصرف شوند. هنوز اين افكار، اذهان اسراء را مشغول كرده بود كه ناگاه عراقيها به همراه (حسن ) به داخل آمدند. ورود او همچون باز شدن در، بر بُستان گل شادمانيهامان بود.
افسر عراقى رو به بچه ها كرد و گفت : اين جوان خيلى فهميده و شجاع است ، ما از قصد اين كار را كرديم تا آن كس كه شهامت بلند شدن را دارد به عنوان مسئول آسايشگاه براى شما انتخاب كنيم .
والسلام عليكم و رحمة الله
21 دى 1377 شمسى برابر
با 22 رمضان 1419 ه .قمرى
شب شهادت مولاى متقيان على عليه السّلام قم - على احمد پور تركمانى
ادامه مطلب
