راز وضو
جوان بارها و بارها در این باره اندیشیده بود. او چون دوست داشت با فلسفه و نادانسته های عبادت و واجبات دین اسلام آشنا شود، می خواست راز روزه، غسل و وضو و غیره را بداند. همیشه دوست داشت پاسخ های قانع کننده ای در برابر این پرسش ها بشنود. او با خود گفت: «آیا رمز وضو فقط پاکیزگی است؟» جوان می دانست که دین اسلام به پاکیزگی بسیار اهمیت می دهد. او حدیث هایی از ائمه علیهم السلام درباره پاکی و تمیزی تن، مو، دندان، لباس، منزل، ظرف غذا و غیره خوانده بود، ولی با این حال می خواست پاسخ پرسش خود را از زبان امام بشنود. برای همین روانه مسجد شد. امام رضا علیه السلام در همان لحظه، وضو گرفتن خود را به پایان رسانده بود و به سوی مسجد حرکت می کرد. خود را به امام رساند. سلام کرد و امام به او پاسخ داد. امام رضا علیه السلام با دیدن او دانست که برای طرح پرسشی آمده است. پس بدون اینکه جوان سخنی بگوید، گفت: «می شنوم جوان، پرسشت را بگو.» جوان با احترام نزد امام ایستاد و گفت: «ای فرزند رسول خدا! می خواهم بدانم، چرا وضو می گیریم. علت آن چیست؟» امام رضا علیه السلام پاسخ داد: «برای سه چیز: نظافت جسم، نشاط روح و تقرب به خدا.» جوان با شنیدن این پاسخ کوتاه قانع شد و آن را پذیرفت. در اینجا به بعضی از فایده های وضو اشاره می کنیم. وضو نورانیت و صفای درونی می آورد، نشاط آور است و نظافت جسم را به همراه دارد. وضو کفاره گناهان است. به همین سبب، بهتر است انسان در همه حال با وضو باشد. حتی هنگام خوابیدن هم وضو بگیرد. بی وضو دست زدن به خط قرآن و نام خدا و پیامبر و امامان حرام است. طهارت به منزله ورود به محضر خداست.1
ادامه مطلب
فلسفه سجده
«هر یک از اجزای نماز نزد مسلمانان فلسفه ای دارد. حال می خواهم بدانم، فلسفه دو سجده در نماز چیست؟»
امام علی علیه السلام فرمود:
معنای سجده نخستین، هنگامی که سر به زمین می گذاری، آن است که پروردگارا، من در آغاز از این خاک بودم و هنگامی که سر برمی داری مفهومش این است که مرا از این خاک بیرون فرستادی و مفهوم سجده دوم این است که مرا به این خاک باز می گردانی. هنگامی که سر از سجده دوم برمی داری مفهومش این است که تو بار دیگر مرا از خاک، مبعوث خواهی کرد.
مرد چون پاسخ خود را گرفته بود، آرام شد و مثل همیشه از پاسخ امام خرسند شد.
1. ناصر مکارم شیرازى و دیگران، نماز و عبادت در تفسیر نمونه، عباس عزیزى، قم، انتشارات نبوغ، 1376، ص 70.
ادامه مطلب
توسل به معصومین در آغاز هر صبح
توسل به معصومین در آغاز هر صبح
![]()
صبح، آغاز کار روزانه و ورود در دنیا است و انسان با خطر اشتغال به خلق و غفلت از حق روبه رو است. پس بهتر است انسان سالک بیدار در این هنگام، برای ورود در این ظلمتکده تاریک، به پروردگار توسل جوید. از آنجا که بنده خود را در آن محضر شریف آبرومند نمی بیند، به اولیای امر و شفیعان انس و جان، یعنی رسول خاتم صلی الله علیه و آلهو ائمه معصومین علیهم السلاممتوسل گردد و ایشان را شفیع و واسطه قرار دهد. از آنجا که برای هر روز خفیر و مجیری وجود دارد، پس روز شنبه به وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله، روز یکشنبه به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، روز دوشنبه به امامان همام، حسن مجتبی و حسین علیهماالسلام، روز سه شنبه به حضرات سجاد و باقر و صادق علیهم السلام، روز چهارشنبه به حضرات کاظم، رضا، تقی و نقی علیهم السلام؛ روز پنج شنبه به حضرت عسکری علیه السلامو روزجمعه به ولی امر عج الله تعالی فرجه الشریف تعلق دارد. مناسب، آن است که در تعقیب نماز صبح برای ورود در این بحر مهلک ظلمانی و دامگاه مهیب شیطانی، به خفرای آن روز متوسل شود و با شفاعت آنها که مقرّبان بارگاه قدس و محرمان سراپرده انس اند، از حق تعالی رفع شر شیطان و نفس امّاره بالسّوء را بخواهد و در پذیرش عبادت ها و مناسک ناقص، آن بزرگان را واسطه قرار دهد.1
ادامه مطلب
نماز خواندن در اماکن مقدّس
نماز خواندن در اماکن مقدّس
![]()
در نامه ای از حضرت امام جواد (ع) پرسیدم: مردی میخواهد پنجاه ج و یک ج رکعت نماز واجب و مستحب (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافلههای شبانه روزی) در مسجد الحرام یا مسجد النبی و یا مسجد کوفه قضا کند، آیا هر رکعت از این نمازها برابر با ثواب فراوانی است که از پدران بزرگوار شما روایت شده است؟ ج مقصود این است که مثلاً بر عهده او ده هزار رکعت نماز است، او بخواهد دراین اماکن مقدّس با صد رکعت نماز، قضای همه آنها را به جا آورد؛ چون ثواب هر رکعت نماز در این اماکن برابر با دهها رکعت نمازاست. ج
امام نهم (ع) در پاسخ، چنین مرقوم داشتند:
آری، با وجود آن که نماز خواندن در این جایگاههای رفیع، ثواب نماز را افزون و مضاعف میکند؛ اما چنین نیست که انسان بخواهد با این نمازها، از آن نمازهای فوت شده خویش بکاهد. سزاوار آن است که در این مکانهای شریف، بیشتر نماز بخواند نه این که از نماز هایی که بر عهده دارد، کم کند.(1)
1- صدوق، تهذیب الاحکام، ج 9، ص 249.
ادامه مطلب
