قبله حضرت ابراهیم کجا بود؟
قبله حضرت ابراهیم کجا بود؟
![]()
دستهاي از روايات بر اين نكته تأكيد دارند كه بناي كعبه به دست حضرت آدم بوده است، به گفته اين روايات آغاز مراسم حج نيز به زمان حضرت آدم باز ميگردد، همچنانكه نامگذاري برخي از نواحي اطراف مكه و نيز مشاعر در ارتباط با حضرت آدم و همسرش حوا ياد شده است. اگر اين روايات را بپذيريم بايد بگوييم كه مدت زماني پس از آدم خانه كعبه چندان محل توجه نبوده است، تا آن كه حضرت ابراهيم بار ديگر آن را تجديد بنا كرد، در اين صورت در نگاه تاريخي قرآن: تاريخ مكه و كعبه با تاريخ قدمت انسان بر كره خاكي برابري ميكند، آنچه قرآن مجيد در آيات مختلف بر آن تأكيد دارد قدمت خانه كعبه و فضيلت آن بر جاهاي ديگر است، آنجا كه يهود دربارة تغيير قبله و بيتالمقدس گفتند خداوند به صراحت فرمود كه «اولين محلي كه خداوند در آن عبادت شده است در اين شهر بكه قرار دارد؛ إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدي لِلْعالَمِينَ»
و در آيات ديگر سخن از تجديد بناي اين خانه توسط ابراهيم و اسماعيل ميگويد:
«وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ و آن گاه كه براي ابراهيم جاي خانه كعبه را تهيه ديديم كه چيزي را با من شريك مساز و خانه مرا براي طواف كنندگان و به نماز ايستادگان و ركوع كنندگان سجدهگر پاكيزه كن».[1]
بنا بر اين با وجود كعبه قبله آن حضرت غير از كعبه جايي نبوده است. چون آن حضرت مراسم حج را در آن به جاي ميآورد و نماز و عبادت در اين محل انجام ميداد و به غير از اين خانه كه مقدسترين مكان عبادت در روي زمين است، قبلهگاه ابراهيم جايي نبوده است. چنان كه پس از او اسماعيل و فرزندان او در اين محل عبادت ميكردند و اين قداست تا زمان ظهور اسلام استمرار داشت، اگرچه مشركين در آن بتپرستي ميكردند، ولي پرستش بتها در اين مكان خود بهترين دليل بر عبادتگاه بودن ديرينهي اين خانه دارد كه بر اثر تحريف، آنها گرفتار بتپرستي شده بودند.[2]
از سياق اين آيات و آيات ديگر قرآن كه درباره خانه كعبه نازل شده به توان به خوبي دريافت كه ابراهيم نه تنها بدين سو و در همين خانه نماز ميگذارد و مركز عبادتگاه پروردگار بود، بلكه براي عبادت ديگران نيز اين خانه را آماده مينمود، و خداوند اين پردهداري را كه بهترين شغل براي مؤمنين حساب ميشود، به حضرت ابراهيم و فرزندان او داده است. چنان كه قبل از اسلام نيز قريش كه از فرزندان و نسل اسماعيل بودند به اين شغل افتخار مينمودند.
در نتيجه قبلهگاه ابراهيم همين خانه مقدس بوده است و فضيلت اين خانه بنابر روايات بسيار معتبر از تمام خانههاي خداوند در روي زمين برتر است و اين خانه موازي با خانهاي است كه در بيتالمأمور ساخته شده است كه فرشتگان در طواف مي كنند.
[1] . حج/26.
[2] . جانبي ناس، تاريخ اديان، تهران، علمي فرهنگي، چاپ هفتم، 73، ص12-711
ادامه مطلب
فلسفه نماز همان یاد خدا است
فلسفه نماز همان یاد خدا است
![]()
1- روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالآخره فلسفه نماز همان یاد خدا است، همان" ذکر اللَّه" است که در آیه فوق بعنوان برترین نتیجه بیان شده است.
البته ذکری که مقدمه فکر، و فکری که انگیزه عمل بوده باشد، چنان که در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است که در تفسیر جمله وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ فرمود:« ذکر اللَّه عند ما احل و حرم
" یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام" (یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد) [1] .»
[1] - بحار الانوار جلد 82 ص 200.
ادامه مطلب
نماز انگیزه اقامه جامعه توحیدی است
برای حرکت در این میدان آنچه که بیش از همه لازم است، دو چیز است: یکی انگیزه، آن نیروی درونی که انسان را حرکت بدهد و راه ببرد؛ دیگر، آن قطبنمایی که انسان، آن ستارهی راهنما را فراموش نکند و جهتش کج نشود. اگر انگیزه نبود، انسان وسط راه میماند؛ مشکلات زیاد است. اقامهی جامعهی توحیدی، اقامهی عدل در میان بشر، برپا کردن خیمهی حق در بین این همه طوفانهای اهوای باطل، کار آسانی نیست؛ انگیزه لازم است. این انگیزه عبارت است از توجه به خدا؛ «ذکر اللَّه»؛ مدد گرفتن از پروردگار، کار را با حساب خدا انجام دادن؛ و آن قبلهنما هم عبارت است از توجه به هدف کار و اینکه ما مقصودمان قدرت نیست، ثروت نیست، هویپرستی نیست، تمنیات شخصی نیست، ملاحظات گوناگون سیاسی نیست؛ بلکه هدفمان خداست. این دوتا خصوصیت، این دو عامل مهم، یعنی انگیزه و جهتگیری، در نماز خلاصه شده.
و این هم برای کسانی که بخش قابل توجهی از این مسؤولیت را بر دوش دارند، هم برای مردمان متوسط، هم برای عموم افراد جامعه، لازم است. البته کسانی مسؤولیتهایشان سنگینتر است، بیشتر احتیاج دارند؛ آنها نیازشان به هر دو بیشتر است؛ هم به انگیزه، هم به جهتیابی و دقت در جهتگیری. لذا اینکه خداوند به پیغمبر میفرماید: «قم اللّیل الّا قلیلا نصفه او نقص منه قلیلا او زد علیه و رتّل القرآن ترتیلا»؛ شب را به ذکر خدا بگذران، بخش مهمی از شب را نماز بخوان، با خدا متصل شو. چرا؟ زیرا: «انّا سنلقی علیک قولا ثقیلا»؛ (1) خطاب سنگینی متوجه به توست، خودت را آماده کن، برای این است. بنابراین، ماها بیشتر احتیاج داریم، دیگرِ مردم هم به نسبت در درجات مختلف به نماز احتیاج دارند. نماز اهمیتش این است.
1) مزمل: ۲-۵
ادامه مطلب
نماز اولین واجبی است که بر پیغمبر واجب میشود
یک وقتی در دوران طاغوت و در بعضی از سلولهای زندانهای دشوار و هولناکِ آن رژیم که زندانیهای گوناگونی در آنجا زندانی بودند؛ از زندانیهای مسلمان و با تفکر اسلامی، تا بعضی که با گرایشهای حزبی و ایدئولوژیهای گوناگونی که بهرحال اسمش اسلامی بود، ما شنیده بودیم - شاید خود من به غیر واسط هم شنیده بودم، اگر دیگران هم شنیده بودند که نقل میکردند - که بعضی از اینها میگفتند: چقدر میگویید «حیّ علی الصّلوة»، بگویید «حیّ علی الجهاد». فضای مبارزه، این تفکر و این نگاه را به مسائل به وجود آورده که دائم چسبیدهاید به صلوة و مرتب میگویید «حیّ علی الصّلوة، حیّ علی الصّلوة»، خوب بگویید «حیّ علی الجهاد» و مردم را به جهاد فرا بخوانید. اما تجربههای روزگار نشان داد که بیاعتنایی به نماز، چه بر سر یک انسانی و چه بر سر جهاد انسانها میآورد؛ هم جهاد را تعطیل میکند، هم جهت مبارزه را از جهاد بودن خارج میکند و به مبارزهی برای قدرت و برای هوای نفس تبدیل میکند. آن چیزی که مبارزهی یک انسان و چالش یک امت را رنگ جهاد و معنای جهاد میبخشد، همان توجه به خداست، که قوامش به نماز است. لذا اولین واجبی که بر پیغمبر واجب میشود، نماز است؛ اول تبلیغی که برای پیغمبر خدای متعال معین میکند، «و أمر اهلک بالصّلوة» است؛ توصیفی که خدای متعال در درجهی اول برای جامعهی موحد بیان میکند، «الّذین ان مکّنّاهم فی الارض اقاموا الصّلوة» (1) است. این، اهمیت نماز است.
1) حج: ۴۱
ادامه مطلب
