حقيقت و باطن نماز
آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهری كه اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهری آن است. نماز امری است الهی كه تحقق آن همانند ساير امور دارای ظاهر و باطن است كه در متون دينی به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهری نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگی به ذات ربوبی، اعتماد و ركون به وجود سرمدی و محو شدن در مقابل ذات يكتايی كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است. حقيقت نماز اعم از معنای ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادی است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكی و هيكل مادی قالب گيری شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهری وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»( سوره جن(72)، آيه 14).
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگری است. هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهری نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را میگذارد. در چنين صورتی است كه اين امر الهی، معراج مؤمنين(مجلسی، بی تا، ج82 : 303 روايت 2 باب 4)، روشنگر چهره مسلمين(پاینده، 1384، حديث 1874)، مقرِّب متقين(پاینده، 1384، حديث 1878)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(طبرسی،1380، ج7 : 447)، مسوِّد چهره شياطين(پاینده، 1384، حديث 1877.)، ومميّز مؤمنين از كافرين(پاینده، 1384، ح 1098)، قرار می گيرد. پس نمازی كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطی شی نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركی در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوی ذات باری به اين نماز اقبال و توجهی نيست چنانچه از رسول گرامی اسلام(صلی الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند:
«خداوند متعال نظر نمی افكند به نمازی كه آدمی دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(نراقی،1384: 668).
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهری و معنای باطنی است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگری نماز نيست در نتيجه هم كسانی كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بیخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنان كه نماز نمی خوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيده ايم معرفتی از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.
منبع: راسخون
ادامه مطلب
ترجمه عرفاني از معناي نماز
بعضي از بزرگان صلاه را از تصليه مشتق مي دانند بدين معني که چوب هاي کج را با گرفتن به نزديکي آتش و رساندن حرارت به آن مستقيم سازند. عرب آن را تصليه گويند، گويي نمازگزار با توجه به مبدأ اعلي در نماز کج رفتاري هاي نفس را که در اثر توجه به غيرخدا و ميل به باطل ايجاد شده است، تعديل مي نمايد احتمال دارد که تصليه از باب تفعيل باشد و در اين مورد به معناي سلبي آمده باشد(گرچه نادرست) بنابراين معناي تصليت، سلب حرارت مي شود گويي نمازگزار با انجام عمل نماز، حرارت آتش جهنم را از خود دور نموده و از سوزش آن مي کاهد.
(خمینی، 1359،ج 1: 23)
ادامه مطلب
نماز تعظيم خدا و تحقير غير خدا
نماز تعظيم خدا و تحقير غير خدا
![]()
روح، اساس، هدف، پايه، مقدمه، نتيجه و بالاخره فلسفه نماز، ياد خداست، «ذكر الله»، ذكري كه مقدمه فكر و فكري كه انگيزه عمل بوده باشد(عزيزي، 1376: 85)ذكر بودن يعني اينكه انسان از يك واقعيتي غافل است اما بعد بوسيلهاي از او رفع غفلت ميشود كه آن به وسيله آگاه كننده و تذكر دهنده را «ذكر» گويند.اولين نكتهاي كه انسان بوسيله آن متذكر ميشود، اولين كلمه واجب نماز يعني همان «الله اكبر» است(حائري شيرازي، 1374، 4 - 3)و كسي كه خداوند نزدش بزرگ باشد همه چيز را كوچك خواهد ديد، همانند كساني كه سوار هواپيما ميشوند، همين كه به آسمان رفتند، خانههاي بزرگ، حتي محلهها و شهرها نزد آنان كوچك است و هرچه بالاتر باشند زمين كوچكتر جلوه خواهد كرد. حضرت امير المؤمنين – عليه السلام – در نهج البلاغه در بيان صفات متقين ميفرمايد: «خدا در جان هايشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند.( دشتي، 1379، خطبه 193: 402) شهید فقید بزرگ مرتضی مطهری نیز در این باره اینگونه می گویند که اصولاً بندگي خدا مساوي است با آزاد شدن از غير خدا چون ادراك عظمت الهي هميشه ملازم با ادراك حقارت غير خداست و وقتي انسان غير خدا را هر چه بود حقير و كوچك ديد، محال است انسان حقير را از آن جهت كه حقير است بندگي كند. در واقع حقير را انسان به غلط عظيم ميبيند كه بندگي ميكند.(مطهري، 1377: 97).
منبع:راسخون
ادامه مطلب
نماز و اخلاص
نماز و اخلاص
![]()
اگر كسي از مرحله علم و معرفت بگذرد و به مرحله عمل قدم گذارد وليكن عملش خالص نباشد عبادتش سودي به حال او نخواهد داشت(راشدي، 1384، ج 1: 180.) در حقيقتِ قرآن ما به اخلاص در عبادت امر شدهايم آنجا كه ميفرمايد: و امر نشدند مگر بر اينكه خدا را با اخلاص كامل پرستش كنند.(سوره بينه (98)، آيه 5.) »نماز به اعمال انسان ارزش و معنا بخشيده و روح اخلاص را در آن زنده ميكند، زيرا نماز مجموعهاي است از نيت خالص و گفتار پاك و اعمال خالصانه(عزيزي، 1376: 87)، در سراسر نماز قصد قربت شرط صحيح بودن آن است، حتي اگر حركت يا كلمهاي از واجبات يا مستجبات نماز را براي غير خدا انجام دهيم، نماز باطل ميشود و اگر مكان يا زمان و يا حتي قيافه و حالتي كه هنگام نماز به خود ميگيريم براي غير او باشد اين نماز داراي ارزش نميباشد(رساله مرجع، نظر امام خميني (ره)،1381: 357)در واقع «عبادت بودن» نماز به اين معناست كه انسان هيچگونه قصد غيرخدايي نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان بايد ادامه يابد و ناگفته پيداست كه انسان در لابهلاي آن همه زرق و برقها و جاذبههاي زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهي كند و ريسمان معنوي روح خود را با ذات مقدس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمي را به دست آورده(قرائتي، بی تا: 49 - 48.)كه نامش ملكه اخلاص ميباشد و تكرار اين عمل در شبانه روز بذر ساير اعمال نيك را در جان انسان پاشيده و روح اخلاص را در او تقويت ميكند. بيجهت نيست كه در وصاياي امام محمد باقر – عليه السلام – به جابربن يزيد جُعفي– آمده است كه «الصلاة بيتُ الإخلاص» يعني «نماز، خانه اخلاص است.( مجلسي، بی تا، ج 82 ص209، ح 19، س 4، ج 78: 183، ح 8) »يعني پايگاه و مركز و محل صدور اخلاص به ديگر اعمال «نماز» ميباشد.
منبع: راسخون
ادامه مطلب
