نماز عامل رهایی از مشكلات
اینكه درآیات قرآنی بر اوقات پنج گانه نماز وطهارت و پاكی همه ظاهر و باطن وجود (نساء آیه 34 و مائده آیه6؛ مدثر، آیه 4) تاكید شده از آن روست كه آدمی در این زمان میتواند آینه وجود اسمای الهی شود و خود را به عنوان مظهر و متجلی قرار دهد تا دریك فرآیندی انوار الهی برجان او نقش دایمی بندد و او را برای متاله شدن و مظهریت تمام از خداوند آماده سازد. باشد بابهرهمندی از این فرصت بی بدیل و بی نظیر اجازه ندهیم كه با پشت كردن به قبله نماز، خود را از آفتاب وجود الهی محروم سازیم و در آخرت انگشت حسرت به دندان بگزیم و خود را نادم یابیم كه در آن زمان دیگر سودی ندارد.
ادامه مطلب
نماز، عامل تنظیم وجود به سوی انوارالله

ادامه مطلب
تعقيبات نمازهاى روزانه
الف) دعاى بعد از نماز صبح
اَللّهُمَّ صَلِّ علَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اهْدِنى لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ اِنَّكَ تَهْدى مَنْ تَشآءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.
بار خدايا! رحمت فرست بر محمّد و آل محمّد، و راهنمايى كن مرا در آنچه مورد اختلاف است به حقّ، با اجازه خود؛ زيرا تو هر كه را خواهى، به راه راست، راهنمايى.
ب) تعقيب نماز ظهر
لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ الْعَظيمُ الْحَليمُ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَريمُ اَلْحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مُوجِباتِ رَحْمَتِكَ وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَ الْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَالسَّلامَةَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ اَللّهُمَّ لا تَدَعْ لى ذَنْباً اِلاَّ غَفَرْتَهُ وَلا هَمّاً اِلاَّ فَرَّجْتَهُ وَ لا سُقْماً اِلاَّ شَفَيْتَهُ وَ لا عَيْباً اِلاَّ سَتَرْتَهُ وَ لا رِزْقاً اِلاَّ بَسَطْتَهُ وَ لا خَوْفاً اِلاَّ امَنْتَهُ وَ لا سُوءً اِلاَّ صَرَفْتَهُ وَ لا حاجَةً هِىَ لَكَ رِضاً وَلِىَ فيها صَلاحٌ اِلاَّ قَضَيْتَها يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ امينَ رَبَّ الْعالَمين
نيست معبودى به حق، جز خداى بزرگ و بردبار. نيست معبودى به حق، جز پروردگار عرش كريم. سپاس براى پروردگار عالميان است. بار خدايا! من از تو خواهم موجبات رحمتت و تصميمات آمرزش تو و بهره از هر نيكى و سلامت از هر گناه. بار خدايا! گناهى را بر من مَنِه، جز آنكه بيامرزى و اندوهى مده، مگر كه به شادى تبديل كنى، و همه بيمارى، مگر كه بهبود بخشى و هيچ عيبى، مگر كه بپوشى، و هيچ رزقى، مگر كه فراوان كنى، و هيچ ترسى، مگر كه امنيّت دهى، و هيچ بدى، جز آن كه بگردانى آن را، و هر حاجتى كه پسند تو و صلاح من باشد، برآور آن را، اى مهربانترين مهربانان، اجابت كن اى پروردگار عالميان!
ج) اين تعقيب نماز عصر
اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ ذُوالْجَلالِ وَالْإِكْرامِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ تَوْبَةَ عَبْدٍ ذَليلٍ خاضِعٍ فَقيرٍ بآئِسٍ مِسْكينٍ مُسْتَكينٍ مُسْتَجيرٍ لا يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لا ضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَيوةً وَ لا نُشُوراً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ وَمِنْ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ وِ مِنْ صَلوةٍ لا تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعآءٍ لا يُسْمَعُ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ وَ الْفَرَجَ بَعْدَ الْكَرْبِ وَ الرَّخآءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اَلِيْكَ
آمرزش جويم از خدايى كه پرستيده شايستهاى جز او نيست. زندهاى است پاينده و بخشاينده و مهربان و صاحب جلال و كرم؛ و از او مىخواهم مرا پذيرا گردد، چونان بنده خوارِ فروتن درويشِ فگار گداىِ وامانده پناهندهاى كه براى خود، مالك سود و زيان و مرگ و زندگانى و رستاخيز نيست. بار خدايا! به تو پناه برم از نفسى كه سير نشود، و از دلى كه نهراسد، و از دانشى كه بهره ندهد، و از نمازى كه بالا نرود.
د) دعاى پس از نماز مغرب
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مُوجِباتِ رَحْمَتِكَ وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَ النَّجاةَ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ كُلِّ بِلِيَّةٍ وَ الْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَ الرِّضْوانِ فى دارِ السَّلامِ وَ جِوارِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلسَّلامُ اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْكَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ
بار خدايا! از تو مىخواهم وسايل رحمتت را، و تصميمات آمرزش تو را، و نجات از آتش و از هر بلايى را، و كاميابى به بهشت و رضوان در خانه سلامت و همسايگى پيامبرت محمّد - كه بر او و خاندانش درود باد - بار خدايا! آنچه نعمت داريم از توست، خدايى جز تو نيست، از تو طلب آمرزش مىكنم و به سوى تو توبه مىكنم.
ه) تعقيب نماز عشا
اَللَّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَكَ اَرْجى مِنْ عَمَلى وَاِنَّ رَحْمَتَكَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ كانَ ذَنْبى عِنْدَكَ عَظيماً فَعَفْوُكَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ اَكُنْ اَهْلاً اَنْ تَرْحَمَنى فَرَحْمَتُكَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَتَسَعَنى لِأَنَّها وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّحِمينَ
بار خدايا! به راستى كه آمرزشت اميد بخشتر از كردار من است، و به راستى رحمت تو وسيعتر از گناه من است. بار خدايا! اگر گناه من نزد تو بزرگ است؛ امّا عفو و گذشت تو بزرگتر از گناه من است. بار خدايا! اگر من اهل نيستم كه به رحمت تو نايل شوم، وليكن رحمت تو شايسته است كه به من برسد و مرا فرا گيرد؛ زيرا رحمتِ تو همه چيز را فرا گرفته است، به مهر تو اى مهربانترينِ مهربانان!
البته اين دعا، از تعقيبات مشترك است كه مىتوان آن را پس از نمازهاى ديگر هم خواند.
منابع:
- مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، افتخارى، تهران، 1375 ش، ص 19.
- همان، ص 16
- همان
- همان
- همان، ص 15.
ادامه مطلب
منازل سیر و سلوک به سوی خدا
منازل سیر و سلوک به سوی خدا
![]()
آیتالله مجتبی تهرانی از اساتید برجسته اخلاق
گام اوّل، تجلیه
این سیر و سلوک چهار قدم دارد؛ اهل معرفت از قدم اوّل تعبیر میکنند به «تجلیه»، یعنی آراستن ظاهر به آداب شرع و عمل کردن به دستورات شارع مقدس در این ماه مبارک رمضان؛ یعنی همین روزه گرفتن و آداب ظاهریه. پس گام اول، قدم اول تجلیه است.
گام دوم، تخلیه
گام دوم و قدم دوم در این سیر «تخلیه» است. تخلیه پیراستن است نه آراستن؛ پیراستن باطن از رذائل اخلاقی و چه بسا پاک کردن و منزه کردن نفس از آثار آثام ـیعنی سیئات و گناهانـ است. چه بسا اولین دعایی که نسبت به اولین روز ماه مبارک رمضان وارد شده که شخص روزهدار میخواند، اشاره به همین مسأله تخلیه دارد. چون خود را تجلیه کرده، یعنی روزه گرفته و به آداب ظاهریه عمل کرده است و حالا از خدا میخواهد که او باطنش را از این آثار پیرایش کند.
لذا در روز اول ماه مبارک رمضان این دعا را میخوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیاً عَنِ الْمُجْرمِینَ». این دعا به همین قدم دوم، یعنی تخلیه اشاره دارد.
گام سوم، تحلیه
گام سوم که از آن تعبیر به «تحلیه» میکنند، این است که انسان روح را به صفات ملکوتیه کمالیه آرایش دهد و خودش را متخلِّق به اخلاق الهیّه کند، که این هم دارای مراتبی است.
گام چهارم، فناء فی الله
گام چهارم مرحلهای است که اهل معرفت از آن به «فناء فیالله تعالی» تعبیر میکنند و مرادشان این است که روح سالک یعنی همان شخصی که سیر معنوی میکند، از إنّیّت در شهود حق فانی شود؛ چه در رابطه با فعلش، چه صفتش و چه ذاتش. این تعبیر را به کار میبرند که فناء فی الله عبارت است از: «فانی شدن روح از إنّیّت در شهود حق». از نظر مسیر معنوی، این آخرین منزل سیر و سلوک است.
ادامه مطلب
