دو مناجاتی که همه ائمه(ع) میخواندند
دو مناجاتی که همه ائمه(ع) میخواندند
![]()
آیتالله مجتبی تهرانی از اساتید برجسته اخلاق
در مناجاتهایی که از ائمه اطهار(ع) نقل شده است، دو مناجات را دیدهام که همه ائمه(ع) آن را میخواندند؛ یکی مناجات شعبانیه است که در مفاتیح هست، یکی هم مناجاتی است که با این جملات شروع میشود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ…»؛ مرحوم مجلسی در بحارالأنوار نقل میکند که این مناجات از علی(ع) است و همه ائمه هم آن را میخواندند.
(بحارالأنوار جلد ۹۱ صفحه ۹۶)
ادامه مطلب
چرا نماز یکی از بهترین راههای عبادت خدا است؟
چرا نماز یکی از بهترین راههای عبادت خدا است؟

عبودیت و پرستش یکی از نیازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تا کنون به شکلی پرستش داشته اند. روح انسان نیاز به عبادت و پرستش دارد. هیچ چیزی جای آن را پر نمی کند، و خداوند تنها موجودی است که لائق پرستش است
اهل عرفان گفته اند: برای رسیدن به عرفان الهی و شناخت خود و خدا مراحلی باید طی شود. مرحلة اوّل، شریعت است. برای پیمودن این مرحله باید به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و کمک از عبادت وارد مرحلة دوم یعنی طریقت شد، آن گاه از طریقت عبور کرده و به حقیقت پیوست که پیوستن قطره به دریا است. هر کدام از مکتب ها و آیین ها اَشکالی برای عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادتاند، حتی موجودات دیگر نیز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن میفرماید: «کلّ قدعلم صلوته و تسبیحه؛1تمامی موجودات نماز و تسبیح خدا را می دانند». در جای دیگر
میفرماید: «إنْ مِن شیء إلاّ یسبّح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم؛2 هر موجودی با حمد، خدا را تسبیح میگوید، لیکن شما تسبیح آنان را نمی فهمید».
جمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان وشبان
ماسمیعیم و بصیریم وهشیم با شما نامحرمان ما خا موشیم
گر شما سوی جمادی می روید محرم جان جمادان کی شوید.
از منابع و مآخذ اسلامی به دست می آید که برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمی شود. برای روح انسان شیفته هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند (که برای رسیدن به هر هدفی، ترکیب راه خاصی را مشخص فرموده است) میتواند مَرْکب و معجونی برای
رشد و ارتقای انسان ها پدید آورد؟
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز سفره ای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانه روز برای بندگانش باز میکند و بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ وجود دارد و هر کس مطابق استعداد و تعالی خود از آن بهره مند میشود.
هشام بن حکم از امام صادق(ع) پرسید: چرا نماز واجب شد، در حالی که هم وقت می گیرد و هم انسان را به زحمت می اندازد؟ امام فرمود: «پیامبرانی آمدند و مردم را به آیین خود دعوت نمودند. عده ای هم دین آنان را پذیرفتند، امّا با مرگ آن پیامبران، نام و دین و یاد آنها از میان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پیامبر اسلام(ص) زنده بماند و این از
طریق نماز امکان پذیر است»، (3)یعنی علاوه بر آن که نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مکتب و احیای دین هم هست هم چنین نماز رابطه بنده با خداست و طبیعی است که بنده آن را به جا می آورد که خواسته خداوند و معبود اوست و اصولاهدف اصلی از خلقت انسان بندگی است و نماز بهترین شیوه اظهار بندگی است شکل نماز هم قشنگ است، هم معارف بلند اسلامی در آن وجود دارد، هم تسبیح و تقدیس لفظی است و هم تقدیس عملی میباشد. رکوع و سجود و تسبیح و تحمید و دعا و تکبیر و سلام و خلاصه همة زیبایی ها در نماز است. با این همه اگر نماز به طور صحیح و کامل با حفظ شرایط و آداب خوانده شود، جلوی بسیاری از مفاسد اجتماعی را می گیرد: «إنّ الصلاة
تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر(4) نماز اگر با مقدمات و تعقیبات همراه باشد، انسان را به اوج معنویت میرساند. اذان با آن محتوای زیبا دل را می نوازد. نماز جماعت مخصوصاً در مساجد بزرگ مانند مسجد الحرام و مسجد النّبی(ص) زیباترین جلوة عبادت و همدلی و یکرنگی و صفا و صمیمیت است. پیامبر(ص) فرمود: «نماز نور چشم من است.(5) در آیات قرآن و از طریق پیامبر و پیشوایان دینى نیز تنها بخشى از آثار و حکمتهاى نماز و
عبادت بیان شده است. با توجه به آیات و روایات در این زمینه، برخى از آثار و حکمتها چنین است:
1 - قرب معنوى
یکى از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل مىدهد و یکى از آیات قرآن هدف آفرینش انسان عبادت بیان شده است (6) که حکایت گر بعد معنوى نماز و اهمیت آن است، امام على(ع) فرمود: «الصلوة قربان لکل تقى (7)، نماز وسیله تقرب هر پرهیز کارى به خداوند است». در برخى از روایات از نماز به عنوان
معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوى آن مىباشد.
2 - یاد خدا و آرامش روانى
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکرى(8)، نماز را بر پا دار تا به یاد من باشى».
یکى از نویسندگان در تفسیر این آیه مىنویسد: «روح واساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است. همان «ذکر اللَّه» است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است»(9) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانى دارد.
نماز به عنوان ذکر خدا به انسانهاى نماز گذار آرامش مىدهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب(10)، آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است».
3 - عامل باز دارنده از گناه
یکى از آثار مهم نماز جلوگیر از گناه است: «إنّ الصلوة تنهى عن الفحشا و المنکر»(11).
طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا نیرومندترین عامل بازدارنده یعنى اعتقاد به مبدأ و معاد مىاندازد، داراى اثر بازدارندگى از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مىایستد و تکبیر مىگوید، خدا را از همه چیز بالاتر مىشمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانى، جنبشى به سوى حق و حرکت به سوى پاکى و جهشى به سوى تقوا پیدا مىشود...»(12)
4 - گناه زدایى
یکى از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایى است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و أمرزش الهى است(13). پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر بر در خانه یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهید، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او مىماند؟ در پاسخ عرض کردند،نه. حضرت فرمود:
نماز درست هماننداین آب جارى است. هر زمان که انسان نماز مىخواند، گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است، از بین مىرود.»(14)
5 - غفلت زدایى
بزرگترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کند. و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مىشود، مرتباً به انسان اخطار مىکند و هشدار مىدهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان مىسازد... و این نعمت بزرگى است که انسان وسیلهاى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید.(15)
6 - تکبر زدایى
یکى از عوامل مهم تکبر زدایى نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانى بر خاک در برابر خدا مىگذارد و خود را ذره کوچکى در برابر عظمت او مىبیند، از این رو پردههاى غرور و خودخواهى را کنار مىزند. از این رو على(ع) بعد از بیان فلسفه عبادت، یکى از آثار نماز 1 - تکبر زدایى بیان نمود: «خداوند
ایمان را براى پاکسازى انسان هااز شرک واجب کرده است و نماز را براى پاکسازى از کبر»(16).
7 - عامل پرورش فضائل اخلاقى
نماز روح اخلاص و خداباورى را در انسان افزایش مىدهد و نتیجه آن پرورش فضایل اخلاقى است، انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار دیوار طبیعت بیرون مىبرد و به ملکوت آسمانها دعوت مىکند و با فرشتگان همصدا مىشود و خدا را درهمه حال حاضر و ناظر مىداند.
8 - همگرایى
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار خودى نماز محسوب مىشودند، یکى از آثار مهم اجتماعى و سیاسى نماز، همگرایى است، برگزارى نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش مىگذارد زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سیاسى و اجتماعى جهان آگاهى پیدا مىکنند
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روى استخفاف یا انکار ترک کند، خداوند او را پریشان مىکند و به کار او برکت نمىدهد. بدانید نماز او قبول نمىشود، بدانید زکات او قبول نمىشود، بدانید حج او قبول نمىشود،..، تا از این کار توبه کند...»(18).
9 - نفى طاغوت و ایستاگى در مقابل ستم
انسانى که فقط خداوند را عبادت نماید در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد، هر چه غیر خداوند است، براى او حقیر و کوچک مىشود و کسى نمىتواند با ظلم و ستم بر او چیره شود.
و در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمىآورد و با طاغوت کنار نمىآید. خداوند این مسئله را یکى از اهداف بعثت پیامبر(ص) دانسته است: «و در میان هر امتى، پیامبرى را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید.(19)
پى نوشتها:
1- نور (24) آیه 41.
2- اسراء (17) آیة 44.
3پ- غلامعلی نعیم آبادی، نماز زیباترین الگویپرستش، ص 35، به نقل از علل الشرایع، ج 2، ص 10.
4 - عنکبوت (29) آیة 45.
5- بحارالانوار، ج 73، ص 141
6- - ذاریات(51)، آیه 56.
7- نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله 136، با اقتباس از: تفسیر نمونه، ج 16، ص 292.
8 - طه(20)، آیه 14.
9 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 289.
10 - رعد(13)، آیه 28.
11- عنکبوت (29)، آیه 45.
12 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
13 - همان، ص 290.
14 - وسایل الشیعه، ج 3، ص 7.
15 - تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
16 - نهج البلاغه، کلمات قصار 252.
17 - جمعه (62) آیهى 9، تفسیر نمونه، ج 24، ص 125 به بعد.
18 - وسایل الشیعه، ج 5، ص 7.
19 - نحل (16)، آیه 36.
ادامه مطلب
قلب سالم از منظر روایات
قلب سالم از منظر روایات
یکی از سرمایههای نجات بخش در قیامت، قلب سلیم است، در حالی که مال و فرزند، سودی برای انسان ندارد؛ این قلبِ پاک است که ثمرهاش عمل پاک میشود و در صحنه قیامت، نورانیت تولید میکند.
حجتالاسلام والمسلمین انصاریان در شرح فرازی از مناجات امام سجاد (ع)، ویژگیهای قلب سالم را تشریح کرده است.
امام سجاد (علیهالسلام) در بخشی از مناجات خود، آنجا که میفرماید: «وَاجْعَلْ سَلامَةَ قُلوبِنا فی ذِکْرِ عَظَمَتِکَ»، سلامتی دل را در یادآوری بزرگی خدا؛ از عنایات رحمانی میداند که جایگزین آرزوهای خیالی و وساوس شیطانی و غفلتها قرار دهد.
یکی از سرمایههای نجات بخش در قیامت، قلب سلیم است، در حالی که مال و فرزند، سودی برای انسان ندارد؛ این قلب پاک است که ثمرهاش عمل پاک میشود و در صحنه قیامت، نورانیت تولید میکند.
خداوند میفرماید: یَوْمَ لَایَنفَعُ مَالٌ وَ لَابَنُونَ* إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ به قلبٍ سَلِیمٍ» «1»
روزی که هیچ مال و اولادی سود نمیدهد، مگر کسی که دلی سالم [از رذایل و خبایث] به پیشگاه خدا بیاورد.
سلیم از ماده سلامت است؛ یعنی قلبی که از هر گونه بیماری و آفات اخلاقی و اعتقادی دور باشد یا قلبی که از عشق دنیا سالم باشد و غیر از خدا در آن نباشد.
امام صادق (علیهالسلام) درباره این آیه فرمود:
دلِ سالم، دلی است که پروردگارش را دیدار کند، در حالی که جز او، در خود نداشته باشد، هر دلی که در آن شرک یا شک باشد، ساقط است. «2» یا فرمود: قلب سالم، قلبی است که از دنیا دوستی، سالم باشد. کسی که صداقتِ نیت داشته باشد، قلب سلیم دارد؛ زیرا پاک و سالم بودن دل از هواجس نفسانی، نیت را در همه کارها برای خدا خالص میگرداند. «3»
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید:
إِعْرابُ الْقُلُوبِ عَلی أَرْبَعَةِ أَنْواعٍ: رَفْعٍ وَ فَتْحٍ وَ خَفْضٍ وَ وَقْفٍ، فَرَفْعُ الْقَلْبِ فی ذِکْرِ اللَّهِ وَ فَتْحُ الْقَلْبِ فی الرِّضا عَنِ اللَّهِ، وَ خَفْضُ الْقَلْبِ فی الْاشْتِغالِ به غیرِ اللَّهِ، وَ وَقْفُ الْقَلْبِ فِی الغَفْلَةِ عَنِ اللَّهِ. «4»
حرکات دلها چهار نوع است: رفع و فتح و جرّ و وقف. رفع دل یاد خداست، فتح دل خشنودی از خداست، جرّ دل پرداختن به غیر خداست و وقف دل غفلت از خداست.
در حدیث قدسی آمده است: هر گاه به دل بندهام سر بزنم و ببینم که یاد من بر آن چیره گشته است، اداره و تربیت او را خود به عهده گیرم و همنشین و همسخن و همدم او شوم. «5» این حدیث ترجمان دیگری از آیه اطمینان قلب است که خداوند میفرماید:
الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم به ذکرِ اللَّهِ أَلَا به ذکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «6»
[بازگشتگان به سوی خدا] کسانی هستند که ایمان آوردند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد، آگاه باشید، دلها فقط به یاد خدا آرام میگیرد.
منظور آن است که با تمام قلب، متوجه او و عظمت و آگاهی و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه، مبدأ حرکت و فعالیت در وجود او به سوی جهاد و تلاش و نیکیها گردد و میان او و گناه، سد محکمی ایجاد کند.
حضرت علی (علیهالسلام) میفرماید:
الذِّکْرُ ذِکْرانِ: ذِکْرُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِنْدَ الْمُصِیبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ ذِکْرُ اللَّهِ عِنْدَ ما حَرَّمَ عَلَیْکَ فَیَکُونُ حاجِزاً. «7»
ذکر، دو گونه است: یاد خدا بودن به هنگام گرفتاریها و از آن برتر، آن است که خدا را در برابر محرمات یاد کند و میان او و حرام، سدی ایجاد کند. به همین دلیل است که در برخی روایات، ذکر خداوند به عنوان یک سپر دفاعی در برابر حوادث، برای سلامتی دل برشمرده شده است.
روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به یارانش فرمود: سپرهایی برای خود فراهم کنید؛ گفتند: ای رسول خدا، آیا در برابر دشمنان اطراف خود سپر بسازیم؟ پیامبر فرمود: نه، از آتش دوزخ، بگویید: سُبْحانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ وَ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اکْبَرُ.«8»
در این راستا، امام سجاد (علیهالسلام) هم در دعای خویش صفای دل خاصی را از درگاه حق، طلب میکند:
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست؛ و ما را از کسانی قرار ده که پردههای عصمت اولیا را بر روی آنها کشیدی و دلهایشان را به پاکی و صفا، ویژه گردانیدی و در سر منزل برگزیدگان، آن دلها را به زیور فهم و شرم آراستی. «9»
پی نوشتها:
(1)- شعرا (26): 88- 89.
(2)- بحار الأنوار: 67/ 239، باب 54، ذیل حدیث 7؛ الکافی: 2/ 16، حدیث 5.
(3)- بحار الأنوار: 67/ 239، باب 54، حدیث 7.
(4)- بحار الأنوار: 67/ 55، باب 44، حدیث 25؛ مستدرک الوسائل: 12/ 169، باب 101، حدیث 13799.
(5)- بحار الأنوار: 90/ 162، باب 1، ذیل حدیث 42؛ عدة الدّاعی: 249.
(6)- رعد (13): 28.
(7)- الکافی: 2/ 90، حدیث 11؛ وسائل الشیعة: 15/ 237، باب 19، حدیث 20369.
(8)- بحار الأنوار:، 90/ 171، باب 2، حدیث 13؛ وسائل الشیعة: 7/ 186، باب 31، حدیث 9073.
ادامه مطلب
فلسفه و فواید نماز جماعت در چیست؟
فلسفه و فواید نماز جماعت در چیست؟
پاسخ :
خداوند متعال در قرآن مجید فرموده است:
«وَ ارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِین)1؛ «با رکوع کنندگان رکوع کنید».
در این آیه شریفه برگزارى نماز به طور دسته جمعى تأکید شده است.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «آگاه باشید هر که به طرف مسجد براى اقامه نماز جماعت حرکت کند، به هر قدمى هفتادهزار حسنه و ثواب براى او نوشته شود...».
برپایى نماز جماعت فلسفه و فواید بى شمارى دارد که در این قسمت به برخى از آنها اشاره مى شود:
1. استجابت دعا؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «چون بنده خدا نماز را به جماعت گزارد و پس از آن حاجتى را از خدا بخواهد، خداى عزّ و جل از وى حیا مى کند که پیش از رو گرداندن او، حاجتش را برآورده نسازد»2.
2. رهایى از دوزخ و نفاق؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «هرکس چهل روز در نماز جماعت شرکت کند و به طور مرتّب نماز گزارد، دو برائت نامه و دو سند رهایى بخش به او مى دهند: 1. نجات از آتش، 2. رهایى از نفاق»3.
3. در پناه خدا بودن؛ امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس که نماز صبح و عشا را به جماعت بخواند، او در پناه خداى عزّ و جل است»4.
4. کفاره گناهان؛ امام باقر علیه السلام فرمود: «سه چیز کفاره و پوشاننده گناهان است: 1. وضو ساختن در هواى سرد، 2. راه رفتن در شب و روز به سوى نمازها، 3. محافظت بر نمازهاى جماعت»5.
5. آسانى حسابرسى؛ رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «...در روز قیامت خداوند، همه انسان ها را براى حساب گرد مى آورد. پس هر مؤمنى که در نماز جماعت شرکت کند، خداوند سختى ها و دشوارى هاى روز قیامت را برایش آسان مى سازد؛ آن گاه فرمان مى دهد که او را روانه بهشت سازند»6.
6. ترفیع مقام؛ رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «اى على! سه چیز موجب ترفیع مقام و درجه مؤمن است: 1. وضوى کامل در هواى سرد، 2. انتظار نماز بعد از نماز، 3. شرکت مداوم در نمازهاى جماعت»7.
7. تقویت روحیه اخوّت و برادرى؛ نماز جماعت، وحدت صفوف و نزدیکى دل ها و تقویت روحیه اخوّت و برادرى را به ارمغان مى آورد و نوعى با خبر شدن از حال یکدیگر بدون تشریفات است.
رسول خدا صلى الله علیه و آله مى فرمودند: «استووا تستوى قلوبکم و تماسوا تراحموا»8؛ «صف هاى نماز جماعت را هماهنگ و تنظیم نمایید تا دل هایتان متعادل شود، و با هم در تماس باشید تا مهربانى افزوده شود».
8. حسن شهرت در جامعه؛ پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «هر که نمازهاى پنج گانه را با جماعت بخواند، به او گمان هر خیر و نیکى را داشته باشید»9.
9. شکوه و عظمت اسلام؛ حضور جمعى مسلمانان در مساجد، ضمن آن که عظمت و بزرگى جماعت مسلمانان را مى رساند؛ بیانگر قدرت مسلمین و نمایش حضور در صحنه و پیوند امام و امّت مى باشد و تفرقه ها را مى زداید، بیم در دل دشمنان مى افکند، منافقان را مأیوس مى سازد، خار چشم بدخواهان است.
امام رضا علیه السلام درباره فلسفه نماز جماعت فرموده است: «نماز جماعت بدان جهت قرار داده شد که اخلاص، توحید، اسلام و عبادت خداوند آشکار و ظاهر باشد»10.
10. آثار اخلاقى و تربیتى؛ در نماز جماعت، افراد در یک صف قرار مى گیرند و امتیازات موهوم صنفى، نژادى، زبانى، مالى و... کنار مى رود و صفا و صمیمیت و نوع دوستى در دل ها زنده مى شود و مؤمنان، با دیدار یکدیگر در صف عبادت، احساس دل گرمى و قدرت و امید مى کنند. روحیه فردگرایى و انزوا و گوشه گیرى را از بین مى برد و نوعى مبارزه با غرور و خودخواهى را در بر دارد.
امام رضا علیه السلام در بیان یکى دیگر از فلسفه هاى نماز جماعت فرموده اند: «مع مافیه من المساعدة على البرّ و التقوى»11؛ «علاوه بر این که در نمازجماعت پیشى گرفتن بر نیکوکارى و پرهیزکارى نیز وجود دارد».
پی نوشت:
1. بقره 2، آیه 43.
2. إرشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص 183.
3. ارشاد القلوب إلى الصواب، ج1، ص 184.
4. المحاسن، ج1، ص 52.
5. بحارالأنوار، ج85، ص 10.
6. بحارالأنوار، ج85، ص 6.
7. بحارالأنوار، ج85، ص 10.
8. سنن النبى صلى الله علیه و آله با ترجمه فارسى، ج 1، ص 267.
9. بحارالأنوار، ج67، ص 2.
10. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص109.
11. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص109.
ادامه مطلب
