سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان

بازاریابی مستقیم یکی از اجزای پنجگانه ابزارهای ترویج است که به همراه تبلیغات، پیشبرد فروش، روابط عمومی و فروش شخصی، در برقراری ارتباط با مخاطبان هدف استفاده می­ شود. شرکتها و سازمانهای بیشماری از کوچکترین خرده فروشها و سازمانهای مدنی و خیریه گرفته، تا بزرگترین کمپانی های بین المللی از امکانات بازاریابی مستقیم برای تبلیغ محصولات و خدمات شرکت استفاده می کنند. این مقاله ضمن ارائه تعریفی از بازاریابی مستقیم و روند رشد آن، ضرورت استفاده از این روش و شیوه ­های آن­را بیان داشته، درپایان قوتها و ضعفهای آن را بازگو کرده است. نتایج بررسی، توجه به امر اصلاح نظام گزینش و جذب نیروی انسانی وآموزش افراد به منظور استفاده از این سبک، ترویج در سازمانهای امروزی را ضروری می­ نماید.

● مقدمه

 با توجه به افزایش روزافزون رقابت تولیدکنندگان و نیز گسترش بازار مصرف محصولات و خدمات و پیشرفتهای علمی و فنی، فرصتی فراهم است تا کارشناسان امور تجارت و بازاریابی با استفاده از تسهیلات مخابراتی و امکانات ارتباطی از این وضعیت بهره جسته، با جلب رضایت مشتریان فعلی و بالقوه وضعیتی ایده آل برای سازمان فراهم کنند.

 از راههای مختلفی می توان رضایت مشتری را جلب کرد، از جمله: به وسیله کاهش هزینه های خرید مشتری ، صرفه جویی در وقت مشتری از راه خدمت رسانی سریعتر، عرضه محصول طبق خواست مشتری با قیمت مناسب و ... یکی از ابزارهای مهمی که می تواند در این راه کمک موثری باشد، استفاده از ابزارهای مخابراتی و اینترنتی است.

 توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، تجارت الکترونیک، توسعه وب سایت هاو... مانند تمامی رشته ها، مدیریت و بازاریابی را هم تحت تاثیر قرار داده است که یکی از علایم آن گرایش بیشتر شرکت ها به سوی بازاریابی مستقیم است.


 ● مفهوم بازاریابی مستقیم

بازاریابی، همانند آشپزی، هم علم است و هم هنر. هر تحلیلگر بازاریابی، همانند هر آشپز، سلیقه ویژه خود را دارد. کیفیت نهایی کار، به پسند وی بستگی دارد. هدف نهایی یک استراتژی بازاریابی نشان دادن جهت هایی به سازمان به منظور ثروت آفرینی بیشتر است. به منظور تحقق این هدف استراتژی، بازاریابی درست باید قابل فهم، مرتبـط و عملی باشد.

بازاریابی مستقیم سردرگمی و ابهام و عدم اطمینان موجود در استراتژی بازاریابی انبوه، بازایابی تفکیکی و بازاریابی متمرکزرا برطرف می­ کند و به گونه ای مستقیم مشتری را نشانه­ گیری می­ کند. (توماس, ۲۰۰۷) به گمان کاتلر (۲۰۰۷) بازاریابی مستقیم به عنوان به کارگیری کانالهای مستقیم ارتباط با مصرف کننده به منظور یافتن مشتری و تحویل محصول و خدمت به مشتری، بدون نیاز به استفاده از واسطه ها ی بازاریابی تعریف شده است.


 بازاریابی مستقیم به بازاریاب اجازه می­دهد که پاسخهای مستقیم بیشتری را از مشتری دریافت کرده، بازار هدف را به گونه بهتری نشانه­ گیری کند و محصول را بدون قرار گرفتن در فرایـنـد عــریض و طویل و پرهزیـنـه کانالهای سنــتی به فـروش رساند .( ویلکینسون,۲۰۰۷) بازاریابی مستقیم با برقراری ارتباط مستقیم و بی واسطه با مشتریان، سعی در جذب و حفظ مشتریان دارد. این روش برخلاف سایر اشکال ارتباطی،معمولاً نیازمند پاسخ فوری مشتری است و براین اساس، اثربخشی فعالیتهای بازاریابی مستقیم به صورت کمی قابل سنجش است. بازاریابی مستقیم، لزوماً شامل فعالیت های کوتاه ­مدت و پاسخ­مدار نیست. عمده اقدامهای انجام گرفته در زمینه بازاریابی مستقــیم به صورت کمی قابل سنجش است.

 بازاریابی مستــقیم به دنبال توسعه روابط مستقیم مستمر با مشتریان است، چراکه اکثر بازاریابان براین باورند که هزینه جذب مشتریان جدید، پنج برابر حفظ مشتریان فعلی است. براین اساس فعالیت­های بازاریابی مستقیم،به عنوان ابزاری برای رضایتمند نگه داشتن مشتریان و تشویق او به هزینه کردن خواهدبود. زمانی که مشتری جذب شد، فرصت فروش سایر محصولات بنگاه به او، به وجود می­ آید(پیتر۱۹۹۹: ۱۸)

● رشد بازاریابی مستقیم

 فروشهایی که از راه مجرای سنتی بازاریابی مستقیم انجام می­ شود، رشد بسیار سریعی داشته ­اند. عوامل متعددی باعث این رشد بوده­ اند. در تعداد زیادی از بازارهای خاص که به اولویتهای وی ژه توجه می شود، پدیده­ای به نام: توده­ زایی بازار به وجود آمده است.هزینه بالای رانندگی، راه بندانها و دردسرهای ناشی از پیدا کردن توقفگاه برای خودرو ، کمبود زمان وکمبود تعداد خرده ­فروشی­ها و صفهای طولانی در برابر در خروجی فروشگاهها، همه اینها، باعث شده­اند که افراد از راه پایگاههای شبکه، خطهای تلفن رایگان و ۲۴ ساعته ، سفارش خرید بدهند(این خریدها در حالی انجام می­شوند که خریدار نیازی به مراجعه به فروشگاه ندارد).

 اقدامهایی که شرکتهای: فدرال اکسپرس، ایربورن و یونایتد پارسل سرویس به کار می برند و می­ کوشند محموله­ ها را به سرعت تحویل دهند، باعث شده است که مردم و خریداران با استفاده از این سیستم ها، سفارش کالای مورد نظر را بدهند. گذشته از این، بسیاری از فروشگاههای زنجیره­ای بخشهای متعلق به اقلام کالاهایی را که فروش کند دارند، حذف کرده ­اند ودر نتیجه این امکان به وجود آمده است که برخی دیگر از راه بازاریابی مستقیم، بتوانند این اقلام محصول را به خریداران ویژه خود تحویل دهند. همچنین بازاریابهای فعال در بازاریابی مستقیم، با استفاده از قدرت رایانه و داده­های بسیار زیاد، می توانند برای مشتریان خود بهترین مشتریان احتمالی را شناسایی کرده، در این راه از روش مقایسه هزینه و منفعت، استفاده می ­کنند.

 بازاریاب های تجاری به صورتی فزاینده، به پست مستقیم و بازاریابی از راه دور روی آورده­اند و می کوشند به جای استفاده از نیروی فروش و تحمل هزینه های روزافزون این نیرو، فروشها را بدان­ گونه انجام دهند (کاتلر، ۱۳۸۳ :۶۰۰)

 ● ضرورت استفاده از بازاریابی مستقیم در سالهای ۱۹۷۰ بازاریابی محصولات صنعتی به نسبت کم هزینه بود، در حالی که هزینه پردازش داده­ها برای همه و حتی برای بزرگترین شرکتها هم خیلی گران بود. در اواخر سال ۱۹۸۰ ، اوضاع برعکس شد. هزینه های فروش و بازاریابی سنگین تر شد. علاوه بر این، محصولاتی که وارد بازارها می شدند و به صورت خیلی جزئی تغییر می کردند، روند آرامی را در پیش داشتند. امروزه چالش عمده بازارایابی، کاهش هزینه های فروش است .


بدین منظور دو راه، از عملی ترین راهها ، افزایش بهره وری کارکنان فروش یا توجه بیشتر به سمت یک مجرای فروش اقتصادی تر است. بازاریابی مستقیم می تواند به هر دو هدف کمک کند . همچنین بازاریابی مستقیم می­ تواند مشتریان بالقوه را شناسایی و تعدیل کرده، مساعی فروش کارکنان فروش را تقویت کند . بازاریابی مستقیم می­ تواند به فروشندگان کمک کند با تصمیم گیرندگانی دیدار کنند که پیشتر درهای اتاق خود را بر روی دیگران بسته بودند.

 بازاریابی مستقیم می ­تواند آگاهی مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی را در مورد یک شرکت و محصولات و خدمات شرکت افزایش دهد و به عنوان ابزاری برای یادآوری این نکته به کار رود که شرکت می­ خواهد با طرف مقابل رابطه تجاری داشته باشد . یکی از بزرگترین فواید بازاریابی مستقیم برای بازاریابان خرده این است که هزینه های بازاریابی مستقیم برای هر مشتری آن چنان بالاتر از هزینه های بازاریابی مستقیم بازاریابان، عمده نیست .

بازاریاب خرده ممکن است در کسب درآمدهایی که صرف تبلیغات در نشریات تجاری یا بازرگانی برای افزایش و حفظ تصویر در یک بازار محدود می­کند، توانایی نداشته باشد اما به وسیله بازاریابی مستقیم، بازاریابان صرفنظر از بزرگی و کوچکی خود، با تبلیغات کافی برای ایجاد تأثیرات عظیم دست کم می توانند به مهمترین بخش های بازار هدف خود دست یابند .

 در حالی که بازاریابی مستقیم به عنوان یک بخش مکمل آمیخته بازاریابی، در بیشتر شرکتهای بزرگ شناخته شده است، در راه اندازی سیستم اطلاعات بازاریابی که حجم عظیمی از اطلاعات را با سرعت و با هزینه های ناچیز جمع آوری می کند، عنصری راه گشاست.

 سیستم های اطلاعات بازاریابی فقط عملیات بازاریابی مستقیم را پشتیبانی نمی­ کنند، بلکه علاوه بر آن، تمامی گروههای فروش و بازاریابی در شرکت سود می برند. همچنین کاربرد بازاریابی مستقیم، به عنوان بخش مهمی از آمیخته ویژه بازاریابان سازمانی افزایش یافته است، چون خوشبختانه نیاز رو به رشد نسبت به اطلاعات با توانایی کامپیوتر در تهیه و تأمین این اطلاعات، مطابق شده است . (الجیونگر۱۹۸۹)

● شیوه­ های بازاریابی مستقیم

همان گونه که پیشتر اشاره شد: امروزه بازار به گروهی از بازارهای کوچک شکسته شده است و در نتیجه رسانه های تازه و گوناگون به میدان آمده، فعالیت می­ کنند. رسانه ­های پیشرفتـه ای مانند: تلویزیونهـای کابلی، ارتباطات ماهواره ای و شبکه های ماهواره­ای، نه تنها بخش بندی کوچک مینیاتوری در بازار را فراهم کرده اند که بازاریابی یک نفره به کمک شبکه و رایانه­ های شخصی هم امکان پذیر شده است. بسیاری از شرکتها، پایگاه داده ­پردازی گسترده ای دارند که نام و نشان هزاران و حتی میلیونها مشتری را در خود گردآورده اند.

 از دیدگاه کاتلر، شیوه های مورد استفاده در بازاریابی مستقیم عبارتنداز:

 ▪ بازاریابی با کاتالوگ

 ▪ بازاریابی پست

 ▪ بازاریابی تلفنی

 ▪ فروش الکترونیکی

 ▪ فروش تلویزیونی

▪ فروش با کمک نمابر

▪ فروش با پست الکترونیکی

 ▪ فروش با پست آوایی( درگی، ۱۳۸۶: ۴۲۷) در اینجا به توضیح مختصری پیرامون چهارگونه عمده بازاریابی مستقیم، یعنی: بازاریابی با پست یا کاتالوگ، بازاریابی از راه دور، بازاریابی از راه رادیو و تلویزیون و بازاریابی الکترونیکی می­ پردازیم:


 ۱) بازاریابی مستقیم با پست و با کاتالوگ بازاریابی با پست در واقع همان ارسال نامه، آگهی تبلیغاتی، نمونه کالا، یک بخشنامه یا یکی دیگر از ابزارهای مورد استفاده کارکنان فروش است که بر اساس نام و نشانی مشتریان بالقوه، برای آنان ارسال می­ شود. اسامی مشتریان از فهرست بزرگتری از مشتریان استخراج ­شده، نامه پستی یا آگهی تبلیغاتی برای آنان فرستاد می شود. با پست مستقیم، می­ توان پیامی اختصاصی برای مشتریان فرستاد. علاوه براین، پست مستقیم، از انعطاف بیشتری برخوردار است و اندازه­ گیری نتایج حاصل از آن نیز به سهولت انجام می ­پذیرد.

 ۲) بازاریابی با کاتالوگ در این روش، با استفاده از کاتالوگ هایی که به نشانی بعضی از مشتریان فرستاده می شود یا در فروشگاه ها، در معرض دید آنان گذاشته می ­شود، بازاریابی صورت می گیرد.

۳) بازاریابی از راه دور بازاریابی از راه دور، همان استفاده از تلفن برای فروش مستقیم کالا به مصرف کنندگان است. این روش بازاریابی، ابزار اساسی بازاریابی مستقیم به حساب می­اید.بازاریابی تلفنی، هم در مورد کالاهای مصرفی و هم در مورد کالاهای صنعتی، کاربرد دارد. شرکت جنرال الکتریک برای فروشهای کوچک خود از بازاریابی تلفنی استفاده می­ کند.

 ۴) بازاریابی تلویزیونی بازاریابی تلویزیونی به دو شکل عمده صورت می­ گیرد: شکل اول آن، استفاده از آگهی­ های تبلیغاتی واکنش مستقیم است. در این روش بازاریاب اقدام به پخش آگهی می­کند که اغلب بین ۶۰ تا ۱۲۰ ثانیه طول می­ کشد. در این آگهی­ ها محصول به گونه ای متقاعدکننده توصیف می ­شود و در پایان یک شماره تلفــن مجانی برای سفارش آن کالا در اختیار مشتریان قرار می­ گیرد. خرید خانگی، شکل دیگری از بازاریابی مستقیم با تلویزیون است. کانال خرید خانگی، برنامه­ های تلویزیونی یا کانال های ویژه و کاملی هستند که به فروش کالا و خدمات اختصاص یافته ­اند. ( کاتلر ،۱۳۸۵: ۵۴۲)

● قوت­ها وضعف­های بازاریابی مستقیم

 بازاریابی مستقیم از چندین نقطه قوت برخوردار است . نخستین فایده ای که از مزایای بازاریابی مستقیم به ذهن می رسد. کسب سود بالاتر به علت حذف واسطه هاست . بازاریابی مستقیم، باعث صرفه جویی در هزینه های بسته بندی نگهداری و حمل و نقل می شود. جریان نقد در بازاریابی مستقیم، به گونه ای مستقیم بین شما و مشتری جریان دارد و این جریان با سرعت خیلی بالایی صورت می گیرد، بازاریابی مستقیم، برخی امکانات کنترل بازار یابی را به شما می دهد . در بازاریابی مستقیم، شما در جایگاهی قرار دارید که می توانید قیمت منحـصـر به فرد خود را تنظیم کنید . فروشندگانی که به صورت مستقیم بازاریابی می­ کنند، می­ توانند فهرستی از اطلاعات مربوط به نام، مشخصات و نشانی خریداران بالقوه، با هر ویژگی، را خریداری کنند.

سپس پیام های خود را به صورت شخصی، بنابه سلیقه هر گروه، درآورند و با هر مشتری، یک رابطه دائمی برقرار سازند. کسانی که محصولات خود را به صورت مستقیم عرضه می­ دارند، می ­توانند زمان مناسب برای ایجاد تماس با هریک از مشتریان را تعیین کنند. کالاهایی که به صورت مستقیم توسط فروشنده عرضه می­ شود، بیشتر مورد استقبال خریدار قرار می­ گیرد؛ زیرا این اقلام برای مشتریان احتمالی و علاقه مند فرستاده می شود. بازاریابی مستقیم، این امکان را به وجود می­ آورد که فروشـــنده رسانه ­های گوناگون را مورد آزمون قرار دهد و پیامها را براساس روش مبتنی بر مقایسه هزینه و سود بفرستد و نیز اجازه نمی ­دهد که شرکتهای رقیب از استراتژی و محصولات عرضه شده آگاه شوند (استراتژی و عمل این دسته از فروشندگان در معرض دید شرکتهای رقیب قرار نمی­ گیرد). سرانجام بازاریابی مستقیم به گونه­ ای است که می توان واکنش مشتریان بالقوه را اندازه گیری کرد و براساس آن مناسب ترین و سودآورترین مبارزه ­های تبلیغاتی را ترتیب داد.

 بازاریابی مستقیم برای مشتری هم فوایدی دارد: از دید مشتری خرید در خانه، راحت و بدون دردسر است.

 خریدار می تواند در وقت صرفه­ جویی کرده، فروشنده نیز می­ تواند کالاهای بیشتری به مشتری معرفی کند. خریدار می ­تواند با خواندن کاتالوگ ها و خدماتی که از راه شبکه ارائه می­ شود، قیمتها و محصولات را باهم مقایسه کند، سپس برای خود یا برای دیگری کالایی را سفارش دهد (کاتلر، ۱۳۸۳: ۶۰۰).

به طور کلی بازاریابی مستقیم امکان نشان دادن واکنش ویژه در برابر هر یک از گروههای مشتریان، هدف را امکان پذیر می سازد. این تکنیک، شیوه موثری برای کسب و کارهای کوچک به شمار می ­رود، زیرا امکان می­ دهد که:

- بر منابع محدودی تمرکز کرده، در عین حال به نتایج مطمئنی دست یابید.

 - میزان موفقیت تبلیغات خود را با بررسی پاسخ های مخاطبان، به دقت بسنجید.

- بازاریابی خود را آزمون کنید. شما می­ توانید نمونه ای را که نماینده مشتریان هدف شما می­ باشند، هدف گیری کنید و نتایج پاسخ ها را پیش از توسعه یک هماورد تبلیغاتی گسترده، مورد بررسی قرار دهید. همچنین یک هماورد بازاریابی مستقیم، به شرکت کمک می­ کند که به این هدفهای کلیدی دست یابد:

 - افزایش فروش به مشتریان کنونی،

 - کمک به وفادار ماندن مشتریان،

 - ترمیم روابط تیره شده،

- راه اندازی کسب وکار جدید این یک روی سکه است، زیرا بازاریابی مستقیم نقاط ضعفی هم دارد .

حجم محصولاتی که با روش بازاریابی مستقیم فروخته می شوند اغلب به اندازه فروش با سایر روشهای بازاریابی نیست و به هر حال باید قیمت های بالاتری برای حجم فروش پایین در نظر گرفت . بازاریابی مستقیم، مستلزم تعهدات زمانی قوی تری است. شما لازم می دانید محصول خود را در بازار بفروشید. همچنین شما به برخی مهارت های انسانی به منظور ارتباط مستقیم با مشتریانتان نیازمندید.

 در حالی که افراد همیشه از نظر روحی وضعیت ایده آلی ندارند، امّا از شما انتظار می رود که همیشه یک چهره شاداب از خود نشان دهید . اگر شما در صدد هستید که در فروش محصولات خود فردی موفق باشید، به برخی مهارتهای بازاریابی نیاز خواهید داشت. چالش عمده شما متقاعد کردن افراد برای خرید محصول شما و حفظ آنان به عنوان مشتریان شرکت است. واقعیت این است که هر کسی شایستگی ندارد از عهده بازاریابی مستقیم برآید .

 ● نتیجه گیری

با توجه به پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی و تحولات چشمگیر در تمامی جنبه های زندگی بشری، بی تردید رفتار خرید مشتریان و چگونگی تصمیم گیری آنان نیز از این دگوگونی­ها بی بهره نخواهند بود . بنابراین سازمانها و شرکتهایی موفق خواهند بود که بتوانند به بهترین حالت و در سریع ترین زمان ممکن، به نیازهای در حال تغییر بشری، پاسخگو باشند و از ارضای نیاز مشتری فراتر رفته، بتوانند مشتری را مسرور کنند .


 بازاریابی مستقیم، یکی از ابزارهایی است که با توجه به این تحولات به وجود آمده و می تواند در دستیابی به این هدفها کمک موثری باشد و شرکتها خواسته یا ناخواسته، دیر یا زود، بایستی به این سمت حرکت کنند . البته این سبک تبلیغ و ترویج محصول در کنار قوتها و مزایای بیشمار، ضعفهایی هم دارد و خالی از عیب نیست. اما باید گفت که: مزایا یا به عبارت بهتر، نقاط قوت بازاریابی مستقیم، بر ضعفهای آن، چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کـیفی، می­چربد. بنابراین به نظر می رسد حرکت به سوی استفاده از بازاریابی مستقیم امری گریزناپذیر است.

منبع:پی سی انلاین




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 4:03 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

تا چندی پیش خبر شیرخشک های آلوده چین یکی از جنجالی ترین خبرهای روزنامه ها و سایت های خبری جهان بود؛ شیرخشک هایی که آلوده به ملامین بود و موجب مرگ هزاران کودک و نوزاد شد. شکایت والدین این کودکان از تولیدکنندگان این محصول موجب شد مقامات چینی دادگاهی برگزار کنند و عاملان اصلی این تقلب و رسوایی بزرگ را محاکمه کنند. اگرچه تولیدکنندگان این محصول سمی در ابتدا به قصد سود بیشتر دست به این تقلب زدند و با بی رحمی موجب مرگ کودکان و نوزادان بی گناه شدند اما این کار آنها در نهایت به یک رسوایی بزرگ تبدیل شد و موجب ورشکستگی آنها و بی اعتباری تولیدکنندگان چینی شد... هنوز زمان زیادی از این رسوایی بزرگ چینی ها نگذشته بود که خبر مرگ کودکان نیجریه ای در اثر مصرف یک محلول دهانی سمی منتشر شد.
 کارشناسان معتقدند باید قوانین محکم تر و جریمه های سنگین تری برای این گونه موارد در نظرگرفت و نظارت بیشتری برای رعایت حقوق مصرف کنندگان اعمال کرد.

آنچه امروز بیش از همیشه به آن پرداخته می شود، موضوع عدالت اجتماعی و جلوگیری از نقض حقوق انسان هاست. حفظ حقوق اولیه یک انسان یا یک شهروند از وظایف شرعی، اخلاقی و انسانی هر فردی محسوب می شود و ضرورت دارد برای مقابله با چنین معضلاتی در همه جای دنیا تدابیری اندیشیده شود.

● رعایت حقوق مصرف کننده و ارتقای سلامت روان

شاید پنهان ترین و در عین حال مهم ترین موضوع در بحث رعایت حقوق مصرف کنندگان در هر جامعه ای، کاهش یا ارتقای سطح سلامت روان مردم آن جامعه باشد. بدون شک زمانی که جمعیت زیادی از یک کشور از کالاها و خدمات مطلوب و با کیفیت استفاده کنند، آرامش و رضایت مندی بیشتری نیز خواهند داشت. به خصوص اگر مصرف آن کالا عمومی و ایمنی آن نیز مهم باشد؛ به طور مثال، یک خودرو را در نظر بگیرید. وسیله ای ضروری برای رفاه و آسایش و یا حتی برای کسب درآمد و اقتصاد خانواده، وسیله ای که بدون شک باید دارای کیفیت بسیار مطلوب و ایمنی بالایی باشد و به زبانی دیگر تمام حقوق مصرف کننده باید در آن رعایت شده باشد.

 در غیر این صورت سلامت جسمانی و روانی مصرف کننده و حتی دیگر افراد جامعه را به خطر می اندازد.

 تبلیغات غیرواقعی در مورد یک کالا یا یک خدمت توسط تولیدکنندگان و یا شرکت های خدماتی به منظور جذب مشتری و آن گاه ارایه کالایی معیوب که کارکردی مطابق آنچه تبلیغش شده را ندارد و یا ارایه خدمتی ناقص همراه با تلف کردن وقت و بازی کردن با اعصاب مشتری نمونه هایی مسلم از تضییع حقوق مصرف کنندگان به شمار می آید.

 گاهی ممکن است یک کالا، کارکردی مطابق با آنچه در تبلیغاتش شاهدش بوده ایم، داشته باشد اما از نقطه نظر ایمنی و سلامت دارای ضعف هایی باشد و برای مصرف کننده عواقب نامطلوبی را به همراه داشته باشد. در این صورت نیز حقوق مصرف کننده زیر پا گذاشته شده چرا که استفاده از این کالا سلامتی و امنیت وی را به خطر انداخته است.

 شیرخشک های آلوده چینی که موجب بیماری و حتی مرگ کودکان و نوزادان شد؛ محلول دهانی آلوده و سمی در نیجریه، باتری های برخی گوشی های تلفن همراه که هنگام شارژ منفجر می شوند و بسیاری از کالاهای دیگر که عدم رعایت حقوق مصرف کننده در تولید آن موجب بروز اختلالات و فشارهای روانی به مردم یک جامعه می شوند نیز نمونه های دیگری هستند که باید برای رفع آنها تلاش شود و با وضع قوانین و جریمه های سنگین از تکرار موارد مشابه پیشگیری کرد.

 ● تشویق تولیدکننده حامی حقوق مصرف کنندگان

 در کنار لزوم تنبیه و وضع جریمه های سنگین برای تولیدکنندگانی که به حقوق مصرف کنندگان اهمیت نمی دهند و تنها برای رسیدن به سود و منافع بیشتر خودشان سلامت، ایمنی و جان مصرف کنندگان را به خطر می اندازند، وجود سیستم های تشویقی برای تولیدکنندگانی که حقوق مصرف کنندگان را رعایت می کنند و به راحتی، سلامت و ایمنی آنها اهمیت داده و در این زمینه سرمایه گذاری می کنند نیز لازم و ضروری است. در کشور ما از سوی وزارت بازرگانی گواهینامه و تندیس رعایت حقوق مصرف کننده به تولیدکنندگان برتر اهدا می شود.

به عقیده کارشناسان برای رعایت مطلوب حقوق مصرف کننده، آموزش و اطلاع رسانی ضروری است و در کنار آن باید نظام های مشوقی برای کسانی که حقوق مصرف کننده را رعایت می کنند، پیش بینی شود.

 اعطای گواهینامه و تندیس رعایت حقوق مصرف کننده یکی از مواردی است که می تواند موجب افزایش انگیزه تولیدکنندگان برای رعایت حقوق مصرف کنندگان شود. رعایت حقوق مصرف کننده وظیفه ای انسانی است و توجه به رعایت این حقوق نه تنها به نفع مصرف کننده است بلکه در راستای منافع تولید کنندگان نیز قرار دارد.

 ● حقوق مصرف کنندگان در ایران

 در کشور ما نهم اسفندماه، روز ملی حمایت از حقوق مصرف کنندگان نامگذاری شده است. سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان و تولیدکنندگان، در حال حاضر وظیفه حمایت از مصرف کنندگان و البته تولیدکنندگان را بر عهده دارند. لایحه ای با نام «لایحه حمایت از حقوق مصرف کنندگان» نیز بین مجلس و شورای نگهبان در رفت و آمد است که در صورت حل اشکالات و اختلافات به تصویب خواهد رسید. تدوین چارچوبی که مصرف کننده بتواند در قبال دریافت کالا یا خدمت در جهت احقاق حقوق خود گام بردارد از مهم ترین سرفصل های این لایحه است. حق انتخاب کالا، حق برگشت دادن کالای معیوب، تامین خسارت های مادی و معنوی در قبال دریافت کالای معیوب، موضوع گارانتی و ضمانت نامه های کالاهای سرمایه ای، خدمات پس از فروش و اطلاع رسانی دقیق از دیگر ویژگی های لایحه حمایت از حقوق مصرف کنندگان است. همچنین تشکیل انجمن های مردم نهاد به منظور رسیدگی به حقوق مصرف کنندگان از ویژگی های دیگر این لایحه است.

منبع:پی سی انلاین




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 4:02 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

ارزيابي و سياست‌گذاري مناسب براي كارايي انرژي تجربه‌اي است كه 70 كشور در چند سال اخير بر آن مطالعه جدي داشته‌اند. امروزه با توسعه كشورها و افزايش رشد جمعيت، توسعه شهرنشيني و رشد فزاينده صنعت نياز به انرژي را بيش از هر زمان جدي‌تر ساخته است. تامين انرژي و نحوه بهره‌برداري از آن و ميزان كارايي انرژي امروز از ضرورت‌هايي است كه مورد توجه كارشناسان، اقتصاددانان و صنعتگران قرار گرفته است.

 هر چند مي‌توان در تجربه شريك بود اما روش‌هاي كسب تجربه در جهان در كشورهاي مختلف در زمينه كارايي انرژي مختلف بوده و هر كشوري به فراخور ويژگي‌هاي سياسي و اقتصادي و حتي اقليمي خود در زمينه افزايش كارايي انرژي و جلوگيري از هدرروي ، اقداماتي انجام داده است.

 ارزيابي سياست‌ها و روندهاي كارايي انرژي در بيش از 70 كشور جهان مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است و هدف از آن تعيين فرايند اخير عملكرد كارايي انرژي در كشورها بوده است.

 مميزي‌هاي اجباري انرژي ، فعاليت شركت‌ هاي خدمات انرژي ، مشوق‌هاي انرژي براي خودروها، اقدمات اجباري شركت‌هاي برق و اقدامات مربوط به آبگرمكن‌هاي خورشيدي در اين بسته سياستي گنجانده شده‌اند.

 حال با توجه به اينكه اقتصاد كشور ما در حوزه انرژي در آستانه تحول جدي و بزرگي با اجراي قانون هدفمندي يارانه‌ها به عنوان يكي از ابزارهاي لازم در زمينه افزايش كارايي انرژي قرار گرفته، لازم و ضروري است در تجربه ياد شده كشورهايي كه به مطالعه در زمينه سياست‌هاي كارايي انرژي پرداخته‌اند شريك شويم .

 در قانون هدفمندي يارانه‌ها و افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي مقرر گرديده تا دولت از افزايش بي‌رويه مصرف جلوگيري كرده و در زمينه افزايش بهره‌وري تلاش كند و همه كارشناسان اقتصادي و دست‌اندركاران امور ارزيابي بر اين نكته اشتراك نظر دارند كه اجراي اين قانون مي‌تواند منجر به كاهش تا 15 تا 30 درصدي مصرف انرژي شود.

حفظ محيط زيست و كارايي انرژي
اصلي‌ترين هدف اهميت كارايي انرژي در جوامع پيشرفته توجه به مسايل زيست محيطي و جلوگيري از انتشار گازهاي گلخانه‌اي است زيرا اين عنصر به عنوان محرك اصلي پس از افزايش‌ قيمت نفت، افزايش بار مالي واردات نفت و دستيابي به انرژي ايمن و مطمئن در اين كشورها مطرح شده است. بر اين اساس كارايي انرژي و سياست‌گذاري در زمينه آن در دستور كار اين دولت‌ها واقع شده است.

 از آنجا كه ايران خود داراي ذخاير غني هيدروكربوري است نمي‌تواند محرك مورد نظر اين كشورها را در نظر داشته باشد اما مي‌تواند در سياست‌گذاري‌هاي انرژي تجربيات اين كشورها در افزايش كارايي انرژي به منظور صيانت از ذخاير و منابع طبيعي انرژي و جلوگيري از هدرروي و استفاده بهينه از انرژي آن را به كار گيرد.

از ديدگاه اقتصاددانان كارايي انرژي شامل همه تغييراتي است كه منجر به كاهش مقدار انرژي مصرفي براي توليد در يك واحد فعال اقتصادي مي‌شود و اجتناب از مصرف غيرضروري انرژي يا انتخاب مطمئن‌ترين و مناسب‌ترين تجهيزات براي كاهش هزينه انرژي علاوه بر افزايش كارايي يك واحد فعال اقتصادي به رفاه فردي و اجتماعي نيز كمك مي‌كند.

البته تصميماتي مانند خريد تجهيزات يا سرمايه‌گذاري در كارايي‌ انرژي مانند بازسازي منازل و... در حركت به سوي بهينه‌سازي اقتصاد جهان به شمار نمي‌آيند بلكه متداول‌ترين شيوه و ابزار همان روش بازار و قيمت است كه مي‌تواند تعيين‌كننده‌ اصلي در كارايي انرژي باشد با اين رويكرد دولت سياست هدفمندي يارانه‌ها در حوزه انرژي را در پيش گرفته است.

 در تجربه ياد شده كشورهاي پيشرفته دسترسي به تجهيزات كارا و ابزار توليد، دسترسي مصرف‌كنندگان به اطلاعات معتبر در مورد تجهيزات و لوازم و تقسيم ريسك اقتصادي بين توليدكنندگان و توزيع‌كنندگان ابزار و تجهيزات كارايي انرژي مانند وام، يارانه و اعتبارات مالياتي مي‌تواند بر موانع دستيابي به كارآيي انرژي غلبه كند.

 با اين وجود تجربه كشورهاي صنعتي كه در كارايي انرژي مطالعه كرده‌اند نشان داد كه پيگيري كارايي انرژي در سطح كلان كار آساني نيست و دشواري‌هاي خود را دارد اما در سطح خرد با پاسخ‌هاي مناسب‌تري مواجه شده است. به عنوان مثال عايق‌كاري يك خانه از ديدگاه مهندسي كارايي انرژي را افزايش مي‌دهد يا ايجاد رقابت براي توليد لوازم و تجهيزات انرژي‌بر مانند لوازم برقي و نصب برچسب اطلاعات مربوط به انرژي مي‌تواند آگاهي‌دهنده مصرف‌كننده باشد.

در مثال جزيي‌تر مي‌توان كارايي انرژي را از سطح فني به سطح كاربرد خدمات نيز كشاند مانند تماس تلفني به جاي مراجعه خصوصي، استفاده از حمل و نقل عمومي، بازيافت بطري‌ها و... همه اين موارد مي‌توانند راه‌هاي موثري در كارايي انرژي واقع شوند كه كارشناسان در شاخص‌هاي خرد و كلان اقتصادي به آن در مباحث مربوط به سياست‌هاي كارايي انرژي مي‌پردازند و همين موضوع در طرحي كه هم‌اكنون از سوي وزارت نفت و چند وزارتخانه و مراكز پژوهشي با عنوان طرح جامع انرژي كشور در دست مطالعه است مورد توجه جدي قرار گرفته است.

 مشوق هاي كارايي انرژي
در اين ارزيابي اقدامات مربوط به سياستگذاري كارايي انرژي در جهان براي يافتن پاسخ سوالاتي مانند اهميت اقدامات كارايي انرژي چيست؟ اولويت‌ها كدامند؟ روندها چه هستند؟ اقدامات نوآورانه كدامند؟ كدام اقدام مقرون به صرفه است؟ مورد توجه قرار گرفته و ازاين روي مقررات مربوط به استانداردهاي كارايي براي ساختمان‌هاي جديد، استاندارد و برچسب لوازم برقي خانگي، مقررات الزامي مانند مديران انرژي، گزارش مصرف انرژي، يارانه­هاي سرمايه‌گذاري، مشوق‌هاي خودرو، آبگرمكن‌هاي خورشيدي و اقدامات اجباري شركت‌هاي برق درخصوص انرژي مطرح و به كار گرفته شده است.

افزايش قيمت ، گام اول كارايي
در تحقيق ياد شده قيمت‌گذاري مناسب شرط لازم در ارتقاي كارايي انرژي مطرح شده اولين گام در سياست‌هاي كارايي انرژي، تنظيم قيمت‌هاي انرژي به منظور ارائه علائم صحيح به مصرف‌كنندگان و در عين حال حفظ محرك‌ها براي تغييرات رفتاري يا به منظور كسب فناوري‌ها و تجهيزات كارا از لحاظ انرژي در نظر گرفته شده است و از آنجا كه كشورهاي توليدكننده انرژي اغلب، قيمت‌هاي داخلي پاييني دارند كه استفاده مفرط انرژي را به دنبال دارد اجراي سياست كاهش يارانه‌ها، امكان صرفه‌جويي در انرژي را به وجود مي‌آورد.

 يكي ديگر از سياست‌هاي به كار گرفته شده در تجربه كشورهاي پيشرفته مقررات حرارتي ساختمان‌هاست كه استانداردها در همه ساختمان‌ها به صورت سيستم بر سيستم‌هاي گرمايش، سرمايشي، تهويه، آبگرمكن‌ها، پمپ آسانسورها و... مورد توجه قرار گرفته است. ذكر اين نكته جالب است كه در 30 سال گذشته در 15 كشور اتحاديه اروپا اين استانداردها 3 يا 4 بار مورد بازنگري و اصلاح قرار گرفته‌اند.

الزام وجود مديران انرژي
 يكي ديگر از مقررات اجرا شده در برخي كشورها گزارش الزامي مصرف انرژي و وجود مديران انرژي، تعهد بخش برق، تعمير و نگهداري و طرح‌هاي الزامي صرفه‌جويي انرژي است. ارائه گزارش مصرف انرژي مصرف‌كنندگان عمده انرژي در سال به دولت‌ها در برخي كشورها به عنوان انگيزه‌اي براي شركت‌ها در نظارت دقيق بر عملكرد انرژي ياد شده است.

 اين شيوه در كشوري مانند سوئيس كارايي مناسبي داشته است. وجود مديران انرژي نيز به منظور نظارت بر فعاليت انرژي در شركت‌هاي بزرگ كه انرژي‌بر هستند از ديگر مقرراتي است كه انگيزه كارايي انرژي را ايجاد كرده است.

مميزي‌هاي اجباري انرژي براي همه بخش‌هاي اقتصادي شامل ساختمان‌هاي مسكوني، تجاري، صنعت و شركت‌هاي حمل و نقل به منظور بالا بردن درك بهتر وضعيت فعلي كارايي انرژي در بخش مصرف‌كننده نهايي از مقررات ضروري است كه در كشورهاي پيشرفته تدوين شده است.

 با توجه به تحقيقات و مطالعات صورت گرفته در كشورهاي پيشرفته دلايل متعدد ترويج اين سياستگذاري‌ها را توجيه و ضرورتي‌تر مي‌سازد. قابليت رقابت شركت‌هاي صنعتي و تاثير بر بودجه عمومي و سوددهي خدمات انرژي، وجود قيمت‌هاي يارانه‌اي، اغلب محرك‌هايي هستند و در كشورهاي در حال توسعه، كمبود سرمايه براي سرمايه‌گذاري عمومي انگيزه‌اي است كه اين سياستگذاري‌ها را بيشتر مورد توجه قرار مي‌دهد.

با اين تعاريف امروزه در سطح بين­الملل نياز مبرم به تعريف حداقل شرايط اطلاعات پايه‌اي براي كارايي انرژي وجود دارد و براي به كارگيري مناسب، ارزيابي سياست‌ها بايد ملاك‌هاي موثر براي استفاده از بودجه‌هاي دولتي در اقتصاد را در برداشته باشد و چگونگي منتقل شدن مخارج عمومي كارايي انرژي از اقتصاد را نشان دهد.

اما اين ملاك‌ها هيچ وقت در دسترس قرار نمي‌گيرند، ولي با وجود نزديك شدن به اجراي قانون هدفمند كردن يارانه‌ها در كشورمان اميدواريم اين ارزيابي‌ها مورد توجه قرار گرفته و كارايي قانون يارانه‌ها را در كارايي انرژي كشور موثرتر در نظر گرفته شده باشد زيرا كه امروزه تبادل تجارب و اطلاعات بهترين اقدام در بهره‌‌وري از اين سياست‌هاست.

منبع:پی سی انلاین

 




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 4:00 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

حدود صد سال است که پس از تنظیم قرارداد دارسی، حفر چاه ها و استخراج و صدور نفت به خارج از کشور تقریبا به صورت امروزی معمول شده است. همه می دانیم که عقد این قرارداد از همان آغاز و طبق معمول آن زمان با شیوه های استعماری دولت انگلیس همراه بود؛ اما نکته ای که کمتر به آن توجه شده است و در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد آنکه شرکت نفت انگلیس از همان اوان کار و به جای «بهای نفت» عمدا اصطلاح جعلی «درآمد نفت» یا «سود حاصله از فروش نفت» را به کار برده است و این اصطلاح مجعول را ابتدا در سازمان ها و ادارات مرکزی خود در لندن و سپس به روزنامه ها و وسایل ارتباط جمعی خارجی القا کرد و کم کم در رسانه های ایران و کارکنان ایرانی شرکت نفت و نهایتا مسوولان ارشد کشور نیز معمول گشت و عجیب تر آنکه این مفهوم نادرست و ساختگی به نسل های آینده نیز به ارث رسیده است.

امروز با نهایت تاسف نه تنها روزنامه ها و مردم عادی این اصطلاح را به کار می برند، بلکه همه تحلیل گران سیاسی و اجتماعی کشور نیز با آنها هم صدا شده اند و هرگاه سخن از وجوه حاصل از فروش نفت به میان می آید، آن را به عنوان درآمدهای نفتی یاد می کنند و بعضی از اقتصاددانان ارجمند نیز هر چند خود بر این موضوع واقفند، ولی بر حساب عادت گاهی اصطلاح «درآمد نفت» را به کار می برند.

اما خطر به کار بردن چنین اصطلاحی و نامیدن «درآمد نفت» در تراکنشی که اصولا سودی در کار نیست، چنین تصوری را در اذهان مردم ایجاد می کند که به طور مرتب سودی از این راه حاصل می شود و در نتیجه چنین توقعی به وجود می آید که این سود باید بین مردم کشور تقسیم گردد و حتی گاه و بیگاه از سوی بعضی از مسوولان یا حتی بعضی از اقتصاددانان نیز چنین پیشنهادهایی مطرح می گردد که نتیجه آن نویدهایی همانند پرداخت یک رقم ثابت از «درآمد نفت» به همه یا بردن سهم نفت بر سر سفره مردم خواهد بود.

 تردیدی نیست که نه تنها همه اقتصاددانان کشور، بلکه بیشتر افرادی که دستی در فعالیت های اقتصادی دارند می دانند که سرمایه و درآمد دو مقوله جدا از یکدیگرند؛ درآمد را می توان به دلخواه به مصرف رساند؛ ولی سرمایه را باید یا سرمایه گذاری کرد یا برای تقویت بنیه اقتصادی کشور پس انداز نمود و فروش نفت، فروش کالای تولیدی نیست، بلکه فروش سرمایه کشور است و مشمول سودآوری نخواهد بود؛ زیرا ما قسمتی از ثروت مملکت را می فروشیم، آن هم ثروتی که تجدیدناپذیر است، بنابراین وجوهی که از این راه به دست می آید «تبلور سرمایه» است و باید در سرمایه گذاری های زیربنایی کشور یا دادن وام به پروژه های اساسی بخش خصوصی به منظور ایجاد اشتغال و توسعه صنعتی کشور به کار گرفته شود که نه تنها نسل حاضر، بلکه نسل های آینده نیز از آن بهره ور شوند.

چیزی که باید بر سر سفره مردم گذاشته شود، درآمدهای حاصل از این سرمایه گذاری ها است که اگر به درستی استفاده شود سفره همه را رنگین تر خواهد کرد.

 در این نوشتار اصرار بر این است که بدون به کار بردن اصطلاحات ناآشنا و معلق عامی، این اصل اقتصادی به گونه ای بسیار ساده و روشن تشریح شود:

۱) نفت یک ثروت طبیعی است؛ یعنی طبیعت میلیون ها سال پیش این ماده فسیلی را در اعماق بعضی نقاط این کره خاکی به وجود آورده است که تصادفا قسمتی از آن نیز در اعماق کشور ما بوده است. پس در ایجاد آن نه دولت، نه ملت، نه دانشمندان و نه هیچ احدی از آحاد مردم این سرزمین در گذشته و حال سهمی نداشته اند. این یک نعمت خدادادی است و فقط به این کشور تعلق دارد.

 ۲) این ثروت نه به این نسل و نه به نسل آینده، بلکه متعلق به همه ساکنان این کشور در حال و آینده است و نگاهداری از آن چون بار امانتی بر دوش همه ملت ایران تا جاودان قرار گرفته است و این امانت گرانبها را نباید صرف هزینه های روزمره و غیرقابل بازگشت نمود.

 ۳) نفت «ثروت ملی» است و باید توجه داشت که رفتار با ثروت با رفتار با درآمد متفاوت است. درآمد را می توان به مصرف تامین هزینه های روزمره و نظایر آن رساند، ولی ثروت ملی را نباید جز برای سرمایه گذاری های زیربنایی به کار برد و این سرمایه گذاری ها باید به گونه ای باشد که در هیچ زمان از ارزش آن کاسته نشود.

 ۴) حال که روشن شد فروش نفت در حقیقت فروش ثروت کشور است و با فروش محصولات صنعتی و تولیدی متفاوت است، این اصل را نیز باید در خاطر داشت که ثروت ملی و درآمد ملی، دو مفهوم جداگانه است.

 ۵) اکنون که دانستیم از فروش نفت سودی حاصل نمی شود و از وجوه حاصله از نفت نباید برای هزینه های جاری استفاده کرد یا احیانا آن را بین مردم تقسیم نمود، راه حل اقتصادی این خواهد بود که وجوه حاصله از آن را یا باید برای سرمایه گذاری زیربنایی کشور به کار برد یا در حساب جداگانه ای نگهداری نمود تا برای پروژه های بزرگ و ضروری و بدون خطر بخش خصوصی به عنوان وام استفاده کرد، مشروط بر آنکه مجددا و در زمان تعیین شده به همین حساب واریز گردد، معنای این اصل این است که فقط تبدیل ثروت به ثروت مجاز است.

از سوی دیگر، باید این اصل را هم در نظر داشته باشیم که هرگاه ثروت کشور صرف هزینه های مصرفی گردد، در درازای زمان، کشور با فقر فراگیر مواجه خواهد شد. همچنین پرداخت یارانه از محل فروش نفت نیز اقدامی غیراقتصادی است و در پیشگاه تاریخ به هیچ وجه قابل دفاع نخواهد بود.

 ۶) نفت ماده ای است تجدیدناپذیر یعنی هرچه استخراج می کنیم دیگر هرگز باز تولید نمی شود، بنابراین باید از این ماده پربها استفاده های بهینه گردد و به جای سوزاندن به مواد پتروشیمی تبدیل شود تا هم از آن استفاده های بهتری شود و هم ارزش افزوده بیشتری به دست آید. همیشه به یاد داشته باشیم که بدترین کاری که می توان با نفت انجام داد، سوزاندن آن است. به جای نفت ساخت و استفاده از نیروگاه های هسته ای و خورشیدی یا بادی بهترین جایگزین است.

 ۷) بودجه مملکت نباید با برداشت از پول حاصل از فروش نفت تامین شود، بلکه مبنای بودجه برای هزینه های کشور باید درآمدهای مالیاتی و گمرکی و توریستی و نظایر آن باشد. معنای این اصل آن است که کشورهای نفت خیز و از جمله کشور ما برای تنظیم بودجه خود باید همان کاری را انجام دهند که کشورهای بدون نفت انجام می دهند. تنها هزینه استخراج نفت را دولت می تواند از فروش نفت برداشت کند.

 ۸) هر سال باید درصد معینی از فروش نفت برای نوسازی صنایع نفتی و تزریق گاز و بهسازی چاه ها و صنایع وابسته به آن برداشت و هزینه گردد تا از فرسوده شدن چاه ها جلوگیری شود و این صنعت همیشه شاداب و به روز باشد.

 ۹) در استخراج نفت و فروش آن (جز مخازن مشترک با یک کشور دیگر) نباید تعجیل کرد، این ماده گرانبها هر روز کمیاب تر و پربهاتر خواهد شد، هر چند در یکی دو سال، اخیرا بهای آن به میزان قابل توجهی بالا و پایین رفته است، ولی اگر منحنی کلی بهای نفت را در مقاطع طولانی تهیه کنیم همیشه بهای نفت رو به افزایش بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود.

۱۰) این وظیفه ملی همه اقتصاددانان و دست اندرکاران امور اقتصادی کشور است که در همه مجامع رسمی و دانشگاهی مرتبا یادآوری نماید که اصطلاح «سود حاصله از فروش نفت» یک اصطلاح نادرست است و وجوهی که بابت فروش نفت به دست می آید، حداقل بهای این ماده گرانبها است که توسط کمپانی های بزرگ جهانی به زحمت به ما پرداخت می شود و نه سود و بدین ترتیب امیدوار باشیم که به تدریج رسانه های عمومی نیز از به کار بردن این اصطلاح نادرست، پرهیز کنند.

ماحصل مطالب فوق این است که نفت ما سرمایه ملی ما است و هیچ کس در ایجاد آن سهمی نداشته است و امانتی است الهی که به ما اهداء شده است و وظیفه همه ساکنان این سرزمین است که در نگاهداری این ثروت ملی بکوشند و از به هدر دان آن بپرهیزند.

ما نباید فرزندان ناخلفی باشیم که به بهانه اینکه قیمت بین المللی نفت بالا رفته است آن را سود بپنداریم و از آن سهمی برای هزینه های روزمره خود بخواهیم، بلکه باید همیشه در نظر داشته باشیم که این ثروت کشور ما است و باید برای قوام همین کشور و انجام پروژه های زیربنایی به کار بریم که هم خود و هم نسل های آینده از آن بهره مند گردند و مازاد آن نیز در حسابی جداگانه با اساسنامه و قوانین روشن و شفاف، نگهداری شود.

مقررات این صندوق نیز باید به گونه ای باشد که برداشت از آن برای مصارف و هزینه های جاری با تنظیم یک ماده یا تبصره امکان پذیر نباشد. در سال های پایانی دهه شصت برای اولین بار، بارقه امیدی پیدا شد و از سوی بانک مرکزی پیشنهادی برای جلوگیری از اتلاف این سرمایه ملی داده شد که تصور می رفت اولین گام برای استفاده درست از این منابع باشد که این ثروت ملی در حساب ویژه ای نگاهداری شود و فقط برای سرمایه گذاری های اساسی استفاده گردد، اما متاسفانه سال های بعد با افزودن تبصره هایی به قانون بودجه این صندوق به حساب ذخیره ارزی تبدیل و بعدا با تبصره های دیگری، موجودی همین حساب ارزی نیز به مصارفی غیر از آنچه بانک مرکزی در نظر داشت، رسید.

یکی از راه هایی که شاید بتوان هر چه زودتر به این مقصود رسید، پیشنهاد ایجاد یک بانک سرمایه گذاری فرادولتی با مقررات روشن و شفاف و با هیات مدیره و هیات امنای ملی خواهد بود تا هر ساله وجوه حاصله از فروش نفت به حساب سرمایه این بانک واریز گردد و این بانک منحصرا در پروژه های کنترل شده و کم خطر، چه خصوصی و چه دولتی تسهیلات مالی را با سودی معقول ارائه دهد؛ تسهیلاتی که در سررسید های خود مجددا به همین بانک بازگردد و عدول از این قاعده کلی به هیچ وجه امکان پذیر نباشد.

منبع:پی سی انلاین




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 3:59 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

حدود صد سال است که پس از تنظیم قرارداد دارسی، حفر چاه ها و استخراج و صدور نفت به خارج از کشور تقریبا به صورت امروزی معمول شده است. همه می دانیم که عقد این قرارداد از همان آغاز و طبق معمول آن زمان با شیوه های استعماری دولت انگلیس همراه بود؛ اما نکته ای که کمتر به آن توجه شده است و در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد آنکه شرکت نفت انگلیس از همان اوان کار و به جای «بهای نفت» عمدا اصطلاح جعلی «درآمد نفت» یا «سود حاصله از فروش نفت» را به کار برده است و این اصطلاح مجعول را ابتدا در سازمان ها و ادارات مرکزی خود در لندن و سپس به روزنامه ها و وسایل ارتباط جمعی خارجی القا کرد و کم کم در رسانه های ایران و کارکنان ایرانی شرکت نفت و نهایتا مسوولان ارشد کشور نیز معمول گشت و عجیب تر آنکه این مفهوم نادرست و ساختگی به نسل های آینده نیز به ارث رسیده است.

امروز با نهایت تاسف نه تنها روزنامه ها و مردم عادی این اصطلاح را به کار می برند، بلکه همه تحلیل گران سیاسی و اجتماعی کشور نیز با آنها هم صدا شده اند و هرگاه سخن از وجوه حاصل از فروش نفت به میان می آید، آن را به عنوان درآمدهای نفتی یاد می کنند و بعضی از اقتصاددانان ارجمند نیز هر چند خود بر این موضوع واقفند، ولی بر حساب عادت گاهی اصطلاح «درآمد نفت» را به کار می برند.

اما خطر به کار بردن چنین اصطلاحی و نامیدن «درآمد نفت» در تراکنشی که اصولا سودی در کار نیست، چنین تصوری را در اذهان مردم ایجاد می کند که به طور مرتب سودی از این راه حاصل می شود و در نتیجه چنین توقعی به وجود می آید که این سود باید بین مردم کشور تقسیم گردد و حتی گاه و بیگاه از سوی بعضی از مسوولان یا حتی بعضی از اقتصاددانان نیز چنین پیشنهادهایی مطرح می گردد که نتیجه آن نویدهایی همانند پرداخت یک رقم ثابت از «درآمد نفت» به همه یا بردن سهم نفت بر سر سفره مردم خواهد بود.

 تردیدی نیست که نه تنها همه اقتصاددانان کشور، بلکه بیشتر افرادی که دستی در فعالیت های اقتصادی دارند می دانند که سرمایه و درآمد دو مقوله جدا از یکدیگرند؛ درآمد را می توان به دلخواه به مصرف رساند؛ ولی سرمایه را باید یا سرمایه گذاری کرد یا برای تقویت بنیه اقتصادی کشور پس انداز نمود و فروش نفت، فروش کالای تولیدی نیست، بلکه فروش سرمایه کشور است و مشمول سودآوری نخواهد بود؛ زیرا ما قسمتی از ثروت مملکت را می فروشیم، آن هم ثروتی که تجدیدناپذیر است، بنابراین وجوهی که از این راه به دست می آید «تبلور سرمایه» است و باید در سرمایه گذاری های زیربنایی کشور یا دادن وام به پروژه های اساسی بخش خصوصی به منظور ایجاد اشتغال و توسعه صنعتی کشور به کار گرفته شود که نه تنها نسل حاضر، بلکه نسل های آینده نیز از آن بهره ور شوند.

چیزی که باید بر سر سفره مردم گذاشته شود، درآمدهای حاصل از این سرمایه گذاری ها است که اگر به درستی استفاده شود سفره همه را رنگین تر خواهد کرد.

 در این نوشتار اصرار بر این است که بدون به کار بردن اصطلاحات ناآشنا و معلق عامی، این اصل اقتصادی به گونه ای بسیار ساده و روشن تشریح شود:

۱) نفت یک ثروت طبیعی است؛ یعنی طبیعت میلیون ها سال پیش این ماده فسیلی را در اعماق بعضی نقاط این کره خاکی به وجود آورده است که تصادفا قسمتی از آن نیز در اعماق کشور ما بوده است. پس در ایجاد آن نه دولت، نه ملت، نه دانشمندان و نه هیچ احدی از آحاد مردم این سرزمین در گذشته و حال سهمی نداشته اند. این یک نعمت خدادادی است و فقط به این کشور تعلق دارد.

 ۲) این ثروت نه به این نسل و نه به نسل آینده، بلکه متعلق به همه ساکنان این کشور در حال و آینده است و نگاهداری از آن چون بار امانتی بر دوش همه ملت ایران تا جاودان قرار گرفته است و این امانت گرانبها را نباید صرف هزینه های روزمره و غیرقابل بازگشت نمود.

 ۳) نفت «ثروت ملی» است و باید توجه داشت که رفتار با ثروت با رفتار با درآمد متفاوت است. درآمد را می توان به مصرف تامین هزینه های روزمره و نظایر آن رساند، ولی ثروت ملی را نباید جز برای سرمایه گذاری های زیربنایی به کار برد و این سرمایه گذاری ها باید به گونه ای باشد که در هیچ زمان از ارزش آن کاسته نشود.

 ۴) حال که روشن شد فروش نفت در حقیقت فروش ثروت کشور است و با فروش محصولات صنعتی و تولیدی متفاوت است، این اصل را نیز باید در خاطر داشت که ثروت ملی و درآمد ملی، دو مفهوم جداگانه است.

 ۵) اکنون که دانستیم از فروش نفت سودی حاصل نمی شود و از وجوه حاصله از نفت نباید برای هزینه های جاری استفاده کرد یا احیانا آن را بین مردم تقسیم نمود، راه حل اقتصادی این خواهد بود که وجوه حاصله از آن را یا باید برای سرمایه گذاری زیربنایی کشور به کار برد یا در حساب جداگانه ای نگهداری نمود تا برای پروژه های بزرگ و ضروری و بدون خطر بخش خصوصی به عنوان وام استفاده کرد، مشروط بر آنکه مجددا و در زمان تعیین شده به همین حساب واریز گردد، معنای این اصل این است که فقط تبدیل ثروت به ثروت مجاز است.

از سوی دیگر، باید این اصل را هم در نظر داشته باشیم که هرگاه ثروت کشور صرف هزینه های مصرفی گردد، در درازای زمان، کشور با فقر فراگیر مواجه خواهد شد. همچنین پرداخت یارانه از محل فروش نفت نیز اقدامی غیراقتصادی است و در پیشگاه تاریخ به هیچ وجه قابل دفاع نخواهد بود.

 ۶) نفت ماده ای است تجدیدناپذیر یعنی هرچه استخراج می کنیم دیگر هرگز باز تولید نمی شود، بنابراین باید از این ماده پربها استفاده های بهینه گردد و به جای سوزاندن به مواد پتروشیمی تبدیل شود تا هم از آن استفاده های بهتری شود و هم ارزش افزوده بیشتری به دست آید. همیشه به یاد داشته باشیم که بدترین کاری که می توان با نفت انجام داد، سوزاندن آن است. به جای نفت ساخت و استفاده از نیروگاه های هسته ای و خورشیدی یا بادی بهترین جایگزین است.

 ۷) بودجه مملکت نباید با برداشت از پول حاصل از فروش نفت تامین شود، بلکه مبنای بودجه برای هزینه های کشور باید درآمدهای مالیاتی و گمرکی و توریستی و نظایر آن باشد. معنای این اصل آن است که کشورهای نفت خیز و از جمله کشور ما برای تنظیم بودجه خود باید همان کاری را انجام دهند که کشورهای بدون نفت انجام می دهند. تنها هزینه استخراج نفت را دولت می تواند از فروش نفت برداشت کند.

 ۸) هر سال باید درصد معینی از فروش نفت برای نوسازی صنایع نفتی و تزریق گاز و بهسازی چاه ها و صنایع وابسته به آن برداشت و هزینه گردد تا از فرسوده شدن چاه ها جلوگیری شود و این صنعت همیشه شاداب و به روز باشد.

 ۹) در استخراج نفت و فروش آن (جز مخازن مشترک با یک کشور دیگر) نباید تعجیل کرد، این ماده گرانبها هر روز کمیاب تر و پربهاتر خواهد شد، هر چند در یکی دو سال، اخیرا بهای آن به میزان قابل توجهی بالا و پایین رفته است، ولی اگر منحنی کلی بهای نفت را در مقاطع طولانی تهیه کنیم همیشه بهای نفت رو به افزایش بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود.

۱۰) این وظیفه ملی همه اقتصاددانان و دست اندرکاران امور اقتصادی کشور است که در همه مجامع رسمی و دانشگاهی مرتبا یادآوری نماید که اصطلاح «سود حاصله از فروش نفت» یک اصطلاح نادرست است و وجوهی که بابت فروش نفت به دست می آید، حداقل بهای این ماده گرانبها است که توسط کمپانی های بزرگ جهانی به زحمت به ما پرداخت می شود و نه سود و بدین ترتیب امیدوار باشیم که به تدریج رسانه های عمومی نیز از به کار بردن این اصطلاح نادرست، پرهیز کنند.

ماحصل مطالب فوق این است که نفت ما سرمایه ملی ما است و هیچ کس در ایجاد آن سهمی نداشته است و امانتی است الهی که به ما اهداء شده است و وظیفه همه ساکنان این سرزمین است که در نگاهداری این ثروت ملی بکوشند و از به هدر دان آن بپرهیزند.

ما نباید فرزندان ناخلفی باشیم که به بهانه اینکه قیمت بین المللی نفت بالا رفته است آن را سود بپنداریم و از آن سهمی برای هزینه های روزمره خود بخواهیم، بلکه باید همیشه در نظر داشته باشیم که این ثروت کشور ما است و باید برای قوام همین کشور و انجام پروژه های زیربنایی به کار بریم که هم خود و هم نسل های آینده از آن بهره مند گردند و مازاد آن نیز در حسابی جداگانه با اساسنامه و قوانین روشن و شفاف، نگهداری شود.

مقررات این صندوق نیز باید به گونه ای باشد که برداشت از آن برای مصارف و هزینه های جاری با تنظیم یک ماده یا تبصره امکان پذیر نباشد. در سال های پایانی دهه شصت برای اولین بار، بارقه امیدی پیدا شد و از سوی بانک مرکزی پیشنهادی برای جلوگیری از اتلاف این سرمایه ملی داده شد که تصور می رفت اولین گام برای استفاده درست از این منابع باشد که این ثروت ملی در حساب ویژه ای نگاهداری شود و فقط برای سرمایه گذاری های اساسی استفاده گردد، اما متاسفانه سال های بعد با افزودن تبصره هایی به قانون بودجه این صندوق به حساب ذخیره ارزی تبدیل و بعدا با تبصره های دیگری، موجودی همین حساب ارزی نیز به مصارفی غیر از آنچه بانک مرکزی در نظر داشت، رسید.

یکی از راه هایی که شاید بتوان هر چه زودتر به این مقصود رسید، پیشنهاد ایجاد یک بانک سرمایه گذاری فرادولتی با مقررات روشن و شفاف و با هیات مدیره و هیات امنای ملی خواهد بود تا هر ساله وجوه حاصله از فروش نفت به حساب سرمایه این بانک واریز گردد و این بانک منحصرا در پروژه های کنترل شده و کم خطر، چه خصوصی و چه دولتی تسهیلات مالی را با سودی معقول ارائه دهد؛ تسهیلاتی که در سررسید های خود مجددا به همین بانک بازگردد و عدول از این قاعده کلی به هیچ وجه امکان پذیر نباشد.

منبع:پی سی انلاین




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 3:59 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::         40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170775 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"