سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان
انقلاب صنعتی
انقلاب صنعتی که باکشف ماشین بخار ، در انگلستان توام است. ( از کشف اولین ماشین بخار درانگلستان آغا زویک صده را از 1750 ــ 1850 م . در برگرقت بنام انقلاب صنعتی مسما است ) این کشف تغیرات اساسی ومهم در ساختمان اقتصادی انگلستان پدید آورد وکشور انگلستان از مرحله ً زراعی وبازرگانی بمرحله صنعتی بمعنی جدید کلمه تکامل یافت . ومسافرتهای دریائی باماشین بخار برای تجارت ،در راه های دور را باکشتی باز کرد در صدهً هفدهم سرمایه داری بوجود آمد . انگلستان با سرعت مرکز تهیه منسوجات جهان گردید وذغال وکوکس در تهیهً آهن بکار رفت ، کارخانه هاوشهرهای بزرگ صنعتی یکی درپی دیگر بوجود آمدند . درصدهً نزدهم راه آهن وکشتیهای بخار وبعدا نیرو برق واستفاده از ماشینهای گازولینی ( بنزینی ) انقلاب صنعتی را وسیعتر ودامنه دارتر ساخت . انقلاب صنعتی از انگلستان به المان (1850) ببعد ، واضلاع متحده در پایان جنگهای امریکا واستقلال امریکا ودرکشور های اروپای غربی در نیمه دوم قرن نوزدهم وجاپان در صدهً بیستم به کشور های صنعتی تبدیل شده اند . انقلاب صنعتی ، کشور های صنعتی را بقدرتهای بزرگ تبدیل وثروتمندساخت . وهم باعث بدبختیهای بزرگ برای قسمتی از بشریت وبخصوص کارگران وکشور های مستعمره نیز گردید . در کشور های که صنعتی شده بودند ، سرمایه در اختیار معدودی سرمایه داران باقی ماند که ازآن بهره مند بودند . ولی اکثریت مردم تحت استثمار شدید وهم چنان کشورهائیکه از انقلاب صنعتی بهره نداشتند اسیراین کشور ها گردیدند . دولتهای مقتدر اروپائی با وسایل وقدرت جدید واستخدام نیروهای وسیع بیکار در سراسر کشورهای قاره های آسیا وافریقا وامریکای جنوبی ووسطی ، به تجاوز پرداختند وقسمت اعظم بشریت را تحت استیلای استعماری خویش در آوردند . به این ترتیب طبقه ای جدید برای انتقال کالاها موانعی راکه بر سرراه طبقه بورژوازی که با شعار آزادی قدرت را تصاحب کرده بود ، پیشه وران واقشار روشنفکروتوده های مردم رابرای تحکیم مواضع اش بخدمت گرفت ودر وجود دولت نیرومند بورژوازی که با بسیج اردوی نیرومند از درون توده های مردم ، به استخدام نیروهای پلیس وامنیت وتنظیم اصول نامه ها ومقررات وقوانین ، که بطور کل با شعارلبرالها وآزادی کامل فرد درمغایرت قرار میگرفت ، مقررات وتمهیدات جدیدی را بر آن افزودند وآنرا با تفکیک قوا ثلاثه ( اجرئیه ، مقننه ، قضائیه ) گذشتاندن انتخابات آزاد هم برای تعین حکومت ها وهم برای پارلمانها وغیره رنگ وجلای جدید دادند . پیشرفت علم وتخنیک دولت بورژوازی را قادر ساخت تا آرزوهای دیرینه بشر به دسترسی به قاره ها وکشور ها وثروتها جامه عمل بپوشاند . استعماروتاراجگری استعماری سفرنامه ها وسفرهای سیاحان به سرزمین های دوردست مثل مارکوپولو وحرص ، آز وتجمل سلاطین وجهانگشایان مثل سکندرودیگران که از سرزمین های جدید شاداب وحاصلخیزوتمدنها ومحصولات وفرآورده های خیره کننده ونفیس یا به اصطلاح قیمت بها وطلاوجواهرات وسنگهای قیمتی قاره های آسیا وافریقا وامریکا خبرمیدادند غرض تصرف ورسیدن به این گنج ها به سفرهای طولانی وپررنج وزحمت در کرهً خاکی دیگر نیاز نداشتند زیراکشتی های بخار وخطوط ریل مسافران این راه ها رااز رنج وعذاب وخطرات راه ها مصئون ساخته بودوهم تسلط برسلاحهای گرم وتباه کن واردوهای مجهزدربرابرروحیه استقلال خواهی وآزادی دوستی وصلحشوری ملل واقوام این سرزمینها دیگرازآن سفرهای طولانی وملال آور، باقبول خطردرراه های خشکه ودریا ها را دیگر نیاز نداشتند . وکالاهای یک منطقه را به منطقه دیگرانتقال دادند ورابطه برقرار نمودند. بقول مورخین وجغرافیه دانان یکی از مشخصات افغانستان دردوره های پیشین تاریخ آن بوده ، که مردمان این سرزمین بابیشترین مدنیت ها وراه های عبورومرورکارونهای تجارتی ولشکرکشی ها از غرب به شرق وازشمال به غرب وجنوب غرب قرار داشته واز آن بطور دوامداروهمیشگی متاثر ومتضررگردیده است . مدنیت های افغانستان خلاف سایر مدنیت ها ،هم با مدنیت های هندوچین داخل دادوستد زیاد بوده و امتزاج ومراوده داشته است . مردم این سرزمین نه تنها با مدنیت های اطراف خویش ، بلکه با مدنیت های یونانی ، سواحل مدیترانه وآسیای مرکزی وهم زندگی بدوی ده هزار سال قبل از تاریخ دراین سرزمین ها موجود بوده و درمدنیت وادی سند در شرق افغانستان مکشوفه های شهرهای هرپه وموهن جودیروگویای آنست که مردم این مدنیت ، روابط با تمدنهای غرب تا بابل داشته اند و" درحدود 2000 سال قبل از میلاد در بابل محلتی ازتاجران هندی موجود بود." ( 10 ) وهم از آثاریکه درحفریات بین النهرین یافته اند واضح میگردد که " مردم وادی سند ارقام اعشاری واوزان وپیمانه ها رامی شناختند ... " ومردمان آن از ارابه ها که باگاویا اسپ کشیده میشد درنقوش حفریات واشیای یافت شده گویا آنست که مردم در انتقالات محصولات از ارابه استفاده می بردند . هم چنان باستانشناسان به این نظراند که مراودات مصریان قدیم نه تنها با یونایان بلکه قلمرو تجارت آن از بدخشان تاهندوستان درغرب افغانستان امتداد داشته است که لاجورد کاریهای در آثار حفریات مصر قدیم از نمونه های تجارت لاجورد بدخشان راگواه است که توسط تجار به این سرزمین راه یافته است. وراه تجارتی ابریشم که بطول هزاران کیلومترتجارت از سرزمین های غربی را به شرق از طریق این راه تامین میکرد وتا دوام امپراتوری خوارزمشاهیان برروی کاروانها باز بود که با هجومهای چنگیزیان درقرن سیزده( 13 ) بسته گردید . به این ترتیب راه های خشکه که به اثر جنگها ولشکرها وسرزمین های متعدد که برسرراه این تجارت قرار داشتند واکثرا ازعهده امنیت راه هاوتجارت برآمده نمی توانستند وراه های تجارت وانتقال محصولات از طریق خشکه رابا دشواری روبروکرده بود . پرتگالیها که وارثین اولین کشتی رانی در ابحار ودریا هابعداز فنیقیها بودند ، قرون متمادی در جستجوی راه های کوتاه بحری و [size=16]دربحرپیمائی سرآمد اروپائیان بودند .پرتگالیها درپایان قرن چاردهم واوایل قرن پانزدهم توانستندباکشتی های بادبان دارازجنوب افریقابطرف شرق به جزایرملوک یا جزایر سلطان که مملواز مساله جات غذائی، بخصوص مرچ سیاه هندی که در اروپابازارخوبی داشت دست یافتند . به این ترتیب به تعقیب پرتگالیان ، هسپانویها وفرانسویها وانگلیسها درجستجوی ثروتهای بی پایان به قارهً آسیا درشرق به هجوم پرداختند و اروپائی ها با وحشیگری داخل این قاره شدندوتمام ارزشهای مادی سرراه شان بشمول اهالی بومی، زنان واطفال این قاره ها را بحیث برده ببازار های اروپائی مانند سایر محصولات وکالاها به معرض فروش وخرید گذاشتند . این تنها قاره آسیا نبود که موردغارت وچپاول قرار میگرفت ،بلکه افریقا ، آسترلیا ، امریکا که بخصوص اکثرااهالی بومی این قاره ها ، فاقد دولتهای مستقل ووضع دفاعی بودند ، با غارتگری بیشتر ووحشیانه تربدوران رسیدگان متمدن روبروشدند ، که حتی نمونه های ازاهالی بومی این قاره ها ( در امریکا ، افریقا ، آسترلیا ) را تا امروز نیز میتوان از طریق تیلویزیون وفلم های ویدوئی بحیث عجایب دنیا به تماشا نشست . این آقایان متمدن یا مهمانان ناخوانده ومهاجمان ، با داخل شدن بسرزمین های بیگانه به چپاول وغارت وکشتار های بی رحمانه پرداختند واطفال وزنان جوان را به بردگی گرفتند . دولت استعماری انگلیس که با تاسیس کمپنی تجارتی شرق الهند درسال 1700 کمپنی انگلیسی " شرکت متحده هند شرقی " وحق انحصار تجارتی با هندرا تحصیل کرد وبا استفاده از هر بهانه ئی طی 213 سال که طی آن فرمول " نفاق انداز وحکومت کن " را که در انگلستان بمیان آمد ومورد استفاده قرار داد ، سیاست استعماری بر مبنای" ایجاد اغتشاش وخانه جنگی در کشور های دیگر " با مصرف کمتر از زور وجنگ وهم وسیله غیر مرئی بود که توانستند چند ارباب ولارد ونخبه گان انگلیس را آقای نه تنها چارصد ملیون اتباع هند ، بلکه قسمت از جهان رامطیع حاکمیت آنان ساخت . آقای " پالمرستون " که قبلا در مورد سیاستهای تفرقه انداز وحکومت کن وی تذکر بعمل آمد ، یکی ازتشدید کنندگان این سیاست حزن انگیز در مشرق زمین بود . که تا هنوز از زخمهای آن ، این کشور ها التیام نیافته اند . کمپنی جائی با حیله وتزویر جائی بازور وشمشیراردوی انگلیس ، بنگال ، اوده ، میسور ، قوم مرته را در هند غربی ، بنارس ، دکن ، کرناتک ، نیپال ، سند ، پنجاب ، وغیره را یکی در پی دیگر با نفاق وتطمیع وتسخیر وسرکوب در کنترول خویش قراردادند . مارکی ولسلی گورنر جنرال هند از سال ( 1798 ــ 1805 ) سیستمی غرض تسخیر کامل هندوستان وحفاظت دایمی آن مورد اجرا قرارداد . طی این سیستم تا جای ممکن مناطق عمده از نظر اقتصادی وسوق الجیشی را بطریقی تصرف میکرد ، یا بیکی از زمامدار دیگر میداد ، پادشاه را غرض بر اندازی از تخت ، یاقسمتی از سرزمین وی را بیکی از رقبایش یایکی از پست ترین اشخاص خائن محلی میداد . بعدا این شخص را تحت فشارسیاسی ومالی ونظامی قرار داده ، به ظلم وستمگری علیه مردم ، رهنمونی میکرد ، تا مردم به خون وی تشنه گردند وهم گاه گاهی مردم را برضد اوتحریک به قیام وشورش می کردند . پس زمامدار منفور ومخوف برای حفظ خود از انتقام ملت ،اطاعت بی حد وحصر از دولت انگلیس وعمال آن را ضامن بقای خود شمرده واز هرغلام افسانوی بیشتر فرمانبردار تر میگردید . مردم ستمدیده نیز آنقدر به ستوه می آمدکه دست بدامن دشمن خارجی می بردند . وضمنا قشون های انگلیس در سرزمین این کشور وبمصرف وحمایت این دولت ها مقیم می شدند وتحت نام حمایت از تعرض داخلی وخارجی اداره حکومت را مستقیما بدست میگرفتند . باراین مصارف آنقدر کمرشکن بود که کمرمردم زیربار آن راست نمی شد . فشار بر رعیت غرض حصول مصارف هنگفت درباروحکام محلی وقشونهای داخلی ومصارف هنگفت قشون های استعماری هرچه شدید تروارد میگردید . بدین ترتیب دولت ازاشاعه ترقی اجتماعی وارتباط با جهان خارج یا تشکیل وتکمیل وتجهیزاردوی ملی وآنهم بدون افسران انگلیسی قادر نمیگردید . به این ترتیب زمامداران در زنجیر دوستی انگلیس می رقصیدند . برای اولین بارسیستم «ولسلی » در" ایالت دکن " بپرداخت مصارف سنگین اردوی انگلیسی مجبور گردید و قسمتی از اراضی عمده خودرادرعوض مصارف سپاه امدادی حکومت دوست انگلیسی به آنها تحویل داد . افسران انگلیس دوازده هزار از عساکر دکن را تحت فرمان خود داشتند ایالت دکن که پائیتختش " حیدرآباد " ومساحت برابر به خاک انگلستان را با ده هزار عسکر انگلیسی اداره می نمودند . آن ایالات وبخش هائیکه سیستم ولسلی را نپذیرفته بودند به اثر دسایس انگلیسی دچار نفاق وخانه جنگی شده ، زمامداران و مردمش به سرنوشت مصیبت باری دچارمیگردیدند . حکمداران گجرات ، سند، آگره ،دهلی ، پونه ، ناگپور ، شمال جمنا ولایت برار ، دکن ، پنجاب یکی درپی دیگری به این سیستم تن در دادند ..

http://pendar.forums1.netمنبع:

 




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:33 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
سرمایه تجاری وسرمایه صنعتی

انگلس به تفصیل به نقش مبادله در بوجود آمدن کالا می نویسد ؛ که محصولات از طریق مبادله به کالا تبدیل میگردد" بنابراین « قانون ارزش مارکس » برای دوره مشخصی که در آن محصولات از طریق مبادله به کالا تبدیل میگردند ، دارای اعتبار عمومی اقتصادی است ؛ این دوران از بدو پیدایش مبادله تا قرن پانزدهم دوره معاصر ادامه می یابد " ( ص 138 ). بهمین ترتیب گسترش ناگهانی عرصه بازار وانقلاب دروسایل ارتباطی وکشف قاره ها که توسط دولتهای تجاری انجام گردیده بود ابتدا تجارت را تسریع نکرد بقول انگلس که آنگاه که سرمایه تجاری در دست سودا گران منفرد متمرکزگردید ، آنان از طریق تاسیس شرکتها وموسسات تجاری سودا گری را توسعه دادند ودولتهای مسلح وزور مند سوداگری را درتحت سلطه خویش در آوردند وسرزمین های کشف شده را توسط این اردو ها که تحت نظارت کمپنی های شرکا عمل میکردند تحت استثمار ، اشغال وتاراج قرار دادند . این شرکت ها به معاملات بزرگ تجاری در حمایت اردوها واشغال قاره ها برآمدند وسرمایه های بزرگ تجاری رااز ثروتهای این کشور ها تصاحب نمودند . سود سرمایه تجاری ازغارت گری کشور های مستعمره وثروتهای آن بوجود آمد . شکل بندی « سرمایه صنعتی » زمانی شکل می گیرد که : کشتی رانی بیک سیستم انتقالاتی عمده کالا ها وکار مزدوری کارگران اجیرتبدیل میگردد وهم استخراج معادن با کار مزدوری ، وهم سرمایه تجاری ، صنعت کاران نساجی را درزیر سقف واحد به کار مزدوری استخدام می نماید وسرمایه بیشتر تجاری بجای تامین سود اضافی ، به بقول ک .مارکس به تولید " ارزش اضافی " پرداخت . کارگران مزدوررا باحداقل مزد وساعت طولانی کاربه استثمار وا میدارد ، آغازخرید نیروی کار با سرمایه تجاری است ، که قبل از آن سرمایه تجاری تنها مواد خام را فراهم میساخت ، ابزار کار مربوط به صنعت گربود . با انقلاب صنعتی ( 9 ) سرمایه تجاری با دایر کردن فابریکات ، ابزار ساده کار را از دست صنعت کاران بیرون کرد ونیروی کار وی را خریداری نمود . وبتولید ارزش اضافی علاوه برسود تجاری پرداخت . تمرکز سرمایه از سرمایه تجاری وسود تجاری به تولید صنعتی وتولید " ارزش اضافی " در پهلوی سود تجاری ارتقا نمود . با تولید ارزش اضافی سرمایه صنعتی یک بخشی کوچک این ارزش را به سود سرمایه تجاری تقلیل میدهد وسرعت دوران تجارت را تسریع وسرمایه تجاری را بطرف خود می کشاند . تولید سرمایه داری که علاوه بر سود تجاری از ارزش اضافی نیز بهره می برد ودررقابت توانائی رقابت با سرمایه تجاری وسود تجاری را دارا بوده و می تواند کالائی راکه به تولید سرمایه داری تولید گردیده ، پائین تربفروش برساند . نباید ناگفته گذاشت که ؛ هزاران سال قبل از تولدشیوه تولید سرمایه داری در سده های پانزدهم وشانزدهم در اروپای غربی ، سرمایه وجودداشت ودر گردش بود ودر خارج از حیطه تولیدی فعالیت میکرد ( در مناسبات برده داری وفئودالی سرمایه ) اکثرا این سرمایه بطور غیرمنقول واز نظر سیاسی دربرابراخاذی، چپاول ومصادره حمایت نمی شود وزمانی که تعادل سیاسی نیروها بدرجهً تغیر یافت که مصادره سرمایه هرچه دشوارتر شد وانباشت رشد ـ سرمایه با تداوم بیشتر میسر شد ونفوذ سرمایه در قلمرو تو لید ونیز تولد شیوه تولید سرمایه داری وظهور سرمایه داری نوین امکان یافت . دیگر صاحب سرمایه تنها بطور ساده یک رباخوار ، تاجریا یک بانکدارنبوده ، بلکه او مالک وسایل تولید است . کارگر را استخدام میکند وتولید کارخانه ئی وصنعتی را سازماندهی می نماید . دیگر ارزش اضافی تنها ازعرصهً توزیع بدست نمی آید ، بلکه ارزش اضافی بطور کلی ازاستثمار کارگردر روند تولید حاصل میگردد. جامعه سرمایه داری ، پس از نفوس درچارچوب مقاوم جامعه ملوک الطوایفی به تدریج در بافت حیات اقتصادی اروپای غربی سرایت کرد ، وبه شکل «کلاسیک »خود در سدهً نزدهم دست یافت . امادگی سرمایه داری صنعتی دربطن سرمایه داری تجاری که تسلط تجارت وسود تجاری بر سرمایه داری حاکم ومسلط بود ودر درون این نظام تجاری اختراع ماکوی پرنده = ترن ، ماشین نخ ریسی وماشین بخارآغاز شده بود . در کشتیرانی وصنعت نساجی ومعادن ،کارمزدوری کارگران معادن ، صنعتگران منفرد نساجی وکارگران کشتی رانی بطورجمعی بکارمزدوری گماشته شده بودند . احتیاج به حمل مواد معدنی وجا بجا کردن مال التجاره وموادخام از داخل به خارج وبالعکس ، نیازمند به سلسله راه های آمادهً کم زحمت ووسایط نقلیه ً سریع وکم خرج بود . این رشته نیازمندیها طبعا انگیزهً مهمی برای اختراع وایجاد امورتازه یی شد که آنها نیزدرعالم خود به شکل خاص موجب انقلاب مادی زندگانی گردید . ظهور انقلاب صنعتی در انگلستان اضافه از صد سال را در بر گرفت وبتدریج به سایر کشور های اروپا وامریکادر زندگی مردم وهم اوضاع اقتصادی سابق وهم اوضاع اجتماعی را ، بکلی دگرگون کرد که باعث : ــ پیشرفت فوق العاده صنعت به تدریج زارعین را به عنوان کارگر به کارخانه ها دربرابر مزد بکارمزدوری کشاند وزراعت ورشکست شد . ــ ایجاد کارخانه های عظیم با محرکهای بخار وماشینهای سریع العمل دکانها وکار خانه های کوچک دستی را از هستی ساقط ساخت وصنعت گران ومالکان کوچک در کارخانه های بزرگ بکار مزدوری در آمدند . ــ شهر های جدید دراطراف معادن وکارخانه های بزرگ بوجود آمد که باعت مهاجرت های شدیداز دهات به شهر گردیدوباعث ورشکستی بیشتر زراعت ومحله های فقیر نشین وایجاد اردوی بیکاران گردید . ــ تحول عظیم در صنعت باعث ترقی وسایط حمل ونقل وتوسعه تجارت گردید وبنوبه خود سهولت های صدورامتعه ووارد ساختن مواد خام را فراهم ساخت . وثروت سرمایه هرچه بیشتر غرض صادرات وواردات بکار گرفته شد ، به اثرمحدودیت منابع خام ومعدنی بخصوص درانگستان جستجو برای کشف قاره های جدید ، معادن ومحصولات زراعتی وبازار های فروش امتعه واستخدام کار مجانی وارزان ، سرمایه داران وشرکت ها وکمپنیهای تجارتی بخوبی توانستند با تشکل اردوهای سرکوب گرومسلح باسلاحهای جدید ، به قاره های آسیا وافریقا وامریکا هجوم بردند وسرمایه داران نوخاسته که ثروت عظیم وصنعت بزرگ را در تصاحب خود در آورده بود ، به آسانی توانستند در رقابت با سرمایه داری تجاری غلبه حاصل نماید وتمام اهرم های قدرت را به تصرف خود بکشند . ــ سرمایه داری صنعتی که غرض دایر کردن صنایع وموسسات عظیم وتشکل اردوها وموسسات مالی ، سیاسی ونظامی سرمایه های عظیم را بکار انداخته بود ندغرض دوباره برگشتاندن این سرمایه هابا سود بیشتر، هرچه بیشتر بکار شاقه شباروزی کارگران وبکاراندازی شباروزی وفعال نگهداشتن ماشین ها وکارخانه جات وبرچور وچپاول وتاراجگری مستعمرات استوار ساخته شده بود . ــ هجوم زارعین وخانواده های شان به شهر ها به امید معاش وزندگی بهتروبکار اندازی ماشین آلات جدید وایجاداردوگاه های کارگران بیکاروکار اطفال وزنان با مزد کمتروضع ناهنجار فابریکات ومعادن وموسسات تولیدی ،به این ترتیب انقلاب صنعتی وسرمایه داری صنعتی طبقهً را بوجود آورد که بقول « کارل مارکس » از لحاظ کاراجتماعی مزدوری وتولید ارزش اضافی که به سرمایه دار تعلق میگیرد ونداشتن سهمی دروسایل تولید ، فقیر ترین طبقه که باکار مزدوری حداقل تا بتواند نیروی کار خودرا تجدید نمایدوبجز فروش نیروی کارچیزی دیگری در اختیار ندارد ، سرمایه داری گور کن خودرا می آفریند . ــ وضع ناگوار کارگران باعث شورش ها وقیامهای برای خراب کردن ماشینها واعتصاباتی برای طلب وضع بهترتقلیل ساعات کار وازدیاد مزد ها که مهمترین این شورشها شورشهای کارگری (1811ــ 1812 ) بود که به نتیجه نرسید ، امابعدا در سالهای( 1818 ــ 1833 ) پارلمان انگلیس ناگزیر گردید « قانون کار اطفال » و« قانون کار عامه » را که در آن شرایط قانونی استخدام واندازه مزدوترتیب استخدام اطفال ومقدار ساعات کاراطفال وهم «دولت » مکلف گردید تا کنترول بر کارخانجات وتعدی وتجاوزاربابان صنایع را برکار گران کنترول نمایند . ــ طوریکه در گذشته گفته آمد با ظهور سرمایه داری صنعتی از سرمایه داری تجاری ، سرمایه داری نوظهورصنعتی علاوه بر تصرف سود سرمایه تجاری به تولید ارزش اضافی توسط طبقه کارگروتصرف بازار ها ومواد خام واستخدام نیروی کار ارزان نه تنها در قلمروهای ملی ، بلکه قلمروجهانی را به تصرف در آورد . گسترش پر شتاب سرمایه داری صنعتی به مالی وبانکی وپیدایش گرایشهای انحصاری ومتمرکزگرائی وخصوصی سازی که در واقع ، چیزی جزء انتقال دارائیهای عامه به بخش خصوصی سرمایه داری نیست هرچه بیشتردر جمله وظایف دولت سرمایه داری داخل شد ودولت ونظام دولتی سیاست واردوهای مجهزقوانین وپارلمانها ودستگاه های اداری محاکماتی وقضائی بترتیبی در اختیار دولت بوروازی واز آنطریق دولت بحیث ابزار سرمایه داری در آمد. به این ترتیب سرمایه داری پس از نفوذدر چارچوب مقاوم ملوک الطوائفی به تدریج در بافت اقتصادی در اروپا سرایت کرد ، وبه شکل "کلاسیک " خوددر سده ً نوزدهم دست یافت . سرمایه داری با تقویت نیروهای داخلی وخارجی در سدهً بیستم تا حدودی زیادی از تصمیمات اقتصادی را از بخش خصوصی ( سرمایه داری ) به بخش عمومی ( دولت ) تغیر شکل داد ، ونظام اقتصادیحاصل کاملا از سرمایه داری ، خواه در شکل نخستین آن وخواه در شکل " کلاسیک " آن ،اختلاف یافت . امروز سرمایه داری با مکانیزم مبادلات تجاری مبادلات مالی وآزادی گردش پول یعنی بخش تسلط مالی بر اقتصاد جهانی را می سازد ، که توسط دولتها واهرم ساختارمحکم نظام که متکی بر قوانین وتفکیک قوا است ، ازتسلط بر منابع وبازار های جهان فراتر رفته ، به سلطه گرائی یک دولت جهانی وایدیالوژی مقدس درفورم نئولبرالیزم رابرجهان تحمیل نموده است . سرمایه داری غرض گردش سریع سود مالی ببازار بورس متوسل شده وسرعت تمرکز وانباشت سرمایه وتسلط آنرا برجهان تامین نموده است . بازار های مالی وبانک های بزرگ به تحمیل قوانین خودوعملکرد های خویش بردولت ها بخصوص کشورهای در حال رشد وعقب مانده از طریق سیاست های نو استعماری ، استعماری وامپریالیستی با پوشش نئو لبرایزم جلو دخالت های دولتهای جهان سوم رابر تولید وتوزیع میگیرندوبا جهانی شدن وصدور سرمایه غرض تسخیرمنابع مواد ، انرژی ، تسلط بربازار های فروش کالا های صنعتی وکارارزان وتبدیل کشورهای قاره های آسیا ، افریقا وامریکای وسطی وجنوبی را بتولید مواد خام وتک محصولی ومصرفی تبدیل نموده اند . کانون بسط سرمایه داری از تجارت به صنعت با آغاز سدهً هفدهم ( 1715 ــ 1914 ) . در انگلستان تغیر جهت یافت وسرانجام به تمرکز سرمایه های بزرگ ، طرد ونابودی واحدهای کوچک صنعتی وتمرکز تولید بواحد های بزرگ وقوی می انجامد تا آنجا که فقط تعدادی " تراست " و" بانک " حیات اقتصادی را زیر سلطه دارند، سرمایه داری رقابتی جای خودرا به انحصار وتمرکز میدهد ودولت به ابزارسرمایه مالی والیگارشی سرمایه مالی که درتحت نظارت بانکها متمرکز گردیده در می آید . سرمایه داری کلاسیک با جنگ اول جهانی به اقتصاد سرمایه داری انحصاری ومالی ارتقا نمود . این مرحله سرمایه داری که وجه مشخصه آن بحران نظام جهانی سرمایه داری که با ظهورانقلابها وجنگهای خانمانسوزآغاز گردیده بود، با انقلاب های روسیه ، چین ... وآغازوجنبش های کارگری وقیام های توده ای وجنبش های رهائی بخش کشورهای نوبه استقلال رسیده بحران تحکیم یافت. در پایان جنگ بین المللی دوم کشورهای سرمایه داری خودرا دربرابرعده ای از کشورهای سوسیالیستی در راس اتحادشوروی که اقتصاد جدید واتخاذ روشهای پلانگذاری شده مرکزی اقتصاد بحیث سرمشق وپشتیبان کشور های نوبه استقلال رسیده وتوسعه نیافته قرار گرفت . کشور های سرمایه داری نیزدرزیر این فشار، تن به رفرمها وخواستهای توده های عظیم داد وباعث تاسیس جامعه رفاه دریک سلسله کشور های اروپای غربی وایالات متحده گردید . پس از سقوط اتحادشوروی وکشورهای سوسیالیستی اروپای شرقی ، امپریالیزم مواضع ازدست رفته را دوباره به تصرف در آورد . زمینه های تمرکزبرمحورتولید کالاهای مصرفی به بازار را تشدید کرد ، سرمایه دیگر ازشکل صادراتی آن خارج ساخته شد وبصورت وامهای دراز مدت ویا کمک های بلاعوض به کشورهای وابسته رابا ازادسازی بازار، قطع دست دولت در امور اقتصادی ، واگذاری همه دارائیهای مالکیت عامه به دست خصوصی و تقویت نقش سازمانهای جانبی در روند آزاد سازی وخصوصی سازی مثل بانک جهانی وصندوق بین المللی پول ونهاد های مشابه که ابزارهای سیاست های امپریالیستی اند . امپریالیزم معاصردربهترین وجه آن ، کمک هارا به دولت های وابسته وهیئت های اداری ونظامی فاسد ووابسته بخود ادامه میدهد ، ودربهترین صورت مساعد ، امپریالیزم در کشور های وابسته به زیر بنای اقتصادی راه ها ، ترانسپورت ورونق بازار، سیستم های بانکی وبورس را برای کالا های کشور های متروپل بنیاد می نهند . جبهه واحدی از وابسته گان محافل مالی امپریالیستی را در برابرتمام زحمتکشان وتوده های ملیونی با ذرایع تبلیغاتی توجییه میدارند .

http://pendar.forums1.netمنبع:

 




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:32 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
تراکم سرمایه وپیدایش صنعت بورژوازی ـ دولت استعماری

تراکم سرمایه

تراکم سرمایه که به اثرازیاد محصولات وتبادله آن بین انسانها واقوام وجوامع متفاوت ومحصولات گوناگون میسرگردید ، تبادله ازمحصولات دامپروری وزراعتی تا صنعتی وغیره را دربر میگیرد . ناگفته پیدا است که در عقب هر محصول وکالا در تبادله نه تنها محصولات وکالاها در برابر هم قرار میگیرند ، بلکه انسانها که مالک محصول وکالاها اند عملیه تبادله را جاری می سازند . تبادله یک محصول به محصول دیگریا چندین محصول دربرابر یک محصول وبالاخره دربرابر پول . ( پول واحد ارزشی مشابه برای همه کالا ها ) پیدایش پول فزیکی نه تنها امرتبادله کالا ها را سهل ساخت ، بلکه مکان واحدی ( بازار ) را بوجود آورد تا صاحبان کالاهای مختلف دراین مکان باهم غرض تبادله متلاقی می گردند وکالاهای خودرا بطور آزاد ( البته کلمه آزاد نسبی است ، زیرا هیچگاه خریدار وفروشنده درهیچ بازاری آزاد نیستند ) به تقاضا کننده گان یا داواطلبان ، کالاها را عرضه میدارند ، مقداری از اشیای تولید شده در برابر مقداری از واحد پول مروج هرجامعه یا محصول وکالای دیگری تبادله میگردد . بازار روستائی را درنظربگیرید که زارع محلی کچالو وپیاز خودرا در برابر محصولی معینی تبادله می نماید وبا آن احتیاج خود وخانواده خودرا از محصولات ازنوع دیگر مثل شکر ، چای وکفش وغیره رفع می نماید . در یک بازار روستائی که مولدین خود مستقیما داخل تبادله میگردند ، تبادله بیشتر مستقیم است اما زمانیکه پول یعنی وسیله جدید تبادله بمیان می آید تا تبادله را سهل سازد دیگر نیاز نیست تا دارنده محصول در پی جستجوی کالا ی مورد نیازش وتعین ارزشی ومقداری تبادله اش با صاحبان محصولات دیگر چانه زنی نماید . موجودیت پول وبازاراین مشکل را حل می سازد ، تولید کننده کالا، کالارا با مقداری معینی ازپول تبادله وبا همین پول از نوع دیگری کالا در مثال بالا ، شکر وچای تهیه می نماید ، به این ترتیب بازار وپول تبادله را سرعت می بخشد . کالاها بمصرف می رسند وازبین می روند وزایل می شوند اما پول در روند تبادله ازبین نمی رود ، از خریدار به فروشنده وبهمین ترتیب از فروشنده اولی به خریدار دومی وفروشنده سومی الی اخیر در تحول است ودرهر بارکالای را با آن می توان خرید ، که فرمول سادهء آن کالا ـ پول ـ کالا است ، پول درتبادله محصولات متفاوت رول میانجی را بازی وتبادله را سهل ساخت ، زیرا کالاهای متفاوت ارزش تبادلوی خودرا به واحد پولی معینی مساوی ساختند . اینجا دیگر صاحبان محصول مجبور نیستند محصول خودرا دربرابر محصولی دیگری ارزش بندی وتبادله نمایند ،بلکه آنرا با پول تبادله نموده وپول ارزش تبادله کالا را درخود حمل میکند ومیتواند بطور ساده ذخیره ونگهداری گردد . به این ترتیب وظیفه پول علاوه به معیار یا مقیاس تبادله ، وسیله ذخیره نیزمی باشد . تبادله که باعث پیدایش افرادی جدیدی بنام تاجر ( سودا گر) وربا خوارگردید که بطور ابتدائی این افراد محصولات راغرض بدست آوردن سود با قبول خطروریسک ازراه ها ی پر خطر، بجاهای دور دست انتقال داده بفر وش می رساندند، که بتدریج باعث تراکم ثروت از طریق سود ، بشکل زمین ، تعمیر،معادن وجواهرات ـ زیورات وپول می شود، که معادله آن : پول ـ کالا ـ پول است که در هر برگشت خود مقداری از پول بیشتر را به سوداگر یا تاجر ببار می آورد که باعث تراکم ثروت ودر نتیجه باعث تراکم سرمایه بدست طبقهء معینی که آنرا سرمایه دار گویند میگردد . اینجا صاحبان پول ( ربا خواران وتاجران) فعالیتی کاملا متفاوت با فعالیت دهقان کوچک یا صنعتگر دارد ، وی با مقداری کالائی ببازار می آید ، دیگر تنها برای خرید نمی فروشد ، بلکه برای فروش می خرد . برعکس صنعتگر یا روستائی (در مثال اولی ) می فروشد تا کالاهائی متفاوت با آنچه خود تولید کرده بودخریداری کند ( کالا ـ پول ـ کالا )، اینجا هدف بر آوردن نیاز ها است از محصولات متفاوت دیگر . در صورتیکه صاحبان پول عمل «خرید برای فروش» را صرف غرض رفع نیاز های خویش انجام نمی دهد ، بلکه برای تاجر صاحب پول ( بانکدار ) «خرید برای فروش » تنها زمانی مفهوم پیدا میکند که فروش کالای خریده شده هنگام ورود ببازارمبلغی بیشتر ببار بیآورد . هدف ربا خوار وتاجربرای افزایش ارزش پول ، توسط «ارزش افزوده شده » وتحصیل ثروت بحیث هدف قرار دارد . انگلس درضمیمه ای برسرمایه جلد سوم به تفصیل به پیدایش سرمایه وسرمایه داری وتصرف ارزش اضافی می پردازد ومی نویسد : " همین جریان مبادله میان محصولات دهقان واجناس صنعتگران شهری هم بخوبی صدق میکند . در ابتدا این معامله پایاپای مستقیما صورت میگیرد ، یعنی بدون وساطت تاجر ودر روزهای بازار شهر ، موقعی که دهقان می فروشد ودر همان حال خرید میکند . در اینجا هم ، همچنین ، نه تنها دهقان شرایط کار صنعتگر را می داند ، بلکه این هم با شرایط کار دهقان به همان خوبی آشنا است . زیرا صنعتگر خود هنوز یک نیمه دهقان است ؛ اونه تنها یک باغچه سبزی ومیوه دارد ، بلکه خیلی از اوقات صاحب یک تکه کوچک زمین ، یادو گاو ، خوک ، مرغ وخروس هم هست . بنابراین ، مردم در قرون وسطی می توانستند با دقت قابل ملاحظه ای بر هزینه های تولیدی یکدیگر برای مواد خام ، مواد کمکی ، وزمان کارـ حد اقل در حدوداجناس مورد مصرف روزانه عموم ، نظارت نمایند . " ( 6 ) وهم چنان می افزاید : " مهمترین وقطعی ترین پیشرفت دراین زمینه ، تبدیل کالای پول به پول فلزی بود ، که درهرصورت نتیجه آن عبارت ازاین بود که تعین ارزش به وسیله زمان کار دیگر بهیچوجه در سطح مبادله کالا قابل مشاهده نبود . از نقطه نظر عملی ، پول معیاربی چون وچرای ارزش شد ، هر چقدر گوناگونی کالاهای که به عرصه تجارت قدم می نهادبیشتر گشت ، هر چقدراین کالاها از کشور های دوردست ترمی آمد. زمان کار لازم برای تولید آنهاکمتر می توانست کنترول گردد . " ( همانجا ص.137 . ) بقول انگلس در جامعه ساکن بود، دهقان بحیث مالک آزاد وصنعت گر شهری ، مشتریان ، بازار، مهارت فنی بصورت میراثی ادامه می یافت . در چنین جامعه ای ؛ " سپس تاجر به این دنیا وارد شد که می بایستی با او انقلاب آن اغاز گردد. اما نه به عنوان یک انقلابی با وجدان ، بلکه برعکس، بامایه گذاشتن از گوشت واستخوان همین مردم . تاجر قرون اوسطی به هیچوجه یک فردگرا نبود ؛ او در اصل عضوی از جامعه ومانند تمام هم عصران خود بود " . ( همانجا ص . 138 ) . تبادله که باعث پیدایش پول گردید ، مبادله هرچه سریعتربه نقاط دوردست تروپر خطرتروبا قبول ریسک توسعه یافت وافرادی جدیدی به قول «انگلس » به این دنیا وارد شدند که تجار یا ( سودا گر) بودند . این سوداگران توانستند مبادله را از مرزهای یک جامعه بسته وتک محصولی بیک جامعه باز، دارای بازار که در آن پول وسیله تعین ارزش ومبادله کالاها است ارتقا دهند . ( جامعه بسته مثل خانواده ، قوم وعشیره وغیره را شامل میگردد که تبادله در آن جنس در برابر جنس ، که ارزش زمان کارهمدیگر را مبادله کنندگان این نوع جامعه بخوبی میدانند درجامعه امروزی این نوع تبادله هنوز هم اکثرا رواج داشته وتبادله بطورمستقیم و جنس در برابر جنس مبادله میگردد . رواج روز های بازار هفته که دهقانان محصولات خودرا به مشتریان عرضه میدارند در اکثر کشور ها هنوز هم نشانه تبادله قرون اوسطی است ، زیرا دهقان مستقیما محصول خودرا با قیمت پولی مناسب که به اثر چانه زنی به ارزش محصول مبادله می کند . ( ارزش کارمتوسط ) ). به این ترتیب با پیدایش پول ، تمرکز ثروت وذخیره وانتقال آن سهولت بیشتر یافت وتبادله را غرض سود آوری بیشتر بیشتر بکار گرفتند.

http://pendar.forums1.netمنبع:

 




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:32 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
در حالی که لیبرالیسم تنها بتدریج دموکراسی را به عنوان یک ارزش پذیرفت، سوسیالیسم از همان آغاز مفهوم کلاسیک آن، حکومت طبقات فرو دست را در بر گرفت. مارکس در مانیفست کمونیست در1848 گفت: «نخستین گام در انقلاب طبقه کارگر، فرارویی پرولتاریا به جایگاه طبقه حاکم ، به منظور پیروزی در پیکار برای دموکراسی است.» در حالی که لیبرال دموکراسی گزینش ( انتخاب ) را تحسین می کرد، دموکراسی سوسیالیستی برابری ، به مفهوم لغو ارجحیت، تسلط، و استثمار طبقه سرمایه دار را ارزش می نهاد، درست همان گونه که لیبرالیسم اشکال دموکراسی را تجربه می کرد ، سوسیالیسم مکانیسم های دموکراتیک را متحول می ساخت . « لنین» استدلال می کرد که کارگران به طور خلق الساعه و خود به خود اندیشه سوسیالیستی و سازمان های انقلابی را به وجود نمی آورند، در نتیجه حزب پیشاهنگ می باید انقلاب سوسیالیستی را رهبری کند. اما، حکومت حزب پیشاهنگ همان حکومت به وسیله کارگران و دهقانان نیست . درگذر زمان، سوسیالیسم ناچار بود راه های افزایش مشارکت و کنترل به وسیله کارگران و دهقانان، از جمله گسترش عضویت در حزب کمونیست و توسعه شوراها، اتحادیه ها و دیگر سازمان های توده ای را متحول سازد.


آنانیکه نظریه بوجود آمدن دولت رابه اثر قراردادی اجتماعی بین افراد جامعه ونخبه گان ارج قایل اند . معتقداند ؛ " درچنین وضعیتی بین قدرت طلبان وانسان کوشا توافقی صورت پذیرفت مبنی براین که درمقابل سهمی از محصول ،قدرت طلبان از جان ومال انسان تولید کننده حفاظت نمایند . بدین ترتیب اولین دولتهای جهان متولد شدند وتمدن بشر آغاز گردید . " ( 5 ). زمین نیزبوسیله ای تبدیل شده بودکه به ازیاد این فرآورده ها کمک می کرد . با ازدیاد اینهمه محصولات انسانها بخوبی میدانستندکه بهترین راه تامین نیازهای بیشتر شان یکی هم دادوستدتوام با رضایت متقابل است . جامعه همخون وبسته ابتدائی وابسته بیک مادر( مادرسالار) که در داخل خودبه تقسیم کاروتبادله نیازنداشت به تدریج به اثر آمیزش باسایر خانواده ها ( خانواده نه بمفهوم امروزی ) واستفاده از زمین مسکن گزین گردید ومنطقه ای یا چراگاه وآبی رااز خود دانسته ، باعث ظهور مالکیت جمعی ومشترک میگردد ، که ظهور مالکیت جمعی وجابجائی وزراعت ، چشم طماع ومتجاوزین وحسودانی را تحریک مینمود که براثرکوچها وجابجا شدنهای اجباری گذر شان به این جمعیت های متوطن شده می افتاد وحالت این نو واردین ( بطورفردی یا جمعی ) ازدوحالت خالی نبوده. حالت اول اینکه بطوررضایت وتوافق نو واردین را درپهلوی یا بین خود جا میدادند وتعاون وسیعتربوجود می آوردند . در صورت دومی بتصادم وزور وغلبه یکی بردیگری انجام میشد که مقهور ومغلوب بطور حتمی به نیستی میرفت . بدین ترتیب غالبین برای غارتگری خود ومغلوبین برای دفاع خود نیاز به سازماندهی ونظم داشتند ، ابتدا ی این نظم بطور طبیعی در وجود خانواده از مادربه ریش سفید وکلان خانواده وهم رئیس بالاخره در وجود نظم بالاتراز رئیس قبیله در مفاهیم دولت های ابتدائی وساده خودرا متمرکز ساختند وتوجیهی برای هجوم وتصرف وهم دفاع می تراشیدند . تقسیم کارواستفاده ازآتش ، آهن وساکن شدن واستفاده از زمین که باعث ازیاد محصولات وزمینه های ایجاد مبادله فرآورده ها را بین انسانهای اولیه پی ریزی کرد وتملک جمعی برزمین ، حیوانات ومنابع آب وابزارکار وغیره ، باعث بهبودی دروضع دامداری ، مالداری وزراعت شده ودر نتیجه فراوانی محصولات را سبب شد . عامل جابجائی ومسکن گزین شدن در سرزمین واحد عامل ایجاد مالکیت وسرزمین مشترک هم خونی وسرزمینی را بین انسانها تقویت کرد . ازهمین جا تجاوز ودفاع از سرزمین وزندگی بین انسانها شکل میگیرد . عده ای متوطن درجغرافیائی ، مورد تجاوز عدهً قرار گرفت ، . مفاهیم دفاع از سرزمین وهستی ، از مفاهیم تصرف ،اشغال وتجاوزسرچشمه میگیرد وبه امروز جوامع در اشکال متعدد آن انتقال وتفسیر میگردد . مبادله که درمسیرخویش از مبادله جنس به جنس به مبادله اجناس دربرابریک جنس واحد مثلا پست واشیای دیگر... وبالاخره به صکوک ، فلز نوت های کاغذی واوراق بهادار، سهام وغیره تکامل یافته است . جوامع در نتیجه آشنائی با آتش ، آهن واستفاده ازآن وساکن شدن واستفاده اززمین که باعث توسعه ـ روابط پیهم درآمیزش وخیزش جوامع متعدد ، در مناطق وسرزمین های جداگانه باعث ایجاد تمدنهای اولیهً گردید. تمدنهای اولیه در مسیر تکامل خویش راه طولانی وپرپیچ وخمهای دشوار نسلهای بشررا طی ملیونها سال مشقات ومحرومیت وزورگوئی پشت سر گذاشته است ، که بشر امروزتاهنوز قادر نگردیده از جوامع اولیه اطلاعات وآگاهی هارا تعمیم دهد . آگاهی بشراز طریق حفریات باستانشناسی ، آبدات وفسیل های بدست آمده ویا روایات افسانوی اساتیر وپادشاهان وپیغمبران وفرستاده گان پروردگاریکتا وخداوندان متعدد که انسانها به پرستش وترحم آنها نیازواز قهر وغضب آنان خودرا در امان میخواهند ، تمام این رسیده هااز گذشته های دور از 7 هزار تا8هزارسال پیش نمی رود ، با آنکه زندگی بشربرروی کرهً خاکی از ده ها ملیون سال بیشتر تخمین زده می شود . آخرین یافته ها وآزمایشهای فسیل شناسی نشان میدهد که قدامت هستی انسانهای که آتش می افروختند واز سنگهای تراشیده بحیث ابزار کارگرفته ، بدور اتش می نشتند آخرین یافته های فسیلی واشیا از 4 ــ 4.7 ملیون سال قدیم را دربر می گیرد. نوشته های که تاهنوز خوانده شده اند ورسم الخط های مصر وبین النهرین که خوانده شده اند در حدود به 2500 سال قبل از میلاد می رسند . به این ترتیب دیده می شود که زندگی بشر، بخصوص اولین مبادله فرآورده هاوامیزشهای اجتماعی ـ اقتصادی در کدام مناطق وبین کیها انجام شده وانسان اولیه ازچه راه های به تمدن امروزی راه یافته بردانش امروزی هنوزنامکشوف است ، امابا مشاهدات بر آثاروابدات گذشته تخمین وحدس وگمانهای قرین بواقعیت نشاندهنده آنست که انسان در مسیرتحولات ملیونها سال تکامل بطی که درتماس با طبیعت ومراودات وبقای نسل ودادوبستانهای متعدد بقول معروف " هم خودرا وهم اطراف خودرا تغیر داد " وشناخت . انسان از پدیده های طبیعت وتغیربتولید اشیای مادی غرض رفع حوایج از ابتدائی به ارتقا ئی تولید کالائی برای فروش به بازارکه دیگر این کالا ها تنها برای رفع مصرف انسانها تولید نمی گردند، بلکه برای ابعاد گستردهً بازاروغرض فروش تولید میگردد . تولید کالائی معاصرامروزی تنها رفع احتیاجات وتوزیع ومصرف را درنظر ندارد ، بلکه ابعاد این کالا به رونق بازار، ارزش اضافی به سرمایه وهرچه بیشتربازتولید وتراکم سرمایه خدمت می نماید .

http://pendar.forums1.netمنبع:

 




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:30 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
انسان ـ طبیعت و دولت
ازابتدای پیدایش بشربرروی کره خاکی برای ادامه حیات دارای نیازهای بوده وآنرا از مراحل ابتدائی بحیث خانواده ، قوم وقبیله ... تا جوامع امروزی برروی طبیعت گسترده وخشن بدست آورده وبمدارج عالی امروزی رسانده است . انسان بحیث موجودی اجتماعی همواره در معرض خطراتی درگستردهً خشن ولجام گسستهً طبیعت وحیوانات درنده ، نیاز به تعاون ومبارزه داشته است . و هم برای زیست بهترواستفاده از طبیعت درحال مهاجرت وکوچ به سرزمینهای مساعدتردارای اقلیم گوارا ، شرایط مساعد آب وهوا درتلاش وتکاپوبود . مهاجرت ها وکوچ ها بطورگله ئی یا گروهی وهم بعضا باعث نزاعها وزورـ ـ آزمائیهای محدودشده وهم عکس آن باعث تعاون وهمکاری وبعدها تبادله نیزبه اثر این کوچها بعمل آمده است . تماسهای جدید باعث مراودات وتبادلات فرآورده هاومحصولات بیشتروآمیزش های جدید گردیده ، باعث تعاون بیشتر وپیدایش رمزها وکلمات وزبان گردید ، زبان بحیث کلید گشایش وانتقال تجربه وآزمایش دستآوردهای بشربرطبیعت و تامیم شناخت وانتقال تجارب ودستآوردها ی جدید مثل استفاده از آتش وآهن ، نگهداری حیوانات وزراعت که بطور همواره با این کوچها با انسانها همراه بوده نقشی موثری در فرآورده های شان ونیاز های شان داشته است . امروز دانشمندان باستانشناسی وفسیل شناسی به اثرآزمایشها وحفریات غرض شناخت فسیلها وادوات بازماندهً اززندگی ملیونهاسال قبل انسانها بما خبر میدهد ، وبه اثبات می رساند که انسان اولیه خلاف نظریهً قبلی که " شکارچی وگوشت خوار" تصورشده بود ، به اعتقاد امروز ، گذشتهً زیست انسانها ( به اثرآزمایشها ی باستان شناسی وفسیل شناسی تکامل یافته ) روشن شده است که انسانهای اولیه خودش طعمه وشکارطبیعت ناگوار وحیوانات درنده بوده اند . " شکار بودن " و" طعمه بودن " انسان بدوی را قادر ساخت که غرض رفع خطربه تعاون وهمکاری روی آورد . این تعاون وهمکاریست که به انسانهای اولیه کمک می نماید ، تا دربرابر دشمن مشترک خود ( طبیعت وحیوانات درنده ) باهم متحد وداخل همکاری وتعاون گردند ورمزها وکلمات مشترکی زبانی را مورد استفاده قرار دهند. ایجادتعاون بحیث عامل اساسی اجتماع افراد وجامعه عمل کرده ، بتدریج طی ملیونها سال شکل گرفته است. شکل گیری جامعه اولیه را که به اثر تصاند وتعاون وهمکاری ایجاد گردیده ، عامل تقسیم کاروباعث ازیاد فرآورده های محصولات اجتماعات اولیه میدانند . تبادله به اثرمستقیم محصولات اضافی انسانها واجتماعات اولیه بوجود آمد ، که باعث تصاند وتبادل تجارب وبوجود آمدن کلمات وزبان مشترک شده است . . منظور از توضیحات بالا آنست که بطور بسیار مختصر وموجز بوجود آمدن اجتماعات اولیه وتبادله فرآورده های معیشتی بین افراد واجتماعات بدوی که باعث تکامل سطح تعاون ، همکاری وتکامل جوامع بشری شده ودر ارتقای آن تاثیرمستقیم داشته است ومعرف تاریخی جامعه امروزی است. تبادله که یکی از اشکال همکاری بین انسانها واجتماعات اولیه وبدوی است ، که بصورت های جنس باجنس یا جنس دربرابر کار یا اجرای خدمت وپاداش که بعدا بیک کالای معین مثلا پوست ارتقا نموده است که این نوع تبادله تا امروز دربین اکثرقبایل چه درافریقا وآسیا وامریکای وسطی وجنوبی وحتی دنیای متمدن هنوزهم بین مردمان وجوامع متعدد مطرح وحتی مروج است . ظهور «دولت » وهم « بازار » که خود مظهر از تکامل اجتماعات اولیه بیک جامعه دارای نظام وآغازتمدن بشری است که « ژان ژاک روسو» آنرا بمثابهً « قرادادی اجتماعی » ازدرون خود جامعه بطوررضایتکارانه وآزاد بوجود آمده ومی تواند فسخ گردد . برمبانی این قرار داد ، اکثریت جامعه بتولید محصولات وفرآورده ها میپردازندوبقول « آدم سمیت » «ثروت » می آفرینند ، وبخشی ازاین ثروت را در اختیار دولت قرارداده ، تا دستگاه عریض وطویل دولتی را غرض ایجاد « نظم » و« جنگ » وهم تامین « نظم اقتصاد » تامین نمایند . روسو معتقداست همانطوریکه این قرارداد بوجود آمده وقابل اجرا دانسته می شود بهمان ترتیب میتواند فسخ گردد ( 2 ) . امابه نظریه مروج دولت دموکراسی ودولت اکثریت مردم ( 3 ) که درآن زمام دولت بدست نخبه گانی بقول ماکیاولی ، هابز ومنتسکیوتحت عنوان ارستوکراسی مورد بحث قرارداده اند ، اداره میگردد ، که « حکومت بهترین » را معنی است ونزد افلاطون مرادف به « حکومت خردمندان ودادگران » یا «اشراف سالاری » را مفهوم است . بااین همه درطول تاریخ ، قدرت سیاسی ، بویژه در غرب ، به چنگ خداوندان بزرگ ثروت یا توانگران افتاده است ودر امارات وخلافت ها ی اسلامی وشاهان وجمهورهای که حکومات توانگرانست، بدست اشراف اداره گردید ه وتاریخ جهان بخصوص تاریخ کشورما افغانستان از این نخبه گان خودکامه ، مستبد ووحشی مملوبوده است . درفرهنگ سیاسی امروز کمتر واژه یامفهومی مصطلح ترـ ودرعین حال ـ گیچ کننده تر از واژه دموکراسی بکار برده می شود ، بخصوص در کشور ومطبوعات امروزی ما خبرگان کشوری میخواهند ، انبوه مسائل عقب مانی تاریخی ، جنگ وبنیاد گرائی ، زرع تریاک ، چور، چپاول وفساد اداری وفقر گسترده مردم وغیره را تحت نام دموکراسی ساده ساخته حل شده اعلان دارند ودموکراسی را به اذهان عامه طوری توجیهی مینمایند که گویا یک «عطیهً امریکائی » است وبس . نه اینکه برتاکید مبارزات وقیامهای متعدد تاریخی توده ها از قیامهای بردگان برای آزادی ، قیامها وشورشهای توده های دهقانی دردوران فئودالیزم وبا ظهور سرمایه داری که طبقه کارگر منسجم وسازمان یافته بحیث طبقهً ئیکه آگاهی سیاسی بدرون آن راه یافته وسازمانها واتحایه ها وسازمان سیاسی بین المللی را دراروپا وسراسرجهان غرض صعود بر قدرت سیاسی وسرنگونی سرمایه داری وساختمان سوسیالیزم را مطرح ساختند متکی است . فهم تاریخی نظام دموکراتیک که بطور مستقیم بر پا فشاری ومبارزات وقیامها وشورشهای توده های وسیع زحمتکشان در طول تاریخ بسته است . نتائیج ودستآورد های آن بطور مستقیم به طبقه کارگر جهانی وشرکت توده ها وبخصوص طبقه کارگرکه این خواستهای اشتراک وسهم گیری واداره مستقیم دولت هرچه بیشتروبرازنده در سرلوحه ً مبارزه آگاهانه سیاسی برای تصرف دولت مطرح ساخت واز آنهم فراتررفته دولت کارگران واعمار سوسیالیزم را مطرح ساختند. قیام های بردگان برضد برده داران ، دهقانان علیه فئودالها ، اشراف وکارگران علیه بورژوازی ، قانونمندی تاریخی تکامل واشکال مطرح دولت ها وتوده هارا شکل وسازمان داده ، هم بطور ساده نمیتوان نظام دموکراسی را تنها برشالودهً اعلامیه ها ورسایل وهدایات وفضایل نخبه گان بطور انتزاعی ومجرد مهر اجرائیوی وتاریخی زد واینکه گفته می شود دموکراسی نظام اکثریت مردم ومراجعه به آرای همگانی مردم میگردد، این مراجعه به آرای همگانی ناشی از خواست وتعمیل ارادهً بالقوه وبالفعل زحمتکشان است برای تعین سرنوشت خود بدست خود . وتازه این نظرکه ناکامی در رسیدن بیک آرمان سبب فروپاشی یک جامعه خواهد شد ، که نظریه پردازان نبود دموکراسی میگویند وجامعه را در مجموع وروشنفکران وسیاسیون جوان را بخصوص ازدست زدن به تحولات می ترسانند ( 4 ) تا استعمار بتواندبر اذهان مسلط گردد وجامعه از نفس بیافتد وروشنفکران ونسلی از جوانان سیاسی کشور آرمانهای خودرا در پای استعمارگران نفله سازند ، واز اینروست که ایده آلیسم آنهاعمدا از یک توضیح تاریخی قابل اعتماد فاصله میگیرد . افزون براین نکته، نظریه پردازان دموکراسی، تاریخ واقعی لیبرال دموکراسی و دموکراسی سوسیالیستی را نادیده می گیرند. مفهوم و ارزش گذاری دموکراسی در گذر زمان تغییر یافته است، و نه کاپیتالیسم نه لیبرالیسم می توانند ادعا انحصاری نسبت به آن داشته باشند. تا نیمه دوم قرن نوزدهم، دموکراسی به معنای حکومت طبقات فرودست یا ستمکشان بود، و تقریبا تمام متفکران سیاسی از ارسطو تا بنیان گذاران ایالات متحده امریکا مخالف دموکراسی بمفهوم «حکومت فرودستان » بودند . از همه مهمتر، لیبرالیسم به گزینش ورقابت ارزش می نهد - گزینش و رقابت بین احزاب در عرصه سیاسی و بین کالاها در بازار. دموکراسی به تدریج به ایالات متحده و دیگر جمهوری های لیبرال آمد و پس از آن نه همچون حکومت به وسیله طبقات فرادست آن گونه که گفته شد، بلکه به صورت شرکت طبقات فرو دست در انتخابات، مانند گسترش حق رای نخست به مردان بدون دارایی، وسپس به بردگان سابق، زنان ونوجوانان نیزدر قوانین این دولت ها راه یافت . از نظر تاریخی، سوسیالیسم نسبت به دموکراسی داعیه ای نیرومندتر از لیبرالیسم دموکراتیک دارد .

http://pendar.forums1.netمنبع:

 




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:29 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::         50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 171460 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"