انقلاب صنعتی که باکشف ماشین بخار ، در انگلستان توام است. ( از کشف اولین ماشین بخار درانگلستان آغا زویک صده را از 1750 ــ 1850 م . در برگرقت بنام انقلاب صنعتی مسما است ) این کشف تغیرات اساسی ومهم در ساختمان اقتصادی انگلستان پدید آورد وکشور انگلستان از مرحله ً زراعی وبازرگانی بمرحله صنعتی بمعنی جدید کلمه تکامل یافت . ومسافرتهای دریائی باماشین بخار برای تجارت ،در راه های دور را باکشتی باز کرد در صدهً هفدهم سرمایه داری بوجود آمد . انگلستان با سرعت مرکز تهیه منسوجات جهان گردید وذغال وکوکس در تهیهً آهن بکار رفت ، کارخانه هاوشهرهای بزرگ صنعتی یکی درپی دیگر بوجود آمدند . درصدهً نزدهم راه آهن وکشتیهای بخار وبعدا نیرو برق واستفاده از ماشینهای گازولینی ( بنزینی ) انقلاب صنعتی را وسیعتر ودامنه دارتر ساخت . انقلاب صنعتی از انگلستان به المان (1850) ببعد ، واضلاع متحده در پایان جنگهای امریکا واستقلال امریکا ودرکشور های اروپای غربی در نیمه دوم قرن نوزدهم وجاپان در صدهً بیستم به کشور های صنعتی تبدیل شده اند . انقلاب صنعتی ، کشور های صنعتی را بقدرتهای بزرگ تبدیل وثروتمندساخت . وهم باعث بدبختیهای بزرگ برای قسمتی از بشریت وبخصوص کارگران وکشور های مستعمره نیز گردید . در کشور های که صنعتی شده بودند ، سرمایه در اختیار معدودی سرمایه داران باقی ماند که ازآن بهره مند بودند . ولی اکثریت مردم تحت استثمار شدید وهم چنان کشورهائیکه از انقلاب صنعتی بهره نداشتند اسیراین کشور ها گردیدند . دولتهای مقتدر اروپائی با وسایل وقدرت جدید واستخدام نیروهای وسیع بیکار در سراسر کشورهای قاره های آسیا وافریقا وامریکای جنوبی ووسطی ، به تجاوز پرداختند وقسمت اعظم بشریت را تحت استیلای استعماری خویش در آوردند . به این ترتیب طبقه ای جدید برای انتقال کالاها موانعی راکه بر سرراه طبقه بورژوازی که با شعار آزادی قدرت را تصاحب کرده بود ، پیشه وران واقشار روشنفکروتوده های مردم رابرای تحکیم مواضع اش بخدمت گرفت ودر وجود دولت نیرومند بورژوازی که با بسیج اردوی نیرومند از درون توده های مردم ، به استخدام نیروهای پلیس وامنیت وتنظیم اصول نامه ها ومقررات وقوانین ، که بطور کل با شعارلبرالها وآزادی کامل فرد درمغایرت قرار میگرفت ، مقررات وتمهیدات جدیدی را بر آن افزودند وآنرا با تفکیک قوا ثلاثه ( اجرئیه ، مقننه ، قضائیه ) گذشتاندن انتخابات آزاد هم برای تعین حکومت ها وهم برای پارلمانها وغیره رنگ وجلای جدید دادند . پیشرفت علم وتخنیک دولت بورژوازی را قادر ساخت تا آرزوهای دیرینه بشر به دسترسی به قاره ها وکشور ها وثروتها جامه عمل بپوشاند . استعماروتاراجگری استعماری سفرنامه ها وسفرهای سیاحان به سرزمین های دوردست مثل مارکوپولو وحرص ، آز وتجمل سلاطین وجهانگشایان مثل سکندرودیگران که از سرزمین های جدید شاداب وحاصلخیزوتمدنها ومحصولات وفرآورده های خیره کننده ونفیس یا به اصطلاح قیمت بها وطلاوجواهرات وسنگهای قیمتی قاره های آسیا وافریقا وامریکا خبرمیدادند غرض تصرف ورسیدن به این گنج ها به سفرهای طولانی وپررنج وزحمت در کرهً خاکی دیگر نیاز نداشتند زیراکشتی های بخار وخطوط ریل مسافران این راه ها رااز رنج وعذاب وخطرات راه ها مصئون ساخته بودوهم تسلط برسلاحهای گرم وتباه کن واردوهای مجهزدربرابرروحیه استقلال خواهی وآزادی دوستی وصلحشوری ملل واقوام این سرزمینها دیگرازآن سفرهای طولانی وملال آور، باقبول خطردرراه های خشکه ودریا ها را دیگر نیاز نداشتند . وکالاهای یک منطقه را به منطقه دیگرانتقال دادند ورابطه برقرار نمودند. بقول مورخین وجغرافیه دانان یکی از مشخصات افغانستان دردوره های پیشین تاریخ آن بوده ، که مردمان این سرزمین بابیشترین مدنیت ها وراه های عبورومرورکارونهای تجارتی ولشکرکشی ها از غرب به شرق وازشمال به غرب وجنوب غرب قرار داشته واز آن بطور دوامداروهمیشگی متاثر ومتضررگردیده است . مدنیت های افغانستان خلاف سایر مدنیت ها ،هم با مدنیت های هندوچین داخل دادوستد زیاد بوده و امتزاج ومراوده داشته است . مردم این سرزمین نه تنها با مدنیت های اطراف خویش ، بلکه با مدنیت های یونانی ، سواحل مدیترانه وآسیای مرکزی وهم زندگی بدوی ده هزار سال قبل از تاریخ دراین سرزمین ها موجود بوده و درمدنیت وادی سند در شرق افغانستان مکشوفه های شهرهای هرپه وموهن جودیروگویای آنست که مردم این مدنیت ، روابط با تمدنهای غرب تا بابل داشته اند و" درحدود 2000 سال قبل از میلاد در بابل محلتی ازتاجران هندی موجود بود." ( 10 ) وهم از آثاریکه درحفریات بین النهرین یافته اند واضح میگردد که " مردم وادی سند ارقام اعشاری واوزان وپیمانه ها رامی شناختند ... " ومردمان آن از ارابه ها که باگاویا اسپ کشیده میشد درنقوش حفریات واشیای یافت شده گویا آنست که مردم در انتقالات محصولات از ارابه استفاده می بردند . هم چنان باستانشناسان به این نظراند که مراودات مصریان قدیم نه تنها با یونایان بلکه قلمرو تجارت آن از بدخشان تاهندوستان درغرب افغانستان امتداد داشته است که لاجورد کاریهای در آثار حفریات مصر قدیم از نمونه های تجارت لاجورد بدخشان راگواه است که توسط تجار به این سرزمین راه یافته است. وراه تجارتی ابریشم که بطول هزاران کیلومترتجارت از سرزمین های غربی را به شرق از طریق این راه تامین میکرد وتا دوام امپراتوری خوارزمشاهیان برروی کاروانها باز بود که با هجومهای چنگیزیان درقرن سیزده( 13 ) بسته گردید . به این ترتیب راه های خشکه که به اثر جنگها ولشکرها وسرزمین های متعدد که برسرراه این تجارت قرار داشتند واکثرا ازعهده امنیت راه هاوتجارت برآمده نمی توانستند وراه های تجارت وانتقال محصولات از طریق خشکه رابا دشواری روبروکرده بود . پرتگالیها که وارثین اولین کشتی رانی در ابحار ودریا هابعداز فنیقیها بودند ، قرون متمادی در جستجوی راه های کوتاه بحری و [size=16]دربحرپیمائی سرآمد اروپائیان بودند .پرتگالیها درپایان قرن چاردهم واوایل قرن پانزدهم توانستندباکشتی های بادبان دارازجنوب افریقابطرف شرق به جزایرملوک یا جزایر سلطان که مملواز مساله جات غذائی، بخصوص مرچ سیاه هندی که در اروپابازارخوبی داشت دست یافتند . به این ترتیب به تعقیب پرتگالیان ، هسپانویها وفرانسویها وانگلیسها درجستجوی ثروتهای بی پایان به قارهً آسیا درشرق به هجوم پرداختند و اروپائی ها با وحشیگری داخل این قاره شدندوتمام ارزشهای مادی سرراه شان بشمول اهالی بومی، زنان واطفال این قاره ها را بحیث برده ببازار های اروپائی مانند سایر محصولات وکالاها به معرض فروش وخرید گذاشتند . این تنها قاره آسیا نبود که موردغارت وچپاول قرار میگرفت ،بلکه افریقا ، آسترلیا ، امریکا که بخصوص اکثرااهالی بومی این قاره ها ، فاقد دولتهای مستقل ووضع دفاعی بودند ، با غارتگری بیشتر ووحشیانه تربدوران رسیدگان متمدن روبروشدند ، که حتی نمونه های ازاهالی بومی این قاره ها ( در امریکا ، افریقا ، آسترلیا ) را تا امروز نیز میتوان از طریق تیلویزیون وفلم های ویدوئی بحیث عجایب دنیا به تماشا نشست . این آقایان متمدن یا مهمانان ناخوانده ومهاجمان ، با داخل شدن بسرزمین های بیگانه به چپاول وغارت وکشتار های بی رحمانه پرداختند واطفال وزنان جوان را به بردگی گرفتند . دولت استعماری انگلیس که با تاسیس کمپنی تجارتی شرق الهند درسال 1700 کمپنی انگلیسی " شرکت متحده هند شرقی " وحق انحصار تجارتی با هندرا تحصیل کرد وبا استفاده از هر بهانه ئی طی 213 سال که طی آن فرمول " نفاق انداز وحکومت کن " را که در انگلستان بمیان آمد ومورد استفاده قرار داد ، سیاست استعماری بر مبنای" ایجاد اغتشاش وخانه جنگی در کشور های دیگر " با مصرف کمتر از زور وجنگ وهم وسیله غیر مرئی بود که توانستند چند ارباب ولارد ونخبه گان انگلیس را آقای نه تنها چارصد ملیون اتباع هند ، بلکه قسمت از جهان رامطیع حاکمیت آنان ساخت . آقای " پالمرستون " که قبلا در مورد سیاستهای تفرقه انداز وحکومت کن وی تذکر بعمل آمد ، یکی ازتشدید کنندگان این سیاست حزن انگیز در مشرق زمین بود . که تا هنوز از زخمهای آن ، این کشور ها التیام نیافته اند . کمپنی جائی با حیله وتزویر جائی بازور وشمشیراردوی انگلیس ، بنگال ، اوده ، میسور ، قوم مرته را در هند غربی ، بنارس ، دکن ، کرناتک ، نیپال ، سند ، پنجاب ، وغیره را یکی در پی دیگر با نفاق وتطمیع وتسخیر وسرکوب در کنترول خویش قراردادند . مارکی ولسلی گورنر جنرال هند از سال ( 1798 ــ 1805 ) سیستمی غرض تسخیر کامل هندوستان وحفاظت دایمی آن مورد اجرا قرارداد . طی این سیستم تا جای ممکن مناطق عمده از نظر اقتصادی وسوق الجیشی را بطریقی تصرف میکرد ، یا بیکی از زمامدار دیگر میداد ، پادشاه را غرض بر اندازی از تخت ، یاقسمتی از سرزمین وی را بیکی از رقبایش یایکی از پست ترین اشخاص خائن محلی میداد . بعدا این شخص را تحت فشارسیاسی ومالی ونظامی قرار داده ، به ظلم وستمگری علیه مردم ، رهنمونی میکرد ، تا مردم به خون وی تشنه گردند وهم گاه گاهی مردم را برضد اوتحریک به قیام وشورش می کردند . پس زمامدار منفور ومخوف برای حفظ خود از انتقام ملت ،اطاعت بی حد وحصر از دولت انگلیس وعمال آن را ضامن بقای خود شمرده واز هرغلام افسانوی بیشتر فرمانبردار تر میگردید . مردم ستمدیده نیز آنقدر به ستوه می آمدکه دست بدامن دشمن خارجی می بردند . وضمنا قشون های انگلیس در سرزمین این کشور وبمصرف وحمایت این دولت ها مقیم می شدند وتحت نام حمایت از تعرض داخلی وخارجی اداره حکومت را مستقیما بدست میگرفتند . باراین مصارف آنقدر کمرشکن بود که کمرمردم زیربار آن راست نمی شد . فشار بر رعیت غرض حصول مصارف هنگفت درباروحکام محلی وقشونهای داخلی ومصارف هنگفت قشون های استعماری هرچه شدید تروارد میگردید . بدین ترتیب دولت ازاشاعه ترقی اجتماعی وارتباط با جهان خارج یا تشکیل وتکمیل وتجهیزاردوی ملی وآنهم بدون افسران انگلیسی قادر نمیگردید . به این ترتیب زمامداران در زنجیر دوستی انگلیس می رقصیدند . برای اولین بارسیستم «ولسلی » در" ایالت دکن " بپرداخت مصارف سنگین اردوی انگلیسی مجبور گردید و قسمتی از اراضی عمده خودرادرعوض مصارف سپاه امدادی حکومت دوست انگلیسی به آنها تحویل داد . افسران انگلیس دوازده هزار از عساکر دکن را تحت فرمان خود داشتند ایالت دکن که پائیتختش " حیدرآباد " ومساحت برابر به خاک انگلستان را با ده هزار عسکر انگلیسی اداره می نمودند . آن ایالات وبخش هائیکه سیستم ولسلی را نپذیرفته بودند به اثر دسایس انگلیسی دچار نفاق وخانه جنگی شده ، زمامداران و مردمش به سرنوشت مصیبت باری دچارمیگردیدند . حکمداران گجرات ، سند، آگره ،دهلی ، پونه ، ناگپور ، شمال جمنا ولایت برار ، دکن ، پنجاب یکی درپی دیگری به این سیستم تن در دادند ..
http://pendar.forums1.netمنبع:





