سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان
عبدالمجید شیخی/ تبیین پیام نوروزی رهبر انقلاب (3)؛
شباهت‏های جهاد اقتصادی با فرهنگ جهادی
بنیانی‏ترین رکن جهش اقتصادی در عرصه‏ی علم و فن‏آوری است ، ازین رو رهبر معظم انقلاب بیش از موارد دیگر بر این بعد جهاد اقتصادی، یعنی جهاد علم و فن‏آوری تاکید دارند.
گروه اقتصادی برهان/ عبدالمجید شیخی؛ از سنن حسنه‏ی حضرت امام خمینی(ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تأسیس نهادهای ارزشی وکارآمد برای دمیدن روح خدمت و سازندگی و دفاع در برابر خطرات و آسیب‏های مختلف در مرحله‏ی تولد، رشد، قوام و دوام نهال نوکاشته‏ی انقلاب اسلامی بود؛ زیرا نهادهای سنتی با شالوده‏ی غیرارزشی و ناکارآمدی، توان استحاله در نظام ارزشی جدید را نداشتند. در این چارچوب، بنیان‏گذار کبیر انقلاب اسلامی و زمینه‏ساز ظهور خاتم اوصیاء(عجل الله تعالی فرجه الشریف)با فراخوان عمومی در مناسبت‏های مختلف، در طول یک دهه آحاد مردم را به تلاش و جهاد سازندگی دعوت می‏کرد. رهبرعظیم‏الشأن انقلاب جهانی اسلام نیز در همین راستا در طول بیش از دو دهه، در مناسبت‏های مختلف بااتکای به فرهنگ جهادی و دعوت به همت و تلاش مضاعف، خلاقیت، پشتکار، نوآوری و... کوشش نموده‏اند تا آحاد مردم عزتمند کشور را به اهمیت تقویت بنیان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور متوجه سازند.آنچه که در پیام نوروزی سال 1390 معظم له به عنوان اولویت کشور واساسی‏ترین مسایل کشور معرفی شده پرداختن به«مسایل اقتصادی»است که با نام «جهاد اقتصادی» نام‏گذاری فرمودند. در این نام‏گذاری نیز مشخصه‏ای که بیش از مسایل دیگر برجستگی دارد، مسأله‏ی «ناتوانی و نارسایی تلاش و حرکت طبیعی و بطئی در جهت وصول به اهداف عالیه‏ی سند چشم انداز، برنامه‏ی پنج ساله و آرمان‏های دست یافتنی دهه‏ی پیشرفت و عدالت» است. از دیدگاه معظم له که کاملاً با قوانین سنت‏شکن خمودی درعلم روان‏شناسی، غلبه بر ثقالت و جاذبه در دانش فیزیک، غلبه بر رکود و رکون اقتصادی در علم اقتصاد وغلبه بر عادت‏های مزمن اجتماعی از منظر دانش اجتماعی و غیره منطبق است، حرکت بطئی کنونی در عرصه‏های مختلف قادر به وصول سریع به اهداف و آرمان‏ها نیست؛ بلکه بنا بر فرمایش ایشان «نیازمند حرکت جهشی و مجاهدانه» است.این حرکت دارای ابعاد مختلفی است.
 
بنیانی‏ترین رکن جهش اقتصادی در عرصه‏ی علم و فن‏آوری است. از دیدگاه علم اقتصاد و به خصوص مدل‏های رشد و توسعه که در چند دهه‏ی اخیر به دنیا و کارگاه اقتصاد معرفی شده‏اند، حرکت جاذبه‏شکن در این عرصه را فقط منوط به فعالیت‏های خلاق ارزش افزوده و جابجاکننده‏ی منحنی عرضه در فضای دو بعدی قیمت و مقدار دانسته و معرفی کرده‏اند؛ ولذا معظم له بیش از موارد دیگر بر این بعد جهاد اقتصادی، یعنی جهاد علم و فن‏آوری تاکید دارند.
 
در عرصه‏ی صنعت نیز جز به تزریق دانش نوین و فن‏آوری در نظام تولید نمی‏توان در عرصه‏ی رقابت جهانی بر سه مزیت کیفیت، نوآوری مستمر و تولید انبوه با قیمت تمام شده‏ی اندک رقبا دست یافته و غلبه نمود.
 
در عرصه‏ی کشاورزی به مهار آب و افزایش میزان استحصال و کارآیی بهره‏برداری باید توجه ویژه‏ای شود؛ زیرا این فعالیت نیز ضریب خلاقیت بی‏شماری در عرصه‏ی اقتصاد دارد و به مصداق آیه‏ی شریفه‏ی «وجعلنا من الماء کل شیء حی» زنجیره‏ی حیات معلول مهار و استفاده‏ی بهینه از آب است.
 
در معادلات دنیایی، انفاق، پتانسیل عدم تعادل‏ها را بر طرف و استعداد رشد و توسعه در کلیه‏ی عرصه‏ها را فراهم می‏کند.
 
در عرصه‏ی تولید، اکنون با پیاده‏شدن طرح هدفمندسازی یارانه‏ها مجال خوبی است تا بسان خانواده، عنان مدیریت بنگاه‏های اقتصادی را با واریز یارانه‏های نقدی از خواب و خمود بیدار نمود و نهضت تولید کم هزینه، کیفیت و نوآوری با خروجی انبوه و تقاضا محور راه انداخت و اجازه نداد تا قاطبه‏ی بنگاه‏های خدماتی و تولیدی غافلانه، افزایش قیمت حامل‏های انرژی را به مصرف‏کننده منتقل و مزایای طرح را مخدوش نمایند و خود در این حرکت مهم اقتصادی نه تنها نقش مؤثر و مفیدی نداشته‏باشند، بلکه باعث خنثی شدن آثار صرفه‏جویی انرژی نیز بشوند.
 
در عرصه‏ی نظام توزیع، حرکت حساب‏شده‏ی دولت با محور عدالت می‏تواند موجب محو فرصت‏های نابرابر در بازار پولی و مالی شده و زمینه‏ی خوبی برای شکستن موج‏آفرینی‏های پولی گردد و آرامش مستمری را برای تداوم روند تولید زمینه‏سازی کند. با جدیت بیشتر در ایفای نقش کلیدی و از جنسِ «کالای عمومی» تنظیم بازار در کلیه‏ی بازارهای پولی، مالی، کالاها، خدمات و نیروی کار تعادل را وجه غالب نظام بازار نموده وعرصه را بر امواج متلاطم فصلی و غیرفصلی تنگ کرده و زمینه‏ی مستعدی را برای انتظارات امیدبخش دو طرف عرضه و تقاضا ایجاد نماید.
 
بودجه سال 90 نیز باید موج جدیدی در عرصه‏ی فعالیت عمرانی زیر ساخت‏ها و ایجاد اشتغال ایجاد نماید. نباید بهانه‏ای چون «ظرفیت پایین اقتصاد» و یا «تورم‏زا بودن بودجه‏ی انبساطی»، عرصه را بر این دو امر مهم تنگ کند. در عوض با تمام قوا باید حقوق حقه‏ی مالیاتی برای تأمین منابع بودجه اخذ شود تا کسری عارض نشود. در این راستا دعوت به مشارکت هرچه بیشتر و تلاش سازنده‏ی آحاد مردم باعث انباشت بهترین ثروت و دارایی کشور یعنی «سرمایه‏ی اجتماعی» می‏شود. باید با استعانت از دستورات اسلام، گستره‏ی سنت الهی انفاق در جامعه اسلامی فراخ‏تر شود؛ که اگر این امر با تقوای الهی تحقق پیدا کند، به مصداق آیه‏ی قرآن کریم، خداوند تبارک و تعالی چنان از آسمان و زمین برکات خود را نازل کند که حساب‏شدنی نباشد.
 
در معادلات دنیایی، انفاق، پتانسیل عدم تعادل‏ها را بر طرف و استعداد رشد و توسعه در کلیه‏ی عرصه‏ها را فراهم می‏کند.
 
سنت حسنه‏ی سفرهای استانی نیز زمینه‏ی خوبی برای نیل به اهداف تعادلی در بازارها و عدالت در برخورداری مناطق است؛ البته این مهم زمانی کامل می‏شود که مجدداً سنت حسنه‏ی حضرت امام خمینی(ره)، یعنی «جهاد سازندگی ثانی» ایجاد شود تا نهاد کارآمدی در جهت تجمیع فعالیت‏های خودجوش مردمی، گروه‏های هجرت و جهادی، توزیع کمک‏ها و انفاقات مردمی و ... به‏وجود آید و بتواند تا اقصی نقاط کشور در دل کویر و روستاها و مناطق محروم در عرصه کم مقیاس محرومیت نیز وارد شود و با خود حوزه‏های فرهنگی و تبلیغاتی را نیز همراه سازد و....
 
همه و همه‏ی اینها نیازمند توجه مشترک مردم و دولت است و نباید مردم عزیز خود را از این وظیفه‏ی اسلامی مبرا ببینند؛ بلکه طبق فرمایش رهبری عظیم‏الشأن این مشارکت در شرایط کنونی که نظام استکبار در صدد شکستن بیداری و مقاومت اسلامی به رهبری نظام اسلامی ایران در دنیای اسلام است، یک وظیفه‏ی اسلامی است.*
 





[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 4:13 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

مدیرعامل اتحادیه دامداران ایران با بیان اینکه کمبودی در زمینه تولید گوشت قرمز در کشور وجود ندارد، گفت: به طور حتم حذف دلالان و واسطه گران می‌تواند قیمت این محصول را در بازار مصرف کاهش دهد.



به گزارش گسترش آنلاین به نقل از ایرنا ، سعید سلطانی سروستانی  افزود: در حال حاضر هر کیلوگرم گوسفند زنده بین ۷ هزارو ۸۰۰ تا هشت هزارتومان و به طور متوسط وزن لاشه گوشفندی در هر کیلوگرم ۱۶ هزارتومان در مقابل گاوداری خریداری می‌شود.
وی اظهارداشت: در حالی که گوشت گوسفندی پس از ورود به بازار با قیمتی بین ۲۲ تا ۲۶ هزار تومان به دست مصرف‌کننده می‌رسد.
وی ادامه داد: گوشت قرمز برای تولید‌کننده فقط بین شش تا هفت درصد سود دارد، در حالی که دلالان و سودجویان بیش از ۴۰ درصد سود می‌برند که این اختلاف قیمت چشمگیر باعث آشفتگی بازار و کاهش توان خرید مصرف‌کنندگان نهایی می‌شود.
وی اختلاف قیمت بین خرید گوشت از تولید‌کنندگان و عرضه این محصول به بازار را ناشی از خلاء‌های نظارتی دولت دانست و تاکید کرد: در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، دولت تصدی گری برخی امور را به بخش خصوصی واگذار کرد که به دلیل عدم نظارت و مرکزیت واحد این موضوع رها شده و مشکلاتی را برای تولید‌کنندگان و مصرف‌کنندگان نهایی ایجاد کرده است.
مدیرعامل اتحادیه سراسری دامداران ایران با بیان اینکه بیش از ۹۰ درصد گوشت مورد نیاز کشور در داخل تولید می‌شود تصریح کرد: فقط حدود ۱۰ درصد گوشت مورد نیاز کشور از خارج تامین می‌شود که معتقدم با حمایت دولت از تولید‌کنندگان داخلی گوشت قرمز نیازی به واردات گوشت از خارج کشور وجود ندارد.

سلطانی افزود: هم اکنون قیمت گوشت قرمز وارداتی با افزایش ۱۱۰ درصدی از قیمت گوشت قرمز تولید داخل پیشی گرفته که به طور حتم واردات این محصول به نفع دولت نخواهد بود.
این مقام مسوول اظهارداشت: هم اکنون حدود ۱۰.۵ میلیون تن علوفه و نهاده دامی در داخل کشور تولید می‌شود، اما سالانه به شش میلیون تن واردات جو، ذرت، کنجاله سویا نیاز است تا علوفه و نهاده مورد نیاز دام کشور تامین شود.
وی گفت: با توجه به اجرای تحریم ها، نوسانات قیمت ارز و عدم گشایش اعتبارات بانکی منجر به افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت برخی نهاده‌های دامی و کمبود این محصول در بازار مصرف شده است.
وی افزود: با توجه به مشکلات مذکور، هم اکنون کشور در تولید گوشت قرمز روند مطلوبی را طی می‌کند و کمبودی در زمینه تولید گوشت قرمز وجود ندارد.
وی از دولت خواست تا با ارائه تسهیلات و بسته‌های حمایتی به تولید‌کنندگان گوشت قرمز و شیر صنعت دامداری کشور را مورد حمایت قرار دهد.
وی به وضعیت خاص توزیع گوشت قرمز در استان تهران اشاره کردو گفت: طی گزارشات رسیده، هم اکنون گوشت قرمز در مناطق بالای شهر تهران با قیمتی بسیار بیشتر از مناطق جنوبی شهر تهران عرضه می‌شود که این اختلاف قیمت ناشی از افزایش مصرف مناطق بالادستی و عدم نظارت مستمر سازمان‌های نظارتی است.
وی تاکید کرد: برای ارائه قیمت متعادل گوشت قرمز در بازار به نظارت و بازرسی مستمر دولت و سایر دستگاه‌های ذیربط نیاز است تا گوشت قرمز به صورت مستقیم از تولید‌کننده به دست مصرف‌کننده نهایی برسد.

منبع:گسترش انلاین




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 3:41 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
«اخلاق پژوهشی» در بین دانشجویان دانشگاه‌‌های تهران؛
ریشه‏‌ی آفت‌‌‏های پژوهشی در کشور ما چیست؟
با توجه به نرخ بالای ورودی‌های تحصیلات تکمیلی و حجم بالای کارهای اساتید، در بسیاری موارد نوعی قرارداد دوطرفه‌ی نانوشته بین دانشجو و استاد مبنی بر عدم سخت‌گیری در گذراندن رساله‌ی مورد نظر بسته می‌شود... چرا که تحقیق مورد نظر در مغازه‌های میدان انقلاب با نازل‌ترین قیمت در حال تولید می‌باشد!
گروه فرهنگی - اجتماعی برهان/ هادی مصدق و محمد قندهاری؛ هدف این تحقیق بررسی میزان پایبندی دانشجویان دانشگاههای تهران به «اخلاق پژوهشی» میباشد که از طریق پرسشنامه محقق ساخته در 8 سؤال اساسی مطرح گردید. جامعهی تحقیق مورد نظر دانشگاههای «تهران»، «علم و صنعت» و «شهید بهشتی» بود که در مجموع تعداد 121 پرسشنامه از روش تصادفی جمع آوری شده و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان از آن دارد که متأسفانه وضعیت پایبندی دانشجویان به اخلاق پژوهشی مناسب نبوده و در زمینهی قوانین کشور نیز فقدان منشور اخلاق پژوهشی و وجود آیین نامهی ارتقای اساتید تا حد زیادی به این امر دامن زده است.
 
رفع این معضل در شش محور مورد بررسی قرار گرفت:
 
اول) تغییر در نظام ارزشی غلط پدید آمده در خصوص جایگاه علم و دانش و به خصوص جایگاه مقالات علمی؛
 
دوم) تلاش برای تربیت دانشجویانی حرفهای؛
 
سوم) تغییر در قوانین حمایتی وزارت علوم در خصوص پایان نامهها؛
 
چهارم) تغییر در نگاه ساده انگارانه در خصوص تحکمی بودن تولید علم؛
 
پنجم) بالا بردن حساسیت جامعه (به خصوص جامعهی علمی کشور) در خصوص بروز رفتارهای غیر اخلاقی و تأثیرات تربیتی آن؛
 
ششم) تدوین منشور اخلاق پژوهشی و طراحی مکانیزمهایی به جهت اجرای صحیح آن.
 
طرح مسأله:
 
از سال 1384 که آیین نامهی ارتقای اساتید توسط وزارت علوم بازبینی شد و مقالات علمی به عنوان یکی از مهمترین عوامل ارتقا بیان گردید، زمزمههایی مبنی بر رخداد اتفاقهای غیر علمی در این روند و مبتلا شدن محققان به آسیبهای پژوهش، شنیده شد. این ملاک به عنوان شاخص مهمی برای قبولی دکترا و همچنین جذب هیأت علمی نیز مطرح گردید.
 
از سوی دیگر رشد علمی ایران از راه تعداد مقالات چاپ شده در مجلات خارجی مورد ارزیابی قرار گرفت و همین مسأله منجر به آن شد که امتیاز چاپ مقالات به زبان انگلیسی بیش از زبان فارسی باشد. مسألهای که در این بین لازم به بررسی قرار گرفت، از یک سو میزان صداقت در تولید و نگارش مقالات تولید شده و از سوی دیگر بررسی میزان رخداد آسیبهای پژوهشی دیگر میباشد، از این رو در این تحقیق، این مسأله از دید دانشجویان مورد بررسی قرار گرفت.
 
ادبیات تحقیق:
 
پیشینهی مسایل اخلاقی در پژوهش
 
در ایران پس از گسترش مباحث مربوط به اخلاق پزشکی[1]در دههی 1370، «اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی» مورد توجه قرار گرفت. در 1377، نخستین کمیتهی ملی اخلاق در تحقیقات پزشکی، تشکیل شد و پس از آن، به تدریج، کمیتههای منطقهای اخلاق در تحقیقات پزشکی، فعالیت خود را در دانشگاههای علوم پزشکی و مراکز تحقیقاتی آغاز کردند (خدا پرست، 1386).
 

 در رابطه با وضعیت اخلاق پژوهشی، مطالعات کمّی اندکی صورت گرفته است. یکی از این معدود مطالعات، پژوهش «اندازهگیری میزان پایبندی به اخلاق علمی[1] در میان دانشجویان دکترا» است که در سال 1385 توسط دکتر «وصالی» و همکاران انجام شده است. در این مطالعه متغیر وابستهی نگرش اخلاق علمی از راه 22 مورد رفتار غیراخلاقی تعریف شده و 22 متغیر مستقل تشخیص داده شده و در 7 دسته تقسیم بندی شدهاند. 


اقدامهای سوء علمی در فرآیند پژوهش
 
اگر چه تعاریف مختلفی برای اقدامهای سوء علمی وجود دارد ولی عصارهی تمام آنها را میتوان در این تعریف یافت: «متقاعد سازی دیگران دربارهی واقعیت پنداشتن آنچه که واقعیت ندارد» (زاهدی،1386).
 
«وینسنت هامنر»(1992) سوء رفتار در علم را در دو دستهی اصلی جای میدهد:
 
الف) اهمال[3]؛ انواع اشتباههای غیر عمدی ناشی از بی دقتی و اهمال در این دسته جای میگیرند.
 
ب) تقلب عمدی[4]؛ موارد تقلب عمدی را در سه دستهی زیر جای میدهد:
 
1. فریب دادن[5]؛ محقق پس از انجام آزمایشهای گوناگون تنها مواردی را که میپندارد با استانداردهای مرتبط تطابق دارند، گزارش میکند.
 
2. دست کاری کردن[6]؛ دانشمند دادههای مختلفی را به دست میآرود، اما تنها دادههایی را که مطابق با نظریه یا هدف اوست،گزارش میکند.
 
3. جعل علمی[7]؛ دانشمند نتایج کاملاً جعلی را منتشر میکند تا بتواند به اعتبار و شهرت علمی دست یابد. «ویلسون میزنر» به جد یا به طنز می‏گوید: «دزدیدن از یک نویسنده سرقت ادبی است، اما سرقت از چند نویسنده پژوهش است (خسروی، 1385).
 
سرقت علمی[8]
 
در این بخش به بررسی مهمترین این رفتارها یعنی سرقت علمی و ادبی که به زعم عدهای غیر اخلاقیترین کار در نگارش است، میپردازیم. سرقت علمی یا پلی جیریسم، در معنای سرقت و بهکارگیری عقاید[9] و نوشته‏های دیگران به عنوان مطالب خود، کاربرد یافته است (فچکولا[10]،1996  به نقل از میردهقان 1388). «لستر»[11] سرقت ادبی را استفادهی عمدی از نوشتهی دیگران به جای نوشتهی خود تعریف میکند (لستر،1995 به نقل از حسرتی، 1384).
 
«میردهقان» (1388) با بررسی سایت پلیجیریسم دانشگاه کلیرمونت انواع این پدیده را در دو دستهی عمدهی زیر تقسیم میکند:
 
الف) سرقت علمی یا کپی برداری[12] مستقیم(عینی)؛ پی برداری واژه به واژه از پژوهش فردی دیگر بدون ذکر نام وی به عنوان منبع مورد استفاده است. این شیوه اغلب با تغییرات ساختاری جزیی و افزودن یا حذف چند واژه که به تغییرات نمودی کار ارایه شده نسبت به کار اصلی میانجامد، به انجام میرسد.
 
ب) سرقت علمی جزیی؛ گر سرقت علمی عینی نباشد به صورتهای زیر ظاهر میشود:
 
1. تفسیر[13]یا ترجمه[14]؛ ییر شکل یا ترجمهی متن اصلی بدون ذکر منبع؛ یعنی ایدهی اصلی متن با تغییرات کمی، بدون اشاره به منبع اولیه به کار برده شود.
 
2. عدم ذکر نام منبع اتخاذ شده؛ در صورت ارایهی مطلب از نویسندهای که وی مطالب را از منبعی دیگر دریافت نموده است، عدم ذکر نام نویسندهای که مطالب از او نقل شده، سرقت علمی محسوب میشود.
 
3. ذکر ناقص؛ در جایی که نام منبع اصلی تنها برای بخشی از مطالب کپیبرداری شده به کار برده شود. میردهقان همچنین به نوعی دیگر از سرقت علمی به نام خود سرقتی[15] اشاره میکند که مفهوم آن کاربرد مجدد بخشهایی یکسان از کار خود نگارنده بدون ذکر کار اولیهی وی است (میر دهقان،1388). جهت پیشگیری از سوء رفتار علمی[16] در پژوهش نیز محقق باید از اصولی مانند ثبت و نگهداری دادهها، قوانین مربوط به اجرای پژوهش، نویسندگی مسؤولانه و تعارض منافع آگاهی یابد. یکی از بهترین راهکارها در برابر «سرقت تألیفات» یادداشت برداری دقیق و مستند کردن تمامی دادههای مشاهده شده و منابع مورد استفاده میباشد (زاهدی، 1386).
 
استناد کردن[17] در آثار علمی و آسیبهای آن
 
راهکارهای مقابله با اقدامهای سوء علمی
 
لاریجانی(1383) .راهکارهای زیر را برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهشهای پزشکی ارایه داده است که میتواند در دیگر عرصههای تحقیقات نیز مفید باشند:
 
1. طراحی روشن از کدهای اخلاقی در زمینهی اخلاق در پژوهش؛
 
2. تعیین وظایف مشخص برای کمیته‏های بررسی کنندهی اخلاق در پژوهش؛
 
3. توجه به اولویتها و نیازهای اصلی در تحقیقات.
 
زاهدی (1386) معتقد است جهت حصول اطمینان از درستی و بیعیبی پژوهش، باید به طور همزمان در دو مسیر طی طریق کرد: «پیشگیری و کنترل»؛ به این منظور، اغلب مجموعهای از فعالیتها شامل تعریف اقدامهای درست و نادرست علمی و یا تعریف اقدامهای علمی قابل قبول، انتشار دستورالعملها، آموزش اصول اخلاقی در حوزهی علم به دانشمندان، ایجاد ساختارهای مناسب جهت هدایت مسؤولانهی پژوهش، ایجاد سازمانهای مستقل که به بررسی اقدامهای نادرست علمی میپردازند و محدود کردن تعداد انتشارات اعضای هیأت علمی برای افزایش کیفیت به جای کمیت، قابل انجام است(زاهدی، 1386).
 
«لشکر بلوکی»(1387) معتقد است، یکی از ابزارهای بسیار رایج برای جاری ساختن اخلاق حرفهای، کدهای ارزشی و اخلاقی میباشد. یکی از ابزارها برای تحقق اخلاق حرفهای که اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم شده است، تدوین، آموزش، اعمال و نظارت بر پیروی از کدها و استانداردهای رفتاری است. فهرست الزامات و تعهدات اخلاقی که به صورت بایدها و نبایدها تدوین میشود، غالباً کدهای رفتاری و یا آییننامههای اخلاقی نامیده میشوند. این بایدها و نبایدها، الگوی رفتار ارتباطی افراد را با افراد ذی نفع ترسیم میکند (قراملکی، 1385 به نقل از لشکر بلوکی 1387).
 
«قراملکی»(1383) معتقد است، پا‏یبندی به مسؤولیت‏های اخلاقی در سطح پژوهشگران محتاج اصول اخلاقی پژوهش است، اما در سطح مؤسسه‏های پژوهش فراتر از اصول اخلاقی باید به مرامنامهی چند وجهی و کامل اخلاقِ سازمانی دست یافت. به عقیدهی وی مؤسسه‏های پژوهشی باید با شناخت کامل از عناصر محیط، حقوق هر یک از آنها را استقصا کند و پس از طبقه‏بندی آنها و با تعیین اولویت به تدوین منشور چند وجهی اخلاق پژوهش دست یابند.
 
روش تحقیق
 
برای بررسی، 8 سؤال مهم را از دیدگاه دانشجویان رشتههای فنی و علوم انسانی دانشگاههای بزرگ شهر تهران (دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علم و صنعت) بررسی کردیم که نتایج آن در جدول زیر آمده است. نمرهی میانگین در واقع از نمرهی یک تا پنج را در بر میگیرد.
 
جدول1. نظر دانشجویان دانشگاههای شهر تهران در خصوص میزان رعایت اخلاق پژوهشی توسط دانشجویان
 
 
 تفسیر و تحلیل نتایج تحقیق
 
سؤالهای اول تا سوم تحقیق: میزان پایبندی به اصول اخلاق پژوهشی و رخداد سرقت ادبی و جعل مقاله
 
همان طور که در جدول(1). نشان داده شده، متأسفانه نتایج تحقیق شرایط نامساعدی را در دانشگاههای بزرگ کشور نمایان میسازد، به نحوی که اکثر دانشجویان بر این عقیده میباشند که میزان رعایت اخلاق پژوهشی در بین دانشجویان ما کم بوده و بسیاری از آنها برای تدوین مقالههای خود مرتکب «سرقت ادبی» میشوند.
 
به نحوی که نمرهی «3.57» از بیشینهی «5» برای این مورد به دست آمده است که نمرهی بالایی میباشد. همان طور که حسرتی نیز در تحقیق خود در سال 84 بیان کرده است، شاید یکی از دلایل اصلی آن، عدم آموزشهای لازم به دانشجویان باشد. از جمله دلایل دیگر آن عدم وجود قوانین شفاف و محکم در خصوص رعایت مالکیت فکری محصولات تولید شده و عدم اجرای درست قوانین ناقص موجود میباشد. در خصوص بحث «جعل مقاله»، ارزش «2.67» اختصاص داده شده است که تا حد کمتری نگران کننده میباشد. این نتایج به نحوی در تحقیق وصالی در سال 1387 در خصوص رخداد تقلب در نگارشهای علمی نیز بیان شده است.
 
سؤال چهارم تحقیق: میزان بومی بودن مقالهها
 
متأسفانه میزان بومی بودن تولیدات دانشگاهی همان طور که مشاهده میشود از میزان کمی برخوردار است و این نشان دهندهی این واقعیت است که اگر چه رشد علمی ما (با فرض عاری بودن از تقلب) در سالهای اخیر غرور آفرین بوده است، ولی بیش از این که این رشد در خدمت رفع معضلات داخلی باشد، بیشتر نوعی تولید علم در جهت برآورده ساختن نیازهای بیرون از این مرز و بوم میباشد که این خود نکتهی منفی برای نظام علمی کشور میباشد.
 
داوری در سال 1386 از این نقیصه تحت عنوان «صدور کالای علم به خارج و نوعی مهاجرت روحی دانشمندان» نام برده است. امری که به مراتب بدتر از «فرار مغزها» میباشد، چرا که در این شرایط نه تنها دانشمند ما در اختیار علم خارج میباشد، بلکه هزینههای تحقیقات آن نیز بر عهدهی ما میباشد.
 
متأسفانه میزان بومی بودن تولیدات دانشگاهی همان طور که مشاهده میشود از میزان کمی برخوردار است و این نشان دهندهی این واقعیت است که اگر چه رشد علمی ما (با فرض عاری بودن از تقلب) در سالهای اخیر غرور آفرین بوده است، ولی بیش از این که این رشد در خدمت رفع معضلات داخلی باشد، بیشتر نوعی تولید علم در جهت برآورده ساختن نیازهای بیرون از این مرز و بوم میباشد که این خود نکتهی منفی برای نظام علمی کشور میباشد.
 
سؤال پنجم تحقیق: شکست در رقابت ارتقا
 
سؤال بعدی که در این تحقیق مطرح گردیده این میباشد که در چنین شرایطی که متأسفانه سرقت ادبی و جعل مقاله تا حد زیادی رواج یافته است، افرادی که به واقع از روحیهی تحقیق برخوردار میباشند و خود را ملزم به رعایت تمامی اصول اخلاقی میکنند، در رقابت علمی کاذبی که ایجاد شده است از همتایان خود عقب افتاده و به دنبال آن نتیجهی چنین امری، معکوس شدن نماد جایگاههای افراد در واقعیت بیرونی میشود. در این شرایط افرادی سریعتر به مدارج بالاتر علمی دستیابی پیدا میکنند که توانایی بیشتری برای تولید مقالات به ظاهر علمی داشته باشند، و مسألهی خطیرتر نیز این میباشد که این شیوه آغاز یک فرآیند خطرناک علمی میباشد که نتایجی همچون موارد زیر را در بر خواهد داشت:
 
1. مشتبه شدن امر بر افراد متقلب که چون درجات بالایی را کسب کردهاند، از سطح بالای سواد و بصیرت علمی نیز برخوردارند و اگر چه بارها گفته شده است که غرور علمی خصیصهای منفی میباشد، لکن در این حالت، شقِ بدتر از آن یعنی «غرور علمی کاذب» پدید میآید که در حالتی که شخص چیزی در چنتهی خود ندارد، به سبب عناوین مختلفی چون استادیار، استاد و غیره، گمان آن را میبرد که میتواند در مقام یک استاد نقش ایفا کند و در چنین شرایطی است که تضادهای این افراد با افراد علمی که در درجات پایینتری قرار دارند، بیشتر میشود.
 
2. با توجه به مدرک گرایی افراطی کشور ما، افرادی که دارای درجات بالاتری میباشند، دسترسی به منابع قدرت و ثروت، جهت اخذ پستهای کلیدی و انجام طرحهای پژوهشی ملی بیشتر میباشد و این که نتیجهی چنین مدیریتی و نتایج پایان چنین طرحهای پژوهشی تا چه حد مورد استفاده باشد، خود نیاز به بررسی دارد. متأسفانه بسیاری از پستهای مدیریتی کشور را اساتیدی این گونه بر عهده دارند که نتیجهی امر نیز تا حدی بر همگان مشخص است. این تهدیدی بود که در سال 1386 نیز داوری اردکانی این گونه بیان میکند:
 
«نوشته اگر علمی و تحقیقی است به هر زبانی که باشد جای خود را باز میکند و اگر ساختگی و قلابی باشد، فقط به درد شهرت و تبلیغات بازار سوداگری علم -که به تازگی دائر شده است- میخورد و خدا کند که مقاله سازان و سوداگران متاع علم، راه بهره مندی و برخورداری از بودجهی پژوهش را به خود منحصر نسازند و پژوهشگران دقیق و صبور را مأیوس و منزوی نکنند.»
 
3. الگو شدن برای دانشجویان و عادی شدن مسیر پیموده شده توسط این گونه اساتید، از این رو که راه پیشرفت را در عدم اهتمام به اخلاق دانسته و بدتر از آن، متأسفانه بسیاری از دانشجویان این گونه تقلبها را اساساً تقلب نمیدانند و التزام به آن را در شرایط کنونی حماقتی میدانند که منجر به عقب ماندن از تمامی امتیازات موجود میشود.
 
4. راهبری غلط دانشجویان خود، از این رو که در موضوعاتی ادعای تخصص دارند که به واقع تخصصی وجود ندارد و مجبورند راهنمایی رسالههایی را بر عهده بگیرند که چراغی برای روشن کردن مسیرش ندارند.
 
سؤال ششم تحقیق: رعایت حقوق دانشجویان
 
در این سؤال به بررسی میزان رعایت حقوق دانشجویان توسط اساتید پرداخته شده است که متأسفانه این میزان نیز ارزش «کم» را به خود اختصاص داده است. این واقعیت نشان دهندهی آن است که درصدی از تولیدات علمی که به نام اساتید دانشگاه ثبت میشود، در واقع به نوعی سوء استفاده از دانشجویان خود تحت قالبهایی همچون تکلیف کلاسی، تحقیقات پژوهشی، مقالات مشترک، پایان نامههای دانشجویی و غیره میباشد که در بررسی کیفی که از برخی دانشجویان انجام شده است، علت اصلی این موضوع ترس دانشجو از ایجاد مشکل در مسیر ادامهی تحصیل خود میباشد.
 
سؤال هفتم تحقیق: تدوین منشور اخلاق پژوهشی
 
در این سؤال به بررسی یک راه حل پیشنهادی که در واقع تدوین اخلاق پژوهشی میباشد، پرداختهایم؛ اکثر پاسخ دهندگان به این امر معتقدند که تدوین و اجرای دقیق منشور اخلاق پژوهشی راهکار مؤثری میباشد که میتواند تا حد زیادی به وضعیت کنونی سر و سامان دهد. این پیشنهاد در واقع توسط لاریجانی(1383)، قراملکی(1383)، زاهدی(1386) و لشکر بلوکی(1387) نیز مطرح گردیده است. علاوه بر آن لاریجانی و زاهدی (1385)نیز لیستی از کمیتههای اخلاق در پژوهش (در حیطهی پزشکی) را که در کشورهای مختلف دنیا تشکیل شده است را ذکر میکنند که همگی نشان دهندهی اقبال به این مسأله میباشد. البته قابل ذکر است که اینها همه به شرط آن است که تدوین چنین منشوری نیز دستخوش بوروکراسیهای بیهوده و فرمالیته شدن در اجرا نگردد.
 
سؤال هشتم تحقیق: تأثیر آیین‌نامهی ارتقا
 
در این سؤال به نقش آیین نامهی ارتقای اساتید در ایجاد چنین ولعی برای انتشار مقالات علمی پرداخته شد، همان طور که در جدول بیان گردیده است، نمرهی ارزشی «زیاد» را به خود اختصاص داده است. این واقعیت نشان از آن دارد که سیاستهای وزارت علوم تا چه حد میتواند در شکل دهی به مسیرهای حرکت افراد نقش دهی داشته باشد. این مسألهای است که در سال 1386 نیز توسط داوری اردکانی نیز هشدار داده شد و خطر کمّی نگری در مقالات را به جهت ملاکی برای رشد علمی دانستن، مطرح و احتمال تقلب و تلاش برای افزایش تعداد مقالات توسط افراد را گوشزد کرد.
 
از طرف دیگر هدف اصلی این آییننامه افزایش نرخ تولید علم کشور و کمک به بالندگی کشور میباشد، امری که داوری اردکانی آن را نشدنی میداند چرا که اساساً علم امری تحکمی که با بخشنامه و اجبار، به بار بنشیند نیست بلکه بر عکس میتواند منجر به آن شود که افراد رفتاری کاملاً سطحی داشته باشند و تحقیقات خود را هرچند از عمق کافی برخوردار نیست، ولی به دلیل آن که میتواند موافقت یک نشریه را در بر داشته باشد، ارایه میکنند.
 
متأسفانه قبح دروغ، سرقت و اعمال غیر اخلاقی تا حدی در کشور ما شکسته شده است و این نقیصهی فرهنگی، خود منجر به کاهش حساسیت‌های مردمی و دانشگاهی نسبت به مشاهدهی این گونه رفتارها شده است، در حالی که چندی پیش وزیر دفاع آلمان (که از محبوب‌ترین سیاست مداران نیز بود) متهم به سرقت ادبی در رسالهی دکترای خود شده بود و به دلیل فشارهای زیاد مردم و گروه‌ها مجبور به استعفا شد.
 
جمع‌بندی و نتیجه‌گیری:
 
 
نتایج به دست آمده، گزارش دهندهی وضعیت نامطلوب اخلاق پژوهش در کشور میباشد که علاوه بر دلایل موردی ارایه شده برای رخداد هر یک از آسیبهای بیان شده، میتوان در نگاهی عمیقتر دلایل کلی دیگری را بیان کرد:
 
1. همچنان که فقیهی و رضایی منش (1384)نیز بیان کردهاند، دوران معاصر را دوران افول اخلاق خواندهاند که میتوان آن را یکی از پیامدهای آشکار و مشخص «افسونزدایی عصر مدرنیته» و اقبال به مکتبهایی مانند «لذتگرایی، عملگرایی و فایدهگروی» تلقی کرد، متأسفانه این نوع نگاه به دنیا و علم که به نحوی نیز بر گرفته از دیدگاه فلسفی «فرانسیس بیکن»(نقیب زاده، 1384) در نگاه ارزشی خود به علم به عنوان وسیله‌ی قدرت است، منجر به از دست رفتن ارزش واقعی علم شده است، از این رو که محقق را به این امر رهنمود می‌کند که اگر می‌توان با تقلب و ساخت مقاله (که به نوعی نماد علم می‌باشد) نیز به همان نتایج اولیه‌ی مورد نظر علم که گرفتن ارتقا و ... می‌باشد، رسید؛ پس چه نیازی به کار صادقانه است؟ با توجه به مباحث بیان شده پر واضح است که راه اصلی کاهش آفت‌های پژوهش در یک امر می‌باشد و آن هم شکل گیری درست نظام ارزشی افراد است. چنانچه فرد، درستی، صداقت و امانت را ارزش ذاتی بداند و پای‌بند به آن‌ها باشد به هیچ وجه حاضر نمی‌شود که به خاطر منافع شخصی صفای روحی خود را از بین برده و به تقلب و سرقت مبتلا شود. این امر مسأله‌ی مهمی است که همواره در تمامی مشکلات جامعه خود را نشان می‌دهد و به واقع که انسان متربی گمشده‌ی جهان کنونی می‌باشد.
 
2.  حرفه‌ای بودن، به معنای آن که شخص ارزش‌های علمی را به واقع در جان خود نهادینه کرده باشد و عامل به آن باشد، نیز می‌تواند مانع از رخداد رفتارهای غیر اخلاقی گردد. به نحوی که شخصی که واقعاً دغدغه‌ی علمی داشته و شب و روز خود را با مسأله‌ی مورد نظر درگیر است، تا به نتیجه‌ی قانع کننده نرسد به هیچ وجه حاضر نمی‌شود که از آن مسأله دست بکشد. چه برسد به این که حاضر شود نتایجی اشتباه و نادرست را منتشر سازد.
 
3. حجم بالایی از مقالات ارایه شده توسط دانشجویان، حاصل کارهای کلاسی و یا پایان نامه‌های تحقیقاتی می‌باشد که چون از بودجه‌ی بدون حساب دولتی استفاده می‌شود، دغدغه‌ای برای کاربردی بودن آن و به دنبال آن میزان درستی و صحت انجام پژوهش نمی‌باشد. متأسفانه در سال‌های اخیر نیز مشاهده شده است که با توجه به نرخ بالای ورودی‌های تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌ها و حجم بالای کارهای اساتید، در بسیاری موارد نوعی قرارداد دوطرفه‌ی نانوشته بین دانشجو و استاد مبنی بر عدم سخت‌گیری در گذراندن رساله‌ی مورد نظر بسته می‌شود، به نحوی که نه استاد از روند حاصل بر پایان نامه‌ی دانشجوی خود مطلع است و نه دانشجو نیازی به استفاده از راهنمایی‌های استاد دارد، چرا که تحقیق مورد نظر در مغازه‌های میدان انقلاب با نازل‌ترین قیمت در حال تولید می‌باشد. به نظر می‌رسد چنانچه وزارت علوم به جای متقبل شدن کل درصد هزینه‌های پژوهش درصد مشخصی از آن را منوط به اخذ موافقت یک سازمان و یا شرکت و کارخانه نماید، معضل ساختگی بودن تحقیقات و عدم کاربردی بودن تحقیق و نتایج آن تا حدی برطرف گردد.
 
4. داوری اردکانی (1386) از دو رویکرد به سیاست‌های علمی کشور نقد وارد می‌کند، اول آن که این سیاست‌ها بر مبنای اصل انباشت و افزایش کمّی پژوهش‌ها و مقالات قرار دارد و این افزایش، در آن عین پیشرفت تلقی می‌شود (این اصل در هیچ یک از فلسفه‌های علم معاصر اعتبار ندارد. پوپر، لاکاتوش، فیرابند و کوهن همگی این تلقی را مردود می‌دانند) و دوم این که این سیاست با تحکم اجرا می‌شود و واضح است که اگر با تحکم به همهی مقصودها بتوان رسید (که البته نمی‌توان رسید)، علم و تفکر تسلیم تحکم نمی‌شود و وقتی تحکم بی اساس باشد، سیر عادی امور را مختل می‌کند بی آن که به جای آن راهی بگشاید (داوری اردکانی، 1386).
 
5. متأسفانه قبح دروغ، سرقت و اعمال غیر اخلاقی تا حدی در کشور ما شکسته شده است و این نقیصهی فرهنگی، خود منجر به کاهش حساسیت‌های مردمی و دانشگاهی نسبت به مشاهدهی این گونه رفتارها شده است، در حالی که چندی پیش وزیر دفاع آلمان (که از محبوب‌ترین سیاست مداران نیز بود) متهم به سرقت ادبی در رسالهی دکترای خود شده بود و به دلیل فشارهای زیاد مردم و گروه‌ها مجبور به استعفا شد (سایت الف، 1389).
 
6. مسأله به ظاهر حاشیهای ولی کاملاً مهمی که در این بین رخ میدهد، ایجاد تشکیک در شرعی بودن و به اصطلاح حلال بودن این گونه رزقهای حاصل شده از جایگاههایی است که بر بنیاد مقالههای جعلی و نیمه جعلی بنا شده است. این امر به استناد فتاوای تمامی مراجع تقلید که نمونهای از آن در سایتها انتشار یافت (تریبون مستضعفین،1390)، جایز نمیباشد. از نگاه تربیتی این مقوله مسألهی بسیار حادتر از آنچه که تا کنون بیان شده است؛ میباشد، از این رو که بر طبق نظرات علمای اسلامی، رزق حرام تأثیرات منفی بلند مدتی را بر زندگی انسان میگذارد که به سادگی نمیتوان آنها را زدود و خود ریشهی شکلگیری بسیاری از ناهنجاریهای آینده در جامعهی کنونی میگردد.
 
7. آیین نامهی ارتقا با تمام آسیبهایی که ایجاد کرده است در ایجاد انگیزهی لازم برای محققان جهت نشر نتایج علمی خود کمک کرده است.
 
8. جامعهی مورد نظر ما در این تحقیق، دانشجویان دانشگاه بوده است و به طور قطع نتایج این تحقیق حداکثر می‌تواند به این جامعه تعمیم داده شود، از این رو نمی‌توان ادعا کرد که تولیدات علمی ما در پژوهشکده‌ها و مراکز پژوهشی خارج از رسومات دانشگاهی نیز دقیقاً از این آسیب‌ها برخوردار می‌باشند.(*)
 
منابع:
 
1. الوانی، سید مهدی؛ رحمتی، محمدحسین. (1386). فرآیند تدوین منشور اخلاقی برای سازمان. فرهنگ مدیریت، 5 (15)، 70-43.
 
[5] Hartog, mary and Winstanley, Diana, Ethics and Human Resource, "Management: Professional Development and Practice", Journal of Business & Professional Ethics, V21, N2, 2007.
2. قراملکی، احد فرامرز. (1383). خاستگاه اخلاق پژوهش. آینه میراث، 1 (27)، 17-7.
 
3. وصالی، منصور. (1387). گزارش مطالعهی اندازهگیری میزان پایبندی به اخلاق علمی در میان دانشجویان PHD در ایران. مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور: وزارت علوم و تحقیقات کشور.371021
 
4. خداپرست.(1386). اخلاق پزشکی. نشریهی اخلاق در پزشکی.
 
5. زاهدی، لادن ناز .(1386). اقدامات سوء علمی در فرآیند پژوهشهای پزشکی و نگارش مقالات: مسؤولیت حرفهای. اخلاق در علوم و فنآوری، 2 (3و4)، 80-73.
 
6. میردهقان، مهینناز.(1388). سرقت علمی؛ پیشگیری با رشد آموزش در ساختار پژوهش. مهندسی فرهنگی، 4 (33 و 34)، 17-10.
 
7. لاریجانی، باقر.(1383). نگرشی بر اخلاق پزشکی نوین. پژوهش و حوزه، (17 و 18)، 47-59.
 
8. داوری اردکانی، رضا.(1386). روزنامهی ایران (شمارهی 3710 تاریخ: 21/5/1386،صفحهی 10بخش فرهنگ و اندیشه)
 
9. لاریجانی، باقر؛ زاهدی، فرزانه.(1385). نظریبر کمیتههایاخلاقدرپژوهشدرجهانوایران. تابستان١٣٨٥؛ مجلهیدیابتولیپیدایران. دورهی٥، شمارهی٤.
 
10. فقیهی، ابوالفضل؛ رضایی منش، بهروز. (1384). اخلاق اداری: سیری در گذشته و حال. مطالعات مدیریت، (47)، 26-2.
 
11. نقیب زاده، میرعبدالحسین. (1384). نگاهی به فلسفهی آموزش و پرورش. تهران: انتشارات طهوری.
 
12. سایت خبری الف؛ بر گرفته شده در تاریخ: 10/12/1389   .www.alef.ir  
 
13. سایت خبری تریبون مستضعفین؛ بر گرفته شده در تاریخ: 7/10/1390 http://www.teribon.ir.
 
پی‌نوشت‌ها:
 
[1]Medical ethics
 
[2]Scientific Ethics
 
[3]Negligence
 
[4]Deliberate Dishonesty
 
[5]Finagling - Cooking
 
[6]Massaging - Trimming
 
[7]Plagiarism - Forgery
 
[8] Plagiarism
 
[9] Beliefs
 
[10] fChekola
 
[11] Lester
 
[12]Exact copy
 
[13]Paraphrase
 
[14]Translation
 
[15] Self-Plagiarism
 
[16]Scientific Misconduct
 
[17] Cite
 

*هادی مصدق؛ دانشجوی دکترای مدیریت آموزشی دانشگاه تربیت معلم و محمد قندهاری؛ کارشناس ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه تهران

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 3:21 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
دکتر صمدی/گزارش تحلیلی «برهان» از بررسی علل وجودی سازمان‏ها و نهادهای انقلابی؛
بازگشت به فرهنگ جهادی
با پیروزی انقلاب اسلامی الویت‏های نوینی برای جامعه‌ مطرح شد. در این میان تأسیس برخی از نهادها و سازمان‌ها نیز از اولویت‌های کشور به شمار آمد و در دستور کار دولت‌مردان قرار گرفت اما اکنون پس از گذشت سه دهه، برخی از آن‏ها مختل شده و دیگر خبری از آن‏ها نیست! ...

گروه اقتصادی برهان/ دکتر محسن صمدی؛ نظام اسلامی مانند هر نظام دیگری دارای جهان بینی، عناصر، ارکان و اجزایی است که ـ منحصر به خود بوده و ـ آن را از دیگر نظام‌ها متمایز می‌سازد. از آن‌جا که فرهنگ جهادی به عنوان فرهنگ کار و تلاش شناخته شده و در واقع جزیی از فرهنگ و نظام اسلامی است، بنابراین می‌توان گفت که این فرهنگ با مجموعه‌ی خرده فرهنگ‌هایش اعم از؛ نگرش‌ها، شیوه‌ها، بینش‌ها و عملکردهای مخصوص به خود، ناشی از یک جهان بینی و نگرشی خاص به مسایل است. این نگرش در مجموع ریشه در جهان بینی توحیدی داشته و از این نظر با سایر نظام‌های مطرح در دنیای حاضر، تفاوت اساسی دارد.

 

این مقاله با چنین رویکردی، ضمن برشماری ضرورت‌های وجودی تشکیلات در نظام اسلامی، خصوصیات و اختصاصات فرهنگ جهادی را تبیین و از این راه، تفاوت بین اهداف و عملکردهای دولت در نظام اسلامی با سایر نظام‌ها، نکات مثبت و مزیت‌های تطبیقی هر یک را مشخص می‌نماید.
 
انقلاب اسلامی ایران، تجربه‌ی نوینی پیش روی تاریخ
 
مبدأ تحولات مهم در تاریخ معاصر ایران، انقلاب اسلامی بوده است. تحولاتی که در هیچ برهه‌ای از تاریخ، به استثنای زمان کوتاهی در صدر اسلام، نظام حکومتی مبتنی بر آن با شعارهای عدالت خواهی و برقراری تعادل و قسط، تجربه نشده بود. این انقلاب از یک نظر دیگر نیز استثنا است و آن این‌که برخلاف سایر انقلاب‌ها، بنیان‌گذاری، نظریه پردازی و رهبریت آن در یک فرد جمع شده بود و بدین لحاظ الگوی جدیدی را پیش روی تاریخ قرار داد که نیاز به سال‌ها تجزیه و تحلیل، آن هم از ابعاد مختلف و گوناگون دارد. اینک پس از گذشت ثلث قرن از شروع این نهضت، تحلیل رویدادها و نهادهای ایجاد شده و عملکرد آن‌ها در طول زمان، بسیار مهم و راهگشاست. چرا که وجود آن‌ها را می‌توان پاسخی به مقتضیات و نیازهای انقلاب دانست که نه بر اساس تصادف، بلکه بر پایه‌ی استنباط فقهی حاصل از درک عمیق یک مصلح و فقیه جامع الشرایط از شرایط زمان و مکان بوده است. طرف ان که در این دوران، از یک طرف شاهد تحدی و حریف طلبی مدعیانی هستیم که جهان را عرصه‌ی بی‌رقیب تئوری‌های خود یافته و انسان ساخته دانسته و سرخوش از پیروزی به در کردن ایدئولوژی کمونیسم از میدان، سایر عقاید غیر مادی را به مبارزه می‌طلبند و از طرف دیگر، بیداری اسلامی با الهام از تجربیات انقلاب ایران، روز به روز گسترش یافته و صلای بازگشت به خویشتن خویش و پیشینه‌ی اصیل اسلامی خود را سر داده است.
 
بررسی علل وجودی سازمان‌ها و نهادهای دولتی
 
سازمان‌ها و نهادها به طور معمول برای خود اهداف و به اصطلاح فلسفه‌ی وجودی مشخصی دارند، به طوری که وجود و تداوم فعالیت آن‌ها به وسیله‌ی علت ایجادی اولیه، توجیه می‌شود. نگاهی به تاریخچه و علت پیدایش دستگاه‌های اداری در ایران نشان می‌دهد که ساختار و تشکیلات اجرایی کشور در قالب وزارتخانه‌های بخشی، در اوایل قرن حاضر به وجود آمده است. این وزارتخانه‌ها مانند بسیاری از پدیده‌های وارداتی دیگر، نه بر اساس نیازهای حقیقی و مقتضیات جامعه‌ی خودی، بلکه با الگو پذیری از نمونه‌های غربی، بعضاً از روی نمونه‌های مشابه خارجی و برخی نیز توسط مستشاران غربی، بدون توجه به ارزش‌ها و فرهنگ بومی در کشور پیاده شده است.[1]
 
اهداف و تشکیلات توسعه‌ی کشاورزی و عمران بعد از انقلاب اسلامی
 
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357، آرمان‌ها و اولویت‌های نوینی مطرح شد که با الهام از نارضایتی از توسعه‌ی فضای نظام سرنگون شده، خواستار توقف مهاجرت‌های بی‌رویه‌ی روستاییان، تهدید رشد پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ و دسترسی عادلانه‌ی تمام جمعیت در پهنه‌ی سرزمین به مواهب توسعه بود. در این رابطه دست زدن به ابتکاراتی به منظور برقراری عدالت اجتماعی نظیر: اختصاص درآمد یک روز نفت به استان‌ها، تشکیل بانک‌های استان و تأسیس نهاد‌های انقلابی از قبیل: جهاد سازندگی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و بنیاد مستضعفان را می‌توان نام برد که رویکرد مردمی و عدالت منطقه‌ای را وجهه‌ی همت خود قرار دادند. هم‌چنین طرح شعار «کشاورزی محور اصلی توسعه»، که حفظ استقلال و امنیت غذایی کشور با اتکا به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی استوار بود، بازتاب جنبه‌های عدالت محور در اهداف توسعه به شمار می‌آمد. بدیهی است که رویکرد غالب در همه‌ی این طرح‌ها، در جهت محرومیت زدایی و ایجاد تعادل‌های منطقه‌ای بود که در نهایت و به عنوان یک اصل کلی، به بازنگری در تشکیلات و روش‌های اداری سنتی بازمانده از رژیم ستم شاهی و استقبال از تشکیل نهادهای چابک، سیال و ارزش مدار انجامید.
 
علل وجودی نهادهای انقلاب اسلامی
 
یکی از علل وجودی نهادهای مردم‌گرا، پس از انقلاب اسلامی، خصلت «مردمی بودن» این نهادها بود که علی‌رغم وجود دستگاه‌های بخشی با وظایف نسبتاً مشابه و موازی، بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب به فرمان حضرت امام خمینی(ره) ایجاد گردیدند. از جمله‌ی این نهادها می‌توان نهاد مقدس جهاد سازندگی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و کمیته‌ی امداد امام خمینی(ره) را نام برد. دلایل موفقیت نهادهای یاد شده بیش‌تر در پرکردن خلاء دستگاه‌هایی بود که هدف نهایی خود را افزایش تولید بخشی قرار داده و نگرش ابزاری به انسان داشتند. به‌طور کلی می‌توان گفت که نهادهای بنا شده با الهام از مبانی ارزشی اسلام، «انسان محور» بودند، نه «تولید محور».
 
در این‌جا باید توجه داشت که مقصود، کم بها دادن به تولید نیست، بلکه هدف بیان تفاوت بین دو نگرش «تولید در خدمت انسان» و یا «انسان در خدمت تولید» است. بدیهی است هریک از این دو نگرش، لوازم و پیامدهای خاص خود را طلب می‌کند.
 
تشکیل جهاد سازندگی
 
در پاسخ‌گویی به همین خلاءها بود که در اوایل انقلاب نهادهایی به وجود آمد که بیش از آن‌چه که دغدغه بخشی در جهت افزایش تولید داشته باشند، دغدغه‌های مردمی و عدالت‌گرا داشتند. جهاد سازندگی، یکی از این نهادها بود. این نهاد اگرچه به دلیل اولویت‌های اجرایی ناشی از خرابی‌ها هرگز فرصت نیافت فلسفه و زیربنای فکری فعالیت‌ها و آرمان‌های خود را مکتوب کند، اما در حیطه‌ی عمل توانست به صورتی درون یافت، از آخرین دست‌آوردهای ارزشی تفکر عدالت‌گرا که عبارت از «انسان محوری» و «مشارکت مردمی» است، در مراحل برنامه ریزی، سازمان‌دهی و اجرا، به نحو بارزی بهره برداری نماید.
 
 شاخصه های نهادین در جهاد سازندگی
 
جهاد سازندگی، به یقین تجربه‌ی گران‌قدری از الگوی برپایی تشکیلات سازمانی برای اداره‌ی حکومت اسلامی است که تشکیل آن بر اساس یک بینش عمیق از مفهوم حکومت ولایت فقیه بوده و چنین نهاد بالقوه‌ای از ملزومات اداره‌ی هر کشور اسلامی است. ویژگی‌های این نهاد را اگر بخواهیم به طور خلاصه مرور کنیم، در شاخصه‌های زیر بروز و ظهور می‌یابد:
 
- بالندگی، خلاقیت و ابتکار در رویارویی با عرصه‌های جدید؛
 
- پویایی و سیالیت در سازمان دهی، مطابق نیازهای زمان؛
 
- شکل پذیری و آمادگی در مدیریت بحران؛
 
- نظم سلسله مراتبی و مدیریت پذیری، در عین بهره‌مندی از مدیریت مشارکتی.
 
جهاد سازندگی، به یقین تجربه‌ی گران‌قدری از الگوی برپایی تشکیلات سازمانی برای اداره‌ی حکومت اسلامی است که تشکیل آن بر اساس یک بینش عمیق از مفهوم حکومت ولایت فقیه بوده و چنین نهاد بالقوه‌ای از ملزومات اداره‌ی هر کشور اسلامی است.
 
   جمع بندی
 
1.  جهاد سازندگی یکی از نهادهای جوشیده از متن انقلاب اسلامی و یادگار ارزشمند معمار و نظریه پرداز این انقلاب است. دفاع از فرهنگ جهادی و عملکردهای منبعث از مبانی ارزشی آن در شرایط حاضر، به خصوص در راستای جهاد اقتصادی، از اهم وظایف آن می‌باشد.
 
2.  تشکیلات نظام اسلامی، بر پایه‌ی نیاز محوری و مردم‌گرایی استوار است. تشکیلات صرفاً بخش محور بدون توجه کافی به عنصر عدالت و دغدغه‌ی رفع محرومیت، نمی‌تواند مناسب یک نظام اسلامی باشد.
 
 3. کارآمدی نظام اسلامی در گرو بازنگری آگاهانه در تشکیلات سنتی، نهاد سازی مناسب و ایجاد تشکیلات حکومتی کارآمد و منطبق بر استراتژی‌های نظام است.
 
 به عنوان نتیجه و خلاصه می‌توان مدعی شد که مهم‌ترین دست‌آورد جهاد سازندگی، تجربه‌ی موفق یک الگوی بومی در نهادسازی است که بر اساس اصل عدالت و مردم محوری، به رفع تنگناها و محرومیت‌ها پرداخته و اهداف بخشی تولید و افزایش سرمایه را اگرچه با ارزش، اما به عنوان اهداف فرعی و تبعی در اهداف خود قرار داده است. بر این اساس منطقی است که هرگونه تجدید ساختار در تشکیلات دولتی با عملکرد و بار ارزشی، مبنا و محور قرار گیرد. عملکرد برتر جهاد سازندگی در عرصه‌های گوناگونی از قبیل: سازندگی، جنگ و دفاع مقدس، بازسازی، اقتصاد و تولید، خودکفایی و مهم‌تر از همه، پویایی و سیالیت در بازسازی مناطق محروم، می‌تواند الگویی برای تشکیلات ارزشی و بهره ور باشد.  
 
بر اساس این تفکر، چنان‌چه تجربه‌ی جهاد سازندگی، مشروط برآن‌که با پشتوانه‌ی علمی و تئوریک همراه گردد، به عنوان یک الگوی عملی می‌تواند در نظریات سازمان و مدیریت مورد استفاده قرار گیرد. تلفیق تجربیات عملی با نظریات علمی در این زمینه، می‌تواند آمیزه‌ی مبارکی باشد که حاصل آن، محرومیت زدایی و عدالت اجتماعی بوده و به دنبال آن رشد و توسعه‌ی اقتصادی را نیز به بار خواهد آورد. متأسفانه با اداری شدن و گستردگی تشکیلات دولتی، بیم آن می‌رود که این تفکر به ضرر اهداف مردمی و اولیه‌ی خود، رنگ ببازد. ـ هنوز دیر نیست. ـ بی‌شک این تجربه با تئوری‌های کلیشه‌ای غرب هماهنگی و هم‌خوانی ندارد اما هرگز از ارزش و اهمیت آن به عنوان تجربه‌ی آشکار در نظام اجرایی و حکومت اسلامی، کاسته نخواهد شد.


پی‏نوشت
 
1-  فلسفه‌ی دستگاه‌های توسعه در دوران معاصر ایران (قبل از انقلاب اسلامی) را باید در تکوین برنامه‌ی توسعه‌ی ملی جست‌وجو کرد. در پی انقلاب مشروطیت و خواست مردم مبنی بر جبران عقب ماندگی از ملل مترقی جهان، زمینه‌ی ایجاد حکومتی متمرکز و مقتدر با حمایت بیگانگان فراهم شد. با استقرار دولت خودکامه و شبه مدرنیستی رضا شاه، اشاعه و حمایت از سرمایه داری نوین در کشور فراگیر شد. قدرت مرکزی با به کارگیری دیوانسالاری نوین و ارتش جدید به سرکوب قدرت‌های منطقه‌ای و تمرکز اداری و سیاسی کشور پرداخت. پیامد این امر، تکیه بر تشکیلات بخشی، به جای توجه به نیازهای منطقه‌ای و واقعیت‌های زندگی مردم بود. پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایران از جمله اولین کشورهای منطقه بود که حتی پیش از چین و هند، اولین قانون برنامه‌ی هفت ساله‌ی کشور را به اجرا گذاشت. این برنامه متکی به گزارش شرکت مشاوره‌ی آمریکایی «موریسن نودسن» و با حمایت مالی بانک جهانی بود که در سال 1327تصویب شد اما به رغم ادعای دو هدف پایه‌ای در این برنامه، مبنی بر بالا بردن سطح زندگی و تعدیل در توزیع ثروت، که تا اندازه‌ای اهداف ارزشی داشتند، جز پایه گذاری نخستین قطب کشاورزی در ناحیه‌ی دشت مغان، اقدام چشم‌گیر دیگری در جهت تعادل و توازن ثروت بین مناطق و کم کردن فاصله‌ی محرومیت صورت نگرفت. این وضع کمابیش برای سایر برنامه‌های عمرانی 5 گانه‌ی قبل از انقلاب ادامه داشت. حتی طرح نسبتاً موفقی که در دهه‌ی 50 هم‌زمان با افزایش چشم‌گیر قیمت نفت از سوی شرکت فرانسوی «ستیران» به عنوان چشم انداز طرح آمایش سرزمین برای افق 1381 نوشته شد، بیش از آن‌چه که رویکرد مردمی داشته باشد، با رهیافت توسعه‌ی واردات و در مسیر شاهراه‌های ورود کالا از بنادر جنوب به پهنه‌ی کشور طراحی شده بود که نتیجه‌ی آن قطبی شدن توسعه در بعضی از محورهای خاص بود. در مجموع، واقعیت این است که برنامه‌های عمرانی در ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها موفق به ایجاد تعادل‌های منطقه‌ای نشدند، بلکه حتی به تشدید نابرابری‌ها و قطبی شدن فعالیت‌های فضایی و بخشی یاری رساندند. در حالی‌که حضور و نفوذ آمریکاییان در سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌ها در این دوران مشهود است، تفوق دیدگاه‌های بخشی، برنامه‌ریزی از بالا، برنامه‌های تمرکزگرا، رجحان رشد اقتصادی بر توزیع عادلانه‌ی درآمد و ثروت، اولویت صنعت بر کشاورزی و پروژه‌های با مقیاس بزرگ با فن‌آوری سرمایه بر و محیط- ستیز، از خصوصیات مهم برنامه‌ریزی برای توسعه‌ی اقتصادی در این دوران محسوب می‌شود.(*)
 

*دکتر محسن صمدی؛ استاد دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:27 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
مهدی جمشیدی/ گامی در راستای تولید «علوم‌‌انسانی‌اسلامی»(4)؛
یک برنامه‌ی پیشنهادی برای تولید«جامعه‌شناسی اسلامی»
ما نه تسلیم و مطیع علوم انسانی غربی می­‌شویم و نه به طور کلّی آن را رد و طرد می‌­کنیم، بلکه هوشمندانه و مؤمنانه، مفاد و مضامین آن را از نظر می­‌گذرانیم و هر آنچه که به کار تکوین و تولید علوم انسانی اسلامی برآید را برمی­‌گزینیم. مقام معظم رهبری بر این باور هستند که می‌­باید از دستاوردهای غرب در زمینه‌­ی علوم انسانی، بهره‌­برداری کرد.
گروه فرهنگی – اجتماعی برهان/ مهدی جمشیدی؛ در این بخش پایانی، یک برنامه‌‌ی پیشنهادی برای تولید جامعه‌‌شناسی‌اسلامی ارائه شده است، اما از آنجا که ماهیت برنامه‌‌ی نظری، می‌‌تواند متأثر از رویکردهای گوناگونی باشد، سیاست‌‌های کلان حاکم بر برنامه‌‌‌‌ی تولید جامعه‌‌شناسی‌اسلامی نیز ارائه گردیده است.
 
9. برنامه‌‌ی حوزه‌­ی تمحّض علمی:
 
برنامه‌‌ی حوزه‌­ی تمحّض علمی در سه قلمرو نظری معطوف به جامعه­‌شناسی اسلامی تعریف شده اشت: «قلمرو اکتشاف و تحلیل»، «قلمرو نقادی و دفاع»، و «قلمرو نظریه‌­پردازی». در ذیل هر یک از این قلمروها، تلاش­‌های نظری و فعالیت‌­های علمی ویژه­‌ای صورت خواهد گرفت.
 
1-9. در قلمرو اکتشاف[34]و تحلیل[35]
 
الف) «استخراج»، «ساختاربندی» و «بسط» مواریث علمی و تجربه انباشته‌­ی بازمانده از علامه شهید مرتضی مطهری(رحمه­‌الله علیه) درحوزه‌­ی نظریه‌­ی اجتماعی به همراه مبادی و مبانی فلسفی آن.
 
ب) «استخراج»، «ساختاربندی» و «بسط» مواریث علمی و تجربه­‌ی انباشته­‌ی بازمانده از علامه محمدتقی جعفری(رحمه­‌الله علیه) در حوزه‌­ی نظریه‌­ی اجتماعی به همراه مبادی و مبانی فلسفی آن.
 
2-9. در قلمرو نقادی[36] و دفاع[37]
 
الف) ابطال مستدل و نقد عالمانه­‌ی «جامعه­‌‌شناسی سکولار» به عنوان انگاره‌­ی علمی معارض در دو عرصه‌­ی مبادی و مبانی فلسفی جامعه­‌شناسی سکولار و رهیافت‌­های جامعه‌­شناسی سکولار.
 
ب) پاسخ­‌دهی به عمده­‌ی اشکالات و معضلات نظری مطرح شده درباره­ی جامعه­‌شناسی اسلامی.
 
ج) حضور و آمادگی کامل برای «مواجهه­‌ی انتقادی» و «مناظره­‌ی علمیِ» شفاف با تمام هواداران وطنیِ جامعه­شناسی سکولار و همچنین انگاره­های جامعه­‌شناختی رقیب.
 
 3-9. در قلمرو نظریه‌­پردازی[38]
 
الف) تولید نظریه­ی اسلامی در حوزه­‌ی «فلسفه­‌ی علم اجتماعی»؛
 
ب) تولید «رهیافت نظری» در حوزه­‌ی جامعه­شناسی اسلامی؛
 
ج) تولید سه «نظریه­‌ی اجتماعیِ» معطوف به واقعیت اجتماعی در چارچوب انگاره­‌ی جامعه‌­شناسی اسلامی.
 
در جدول زیر،  سرفصل‌های اصلی برنامه‌ی حوزه­ی تمحّض علمی را نمایش داده شده است:
  
 
ردیف
 
قلمرو تلاش نظری
 
ردیف
 
محتوای تلاش نظری
 
عنوان­های پژوهشی
 
مقطع زمانی
(سال شمسی)
شروع
پایان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
1
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اکتشاف و تحلیل
 
 
 
 
 
 
 
1-1  
 
 
 
 
 
 
«استخراج»، «ساختاربندی» و «بسط» مواریث علمی و تجربه انباشته‌­ی بازمانده‌از علامه شهید مرتضی مطهری(رحمه‌‌الله علیه) در حوزه‌­ی نظریه­‌ی اجتماعی به همراه مبادی و مبانی فلسفی آن
 
1-1-1. بنیادهای اجتماعی وقوع انقلاب اسلامی در نظریه­‌ی علامه مطهری
[انجام شد]
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
1390
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
1395
2-1-1. نظریه­‌ی فرهنگی علامه مطهری
[انجام شد]
 
3-1-1. تحلیل کنش فرهنگی علامه مطهری
[انجام شد]
 
4-1-1. فلسفه­‌ی علم اجتماعی از منظر علامه مطهری
 
5-1-1. جامعه‌­شناسی دین از منظر علامه مطهری
 
 
 
 
 
2-1
«استخراج»، «ساختاربندی» و «بسط» مواریث علمی و تجربه انباشته‌­ی بازمانده‌از علامه محمدتقی جعفری(رحمه‌الله علیه) در حوزه‌­ی نظریه­‌ی اجتماعی به همراه مبادی و مبانی فلسفی آن
 
1-2-1. فلسفه‌­ی علم اجتماعی از منظر علامه جعفری
 
2-2-1. نظریه‌­ی اجتماعی علامه جعفری
3-2-1.جامعه‌­شناسی دین از منظر علامه جعفری
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
2
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نقّادی و دفاع
 
 
 
1-2
ابطال مستدل و نقد عالمانه‌­ی «جامعه­‌شناسی سکولار» به عنوان انگاره­‌ی علمی معارض در دو عرصه‌­ی مبادی و مبانی فلسفی جامعه‌­شناسی سکولار و رهیافت‌­های جامعه‌­شناسی سکولار
 
1-1-2- تضادّهای جامعه‌­شناسی سکولار با اسلام
 
 
 
 
 
 
 
 
1392
 
 
 
 
 
 
 
1400
2-1-2.نقدی بر نظریات عبدالکریم سروش در زمینه‌­ی علوم انسانی اسلامی
 
 
2-2
پاسخ­ دهی به عمده­‌ی اشکالات و معضلات نظری مطرح شده درباره‌­ی جامعه‌­شناسی اسلامی
 
 
نگارش مقاله
 
 
 
3-2
 
حضور و آمادگی کامل برای «مواجهه­‌ی انتقادی» و «مناظره­ی علمیِ» شفاف با تمام هواداران وطنیِ جامعه­‌شناسی سکولار و همچنین انگاره­‌های 
جامعه‌­شناختی
رقیب
 
 
 
مناظره­‌ی علمیِ
 
 
 
 
 
3
 
 
 
 
 
 
نظریه‌­پردازی
 
1-3
تولید نظریه‌­ی اسلامی در حوزه­‌ی «فلسفه‌ی علم اجتماعی»
 
فلسفه‌­ی علم اجتماعی با رویکرد اسلامی
 
 
 
 
 
 
1395
 
 
 
 
  
 
1400
 
 
2-3
تولید «رهیافت نظری» در حوزه‌­ی جامعه‌­شناسی اسلامی
 
«رهیافت نظری» در جامعه­شناسی اسلامی
 
 
3-3
تولید سه «نظریه‌­ی اجتماعیِ» معطوف به واقعیت اجتماعی در چارچوب انگاره‌­ی جامعه‌­شناسی اسلامی
 
فهم فرهنگ به مثابه یک واقعیت اجتماعی
[انجام شد]
 
جامعه‌­شناسی دفاع مقدس
 
جامعه‌­شناسی فرهنگ
 
 
10. سیاست‌‌­های کلان[1] حاکم بر برنامه‌‌‌ی حوزه‌­‌ی تمحّض علمی:
 

1-10. تکیه‌‌­ی بنیادی بر «ایدئولوژی اسلامی»[2] 

 
مرزبندی روشن با سایر جریان‌­‌های فکری منتقد علوم اجتماعی سکولار که «اصالت اسلامی» ندارند، به ویژه اخباری‌‌­ها، هایدگری­‌ها و پست­‌مدرن‌­های وطنی از جمله سیاست‌­‌های کلان این پروژه است. در واقع، ما برآنیم که تنها بر «ایدئولوژی اسلامی» تکیه کنیم و از التقاط معرفتی، به شدّت پرهیز نماییم. مقام معظم رهبری حین رویکرد را مطالبه نموده و تصریح کرده‌­‌اند که باید مبانی علوم انسانی مطلوب خویش را از «قرآن کریم» برگیریم و در «بنیان‌‌­ها»[3]، وام‌­دار نظام معرفتی دیگری نباشیم:
 
«ریشه و پایه و اساس علوم‌‌انسانى را در قرآن باید پیدا کرد. یکى از بخش‌‌­هاى مهم پژوهش قرآنى این است. باید درزمینه‌‌‌هاى گوناگون به نکات و دقائق قرآن توجه کرد و مبانى علوم انسانى را در قرآن‌‌کریم جستجو کرد و پیدا کرد. این یک کار بسیار اساسى و مهمى است. اگر این شد، آن وقت، متفکرین و پژو‌هندگان و صاحب­‌‌نظران در علوم مختلف انسانى می­‌توانند بر این پایه و براین اساس، بناهاى رفیعى را بنا کنند. البته آن‌­وقت می‌­‌توانند از پیشرفت‌­هاى دیگران، غربى‌‌‌ها و کسانى که در علوم انسانى پیشرفت داشتند، استفاده هم بکنند، لکن مبنا باید مبناى قرآنى باشد»[4]
  
2-10. «مواجهه‌­ی گزینش­‌گرانه»[5] با علوم انسانی غربی
 
ما نه تسلیم و مطیع علوم انسانی غربی می­‌شویم و نه به طور کلّی آن را رد و طرد می‌­کنیم، بلکه هوشمندانه و مؤمنانه، مفاد و مضامین آن را از نظر می­‌گذرانیم و هر آنچه که به کار تکوین و تولید علوم انسانی اسلامی برآید را برمی­‌گزینیم. مقام معظم رهبری بر این باور هستند که می‌­باید از دستاوردهای غرب در زمینه‌­ی علوم انسانی، بهره‌­برداری کرد:
 
«این که ما گاهى می­گوییم بیگانه‌‌ستیزى یا بیگانه‌‌گریزى، معنایش این نیست که ما از دانش و دستاورد او خودمان را محروم کنیم؛ ابداً. من بارها گفته‌‌ام ما کاملاً حاضریم شاگردى کنیم، براى این‌­که یاد بگیریم؛ منتها همیشه نباید شاگرد بمانیم.»[6]
 
«هیچ ایرادى هم ندارد که ما از روان‌‌شناسى و جامعه‌‌شناسى و فلسفه و علوم ارتباطات وهمه‌‌ى رشته‌‌هاى علوم انسانى که غرب، ایجاد و تولید کرده یا گسترش داده، استفاده‌ کنیم. من بارها گفته‌‌ام که ما از یادگیرى، به هیچ وجه، احساس سرشکستگى نمی­‌کنیم. لازم است یاد بگیریم؛ از غرب یاد بگیریم، از شرق یاد بگیریم.»[7]

3-10. تلاش نظری «متراکم» و «فشرده»
 
جبران عقب­‌ماندگی­‌های علمی چند صد ساله، به صورت طبیعی و معمول، نیازمند زمانی طولانی است، اما ما نباید تمام اقتضائات را غیرشکننده و تغییرناپذیر بینگاریم. از این رو، برآنیم تا در برهه­‌ی زمانی اندکی، یک گام بلند و تاریخی به پیش برداشته و تحولی بنیادی را رقم بزنیم. به تعبیر مقام معظم رهبری، باید به دنبال «جهش علمی»[8]و استفاده از «راه­های میان­بر»[9] باشیم تا بتوانیم در «پنجاه سال» آینده، به «مرجع علمی مقتدر» در سطح جهانی تبدیل شویم:
 
«باید حرکت، یک حرکت سریعى باشد. [...] دانشگاه‌‌ها و مراکز تحقیقاتى در همه‌‌ى زمینه‌‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌‌ى بخش‌هایى که براى کشور مورد نیاز است،بایستى همتشان را در تحقیق و علم، افزایش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشمشان ومد نظرشان قرار بدهند؛ کار را باید متراکم‌­تر کنند.»[10]

 
«توقّعم از جامعه‌­ی علمی کشور این است که تا پنجاه سال دیگر، صادرکننده‌­ی علم به دنیا باشیم، و این امری است که محال نیست. الآن شما به خودتان مراجعه کنید؛ اگر دیدید که این حرف به نظرتان ناممکن و محال می‌‏آید، بدانید که هنوز آن فرهنگ تحمیلی در ذهنتان هست که بگویند شما نمی‌‏توانید، عُرضه ندارید. این فرهنگ تحمیلی را باید بزداییم.»
 
 کاملاً ممکن است. ما دچار زمامداران فاسد، حکومت استبداد و دولت­‌های وابسته به غرب و آمریکا بودیم. هر جا خواستیم استعداد خود را در طول صد و پنجاه ودویست سال اخیر - که دوران تولّد و رشد علم است - شکوفا کنیم، بر سرش کوبیدند.[...] ان‏شاءالله به فضل الهی و به برکت نظام اسلامی و انقلاب، در آینده اینکارها خواهد شد؛ این سرنوشت قطعی کشور ماست[11]
 
4-10. تمرکز بر تولید «برونداد مکتوب»
 
 به جای سخنرانی و مصاحبه و میزگرد و مناظره و بروندادهای دیگری از این دست، می­‌باید تلاش و توان در راستای عرضه­‌ی «برونداد مکتوب» تمرکز یابد و این نقطه به عنوان نقطه‌­ی کانونی و کلیدی محصولات و تولیدات محقق تعریف شود. از این رو، انتشار آثار علمی فاخر و عمیق در حوزه­‌ی جامعه­شناسی اسلامی در دستور کار قرار دارد.
 
5-10. «تمحض‌‌­گرایی»
 
 پراکنده‌­کاری و تشتّت مطالعاتی، امکان عرضه­‌ی تولیدات عمیق و تاریخ‌­ساز را می‌ستاند. به همین سبب، «تمحض­‌گرایی» یکی از سیاست­‌های کلان پروژه‌­ی مطالعاتی به شمار می­‌آید و وارد شدن در عرصه­‌های معرفتی دیگر، مجاز نمی­باشد.(*)
  
منابع:
 
1. قرآن کریم
 
2. آرون، ریمون؛ مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه‌­شناسی؛ ترجمه‌­ی باقر پرهام؛ تهران: علمی و فرهنگی؛ ١٣٨١.
 
3. پارکر، جان؛ ساخت­‌یابی؛ ترجمه حسین قاضیان؛ تهران: نی، ١٣٨٦.
 
4. بستان نجفی، حسین ؛ گامی به سوی علم دینی(1): ساختار علم تجربی و امکان علم دینی؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ چاپ اول؛ 1384.
 
5. گامی به سوی علم دینی(2): روش بهره­‌گیری از متون دینی در علوم اجتماعی؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ چاپ اول؛ 1390.
 
6. پارسانیا، حمید؛ پناهی، محمد حسین؛ میرسپاه، اکبر؛ «بومی‌‌سازی جامعه‌‌شناسی»؛ فصلنامه‌­ی علمی-تخصصی معرفت فرهنگی- اجتماعی؛ سال اول؛ شماره‌­ی اول؛ زمستان 1388.
 
7. پارسانیا، حمید؛ کچویان، حسین؛ بستان نجفی، حسین؛ نشست تخصصی با عنوان «پارادایم جامعه ‌شناسی‌اسلامی: چیستی و روش‌شناسی»؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ 29 خرداد سال 1389؛ برگرفته از:
 http://www.rihu.ac.ir
 
8. جمشیدی؛ مهدی؛ بنیادهای اجتماعی وقوع انقلاب اسلامی در نظریه‌­ی علامه مطهری؛ تهران: دانشگاه امام صادق(ع)؛ چاپ اول؛ 1390.
 
9. رشاد، علی­‌اکبر؛ «فلسفه‌‌­ی مضاف» در: فلسفه­‌های مضاف، جلد اول؛ تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ چاپ اول؛  1385.
 
10. دین‌‌­پژوهی معاصر: درنگی در گفتمان­‌های سه­‌‌گانه‌­ی متجمّد، متجدّد و مجدّد؛ تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
 
 11. «معیار علم دینی»؛ فصل‌نامه‌­ی ذهن؛ سال نهم؛ شماره یکم؛ 1387؛ صص 5-12.
 
12. ریتزر، جورج؛ نظریه­‌ی جامعه­‌شناسی در دوران معاصر؛ ترجمه‌­ی محسن ثلاثی؛ تهران: علمی؛ ١٣٨٠.
 
13. روشه، گی؛ سازمان اجتماعی: مقدمه­ای بر جامعه‌­شناسی عمومی؛ ترجمه­ی هما زنجانی­زاده؛ چاپ پنجم؛ ١٣٨٩.
 
14. مقدمه‌‌ای بر جامعه‌‌شناسی‌عمومی: کنش اجتماعی و سازمان اجتماعی؛ ترجمه‌­ی هما زنجانی‌‌زاده؛
 
15. رجبی، محمود، و دیگران؛ درآمدی به جامعه­‌شناسی اسلامی: مبانی جامعه‌­شناسی؛ تهران: سمت؛ 1388.
 
16. رجبی، محمود، و دیگران؛ تاریخ تفکر اجتماعی در اسلام؛ تهران: سمت، چاپ ششم؛ 1385.
 
17. [حضرت آیت­الله]خامنه­ای، سیدعلی؛ بیانات عمومی، برگرفته از:
 
18. ساجدى، ابوالفضل؛ «اسلامى‌‌‏سازى علوم انسانى: آسیب‏‌‌شناسى»؛ ماهنامه‌­ی علمی-ترویجی معرفت؛ سال بیستم؛ شماره 167؛ آبان 1390؛ صص 61ـ71.
 
19. سروش، عبدالکریم؛ درس­‌هایی در فلسفه‌­ی     علم‌‌­الاجتماع: روش تفسیر در علوم اجتماعی؛ تهران: نی؛ چاپ اول؛ 1374.
 
20. همان، تفرّج صُنع؛ گفتارهایی در اخلاق و صنعت و علم انسانی؛ تهران: موسسه فرهنگی صراط؛ چاپ سوم؛ 1373.
 
21. همان، فربه­تر از ایدئولوژی؛ تهران: مؤسسه‌ی فرهنگی صراط؛ چاپ سوم؛ 1375.
 
22. همان، «اسلام و علوم اجتماعی؛ نقدی بر دینی کردن علم» در: علم دینی؛ دیدگاه­ها و ملاحظات؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه؛ چاپ اول؛ 1385.
 
23. همان،«راز و ناز علوم انسانی»؛ مهر ماه 1389؛ برگرفته از:
http://www.drsoroush.com/Persian/By_DrSoroush/P-NWS-13890712-RazVaNazOloomEnsani.html.
 
24. سلیمانی امیری، عسکری؛ منطق و معرفت­‌شناسی از نظر حضرت آیت­الله مصباح‌­یزدی: به ضمیمه‌­ی روش­‌شناسی علوم؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؛ چاپ اول؛ 1388 .
 
25. شجاعی‌­زند، علیرضا؛ «اندیشه‌­ی اجتماعی، دانش جامعه‌­شناختی». مجله‌­ی دانشکده‌­ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت معلم. سال دوازدهم. شماره‌­ی ٤٤. بهار ١٣٨٣؛ صص١-٣٧.
 
26. طالبان، محمدرضا؛ «جامعه­شناسی اسلامی: طرحی بزرگ با بضاعتی اندک»؛ صص 27 تا 33.کتاب ماه علوم اجتماعی؛ اردیبهشت و خرداد 1382؛ شماره­‌های 67 و 68؛
 
27. مصباح یزدی، محمدتقی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌­الملل سازمان تبلیغات اسلامی،١٣٧٩.
 
28. آموزش فلسفه؛ جلد اول؛ تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌‌الملل؛ چاپ یازدهم؛ 1389.
 
29. همان،«تعریف علوم انسانی، سلسله مراتب علوم انسانی و نقش دین در علوم انسانی»؛ مبانی فلسفی علوم انسانی: گفت­و­گوها؛ قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؛ چاپ اول؛ 1389؛ صص 88-106.
 
30. همان، «رابطه­‌ی ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی با علوم انسانی»؛ حوزه و دانشگاه: مجموعه مقالات و مصاحبه‌­های برگزیده؛ کتاب اول؛ قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه؛ چاپ اول؛ 1378. صص 74-90.
 
31. همان، علم و دین: رابطه، مرزهای دلالت و انتظارات حوزه و دانشگاه: مجموعه مقالات و مصاحبه‌­های برگزیده؛ کتاب اول؛ قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه؛ چاپ اول؛ 1378.صص 112-125. 
32. کاف، ای.سی.؛ شاروک، دبلیو.دبلیو.؛ فرانسیس، دی. دبلیو.؛ چشم‌­اندازها‌یی در جامعه‌­شناسی. ترجمة بهزاد احمدی و امید قادرزاده. تهران: کویر؛ ١٣٨٨.
  
33. کرایب، یان؛ نظریه اجتماعی مدرن: از پارسونز تا هابرماس؛ ترجمه عباس مخبر؛ تهران: آگه؛ ١٣٨٦.
 
34. کچوئیان، حسین؛ کندوکاو در ماهیت معمایی ایران: جهانی‌‌سازی، دموکراسی‌‌سازی و جامعه شناسی سیاسی ایران؛ قم: مؤسسه بوستان کتاب؛ ١٣٨٣.
 
35. همان، تجددشناسی و غرب‌شناسی: حقیقت‌‌های متضاد؛ تهران: امیرکبیر؛ چاپ اول؛ 1389.
 
36. همان، ت‍طورات‌ گ‍ف‍ت‍م‍ان‌­ه‍ای‌ ه‍وی‍ت‍ی‌ ای‍ران‌: ای‍ران‍ی‌ در ک‍ش‍اک‍ش‌ ب‍ا ت‍ج‍دد و م‍اب‍ع‍د ت‍ج‍دد؛ ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍رن‍ی؛ 1384.
 
37. همان، نظریه‌‌های جهانی شدن: پیامد چالش‌‌های فرهنگ و دین؛ تهران: نشر نی؛ ‏1389.
 
38. همان، هویت ما؛ قم: کتاب فردا؛ ‏1390.
 
 39. همان، «جامعه­‌شناسی، الهیات سکولار است»؛ روزنامه‌­ی ایران؛ سال پانزدهم؛ شماره­‌ی 4350؛ 10 آبان 1388؛ ص 10.
 
40. لیتل، دانیل؛ تبیین در علوم اجتماعی: درآمدی بر فلسفه  علم‌­الاجتماع؛ ترجمه عبدالکریم سروش؛ تهران: صراط؛ ١٣٨٦.
 
41. مناسبات جامعه‌شناسی‌و حدیث(مجموعه بحث‌‌ها و گفتگوها)؛ به کوشش محمدرضا ضمیری؛ قم: موسسه علمی- ‌فرهنگی دارالحدیث؛ چاپ اول؛ 1384‏.
 
42. مظفر، محمدرضا؛ المنطق. جلد اول؛ ترجمه­‌ی علی شیروانی؛ قم: دارالعلم. ١٣٨٧.
 
43. مصباح‌‌یزدی، محمدتقی؛ آموزش فلسفه؛ جلد اول؛ تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل؛ چاپ یازدهم؛ 1389.
 
44. همان، درباره‌­ی پژوهش؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؛ چاپ اول؛ 1389 .
 
45. مطهری، مرتضی ؛ مقدمه­ای بر جهان­‌بینی اسلامی: انسان و ایمان؛ جلد اول، تهران: صدرا، ١٣٨٨.
 
46. همان، مقدمه­‌ای بر جهان‌­بینی اسلامی: وحی و نبوت؛ جلد سوم، تهران: صدرا، ١٣٨٧.
 
47. مقدمه‌­ای بر جهان‌­بینی اسلامی: انسان در قرآن؛ جلد چهارم، تهران: صدرا، ١٣٨٧.
 
48. همان، مقدمه‌­ای بر جهان‌­بینی اسلامی: جامعه و تاریخ؛ جلد پنجم، تهران: صدرا، ١٣٨٧.
 
49. همان، بر جهان‌­بینی اسلامی: زندگی جاوید یا حیات اخروی؛ جلد ششم، تهران: صدرا، ١٣٨٧.
 
50. همان، اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ جلد سوم؛ تهران: صدرا؛ چاپ شانزدهم؛ 1388.
 
پی‌‌نوشت‌ها:
 
[1].Macro-policies.
 
[2]. Islamic ideology.
 
[3].Foundation.
 
[4]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از بانوان قرآن‌پژوهکشور در تاریخ 1388/07/28؛ برگرفته از:
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=6030
 
[5]. Selectional Encounter.
 
[6]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از نخبگان وبرگزیدگان علمى در تاریخ1390/07/13؛ برگرفته از:
 
[7]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان در تاریخ1390/05/19؛ برگرفته از:
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=8444
 
[8]. Scientific Mutations.
 
[9]. shortcut ways.
 
[10]. بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران و مجاوران حرممطهر رضویدر تاریخ 1389/01/01؛ برگرفته از:
 
[11]. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان نمونه و ممتاز دانشگاه­ها در تاریخ 1381/09/07؛ برگرفته از:
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=2345
  

*مهدی جمشیدی؛ محقق و پژوهشگر

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ سه شنبه 29 فروردین 1391  ] [ 2:20 AM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 70 ::         50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 171594 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"