شركتهاي تعاوني بايد داراي مديريت قوي و كارآمد، نيروي انساني توانا و شايسته و منابع مالي باشند تا بتوانند در رقابت پيروز شوند. زندگي در دنياي كسب و كار امروز، رقابت در فناوري، مديريت نوين و درگيري تعاونيها با فعاليتهاي چالش برانگيز (سرمايهگذاري، بيمه، صنايع كوچك و متوسط، امور مالي و غيره) باعث ميشود كه تعاونيها به گونهاي حرفهاي در صدد كسب كارايي اقتصادي باشند. مديران تعاونيها بايد فرصتها را بشناسند و از آنها در استراتژيهاي كسب و كار استفاده كنند. هرچند، تعاونيهاي بزرگي وجود دارند كه به پيشرفتهاي قابل توجهي در فعاليتهاي مختلف اقتصادي نايل آمدهاند، اما تعاونيها به ندرت به عنوان مجموعهاي شناخته شدهاند كه ميتوانند كسب و كار را سازماندهي و بازده سرمايه بالايي را فراهم كنند.
به نظر ميرسد كارايي پايين مديريت تعاونيها و مشكلات بوروكراسي كه در تعاونيها وجود دارد مانع موفقيت آنهاست. خصوصيات كارآفريني مديران تعاونيها كمتر با مديران بخش خصوصي مقايسه شده است.
تاكنون مطالعهاي كه اثبات كند موفقيت تعاونيها به خصوصيات كارآفريني مديران آن بستگي دارد يا از آنها تاثير پذيرفته، صورت نگرفته است. به هرحال، درباره مديران بخش خصوصي مطالعات زيادي بعمل آمده كه نشان ميدهد مديراني كه داراي خصوصياتي نظير: "اعتمادبهنفس"، "ريسكپذيري"، "انعطافپذيري"، " نياز به موفقيت" و" خوداتكايي" هستند، آنان را به سمت موفقيت در كسب و كاري كه مديريت آنرا به عهده دارند، هدايت ميكنند.
براساس مطالعهاي كه در كالج تعاوني مالزي انجام شده است؛ برجسته ترين خصوصياتي كه در بين مديران تعاونيهاي مالزي وجود دارد، عبارت از: ارتقا كيفي ، شايسته محوري ، مسئوليت پذيري ، صداقت و اعتماد و تشكيل گروه دادن است و ريسك پذيري و استقلال اگر چه در پايينترين ردهها جاي دارند، اما ضروري ميباشند . بديهي است كه توانايي و مهارت مديران، بهرهوري، ثبات و قابليت پاسخگويي يك سازمان را شكل ميدهد.
اين امر براي تعاونيها نيز مصداق دارد. مدير، رهبريت گروه را به عهده دارد. اوست كه تصميم ميگيرد و ارتش خود را براي كسب پيروزي در جنگ رهبري مي كند. اگر شكست بخورد ، سازمان شكست مي خورد. يكي از مسئوليتهاي مهمي كه يك مدير در شروع كار خود بايد به آن توجه نمايد تصميمگيري است.
عوامل مؤثر در فرآيند تصميمگيري عبارتند از:
1) ويژگيهاي شخصي و شخصيتي كارآفرين
2) محيط شخصي كارآفرين مانند خانواده يا محيط كاري
3) مولفههاي موثر بر محيط كار مانند نگرشهاي اجتماعي، جو اقتصادي و بودجه
4) ايده كارآفرين و ارزيابي آن
5) اهداف كارآفرين . برنامهريزي ماموريت يا وظيفه بسيار سختي است، بنابراين مديران جوامع تعاوني بايد قادر به برنامهريزي باشند.
مهم است كه يك برنامهريزي كامل قبل از اجراي ديگر وظايف مديريت تعاوني صورت پذيرد. در خصوص الگوي رهبري، بيشتر مديران تعاونيها با رويكرد مشورتي سازگاري يافتهاند.
برجستهترين خصايصي كه بين مديران تعاونيها يافت ميشود عبارتند از: ارتقا كيفي، مسئوليت پذيري، شايسته سالاري، صداقت و اطمينان و تشكيل گروه دادن است. حال آنكه، ريسك پذيري و استقلال اگرچه لازمند اما كمترين اهميت را دارند. اين امر شايد به اين دليل است كه اكثر مديراني كه هم حقوق ميگيرند و يا وظايف مديريتي را افتخاري انجام ميدهند، معمولا" از درگير كردن خود با طرحهاي پرخطر به دليل تاكيد اصول تعاوني بر سود و ريسك پذيري منطقي خودداري ميكنند. بعلاوه، بيشتر مديران از تصميمها و سياستهاي تعيين شده توسط هيات مديره – كه بالاترين اختيار را در تصميم گيريهاي مديريتي براي تعاوني دارد- پيروي ميكنند.
بنابراين با توجه به مطالب ارائه شده ميتوان ويژگيهاي مشترك بين كارآفرينان موفق و مديران تعاوني موفق را اينگونه برشمرد:
1. انگيزه قوي از نظر فلسفي و اعتقادي براي شروع يك فعاليت اقتصادي داشته باشد.
2. اعتماد به نفس داشته و خودباور باشد.
3. داراي استقلال رأي باشد.
4. توان تصميمگيري با توجه به شرايط مكاني وزماني را دارا باشد.
5. خوشبين و اميدوار باشد.
6. صبر و استقامت لازم براي مقاومت در برابر مشكلات را دارا باشد.
7. روحيه سختكوشي و تلاش مداوم براي تحقق اهداف داشته باشد.
8. در اثر شكست نااميد نشودواز هر شكست براي اصلاح امور و ديدگاههاي خود درس بگيرد.
9. داراي تفكر و توان برنامه ريزي باشد.
10. اطلاعات عمومي لازم براي انجام فعاليتهاي اقتصادي مانند خريد و فروش، توليد، بازار، امورمالي و حسابداري را دارا باشد.
11. شوق به كار و تلاش داشته باشد.
12. داراي طبع بلند و اشتياق به انجام كارهاي بزرگ بر اساس عقل و منطق باشد.
13. داشتن اراده و آمادگي لازم براي ايثار وفداكاري تا رسيدن به هدف
14. قدرت پيشبيني وضع اقتصاد و بازار را دارا باشد.
15. قدرت ظرفيت، نوآوري و ايجاد روشهاي نوين را داشته باشد.
16. توان مشكليابي و تشخيص تنگناها و قدرت حل مسئله را داشته باشد.
17. روحيه انتقاد پذيري داشته باشد.
18. انعطاف پذير باشد.
19. مسؤوليتپذير باشد.
20. داشتن روحيه تقسيم كار و تفويض اختيار.
21. داشتن توان ايجاد انگيزه در افراد براي انجام كار و پذيرش مسؤوليت.
22. توان قضاوت با رعايت بيطرفي و عدالت را دارا باشد.
23. نگرش سيستمي داشته باشد.
24. تفكر بهرهور داشته باشد.
25. روحيه توجه به رفاه كاركنان داشته باشد.
26. داشتن روحيه رعايت نظم و انضباط.
27. داشتن برنامه براي بالابردن توان افراد از طريق آموزش و سپردن مسؤوليت بر اساس استعداد آنها.
28. اعمال شيوه صحيح تشويق و تنبيه در سيستم مديريت.
29. افراد را در تصميمگيري مشاركت دهد.
30. روحيه انجام كار گروهي داشته باشد .
منبع:پی سی انلاین





