دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 24 تیر 1395  11:08 AM

 

پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:
ان هذه القلوب تصدأ کما يصدأُ الحديد. قيل: فما جلاؤُها؟ قال: ذکر الموت وتلاوة القرآن.
به درستي که اين قلبها زنگ مي زند، همچنانکه آهن زنگ مي زند،اصحاب گفتند: صيقل آن چيست؟ حضرت فرمودند: ياد مرگ و خواندن قرآن.
(نهج الفصاحه، ص 189، ح 934) 
 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 24 تیر 1395  11:06 AM

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها 
همانا در زندگی شمانسیم های رحمتی از جانب خداوند به سویتان می وزد. به هوش باشید و خودتان را در معرض آن قرار دهید.
(بحار الانوار، ج 71، ص 221)
 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 24 تیر 1395  11:05 AM

«پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:

مَن سَتَرَ علي اَخيهِ سَتَرَهُ اللهُ في‌الدُنيا و الآخرة.
كسي كه عيب پوش برادر ديني خود باشد خداوند حيثيت و آبروي او را در دنيا و آخرت محفوظ خواهدداشت. (شهاب‌الأخبار، ص ۱۹۵)

 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 24 تیر 1395  11:03 AM

اميرالمؤمنين عليه‌السلام:

لا يُكرِمُ المَرءُ نَفسَهُ حَتّي يُهينَ مالَهُ.
انسان تا وقتي که مال خود را حقير و ناچيز نشمارد به کرامت نفس و بزرگواري دست نخواهد يافت.(فهرست غرر، ص ۳۷۷)
 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 24 تیر 1395  11:00 AM

 

حضرت صادق ، عليه السلام :
در تورات نوشته شده است : اى پسر آدم ، فارغ شو از براى عبادت من ، تا پر كنم قلب تو را از بى نيازى و واگذار نكنم تو را به سوى طلب خويش ، و بر من است كه ببندم راه فقر تو را و پر كنم دل تو را از خوف خويش . و اگر فارغ نشوى براى عبادتم ، پر كنم دل تو را از اشتغال به دنيا، پس از آن نبندم فقر تو را و واگذارم تو را به سوى طلبت
(اصـول كـافى ، ج 2، ص 83، كتاب ايمان و كفر، باب العباده )
 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 23 تیر 1395  7:44 PM

 

أمیرالمؤمنین سلام الله علیه:

هر گاه دیدی خداوند سبحان تو را انیس یاد خود کرده بدان که دوستت دارد

و هرگاه دیدی انیس خلق کرده و یاد او دلگیرت میکند بدان که بی گمان از تو ناخشنود است ...!

- غرر ص 188



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 23 تیر 1395  7:42 PM

 

شر‌مندۀ ‌لطف ‌بی‌کر‌ا‌نت ‌هستم
شر‌مند‌ه ‌تر‌ین بندگانت ‌هستم

«یا ‌ر‌ب اَنا ‌سَائِل ‌ا‌لَّذِ‌ی اَعطَیتَه»
عمر‌یست ‌د‌خیل ‌آستانت ‌هستم

از بس که ‌ر‌ئو‌ف و ‌مهر‌بانی یا ‌ر‌ب
تو ملجأ هر پیر و جوانی یا رب

هرگز نشنیده ‌ا‌م گنه ‌کاری را
از خانه ر‌حمتت برانی یار‌ب

هستیم همیشه از حضورت غافل
اما شده الطاف تو ما را شامل

«یا غافِر! شَرّنا اِلیکَ صاعِد
یا راحم! خَیرُکَ اِلَینا نازِل»

لبریز معاصی‌ام پر ا‌ز آ‌سیبم
سرگرم گناه، غافل از تهذیبم

ای ‌ر‌حمتِ ‌لایزا‌ل! ا‌ی ‌ر‌أفتِ ‌محض!
یارب ‌به ‌عقوبتت مکن تأدیبم

با این دل ‌مر‌ده ‌و ‌کویر‌ی ‌چه ‌کنم
با ‌ا‌ین ‌همه ‌جر‌م ‌و ‌سر ‌به ‌زیری چه ‌کنم

«مِن اَینَ لِیَ ‌ا‌لنَّجا‌ت یا ‌ر‌ب یا ‌ر‌ب»
تو دست مرا اگر نگیر‌ی چه ‌کنم؟

- یوسف رحیمی

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 23 تیر 1395  7:40 PM

 

چشمم به انتظار تو تر شد نيامدی
اشكم شبيه خون جگر شد نیامدی

گفتم غروب جمعه تو از راه می‌رسی
عمرم در اين قرار به سر شد نيامدی

تا خواستم به جاده ی وصل تو رو كنم
غفلت مرا رفيق سفر شد نیامدی

در مسجديم و طاعت اين ماه شغل ماست
بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی

اين نفس بد مرام مرا خوار و زار كرد
روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی

رسوايي گدای تو از حد گذشته است
عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی

از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی
دیدی دلم به راه دگر شد، نیامدی

خسران زده کسی است كه از يار غافل است
بي تو دعا بدون اثر شد نیامدی

از ما كه منفعت نرسيده برای تو
هر چه ز ما رسيده ضرر شد نیامدی

گفتيم لا اقل سر افطار می‌رسی
ديده به راه ماند و سحر شد نیامدی

- احسان محسنی فر

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 23 تیر 1395  7:38 PM

 

قرارگاه عابدان مسجدها، و قرارگاه عارفان مشهدهاست، و قرارگاه دوست سر کوچه محبوب است که هنگام عبور او را مشاهده می‌کند. آری، هر کس را جایگاه و قرارگاهی باشد جز موحد که نه مأوی دارد و نه منزل ...!

- کشف الاسرار میبدی، ج۱، ص۴۴۶

 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 23 تیر 1395  7:36 PM

 

ما را بجز خیالت، فکری دگر نباشد
در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد

کی شبروان کویت آرند ره به سویت
عکسی ز شمع رویت، تا راهبر نباشد

ما با خیال رویت، منزل در آب و دیده
کردیم تا کسی را، بر ما گذر نباشد

هرگز بدین طراوت، سرو و چمن نروید
هرگز بدین حلاوت، قند و شکر نباشد

در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه
جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد

گر با تو بر سرو زر، دارد کسی نزاعی
من ترک سر بگویم، تا دردسر نباشد

دانم که آه ما را، باشد بسی اثرها
لیکن چه سود وقتی، کز ما اثر نباشد؟

در خلوتی که عاشق، بیند جمال جانان
باید که در میانه، غیر از نظر نباشد

چشمت به غمزه هر دم، خون هزار عاشق
ریزد چنانکه قطعاً کس را خبر نباشد

از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمش
آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد ...!

- سلمان ساوجی



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >