ترس از عرش نیافتادن و تحقیر شدن
یعنی از باغ خدایی که تویی سیر شدن
بعد آن حادثه سرخ پس از سیب شدن
اشتیاقی که دلم داشت به درگیر شدن
بین دستان تو و گرمی انگشتانت
حس خوب قفس و لذت تسخیر شدن
حس خوب عطش و شور دو تا دریاچه
طعم چشمان تو یعنی که نمک گیر شدن
طعم چشمان تو یعنی که مرا خواهد برد
لب به لب بوی تو تا مرز زمین گیر شدن
ترس از سرزنش و دل به دلی نسپردن
یعنی از طرز خداایی تو دلگیر شدن...
