وارث: متوكل عباسى، پاسگاهى در نزدیكى كربلا زده و به افراد خویش فرمان اكید داده بود كه: هر كس را دیدید قصد زیارت حسین را دارد، بكشید. (بحارالانوار، ج 45، ص 404.)
به امر متوكل، هفده بار قبر حسین(علیهالسلام) را خراب كردند. ( همان، ص 410، تتمة المنتهى، ص 241. )
در یكى از این نوبتها، «دیزج یهودى» را مامور تغییر و تبدیل و تخریب قبر مطهر كرد. او نیز با غلامان خویش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شكافت و به حصیرى كه پیكر امام در آن بود برخورد كرد كه از آن بوى مشك مى آمد. دوباره خاك روى آن ریختند و آب بستند و آن زمین را مىخواستند با گاو، شخم بزنند كه گاوها پیشروى نمى كردند. (بحارالانوار، ج 45، ص 394.)
در سال 247 باز تجمع مردم زیاد شد. به نحوى كه در آن محل، بازارى درست شد. مجددا بناى سختگیرى گذاشتند. ( اعیان الشیعه، ج 1، ص 628/ تراث كربلا، ص 34 )
متوكّل دستور داد قبر امام حسین علیه السلام را ویران نموده و خانه هاى اطراف قبر شریف را خراب كنند.
آن گاه در آن محل زراعت نمایند و زائرین را از زیارت بازداشت و به زندان انداخت و مورد شكنجه قرار داد. تا جایى كه دستور داد: هر كس به زیارت رود، باید دستش قطع شود.
برخى از محبین حاضر به قطع دست خود شدند و به زیارت رفتند و از این جهت مسلمانان بغداد بسیار متاءثر شدند و بر دیوارها بر آن خبیث فحش و ناسزا نوشتند.
کار آنچنان بالا گرفت که امام هادی در دستوری به ایرانیان فرمود فعلا به زیارت نیایید و به زیارت قبر حضرت عبدالعظیم حسنی بروید.
البته خیلی زود متوکل بوسیله لشکریان و نیز پسرش کشته شد و طومار زندگی سراسر ذلتش درهم پیچیده شد.