14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
چهارشنبه 8 مهر 1394 

پس از شهادت دو امام مذکور، شیعیان به تدریج در کنار این دو قبر مطهر ساکن شدند تا بتوانند از آن‌ها حمایت کرده و از زائران آن‌ها پذیرائی کنند و در حقیقت این امر باعث شد که هسته اولیه شهر کاظمین تشکیل شود به ویژه که این زمین به علت نزدیکی به رودخانه دجله، مرغوبیت خاک و نزدیکی‌اش به روستاها و مزارع و نخلستان‌های بزرگ، مکانی مناسب برای سکونت به شمار می‌رفت. از منابع تاریخی دوران عباسی درمی‌یابیم که این منطقه به سرعت رشد نموده و به عنوان بخشی از بغداد و محله‌ای از محله‌های آن درآمد و جایگاه جغرافیایی آن در دوران عباسی‌ها بین «منطقه حربیه» و «مقبره ابن حنبل» و «حریم طاهری» بود.

در سال ۳۳۴ هـ. ق ،معزالدوله بویه بغداد را فتح کرد و از جمله کارهای عمرانی وی در بغداد اهتمام به مرقد امامان مذکور و ساختن مرقد و بارگاهی زیبا برای آنان بود. وی هم چنین تعدادی از سربازان دلیر خود را برای خدمت به مردم و برقراری امنیت در این منطقه مستقر کرد و با توجه به برقراری امنیت در دوران آل بویه و نزدیکی مقابر قریش به بغداد بسیاری از شیعیان بغداد در روزهای معینی از سال نظیر عاشورا و یا عید غدیر به زیارت این منطقه می‌رفتند. ـ در سال ۳۵۳ هـ. ق در روز عاشورا عزای عمومی اعلام شد و مردم به نوحه و زاری پرداختند و در عصر همان روز درگیری بسیار شدیدی بین شیعیان و سنیان در منطقه «قطیعه ام‌جعفر» و در مسیر راه کاظمین روی داد و تعداد زیادی زخمی شدند و غارت‌های فراوانی صورت گرفت. ـ در سال ۳۵۴ هـ. ق برای اولین بار عید غدیر در بغداد جشن اعلام گردید و مردم شادی‌کنان با صدای بوق و کرنا و دسته دسته به زیارت حرم مطهر کاظمین رفتند. ـ سال ۴۴۹ هـ. ق خانه شیخ طوسی در محله کرخ بغداد توسط گروهی از اوباش غارت شد و شیخ طوسی در اثر این کار به شهر نجف هجرت کرد. در طی سال‌های متعدد شهر کاظمین بارها دچار سیل گردید. از همه شدیدتر سیل سال ۶۱۴ هـ. ق بود که باعث ویرانی بخشی از حرم مطهر و ویرانی شدید شهر کاظمین شد به طوری که خلیفه ناصرالدین الله دستور تعمیر خرابی‌ها را صادر کرد و دستور داد باروئی گرداگرد شهر کاظمین بسازند. در دوران خلافات عباسی شهر کاظمین به عنوان محله‌ای تقریباً مستقل از بغداد و پرجمعیت با باروئی مستقل بود که علاوه بر نقیب علوی‌ها، نقیب دیگری بر امور مرقد و شهر نظارت می‌نمود. در ماه محرم سال ۶۵۶ هـ. ق (۱۲۵۸م) لشکریان مغول به رهبری هلاکو شهر بغداد را محاصره کردند، این شهر پس از چند روز محاصره عاقبت در روز هیجدهم محرم سقوط کرد و مغول‌ها خرابی فراوانی به شهر وارد ساخته و تعداد زیادی از اهالی شهر را به قتل رساندند. ابتدا قرار بود که عتبات مقدس شیعه از غارت مغول‌ها در امان باشد اما واقعیت این بود که حرم مطهر کاظمین تنها حرم شیعه بود که مورد غارت و چپاول قرار گرفت و به آتش کشیده شد و لشکریان وحشی مغول غنائم فراوانی را از حرم مطهر غارت کردند، طلا و نقره و سنگ‌های گرانبهای به غارت رفته به حدی بود که سربازان آن را بر روی زین اسب‌های خود می‌آویختند. چندی بعد امیر قره‌تای به بغداد رسید و دستور داد عمادالدین عمر بن محمد قزوینی به اوقاف رسیدگی نماید و ساختمان حرم مطهر کاظمین و مسجد خلیفه را بازسازی نماید. در قرن هشتم هجری، شهر کاظمین رشد زیادی کرد و از شهرهای شلوغ و پر زوار به شمار می‌رفت، (حمدالله مستوفی) اوایل قرن هشتم این شهر را چنین توصیف می‌کند: شهر کوچکی است که طول آن حدود شش هزارگام است و تعداد جمعیت آن حدود شش هزار نفر است. در اوایل قرن دهم از لحاظ استقلال اداری شهر مستقلی به شمار می‌رفت. در سال ۹۲۶ هـ. ق که عراق تحت تصرف امپراتوری صفوی واقع شد، شاه اسماعیل صفوی به زیارت کاظمین مشرف شده و دستور داد اداره مخصوصی برای مدیریت شهر به وجود آید و دادگاهی شرعی به ریاست یک قاضی که لقب «شیخ الاسلام» را داشت تشکیل شود و همچنین دستور داد تا مرقد مطهر کاظمین تجدید بنا شود و حقوقی را برای خدام مرقد تعیین نمود. ـ در سال ۱۲۸۶ هـ. ق «مدحت پاش» والی عثمانی عراق در بازنگری ساختار اداری، کاظمین را به شهرستان تبدیل کرد و این شهرستان یکی از شهرستان‌های استان بغداد شد. ـ در سال ۱۳۰۲ هـ. ق «هدایت پاش» فرمانده لشکر ششم ترکان عثمانی در بغداد، دستور داد که پل چوبی شناوری بر روی رودخانه دجله زده شود تا دو بخش کاظمیه و اعظمیه را به هم متصل سازد و این گونه بود که کاظمین به بخش شرقی بغداد متصل شد. شهر کاظمین در طی عمر بلند خود بسیاری از علما، فقها، شعرا، پزشکان و اندیشمندان را به جامعه عرضه نمود در این شهر مدارس علمی فراوانی وجود داشت که از همه مهم‌تر مدرسه سید محسن اعرجی است که اوایل قرن سیزدهم هجری تأسیس شده است. در شهر کاظمین کتابخانه‌های بسیاری وجود دارد که کتب خطی نفیسی در آن‌ها نگهداری می‌شود. اولین چاپخانه عراق که یک چاپخانه سنگی بود در سال ۱۲۳۷ هـ. ق در شهر کاظمین راه‌اندازی گردید. شهر کاظمین در طی جنگ جهانی اول نقش مهمی در برابر تجاوز انگلیسی‌ها ایفا نمود و در روز ۲۰ ذی الحجه ۱۳۳۲ هـ. ق بزرگان بصره از علمای کاظمین درخواست کمک کردند و علمای بزرگ شهر کاظمین فتوایی در خصوص دفاع از شهرهای اسلامی در برابر تجاوز انگلیسی‌ها صادر کردند و در روز سه شنبه دوازدهم محرم ۱۳۳۳ هـ. ق سید مهدی حیدری به همراهی تعدادی از مجاهدان به منظور جنگ با انگلیسی‌ها از کاظمین عازم میدان‌های جنگ شدند و در مراسم باشکوهی تمامی اهالی شهر به منظور تودیع مجاهدین از شهر بیرون آمدند. هم چنین اهالی کاظمین توانستند کمک‌های زیادی را به مجاهدینی که از نجف و کربلا عازم میدان جنگ می‌شدند، بنمایند. اما با تمام این تلاش‌ها و فداکاری‌ها عاقبت انگلیسی‌ها موفق شدند در روز ۱۷ جمادی‌الاول ۱۳۳۵ هـ. ق شهر کاظمین را تصرف کنند و بدین گونه پایان تسلط عثمانی و آغاز تسلط انگلیسی در این شهر اعلام گردید. شهر کاظمین در طول مدت اشغال انگلیسی‌ها، هیچ‌گاه از مقاومت دست نکشید و تمامی فرستادگان انگلیسی در نامه‌ها و یادداشت‌های خود بر این مسأله صحه گذاشتند. از جمله در نامه‌های «میس بیل» چنین می‌خوانیم: «شهر کاظمین شهری افراطی در اعتقاد به وحدت اسلامی است و در نبرد با انگلیسی‌ها بسیار مصمم و پابرجاست». همچنین فلیب آیرلاند درباره این شهر می‌گوید: دشمنی با انگلیسی‌ها در شهر کاظمین بسیار شدید بود و علمای این شهر تهدید کرده بودند که اگر کسی در همه‌پرسی به نفع تجاوز انگلیسی‌ها رأی دهد او را کافر اعلام خواهند کرد»[۲۰]





چهارشنبه 8 مهر 1394 

به هنگام انتخاب بغداد به عنوان پایتخت در دوره خلافت منصور، در جوار این شهر باغ‌هایی وجود داشت که به شونیزیه معروف بود. منصور در ۱۴۵ ق این باغ را به عنوان مقبره خانوادگی خود انتخاب کرد و آن را (مقابر قریش) نامید. نخستین کسی که در این قبرستان دفن شد جعفر فرزند منصور عباسی بود که در ۱۵۰ ق از دنیا رفت. در ۱۷۹ق، امام موسی کاظم علیه السلام براساس دستور هارون، از مدینه به بغداد آمد و در آن شهر زندانی شد و سپس در ۱۸۳ ق به دستور خلیفه توسط زندان بانش، سندی بن شاهک، مسموم شد و به شهادت رسید. ایشان را در همان مقابر قریش، مکانی که خود قبل از آن خریده بود، به خاک سپردند.[۱]امام کاظم علیه السلام چهارمین فردی بود که در این مقبره دفن می‌شد. قبل از ایشان جعفر و سپس عیسی نوفلی در آن مکان به خاک سپرده شده بودند و سومین نفر، خلیفه امین، فرزند هارون بود که مادرش، زبیده خاتون، بر قبر او بقعه ای بنا کرد. با نظر امام جواد علیه السلام و به دستور مأمون بر روی مرقد امام کاظم علیه السلام بقعه‌ای ساختند و از آن پس بیشتر دولت مردان در این قبرستان خاک شدند و هریک برای خود مقبره و بقعه‌ای اختصاص دادند.[۲] امام جواد علیه السلام در ۲۲۰ ق به دستور معتصم عباسی و توسط ام‌الفضل، دختر مأمون و برادر زاده معتصم، که عنوان همسری آن حضرت را داشت، مسموم و شهید شد. ایشان را نیز در جوار قبر جدشان، امام موسی بن جعفر علیه السلام، دفن کردند.[۳] بر قبر آن دو بزرگوار بقعه و عمارتی بنا کردند و آن را کاظمیه نامیدند. از آن پس مقابر قریش نام خود را به کاظمیه تغییر داد. در کنار این بقعه، مسجدی به نام مسجد باب‌التبن یا مسجد کاظمیه قرار داشت که شیعیان از داخل این مسجد قبر آن دو امام را زیارت می‌کردند و به همین سبب بقعه امامین به مشهد باب‌التین نیز معروف شد. آن هنگام برای مرقد آن دو امام گنبد و بنایی با چند حجره ساخته و خادمانی را برای اداره آن انتخاب کرده بودند. در جوار این بقعه باغی بود که به زبیده خاتون، همسر هارون الرشید، تعلق داشت. این باغ محل سکونت شیعیان شده بود و آن‌ها در آن جا وسایل و تسهیلات لازم را برای زائران مرقد فراهم می‌کردند.[۴] در سال ۳۳۶ ق به امر احمد بن بویه ملقب به معز الدوله، از پادشاهان شیعی آل بویه، عمارت قبلی آستان خراب شد و از نو بقعه‌ای با شکوه بنا گردید و برفراز هر دو قبر ضریحی جداگانه از چوب ساج نصب شد. همچنین برفراز آن مقبره‌ها، یک گنبد بزرگ برافراشتند و داخل حرم را تزیین کردند. پس از او، عضدالدوله دیلمی همانند سایر مزارات امامان شیعه، تغییرات زیادی در حرم انجام داد و آن را توسعه بخشید. این کار را به سال ۳۶۹ ق انجام داد و دیواری گرداگرد شهر کشید. بیمارستانی نیز بین کاظمین و بغداد ساخت که خدمات درمانی به زائران این مزار ارائه کرد. از آن زمان، کاظمین به عنوان یک شهر در کنار بغداد جایگاهی ویژه یافت.[۵] در ۴۴۱ ق، به دنبال درگیری‌های شیعه و سنی در محل کرخ بغداد آتش‌سوزی عظیمی رخ داد که به مشهد کاظمین سرایت کرد و آسیب زیادی به بقعه مطهر رسانید. ابوالحرث ارسلان بساسیری با کمک ابونصرفیروز، فرزند ابی کالیجار، به بازسازی و مرمت آستان و مناره‌ها پرداختند و داخل حرم را تزیین و صحن شریف را بازسازی کردند و دو صندوق برمزار دو امام نصب کردند.[۶] در ۴۹۰ ق، مجدالملک ابوالفضل براوستانی وزیر شیعی برکیارق، از پادشاهان سلجوقی، به تعمیر و بازسازی حرم پرداخت و بناهای جدیدی به اطراف آن افزود[۷]
دیوارهای آستان را با کاشی تزیین کرد و در شمال آن مسجدی بزرگ ساخت و دو مناره زیبا و یک مکان بزرگ برای استراحت زائران و سکونت آنان احداث کرد. صحن و حرم شریف براثر طغیان رود دجله در ۵۶۹ ق دچار آسیب شد و خلیفه عباسی، الناصر لدین الله، به همت وزیر شیعی اش مؤید الدین محمد قمی در ۵۷۵ ق تعمیراتی در آن انجام داد و حجره‌هایی در اطراف صحن ساخت[۸]٫ او در اطراف آستان خانه‌هایی برای زائران و فقیران بناکرد که به دارالضیافه مشهور شد. علاوه برآن حجره‌های اطراف صحن را در ۶۰۸ ق به مدرسه علوم دینی تبدیل کرد. خلیفه عباسی در چند سال بعد، که دوباره حرم براثر طغیان دجله دچار آسیب شد، به بازسازی آن پرداخت و خرابی‌ها را ترمیم کرد.[۹]در زمان فرزندش، الظاهر، نیز حرم مطهر دچار[۱۰] شد و بسیاری از لوازم و نفایس آن در آتش سوخت و حتی به ضریح گنبد و مناره‌ها خساراتی وارد شد که خلیفه به بازسازی آن پرداخت.[۱۱]هنگام تهاجم هولاکو خان مغول به بغداد در ۶۵۶ ق، شهر کاظمین دست‌خوش تاراج و حریق شد. اما دو سال بعد وزیر وی، عطاملک جوینی، به هنگام حکومتش بر عراق به بازسازی و جبران خسارت وارده به مشهد کاظمین پرداخت.[۱۲] و دیوارهای آستان را با کاشی تزیین کرد. یک سده بعد، دوباره براثر طغیان دجله، حرم رو به تخریب و ویرانی رفت و سلطان اویس جلایری به ترمیم و تعمیر آن اقدام کرد. دیوارهای صحن را با کاشی‌های زیبا تزیین و سپس دو صندوق خاتم کاری بر روی قبرهای مقدس نصب کرد و به جای یک گنبد، که در عصر آل بویه ساخته شده بود، دو گنبد برفراز قبرهای مطهر ساخت. اما بازهم چند سال بعد، یعنی در ۷۷۶ ق، دجله طغیان کرد و خرابی‌های زیادی در مشهد کاظمین به بار آورد.[۱۳]عمده ترین بازسازی‌ها و تعمیرات آستان کاظمین در دوران صفویه انجام شد. شاه اسماعیل صفوی، در ۹۲۶ ق، تمامی بناهای حرم را خراب کرد و بنای زیبا و با شکوهی شامل رواق در چهار سو، صحن، حرم و دو گنبد جدید کاشی کاری شده ساخت. مسجدی با شکوه و با ستون‌های ضخیم در شمال حرم احداث کرد که اکنون هم پابرجاست و به نام مسجد صفوی اشتهار دارد. دو صندوق زیبا از خاتم برای قبر دو امام ساخت و داخل حرم را با آویزها و قندیل‌های قیمتی و فرش‌های نفیس آراست. درهای حرم و رواق‌ها را نیز با نقره پوشش داد.[۱۴]
امروزه، کتیبه ای از آن اقدام‌ها با نام شاه اسماعیل هم چنان موجود است. سلطان محمد خدابنده، برادر وی، که در این سال‌ها در عراق حکومت می‌کرد، کارهای او را تکمیل کرد. سلیمان قانونی پس از تسخیر عراق و سلطه عثمانی‌ها بر بغداد، منبری زیبا از آجر و پوششی از کاشی به مسجد صفوی تقدیم کرد. شاه عباس صفوی، برای نخستین بار، ضریحی از فولاد برفراز قبرهای امامان ساخت و حرم و روضه مطهره را تزیین کرد. در ۱۰۴۵ ق، شاه صفی نیز چهار مناره در گوشه‌های صحن ساخت که اکنون هم پا برجاست.[۱۵] در عصر قاجار هم توجه خاصی به مشهد کاظمین شد، آقا محمد خان قاجار تعمیرات و بازسازی‌های عمده‌ای در حرم انجام داد. او در ۱۲۱۱ ق دو گنبد آستان را، از پایین تا بالا، با طلای ناب پوشانید. ایوان رواق جنوبی را نیز طلا کاری کرد و کف حرم و صحن را با سنگ‌های مرمر فرش کرد. خانه‌هایی را در اطراف صحن خریداری کرد و صحن را توسعه داد.[۱۶] فتحعلی شاه قاجار در ۱۲۲۱ ق، داخل رواق‌ها را آینه کاری و کاشی کاری کرد و طلاهای مناره‌ها را تجدید کرد. این کار در ۱۲۲۹ ق به اتمام رسید. بیست و شش سال بعد، معتمد الدوله منوچهر خان گرجی، از دولت مردان عصر قاجار، ایوان رواق جنوبی، شرقی و غربی را طلا کاری کرد. در ۱۲۸۲ ق شیخ العراقین، وکیل امیر کبیر، از ثلث ماترک میراث وی تعمیراتی در آستان انجام داد و به بازسازی و تذهیب ایوان‌ها و آینه کاری حرم و رواق‌ها و کاشی کاری صحن پرداخت. یک سال بعد، ناصر الدین شاه ضریحی از نقره بر دو مزار مطهر ساخت و آن را جای گزین ضریح فولادی عصر صفوی کرد. برخی دیگر از دولت مردان دوره قاجار از جمله فرهاد میرزا، فرزند عباس میرزا، نیز در بازسازی و توسعه حرم نقش داشتند.[۱۷]



چهارشنبه 8 مهر 1394 

ساختمان کنونی حرم از ساخته‌های دوره آغازینِ صفویه و اضافات دوره‌های بعدی است. معماری و هنر دوره صفویه از ایوان‌های زیبا و کاشی‌کاری‌های معرق نفیس و آینه‌کاری‌های بدیع در آن به وضوح قابل مشاهده است. حرم مطهر دارای دو گنبد طلایی است که هر یک بر روی بقعه یکی از دو امام علیهماالسلام قرار گرفته است. در زیر دو گنبد فضای مربع مستطیل است که میانه دو دیوار شرقی و غربی را دو ستون عظیم دربرگیرنده گنبدها اشغال کرده است؛ یک ضریح نقره‌ای قبر دو امام را با دو صندوق خاتم نفیس در بردارد؛ با ورود از ایوان جنوبی به نخستین رواق و سپس به درون حرم و گنبدخانه نخست در برابر قبر مطهر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام قرار خواهیم گرفت و در پشت سر ایشان قبر مطهر حضرت جواد علیه السلام قرار دارد. پیرامون حرم چهار شبستان بزرگ قرار گرفته و رواق‌های جنوبی و غربی هر یک به ایوانی زیبا و بزرگ راه دارد. مجموعه حرم و رواق‌ها را سه صحن وسیع دربردارد که صحن غربی به نام «صحن قریش» می‌باشد. برج و بارو و دروازه‌های هفت‌گانه صحن با معماری زیبای آن و کاشی‌کاری نفیس پراکنده در سردرها و کتیبه‌ها چشم بیننده را می‌نوازد. برج و بارو و دروازه‌های هفت‌گانه صحن که با توجه به معماری زیبای آن و کاشی‌کاری نفیس پراکنده در سردرها و کتیبه‌ها چشم بیننده را می‌نوازد، از ساخته‌های مرحوم فرهاد میرزای قاجار (عموی ناصرالدین شاه) می‌باشد. برخی بیوت و ضمایم حرم مطهر مسجد صفوی؛ این مسجد از ساخته‌های شاه اسماعیل صفوی است که پس از تسخیر عراق آن را به سبک ساختمان‌های عراقی ساخت. مسجد از زیبایی خاصی برخوردار است که حس تحسین بیننده را در برابر عظمت ستون‌های ضخیم و طاق‌های قوسی آن برمی‌انگیزد و دارای گنبد کاشی‌کاری بسیار کوتاهی است که به زحمت می‌توان آن را از درون صحن دید. در جنب محراب و منبر کهن مسجد، پنجره‌ای به درون رواق شمالی حرم مطهر باز شده است که از میان آن، ضریح مطهر قابل مشاهده است.[۱۸]



چهارشنبه 8 مهر 1394 

حرم کاظمین، متعلق است به امام هفتم شیعیان موسای کاظم و امام نهم امام محمد تقی معروف به «امام محمد جواد».

نام کاظم و جواد را روی هم رفته کاظمَین و نیز جوادَین می‌نامند، به همین دلیل منطقه‌ای هم که در آنجا مدفون اند به کاظمین یا کاظمیه شهرت دارد که بخشی از شمال بغداد است. این دو بزرگوار، به ترتیب پدر و پسر علی‌بن موسی‌الرضا می‌شوند.



چهارشنبه 8 مهر 1394 

علی بن محمد سرانجام به دستور معتز در روز ۳ رجب سال ۲۵۴ قمری در ۴۱ سالگی در زندان کشته شد. مدت امامت علی بن محمد ۳۳ سال بود. بنا به سنت شیعه او مسموم شد.[۵] ابن بابویه گفته‌است که او توسط متوکل، یا معتمد مسموم شد، گرچه هیچ‌یک از این دو در زمان مرگ او خلیفه نبودند.[۲] گرچه مقاتل الطالبین او را جزو شهدای علوی قید نمی‌کند.

خلیفه معتز، برادرش ابو احمد موفق را برای نماز میت او فرستاد. وقتی جمعیت عظیم مردم برای عزاداری جمع شدند، پیکر او به خانه‌اش که او از دلیل بن یعقوب مسیحی خریده‌بود بازگردانده‌شد و آنجا به خاک سپرده‌شد. پسرش ابوجعفر، که به نقلی در ابتدا جانشین او در امامت به شمار می‌رفت پیش از او در سامرا درگذشته‌بود. دو پسر دیگر او - حسن، که جانشینش شد - و جعفر از او باقی‌ماندند.[۲] بنا به اعتقاد شیعیان علی النقی، جانشینی پسرش حسن عسکری را حتی قبل از تولد او و همچنین در پاسخ به شیعیان درباره امامت پسرش محمد، ضمن رد امامت محمد، به شیعیان یادآوری کرده و او را پسر بزرگتر خود نیز خوانده‌است.[۱۴] شیعیان همچنین معتقدند که بر جنازه وی پسرش حسن نماز گذارده‌است و در اعتقاد شیعه بر جنازه امام معصوم، تنها جانشین او نماز می‌گذارد.[نیازمند منبع] باب او محمد بن عثمان العمری بود که پدرش عثمان بن سعید وکیل و باب امامان هشتم و نهم بود. شیعه اثنی عشری پسر او حسن را به امامت به رسمیت شناخت. گرچه گروهی دیگر معتقد بودند پسرش محمد که پیش از او درگذشته بود امام پنهان است. احتمالاً محمد بن نصیر نمیری که به علی النقی نسبت ربوبیت داد و مدعی شد باب و پیامبر او ست به این گروه مرتبط بوده‌است. او بنیانگذار فرقه‌ای از غلات شیعه به نام نصیریه شمرده می‌شود.[۵]



چهارشنبه 8 مهر 1394 

روایات شیعه کرامات بسیاری را به علی بن محمد الهادی نسبت می‌دهد.[۲] تعداد این کرامات به‌ویژه برای علی‌النقی بیشتر از سایر امامان شیعه ذکر شده‌است.[۱۵] به طور خاص او چنین توصیف شده که؛

  • دانش زبان‌های ایرانیان، اسلاوها، هندیان و نبطیان، علاوه بر از پیش دانستن طوفان‌ها و پیشگویی مرگ‌ها و دیگر رخدادها به او اعطا شده‌بود.[۲]
  • گفته‌شده او متوکل را لعنت کرد و مرگ او را سه روز پس از این که خلیفه او را تحقیر کرده بود (با دستور دادن به او، به همراه هاشمیان و دیگر بزرگان، که از اسب پیاده شوند و جلوی او و فتح بن خاقان پیاده راه بروند) یا زندانی اش کرده بود پیش بینی کرده بود.[۲]
  • در حضور متوکل، او با گذاشتن زنی که به دروغ می‌گفت زینب دختر حسین بن علی است در لانه شیر برای اثبات این که شیرها به بازماندگان علی آسیب نمی‌زنند، نقاب از چهره او برداشت.[۲]
  • او شیری را که بر یک فرش نقش بسته بود زنده کرد و آنرا واداشت تا یک شعبده باز هندی را که به دستور متوکل، سعی کرد با حقه‌هایش به او بی‌احترامی کند ببلعد؛[۲]
  • مشتی ماسه و سنگ را برای یک پیرو فقیرش به طلا تبدیل کرد.[۲]


چهارشنبه 8 مهر 1394 

در ۳ اسفند ۱۳۸۴، یک بمبگذاری در حرم عسکریین، به مقبره هادی و پسرش حسن عسکری آسیب فروانی زد،[۱۶] حمله دیگری نیز در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ انجام شد که منجر به تخریب دو مناره حرم شد.[۱۷]



چهارشنبه 8 مهر 1394 

علی‌النقی در نیمه ذی الحجه ۲۱۴ قمری در روستای صریا در نزدیکی مدینه به دنیا آمد. پدرش امام نهم شیعیان، ابوجعفر محمد التقی‌الجواد بود. مادرش بنا به برخی منابع ام‌الفضل دختر المامون و بنا به برخی دیگر ام‌الولد بود که سمانه یا سوسن خوانده می‌شد که اصالت مغربی داشت، البته نام مادرش مدنب، حدیث و غزال هم ذکر شده‌است. روایت اخیر محتملتر است چون بنا به برخی تواریخ ازدواج محمد بن علی و ام‌الفضل در ۲۱۵ هجری رخ داد.[۵]



چهارشنبه 8 مهر 1394 

در زمان کشته شدن پدرش محمد بن علی در بغداد در مدینه حضور داشت و همچون او در کودکی و هشت سالگی به امامت رسید. مطابق وصیت پدرش او وارث دارایی‌های پدر پس از سپری‌شدن صغر سن می‌شد. پیروان محمد بن علی اکثراً امامت او را پذیرفتند؛ اما بعدها گروه کوچکی برادرش موسی را امام دانستند. این گروه پس از آنکه موسی خود را از آنان جدا کرد دوباره پیرو علی بن محمد گشتند.[۲]

وی پیش از خلافت متوکل در آرامش در مدینه می‌زیست. متوکل عباسی برای آنکه بنیان خلافت –به عنوان یک نهاد سنی‌مذهب– را محکم کند[۶] دشمنی آشکاری را با شیعیان آغاز کرد و شروع به آزار و اذیت آنان نمود.[۷] خلافت متوکل و سیاست ضد علوی او برای علی سختی‌هایی به بار آورد.[۵] پس از خلیفه شدن متوکل، حاکم مدینه، عبدالله بن محمد بن داود هاشمی، نامه‌ای به متوکل نوشت و به او در مورد فعالیت‌های علی و پیروانش هشدار داد.[۲] او نوشت که علی در خانه‌اش پول، سلاح و نوشته‌های ممنوعه نگهداری می‌کند.[۸][۹] در جواب علی نامه‌ای به متوکل در دفاع از اتهامات و شکایت از حاکم مدینه نوشت. متوکل حاکم مدینه را خلع و علی را از بالاترین احترام و اعتماد خود مطمئن کرد، ولی از او خواست که با خانواده و خدمه به درگاه او نقل مکان کند.[۲] علی بن محمد در مدینه توانست به خوبی نقش رهبری شیعیان را ایفا کند و به همین دلیل متوکل در سال ۲۳۳ یحیی بن هرثمه را مأمور انتقال وی به سامرا کرد. وقتی یحیی وارد مدینه شد مورد مخالفت مردم قرار گرفت و در ابتدا گفت هیچ خطری او را تهدید نمی‌کند. وقتی علی بن محمد به بغداد رسید مردم بسیاری جمع شدند نا او را ببینند و فرماندار اسحاق بن ابراهیم طاهری به ملاقات او آمد و تا پاسی از شب نزد او ماند. وی در ۲۳ رمضان ۲۳۳ وارد سامرا شد. خلیفه فوراً وی را به حضور نپذیرفت ولی فردای آن روز خانه‌ای را برای اقامت او اختصاص داد. علی بن محمد بقیه عمرش را در سامرا ماند. از وی نقل شده که او داوطلبانه به سامرا آورده نشده ولی از آنجا که کیفیت آب و هوا را می‌پسندد فقط به خلاف میل خود آنجا را ترک خواهد کرد.[۲] به نظر می‌رسد او احترام خلیفه را جلب کرده بود و اگرچه تحت نظر بود آزاری به او نرسید. وی به خاطر تقوا و فروتنی اش مورد احترام بسیاری بود. نسب العسکری او به دلیل منطقه عسکر سامرا ست.[۵]

از برجسته‌ترین اصحاب و شاگردان علی بن محمد می‌توان نام اینان را ذکر کرد:

  1. عبدالعظیم حسنی
  2. حسن بن راشد
  3. عثمان بن سعید عمری

در سامرا، علی بن محمد اگرچه به طور مستمر تحت نظر بود، می‌توانست آزادانه در شهر بگردد و با طبقه بالای جامعه ارتباط برقرار کند. او آشکارا قادر بود ارتباط مستمری با نمایندگانش را حفظ کند، که مامور رساندن نامه‌ها و دستورها و جمع‌آوری خمس شیعیان بودند. وی بعدها در سامرا چندین خانه خرید.[۲] حامد الگار می‌گوید سخت‌گیری‌های متوکل عباسی[۱۰] باعث تقیه کامل و ناپیدایی‌اش از جامعه شد.[۱۱] رساله‌ای در خصوص اختیار انسان و چند متن و اظهار کوتاه (حدیث) به او نسبت داده می‌شود و توسط ابن شعبه حرانی ذکر شده‌اند.[۲] زیارات جامعه کبیره و غدیریه نیز منسوب به اوست.[۱۲][۱۳]






( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 363838
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا