خواستن توانستن است موضوع:ازدواج
ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند.
موضوعات
کدهای کاربر
تماس با ما

 ..

كدهای جاوا وبلاگ




كدهای جاوا وبلاگ





ازدواج امام زمان(عليه السلام)

 

مقدّمه

 

يكى از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى (عج)، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعيّت زندگى اولاد او و كيفيّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه ميشوند.

اساساً غيبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى اين سؤال را بوجود ميآورد كه آيا در اين مدّت، حضرت مهدى(عليه السلام)ازدواج كرده است يا خير؟

برخى اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد، زيرا وى رهبر دينى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسيار مشكل، و جاى استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غيبت پيش مي آيد، و چون طرفين قضيّه با اشكال مواجه است، عدّهاى چنين نتيجهگيرى ميكنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نكتهى ديگر اين كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نيست، بلكه از مسائل شخصى است كه در روايات نيز به آن تصريح نشده، و مورد بحث امامان قبلى نيز نبوده است، و كسانى هم كه در دوران غيبت توفيق درك حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشكلات در ذهنشان بوده است كه به اينگونه سؤالات نرسيدهاند.

در دوران غيبت صغرى نيز از نائبان خاصّ، در اين زمينه سخنى شنيده نشده است.

از سوى ديگر ذهن انسان در كنار سؤال از ازدواج حضرت مهدى(عليه السلام)، سؤالات ديگرى نيز ميسازد از جمله اين كه:

آيا امام مهدى(عليه السلام) داراى فرزند است؟

آيا مكان خاصّى براى زندگى وى و فرزندانش وجود دارد؟

آيا فرض وجود فرزند و همسر براى آن حضرت با حكمت و فلسفه غيبت سازگارى دارد؟

و در صورت ازدواج نكردن، آيا بر خلاف سنّت و دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل نكرده است؟

و سؤالات ديگرى كه اين مقاله در صدد جواب دادن به بعضى از آنهاست.

بنابراين، پس از طرح سؤال اصلى و بيان ديدگاههاى متفاوت و دلائل آنها، و نيز بررسى دلائل، سعى ميشود تا به نتيجهاى مناسب و جامع برسيم.

آيا حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده و داراى فرزند ميباشد؟

در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادى مانند: حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهى همچون استحباب شرعى ازدواج، و متونى كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:

ـ نظريّه أوّل: عدّهاى معتقدند كه حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده است، و براى اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جستهاند.

الف: استحباب ازدواج:

ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتى نبوى است، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته، و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند: «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندى سقط شده باشد مباهات ميكنم»([1]).

در احكام دين ازدواج سنّتى حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.

و ازطرفى ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روى برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست.»([2])

اكنون كه ساليان متمادى از عمر حضرت مهدى(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 فروردین 1390 10:41 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

می خواهم ازدواج كنم اما ...

 

 


 

" وَ مِن آیاتِه اَن خَلَقَ لَكُم مِن اَنفُسِكُم اَزواجاً لِـتـَسكنوا اِلیَها و جَعـَل بَـینَـكـُم مَودَّة وَ رَحمَـةً اِن فِی ذلِكَ لِآیات لِقومٍ یـَتـَفـَكَّرونَ"

" یكی از آیات و نشانه های لطف الهی آن است كه برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید كه در كنار او آرامش یافته و میان شما انس و دوستی و رحمت برقرار نمود كه این نیز برای مردمان متفكر و آگاه از نشانه ها ی علم و حكمت آشكاراست ". ( سوره روم / 21)

ازدواج  و تشكیل خانواده سنگ بنای هرجامعه ی بزرگ انسانی است كه در انجام  وظایف فردی و روابط اجتماعی آنها نقش اساسی و بنیادین دارد و یكی از مهم ترین و زیباترین سنن اجتماعی انسان ها در طول تاریخ است كه ریشه در فطرت  و آفرینش ویژه ی آدمی دارد و تأمین كننده و تعدیل كننده ی بسیاری از نیازهای روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی ، اعتقادی و حتی اقتصادی انسان می باشد كه در اسلام بسیار مورد تأكید قرار گرفته است.

اما باید اذعان نمود ازدواج این امر الهی ، اجتماعی و پدیده ی جهانی كه همه ی جوامع سالم بشری و ادیان آسمانی بر آن تأكید داشته و خود نیز ، موضوعی ساده و مقدس است ، در عین حال یك پدیده ی فرهنگی هست كه نزد هر ملتی رنگ خاصی به خود گرفته است . در كشور ما با وجود عقاید، الگوها و سنت های  اصیل و ساده ی اسلامی برای  ازدواج ، متأسفانه در حال حاضر این ارزش متعالی و مقدس در چنگال آداب و رسوم غلط  و ضد ارزش ها  گرفتار شده است و در طول زمان دستورات ساده ی اسلام و سنن حسنه ی پیامبر گرامی  و ائمه اطهار از روی عدم آگاهی ، مطابق تمایلات و سلیقه افراد مختلف  جهت داده  و چیزی به آن اضافه شده است . بدان گونه كه امروز ازدواج جوانان در میهن اسلامی ما بیش از آن كه بُعد مادی و اقتصادی داشته باشد ، ریشه در ابعاد فرهنگی و فكری دارد كه تار و پود آن به صورت دامی از ملا ك ها و آداب و رسوم غلط ، تشریفات و توقعات بیجا و بعضاً خرافی است كه غالباً محصول چشم و هم چشمی و رقابت های مخرب ، تقلیدهای كوركورانه ، مسخ هویت و كرامت انسانی است.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 فروردین 1390 9:20 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

به نام خدا

اي پدر ، اي مادر

بياييم محيط منا سبي  را براي پرورش فرزندانمان فراهم كنيم و نگذاريم كه فرزندانمان قرباني خواسته ها و آ رزوهاي ما شوند .

فرزندان همه با هم ، يك صدا مي گويند : پدر ، مادر ، مي خواهيم دستان مهربا نتان سقف خانمان باشند و اين شعر را سر مي دهند :

 اي پدر ، اي مادر،

من به رفتار شما مي نگرم  /   ديده ام ناظر اعمال شماست /  خوب و بد از كار شما معلوم است /   عمل و كار شما الگوي رفتار من است /  نه چنان مي شوم آخر كه شما مي خواهيد /  وضع من بسته به اعمال شماست /

اي پدر ، اي مادر،

من در آينه سيماي شما /  آنچه اندر دلتان مي گذرد مي خوانم /  بهتر آن است كه با من همه صادق باشيد /  تا نگيرد دل من رنگ ريا /

اي پدر ، اي مادر،

اشتباهي اگر از من سر زد /  كاه را كوه نكنيد /  تار مو را ننماييد طناب /  من هم انسانم و لغزش دارم /  با زبان خوش خود /  ذهن من آگاه كنيد /  تا كه ديگر نكنم كار خطا را تكرار

اي پدر ، اي مادر،


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 فروردین 1390 9:09 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

بايد گفت ، نگاه اسلام به ازدواج ، تنها ارضاي شهوت نيست ، بلکه اسلام ازدواج را باعث تکامل زن و مرد مي داند و آنچنان عميق به اين موضوع مي نگرد که اگر انگيزه ازدواج انگيزه اي الهي باشد ، خودنوعي عبادت محسوب مي شود . درحديثي از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) است كه مي فرمايند

:

 

 

" من تزوّج فقد احرزنصف دينه ، فليتـّق الله في النصف الباقي
 
"هر کس ازدواج نمايد ، نصف دين خويش را بدست آورده است ، پس در نيمه باقيمانده ، تقواي الهي پيشه کند ."(1)

زهد اسلامي نيز که در جهان بيني اين دين آسماني تبيين مي شود ، پناه بردن به کوه و بيابان و دوري جستن ازمال و منال و زن و فرزندان نيست ، بلکه استفاده صحيح از متاعهاي دنيوي در جهت آباد نمودن زندگي اخروي انسان ، در عين عدم وابستگي و دلبستگي به دنياست.
اما در پاسخ قسمت دوم سؤال
، توجه شما را به اين نکته جلب مي نمائيم که برخي از امور وجود دارند که از خصائص انبياء و يا اولياء الهی  به شمار ميروند و خداوند آن امور را تنها مختص آنان قرار داده است . در اين گونه از امور ، نه تنها ساير افراد امت مأمور به پيروي از آنان نيستند ، بلکه لزوم عمل نمودن به آن وظيفه خاص براي انبيا و يا ائمه ديگر نيز وجود ندارد . به عنوان مثال همان گونه که مي دانيد ، نماز شب بر پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم ) واجب بود ، در حاليکه بر ساير مسلمانان مستحب است . به اين گونه از امور خصائص انبيا و يا ائمه گفته مي شود .( وجوب نماز شب بر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) ، از خصائص آن حضرت است .)

ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 24 فروردین 1390 1:52 AM ] [ محمدعلی حاجیان ]
جلال جعفرپور، مريم عباسي
marriage_4.jpg

چکیده:
بی شک ازدواج و میل به زناشویی زن و مرد از غرایز اولیه نوع بشر است و هر انسانی به صـورت طبیعی علاقه مند به ازدواج وتولید مثل می باشد، به تعبیر دیگر، هر انسانی در صدد است کـه از طـریق تولید مثل، حیات موقت و پایان¬پذیر خویش را از طریق بقای فرزند دایمی سازد، در عـیـن حال ، چگونگی بقای نسل نیز برای وی از اهمیت

چکیده:
بی شک ازدواج و میل به زناشویی زن و مرد از غرایز اولیه نوع بشر است و هر انسانی به صـورت طبیعی علاقه مند به ازدواج وتولید مثل می باشد، به تعبیر دیگر، هر انسانی در صدد است کـه از طـریق تولید مثل، حیات موقت و پایان¬پذیر خویش را از طریق بقای فرزند دایمی سازد، در عـیـن حال ، چگونگی بقای نسل نیز برای وی از اهمیتویژه¬ای برخوردار است. ازدواج به عنوان مبنای شکل گیری نهاد خانواده ، مناسک گذر افراد از جوانی به بزرگسالی و مهمترین واقعه در زندگی فرد ، بطور کلی هم از نظر فرد ، هم از دیدگاه زیستی و هم از منظر اجتماعی هیچ نهادی نیست که همانند آن جهانی و از نظر غایت ثابت و پایدار باشد. از اینرو هیچ نهادی نیز همانند آن تحت تاثیر دگرگونی های اجتماعی قرار نمی گیرد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 8:25 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

نویسنده: دیوید ماسی نشریهسایت: WWW.Thecqresearcher.com طبق گزارشات دفتر آمارگیری آمریکا، در پنجاه سال گذشته، درصد خانوارهای آمریکاییِ ازدواج کرده، نزول داشته است. هم چنین درصد ازدواج های منجر به طلاق از حدود 25 درصد به 45 درصد افزایش یافته است. زوج های ازدواج کرده و بچه دار، تنها 25 درصد همه خانواده های آمریکایی را تشکیل می دهند و انتظار می رود تعداد آن ها تا سال 2010 میلادی به بیست درصد کاهش یابد. پیش بینی می شود اکنون بزرگ سالان مجرد، سی درصد خانواده های آمریکایی باشند. با وجود این، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که بر خلاف روندهای کنونی، ازدواج هرگز به طور واقعی منسوخ نخواهد شد. (دیوید بلانکن هورن) نماینده یک گروه مدافع ازدواج می گوید: «تحقیقات نشان می دهد مردان و زنان ازدواج کرده، تندرست تر، ثروتمندتر و خوش بخت تر از همتایان مجرد یا طلاق گرفته شان هستند. همچنین در صورت زندگی بچه ها با والدین ازدواج کرده، آنها احتمالاً رفتار بهتری در مدرسه داشته و کمتر دچار مشکل انضباطی می شوند. مدافعان ازدواج، به شواهدی مبنی بر برگشت پذیری این نهاد از جمله عدم تغییر نرخ طلاق وحتی کاهش آن در سال های اخیر اشاره می کنند. آمریکایی ها در مقایسه با اروپای شمالی، هنوز در ازدواج، متعصب، هستند؛ به عنوان مثال نرخ تولد کودکان نامشروع در دانمارک، شصت درصد در مقایسه با 34 درصد ایالات متحده است. اما بسیاری از کارشناسان نگران آن هستند که آمریکا فرجامی همانند اروپا داشته باشد و زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی و والدین مجرد، نهاد غالب اجتماعی به جای ازدواج سنتی گردد. آنها یادآور می شوند که طی سال های 1996 تا 2002، تعداد زوج هایی که بدون ازدواج، باهم زندگی می کردند، از 8/2 میلیون به 3/4 میلیون رسیده است؛ روندی که انتظار می رود در سال های بعد ادامه پیدا کند. حامیان ازدواج بر این باورند که امکان و ضرورت توقف نرخ فزاینده زندگی مشترکِ بدون ازدواج رسمی، با برنامه های آموزشی و اقدامات دیگر وجود دارد. هم چنان که کارشناسان در خصوص سرنوشت یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی تاریخ بشر بحث می کنند، سؤالاتی در این باره مطرح می گردد:

آیا ازدواج سنتی دارای آینده ای تاریک است؟

به گزارش دفتر آمارگیری، نیمی از همه ازدواج ها در آمریکا به طلاق منجر می شوند. ضمن اینکه نرخ ازدواج از 9/9 درصد به ازای هر هزار نفر در سال 1987 به 4/8 درصد به ازای همین تعداد نفر در سال 2001 کاهش یافته است. امروز، فقط پنجاه درصد خانوارهای آمریکایی در مقایسه با 75 درصد گروه مشابه در چهل سال پیش، ازدواج کرده اند. در سال 1977 تنها یک میلیون آمریکایی در برابر پنج میلیون نفر فعلی، بدون ازدواج رسمی زندگی مشترک داشتند. همچنین درصد بچه ها با خانواده های تک والد، بالغ بر سه برابر چهل سال قبل می شود( از 4/9 درصد در سال 1960 به 5/28 درصد در سال 2002). به نظر برخی از محققان، گرچه ازدواج سنتی به طور کامل از بین نخواهد رفت، اما دیگر در برنامه ریزی های اجتماعی فراگیر نخواهد بود. (لورا کیپ نیس) استاد مطالعات رسانه ای دانشگاه نورث وسترن چنین می گوید: «بخشی از این عدم مطلوبیت، ناشی از فرهنگ مصرفی است که بر انتخاب، خوش بختی و بالا بردن انتظارات غیر واقعی تأکید دارد. نیازهای جسمی و عاطفی ما بسیار گسترش یافته اند و همین موضوع، پیدا کردن فردی را برای ازدواج مشکل می سازد.» اما حامیان ازدواج معتقدند: این نهاد تا حدّی به دلیل تغییرات مورد اشاره بدبینان، رواج دو باره خواهد یافت. (ویلیام دااِرتی) سرپرست برنامه ازدواج و خانواده درمانی در دانشگاه مینه سوتا، می گوید: «همه این پویایی و آزادی به معنای آن است که ما در توده اجتماعی به شکل روز افزونی غیر شخصی زندگی می کنیم. دلیل بقای ازدواج، ضرورت آن است؛ ضرورت نیاز ما به وجود کسی که پیوسته و بدون پرسش در کنارمان باشد.» دیگران استدلال می کنند که بقا و رونق ازدواج به دلیل آن است که هنوز بهترین شیوه سازماندهی جامعه در سطح فردی به شمار می رود. (تام مینری) نایب رئیس خط مشی ملی در گروه «گروه تمرکز در خانواده» می گوید: «مردم، آغاز به درکِ میزان نیازشان به ازدواج کرده اند، و این موضوعی نیست که فقط دیدگاه مذهبی ها باشد؛ بلکه اجتماعات علمی نیز آن را پذیرفته اند.» وی معتقد است: علائمی از معکوس شدن روند ازدواج دیده می شود و به عنوان نمونه به کاهش نرخ سالانه طلاق از پنج در هزار در سال 1982 به چهار در هزار سال 2002 اشاره می کند. علاوه بر آن، به نظر او، نرخ رشد مادران شاغل متوقف شده است؛ با توجه به آنکه از سال 1997 نرخ مادران شاغل (72 درصد) ـ پس از افزایش شگفت انگیز آن در بیست سال گذشته ـ تغییر نکرده است. خوش بینان بر این باورند که جوانانِ امروز، بیش از مردم بیست یا سی سال گذشته، ازدواج را جدی می گیرند. همان طور که (دااِرتی) می گوید: «من واقعاً فکر می کنم نهاد ازدواج در آینده استوارتر می گردد. مردم درباره ازدواج، معقول تر و جدی تر خواهند شد و اقدامات بیشتری مانند شرکت در کلاس های آموزشی ترتیب خواهند داد.» او علت این روند را تا اندازه ای خاطرات دردناک نسل گذشته می داند و می گوید: «بچه های طلاق مشتاقند اشتباهاتی مشابه والدینشان مرتکب نشوند. حتی بچه هایی که والدینشان باهم زندگی کرده اند، این موضوع را درک می کنند، زیرا قادر به فهم بحران طلاق در خانواده های دیگر هستند.» (مینری) با دیدگاه او موافق است: «وقتی به جوانان نگاه می کنید، آنها را محافظه کارتر و مذهبی تر از والدینشان می بینید؛ درست مثل آن که فرزندان نسل پیشین، در مقابل سبک زندگی و انتخاب های پدر و مادرشان طغیان کنند.» و سر انجام، خوش بینان معتقدند: این نهاد به علت برآورده ساختن نیازهای اساسی انسان تداوم خواهد یافت. بنا به گفته (دااِرتی): «هنوز اشتیاق زیادی برای روابط پایدار، صمیمانه و عاشقانه وجود دارد و هنوز ازدواج، بهترین شیوه ایجاد این رابطه محسوب می شود.»

تأثیر ازدواج


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 8:13 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

«هوس» یکی از مهمترین، و در عین حال خطرناک ترین پایه های ازدواج است.تکیه گاه هوس ارزش های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است 

 

«هوس» یکی از مهمترین، و در عین حال خطرناک ترین پایه های ازدواج است.تکیه گاه هوس ارزش های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است.

«هوس» یکی از مهمترین، و در عین حال خطرناک ترین پایه های ازدواج است.

«هوس» را نباید با لذت های مشروع جنسی که انگیزه فطری ازدواج است اشتباه کرد شک نیست که اکثریت قریب باتفاق جوانان در ازدواج «لذت جنسی» می جویند و به حکم فطرت و آفرینش که چنان غریزه نیرومندی در آنها آفریده، چنان حقی را هم دارند.

اما هوس چیزی بالاتر از این است.

«هوس» یک سلسله خیالات خام و محاسبات غلط و غیر عاقلانه است که با نوسانات بی رویه و کامجویی های شیطنت آمیز و حیوانی آمیخته است.

تکیه گاه هوس ارزش های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است.

ازدواج هایی که بر اساس هوس چیده می شود غالباً به جدایی می انجامد، زیرا ضامن بقای آن گاهی چیزهایی است به ناپایداری یک حباب روی آب، یا یک برق آسمان!

ازدواج های هوسی نشانه های فراوانی دارد:

مجلات هوسی پر است از این ازدواج های هوسی.

الگوی این ازدواج ها گاهی فیلم های سینما، و گاهی ازدواج ها و طلاق های خواننده ها و هنرپیشه ها می باشد.

غافل از این که این «کاسب کارها»! برای سر و سامان دادن به کسب و کار خود، و آجر نشدن نانشان، باید هر چند روز، کار تازه ای انجام دهند که اسم آنها در زبان ها بیفتد، و به همین جهت مجبورند یک روز ازدواج و روز دیگر طلاق بگیرند، تا عکس و تفصیلات این جدایی، و آن اتّصال زینت بخش صفحات جراید بازاری گردد و موج تازه و رونق جدیدی به کسب و کارشان بیفتد

ازدواج هایی که بر اساس هوس چیده می شود غالباً به جدایی می انجامد، زیرا ضامن بقای آن گاهی چیزهایی است به ناپایداری یک حباب روی آب، یا یک برق آسمان!
این را نیز می دانیم که صحنه ها و چهره های سینمایی جز یک مشت صحنه های ساختگی، و چهره های گریم کرده چیزی نیست، و در آن سوی چهره ها چهره های دیگری وجود دارد.

امّا هوسبازان بی مطالعه همه اینها را جدی گرفته، و شالوده زندگی خود را روی این «سراب ها» و «حباب ها» می نهند و به دنبال آن هزار گونه ناراحتی خود و ناراحت کردن دیگران، هزار گونه دربه دری خود و دربه در کردن دیگران به کفّاره این هوس های زودگذر فراهم می سازند.

نمونه دیگری از این ازدواج های هوسی آن است که به خاطر فلان ژست و ادا در کنار دریا، و مثلا ابراز احساس بموقع در هنگام مشاهده فلان مسابقه ورزشی و مانند آن صورت می گیرد.
 
ازدواج با فوتبال!

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:45 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

نقش ازدواج و تشكيل خانواده

درسلامت جامعه

ازدواج و تشكيل خانواده ، نقش مهمي در تزكيه و بقاي  جامعه دارد و تلاش در جهت استحكام آن ، زمينه را براي سلامت اخلاقي  و سعادت عمومي جامعه فراهم مي سازد . چرا كه ازدواج مشروع جلوي بي بند و باري ، هرج و مرج و آشفتگي هاي جنسي را مي گيرد و پسران و دختران جوان را وا مي دارد كه در چارچوب قواعد و اصول مشخصي ، به زندگي اجتماعي تن دردهند.

ازدواج و تشكيل خانواده براي انسان ها يك نياز طبيعي است كه از فطرت و آفرينش ويژه ي آنان سرچشمه مي گيرد و نبايد آن را يك قرار داد متعارف اجتماعي تلقي نمود كه درصورت عدم تحقق آن ، آسيبي به نظام اجتماعي وارد نمي شود؛ بلكه برعكس، هرگونه آسيب به اين بنيان مقدس ، پيامدهايي را در تحول ساختار كلي جامعه و نظام ارزشي و فرهنگي آن به دنبال دارد.

خانواده از آن رو كه زيربنا و ريشه ي همه ي نهاد هاي اجتماعي است ، قدرت مندترين كانون اثر گذاري و مؤثرترين مركز براي سامان دهي يا نابساماني اجتماع وعامل تشكل و سيستم دهي به جامعه است. هر گونه تغيير مثبت يا منفي در خانواده ، در جامعه ي بزرگ انسان ها تأثير مستقيم و مؤثر دارد. ثبات يا بي ثباتي خانواده ، مستقيماً برثبات يا بي ثباتي جامعه تأثير گذار است. جوامعي كه در آن ارزش ها در خانواده متزلزل گردد، بي شك ارزش هاي اخلاقي درجامعه ي كلان سقوط خواهد كرد. خانواده و جامعه آنچنان به هم وابسته اند كه فرآيندهاي اساسي اجتماعي بدون حضور خانواده، شكل واقعي خود را پيدا نخواهد كرد. فرايندهايي چون همكاري، سبقت جويي ، ستيزه جويي، همانند سازي ، سازش ، فرمانروايي ، سلطه پذيري و ... همه وهمه ريشه در خانواده دارند؛ و اين مورد تأييد جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعي است. پايه و مبناي شرافت انساني ، خود خواهي و خود مداري ، پذيرش انحراف ، سرقت ، تقلب و... همگي نشأت گرفته از خانواده است و اين ، مورد تأييد جرم شناسان و آسيب شناسان اجتماعي است.  و بالاخره ريشه هاي اساسي رشد يا پس افتادگي اجتماعي ، صعودها و سقوط ها، سامان داري يا نابساماني هاي اجتماعي و ... را بايد در خانواده جست وجو كرد.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:41 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]
کلیدهای ازدواج موفق
زوجین، نه به این دلیل که یکی شده اند، بلکه به دلیل شناخت واحترام زن و مرد از لحاظ ماهیتی کاملاً با یکدیگر متفاوتند، به گونه ای که ظاهراً از دو سیاره جداگانه آمده اند.

زوجین، نه به این دلیل که یکی شده­اند، بلکه به دلیل شناخت واحترام زن و مرد از لحاظ ماهیتی کاملاً با یکدیگر متفاوتند، به گونه­ای که ظاهراً از دو سیاره جداگانه آمده­اند.

آیا یک زوج می­توانند به یکدیگر بسیار نزدیک شوند؟ و آیا این نزدیکی بیش از حد می­تواند به جدایی آنها بی­انجامد؟ تحقیقات علمی جدید ثابت کرده است که وقوع این جدایی بسیار محتمل است. چنان چه زوجین مراحل متفاوت متغیر ازدواج را به درستی درک نکنند، امکان بروز جدایی امری دور از ذهن نیست. به علاوه، از آن جا که مغز انسان در طول زندگی زناشویی دستخوش تغییرات طبیعی می­گردد، از این رو پیش­بینی زمان جدایی نیز بسیار ساده است. درک، رویارویی و برخورد منطقی با این تغییرات طبیعی توسط زوجین، نه تنها ضامن بقای ازدواج آنهاست بلکه شکوفایی و تعالی آن را نیز به همراه خواهد داشت و عکس آن چه ذکر شد به جدایی خواهد انجامید.

نحوه تأثیرگذاری مغز زن و شوهر بر ازدواج چگونه است؟ طبق تحقیقات مایکل گورین که بیش از 20 سال به طول انجامید، مغز انسان در جریان مراحل مختلف ازدواج تغییرات زیادی را تجربه می­کند. همین تغییرات مغزی سبب ایجاد تغییرات رفتاری می­گردد. ادراک صحیح این تغییرات همان کلید دست­یابی به ازدواج موفق است.

مرحله اول: عشق

وقتی زن و شوهر احتمالی با یکدیگر آشنا می­شوند و رابطه عاطفی بین آنها برقرار می­شود، مغز آنها وارد مرحله «عاشق شدن» می­گردد. در این مرحله، بدن آنها ماده­ای موسوم به فرومونز (pheromones) تولید می­کند. به عنوان مثال، هنگامی که زن و مرد به یکدیگر نگاه می­کنند، خود را به هم بسیار نزدیک و وابسته می­بینند و احساس می­کنند که یک روح در دو جسم­اند.


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:33 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

اگر تصور شما اینگونه است که موفقیت در زندگی دائمی است بد نیست مطلب حاضر را مطالعه کنید! البته قبل از هر عنوانی باید به این نکته اشاره‌ای داشته باشم که… 
 
اگر مدتی به صحبت‌های افراد بزرگسال درباره رمز و راز‌های انتخاب یک همسر ایده آل و نیز روش‌های زندگی شاد و آرام توجه کنید میبینید هر کدام بسته به شرایط فکری و فرهنگی و اجتماعی حاکم بر زندگی خود مواردی را مطرح میکنند . اگر تصور شما اینگونه است که موفقیت در زندگی دائمی است بد نیست مطلب حاضر را مطالعه کنید ! البته قبل از هر عنوانی باید به این نکته اشاره مجددی داشته باشم که هیچ رمز و رازی بطور منحصربفرد برای یک زندگی مشترک ایده آل وجود ندارد.  
 

نکته اصلی در انتخاب همسر که نقش کلیدی را ایفا میکند پاسخ به این سوال است که ” هدف شما از شروع زندگی چیست ؟ ” آیا صرفا رسیدن به سن ازدواج و تشکیل خانواده ؟ نیاز به همدمی برای دوران پیری ؟ یا برآورده نمودن امنیت فکری و مالی ؟ و یا …. البته تمام موارد فوق در ازدواج وجود دارند، اما انگیزه‌های قوی‌تری نیز در این میان نقش دارند. ازدواج رسیدن به حد و اندازه ای است که نیاز به کامل شدن را با کمک همسر خود مسیر میبینید و رسیدن به تکامل برای یک انسان ارمغان آور چیزی جز آرامش نیست.در یک انتخاب خوب، نداشتن هوی و هوس، اولین شرط و بلکه مهمترین شرط تصمیم گیری عاقلانه و عادلانه است. در شروع شناخت خود از کسی که عاشق وی شده اید سعی کنید تا از عادت‌های وی مطلع شوید. ببینید روش‌های او برای ابزار محبت و عشقش در چیست؟ علاقه او را به خانواده و فرزند بررسی کنید . وضعیت اعتقادات وی را جویا شوید و سرسختی او را در برابر مشکلات پیش روی تان محک بزنید. در لحظاتی که بسیار عاشق هستید و مطمئنید این دختر یا پسر همان است که می‌خواهید، فراموش نکنید هدف‌های زندگی طرف مقابل را بشناسید.اهداف شغلی طرف مقابلتان چیست؟ کجا می‌خواهد زندگی کند؟ دوست دارد در جایی ثابت باشد ؟

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:28 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

ديروز نشستم و با حوصله هفت شين را براي زنم توضيح دادم.
بعد از كلي صغري و كبري چيدن به او گفتم كه من حاضرم بجاي نصف اموال، همه اموالم را
به تو بدهم و حضانت هر دو بچه را هم به تو بسپارم و با توجه به اينكه تو خودت كارمند
هستي و درآمدت هم خوب است از هم جدا شويم!...و منتظر عكس‌العملش ماندم.
كمي فكر كرد و گفت: خر خودتي!!!...جدا بشيم كه تو بري زن بگيري!
اصلا از فيمينيسم و حقوق برابر چيزي سرش نمي‌شود!!


رمز بقاي اين ازدواج همانا سنگيني گوش راست من است. شبها وقتي در تختخواب مي‌خوابيم من گوش چپم
را كه سالم است روي بالش مي‌گذارم و زنم شروع به گله از من و بحث كردن و نق زدن
مي‌كند و من بدون اينكه بشنوم كه چه مي‌گويد هربار كه لبانش ديگر تكان نمي‌خورد
مي‌گويم حق با توست!!


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:17 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]


این مقاله از منظر جامعه شناختى، پدیده طلاق را مورد بررسى قرار داده است. طلاق یك پدیده چند وجهى است; زیرا از یك جهت، پدیده حقوقى است و از جهت دیگر، یك پدیده روان شناختى و حتى یك پدیده اقتصادى و از زاویه دیگر پدیده اى اجتماعى. از آن جا كه علل و زمینه هاى گوناگون و نیز بستر یك نظام اجتماعى در شكل گیرى طلاق مؤثر مى باشد، به عنوان یك پدیده اجتماعى (
Social Phnomenan) در نظر گرفته است. برخى از عوامل و زمینه هاى اجتماعى كه در ایجاد طلاق مؤثر است، در سطح كلان و بعضى در سطح متوسط و تعدادى نیز در سطح خرد عمل مى كنند، همچنین بعضى از علل، از آن چنان قوّتى برخوردارند كه مى توانند به عنوان علّت العلل طلاق عمل كنند، در حالى كه بعضى در حد زمینه ساز و بسترسازى ایجاد این پدیده مؤثرند. از سوى دیگر، بعضى از این علل ممكن است به تنهایى كارساز بوده و برخى دیگر، نیاز به علتى غیر از علل اجتماعى داشته باشند تا بتوانند به عنوان عامل طلاق عمل كنند.
تهیه و تنظیم: دنیای مقاله و پایان نامه
http://emaghale.mihanblog.com

 

 


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 7:09 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

پژوهش حاضر با هدف بررسی طلاق عاطفی از دید زنان، و به روش نظریه مبنایی انجام شده است. تمركز مطالعه بر فرایندی بوده كه تجربه طلاق عاطفی زنان را شكل داده است. اطلاعات از طریق مصاحبه عمیق با بیست نفر از زنان مراجعه كننده به یكی از مراكز مشاوره تهران جمع‌آوری و با استفاده از كدگذاری نظری تحلیل شده است. زنان در مصاحبه‌ها علل ایجاد كننده طلاق عاطفی را توصیف كرده‌اند. نتایج پژوهش پیچیدگی و تنوع تجربیات زنان را نشان می‌دهد و این نظر را كه ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و فرهنگی در تجربه طلاق عاطفی در تعامل هستند، حمایت می‌كند.
تهیه و تنظیم: دنیای مقاله و پایان نامه

برای دانلودکتاب لطفاً ادامه مطلب راکلیک نمایید


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 فروردین 1390 6:47 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها:

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع:


ارسال شده توسط : محمدعلی حاجیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه 22 فروردین 1390 8:09 PM ] [ محمدعلی حاجیان ]

تعداد کل صفحات : 11 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
درباره وبلاگ

پاک و پاکيزه ماندن يک جوان ازدواج نکرده از فساد و افساد، امري غير ممکن به نظر مى رسد.ازدواج، اين حقيقت الهى و طبيعى، آسان کننده پاره اى از مشکلات و عاملى براى تداوم پاکى جوانان، و حفظ عفت و تقواى آنان است دراین وبلاگ سعی برشناخت ازدواج وآشنایی جوانان جهت چگونگی تنظیم اقتصادمالی وبررسی مشگلات جوانان پایه گذاری شده است امیدواریم بازدیدکننده گان محترم بامنعکس نمودن نظرات خودماراارشادفرمایند باتشکر
آمار و بازدید ها
کل بازدید:298015

تعداد کل مطالب : 417

تعداد کل نظرات : 29

تاریخ آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 14 تیر 1396 

تاریخ ایجاد بلاگ : یک شنبه 21 فروردین 1390