اصلاح الگوي مصرفي، تلاشي جامع نگر، مدبرانه، هوشمند، دامنه دار از گذشته و به سوي آينده را مي طلبد كه عزم مجموعه انسان هاي از فرد بنگاهي، خانواري تا مجموعه هاي دولتي و ملي از حوزه هاي علمي تا دانشگاهي و ديگر مراكز علمي، تقنيني، قضايي، برنامه ريزي، اجرايي و نظارتي را مي طلبد.
از جريان هاى متعدد توسعه اقتصادى، اجتماعى و سياسى صد ساله اخير ايران؛ جمعيت كشور در پديده هاى مهمى چون توليد ملى، مصرف ملى، تجارت كشور و سرمايه گذارى تحولات ساختارى چشمگيرى تجربه كرده است كه متاسفانه غير از چندين مقاله توصيفى محدود در هيچكدام از موضوعات مزبور تحليل هاى جامع نگرانه از علل، ريشه ها و مولفه هاى موثر و آثار پيچيده تبعى از چنين تحولاتى اسناد علمى قابل ذ كرى در دسترس نيست .يكى از موارد مهم كه در عين حال سياسى تر نيز مى باشد تحولات اتفاق افتاده در مصرف كشور است .به صورت كلان نگر پديده مصرف در ايران در طى صد ساله گذشته به تدريج از يك الگوى فرهنگـى كاملاًملـى -اسلامى و داخلى به يك الگـوى فرهنگى مخلـوط و مر كب از مجموعه هـاى فرهنگى داخلـى و خارجى تبديل شده است .كمترين نماد اين تحولات تعدد كالا به حد دويست هزار و تنوع و تكثر مصرفى است كه همين تغييرات تدريجى داراى آثار و تبعات متعدد اقتصادى، اجتماعى و مخصوصاً سياسى پيچيده و در عين حال خزنده و كم محسوس در زمان اتفاق بوده است به نحوى كه در شرايط فعلى اعمال تغييرات اسلامى - ملى محور حتى به شرط ضرورت در پديده مصرف فعلى چيزى سخت و در شرايطى غير ممكن مى نمايد .بدين قرار هر گونه تلاش هدفدار در اصلاح پديده مصرف نيازمند كنكاشى عميق، طراحى و برنامه ريزى مدبرانه و از همه مهم تـر نيازمند اجرا و مديريتى هوشيارانه است .براين مبنا در اين نوشتار ابتدا مرورى از تعري مصرف، مولفه هاى موثر در مصرف، تعري فرهنگ، تنوع و طبقه بندى فرهنگى ، نقش فرهنگ در شكل گيرى ، تداوم و تغيير الگوى مصرف مولفه هاى موثر در فرهنگ صحيح مصرف و تعري فرهنگ صحيح مصرف پرداخته مى شود؛ تا با اين زمينه سازى هاى مقدماتى رهنمودهاى راهبردى جهت اصلاح الگوى صحيح مصرف ملى در سطح خانوار و بنگاه و در حوزه هاى بخش خصوصى و عمومى ارائه شود .
مصرف چيست؟
تغيير شكل تدريجي و ناگهاني كالا و خدمت در دسترس براي رفع يك نياز يا كسب يك مطلوبيت ساده ترين مفهوم مصرف است. كنكاشي كارشناسانه به پديده مصرف؛ غذا، لباس، مسكن، خودرو، انواع و اقسام خدمات از جمله شهري و حتي استفاده از مواد منفجره صحت تعريف فوق را به نمايش مي گذارد. براي فهم، هدايت و مديريت معقول مصرف بايد پاسخي علمي به سوالي به شرح:« مولفه هاي اثرگذار در پديده مصرف فردي، خانوار، بنگاه و ملي چيست؟» پيدا شود. در اين راستا نظريه هاي اقتصادي و رفتاري مهمي براي تشريح جنبه هاي خرد و كلان پديده مصرف بر مبناي مشاهدات و مطالعات ميداني ارائه شده است، ولي تاكنون به لحاظ اثر اقتضاء در اين پديده اجماعي محسوس در دسترس نيست. اما به دليل هدف اين نوشتار و اينكه هر كدام از نظريه ها مستقيم و غيرمستقيم اثر فرهنگ را نتوانسته اند رد كنند بنابراين بايد ديد كه فرهنگ چيست و با چه مكانيزمي موجب خود پديده مصرف و ديناميزم، پويايي و تحول در اين پديده مهم مصرف مي شود.
فرهنگ چيست؟
به لحاظ لغوي فرهنگ انگاره و الگوئي جامع از دانش انساني شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه اي از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهاي انجام اعمالي خاص منعكس در نهادهاي گوناگون اجتماعي است. از دشواري هاي موجود در خود علم و فرهنگ تعريف فحوائي خود فرهنگ است. با توجه به اصول تعاريف معتبر كه مي گويد تعريفي معتبر است كه پيامدار، جامع و همپوشان و كوتاه باشد، عليرغم دسترسي به حدود 164 نوع تعريف از فرهنگ هنوز در تعريف فحوائي فرهنگ اجماع نيست. براي اين پيچيدگي دلايل متعددي است و آن اينكه همگان وجود و اثر و اهميت آن را دريافته اند ولي به لحاظ وجود و حضور آن در اقتضاء هاي جغرافيايي و تاريخي متعدد و متفاوت و توجه به اثر آن در رفتارهاي گوناگون انساني، تاكنون اجماعي در ميان ارائه كنندگان اين تعاريف نيست. ولي در ماهيت و عناصر فرهنگي همآوائي زياد مشاهده مي شود، از جمله اينكه باور و ارزش و اخلاق از عناصر اساسي هر فرهنگي است. بنابراين در رابطه با هدف اين مقاله بايد پرسيد كه انواع فرهنگ ها از زواياي ديد متفاوت چيست؟ داراي چه ساختار و سير تحولي است. فرهنگ مصرف چيست، آيا در فرهنگ مصرف نيز بمانند هر پديده حياتي ديگر چرخه حياتي وجود دارد و فرهنگ داراي مراحل آفرينش، رشد و افول است و اگر پاسخ مثبت است، مولفه هاي چنين چرخه در فرهنگ ها چيست و چگونه مي توان از گذر اثرگذاري در اين مولفه ها اصلاحاتي بسامان در چنين پديده هايي را بوجود آورد و به پايداري اين اصلاحات نيز انديشه كرد.
انواع فرهنگ ها چيست؟
در اين مقوله طبقه بندي، فرهنگ هاي متعدد مطرح هستند. در اينجا توجه به منشأ، ساختار و نتايج انواع فرهنگ ها است. به لحاظ منشأ، فرهنگ ممكن است الگويي ملي به ارث رسيده از نسل هاي پيشين همان ملت به صورت مجموعه هاي دانشي ملي و قومي و منطقه اي و به حالت هاي عمده فرهنگ و خرده فرهنگ و به صورت هاي در تعاملات گوناگون همسازگار و ناهمسازگار به همديگر و با چرخه حيات خاص باشد. نيز ممكن است فرهنگ به صورت فراملي و وارداتي به طريق استفاده محسوس و غيرمحسوس از ابزارهاي گوناگون و در عين حال پيچيده فرهنگي با اهداف شفاف و مبهم متعددي باشد. اجمالاً اينكه امروزه به صورت اجبار فرهنگي خاص و بسته در دنيا وجود خارجي نداشته و تقريباً همه فرهنگ ها به نسبت هاي متفاوت و متعدد در هم تنيده شده و تركيباتي متفاوت از همه فرهنگ ها با آثار و تبعاتي متفاوت و متعدد است. به لحاظ ساختار، فرهنگ هاي گوناگون ارزش و ترجيحات متفاوت به عناصر فرهنگ از جمله به عنصر باور، اخلاق، نتايج، پايداري و حتي ناپايداري مي دهند و بر اين مبنا انواع فرهنگ ها بوجود مي آيند. مثلاً در رابطه با نتايج بعضي فرهنگ ها به نتايج آني مصرف و بعضي ديگر به نتايج پايدار مصرف انديشه كرده و قرارها و باورهاي مربوطه نيز بر اين مبنا استوار است. به عنوان مثال موردي، مصرف گرائي مطرح در عموم جوامع امروزي، پديده مدرني است كه بر مبناي تنظيم معادله مصرف فرد پايه شادابي شخص من و بنگاه من و خانوار من و ملت من با مصرف هر چه بيشتر و با خريد و تصرف مادي همه كالاها و خدماتي كه در غايت موارد مصرفي دارند؛ بنيان گذاري شده است. اصالت در مصرف، ترجيح و باور به لذت در مصرف و نتيجه بخش بودن آني مصرف كه خود را به صورت لذت قراردادي- نه واقعي - نشان مي دهد. از طرف ديگر در فرهنگ اصالت بقاي ديني فرد دين محور پايداري را اساس رفتارهاي خود قرار داده و آن را به شرط ماندگاري آثار مصرف تا روز قيامت، پايداري اقتصادي هزينه مصرف در حد توان سامانه، پايداري سلامتي و پايداري محيطي مي داند. به صراحت در متون اسلامي اينكه پرخوري و اسراف ذم مي شود، ورشكستگي ناشي از مصرف زياد نفي مي شود و همگان توصيه به حفظ محيط مي شوند، پيام ها و نشانهايي در رابطه با پايداري آثار حيات تا غايت زندگي را دارد. در فرهنگ اسلامي نه تنها مصرف بلكه همه اعمال انسان با ملاك رستگاري در آخرت تنظيم مي شود. كلوا و اشربوا و لا تسرفوا ان المبذرين اخوان الشياطين و... اگر بتوانيم بفهميم كه اسراف چيست و شيطان چيست، شايد عناصر اوليه و مصاديق فرهنگ صحيح مصرف را بتوانيم دريابيم.
فرهنگ مصرفي چيست؟
الگويي از دانش مصرف انساني شامل باورها، دانش رفتارها، مجموعه اي از عادات، ارزش، اخلاق و الگوهاي خاص مصرف در شرايط گوناگون اجتماعي است، كه نماد عملي آن سبد مصرفي روزانه، هفتگي، ماهانه و سالانه هر سامانه از قبيل فرد، خانوار، بنگاه، دولت و ملت است.
چرا به فرهنگ مصرفي اهميت مي دهند؟
زيرا كه خيلي از جنبه هاي حيات متأثر از اين مبحث است. همه به نسبت هاي متفاوت در تعيين و انتخاب الگوي مصرفي خويش به صورت نهفته و غير محسوس متأثر از اين مولفه هستيم. ضمن تجربه مثبت و منفي اثرات متفاوت اين فرهنگ مجبور به برخورداري و بعضاً تحمل تبعات گوناگون آن نيز هستيم. تبعاتي كه در موارد خاص داراي آثار غيرقابل برگشت تبعي چون خسارات فردي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و نيز فرهنگي است.
فرهنگ مصرفي صحيح و مولفه هاي صحت چيست؟
براي بررسي، گزينش و دفاع از فرهنگ صحيح بايد ابتدا يك چهارچوب ارزش داوري صحيحي انتخاب كرد كه كاري بس دشوار است. پايه اين چهارچوب ارزش داوري، نگاهي فلسفي به خود حيات و به فرع حيات يعني به مصرف است. چرايي حيات در نگاهي فلسفي دامنه هاي وسيعي از پوچ گرائي - نهيليزم، تا آرمان خواهي ها بر مبناي اصالت بشر و اصالت خود حيات دارد. اين چنين چرايي مصرف دامنه هاي وسيعي از اصالت لذت در مصرف تا مصرف به خاطر حيات پايدار ادامه دار تا زمان رستاخيز را دارد. از اين همه پيچيدگي ها مي توان به حداقل مولفه ها به شرح پايداري در سلامت انساني، پايداري محيط زيست و پايداري اقتصادي كه تا حدودي در همه فلسفه ها نيز هماوا است، مفاهمه كرد. بدين قرار فرهنگ صحيح مصرفي فرهنگي است كه در غايت انسان را راهنماي خوب به سوي سلامتي بيشتر وي، به سوي پايداري بيشتر محيط زيست حول و حوش خودش و نيز به سوي نيل به تعادل اقتصادي بيشتر در سامانه وي از قبيل فرد، خانواده، بنگاه و ملت باشد.
مسأله اسراف و قناعت از مفاهيم و گزاره هاي مورد اهتمام دين مبين اسلام است كه در آيات قرآني و روايات اهل بيت(ع) بر روي اين دو موضوع تأكيدات فراوان صورت گرفته است.
معني و مفهوم اسراف
«اسراف در لغت به معني تجاوز و زياده روي است و بنابراين در امور اعتقادي و همچنين در تمام افعال و اعمال انساني متصور است. اسراف در عقيده آن است كه انسان درباره خود يا ديگري چيزي را كه دروغ و سزاوار نيست، معتقد شود، مانند اعتقاد فرعون به ربوبيت خودش كه گفت: براي شما غير از خودم خدائي نمي شناسم» (قصص.38) و پروردگار عالم او را از مسرفين خواند. (يونس.83) يا اينكه آنچه را كه سزاوار تصديق و اعتقاد است باور نكنند مانند اعتقاد به خدا و نبوت پيغمبران و امامت ائمه و معاد و... چنانچه در قرآن مجيد مي فرمايد: و اينچنين جزا مي دهيم كسي را كه از حد بگذراند (اسراف كند) و به آيات پروردگارش ايمان نياورد و عذاب آخرت سخت تر و باقي تر است.»(1)
موضوع صرفه جويي به قدري در اسلام اهميت دارد كه علماي اخلاق تأكيد مي كنند: «سزاوار است مؤمن در امور مباح هم سعي كنند كه اسرافي از آنها سر نزند، مانند اسراف در خواب، بيداري، حرف زدن و خوردن، چنانكه در حديث است خدا هر پرخور و پرخوابي را دشمن مي دارد.(2)
فرهنگ ديني ما به خوبي ابعاد و انواع مختلف اسراف را ترسيم مي كند و به انسان مسلمان مي آموزد كه چگونه خود را از سقوط در اين ورطه حفظ كند. يكي از علماي اخلاق اسلامي در تعريف اسراف و انواع آن مي گويد:
«اسراف، به معناي تجاوز از حد و زياده روي كردن است و آن يا از جهت كميت است كه صرف كردن مال است در موردي كه سزاوار نيست هر چند به مقدار درهمي باشد و يا از جهت كيفيت است و آن صرف كردن مال است در موردي كه سزاوار است، لكن بيشتر از آن چه شايسته است و از همين رو بعضي صرف مال را در موردي كه سزاوار نيست تبذير گفته اند و صرف مال را در زيادتر از آنچه سزاوار مي باشد، اسراف دانسته اند.(3)
اسراف در قرآن و روايات
آيات قرآن درباره نكوهش اسراف و تبذير و ارزش و جايگاه ميانه روي و بهره گيري صحيح از نعمت هاي الهي به اندازه اي روشن و واضح است كه ما به عنوان يك مسلمان بايد به چنين مكتب دقيق و اخلاقي افتخار كنيم.
قرآن در جاي جاي خود به مسئله اسراف اشاره مي كند و اسراف كننده را مورد سرزنش قرارمي دهد، برخي از اين آيات عبارتند از:
-«خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست، هدايت نمي كند.» (غافر.8)
-«اسرافكاران اهل آتش جهنم هستند.»(غافر.43)
-از نعمت هاي الهي بخوريد و بياشاميد، اما اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمي دارد.» (اعراف.31)
-(بندگان خداوند) كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مي نمايند و نه سختگيري، بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالي دارند.»(فرقان.67)
-«و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.» (انعام.141)
قرآن كريم مسئله اسراف را در معناي بسيار وسيعي به كار برده است و همانگونه كه در روايات نيز عنوان شده اسراف مراتب مختلفي دارد، اسراف در مرتبه اي مختص خوردن و آشاميدن است و در جايي ديگر فرعون نيز در رتبه اسرافكاران قرارمي گيرد، قرآن به انسان هايي كه زياده روي و اسراف مي كنند توصيه مي كند كه از راهي كه در پيش گرفته اند، بازگردند و از رحمت و بخشش الهي مأيوس نشوند.
خداي متعادل در آيه27 سوره بني اسرائيل نيز اين گونه تكليف مسئله اسراف و تبذير را روشن مي سازد كه: «اسراف مكن و مال خودت را پراكنده مساز، به درستي كه اسراف كنندگان برادران شياطين هستند و شيطان به پروردگارش سخت (منكر) و كفران كننده است.» فرهنگ اسلامي همانگونه كه ديديم زياده روي در مصرف و استفاده از نعمت هاي مادي را از پائين ترين مراتب اسراف مي داند، در حاليكه دايره اين موضوع در اسلام بسيار گسترده است، تا جائيكه بحث از اسراف در عقايد و اعمال نيز به ميان مي آيد.
احاديث و اخبار درنكوهش اسراف از ائمه شيعه بسيار نقل شده و به جرأت مي توان گفت كه در هيچ مذهب ديگري به اين اندازه درباره مسئله ميانه روي و اعتدال در مصرف تأكيد نشده است، نگاهي به روايات زير اين مسئله را بيشتر آشكار مي سازد.
امام كاظم(ع) در وصيت نامه اي به هشام مي فرمايد: يكي از لشكريان عقل ميانه روي و از لشكريان جهل زياده روي است.(4)
اميرالمؤمنين علي(ع) فرمودند: «زياده روي و اسراف مكن، زيرا بخشش اسراف كار مورد ستايش نيست و تنگدستي او هم مورد ترحم واقع نمي شود.(5)
رسول خدا نيز در اين باره اينچنين مي فرمايد (السرف يورث الفقر»(6) زياده روي فقر به بار مي آورد.
امام موسي بن جعفر(ع) در جايي ديگر فرمود: كسي كه در زندگي ميانه روي و قناعت ورزد، نعمت او باقي مي ماند و آنكه با تبذير و اسراف زندگي كند، نعمتش از بين مي رود.(7)
علاوه بر اين در سخنان گوهر بار ائمه هدي عليهم السلام بارها از اسراف و زياده روي به عنوان عامل تباهي مال و ثروت، از بين رفتن بركت و مقدمه و زمينه فقر و تندستي ياد شده است.
قناعت، فضيلت بزرگان
دركنار بحث اسراف كه همواره دراسلام مورد مذمت قرار گرفته است، مسئله قناعت خصلت و ويژگي ارزشمندي براي يك انسان مسلمان به شمار مي رود. در فرهنگ اسلامي صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است و از آن به عنوان وسيله اي كه سعادت ابدي آدمي را به بار مي آورد ياد شده است. امام محمدباقر(ع) در اين رابطه مي فرمايند: هركه قناعت كند به آنچه كه خدا به او مي دهد، غني ترين مردم است. (8) علاوه بر اين در كتب اخلاقي اسلامي نيز مي بينيم كه روشهاي تحصيل اين صفت پسنديده مورد بحث و بررسي قرارگرفته و علماي اخلاق به صورت مفصل به اين موضوع پرداخته اند كه حاكي از توجه دين مبين اسلام به اين مسئله است، به عبارتي در آموزه هاي ديني ما علاوه بر اينكه مسئله قناعت و صرفه جويي يك مسئله تاثيرگذار درجامعه محسوب مي شود و به ابعاد اجتماعي آن پرداخته شده، هر فرد مسلمان نيز به كسب و تحصيل اين ويژگي اخلاقي پسنديده به عنوان يك فضيلت تشويق شده است. همچنين با نگاهي به ادبيات اين مرز و بوم خواهيم ديد كه ادبيات و شعراي ايراني نيز در جايگاههاي گوناگون به مسئله اسراف و در مقابل آن به صرفه جويي و قناعت توجه ويژه اي داشته اند. همچنانكه در گلستان سعدي بابي در فضيلت قناعت وجود دارد و در كتاب بوستان نيز باب ديگري به قناعت اختصاص يافته است. سعدي مي گويد:
چو كم خوردن طبيعت شد كسي را
چو سختي پيش آيد سهل گيرد
وگر تن پرورست اندر فراخي
چو تنگي بيند از سختي بميرد
يا اينكه مي گويد:
اي قناعت، توانگرم گردان
كه وراي تو هيچ نعمت نيست (9)
آثار متعددي از ادبيات فارسي وجود دارد كه به بحث قناعت و صرفه جويي پرداخته اند و بسياري از اين مباحث ريشه در فرهنگ ديني و سنت ها و آيين هاي ملي و بومي ما دارند كه توجه به اين آثار و بازگونمودن آنها در جامعه به شكل مطلوب مي تواند اشاعه دهنده فرهنگ مصرف صحيح و پرهيز از اسراف باشد.
ضرورت احياي فرهنگ ميانه روي و قناعت
موضوع اسراف و زياده روي و در مقابل آن صرفه جويي به قدري گسترده و مبسوط در كتب ديني و اخلاقي اسلامي مورد بحث قرار گرفته كه هر شك و شبهه اي را از ذهن انسان برطرف مي سازد و بسياري از ما به رغم اينكه به ابعاد مختلف آن احاطه نداريم، اما بازهم به دليل همين تاكيدات فراوان لزوم صرفه جويي و به قولي اندازه گيري مقتصدانه درمصرف را به عنوان يك ارزش ديني و انساني پذيرفته ايم. اگرچه براي ما انسانهاي غافل تنها هنگامي كه به خشكسالي و محدوديت قطعي برمي خوريم، مسئله صرفه جويي جلوه پيدا مي كند، اما اسلام به عنوان مكتبي كه براي سعادت بشر برنامه دارد، درهمه حال و همه جا اسراف را امري ناپسند ذكر مي كند و مومنان را از زياده روي برحذر مي دارد. حال اگر مي خواهيم در عرصه هاي گوناگون به موفقيت دست بيابيم، بايد فرهنگ اسلامي مصرف صحيح را در جامعه ترويج كنيم.
به نظر مي رسد مسائلي از قبيل كم آبي و خشكسالي و غيرآن، يك محصول معنوي ارزشمند را براي ما به ارمغان آورده است و آن چيزي نيست جز احياي مجدد فرهنگ مصرف صحيح به رغم همه نواقص. درست است كه بايد به اين موضوع بيش از آنچه كه هست، پرداخته شود، لكن قطره ها هستند كه جريان ساز مي شوند و جرقه ها و شعله ها و زبانه هاي آتش را مهيا مي سازند.
براي مبارزه با اسراف و ترويج مصرف صحيح بايد به ريشه هايي توجه داشت كه بتواند تاثير عميق در دل و جان مردم بگذارد، زيرا در غير اين صورت ممكن است روزگاري فرا رسد كه ديگر خبري از اين ريشه ها نيز نباشد. حال كه اين ريشه ها هنوز خشك نشده بايد به آن توجه داشت و غفلت نورزيد، همانطور كه اسراف به معناي گسترده آن محصول فرهنگ بيگانه است، صرفه جويي و ميانه روي و اعتدال در امور مختلف نيز از دل فرهنگ اسلامي و بومي ملت ما بيرون آمده است، بنابراين براي آنكه بتوانيم الگويي صحيح از مصرف را ارائه دهيم، ناچار هستيم كه به احياي فرهنگي جامعه بهايي بيش از پيش دهيم و از اين فرصت ايجادشده به نحو احسن استفاده كنيم، فرصتي كه امروز به بهانه كم آبي و خشكسالي تجلي يافته است. بنابراين از منظري ديگر كم آبي و خشكسالي بركات معنوي را نيز به همراه خود داشته است و مي تواند به نقطه آغازين براي برنامه ريزي و ترويج فرهنگ اسلامي صرفه جويي نيز تبديل شود.
فراموش نكنيم كه فرهنگ مقوله اي مجرد و يك وجهي نيست، بلكه مسائل فرهنگي همواره تحت تاثير امور ديگري قرار مي گيرند، نمي توان از يك سو شاهد رواج فرهنگ مدگرايي در جامعه بود و ازطرفي انتظار داشت مردم به صرفه جويي درمصرف اهتمام داشته باشند.
به هرحال به نظر مي رسد اين اراده مردمي در زمينه صرفه جويي بايد با فرهنگ سازي و تلاش همه جانبه، استمرار يابد تا در آينده اي نزديك مشكلات ناشي از محدوديت منابع كمترين تاثير منفي را در جامعه ما داشته باشد.
يادمان باشد كه اسراف كاري مي تواند از پايين ترين مراتب آغاز شده و به نقطه اوج خود برسد، دراين ميان تنها فرهنگ مبتني بر آموزه هاي اخلاقي منبعث از وحي است كه مي تواند درمقابل آن بايستد، اين فرهنگ در جامعه ما ريشه دارد و بايد به اشاعه آن كمك كرد.
توليد زباله محصول فعاليت انساني است و كميت و كيفيت زباله با الگوي مصرف كالا و مواد توسط قشرهاي گوناگون اجتماع رابطه مستقيم دارد، لذا در چرخه كامل توليد و دفع زباله، "مصرف" اولين حلقه شناخته مي شود، از اين رو تامل و تعمق در الگوي مصرف بسيار ضروري و حايز اهميت است.
در جوامعي كه مصرف كالاها ارزش تلقي مي گردد، ارائه تبليغات تجاري و آموزه هاي نادرست، ميزان مصرف مواد و كالا از حد معقول و ضروري فراتر رفته و نتيجتا پسماند يا زباله بيشتري توليد مي گردد كه معضلات و مشكلات خاص خود را در پي دارد.
در فرهنگ اسلامي، بر پايه و اساس موازين شرعي، اخلاقي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از مناظر گوناگون بر پرهيز از اسراف تاكيد گرديده و حفظ منابع و موهبت هاي خداوند همواره مورد توجه قرار گرفته است.
با عنايت به موارد فوق ضرورت دارد در شيوه هاي تهيه و مصرف كالا و مواد تجديد نظر نموده و با رعايت اصول به اصلاح الگوي مصرف بپردازيم تا در گام اول توليد زباله، تفاوتها و تاثيرات چشمگير و بسيار قابل ملاحظه اي را شاهد باشيم .
مهم ترين نكاتي كه در زمينه اصلاح الگوي مصرف قابل ذكر و تاكيد مي باشند عبارتند از:
1- خريد كالا و مواد غذايي در حد نياز و نگهداري و مصرف در كوتاه مدت
2- توليد (پخت) غذا به اندازه مصرف در وعده غذايي به ميزان افراد
3- خريد و استفاده از لوازم و وسايل با عمر طولاني
4- عدم استفاده از كالاهاي يك بار مصرف و مشابه
دفع بهينه زباله به روش تفكيك در مبداء
ضرورت زندگي سالم اقتضاء مي كند به صورت مستمر روش هاي مديريت شهري و اجتماعي خود را بهبود بخشيم. به اين منظور سازمان بازيافت با استفاده از تجربيات گذشته و دانش روز اقدام به تدوين طرح تفكيك و جمعآوري پسماندها به روش "تر و خشك" نموده و قصد دارد با كمك و همكاري شهروندان نسبت به اجراي آن اقدام نمايد تا انشاا... بتوانيم با رسيدن به اهداف طرح، محيط زيست شهري خود را سالم تر ساخته و در پرتو آن زندگي بهتري داشته باشيم.
اهداف طرح:
1- بهبود روش ذخيره سازي، جمع آوري و بازيافت پسماندها
2- خالص سازي پسماندهاي تر براي توليد كمپوست مرغوب
3- خالص سازي پسماندهاي خشك (مواد مصنوعي) براي بازيافت و بازگشت بهينه اين گونه مواد به چرخه توليد
4- جلوگيري از هدر رفتن سرمايه هاي ملي و كمك به اقتصاد كلان كشور
5- به حداقل رساندن دفن پسماند و حذف آن در آينده
6- ارتقاء سطح كيفيت خدمات شهري
7- حفظ محيط زيست و جلوگيري از توليد و انتشار آلودگي ها
8- ارتقاء سطح فرهنگ عمومي در برخورد با پسماندها
دسته بندي پسماندها به تر و خشك:
پسماندهاي تر:
پسماندهاي غذايي: برنج، انواع خورشت، گوشت، مرغ، ماهي، روغن هاي خوراكي سوخته و فاسد شده و ...
سبزي و ميوه: پسماند ميوه، سبزي و ميوه فاسد شده، تفاله چاي و ...
پسماندهاي خشك:
كاغذ و مقوا: انواع روزنامه، مجله، كتاب، دستمال كاغذي، عكس، ظروف كاغذي شيرو آبليمو، جعبه هاي شيريني، كفش، لباس، شانه تخم مرغ و ...
پلاستيك: انواع ظروف پلاستيكي، روكش ها و كيسه هاي پلاستيكي، طناب هاي پلاستيكي، اسباب بازي هاي پلاستيكي، فيلم هاي عكاسي، انواع ابر و اسفنج و ...
فلزات: انواع قوطي فلزي كمپوت، كنسرو، نوشابه، رب، وسايل فلزي آشپزخانه، شيرآلات ، لوله ها و توري هاي فلزي، ظروف و لوله هاي مسي، چدني، آهني، فويلهاي آلومينيومي، رادياتور و ...
شيشه: انواع ظروف شيشه اي، لامپهاي ساده و فلورسنت، آيينه ، سراميك، چيني، بلور و ...
منسوجات و چرم: انواع لباس هاي كهنه و پارچه هاي مستعمل، حوله، انواع وسايل پارچه اي، انواع كيف و كفش، البسه و وسايل چرمي و ...
چوب: انواع جعبه هاي چوبي، سرشاخه، برگ درخت، مبل، ميز، وسايل چوبي آشپزخانه و ...
لوازم الكتريكي و الكترونيكي: سيم، كابل، پريز، ديسكت، سي دي، نواركاست، ماشيــن حساب، ساعت، لوازم كامپيوتر، چراغ قوه، انواع باطري، تلفــن، تلويزيون و ...
- لازم است زباله هاي پزشكي ( بيمارستاني ) و ويژه نيز كه در منــازل توليد مي شود مورد توجه شهروندان قرار گرفته و به صورت جداگانه با رعايت اصول بهداشتي دفع گردد.
روش اجراي طرح:
در اين روش، پسماندها در محل توليد به دو دسته تر و خشك تفكيك شده و به صورت جداگانه در دو مخزن نگهداري مي گردد.
پسماندهاي تر طبق روال هر شب و ترجيحا راس ساعت 21 در مخازن ويژه پسماندهاي تر تخليه گرديده و پسماندهاي خشك پس از فشرده سازي در مخازن ويژه و يا كيسه نايلون آبي رنگ كه در اختيار شما قرار مي گيرد، ذخيره و در ساعتي از روزهاي هفته كه از طرف شهرداري اعلام خواهد شد، تحويل پيمانكاران مربوطه مي گردد.
بازيافت و پردازش
تفكيك پسماندها به دو دسته تر و خشك در مبداء توليد از آلودگي ناشي از مخلوط شدن و فعل و انفعالات شيميايي و توليد شيرابه پيش گيري مي نمايد و تبديل مواد به محصولات جديد و قابل استفاده را در بردارد.
پسماندهاي خشك به ويژه كاغذ، مقوا، پلاستيك، فلزات و شيشه از ارزش اقتصادي و زيست محيطي برخوردار بوده و در صورت تفكيك، در واحدها و كارخانـجات بازيافت به محصـولاتي با كاربـردهاي مشـابه و يا جديـد تبـديـل مي شوند تا از اتلاف منابع و سرمايه هاي ملي جلوگيري به عمل آيد.
تفكيك كامل زباله هاي تر از زباله هاي خشك نيز بهبود كيفيت و خلوص كود كمپوست را در پي دارد و با توجه به اينكه نزديك به 70% زباله هاي شهر تهران از نوع زباله تر ( پسماند مواد غذايي، ميوه و سبزي و ...) مي باشد و اين پسماندها طي فرايندي به كود گياهي (كمپوست) تبديل مي شوند كه مورد استفاده امور زراعي و باغباني خواهد بود.
همچنين بازيافت و استفاده مجدد از مواد و كالاهاي معرفي موجب جلوگيري از دفن زباله و آلودگي زمين و آب هاي سطحي مي گردد.
اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخصهاي زندگي و كاهش هزينهها شده و زمينهاي براي گسترش عدالت است. الزام افراد يك جامعه به مصرف بهينه موجب ميشود تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فنآوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات بهينه مطابق با استانداردها، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در بخشهاي مختلف فراهم شود.
اين راهبرد فقط منحصر به مصرف كنندگان نبوده و به تعبير بهتر توليد كنندگان نيز بايد در اين مسير همگام شده و اقدام به توليد كالاهاي متراكم مصرفي كنند تا فرهنگ استفاده بهينه تنها با تبليغات بيپايه همراه نشده و خود به ضد تبليغ تبديل نشود. در ضمن توليد كنندگان نيز خود را از نظر بهينهسازي توليد بايد به روز كرده و روشهايي در پيش گيرند كه با كمترين مقدار از يك كالا بيشترين بهرهبرداري صورت گيرد.
مردم ايران به علت پيوند با دين و مظاهر مقدس ديني به خوبي سنتهاي نهادينه شده را ميپذيرند و بدان ارج مينهند؛ لذا ميتوان در بخش آموزش از تعاليم و آموزههايي كه بر صرفهجويي تاكيد دارند بيشتر بهره برد. در سطح «مصرف كالا» بايد براي فرهنگسازي نحوه مصرف بهينه خصوصاً آب، برق و گاز كه تهيه آنها براي مصرف كننده سهلالوصولتر است
آموزش از طريق مدارس و رسانهها دنبال شده وهمانگونه كه اين امر را از طرق مختلف به خانوار و ديگر بخشها انتقال ميدهيم، بايستي زيرساخت اصلاح الگوي مصرف با گنجاندن مطالبي در كتب درسي از پايه و در مراحل ابتدايي شكلگيري شخصيت افراد طرحريزي شود.
اصلاح الگوي مصرف و توسعه
با توجه جدي به مقوله رشد و توسعه همه جانبه و عدالت فراگير مورد نياز امروز كشور ميتوان دريافت كه ارتباط منطقي بين نامگذاري سال اول دهه پيشرفت و عدالت به «اصلاح الگوي مصرف» وجود دارد. بيشك عدالت در سايه توزيع دقيق و متناسب با نيازهاي جامعه بدست آمده و چنانچه در توزيع همه جوانب مد نظر قرار نگيرد آسيبهاي بسياري متوجه جامعه و نظام خواهد بود؛ چرا كه در سايه فقر امكان حيات وجود دارد، ولي يك نظام با ظلم و بيعدالتي هرگز دوام نمييابد.
حال اگر نياز به اين باشد كه عدالت را با توسعه عجين كنيم بايد راههاي ميانبر را براي آن مد نظر قرار دهيم كه البته يكي از راههاي ميانبر در جامعه امروزي اجراي روشهاي درست مصرف است.در پايان بايد به دولتمردان توصيه كرد كه اين موضوع را جدي بگيرند و واقعا درصدد راهكار برآيند. لطفا بايد و نبايد گفتنها را تمام كنيم.
اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است، سبب ارتقاي شاخصهاي زندگي و كاهش هزينهها شده و زمينهاي براي گسترش عدالت است.
انتقاد مقام معظم رهبري در عيدسعيدفطر از مسئولان به جهت عدم توجه جدي به شعار و راهبرد اصولي امسال، رسالت دستگاههاي رسانهاي در لزوم بازتوليد فكري و فرهنگي اصلاح الگوي مصرف را نمايان ميسازد.
در آغاز سال و به محض اعلام اين استراتژي از سوي رهبر انقلاب بسياري از رسانههاي صوتي، تصويري و مكتوب به آن پرداخته و مسئولان و متوليان از آن در جاي جاي سخنان و بيانيهها و .... استفاده ميكردند، وليكن مرور زمان نشان داد نتايج عملي اين فعاليتها با آنچه انتظار ميرفت فاصله دارد.
در حاليكه بسياري از روزنامهها و رسانههاي ديداري و شنيداري به مباحث انتخابات رياست جمهوري و مسائل پس از آن مشغول هستند، به نظر ميرسد كه اين مهم در سايه و حاشيه قرار گرفته و لازم است كه ديگر مسائل اختلافبرانگيز بنا به توصيه بزرگان كنار گذاشته شده و مسائل مهمي مثل اين شعار محور قرار گيرد؛ زيرا هر قدر در مسائل اختلاف برانگيز پافشاري شود، كشور در بيثباتي غرق بوده و راهبردهاي حائز اهميت به حاشيه رانده ميشوند.
البته اصلاح الگوي مصرف يك پديده نيست كه با قرار گرفتن در دستور كار انجام شده و به پايان برسد بلكه آغاز و اهتمام به چنين سياستي مهم است كه چنانچه تلاش در آن مسير شروع شود بركاتش به مرور خود را نشان خواهد داد.
بيشتر مسئولان اين نياز را درك كرده و در اين مسير نيز گامهايي را هرچند كم رنگ برداشتهاند، وليكن قانونگذاري و حركت از بالا براي تحقق چنين هدف مهمي به تنهايي كفايت نميكند و بايد اين رويكرد را به روشي غالب تبديل كرد. اين سياست به معناي واقعي نياز به عرف شدن دارد تا قانونگذاري.
ساماندهي اصلاح الگوي مصرف
از چندين سال پيش سخن از ايجاد نهادي فراگير جهت پيگيري و عملياتي كردن شعارهاي هر سال به ميان آمده بود، وليكن به نظر ميرسد با توجه به اهميت فوق العادهاي كه شعار امسال داشت ايجاد چنين نهادي لازم به نظر ميرسد.
در اين زمينه يك كارشناس مسائل اقتصادي گفت: هرچند جايگاه منسجم و واجد شرايطي براي سياستسازي اقتصادي در كشور وجود ندارد؛ اما سازماندهي سياستگذاري اصلاح الگوي مصرف در كشور ضروري است. «دكتر جمشيد پژويان» افزود: نبود جايگاه منسجم براي اين امر سبب شده تا هر سازمان و تشكيلاتي خود را مجاز به ارائه نظريه بداند.
پژويان افزود: تمام دستگاههاي دولتي در زمان حاضر تشكيلاتي را براي اصلاح الگوي مصرف اختصاص دادهاند كه اين امر منجر به هدردهي منابع ميشود. به گفته وي، سياستگذاري براي اصلاح الگوي مصرف تنها بايد در معاونت اقتصادي وزارت امور اقتصادي و دارايي انجام و هيچ ارگان و نهادي نبايد در اين امر فعال شود.
1- افزايش تعداد و ابعاد پنجرهها و گسترش فضاها براي استفاده بيشتر از نور طبيعي
2- كنترل ميزان نور و جلوگيري از چشم زدگي با تنظيم پردهها و منعكس كنندهها
3- پله پله كردن مسيرهاي ورود نور به ساختمان
4- جلوگيري از تابش نور مستقيم در نقاط بحراني
5- استفاده از فيلترها و پخش كنندههاي نور در مجاورت پنجرهها
6- استفاده از نور پردازيهاي مختلف و مناسب براي محيطهاي گوناگون
علاوه بر اين امكان همزمان استفاده از نور طبيعي و مصنوعي در محيط وجود داشته باشد و با استفاده از روشهاي گوناگون نظير استفاده از نورگير در وسط ساختمان و پله پله كردن سقف و به كارگيري ديوارهاي جانبي و نصب پنجرههاي مناسب، نور را به داخل ساختمان انتقال داد.
3- كنترل و تنظيم نور
يكي از روشهاي قطع و وصل منابع نور استفاده از كليدهاي اتوماتيك قطع و وصل مي باشد كه علاوه بر قطع و وصل بارهاي روشنايي، وظيفه حفاظت آنها در برابر اتصال كوتاه و اضافه بار را نيز به عهده دارند.
گرچه كليدهاي اتوماتيك از اجزا اصلي حفاظت مدارهاي روشنايي هستند ولي بهينهسازي مصرف انرژي نيازمند كنترل ميزان شدت روشنايي و قطع و وصل منابع از راه دور و از محل است.
لذا با استفاده از حس گرهاي مناسب مي توان در موارد عدم نياز به نور، به طور خودكار منابع نور را خاموش و يا ميزان نور آنها را در حد مورد نياز كاهش داد و از مصرف بيهوده انرژي جلوگيري نمود.
ديمر اتوماتيك تنظيم نور
از حس گرهاي نوري مناسب و اتوماتيك ولتاژ لامپ را تغيير داده و شار نوري لامپ را به گونهاي تنظيم مي كنند كه در صورت عدم نياز خاموش شده و از مصرف انرژي جلوگيري كنند.
ديمر تنظيم نور و حسگر نوري
سيستمهاي كنترل نور براي استفاده در امر بهينه كردن مصرف انرژي و تامين نور مناسب در سيستمهاي روشنايي داخلي ساختمانها و با استفاده از منابع نور مصنوعي و تركيب آنها با نور طبيعي به كار ميروند.
استفاده از كنترل و تنظيم نور علاوه بر ذخيرهسازي انرژي، باعث كاهش تعداد دفعات كليدزني در لامپها شده و در نتيجه عمر آنها را نيز افزايش ميدهد.
همچنين در پيك مصرف برق نيز مي توان با استفاده از تنظيم نور توسط ديمرها و يا قطع نور توسط كليدها در مصرف انرژي صرفهجويي كرد و با كاهش ساعات مصرف در طي سال از هزينههاي اضافي جلوگيري نمود. ضمناً با قطع منابع نور نيز از توليد گرماي اضافي توسط آنها جلوگيري ميگردد.
كليدها و لوازم مناسب كنترل نور ميتوانند براي استفاده موضعي از نور در محيطهاي مختلف بكار روند.
در پايان لازم است به اين نكته اشاره شود گرچه بهينهسازي به مفهوم كم مصرف كردن انرژي نيست، ولي بايد فرهنگ استفاده درست از انواع انرژيها و به كار بردن منابع نور و لامپهاي كم مصرف و لوازم كنترل نور و طرح ساخت ساختمانهاي جديد آموزش داده شود تا در اين راه موفقيت هر چه بيشتر حاصل شود.
از آنجا كه كاربرد روزافزون نور مصنوعي در محيطهاي مختلف، ميزان استفاده از انرژي الكتريكي را به شدت افزايش داده است. لذا لازم است براي بهره برداري بهينه از انرژي الكتريكي، اين سرمايه عظيم كشور هر چه بيشتر تلاش نمود.
امروزه نياز به منابع انرژي الكتريكي به سبب گسترش فعاليتهاي اجتماعي افزايش يافته است. يكي از كاربردهاي انرژي الكتريكي تبديل آن به نور است از آنجا كه كاربرد روزافزون نور مصنوعي در محيطهاي مختلف، ميزان استفاده از انرژي الكتريكي را به شدت افزايش داده است. لذا لازم است براي بهره برداري بهينه از انرژي الكتريكي، اين سرمايه عظيم كشور هر چه بيشتر تلاش نمود و به همين منظور ضروري است در طراحي و ساخت لامپها و منابع تبديل انرژي الكتريكي به نور تلاش جدي صورت گيرد، زيرا لامپها و منابع نور سنتي مورد استفاده داراي راندمان بسيار كوچكي در حد صفر مي باشد و تقريبا 98 درصد انرژي به آنها تبديل به گرما و حرارت شده و در نتيجه به هدر مي رود. با توجه به اين مساله علاوه بر نياز به ساخت لامپهاي جديد با بهره نوري بالا و ايجاد فرهنگ استفاده از آنه، لازم است در طراحي سيستمهاي روشنايي نيز با رعايت استانداردهاي مربوطه از نور موضعي براساس كاربرد در محيطهاي مختلف حداكثر استفاده بشود. همچنين در تركيب با نور مصنوعي از نور طبيعي كه در طبيعت به وفور يافت مي شود هر چه بيشتر استفاده كرد. در ضمن براي كنترل انرژي لازم است از لوازم كنترل و تنظيم نور در طراحي سيستمهاي روشنايي استفاده بشود تا انرژي به جا و مناسب استفاده گردد. در ادامه مقاله به روشهاي بهينه سازي مصرف انرژي با توجه به نكات و عوامل فوق پرداخته ميشود.
1- منابع نور
درصد بسيار كمي از انرژي به نور تبديل ميشود، در منابع التهابي كه از طريق ايجاد گرما انرژي الكتريكي را به نور تبديل مي كنند بهره نوري بسيار كم و در حدود 10 لومن بر وات ميباشد و راندمان آنها به كمتر از 2 درصد مي رسد. اگر چه اين لامپها ارزان قيمت بوده و نور سفيد توليد ميكنند و رنگدهي آنها بسيار عالي است، ولي عمرشان حتي بدون كليد زني و قطع و وصل، بسيار كم بوده و در حدود 1000 ساعت است و با توجه به راندمان كم و بهره نوري كوچك و تلفات حرارتي بسيار زياد، هزينههاي بهره برداري بسيار گزافي دارند.
با توجه به نياز روز افزون بشر به انرژي و محدوديت آن در طبيعت، لزوم بهينه سازي مصرف و نيز مشكلات لامپهاي التهابي، سالياني است كه محققان منابع نوري جايگزين را معرفي نموده و همچنان در پي منابع نور برتر ميباشند. مهمترين منابع نور جايگزين، لامپهاي تخليه گازي كم فشار و پر فشار هستند. اگر چه امواج حاصل از تخليه الكتريكي درون محفظه اين نوع لامپها، داراي طول موجهاي كمتر از امواج مرئي هستند، ولي با استفاده از پودرهاي فسفرسانس و فلوئورسانس كه در سطح داخلي محفظه لامپ مينشانند، اين امواج را به نور مرئي تبديل مي كنند. لامپهاي تخليه گازي كم فشار كه فلورسنت ناميده ميشوند، داراي بالاست مغناطيسي و كليد راه انداز بوده كه كنترل جريان تخليه الكتريكي و راهاندازي لامپ را بعهده دارند. اين لامپها از بهره نوريي در حدود 40 لومن بر وات برخوردارند كه نسبت به لامپهاي التهابي بسيار بهتر است، اما باز هم به دليل وجود بالاست مغناطيسي و امواج ماوراء بنفش، راندمان اين نوع لامپها نيز كوچك و كمتر از 10 درصد مي باشد. البته لامپهاي تخليه گازي پرفشار بخار جيوه و بخار سديم نيز داراي بهره نوري بسيار خوب و در حد لامپ كم مصرف است، ولي طيف نوري آنها محدود بوده و نور سفيد توليد نمي كنند. لامپ بخار جيوه نور متمايل به بنفش و لامپ بخار سديم نور متمايل به زرد توليد مي كنند و براي روشنايي داخلي مناسب نميباشند.
امروزه لامپهاي كم مصرف با عمر بيش از 10000 ساعت و در اشكال مختلف گرد و مارپيچ، فلورسنت معمولي، فلورسنت فشرده، حباب دار ساده و مات و شمعي در بازار موجود مي باشد. همه اين لامپها داراي بالاست الكتروني سر خود و يا مستقل بوده و تنها لامپ نمونه حبابي ساده داراي محدود كننده داخلي ميباشد.
با توجه به ضريب برتر لامپهاي كم مصرف و عمر بسيار زياد آنها و عدم نياز به سرويس و نگهداري، استفاده از اين لامپها باعث بهرهوري بسيار خوب و كاهش مصرف انرژي ميگردد.
استفاده از لامپ كم مصرف داراي توان مصرفي اي معادل 65 درصد لامپ معمولي است و به همين دليل در مدت زمان يك سال هزينه برق مصرفي حاصل از كاربرد آنها كاهش چشم گيري يافته و سبب كاهش هزينه برق مصرفي معادل مبلغي در حدود 6000 دلار شده است كه بسيار قابل توجه ميباشد.
2- استفاده از نور طبيعي
استفاده از منبع نور طبيعي در نهايت موجب ذخيره سازي قابل توجه انرژي الكتريكي ميگردد.
استفاده از نور طبيعي بايد با مهارت صورت گيرد تا علاوه بر آنكه موجب آسايش مصرف كنندگان گردد از اشكالات احتمالي آن همچون خيرگي چشم و ايجاد سايههاي مزاحم و نيز توليد سرما و گرماي نامطلوب جلوگيري شود. كه در صورت بروز چنين مشكلي نياز به استفاده از انرژي اضافي افزايش خواهد يافت.
همچنين براي استفاده از نور طبيعي بايد امكان تنظيم و كنترل نور و كنتراست محيط وجود داشته باشد تا كارايي افراد را افزايش دهد.
براي تنظيم نور از پنجرههايي با ابعاد مناسب كه در طراحي ساختمانها مورد توجه قرار ميگيرد و شيشههاي رفلكتوري مطلوب و پردههاي مناسب استفاده مي شود كه البته استفاده از نور طبيعي براي مراكز تجاري و مسكوني قابليت بهره برداري بهتر و بهره وري بيشتري را به همراه دارد.
استفاده از نور طبيعي داراي مزاياي بسياري از جمله كاهش هزينههاي طراحي و نصب سيستم روشنايي بين 5/0 تا 2 دلار براي هر مترمربع، كاهش هزينههاي دوره اي متناسب با كاهش تعداد چراغها بين 35 تا 50 درصد است. همچنين باعث بالا بردن نشاط و كارايي و عدم خستگي زودرس افراد در محيطهاي اداري، تجاري و صنعتي ميشود. نصب پنجرههاي مناسب نيز امكان تامين سرمايش و گرمايش مناسب و گردش هوا را بوجود ميآورد مطالعات نشان ميدهد كه اين كار هزينه تهويه هوا در محيطهاي داخلي را بين 10 تا 20 درصد كاهش ميدهد.
بهينه سازي مصرف انرژي نيازمند كنترل ميزان شدت روشنايي و قطع و وصل منابع از راه دور و از محل است
البته استفاده از نور طبيعي هزينههايي هم به همراه دارد كه طراح بايد با طرح كردن پنجرههاي مناسب و سيستمهاي كنترل و حسگرهاي مناسب، نور را كنترل و از چشم زدگي و ايجاد سايه روشن و هدر رفتن و اتلاف انرژي حرارتي جلوگيري نمايد.
انسانها براي زيستن نيازمند به مصرفاند. از مصرف هوا، آب و غذا گرفته تا پوشاك، انرژي و زمان. به اين منظور، بشر از آغاز خلقت به فكر توليد محصولات گوناگون براي مصرف خود و همنوعانش بوده است و كوشيده است با بهرهگيري از مواهب بيكران و نعمتهاي بيشمار الهي، مايحتاج خويش را توليد كند.
در طول اعصار و قرون، جوامعي كه از امكانات طبيعي و منابع مادي كمتر برخوردار بودهاند، سعي كردهاند با سختكوشي بيشتر و مديريت منابع بهتر از حداقل امكانات حداكثر بهرهبرداري را داشته باشند و با تكيه بر دانش و مهارت خويش با كار و تلاش بيشتر و با روي آوردن به صنعت و فناوري كمبود منابع را جبران كنند. بعكس جوامعي كه از امكانات و منابع طبيعي و خداداد بيشتر برخوردار بودهاند، با تكيه بر آن منابع و استفاده نامتعارف از آنها، كوشش و تلاش كمتري براي رفع نيازهاي خويش از طريق صنعت و فناوري به كار بستهاند و سعي كردهاند با فروش مواد خام ( نفت ذغال سنگ گاز و سنگهاي معدني) ثروت ملي خويش را به ثمن بخس بفروشند و در مقابل، محصولات صنعتي كشورهاي پيشرفته را با قيمتهاي گزاف خريداري و نيازهاي مصرفي خود را برطرف كنند.
از سوي ديگر، مردمان جوامع سرمايهدار (برخوردار از مواهب طبيعي ) با تكيه بر ثروتهاي ملي و خدادادي خويش، به مصرفگرايي و ولخرجي در مصرف خو گرفتهاند و مصرف نامتعارف، جزو عادات ثانويه آنها شده است. متأسفانه نمونه اين وضعيت را در كشورمان بخوبي ميتوان مشاهده كرد. نگاهي گذرا به آمار و ارقام مصرف انرژي و مواد غذايي اصلي در كشور و مقايسه آن با چند كشور صنعتي بيانگر اين حقيقت تلخ است.
براساس گزارش موسسه ماركت اوراكل، ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف شده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10سال يكبار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود؛ اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يكبار 2برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند. هماكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد، در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه (56 كيلوگرم) و آلمان (70كيلوگرم) بيش از 2 تا 3 برابر است. به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي سالهاي اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و امسال اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند در 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
براساس گزارش صندوق بينالمللي پول، ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار ميباشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225ميليون نفر جمعيت، 2برابر چين با يك ميليارد و 300ميليون نفر جمعيت و 4 برا بر كشور هند با يك ميليارد و 122ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژي در ايران با بسياري از كشورهاي جهان، شاهد وضعيت ناهنجار بهرهبرداري از انرژي هستيم. در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشر شده، متوسط مصرف انرژي به ازاي هرمترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر ميرسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف ميشود!
از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت سالانه يارانه 4000ميليارد توماني براي برق در نظر ميگيرد. دكتر داوودي، معاون اول رئيسجمهور در همايش ملي نگاه قدسي به آب گفته است كه سرانه مصرف آب ايرانيها 5برابر سرانه مصرف جهان است.
مديرعامل سابق شركت ملي پالايش و پخش فرآوردههاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران پس از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيشبيني ميشود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد و با ادامه اين روند در سالهاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.
اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است. سرانه مصرف شكر در ايران 29كيلوگرم است و ميانگين مصرف شكر در جهان 22كيلوگرم است.
تحقيقات كارشناسان نشان ميدهد ايرانيها 30درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف ميكنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
همانطور كه مشاهده ميكنيم، مقايسه ميزان مصرف در بخشهاي مختلف با ديگر كشورها، نشاندهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينهها است و جالبتر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت ميكنيم كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است. براستي چرا در كشوري كه مردم آن مسلمانند و با آموزههاي ديني و اسلامي در زمينه چگونگي مصرف آشنا هستند، بايد شاهد چنين آماري باشيم؟
بنابر گزارش معاون امورگمركي گمرك، ايران با واردات نزديك به 5 ميليون تن گندم در11 ماهه اول سال87 به يكي از بزرگترين كشورهاي وارد كننده اين محصول در جهان تبديل شده است ؛ به اين ترتيب امسال با واردات 6 ميليون تن گندم به ارزش تخميني 2 ميليارد و 400 ميليون دلار، ايران پس از 10 سال به بزرگترين وارد كننده گندم تبديل ميشود. بنا بر گزارش معاون امور گمركي گمرك ايران،در سال 1387 ارزش كل واردات كشور حدود 5/51ميليارد دلار بوده، در حالي كه كل صادرات ايران در اين سال 21ميليارد دلار ارزش داشته است (واردات نزديك به 5/2برابرصادرات بوده است).
هماكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و از سوي تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود
از سوي ديگر، از آنجا كه اقتصاد ما يك اقتصاد دولتي است، هزينههاي يارانهاي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي بسيار بالاست (حدود 90هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد ميكند؛ زيرا در آمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زير بنايي و عمراني شود، به خود اختصاص ميدهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصلههاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد ميكند؛ لذا بايد با مديريت صحيح و مدبرانه مصرف ، در سطوح فردي، سازماني و ملّي از هزينههاي مازاد و بي رويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بسترسازي براي توسعه كشور در زمينههاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد.
از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشهاي حسابشده و استعماري براي غارت و چپاول ثروتهاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بينصيب ميمانند.
دين اسلام، نظام جامعي براي سعادت دنيا و آخرت دارد كه به جنبههاي گوناگون زندگي فرد و جامعه توجه ميكند. يكي از اصول نظام اقتصادي اسلام، الزام و پايبندي فرد به رعايت اخلاق اقتصادي است كه مصرف، يكي از مصداقهاي آن است.
امام خميني(ره) كه يكي از پرورشيافتگان مكتب انسانساز اسلام بود، در سيره عملي خود، رفتار و منش اخلاقي داشت. اين ويژگي امام(ره) نهتنها در امور اجتماعي و سياسي وجود داشت، بلكه ايشان در امور اقتصادى، چه در جنبه فردي و چه اجتماعي نيز به اصول اخلاقي پايبند بودند.
امام خميني(ره) كه از اوضاع دنياي معاصر بهخوبي آگاه و به مسائل آن دقيق بود، يكي از علتهاي توسعهنيافتگي جوامع مسلمان را وابستگي اقتصادي آنان ميدانست. ايشان براي رهايي مسلمانان از اين بند و بحران ذلتآور، عمل به آموزههاي اسلامي را كه متضمن زندگي شرافتمندانه است، چارهساز ميدانست.
از ديدگاه امام خميني(ره) ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشهاي حسابشده و استعماري براي غارت و چپاول ثروتهاي دنياي اسلام است كه به تبع آن، جوامع اسلامي از رشد و پيشرفت بينصيب ميمانند.
در ايران پس از انقلاب اسلامى، به بركت وجود رهبران دلسوز و هدايت خردمندانه آنان و خودباوري مردم و حضور آنها در صحنههاي گوناگون كشور از نظر اقتصادي با وجود مشكلات فراوان، رشد بسياري يافته است. با اين همه، رسوبات فرهنگهاي غيراسلامي بهطور مطلق از بين نرفته است. مثلاً در مصرف، جامعه و مردم به لحاظ اقتصادي خسارتهاي سنگيني ميبينند.
هدايت و هوشياري رهبران و رهنمودهاي آنان به جامعه در زمينه رعايت الگوي مصرف، امري راهگشا و ضروري است. ازاينرو، ديدگاههاي امام خميني(ره)، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را درباره مصرفزدگي و مصرفگرايي كه برگرفته از وصيتنامه و سخنان ايشان است، مرور ميكنيم.
ايجاد فرهنگ مصرفزدگى، نقشه استعمارى
"از جمله نقشهها، كه معالاسف تأثير بزرگي در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن كشورهاي استعمارزده از خويش، و غربزده و شرقزده نمودن آنان است. ...
قصه اين امر غمانگيز طولاني و ضربههايي كه از آن خورده و اكنون نيز ميخوريم، كُشنده و كوبنده است؛ و غمانگيزتر اينكه آنان ملتهاي ستمديده زيرسلطه را در همهچيز عقب نگهداشته و كشورهايي مصرفي بار آوردند. ... وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرمكردن بانوان و مردان، خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتى، از قبيل ابزار آرايش و تزئينات و تجملات و بازيهاي كودكانه، و به مسابقه كشاندن خانوادهها و مصرفي بار آوردن هر چه بيشتر، كه خود داستانهاي غمانگيز دارد، و سرگرم كردن و به تباهي كشاندن جوانها، كه عضو فعال هستند... و دهها از اين مصائب حساب شده، براي عقب نگهداشتن كشورهاست ".
اسلام تنها راه نجات از فرهنگ مصرفزدگي و ستمپذيرى
"وصيت مشفقانه ميكنم كه از اسلام، كه يگانه استقلال و آزاديخواهي است و خداوند متعال همه را با نور هدايت آن به مقام والاي انساني دعوت ميكند، چنانچه امروز وفاداريد، در وفاداري استقامت كنيد، كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابستگيها و پيوستگيها به قدرتهايي كه شما را جز براي بردگي خويش نميخواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقبمانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستمپذيري نگه ميدارند، نجات ميدهد؛ و زندگي انساني شرافتمندانه را، ولو با مشكلات، بر زندگاني ننگين اجانب، ولو با رفاه حيوانى، ترجيح دهيد و بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگي عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد؛ و بهخوبي و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاهِ پس از تحريم اقتصادى، در همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز ميديدند و از راه انداختن كارخانهها آنان را مأيوس مينمودند، افكار خود را به كار بستند، و بسياري از احتياجات ارتش و كارخانهها را خود رفع نمودند ".
وظيفه جوانان و دولتها در برابر فرهنگ مصرفزدگى
"بر دولتها و همه دستاندركاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسلهاي آينده، كه از متخصصين خود قدرداني كنند و آنان را با كمكهاي مادي و معنوي تشويق به كار نمايند؛ و از ورود كالاهاي مصرفساز و خانهبرانداز جلوگيري نمايند؛ و به آنچه دارند بسازند تا خود همهچيز بسازند.
و از جوانان، دختران و پسران، ميخواهم كه استقلال و آزادي و ارزشهاي انساني را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فداي تجملات و عشرتها و بيبندوباريها و حضور در مراكز فحشا، كه از طرف غرب و عمال بيوطن به شما عرضه ميشود، نكنند، كه آنان، چنانكه تجربه نشان داده، جز تباهي شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن ذخاير شما و به بند استعمار و وابستگي كشيدنتان و مصرفي نمودن ملت و كشورتان به چيز ديگر فكر نميكنند؛ و ميخواهند با اين وسايل و امثال آن، شما را عقبمانده و به اصطلاح آنان "نيمه وحشي " نگه دارند ".[3]
كالاهاي دشمنان در بازار مسلمانان
"اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامى، مراكز رقابت كالاهاي غرب و شرق شده است، و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباببازيها و اجناس مصرفي بهسوي آنها سرازير شده است. همه ملتها را آنچنان مصرفي بار آوردهاند كه گمان ميكنند بدون اين اجناس امريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نميتوان كرد. معالاسف، مكه معظمه و جده و مشاهد مشرفه حجاز، ... مملو از كالاهاي بيگانگان و بازار براي دشمنان اسلام و پيامبر بزرگ شده است ".
1- فراهم كردن زيرساختهاي مناسب در زمينه حمل و نقل عمومي.
2- اتخاذ سياستهاي مالي صحيح در جهت تشويق فرهنگ پسانداز.
3- استفاده از رسانه ملي براي اصلاح فرهنگ مصرف.
4- پيشبيني دروس و برنامههاي آموزشي در زمينه بهرهوري و مصرف در آموزش و پرورش.
5- پيشبيني و اصلاح درسي در زمينه بهرهوري در رشتههاي دانشگاهي.
ناگفته نماند اصلاح الگوي مصرف به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور است و توجه به اين مهم موجب ارتقاي شاخصهاي زندگي و كاهش هزينهها و زمينهساز گسترش عدالت در جامعه ميباشد و از طرفي پايبندي به مصرف بهينه باعث ميگردد تا فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن پيشرفت در ديگر بخشهايي كه كمتر مورد توجه بوده است نيز فراهم گردد.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگسازي پايدار است، و اين خود نيازمند راهكاري است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاحي در مصرف را احساس كنند و به تدريج اين رويه نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ عمومي در تمامي عرصهها تبديل شود.
اصلاح الگوي مصرف در دو سطح "توليد كالا " و "مصرف كالا " قابل بررسي است. در سطح توليد كالا كه از مرحله تبديل مواد خام تا انتقال و توزيع به مصرفكننده را شامل ميشود، نياز است كه سازندگان و توليدكنندگان هر دو بخش دولتي و خصوصي علاوه بر رعايت ضوابط قانوني فنآوري توليد، خود را با استاندارد جهاني و يا حتيالامكان با اقليم هر منطقه تطابق دهند.
در سطح مصرف نيز پايبندي به رعايت الگوهاي صحيح مصرف بر عهده مردم بوده كه اصلاح الگوهاي موجود نيازمند آموزش و فرهنگسازي ميباشد كه با توجه به برخي ويژگيهاي فرهنگي در ايران اين امر به سهولت بيشتر امكانپذير است؛ به عنوان نمونه، مردم ايران به علت پيوند عميق با دين و مظاهر مقدس ديني، به خوبي سنتهاي نهادينه شده را ميپذيرند و بدان ارج مينهند؛ لذا ميتوان در بخش آموزش از تعاليم و آموزههاي ديني كه بر صرفهجويي تأكيد دارند بهره بسيار برد. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري با ورود همهجانبه مردم، دولت و مجلس امكانپذير است و بايد پذيرفت كه ورود به اين عرصه يك تكليف شرعي و ملي است.
با دقت در مفاهيم اصلاح الگوي مصرف و مقايسه آن با اصول و مباني بهرهوري، ميتوان به ارتباط عميق و تفكيكناپذير اين دو موضوع پي برد؛ از اين رو در ادامه به بررسي مفاهيم بهرهوري پرداخته شده است.
تعاريف بهرهوري
بهرهوري به معناي استفاده مطلوب از نعمتها، نه تنها ريشه در مضامين اسلامي دارد، بلكه يكي از سنتهاي الهي است كه به سختي ميتوان تعريف جامع و همهپسندي از بهرهوري ارائه كرد. انعطافپذيري مفهوم بهرهوري و قابليت مصطلح شدن آن در تمام فعاليتهاي روزمره بشري باعث شده كه هر كس با توجه به نوع نگرش و ديدگاه و زمينه مورد بررسي خود از آن تعريفي ارائه دهد، از جمله اينكه مركز بهرهوري ژاپن (
JPC
) در اساسانامه خود چنين مينويسد: "هدف از بهرهوري به حداكثر رساندن استفاده از منابع، نيروي انساني و تسهيلات به طريقه علمي، كاهش هزينههاي توليد، گسترش بازارها، افزايش اشتغال و كوشش براي افزايش دستمزدهاي واقعي به طوري كه به سود كارگر، مديريت و عموم مصرفكنندگان باشد. "