فرهنگسازي بر پايه قرآن و معارف اهلبيت عليهمالسلام و معرفي و ترويج زندگي ديني در راستاي تربيت اسلامي نسلها به عنوان اصليترين ماموريت دين براي زندگي تلقي مي شود.
و درست در همين نقطه است كه دين براي زندگي بهتر تعريف مي شود.
فرهنگ سازي از طريق ارزشهاي ديني مستلزم حركتي دقيق، علمي و مبتني بر شناخت مولفههاي ضروري در امر ترويج و تبليغ دين ميباشد.
واقعيت اين است كه آموزهاي ديني به دليل تاثير گذاري بر افراد جامعه و ضريب نفوذ بالا مي توانند يكي از ابزارهاي تاثير گذار در بهسازي رفتار و فرهنگ جامعه تلقي شوند و در اين ميان فرهنگ سازي بر پايه قرآن و معارف مي تواند نقشي تعيين كننده در جامعه ايفا كند.
فرهنگ ديني با توجه به مقبوليت بسيار بالاي آن در جامعه در شرايط فعلي مي تواند بهترين الگو براي اصلاح الگوي مصرف تلقي شود از اين رو ابعاد فرهنگ سازي ديني نيازمند بررسي دقيق تر است تا هدف گذاري درستي براي سال 88صورت دهد .
پر واضح است كه نقش نهادهاي ذير بط در حوزه دين و تبليغات ديني و اسلامي در طرح و رواج الگوي مصرف اسلامي مي تواند تعيين كننده و تاثير گذار باشد .
بررسي بايدها و نبايدهاي تبليغات ديني اولين گام در فرهنگسازي تبليغات ديني است كه در گزارش پيش روي به آن پرداخته شده است.
ضرورت بررسي عوامل ثبات و تغيير فرهنگي
فرهنگ، ميراث هزاران سال كار و تلاش فكري، هنري و صنعتي نسلهاي گذشته يك ملت است. هر نسلي اندوختههاي فرهنگي و تجارب زندگي خويش را با شيوههاي گوناگون به نسل بعدي منتقل ميكند، فرهنگ چگونه زندگي كردن را به مردم ميآموزد، انديشهها و رفتارها را جهت ميدهد، روابط ميان افراد، طبقات و اقشار گوناگون جامعه را تنظيم ميكند و حتي نزاعها و درگيريهاي قومي و ملي را نيز تحت قاعده در ميآورد و حدود و ثغور آن را مشخص ميكند. در واقع، فرهنگ و فضاي فرهنگي چونان فضا، اطراف ما را كاملاً احاطه كرده و ما در تمام صحنههاي حيات فردي و اجتماعي خود، آن را لمس كرده و از آن تاثير ميگيريم.
مطالعه و بررسي علل و عواملي كه موجب ميشود يك فرهنگ در طول قرنهاي متمادي، يكنواخت و دست نخورده باقي بماند و دست خوش تغيير و تحول قرار نگيرد و يا به سادگي و اندك تحولي تغيير يابد، هم چنين بررسي سهم عوامل داخلي در مقايسه با عوامل خارجي در ثبات و تغيير فرهنگها و رابطه ميان آنها با تغيير خودباوري فرهنگي و نفس بررسي خود باوري فرهنگي و عوامل، مكانيسمها و فرآيند تغيير و تحول آن، از ضروريات مورد نياز در فعاليتهاي فرهنگي ميباشد.
مشاركت مردمي عامل تاثير گذار در فرهنگسازي
مردم مسلمان كشور ما به شعائر اسلامي اهتمامي خاص دارند و به صورت خود جوش در سطحي گسترده اقدام به تشكيل جلسات مذهبي مي كنند.
در واقع جلسات مذهبي حجم وسيعي از مشاركتهاي مردمي را در امر تبليغ در برميگيرد و بستر مناسبي براي تبيين آموزههاي انسانساز اسلام و مسائل ديني است.
بررسي، مطالعه و شناخت عواملي كه مشاركت مردمي را كاهش ميدهد و متقابلاً عواملي كه باعث افزايش مشاركت مردمي هم در بعد مادي (تامين هزينههاي تبليغ) و هم در بعد معنوي (حضور پر رونق در عرصههاي تبليغي) ميشود، برنامه ريزان تبليغي را در بهبود روشها و ساز و كارهاي تبليغي در جهت توسعه عرصه تبليغ و افزايش شعاع و عمق پيام رساني ديني ياري ميكند.
به عبارت ساده تر مي تواند از عامل انساني و ايجاد الگوي مصرف چهره به چهره بيشترين تاثير را در معرفي الگوي مصرف اسلامي داشته باشيم .
طبقه بندي پيامهاي ديني
مبلّغان ديني بايد با انواع پيامهاي ديني و ميزان اهميت آنها از نگاه ديني، آشنايي پيدا كنند و به آن احاطه داشته باشند تا بتوانند متناسب با شرايط زمان، مكان و مخاطبان، پيام مناسب را گزينش نموده، با به كارگيري شيوهها و ابزارهاي مناسب در خصوص انتقال پيام اقدام كنند.
به تعبير ديگر طبقه بندي پيام هاي فرهنگي و اموزهاي ديني به منظور عبور از مراحل فرهنگسازي و رسيدن به هدف مورد نظر كه همان شكل گيري فرهنگ در جامعه است بيشترين تاثير را خواهد داشت.
روششناسي نيازسنجي تبليغ
برآورده كردن و پاسخگويي به نيازها و خواستههاي مخاطبان، فصل مشترك بسياري از فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در جوامع ميباشد. بدين منظور روشهاي مختلفي متناسب با موضوع فعاليت، براي سنجش نيازها بايد طراحي و اجرا شود كه برخي از اين روشها، عمومي و برخي ديگر، ويژه آن موضوع يا زمينه خاص مي باشند.به طور مثال الگوي مصرف صحيح و دستورات ديني در اين خصوص زمينه خاصي براي تبليغات ديني است .
توجه به اين مورد ضروري است كه تبليغ با محوريت ارائه محتواي متناسب و مورد نياز مخاطبان، مستلزم شناخت كافي و مناسب از نيازهاي مخاطبان است.
اين يك واقعيت است كه هر شخص بر حسب ذوق و سليقه خود و شرايط تبليغي كه در آن واقع شده، نسبت به تشخيص نيازها و محتواي پاسخگو به اين نيازها اقدام مي كند و واضح است كه روحيات شخصي انسانها در نتيجه گيري در اين خصوص موثر است و به اين ترتيب فرهنگ سازي از طريق مبلغان خوب مي تواند تاثير گذار باشد.
به منظور اطلاع جامع و كامل از نيازها و خواستههاي تبليغي مخاطبان كه نيازهايي چند بعدي است، ضرورت دارد نسبت به روششناسي نيازسنجي تبليغ و شناسايي نيازهاي تبليغي مخاطبان توسط نهادها و مجموعههاي تبليغي اقدام گردد تا هم مبلّغان اطلاع مناسبي از اين نيازها داشته باشند و هم بتوانند نيروي بيشتري را در جهت تامين نيازهاي مخاطبان صرف نمايند.
نيازسنجي
امروزه ارائه هرگونه كالاو خدمتي در جوامع، نيازمند شناخت مشتري، مخاطب و نيازهاي آنان ميباشد. در مديريت تبليغ ديني نيز توجه به گونههاي مخاطبان و برآورده ساختن نيازهاي آنان، از ضروريات است. بايد توجه داشت كه نقش دين در زندگي انسان قابل مقايسه با هيچ كالايا خدمت ديگري نميباشد.
ارتباط گسترده دين با اجزاي زندگي انسان سبب ميگردد كه لزوماً مخاطبان به نيازهاي خود در همه زمينههاي مادي و معنوي آگاهي كامل نداشته باشند، اما نسبت به مواردي كه شناخت دارند ضروري است مطالعات انجام شود و با مد نظر قرار دادن آنها بهترين و مناسبترين تركيب از روشهاي تبليغ و ترويج دين ارائه گردد.
نياز سنجي مخاطبان تبليغ ديني در واقع دسته بندي مخاطبان با نظربه نيازهاي آنان است. به طور طبيعي محصول اين تحقيق، طبقهبندي مخاطبان بر اساس ويژگيهاي مورد نياز خواهد بود.
به طور مثال آنچه در زمينه اصلاح الگوي مصرف براي دانش آموزان لازم است ارائه شود ديگر نمي شود به همان شكل براي زنان خانه دار و كارمندان ارائه شود به دليل آنكه شرايط زندگي و نيازهاي افراد مختلف به لحاظ سن و نقش آنها در جامعه با يكديگر متفاوت است.
شكل تبليغ ديني و ارائه الگوب مصرف از طريق مبلغات ديني
تبليغ سنتي (تبليغ به روش منبر، وعظ و خطابه)، يكي ازمهمترين روشهاي تبليغ ديني از صدر اسلام تاكنون بوده كه همچنان اهميت و تاثيرگذاري خود را حفظ كرده است، تا آن جا كه اكنون اين روش، سنتي حسنه در ميان مسلمانان محسوب ميگردد.
يكي از موضوعات اساسي در عرصه تبليغ، سبكشناسي تبليغ سنتي است.
سبكشناسي در واقع عنواني براي گردآوري، بازشناسي و دسته بندي سبك هاي متفاوتي است كه از سوي مبلغان و خطباي موفق و صاحب نام در عرصه تبليغ سنتي به كار گرفته شده است؛ هرچند ممكن است تاكنون تحت عنوان سبك خاصي مطرح نشده باشند. به عبارت ديگر ميتوان گفت با مطالعه، بررسي و استخراج علمي مولفههاي خاص تبليغي هركدام از نخبگان تبليغ ديني، ميتوان به سبكهاي متفاوتي رسيد كه با انتقال و تبيين آن در بين عموم مبلغان، بر ميزان تاثيرگذاري تبليغ افزوده ميشود و به اين ترتيب با روشي مناسب و عملي مي شود در جامعه به نتيجه اي دلخواه رسيد.
اما از سوي ديگر در كنار تبليغ سنتي و فرهنگ سازي به اين روش الگو سازي و ارائه مثالهاي روز و تطابق مثالها با زندگي امروز نيز قطعا بي تاثير نخواهد بود.
جريانشناسي فرهنگي معاصر
در انجام صحيح پيامرساني ديني، شناخت دشمنان و رقبا از ضرورتهاي اوليه است. در عرصه عمومي كشور طيفهاي مختلف عقيدتي و فرهنگي متعددي فعال هستند كه متاسفانه در سالهاي اخير تعداد قابل توجهي از ايدئولوژيهاي غير بومي از وراي مرزها برشمار اين طيفها افزوده شده و توانستهاند در بين مردم و خصوصاً جوانان نفوذ كنند.
شناخت اين طيفها با رويكرد فرهنگي و تبليغي، موضوع اين پژوهش را تشكيل ميدهد و با توجه به كاربردي بودن آن و گستردگي حوزه مطالعاتي آن، به صورت فازبندي شده و مرحله به مرحله لازم است انجام شود.
مرحله اول آن، شناخت گروههاي صوفيه با عنايت به تنوع، پراكندگي و روشهاي جديد آنها تعريف شده است.
شيوههاي تبليغ غير مستقيم
تبليغ غير مستقيم در واقع تبليغي است كه پيام ديني در آن به صورت غير مستقيم به مخاطب القا ميشود. اين نوع تبليغ به دليل عمق نفوذي كه در مخاطب دارد، شيوهاي موفق و قابل توجه در امر تبليغ قلمداد ميشود.
اما به راستي تبليغ غير مستقيم پيامهاي ديني چه ابعاد و مسائلي را در برميگيرد؟
ضرورت طرح اين سوال در اين نكته نهفته است كه شناخت هرچه بيشتر روشهاي غير مستقيم در پيام رساني ديني، خود راهگشايي است براي اصلاح روش هايي كه شايد در دنياي امروز نتواند همه مخاطبان را تحت پوشش قرار دهد و مهمتر اين كه جوابگوي روحيات مخاطبان عصر رسانه نيست.
واقعيت اين است كه دردنياي كنوني تبليغ غير مستقيم و فرهنگ سازي غير مستقيم از طريق رسانه ملي ، فيلم هاي سينمايي وسايت هاي اينترنتي مي تواند تاثير گذار باشد.
امروز بركسي پوشيده نيست كه تاثير رسانه هاي نوشتاري ، ديداري و شنيداري برجامعه غير قابل انكار و نتيجه بخش خواهد بود.
شناسايي، بررسي و بوميسازي روشهاي تبليغ
امروزه در زمينههاي مختلف از تبليغ و روشهاي تبليغي بهرهگيري ميشود. گروهها و بخشهاي مختلف از گذشته تا حال از تبليغ در عرصههاي تجاري، اقتصادي، سياسي، رسانهاي، ديني و مذهبي و... استفاده كردهاند. روشهاي به كار رفته در زمينههاي مختلف در عين تفاوت و داشتن ويژگيهاي خاص آن زمينه، داراي يك سري اشتراكات نيز ميباشند كه اين اصول مشترك قابليت بهكارگيري در همه زمينه هاي تبليغي را دارد.
به اين ترتيب اگر قرار است الگوي درست مصرف تبليغ شود و نتيجه آنها مشهود گردد بهرهگيري كامل از اين اصول و همچنين تجربيات و مطالعات صورت گرفته در زمينههاي ديگر لازم است پس از مطالعه و شناسايي آنها در قالب يك طرح مطالعاتي، محتواي به دست آمده متناسب با مباني و چگونگي تبليغ مد نظر بوميسازي شود.
واقعيت اين است كه در بومي سازي تبليغات ديني فرهنگ مردم منطقه نوع زندگي ، سطح زندگي و آداب و رسوم را بايد به شدت مورد نظر قرار داد.
آسيبشناسي عرصههاي تبليغ ديني
يكي از مهمترين بخشهاي تبليغات ديني، همان تبليغات سنتي است كه از ساليان دور در كشور ما جريان داشته و اكنون هم تقريباً بر همان منوال ادامه دارد. در تبليغات سنتي نيز دو عامل زمان و مناسبتهاي تبليغي و نيز مكانهايي كه معمولاً اين تبليغات در آنجا انجام ميشود نقشي مهم در اثر گذاري تبليغي دارند. در اين ميان گاهي به اين دو عامل مهم آسيبهايي وارد آمده است و به همين دليل ميزان اثرگذاري مثبت اين نوع تبليغ را كاهش داده و يا موجب پيدايش برخي آثار منفي گشته است.
مقام معظم رهبری امسال را تقریبا به گونه ای قناعت نامگذاری کردند. اصلاح الگوی مصرف ترجمانی از مفهوم قناعت است که به نظر می رسد این مفهوم باید در یک زمینه کلان مطرح شود و آن زمینه کلان به بازتاب ارزشهای اخلاقی بر اقتصاد بازمی گردد.
باید این مفهوم را در سطح کلان دید یعنی نباید آن را در سطح مسائل جزئی آورد اما می دانم که مسئولین آن را به مسائل جزئی و صرفه جویی های مستعمل و مصطلح خواهند برد. در صورتی که باید اصلاح الگوی مصرف در زمینه وسیعتری مطرح شود یعنی نسبت اخلاق با اقتصاد و اولویت بخشی به تقدم ارزشی نسبت به تقدم رتبی مدنظر قرار گیرد.
سایه تقدم ارزشی بر تقدم رتبی باید مشروط باشد یعنی به هر شیوه ای نمی توانیم حکومت تشکیل دهیم و با تمسک به هر ابزاری نمی توانیم حفظ حکومت کنیم و توسعه اقتصادی داشته باشیم.
درست است که ارزش مقدماتی با امنیت، حکومت، اقتصاد و رفاه است اما اینها مقدمه ای برای تحقق ارزشهای متعالی و بسط معنویات و اخلاقیات در جامعه هستند. اگر این را متوجه باشیم آنگاه فهم بهتری از انقلاب به دست آورده و به هر طریقی نمی توان دست به هر سیاستی زد.
نگرانی اینجاست که "اصلاح الگوی مصرف" که می تواند در سطح کلان تعریف و بازتاب کلانی نیز داشته باشد و تحولات عظیمی را در "دهه پیشرفت و عدالت" برای کشور رقم بزند، دستاویز یک سری سیاستهای جزئی و خرد قرار گیرد و از سطح نظری آن غفلت شود. البته امیدواریم نظریه پردازان و روشنفکران کشور سطح کلان این موضوع را نهادینه کنند، سطح کلانی که به شدت نیازمند آن هستیم.
امروزه در تمام جوامع صحبت از مصرف بيرويه انرژي و نگرانيهاي ناشي از کمبود آن مطرح است ، در کشور ما نيز با توجه به نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف ، برآنيم تا اين عادت پسنديده هرچه بيشتر در جامعه و در کانون گرم خانوادهها با مساعدت و مديريت مادران ، آموزش کافي و بسترسازي مناسب نهادينه شود ؛ اين در حاليست كه مشاور استاندار و مديرکل امور بانوان استانداري خراسانشمالي در اين خصوص گفت : با توجه به اينکه بيشتر فعاليتهاي اقتصادي بانوان در بخش خانواده است ، بنابراين مادران با مديريت صحيح اين بخش نقش مهمي در اصلاح الگوي مصرف و امور اقتصادي جامعه و خانواده برعهده دارند.
اسلام قرنها قبل از اينکه دنياي غرب استقلال زنان را به رسميت بشناسد ، در اين مورد قوانين آشکار و واضحي داشته که زندگاني حضرت خديجه(س) به عنوان زني فعال در عرصه اقتصادي بهترين شاهد اين مدعاست که زنان ما ميتوانند به او اقتدا کنند.
اصلاح الگوي مصرف يک رسالت ملي است ، وقتي افراد اصلاح الگوي مصرف را در جامعه رعايت کنند فرهنگ درست مصرف کردن را ميآموزند بنابراين ميتوانند از منابع استفاده مستمر داشته باشند.
زناني که در جامعه فعال هستند بايد به مديريت زمان که يکي از مصرفهاست توجه داشته باشند ، به دليل اينکه فرصت را از دست دادن و مديريت نادرست استفاده از زمان مشکلات زيادي ايجاد ميکند.
خانواده در مصرف تابع زنان خانواده است ؛ بنابراين درک زنان از مصرف و چگونگي اصلاح الگوي مصرف ميتواند در همه خانوادهها تاثر گذار باشد.
زنان بايد در رابطه با نحوه درست مصرف کردن توجيه شوند و آموزش ببينند ؛ چرا که اين امر منجر به صرفهجويي در جامعه و خانواده ميشود.
اصلاح الگوي مصرف نيازمند بازنگري است، به اين دليل که بسياري از خريدهايي که از طريق بانوان انجام ميشود ، نياز واقعي نيست ، بلکه يک عادت يا تقليد از ديگران است.
الگوي تحميلي زمان ، مکان و تبليغات فرد را به صورت ناخودآگاه مجاب ميکند به اينکه به وسايل و اقلام مختلف نيازمند است ؛ درحاليکه که اين نياز، فقط يک نياز کاذب است.
الگوي غلط مصرف در زنان ، چشم وهم چشمي، نتيجه حساسيتهاي بيمورد و تربيت شده است. حساسيت زنان به جاي اينکه به امور مهم معطوف شده باشد بر مسايل برنامهريزي نشده است در واقع برخي از زنان با مصرف بي حد ميخواهند به نيازهاي خود پاسخ دهند.
هر اندازه دانش ، آگاهي ، و حساسيت زنان بيشتر شود و درک اقتصادي بيشتري در اين زمينه بيابند نسبت به طريقه مصرف حساس ميشوند.
زناني که در خارج از خانه اشتغال دارند و حقوق دريافت ميکنند در مصرف و استفاده درست از درآمد خود برنامهريزي داشته و نسبت به طريقه استفاده از آن حساس هستند .
ولي زماني که در منزل حضور بيشتري دارند و خانهدارند بيشتر انتظارات خود را به پول نسبت ميدهند و به طريقه درست مصرف کردن آن آگاهي ندارند.
آگاهي و رشد فرهنگي و اجتماعي بانوان هر چه بيشتر باشد باعث ميشود تا زنان تحت تاثير عادت و تبليغات قرار نگيرند و الگوي مصرف به اصلاح برسد.
اگر مادران در کودکي به فرزندان خود صرفهجويي را نياموزند ، الگوهاي مصرف نامناسب جايگزين الگوي مصرف مناسب در زندگي آنها ميشود.
مادران بايد به فرزندان خود بياموزند که از منابعي که در اختيار دارند به طور صحيح استفاده کنند تا در آينده دچار مشکل نشوند.
زنان و مادران با توجه به اينکه حضور پررنگ تري در خانه دارند، بيشتر ميتوانند بر مسايل صرفهجويي هر چند کوچک نظارت کنند ، براي مثال بعضي از مادران بيشتر از تعداد خانواده براي شام يا نهار غذا آماده ميکنند و بعد باقي مانده غذا را دور ميريزند در صورتي که با طبخ غذا به مقدار لازم از اسراف جلوگيري ميکنند.
زنان به علت حضور بيشتر در منزل حتي بر نحوه استفاده از نيروي برق نيز ميتوانند کنترل داشته باشند، به طوري در ساعت اوج مصرف برق از روشن کردن وسايل برقي و لامپها خودداري کنند.
اصلاح الگوي مصرف نه تنها در استفاده از نيروي برق بلکه بايد در مورد تمام نيازهاي مصرفي مانند آب ، تلفن ، گاز و حتي زمان باشد.
همواره جنبههاي اقتصادي و منفعتهاي مالي عوامل مهمي در ايجاد انگيزه براي حفظ محيط زيست و مصرف بهينه انرژي بوده است.
جنبههاي اقتصادي بهسازي مصرف انرژي، به عوامل زيادي بستگي دارد كه محل زيست، ميزان نيازمندي به گرمايش و سرمايش و نيز بهايي كه براي انرژي پرداخته ميشود از جمله اين عوامل هستند.
بررسيها نشان ميدهد، استفاده از روشهاي بهينهسازي مصرف انرژي ميتواند در طول زماني حدود 5سال يا كمتر در صورت استفاده از گاز و يا نفت، هزينه خود را جبران كنند.
اما اگر از گرمايش برقي استفاده ميكنيد، اين جبران هزينه، عموما بسيار سريعتر خواهد بود و اگر خودتان روشهاي بهينهسازي مصرف انرژي را به كار بريد هزينهها زودتر جبران ميشوند، زيرا هزينه مربوط به دستمزد كارگر حذف ميشود.
براي استفاده از روشهايي كه براي بهبود و افزايش بازده انرژي لازم است بايد از يك برنامهريزي مدوني پيروي كرد.
به عنوان مثال با تعويض پنجرهها و عايق كاري هنگام نوسازي خانه براي زماني طولاني ميتوان از هدررفت انرژي از منافذي كه منجر به خروج بخش بزرگي از انرژي ميشوند جلوگيري كرد كه اين كار بسيار عاقلانهتر از روشهاي ثانويه جهت بهسازي مصرف انرژي است.
مثلا اگر خيال داريد ديوار آشپزخانه خود را برداريد و آن را وسيعتر كنيد و يا ميخواهيد براي توسعه اتاق خواب اصلي منزل، از يك شيرواني بزرگتر استفاده كنيد، همزمان سعي كنيد بهرهوري انرژي را افزايش دهيد. مثلا ديوارهاي جديد را عايق كاري كنيد و براي پنجرهها از عايقهايي با بازده خوب، استفاده كنيد.
هنگامي كه ديوارها را برميداريد، از بههمريخته بودن وضع منزل استفاده كنيد و اقدامات ديگري نيز براي افزايش بازده انرژي انجام دهيد.
هزينه اين تغيير به سرعت جبران ميشود، زيرا مثلا ديگر نيازي به نصب يك سيستم گرمايشي مجزا و يا توسعه سيستم فعلي خود، نخواهيد داشت.
با آغاز فصل سرما توجه خانوادهها به كنترل سيستمهاي تهويه و گرمايشي منزل بيشتر ميشود، چرا كه نياز به افزايش راندمان اين وسايل از ضروريات كنترل مصرف انرژي بوده كه بهسادگي از كنار آن نميتوان گذشت.
ازاينرو بهتر است بدانيم توجه به نكاتي كه ميتواند در يك فهرست هميشگي جلوي چشمان ما باشد، براحتي ميتواند به ما در كنترل سيستمهاي گرمايشي و بهينهسازي مصرف انرژي در فصل سرما ياري رساند.
پوشيدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتي است كه باعث ميشود تا بدن شما نياز كمتري به افزايش دما در طول روز داشته باشد، شما ميتوانيد با تنظيم شعله بخاري و تنظيم دماي آبگرمكن و پكيج متناسب با نياز حرارتي فضاي خانه از اتلاف انرژي جلوگيري كنيد.
استفاده از پردههاي ضخيم جهت كاهش اتلاف حرارتي از پنجره و بستن كركره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در روز به شما اين امكان را ميدهد كه از انرژي خورشيد تا حد امكان استفاده كنيد، چرا كه انرژي خورشيد به عنوان منبع انرژي تجديدشونده همواره در اختيار شماست.
بهتر است با آغاز فصل سرما درزهاي درها و پنجرهها را بازرسي كنيد. استفاده از نوارهاي درزگير جهت هوابندي درزهاي پنجرهها و درهاي ورودي منزل تاثير بسيار زيادي در جلوگيري از خروج هواي گرم و ورود هواي سرد دارد.
فراموش نكنيد كه بستن دريچههاي كولر با استفاده از مسدودكننده مناسب نكته بسيار قابل توجهي است، دريچههاي كولر همواره محلي براي ورود و خروج هوا هستند و كنترل اين منافذ در فصل سرما بايد حتما مورد توجه قرار گيرند. روي رادياتورها را نپوشانيد و از يك لايه فويل آلومينيومي در پشت رادياتور به منظور افزايش بازتاب حرارتي استفاده كنيد البته فراموش نكنيد كه سرويس و تميزكاري اين وسايل نيز بسيار اهميت دارد.
در صورت استفاده از شومينه تنظيم دماي آن روي 55 درجه و حصول اطمينان از مناسب بودن زاويه دريچه خروجي و در صورت امكان گذاشتن در شيشهاي در جلوي آن كه مانع خروج هواي گرم از فضا شود نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
بسته نگهداشتن درهاي ورودي و در صورت امكان استفاده از پنجرههاي دوجداره يا استفاده از پرده در جلوي در و كنترل دودكشها و كلاهك تعديل، لولهها و اتصالات گاز جهت عملكرد مناسب و ايمن بخاري، آبگرمكن و پكيج نيز از ديگر نكاتي است كه شما را در بهينهسازي انرژي در فصل سرما ياري ميدهد.
محورهای پیشنهادی در خصوص موضوع مذکور به شرح ذیل است:
1 ـ سامانه اطلاعاتی مصرف انرژی به تفکیک فرآیندهای صنعتی و تاسیسات غیر صنعتی در بخش های مختلف طراحی، تکمیل و بروز رسانی گردد.
2 ـ موضوع سیستم های اندازه گیری در طراحی، نصب و بهره برداری و کالیبره کردن آن به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
3ـ در طراحی تاسیسات و ایجاد ظرفیت ها، برنامه های اصلاح الگوی مصرف شامل میزان و نوع مصرف حامل های انرژی، مطالعه و نصب سیستم های بازیافت انرژی، نصب سیستم
CHP
با موضوع به پرداختن علمیاتی مطابق با استانداردهای روز تبیین و ارائه گردد.
4 ـ بهینه کردن مصرف حامل های انرژی در ایستگاه های تقویت فشار و تلمبه خانه ها در خطوط انتقال گاز طبیعی، نفت و فرآورده های نفتی مدنظر قرار گیرد.
5 ـ بهینه سازی نظام انتقال فرآورده های نفتی از طریق برنامه ریزی صحیح برای انتقال از مبادی تولید و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهای صنعتی، نیروگاه ها و مصارف عمده به عنوان یکی از سیاست های اساسی موضوع فوق در نظر گرفته شود.
6 ـ تغییر روش حمل و نقل فرآورده های نفتی از جاده به سمت ریل و توسعه حمل و نقل ریلی
7 ـ از رده خارج کردن تمام خودروهای فرسوده فعال در بخش های مختلف وزارت نفت
8 ـ در خرید تجهیزات انرژی بر و ماشین آلات، ارتقاء راندمان انرژی متناسب با معیارهای انرژی بری مدنظر قرار گیرد.
9 ـ در بهره برداری از تاسیسات و ظرفیت های نصب شده، موضوع صرفه جویی انرژی به طور مشخص مورد توجه قرار گیرد.
10 ـ نیروگاه های برق موجود در واحدهای صنعت نفت تدریجا در سیستم
CHP
به منظور تولید همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلی تبدیل گردد.
11 ـ در واحدهاب پتروشیمی و پالایشگاه های نفت و گاز، مصرف سوخت و خوراک کاملا از یکدیگر تفکیک گردند.
12 ـ در ساختمان های موجود اعم از مسکونی، اداری و صنعتی ممیزی انرژی و اجرای راه کارهای بهینه سازی (کنترل هوشمند موتورخانه، شیشه دوجداره با قاب استاندارد، عایقکاری حرارتی تاسیسات و جداره های خارجی ساختمان، بهینه سازی عملکرد موتورخانه، شیر ترموستاتیک و سیستم های خورشیدی) انجام گیرد.
13 ـ رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان در کلیه ساخت و سازهای در دست احداث و ساختمان های موجود
14 ـ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نسبت به تدوین و تصویب معیارهای مصرف انرژی در بخش های مختلف تاسیسات تولید، پالایش، انتقال و توزیع نفت، فرآورده های نفتی و گاز طبیعی، همچنین مصرف انرژی در تمام زیربخش های مصرف کننده انرژی اقدام کنند.
15 ـ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نسبت به فرهنگ سازی و آموزش مدیریت انرژی به کارکنان و پرسنل ذیربط وزارت نفت اقدام کنند.
در پایان این نامه آمده است: شرکت بهینه سازی مصرف سوخت با همکاری معاونت امور برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری، نسبت به تدوین آئین نامه اصلاح الگوی مصرف در بخش های عرضه و تقاضای انرژی جهت پیشنهاد به هیئت وزیران اقدام کند.
قرآن انسان را به استوارترين راهها در همه زمينههاي زندگي هدايت ميكند و بهترين الگوي مصرف قرآن و اهل بيت است.خداوند در آيات قرآن بعد از اشاره به نعمتهايي كه براي بشر آفريده درست مصرف كردن نعمتهايش را توصيه ميكند و اسرافكاران را مورد عقاب خود قرار ميدهد.
خداوند در آيه 43 سوره غافر اطاعت كردن از اسرافكاران را منع ميكند و فرموده مجازات الهي در انتظاران اسرافكاران است و انسانهاي طاغي را از دسته اسرافكاران برميشمارد.
وي با اشاره به آيه 83 يونس در رابطه با زندگي فرعون تصريح كرد: فرعون هيچگاه مورد هدايت قرار نگرفته چون از مسرفين روي زمين بوده و همان طور كه در آيه 28 غافر آمده مسرفين مورد هدايت خداوند قرار نميگيرند.
در آيه 9 انبيا آمده كه سرانجام انسانهاي مسرف هلاكت و نابودي است و در آيات مختلف خداوند توصيه به درست مصرف كردن را ميكند و اسراف را مورد نكوهش قرار ميدهد.
تاج لنگرودي رعايت حد اعتدال را راه درست مصرف كردن دانست و گفت: در آيات مختلف بخل و اسراف را منع كرده و رعايت حد وسط را توصيه ميكند.
خداوند استفاده از زينتهاي خود را به هيچ كس حرام نكرده و حتي فرموده براي رفتن به مسجد و محل عبادت زينتهاي خود را به همراه داشته باشيد و از روزهاي پاك خداوند، استفاده كنيد اما از اسرافكاران نباشيد.
اسراف مقدمه ظلم و كفر است و خداوند مسرفين را برايدران شياطين معرفي ميكند و به جد توصيه به دوري از اسراف ميكند.
امام باقر (ع) در روايتي تمام كمال را در سه چيز دينشناسي، صبر در مصيبتها و رعايت اعتدال در زندگي ميداند و يكي از علامتهاي انسان مؤمن رعايت كردن حد اعتدال است.
يكي از آفتهاي انقلاب تجملگرايي و مصرف بيش از حد است كه در بين خانوادهها رواج پيدا كرده و مورد دوم بحث خشكسالي است كه باعث شده رهبر معظم انقلاب امسال را به اين نام معرفي كنند.
جامعه ديني با الگو قرار دادن قرآن و عمل به آن در گفتار و رفتار ميتوانند الگوي مردم بوده و در پيشبرد اين مسئله آغازكننده راه باشند.
خانواده يك نهاد اجتماعي است كه بيشترين نقش را در تربيت افراد هر جامعه بازي ميكند. بسياري از عادات و رفتارها چون در سنين كودكي و در كانون خانواده آموزش داده ميشوند، در انسان به صورت پايدار و دائم باقي مي ماند وتغيير آن بسيار دشوار است. حال چنانچه آموزشهاي خانوادگي صحيح بوده باشند، نتايج مثبت آن در طول زندگي پديدار ميشود و بالعكس چنانچه آموزشهاي خانوادگي نادرست بوده باشند پيامدهاي منفي آن علاوه بر اينكه زندگي فردي را تحت تاثير قرار ميدهد، زندگي اجتماعي را نيز با چالش مواجه مينمايد.
در ادامه با برشمردن مثالهايي از زندگي روزمره، سعي ميشود راهكارهايي جهت مصرف صحيح در حوزه آموزش خانوادگي ارائه گردد:
ميانه روي در ميهمانيهاي خانوادگي: اگر چه سخن در باب ميهمانيهاي رسمي و مراسم جشن و عزا و وليمه و.... بسيار است اما كلام خود را به ميهمانيهاي خانوادگي منحصر ميكنيم كه متاسفانه زيادهروي و اسراف حتي بر اين نوع از ميهمانيها هم سايه گسترانيده است. اين تاسف هنگامي دو چندان ميشود كه رد پاي تجمل و تجملگرايي و چشم و هم چشمي را بر سر سفرههاي پر معنويتي همچون سفرههاي افطار نيز مشاهده ميكنيم. اما چگونه ميتوان اين مشكل را بر طرف كرد؟ حقيقت اين است كه تغيير در چنين آداب و رسومي بسيار دشوار است، چرا كه خرده خرده وارد زندگي و اجتماع شده و به صورت جزئي از فرهنگ و سنت درآمده است. اما با اين وجود ايجاد تغيير در اين زمينه اگر چه دشوار است ولي غير ممكن نيست.
خانوادهها ميتوانند با برگزاري ميهمانيهاي ساده و به دور از تجمل اولا بر افزايش رفت و آمدهاي خانوادگي و برقراري صله رحم گام بردارند و ثانيا خود را نيز از قيد و بند تهيه چند نوع غذا و تجملات اضافي برهانند و مهمتر از همه فرهنگ ساده زيستي را نيز به فرزندان خود بياموزند.
مصرف صحيح نان: طبق آمار، كشور ما از جمله كشورهايي است كه بيشترين ميزان دور ريز نان را به خود اختصاص داده است. در بررسي علل و چرايي اين پديده ممكن است به دلايل و اي بسا توجيهاتي همچون بيكيفيت بودن نان در ايران پناه ببريم. اگر چه انكار اين حقيقت نادرست و شايد روي آوردن به توليد نان صنعتي خود شاهدي بر اين مدعا باشد اما يكي از پررنگ ترين عوامل دورريزنان، فرهنگ استفاده نادرست از اين بركت الهي در سفرههاي ايراني است.
خانوادهها ميتوانند با بررسي ميزان نان مورد نياز خود سعي در تهيه نان تازه بكنند، چرا كه مصرف نان غير تازه احتمال دور ريز را بيشتر ميكند. چنانچه امكان تهيه نان تازه براي هر وعده مصرف فراهم نباشد بايد با بهكارگيري شيوههاي نگهداري نان، احتمال دور ريز در وعدههاي بعدي را به حداقل رساند. فراتر از تمامي اين موارد متاسفانه در بسياري از خانوادهها جدا كردن دور نان و مصرف وسط آن به صورت عادت درآمده كه اين عمل بسيار ناپسند به طور گسترده در جامعه ما خودنمايي ميكند. درمان اين مشكل جز در اصلاح رفتار و آموزش از طريق خانواده امكان پذير نميباشد.
مصرف صحيح آب: همه ما از كودكي با اين جمله كه «آب مايه حيات است» آشنا هستيم و از سوي ديگر هم به خوبي ميدانيم كه كشورمان جزء كشورهاي كمآب دنيا محسوب ميشود، با اين همه، اسراف و زيادهروي برخي در استفاده از اين موهبت الهي موجب شگفتي است. آنچه كه خانوادهها بايد از كودكي به فرزندان خود بياموزند، مصرف صحيح آب است. بازگذاشتن شير آب هنگام شستن دست و رو و يا هنگام مسواك زدن، استفاده از آب آشاميدني جهت شستشوي اتومبيل، حمامهاي طولاني مدت و در بسياري از موارد غير ضروري و... همگي مثالهايي از عادات نادرست ما ايرانيان در مصرف آب است.
در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه آموزش از دو طريق مستقيم و غير مستقيم صورت ميپذيرد. نبايد با خواندن اين سطور، اين تصور پديد آيد كه تمامي موارد فوق لزوما بايد از طريق آموزش مستقيم به فرزندان صورت بگيرد، اي بسا رفتارهاي صحيح ما اثر عميقتري در رفتار فرزندانمان ايجاد كند. پس بياييد با اصلاح رفتارهاي مسرفانه خود، نسلي پرورش دهيم كه مصرف صحيح را نه تنها هدف بلكه وظيفه خود بداند.
در حال حاضر بسیاری از افراد تصور می کنند که الگوی مصرف با خاموش کردن چند چراغ اصلاح می شود در حالی که بررسی ها و تحقیقات ما نشان داده است که در بخش هایی مانند مصرف انرژی، سوخت، نان و صنایع بزرگ، ما چندین برابر حد استاندارد جهانی در بحث مصرف با مشکل مواجه هستیم و به شدت اسراف می کنیم درحالی که می توانیم با تغییر شیوه های تولید و مصرف با بهره گیری از فناوری های روز، در بسیاری از صنایع بزرگ الگوی مصرف را تا حد قابل توجهی اصلاح کنیم.وی با بیان این که در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد اسراف ها در کشور ما مربوط به حوزه هایی مانند نان، انرژی و سوخت است گفت: بدیهی است که اگر بخواهیم حرکت بنیادی و کارسازی در بحث اصلاح الگوی مصرف انجام دهیم، چاره ای نداریم جز آن که با استفاده از فناوری های روز دنیا ابتدا در بخش هایی مانند انرژی، سوخت و صنایع اصلاحاتی ایجاد کنیم و سپس بخش های دیگر را مورد توجه قرار دهیم. عناوین تعدادی از طرح های پژوهشی مرتبط با اصلاح الگوی مصرف که به سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ارسال شده عبارت است از: طرح پژوهشی بهینه سازی بازدهی سلول های خورشیدی ماهواره با استفاده از روش ایجاد میکروساختار روی سطح باتری خورشیدی با استفاده از لیزر، طراحی و ساخت دستگاه تولید هم زمان برق و گرما Cogeneration از نوع توربین گازی برای اصلاح الگوی مصرف انرژی، بهینه سازی طرح دستگاه های گریز از مرکز در تهیه سوخت نیروگاه هسته ای، طراحی و ساخت دستگاه بازیافت کاغذ باطله، تولید نیمه صنعتی ۲۰ دستگاه ماشین چند کاره ،تامین انرژی پمپ های بنزین با کلکتورهای خورشیدی در کشور، توسعه فناوری سلول های خورشیدی انعطاف پذیر، طراحی و ساخت درمانگاه سیار خورشیدی، ساخت دستگاه جداکننده آب و نفت با راندمان بالا برای کاهش خسارت های ناشی از واردشدن نفت به منابع آبی کشور، تهیه نرم افزار ملی اصلاح الگوی مصرف انرژی با استفاده از سیستم هم زمان تولید قدرت و حرارت CHP ، طرح ذخیره انرژی در دیوارها و کاهش اتلاف حرارت آن ها، فناوری بهینه سازی ضایعات در کارخانه صنایع غذایی، تولید دستگاه بهبوددهنده کیفیت نان صنعتی و طرح تبدیل ضایعات نان به ماده خوراکی سالم و مطمئن در صنعت خوراک دام.
مصرفگرايي، انسانها را به رخوت، سستي و خماري ميآلايد تا جايي كه هيچ گاه از خود نپرسند نيازهاي واقعيشان چيست. عدهاي نيز با ديدن اين وضع نتيجه ميگيرند كه مردم در دنياي امروز از انسانيت فاصله گرفتهاند. اما از اين آشفتگي ميتوان براي تشخيص يك مسئله مهم كمك گرفت؛ اينكه نياز انسان را از خواهشهايش تفكيك كرد. خواسته و نياز دو امر متفاوتاند و مصرفگرايي مايل نيست مردم نيازهايشان را بشناسند. مصرفگرايي به كمك صنعتِ اغواگر تبليغات، دائماً خواهشها و كمبودهاي تازه اما متغيري را كه هيچ گاه ارضا نميشوند بر ذهن انسان تحميل ميكند. اگر انسان به شناخت مرزها نايل شود، با طبيعت هماهنگ باشد، و فرق نياز با خواسته را دريابد، آن وقت است كه پي ميبرد مصرفگرايي باعث شده تا او از انسانيت خود تهي شود. اگر تعريف كليتر مصرفگرايي را در اين امر دخالت دهيم بر ما مكشوف ميشود كه از صفات و فضايل كريمه انساني بيش از آنچه كه تصور ميكنيم تهي و محروم شدهايم. هر عاملي كه انسان را از طبيعت و كيهان دور كند ويرانگر فضايل انساني است. هر عاملي كه انسان را وادار به ارتكاب اعمال خشونت بارِ احمقانه و ناخودآگاه عليه خود، همنوعان و محيط زيست كند ضد انسانيت است. اما مدرنيته و مصرفگرايي، محيلتر از اين هستند كه اجازة حصول نتيجة منطقي به چنين بحثهايي را بدهند، زيرا مدافعانشان سؤالات مضحك و غلطاندازي از اين دست ميپرسند كه: «از ما چه انتظاري داريد؟ برويم در غار و جنگل زندگي كنيم؟» كوتاه آمدن مردم در برابر اين سؤالات موذيانه بدين معناست كه مصرف انديشهها، رفتارها و كالاها را عادي و بديهي دانسته و نميتوانند براي وضعيت اسفباري كه در دام آن افتادهاند راه و جايگزين ديگري تصور كنند.
هر چند مصرفگرايي به ويژه در معنا و مفهوم تبليغات و خريدهاي حريصانه، از ويژگيهاي زندگي مدرن در اكثر نقاط دنياـ صرف نظر از دين و فرهنگـ است و بهرغم آنكه ظاهراً فرهنگي غالب به نظر ميآيد اما به ندرت جنبه تحميليِ آشكار و علني پيدا ميكند. اگر مصرف در بيشتر موارد امري اختياري است، پس چرا مردم را اين چنين مخمور خود كرده است؟ بخشي از جواب اين سؤال را در ادعاي مصرفگرايي بايد جست كه راه و روش كاملي از زندگي را به مردم عرضه ميكند! و ثروتمندان ميتوانند هر آنچه را ميخواهند (يا تصور ميكنند ميخواهند) بخرند. اما مصرفگرايي صرفاً مقولهاي مربوط به طبقات مرفه جامعه نيست، زيرا در برخي نقاط فقرايي را ميبينيم كه هر چند با ابزار و روشهاي متفاوت اما به اندازه ثروتمندان براي خريد و مصرف خودكشي ميكنند. به بيان ديگر، مصرفگرايي يك نگرش است. پيدا كردن راه حلي مناسب براي تغيير اين نگرش يا پرهيز از آن دشوار است. اما در صورت يافتن راه حل درست، اجرا يا انجام آن دشوار نيست. اگر بياموزيم كه بدون بسياري از امكانات زندگي كنيم، به راه رهايي از مصرفگرايي دست يافتهايم؛ بايد زندگي ساده، آسانگير، بيتكلف، بيريا، بدون چشم و همچشمي و صرفاً متمركز بر نيازهاي واقعي ـ و نه هوسها و خواهشها ـ را بياموزيم. هوس ريشه بسياري از اينهاست. صنايع توليد كالاي مصرفي با استخدام روانشناسان و كارشناسان روابط عمومي و پرداخت دستمزدهاي كلان به آنها پي بردهاند كه چگونه هوسها و خواهشهاي قديمي را دستكاري و تحريك كرده و خواهشهاي جديدي از دل آنها بيافرينند. مسلمانان بايد اين حمله و هجمه به شخصيتشان را دفع كنند و زماني به موفقيت ميرسند كه فضيلت زندگي بدون مصرفگرايي را درك كرده باشند. البته اين كار سادهاي نيست، زيرا تلويزيونهاي ماهوارهاي و خويشاوند خوش خط و خالشان ـ فروشگاههاي بزرگ آمريكاييـ افيون تخديركننده و توهّمزاي مصرف را به طور روزافزون در شريان جوامع مسلمان تزريق ميكنند.
مصرفگرايي از نوع خاص بلايي بود كه حدود پنجاه سال پيش در آمريكا ظهور كرد و به همه دنيا صادر شد. اما گونه ديگري كه فراگيرتر و نافذتر است پيش از آن پديد آمد. به تاريخ امپراطوري عثماني، يا ساير سرزمينهاي اسلامي مانند مصر يا ايران در قرن نوزدهم هم بنگريد. همه آنها فرزندانشان را براي «مصرف» جديدترين علوم و دستآوردهاي تكنولوژيكي به غرب ميفرستادند. در واقع آن دوران براي تاريخ اسلام يك نقطه عطف به شمار ميآيد. مسلمانان آموختند كه مصرفكننده، مقلد و متكي به علوم، آموزش، تكنولوژي، فرهنگ، آداب و عادات باشند. پس با ظهور مصرفگراييِ «تبليغاتْمحور»، فقط زمان لازم بود تا آن جوامع به طور تمامعيار به مصرفگرايي مادي از نوع خريدهاي حريصانه در مقياس وسيع روي بياورند.
پس چه ميتوان كرد؟ بسياري خواهند پرسيد آيا جامعة امروزي مسلمان كه غرق در مصرف شده ميتواند با حربة تحريم و ساير اهرمهاي فشار جمعي، توليدكنندگان غربي را وادار به عقبنشيني كند؟ اين امر دشوار به نظر نميآيد. توليدكنندگان و فروشندگان غربي با قدرت عظيم محصولات خود ساير نقاط دنيا را زير نگين خود دارند. اما اين سوي قضيه نيز جمعيت عظيم مصرفكنندگان مسلمان، وزنة پرقدرتي هستند كه مستقيماً ميتوانند توليدكنندگان را با شوك مواجه كنند. البته اين كنايهاي است به سياست مصرفگرايي كه در سالهاي اخير تسريع شده است. در جايي كه فعاليتهاي سياسي از جمله مشاركتهاي سياسيِ هدفمند در دموكراسيهاي مدرن وجود ندارد يا از بين رفته است با حركتهاي فرهنگي و سياسي در عرصه مصرفگرايي ميتوان اين خلأ را به نحوي پُر كرد. در كشورهاي جهان اسلام كه فاقد سوپاپهاي اطمينان براي فعاليتهاي سياسي تشكيلاتي هستند و از طرفي از جمعيت نسبتاً زيادي برخوردارند، امكانات و استعدادهاي درخور ملاحظهاي براي حركتهاي فرهنگي وجود دارد. نبايد اين حركتها را در قالب يك حزب يا جنبش سياسي در آورد، زيرا بلافاصله موجب سوء ظن شده و برچسب ميخورد و يا حتي به اين بهانه كه در مخالفت و تقابل با طبقة غالباً بدگمانِ حاكم در بيشتر جوامع غير دمكراتيك است، ممنوعش ميكنند. دموكراسيهاي پيشرفتهاي مانند آمريكا نيز كه اقدامات ضد مصرفگرايي و حركتهاي ضد جنگ را با هجوم پليس سركوب ميكنند از اين قاعده مستثني و مصون نيستند. يك حربه براي اجتناب از اين خشونتهاي پليسي، ضربه زدن به نقاط ضعف مصرفگرايي به عنوان اهرم فشاري غير رسمي است.
مصرفگرايي ساحرة افسونگري است اما فاقد قدرت تحميل ميباشد. اگر بنا بود مردم را دستهدسته به اغذيهفروشيهاي شركتهاي بزرگ سوق داد تا سهميه هفتگي همبرگرهاي چرب و نوشابههاي گازدار را مصرف كنند يا وادارشان كرد هر ماه براي خريد آخرين مدهاي روز به فروشگاههاي بزرگ سر بزنند، اين ديگر مصرفگرايي نميشد. بايد ببينيم مصرفكننده كيست و چرا ميل سيرابنشدني به مصرف دارد؟ اگر بخواهيم مردم را به ترك مصرفگرايي ترغيب كنيم آيا جايگزين بهتري براي آنها داريم؟ در سالهاي اخير، در شرايطي كه مجاري مشاركتهاي سياسي به روي مردم مسدود است تحريم كالاهاي مصرفي از روشهاي مؤثر و نتيجهبخش براي ارسال پيامهاي سياسي است. اما اين اقدام: به طور مستقيم مسئله مصرفگرايي و بحران زيستمحيطي را هدف قرار نميدهد زيرا با حل يا فراموش شدن مسئله سياسي، مردم دوباره به فروشگاههاي بزرگ هجوم ميبرند. هدايت صحيح قدرت سياسي مصرفكنندگان به تدبيري فراتر از تحريم نيازمند است؛ هر چند حربة تحريم را نيز نبايد از نظر دور داشت. منظور ما تغيير سبك زندگي به ويژه در كشورهاي مرفه است. يعني احساس مسئوليت متقابل در برابر همنوعان و كل جهان. مصرفگرايي (اين مسئله به اخلاق و سادهزيستي بر ميگردد) به يك معنا از مرداب خودخواهي و آزمندي كه مورد تأييد هيچ دين و آئيني نيست، تغذيه ميكند. آيا مسلمانان ميتوانند از دايرة امتيازخواهيهاي فردي خارج شده و به قلمرو مسئوليتهاي جمعي و داوطلبانه قدم گذارند؟ بهداشت و آموزش دو حوزة مهم در اين زمينه هستند كه بايد علاوه بر ساير ابزارهاي سياسي مانند سازماندهي تحريم و غيره توسعه يابند.
تا زماني كه قدرتهاي سلطهگر براي ادامة پيشرفتهاي اقتصادي خود به تحريك هوسهاي مصرفگرايانه مردم متكي هستند، ساير مردم جهان قدرت بالقوه عظيمي در اختيار دارند. اما سازماندهي، هماهنگي و اِعمال آن قدرت دشوارتر است. ابتدا بايد آب سردي بر روي مردم ريخت تا از خماري شراب مصرفگرايي بيدار شوند. اين كار بايد به صورتي انجام شود كه آلوده به سياسيبازي نشود و درگيريهاي مستقيم نيز ايجاد نكند. در صحنة مبارزه با مصرفگرايي بايد بپذيريم كه طرفداران اين سياست از منابع فراوان و متعددي برخوردارند تا كساني را كه با آنها به چالش بر ميخيزند آدمهايي كمشعور و ملالتبار (يا به قولي «آيه يأس»)، آنارشيست، كمونيست، يا حتي «تروريست» جلوه دهند. اين كار در عصر رسانهزدة ما به معناي مرگ هر حركت چالشانگيز است. براي خنثي كردن بازيهاي مروّجان مصرفگرايي بايد به واكنشهاي خلاقانهاي انديشيد و جنبشهاي متعددي به راه انداخت؛ جنبشهايي كه قادر باشند از همه ابزارهاي در دسترس مصرفكنندگان در سراسر دنيا استفاده كنند.
همبستگي با ساير همنوعان و اعتقاد به طبيعتي مشترك، استفاده از تحريم و تفكر و تعمق درباره ايجاد زندگي بر اساس سبكها و روشهاي جايگزيني كه بازيچة معدود توليدكنندگان انبوه و مصرفكنندگان فراوان حريص و خودخواه نباشد از جمله آن ابزارها و واكنشهاي خلاقانه محسوب ميشود.