تأثیرات ورزش بر دستگاه گردش خون :
عضله ی قلب به علت نیاز شدید به اکسیژن و مواد غذایی سهم بیشتری از خون دریافت می کند . مقدار خونی که توسط قلب پمپاژ می شود توسط مقدار خونی که از سیاهرگ ها وارد دهلیز راست می شود تعیین می شود به این اصل قانون قلب می گویند .
قدرت پمپاژ قلب با تحریک اعصاب سمپاتیک و افزایش برون ده قلبی در هنگام ورزش افزایش می یابد .
به عبارتی در هنگام ورزش ۲ حالت زير ممكن است ايجاد شود :
۱- ( بر اساس قانون قلب ) خودتطبيقي قلب با خون زيادتر و افزايش قدرت پمپاژ
۲- تحريك اعصاب سمپاتيك به جاي اعصاب پاراسمپاتيك
ويژگي هاي قلب :
۱- اتصال فيبرهاي عضلاني و انقباض همزمان آنها
۲- بالاتر بودن پتانسيل عمل ماهيچه ي قلبي به علت وجود فيبرهاي پوركنژ
۳- كنترل پاراسمپاتيك
سيكل قلبي يا يك مرحله ي كامل انقباض و انبساط قلب در سه مرحله روي مي دهد :
۱) دياستازيس : استراحت كامل قلب
۲) سيستول : انقباض دهليز و بطن
۳) دياستول : انبساط دهليز و بطن
تأثير ورزش بر فشار سيستولي بيش از فشار دياستولي است .
جريان خون :
فشار خون عاملي است كه باعث جريان خون در گردش عمومي خون در بدن مي شود .
جريان خون در يك بافت عمدتاً به وسيله ي مكانيسم خودتنظيمي موضعي كنترل مي شود و نبايد نقش سيستم عصبي سمپاتيك را ناديده گرفت كه با گشاد كردن رگ ها در هنگام ورزش جريان خون را در عضلات فعال افزايش مي دهد .
فشار خون :
همان نيرويي است كه خون بر ديواره هاي رگ خوني وارد مي كند .
در هنگام ورزش به علت افزايش بازده قلب فشار خون بيشتر مي شود كه اين افزايش تحت تأثير عوامل عصبي و شيميايي است كه اين حالت در ورزش هاي ديناميك در مقايسه با ورزش هاي ايزومتريك بيشتر است .
به طور كلي سه عامل بسيار مهم همكاري دستگاه گردش خون در هنگام ورزش را در بر مي گيرند :
۱) تحريك سيستم عصبي سمپاتيك
۲) افزايش فشار شرياني :
انقباض رگ ها باعث افزايش فشار شرياني مي شود . در ورزشكاران ورزيده جريان خون عضلات مي تواند حداقل تا ۲۰ برابر افزايش يابد . با وجود اينكه عامل اصلي آن گشادي رگ هاست ولي افزايش فشار شرياني نيز تأثير زيادي در اين افزايش دارد .
۳) افزايش برون ده قلبي
برون ده قلب برابر است با حاصل ضرب حجم ضربه اي در سرعت ضربان قلب
سرعت ضربان قلب در هنگام ورزش با توجه به شدت فعاليت افزايش مي يابد .
حجم ضربه اي نيز در هنگام ورزش به علت تخليه ي بيشتر قلب در هر ضربان افزايش مي يابد .
-
جمعه 13 آذر 1388
6:13 AM
نظرات(0)
مدرسه ... فيلم ... !!؟!!
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو
راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم : دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
دانشگاه : سرزمين آرزوها
خارج از مدرسه : آتش بس
بحث با مدير : فرياد زير آب
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس : بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي
بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس
دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
دستشويي : اطاق گاز
سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت
صاحبان نمره زير ده : سربداران
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت
حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري
دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان
رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه
-
جمعه 13 آذر 1388
5:30 AM
نظرات(0)
شعر و موسیقی و رابطه انها
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:15 AM
نظرات(0)
چطور نور اتاق خواب كودك را تنظيم كنيم؟
اين نكات ايمني را در اتاق خواب كودك در نظر داشته باشيد:
- مطمئن شويد كه انگشتان كودك كنجكاوتان نميتواند روكش قطعات برقي را بردارد، به حباب داغ چراغ برسد يا به سيمكشي برق نزديك شود.
- از لامپهايي استفاده كنيد كه به ديوار نصب ميشوند. چراغهاي پايهدار ممكن است بهسادگي واژگون شوند.
- اگر كودكتان كامپيوتـــر يا تلويزيـــون در اتاقـــش دارد، اجــازه ندهيد در تاريــكي مطلق به صفحه مونيتور يا تلويزيون خيره شود. براي چشم كودك بهتر است كه هنگام نگاهكردن به تلويزيون، چراغ كمنوري در اتاق، روشن باشد. اين چراغ ممكن است يك لامپ قابلتنظيم سقفي يا چراغ مطالعهاي باشد كه شعاع آن از سقف به ميز تحرير ميتابد.
چراغهاي ديمردار براي اتاق كودك عالي هستند. اين چراغها ذهن كودك را براي خوابيدن آماده ميكنند.
در مورد طرح نور اتاق كودك، به ياد داشته باشيد كه كودك شما مدام رشد ميكند و نيازها و علايق او نيز در حال تغيير است؛ بنابراين طرح نور اتاق او نيز بايد قابليت تغيير مداوم را داشته باشد. براي سنين مختلف، انواع طرحهاي دكوراتيو چراغ از هواپيما تا چرخوفلك و «سيندرلا» و «شرك» را ميتوانيد پيدا كنيد.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:14 AM
نظرات(0)
هنر ايران باستان
پيكره سازي و نقش برجسته :
مي دانيم كه نقاشي در صفحه فقط با دو بعد مطرح مي شود. و هنري است دو بعدي ، اما پيكره سازي هنري است سه بعدي داراي حجم به همين دليل دست هنرمند در اين رشته براي نشان دادن حالتهاي قابل لمس باز تر است . اين نكته در مورد آثار سه بعدي ديگر مثل نقش برجسته كاري ، مهرها ، كنده كاري هاي روي ديوارها (كتيبه) و حتي سكه ها نيز صادق است . بنابر اين تمام آثار سه بعدي را مي توانيم در اين رشته بگنجانيم ، عالي ترين و قديمي ترين نمونه اي كه در اين زمينه بدست آمده دسته ي چاقويي از استخوان است كه از سيلك كاشان بدست آمده و مردي را نشان مي دهد كه لنگي در بردارد و كمربندي به كمرش بسته است .
تعدادي مهر هم از همين منطقه بدست آمده كه شباهت تصويري زيادي با تصاويري كه از شوش در دست داريم دارد . اين نشانگر نوعي رابطه ميان سيلك و شوش مي باشد.
آثار بعدي متعلق به عيلاميان است كه در شوش به دست آمده است . دولت عيلام تا حد زيادي مديون تمدن بين النهرين بوده است ، بنا براين شباهت هاي فراواني در آثار عيلاميان و مردم بين النهرين وجود دارد ، از حفاريهاي شوش و هفت تپه تعدادي پيكره و لوحه بدست آمده كه نشانگر هنر پيكره سازي در ميان عيلاميان است . مقايسه ميان آثار تمدنهاي عيلام و بين النهرين شباهت ها را روشن تر مي سازد . بطور مثال مجسمه هايي كه از شوش بدست آمده اند نشانگر خصوصيات فرهنگي مردم عيلامند . مثل شكل پوشاك ، زيور آلات و حتي زندگي آنها .
سفالگري :
ماده سفالگري گل است . گل در دستها جان مي گيرد و به شكل هاي مختلف در مي آيد . مثل كوزه و ظروفي كه نقشهاي برجسته دارند . از ساكنان اوليه فلات ايران سفالينه هاي قابل توجهي بدست آمده است . معروفترين آنها متعلق به سيلك و شوش است . اين سفالها تقريبا از 4 تا 6 هزار سال پيش قدمت دارد . اما در فاصله بين اين دو زمان دگرگوني بسيار مهمي در سفالگري صورت مي گيرد و آن اختراع چرخ سفالگري است . تقريبا در همين زمان بدعت پختن سفالها در كوره نيز آغاز مي شود . اين دو عامل باعث رشد قابل توجهي در اين رشته هنري مي گردد. بسياري از محققين اعتقاد دارند كه ساكنين اوليه فلات ايران مبتكر ساخت چرخ سفالگري بودند.
آثاري كه تا به حال از مناطق مختلف بدست آمده قدمتي بيش از 6 هزار سال و اكثرا دست ساز هستند . يعني بدون استفاده از چرخ كوزه گري ساخته شده اند . به اين دليل اين آثار از تقارن كاملي برخوردار نيستند . در حالي كه اگر به سفالينه هايي كه از سيلك بدست آمده بنگريم تاثير چرخ سفالگري را در اين آثار مشاهده مي كنيم . يعني ظروف و كوزه ها كاملا متقارن هستند . تاثير اين تحول در سفالهايي كه از شوش بدست آمده بخوبي پيدا ست . زيرا كوزه ها از حد عادي بسيار بزرگتر و از ساخت ظريفتري برخوردار هستند. در آثاري كه از شوش و هفت تپه بدست آمده قطعاتي از سفال لعاب دار و مجسمه هاي لعاب ديده نيز به چشم مي خورد ، احتمالا اين فن از بين النهرين به عيلاميان رسيده است . زيرا مردم بين النهرين در فن لعاب دادن سفال بسيار پيشرفته بودند. با ورود آريائيان آثار سفالي متفاوتي ساخته شد اين آثار بيشتر در ما رليك (گيلان ) كشف شده است . در اين آثار نوعي پيوند ميان سفالگري و پيكره سازي مشاهده مي شود ، بطور مثال يك كوزه يا پي سوز بشكل حيوان يا انسان باشد.
نقاشي :
نقاشي در ميان ساكنان اوليه فلات ايران بيشتر شامل نقشهاي روي سفالينه هاست ، بدعت نقاشي روي سفال را بيشتر محققان به ساكنان اوليه فلات ايران نسبت مي دهند . به جز نقاشي هاي روي سفال ها تعدادي نقاشي بر ديوارهاي غارهاي لرستان بدست آمده كه متعلق به بيش از 12 هزار سال پيش است . اختراع چرخ سفالگري و بدعت پختن سفال از تحولات بزرگي بوده اند كه در سفالگري رخ داد. اين دو مسئله امكانات بيشتري را براي نقاشي روي سفال فراهم كرد.
وجه مشتركي كه در اكثر سفالهاي بدست آمده از سيلك و شوش وجود دارد كاربرد يك رنگ بخصوص (رنگ سياه ) در ترسيم آنها است . نقشهاي بكار برده شده عبارتند از شكلهاي حيوانات و طبيعت كه بسيار ساده و هندسي ترسيم شده است .
فلزكاري :
كشف ذوب فلزات تاثير بزرگي در تمدن بشري داشته است . با ذوب فلزات و قالب گيري مي توان به هر شكلي دست يافت . شايد اين نكته در گل سفالگري هم مطرح باشد . اما فلز مانند سفال شكننده نبوده و از استحكام برخوردار است . به همين دليل ساختن بسياري وسايل تا پيش از كشف فلزات مقدور نبوده است . ذوب فلزات حدود 5 هزار سال پيش كشف شده است . اما ساختن آلياژ تا
4 هزار سال پيش ميسر نشده بود . آلياژي كه از تركيب مس ، روي و قلع بدست مي آيد مفرق (برنز) ناميده مي شود. آثار مفرقي زيبايي از لرستان بدست آمده كه اكثرا شامل وسايل روزمره زندگي هستند . مثل دهنه اسب ، ظروف ، آلات جنگي و غير ...پس از اين دوره تعدادي از آثار زرين از مارليك و زيويه بدست آمده است كه در رديف زيباترين آثار هنري جهان است . كه از طرفي به نوعي پيكره سازي و يا برجسته كاري روي طلا به حساب مي آيد.
هنر هخامنشي :
در د.وره هخامنشي با آثار معتبري روبرو هستيم كه در پاسارگارد تخت جمشيد و شوش قرار دارد و ما فقط به بررسي آثاري كه از تخت جمشيد به دست آمده اكتفا مي كنيم . نام اصلي تخت جمشيد پارسه بوده و امروزه ثابت شده كه اين مكان جنبه ي مقدسي براي هخامنشيان داشته است . آثاري كه از تخت جمشيد باقي مانده بيشتر شامل نقوش برجسته است .
اين نقش برجسته كاري بر ديواره تالارها كنده شده اند كه بهترين و سالمترين اين نقشها متعلق به تالار آپادانا است . آنچه در تمام تخت جمشيد جلب نظر مي كند رعايت كامل تقارن است . اگر در تعداد ستونها ي هرتالار دقت كنيم عدد زوج مي يابيم . اگر به نقش روي ديوارها خوب دقت كنيم در تمام آنها رعايت تقارن را مي بينيم .
در تخت جمشيد نقش برجسته اي وجود دارد كه در ميان ساير نقش برجسته ها منحصر بفرد است . اين نقش برجسته تنها نقشي است كه يك رويداد را روايت مي كند . درحالي كه اكثر نقوش ديگر اين جنبه روايت گري را ندارند. نقش هايي را كه گوياي اتفاق هايي هستند روايت گري مي خوانيم . اين نقش گوياي شكايت كسي است كه بر او ظلم شده و از مظلوميت خود در نزد داريوش شكوه مي كند ، بنام متظلم مدي است .
نقش برجسته ديگري هم در بيستون وجود دارد كه از همين خاصيت برخوردار است ، اين دو نقش برجسته تنها آثار هخامنشي هستند كه از خاصيت روايت گري برخوردارند . موضوع اين نقش برجسته شكست دادن اقوام مختلف بوسيله داريوش است .
كاشيكاري در عهد هخامنشي :
كاشي هايي لعاب دار از شوش و تخت جمشيد بدست آمده كه بسيار ظريف و زيبا تهيه شده است ، آثار شوش در زمان هخامنشي با همان شيوه كاشي سازي بين النهرين ساخته شده است و اين خود دليل ديگري است بر تاثير هنر بين النهرين بر هنر هخامنشيان است .
فلزكاري در عهد هخامنشي :
آثار زرين دوره هخامنشي چندان زياد نيست . ولي آنچه بدست آمده از ساختاري بسيار ظريف برخوردار است ، نكته قابل توجه در آنها شباهتشان با نقوش برجسته در تخت جمشيد است .
مرصع كاري در عهد هخامنشي :
مرصع كاري نيز در اين دوره رواج داشته است كه مبين مهارت كار صنعتگران اين دوره بوده است . مرصع كاري عبارت است از كار گذاشتن سنگهاي قيمتي روي فلزات ، طلا يا مواد ديگر است .
هنر ساسانيان:
نقوش برجسته طاق بستان :
نقش برجسته هاي طاق بستان ، همگي تجسم رويدادها و يا نمايش عظمت و اقتدار را ارائه مي دهد و تنها در صحنه شكارگاه طاق بستان با جنبه عظمت نمايسي مواجه نيستيم .
هنر ايران بعد از اسلام :
اوج هنر اسلام در دوره سلجوقي بوده است .
هنر سلجوقي :
پس از تسلط حاكمان اموي و عباسي بر ايران نقاشي دچار نوعي تناقض گرديد ، حاكمان اموي و عباسي به استناد اينكه تصوير سازي در اسلام حرام است از رشد نقاشي در ميان مردم جلوگيري كرده و براي هنرمندان ممانعت هايي بوجود آورده اند . در حالي كه در كاخهاي خود از نقاشي و حتي تصوير انسان استفاده مي كردند و در حقيقت آنها به نوعي نقاشي را به انحصار خود در آوردند. نمونه هايي در كاخ سلجوق خاقاني از عهد عباسيان بدست آمده ، اين نكته كاملا آشكار در اين نقاشي از رنگهاي ساده استفاده شده است و به سبك نقاشي مانويان (آيين ماني ) در پيرامون طرح اصلي خطوط تيره رنگ بكار رفته است . قديمي ترين اثري كه در ايران بدست آمده ديواره نگاري است از قرن دو هجري كه اين نقاشي خصوصبات كاخ هاي عباسي ديده مي شود.
خوشنويسي و تذهيب عهد سلجوقي :
خطي كه در ابتدا قرآن مجيد به آن نوشته مي شد خط كوفي بود از اين رو تا چندي همين خط براي كتابت نيز مورد استفاده قرار مي گرفت . خوشنويسي يكي از اركان اصلي كتاب آرائي بشمار مي آيد. در قرن هاي اوليه هجري كتابهايي بجز قرآن مجيد و كتابهاي مذهبي رونويسي و نگاشته نمي شد ، اما رفته رفته از حدود قرن دوم هجري به بعد با ترجمه آثار يوناني ، سرياني و هندي نيز با پيدايش آثار دانشمندان و متفكران اسلامي رونويسي و نگارش كتابهاي مختلف رايج گرديد.
خطي كه در قرن اوليه هجري در ايران به آن مي نوشتند خط عربي بوده كه به دو شيوه رايج بود يكي خط كوفي كه حروفش قوس دار است . رشد خوشنويسي خط كوفي ايراني به شدتي پيش مي رود كه در عهد سلجوقي به شيوايي خاصي مي رسد ، در همين عصر هم شاهد تذهيب در لابه لاي حروف خطوط و سطرها نيز هستيم . شكلهايي كه در تذهيب استفاده مي شود بيشتر شامل نقشهاي گياهي و بخصوص نقش معروف اسليمي است .
جلد سازي در عهد سلجوقي :
جلد كتاب در عين اينكه حافظ اوراق كتاب بوده با منقوش ساختن آن ارزش گذاري بر كتاب بيشتر جلوه مي كند . براي جلد كتاب بيشتر از چرم استفاده مي شده ، زيرا چرم همخاصيت شكل پذيري دارد و هم با دوام است . غالبا روي قسمت هاي مختلف جلد كتاب كار مي كردند . يعني پوشش بيروني جلد ( پشت جلد – پوشش داخلي جلد – آستر – و عطف جلد و گاهي نيز روي زبانه جلد كه روي جلد تا مي شده است ) نقش اندازي برجلد كتابها به شكل هاي گوناگون انجام مي شده است . ولي در همه شيوه ها بايد كه چرم پشت جلد را تحت فشار قرار داد تا شكل مورد نظر را بدست بياورد. وقتي چرم شكل مي گرفت شيارهاي خالي را با طلا كاري پر مي كردند . در قسمت داخلي يا آستر جلد براي نقش اندازي از طرحهايي كه بر روي كاغذ يا چرم بريده شده بود استفاده مي كردند. ولي روي عطف كتاب هم به همان شيوه پشت جلد كار مي كردند . بطور عمده ما با دو نوع جلد سازي چرمي روبرو هستيم .
يكي شيوه جلد سوخته و ديگري جلد ضربي :
در شيوه ضربي جلد چرمي خام را تحت فشار ضربات وا مي داشتند تا نقش هاي برجسته دست بيايد و در شيوه جلد سوخته جلد چرمي خام را با داغ كردن نقش دلخواه كه بر بروي فلز كنده بود و با استفاده از فشار آن بر جلد به نقش برجسته دست مي يافتند.
نقش هايي كه از پشت جلدهاي قرن هاي اوليه هجري بدست آمده بيشتر تحت تاثير جلد سازي قبطي (مصرعليا) و همين شيوه كه تا عهد سلجوقي نيز ادامه مي يابد . نقوشي كه در اين جلدها بكار رفته است ، نقش هاي هندسي هستند.
سفالگري در عهد سلجوقي :
با آمدن اسلام استفاده از ظروف سيمين و زرين منسوخ گرديد ، پس سفالگران كوشيدن تا با بوجود آوردن آثار سفالي كمبود زيبايي و گيرايي ظروف زرين و سيمين را جبران كنند. از اين رو دست به ابتكارهاي پر ارزش مي زدند . نظير سفالهاي لعابي مينايي و ظروف زرين فام .
اولين نمونه اي كه بدست آمده كوزه اي سفالين است ، از قرن دوم هجري در اين كوزه فن لعاب دادن استفاده نشده است و نقش هاي روي آن سادگي خاصي دارد . اما از اين زمان به بعد لعاب دادن سفالينه ها جايي براي خود مي گشايد . لعاب دادن سفالينه ها بطور كلي به دو شيوه صورت مي گرفت . يا نقوش مورد نياز را در روي بدنه سفال حك مي كردند و سپس لعاب مي دادند و يا پس از لعاب دادن سطح سفال را نقاشي مي كردند.
مينا كاري هم نوعي لعاب دادن بوده است و به اين شكل كه سفالينه ها را با ورقه اي نازك از مينا (نوعي لعاب كه رنگ را خوب به خود جذب مي كند ) مي پوشاندند .
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:10 AM
نظرات(0)
زندگي نامه پابلو پيکاسو
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:08 AM
نظرات(0)
سیری درنقاشی دیواری ایران
هزاران سال پیش، انسان نخستین ، تصویر حیواناتی را که برای احتیاجات خود شکار می کرده وتصاویر آنها را بر دیواره محل سکونت شان ، یعنی درانتهای صخره غار نقاشی می کردند. آنان با اجرای اعمالی چون مراسم حمله به آن تصاویر، انگیزه خود را جهت شکار فردایشان بالا می بردند.
دراین باره "هلن گاردنر" ، محقق وتاریخ نویس معاصر چنین می گوید:
" شکارگر- هنرمند آن روزگار، غالبأ از سطوح نا منظم وطبیعی دیوارهای غار، برجستگی ها ، فرورفتگی ها ، شکافها و لبه های تیز آنها برای ایجاد تصویر حضور واقعی شکل های خود درآنجا به طرز ماهرانه ای استفاده می کرده است. ازبرآمدگی دیوار می توانسته است درچارچوب خطوط کناری یک گاو وحشی مهاجم برای نشان دادن بزرگی بدن این جانور استفاده کند. "
هنرمند غارنشین اولیه به کشف این حقیقت نائل آمد که آمیزه هایی ازموادی چون تنه وشاخسار های سوخته درختان، شیره گیاهان ، چربی های حیوانی، خاک های رسی وآب می تواند رنگ هایی پدید آورد که تقریبأ پایدار وبادوام باشد. آن هنرمندان اولیه با چنین ابزار وموادی درجهت برآوردن نیازهای معنوی خود این نقوش زیبای حیوانی وخوش حالت را به تصویر درآوردند.
ازآنجا که اجرای این آثار نه فردی بلکه بطور دسته جمعی توسط انسان های غارنشین اولیه کار شده است، برروی هیچ کدام ازاین آثار به جا مانده، اثری از امضاء یا نشانی ازهویت فردی هیچ هنرمندی دیده نمی شود. البته به جز موارد استثنایی که مثلا اثری از پنجه دست بردیوار نقاشی شده به جای مانده که شاید بتوان آن را ازهنرمند ساحر یا جادوگر آن دسته از غار نشینان به عنوان جزیی از ادای آیین شان دانست.
جالب توجه ترین آثار نقاشی دیواری مربوط به دوره پارینه سنگی را با قدمتی حدود 30 هزار سال مربوط به غارهای (آلتا میرا) واقع درشمال اسپانیا وغارهای (لاسکو) واقع درجنوب فرانسه است.
ایران
قدیمی ترین آثار نقاشی یافت شده درایران مربوط به دوران نوسنگی – حدود 8 هزارسال قبل ازمیلاد – بوده که برصخره های غار "دوشه" ودر"دره میرملاس" درمنطقه کوهدشت لرستان میباشد. این صخره نگاره ها صحنه های رزم وشکار با تیروکمان وحیواناتی چون اسب، بزکوهی وسگ را نشان می دهد که به شیوه ای ساده وابتدایی وبا ترکیبات مواد رنگی قرمز اخرایی، سیاه واندکی زرد توسط انسان های غار نشین با انگیزه اعتقادات جادویی آن منطقه کار شده است.
پرفسور گرشمین دراین باره چنین می گوید: " نقاشی های مزبور به وسیله ساکنین لرستان دردورانی که بشر به حالت گردآورنده آذوقه می زیسته است ترسیم شده است واین دوران مربوط است به چندین هزار سال پیش ازآنکه دره ها خشک شود وانسان بتواند ازکوهسار پایین آمده وبیرون ازکوهستان زندگی کند. "
پس از نظر پرفسور گرشمین، هیاتی مرکب از باستان شناسان خارجی وایرانی به منطقه لرستان اعزام شدند واظهار داشتند:
" نقوش روی صخره های لرستان شبیه نقوش مکشوفه درشرق اسپانیا دردوره های اخیر ومربوط به دروه ما قبل تاریخ است که عمدتا به صورت صخره های دسته جمعی ودرزیر صخره های عظیم که به حالت برجسته ، بردیوار غار قرار گرفته اند نقش شده است . خرده سفال های پیدا شده درآنجا دلالت برسکونت درجوار این برجستگی ها درغار دارد .
سبک این نقوش اکثرأ ذهنی کارشده وصراحت اغراق آمیز درنشان دادن پیکرها وحرکات آنها درعین سادگی، به بیان روشن موضوع ، که جنگ وگریز شکارچیان با حیوانات است یاری رسانده است.
1- حیدر زاده،پرویز، سیری درنقاشی دیواری ایران وجهان ، 1380، دانشکده هنرومعماری
2- گاردنر، هلن ، هنر گولار زمان، 1379 ، محمد تقی فرامرزی، انتشارات نگاه
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:07 AM
نظرات(0)
▪ نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.
▪ نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.
▪ نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد.
▪ نکته: ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوه ادراک و فهم را افزایش میدهد. بطور کلی مفهوم را آسانتر میتوان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی حروف تک.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:02 AM
نظرات(0)
توضيح مرگ به كودكان يكى از سخت ترين كارها براى اولياست، بخصوص هنگامى كه خود آنها با غم مرگ عزيزى دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غير قابل انكار از زندگى است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خيلى خردسالى، كودكان نسبت به آن كنجكاو مى شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايى كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعىنشان بدهد، علاقه مند هستند، روشهايى كه بزرگترها عزادارى مى نامند.
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:02 AM
نظرات(0)
اما دكتر احمد جليلى، رئيس انجمن علمى روانپزشكان ايران و مؤلف كتاب «شناخت بيمارى هاى روانى» كوشيده است به زبان ساده موضوع بيمارى هاى روانى را به بحث بگذارد، آنچه در ادامه مى آيد خلاصه اى از مباحث اين كتاب است.
مؤلف در مقدمه كتاب با بيان اين كه تشخيص اختلال روانى به آسانى ممكن نيست، تفاوت معيارهاى تشخيص اين بيمارى ها در جوامع و زمان هاى مختلف را گوشزد مى كند و معتقد است هرگاه شخصى احساس كند زندگى از نظر احساسى و هيجانى، آن طور كه مطابق ميل اوست نمى گذرد و احساس ناراحتى كند و اطرافيان فرد متوجه شوند او از نظر رفتارى از معيارهاى طبيعى جامعه خارج شده در اين حالت «شايد» بتوانيم بگوييم فرد دچار اختلال روانى شده است، ضمن اين كه اختلال خواب، اختلال اشتها و اختلال انرژى نشانه هاى مشتركى از اختلالات روانى هستند.
* جامعه انگ مى زند
همانطور كه انتظار مى رود و در كتاب نيز به آن اشاره مى شود يكى از مشكلات عمده بيماران روانى، انگ زدن جامعه به آنها است. يكى از دلايل عمده عدم مراجعه به موقع براى درمان بيماران، باورهاى باطلى است كه درباره مفهوم بيمارى روانى در ذهن مردم ايجاد شده است.
* نخبگان و بيمارى هاى روانى
مؤلف براى عادى سازى ذهن مخاطب درباره بيمارى هاى روانى مثالى از نخبگان علمى و فرهنگى مى زند؛ پروفسور جان نش، برنده جايزه نوبل ادبيات (۱۹۶۰) كه مبتلا به اسكيزوفرنى بود.
* نشانه ها
به اعتقاد نويسنده، نشانه هاى بيمارى روانى را از سه زاويه «عينى» (ديگران)، «ذهنى» (فرد) و «روانپزشك» مى توان بررسى كرد. در بخشى از كتاب به اين سؤال كه «چند نشانه براى تشخيص بيمارى معينى كفايت مى كند » پرداخته مى شود: «اگر كسى يك روز احساس افسردگى كرد نمى توان گفت به بيمارى افسردگى دچار شده، مگر اين كه دو هفته به طور مداوم يك دسته از علائم افسردگى (كاهش علاقه ها، كاهش وزن، اختلال خواب، بى قرارى و...) را نشان دهد.
* اعتراف
در بخش ديگرى از كتاب «شناخت بيمارى هاى روانى» به اين واقعيت تلخ اشاره مى شود كه بيمارى هاى روانى در جامعه پزشكى ما به درستى شناخته نشده اند: «در جامعه پزشكى فكر مى كنند روانى كسى است كه حتماً اختلال عمده اى در رفتارش ديده شود... اما اكثر بيماران روانى موقع مراجعه از نظر شكايت تفاوتى با بيماران جسمى ندارند، از نظر ظاهر و باطن هم تفاوت چشمگيرى ندارند.»
* اختلال شخصيت
به زعم نويسنده «اختلال شخصيت» زمانى پيش مى آيد كه فرد به هر علتى توان انطباق خود را با محيط از دست مى دهد و يا به اندازه كافى توانايى ندارد تا هماهنگى لازم را ميان رويدادها و عواطف و رفتار خودش به وجود آورد. از طرفى اختلالات شخصيت از نوجوانى شروع مى شوند و شكل مى گيرند و اغلب در تمامى عمر با شخص همراه هستند. اين نابهنجارى ها زندگى شخص را رنگ آميزى مى كنند. معمولاً درمان اين حالات دشوار است و زمان درمانى طولانى و همين طور دارودرمانى دراز مدت را طلب مى كند.
مهمترين اختلال هاى شخصيت عبارتند از: اختلال شخصيت پارانوئيد، نمايشى، اسكيزو تايپال (خرافه پرست)، اسكيزو ئيد (گوشه گير)، مرضى، خودشيفته، وسواسى و ضداجتماعى و...
* عوامل زمينه ساز، آشكارساز و تداوم بخش
وراثت، پرورش جنين، تولد، دوران كودكى و مجموعه حوادث و رويدادها از عوامل زمينه ساز بيمارى هاى روانى هستند و رويدادهاى مهم زندگى (امتحان، طلاق، اختلافات خانوادگى، مشكلات مالى، مرگ عزيزان و...) عوامل آشكارساز در بيمارى هاى روانى به شمار مى روند. دكتر جليلى عوامل تداوم بخش را با مثالى توضيح مى دهد. يك ورشكسته مالى كه دچار افسردگى شده، از طرفى چك هاى برگشتى، اخطاريه هاى دادگاه، سفته هاى پرداخت نشده، مراجعه پى در پى و سخت گيرانه طلبكارها بر دامنه بيمارى و تداوم آن مى افزايد.
* تربيت والدين و بيمارى هاى روانى
تجربه هاى كودكى و نوجوانى و بلوغ، عوامل مؤثر در سلامت روان يك فرد است، از طرفى براى شكل گيرى «من» و «من برتر» شخصيت كودك بايستى والدين از بايدها و نبايدها استفاده كنند نه اين كه «بچه بايد آزاد باشد وگرنه عقده اى بار مى آيد.»
در اين كتاب از شيوه تربيتى آزاد در آمريكا نام برده مى شود كه اختلالات روانشناسى، جامعه شناسى و وقوع جرم را پيش كشيد، به گونه اى كه اسپاك، تئوريسين اين نظريه اعتراف كرد نظريه و توصيه اش غلط بوده است.
مسئله مهمى كه در اين بخش به آن پرداخته مى شود اين است كه «آمريت پدر و مادر نبايد حذف شود... از طرفى حتى اگر والدين توان برآورده كردن خواسته هاى فرزندان شان را داشته باشند جامعه چنين اجازه اى به او نمى دهد.» اشاره نويسنده به بى حد و حصار بودن خواسته ها در شيوه تربيتى است اما زمانى كه نوجوان يا جوان به تدريج وارد مناسبات اجتماعى مى شود و احساس مى كند ديگر نمى تواند فرمانرواى مطلق خواسته هايش باشد آن وقت است كه دچار بيمارى هاى روانى، اختلال هاى اجتماعى و خطاكارى مى شود.
* بيمارى روانى به طبقه خاصى تعلق دارد
دكتر جليلى با طرح دو نظريه «طبقه اجتماعى در ايجاد بيمارى هاى روانى مؤثر است» و «بيمارى هاى روانى باعث تغيير در طبقه شخص مى شود» معتقد است: فشارهاى روانى در طبقه فرودست ها و بالادست ها مشترك است اما شكل اين فشارها متفاوت است، به اين صورت كه در حلقه محروم، مشكلات اقتصادى و مالى مردم را زير فشار قرار مى دهد اما در طبقه مرفه، بى دردى و ناپروردگى، عامل بيمارى است: «طبيعتاً غم نان در طبقه مرفه نيست ولى حمايت هاى افراطى در دوران كودكى خود يك عامل بيمارى زا در ميان افراد مرفه جامعه است... در طبقه فرادست بى اشتهايى روانى بيشتر رواج دارد ولى در طبقه فرودست مردم به دنبال يافتن چيزى هستند تا آن را ببلعند تا از پا نيفتند.»
* رابطه جنسيت و بيمارى هاى روانى
از ديدگاه مؤلف زن ها به خاطر تفاوت هاى بيولوژيكى، فيزيولوژيكى، تفاوت هورمون ها، باردارى، زايمان (عاملى كه مى تواند بيمارى هاى پنهان زنان را آشكار كند) و عادات ماهانه نسبت به مردها بيشتر به برخى بيمارى هاى روانى مبتلا مى شوند اما عوامل ديگرى هم وجود دارد: «در جوامع مردسالار، سنت ها، عادات و قوانين به نحوى تنظيم شده يا مى شود كه معمولاً زنان را از نظر حقوقى يا عاطفى به مقدار زيادى در تنگنا و فشارهاى روانى قرار مى دهد.»
* جدى گرفتن احتمال خودكشى
داستان مستند عبرت انگيزى كه مؤلف بيان مى كند در ارتباط با آن دسته از خودكشى هايى است كه با هدف جلب توجه و زير فشار قرار دادن اطرافيان براى رسيدن به خواسته ها انجام مى شود و يادآورى اين نكته كه هميشه اين نوع خودكشى ها ختم به خير نمى شود: «خانمى با شوهرش مشكل داشت و سعى مى كرد با تهديد به خودكشى شوهرش را تحت فشار قرار دهد. شوهر هر روز ساعت ۵ بعدازظهر از سر كار به خانه برمى گشت، اين طور كه حدس زده اند اين خانم حوالى ساعت ۴ بعدازظهر مقدارى قرص خورده بود شايد به اين خيال كه شوهرش يك ساعت ديگر مى آيد و او را خواب آلوده مى بيند و او را به اورژانس بيمارستان مى رساند و مانند يكى دور مورد قبلى دل و روده اش را شست و شو مى دهد و سرانجام كار به خير و خوشى تمام مى شود و شوهر و اطرافيان تحت فشار قرار مى گيرند ولى از قضا آن روز براى شوهر مشكلى پيش مى آيد و تا ساعت ۹ شب به خانه برنمى گردد. آن روزها تلفن همراه وجود نداشت تا همسرش را در جريان قرار دهد. شوهر ديروقت به خانه مى رسد و زن را بيهوش و كف بر لب آورده مى بيند. او را به بيمارستان مى برد ولى ديگر دير شده بود و كار از كار گذشته بود.»
* درمان بيمارى هاى روانى
به زعم مؤلف، تحمل، صبر و حوصله كليدهاى درمانى بيمارى هاى روانى هستند. مهمترين شيوه هاى درمانى، دارودرمانى (۸۰ درصد درمان را انجام مى دهد)، روان درمانى، رفتاردرمانى، مددكارى اجتماعى، شوك درمانى و رفع مشكلات فرد در جامعه است... از سويى هيچ كدام از شيوه هاى درمان نبايد شيوه ديگر را در سايه قرار دهد و مثلاً تصور كرد دارو بد است و فقط با گفت وگو مى توان درمان شد.
مؤلف نسبت به شوك درمانى نيز جبهه نمى گيرد: «شوك درمانى يكى از قديمى ترين و مؤثرترين شيوه هاى درمان است. بايد گفت شوك درمانى به ناحق بدنام شده است. در اين روش جريان تخفيف يافته و هدايت شده الكتريسيته را از مغز بيمار در حالت بيهوشى عبور مى دهند. در فرآيند عبور الكتريسيته در مغز فعل و انفعالاتى صورت مى گيرد كه اختلالات عمده روانى را در فرد درمان مى كند، چگونگى جريان كنش و واكنش ها هنوز براى ما دقيقاً شناخته شده نيست ولى نتيجه رضايت بخش و مفيد است...»
-
پنج شنبه 12 آذر 1388
11:00 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



