سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1952714
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند


    تأثیرات ورزش بر دستگاه گردش خون :   
                     
    عضله ی قلب به علت نیاز شدید به اکسیژن و مواد غذایی سهم بیشتری از خون دریافت می کند . مقدار خونی که توسط قلب پمپاژ می شود توسط مقدار خونی که از سیاهرگ ها وارد دهلیز راست می شود تعیین می شود به این اصل قانون قلب می گویند .      
                                               
    قدرت پمپاژ قلب با تحریک اعصاب سمپاتیک و افزایش برون ده قلبی در هنگام ورزش افزایش می یابد .     
          
    به عبارتی در هنگام ورزش ۲ حالت زير ممكن است ايجاد شود :
    ۱- ( بر اساس قانون قلب ) خودتطبيقي قلب با خون زيادتر و افزايش قدرت پمپاژ
    ۲- تحريك اعصاب سمپاتيك به جاي اعصاب پاراسمپاتيك
    ويژگي هاي قلب :
    ۱- اتصال فيبرهاي عضلاني و انقباض همزمان آنها
    ۲- بالاتر بودن پتانسيل عمل ماهيچه ي قلبي به علت وجود فيبرهاي پوركنژ
    ۳- كنترل پاراسمپاتيك
    سيكل قلبي يا يك مرحله ي كامل انقباض و انبساط قلب در سه مرحله روي مي دهد :
    ۱) دياستازيس : استراحت كامل قلب
    ۲) سيستول : انقباض دهليز و بطن
    ۳) دياستول : انبساط دهليز و بطن
    تأثير ورزش بر فشار سيستولي بيش از فشار دياستولي است .
    جريان خون :
    فشار خون عاملي است كه باعث جريان خون در گردش عمومي خون در بدن مي شود .
    جريان خون در يك بافت عمدتاً به وسيله ي مكانيسم خودتنظيمي موضعي كنترل مي شود و نبايد نقش سيستم عصبي سمپاتيك را ناديده گرفت كه با گشاد كردن رگ ها در هنگام ورزش جريان خون را در عضلات فعال افزايش    مي دهد .
    فشار خون :
    همان نيرويي است كه خون بر ديواره هاي رگ خوني وارد مي كند .
    در هنگام ورزش به علت افزايش بازده قلب فشار خون بيشتر مي شود كه اين افزايش تحت تأثير عوامل عصبي و شيميايي است كه اين حالت در ورزش هاي ديناميك در مقايسه با ورزش هاي ايزومتريك بيشتر است .
    به طور كلي سه عامل بسيار مهم همكاري دستگاه گردش خون در هنگام ورزش را در بر مي گيرند :
    ۱) تحريك سيستم عصبي سمپاتيك
    ۲) افزايش فشار شرياني :
     انقباض رگ ها باعث افزايش فشار شرياني مي شود . در ورزشكاران ورزيده جريان خون عضلات مي تواند حداقل تا ۲۰ برابر افزايش يابد . با وجود اينكه عامل اصلي آن گشادي رگ هاست ولي افزايش فشار شرياني نيز تأثير زيادي در اين افزايش دارد .
    ۳) افزايش برون ده قلبي
    برون ده قلب برابر است با حاصل ضرب حجم ضربه اي در سرعت ضربان قلب
    سرعت ضربان قلب در هنگام ورزش با توجه به شدت فعاليت افزايش مي يابد .
    ضربان هاي قلب در افراد معمول و ورزشكار با افزايش مصرف اكسيژن افزايش مي يابد كه افزايش ضربان قلب در ورزشكاران كمتر از افراد عادي است .
    حجم ضربه اي نيز در هنگام ورزش به علت تخليه ي بيشتر قلب در هر ضربان افزايش مي يابد .


    مدرسه ... فيلم ... !!؟!!

    ارتباط مدرسه با فیلم :





    خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس

    ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي

    نمره بيست : افسانه آه

    مدير مدرسه : مرد 6 ميليون دلاري

    شوخي با مدير : بازي با مرگ

    روز دادن كارنامه : حادثه در كندوان

    امتحان : شايد وقتي ديگر

    روزي كه معلم به كلاس نمي آيد : بوي خوش زندگي

    اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه

    نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت

    زنگ آخر : آرايشگاه زيبا

    امحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد

    پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو

    راهي براي متقلبان : جيب بر ها به بهشت نمي روند

    آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه

    جاي سيلي معلم : دايره سرخ

    دبير تربيتي : پاك باخته

    صفر هاي پشت سر هم : برج مينو

    اعتراض براي نمره : شليك نهايي

    حياط مدرسه : پارک ژوراسيک

    زنگ ورزش : المپيک در بازداشتگاه

    شوراءدبيران : جنگ نفتکشها

    ناظم : پليس آهني

    کنکور : بالاتر از خطر

    ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها

    نگاه معلم : بگذار زندگي کنم

    دانشگاه : سرزمين آرزوها

    خارج از مدرسه : آتش بس

    بحث با مدير : فرياد زير آب

    شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي

    پاي تخته : لبه تيغ

    ديكتاتوري معلم : مزد ترس

    منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا

    اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني

    وراجي سر كلاس : مجوز مرگ

    آخر كلاس : بهشت پنهان

    مبصر كلاس : افعي

    بوي جوراب بچه ها : عطر گل ياس

    دبيرام مدرسه ما : تبعيدي ها

    اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم

    سايه دبير تربيتي : سايه شوگان

    دفتر دبيران : خانه ارواح

    نمره ده : شانس زندگي

    اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها

    دستشويي : اطاق گاز

    سال آخر دبيرستان : سال هاي بي قراري

    ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي

    اخراجي ها : بينوايان

    رفتن به دانشگاه : هدف سخت

    دفتر مدير : کلبه وحشت

    صاحبان نمره زير ده : سربداران

    كيف هاي دانش آموزان : محموله

    ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي

    سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل

    كلاس خصوصي : وعده پنهان

    زنگ ادبيات : نان و شعر

    دفتر ناظم : محكمه عدالت

    حالت دانش آموز هنگام پاسخ دادن : زرد قناري

    دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان

    رفتار مشاور مدرسه با دانش آموزان : عاشقانه



    شعر و موسیقی و رابطه انها
    شعر
    شعر حرف دل ادمهاست و چیزی که از طریق اون میشه احساس  رو بیان کرد
    به قول " کانت " : شعر ظاهر اشیا رو با خواسته های روح منطبق میکنه
    " افلاطون " هم گفته : شعر گفتن شعرا با اتکا به نیروی یزدانیست و گفته : خداوند عقل را از شعرا می گیرد و انان را چون وسیله ای برای بیان مقاصد اسمانی و روحانی بکار میبرد .
    خود کلمه شعر به معنی " فهم " و در اصطلاح به چیزی که خیال انگیز باشه گفته میشه .
    بعضی ها هم اعتقاد دارن که لفظ " شعر " معرب " شیر " در زبان عبری و به معنی اواز و سرود .
    شعر انواع مختلفی داره . مثل : حماسه . وعظ . حکمت . تغزل . هجو . وصف و ....
    بعضی ها هم شعر رو به سه شکل تقسیم می کنند : اخلاقی ,  وصفی  و داستانی یا روایی .
    اروپایی ها هم شعر رو به چند شکل تقسیم می کنند : غنایی ( لیریک ) , قصصی ( اپیک )  و تمثیلی .
    مبنای شعر بر مجاز کنایه و استعاره استواره و موضوعش هم اندیشه و خیال و بیان تاثرات قلبی گویندس .
    شعر زاده انفعالات و تاثرات شاعر و تصور زنده طبیعت و باید بتونه موجب انقباض و انبساط بشه و چیز هایی هم مثله وزن و قافیه و موسیقی از لوازم تزیینی شعره .
    شعر اگر با لحن خوب همراه باشه و متناسب با حال و مقام   و  طرز بیان رعایت بشه به مراتب اثر قوی تری داره .
    " سوارس " اعتقاد داره : شعر نوعی موسیقی است که در ان خیال مبدل به احساس می شود .
    " پل والری " هم به یک نوع خویشاوندی بین صدا و معنی اعتقاد داره و اواز و نثر رو دو زینت اصلیه شعر میدونه و شعر رو اینجور معنی میکنه :  ترکیب ساختن احساسات و تخیلات و صور ذهنی با کلمات و اوزان .
    این چند خط یه سری مطالب خیلی خیلی خلاصه بود در مورد شعر و نظرای مختلف از چند کتاب مختلف , دنیای شعر اونقدر بزرگ هست که میشه در مورد هر جز ئش کلی مطلب نوشت
    این نوشته بیشتر یه مقدمست واسه دو تا مطلب بعدی
    موسیقی
    موسیقی زبان حال و روح ادمهاست و احساس ها و هیجان هایی که کلام نمیتونه بیان بکنه موسیقی میتونه
    موسیقی یک نوع زبان بین المللی هم هست برای بیان ارزوها و انتظارات و عواطف و احساسات .
    موسیقی بهترین وسیله برای بیان احساسات انسان هاست .
    " بتهوون " موسیقی رو قوی ترین وسیله موثر در روح می دونست و گفته : موسیقی متعلق به دل است و جایی که دل نیست موسیقی هم وجود ندارد .
    موسیقی به نوعی میشه گفت که وصف زندگی ادمهاست و زبان دل و مظهر عواطف اونهاست .
    " الفرد دموسه " میگه : موسیقی انسان را به شناسایی خداوند رهبری می کند و بشر را به سیر در عالمی که برای وی مجهول است سوق میددهد .
    به عقیده موسیقی دانان قدیم ایرانی  موسیقی در لغت به معنی الحان و در اصطلاح علمیست که به وسیله آن به احوال و نغمات از حیث ملایمت و منافرت پی ببرند و کشش انها را در یابند  و به دو بخش تقسیمش میکنند :
    ۱ : اقسام نغمات یا علم تالیف .
    ۲ : بیان احوال ازمنه یا علم ایقاع .
    قدما موسیقی رو متکی به ریاضیات و اونرو قسمتی ار فلسفه میدونند .
    " ابو علی سینا " موسیقی رو جزء چهارم حکمت ریاضی و در ردیف حساب و هندسه و هیئت قرار داده .
    " عبد الحمید لازقی " در رساله " زین الالحان فی علم التالیف و الاوزان " تعبیر جالبی در مورد موسیقی داره که گفته : " موسیقی مرکب از " موسی " و " قی " است که " موسی " در لغت یونانی نغمه و سرود و " قی " به معنی موزون و دلپسند است " .
    " ابو نصر فارابی " هم در کتاب " الموسیقی " گفته : لفظ موسیقی یونانی و معنی ان الحان است .
    عده ای هم اعتقاد دارند که که موسیقی از لغت لاتین " موزا " ( musa ) اقتباس شده و منسوب به فرشته هنر و دانش و الهه نغمه و سرود میدونند.
    در مورد موسیقی نظر و عقیده خیلی زیاده ,  در مورد تاریخ موسیقی و در مورد ریشه خود کلمه موسیقی و ....
    مطلب قبلی در مورد شعر بود و این یکی در مورد موسیقی که جفتشون یه مقدمه بودن در مورد مطلب بعدی
    شعر و موسیقی
    موسیقی و شعر از قدیم الایام با همدیگه همراه بودن .
    از وقتی که مردم به خاطر ترس از عوامل طبیعی خدا پرستی رو شروع کردند و به خاطر جلب نظر ارباب ها به پای کوبی و سرود خوانی پرداختند ,  کلام با موسیقی همراه بوده .
    نکته ای که هست اینه که هر چقدر موسیقی پیشرفت کنه احتیاجش به شعر کمتر میشه تا جایی که بتونه بدون کمک شعر منظوری رو بیان کنه ,  ولی میشه گفت که هیچ وقت از شعر بی نیاز نمیشه .
    در ایران شعر همیشه جزء اصلیه موسیقی بوده و همیشه کلمه ساز و اواز با هم به کار برده شده و به طور کلی کلام در ایران بیشتر از موسیقی رواج داشته .
    در مورد اینکه شعر و موسیقی کدومشون به هم محتاج ترند بحث های زیادی شده که اکثرا به این نتیجه هم رسیدند که شعر بدون اهنگ کامل ولی موسیقی بدون شعر از بیان کامل منظور خودش عاجزه .
    " امیر خسرو دهلوی " شعر رو به عروس تشبیه کرده و موسیقی رو به زیور عروس :
    " نظم را حاصل عروس دان و نغمه زیورش
    نیست بی عیب ار عروس خوب بی زیور بود "
    این که موسیقی ما بدون شعر و کلام کامل نیست و این طرز تفکر به خاطر اینه که موسیقی ما یک موسیقی تک صدایی بوده و به خاطر همین برای بیان منظور خودش از شعر هم کمک گرفته .
    شنونده های موسیقی ایرانی وقتی که اواز رو می شنوند کاملا به شعر توجه میکنند تا بتونند معنی و مفهوم  اون رو درست درک کنند , بطوریکه وقتی شعر با موسیقی تفاهم داشته باشه انگار به حد کمال میرسه .
    ولی در اروپا شرایط فرق میکنه و به خاطر نوع موسیقی اروپایی و پیشرفتی که موسیقی سنفونیک در اروپا داشته به شعر هیچ احتیاجی وجود نداره در واقع موسیقی سنفونیک اروپایی به شعر نیاز نداره و شنونده این نوع موسیقی شاید ساعت ها فقط به ارکستر گوش کنه بدون اینکه شعری بشنوه .
    شعر و موسیقی هر دو بر وزن استوارند . خود وزن در طبیعت به شکل های مختلف و به وضوح دیده میشه مثل ضربان قلب  , صدای اب و ...
    شعرا بیشتر از طبیعت برای سرودن الهام میگیرند و موسیقیدان ها بیشتر از هیجان های روحی برای اهنگسازی استفاده میکنند .
    موسیقی و شعر هر دو تجلی حیات رو بیان میکنند و شعر پرده دری نمیکنه و موسیقی هم نفرت ایجاد هم نمی کنه .
    به طور کلی پیوند میان این دو وزن ( موسیقی و شعر ) موجب شده که این دو هنر در واقع در یک قالب تجلی پیدا کنه و به خصوص در موسیقی ایرانی که همیشه شعر و موسیقی به صورت های مختلف مثل : ترانه . سرود و تصنیف و سایر فرم های اواز با همراه بودن و همیشه هم وجودشون در کنار هم اهمیت فوق العاده داشته .
     



    چطور نور اتاق خواب كودك را تنظيم كنيم؟
     
    يكي از مسائل مهمي‌كه در اتاق خواب كودك بايد به آن توجه شود، وضعيت نور اتاق است.البته كودك درس‌خوان شما بايد در اتاق خصوصي خود كه معمولا تكاليف مدرسه را هم در آنجا انجام مي‌دهد، نور كافي داشته باشد اما اهميت نور، فراتر از خصوصيات فردي و شخصيتي كودك است. نور، عنصر لازمي‌است كه هيچ كودكي - چه درس‌خوان و چه تنبل - نبايد از آن محروم بماند و هر انساني - چه كودك و چه بزرگسال - براي ادامه حيات به آن نياز دارد.
     
    به طور كلي، وضعيت نور اتاق خواب كودكان به لحاظ نيازهاي خاص اين سنين، توجه و حساسيت بيشتري نسبت به اتاق خواب بزرگسالان مي‌طلبد. كودك نيز مانند فرد بزرگسال، بايد نوري در اتاق خواب داشته باشد كه هنگام روز، انجام كارهايي از قبيل پوشيدن لباس و پيداكردن اشيا را به‌خوبي امكان‌پذير كند، امكان تشخيص رنگ‌ها را به او بدهد و براي كارهايي همچون نقاشي و مطالعه و نوشتن تكاليف درسي، مقدار كافي و جهت مناسبي داشته باشد؛ مثلا جهت تابش نور – چه از پنجره و چه از چراغ مطالعه – نسبت به ميز تحرير براي فارسي‌زبان‌ها كه جهت خط نوشتاري آنها از راست به چپ است، بايد از چپ به راست باشد. هنگام شب نيز بايد آنقدر نور در اتاق باشد كه كودك، هم بتواند خوب استراحت كند و هم در صورت نياز به برخاستن از تختخواب در نيمه‌شب، توانايي تشخيص اشياي پيرامون خود را داشته باشد.
    مهم‌ترين نكته‌اي كه در مورد نور مصنوعي اتاق كودك بايد مورد توجه قرار بگيرد، ايمني است. در مورد خردسالان و نوزادان، به نور كم‌شدتي احتياج داريد كه در طول دفعات فراواني كه به كودك سر مي‌زنيد تا به او غذا بدهيد، پوشكش را عوض كنيد يا او را بخوابانيد، توانايي ديد كافي را در اختيارتان بگذارد. از يك چراغ خواب دوشاخه‌دار يا يك چراغ كوچك حباب‌دار با لامپي كه ولتاژ آن زياد نيست(حداكثر 12ولت) استفاده كنيد.
    اين نكات ايمني را در اتاق خواب كودك در نظر داشته باشيد:
    - مطمئن شويد كه انگشتان كودك كنجكاوتان نمي‌تواند روكش قطعات برقي را بردارد، به حباب داغ چراغ برسد يا به سيم‌كشي برق نزديك شود.
    - از لامپ‌هايي استفاده كنيد كه به ديوار نصب مي‌شوند. چراغ‌هاي پايه‌دار ممكن است به‌سادگي واژگون شوند.
    - اگر كودك‌تان كامپيوتـــر يا تلويزيـــون در اتاقـــش دارد، اجــازه ندهيد در تاريــكي مطلق به صفحه مونيتور يا تلويزيون خيره شود. براي چشم كودك بهتر است كه هنگام نگاه‌كردن به تلويزيون، چراغ كم‌نوري در اتاق، روشن باشد. اين چراغ ممكن است يك لامپ قابل‌تنظيم سقفي يا چراغ مطالعه‌اي باشد كه شعاع آن از سقف به ميز تحرير مي‌تابد.
    چراغ‌هاي ديمردار براي اتاق كودك عالي هستند. اين چراغ‌ها ذهن كودك را براي خوابيدن آماده مي‌كنند.
    در مورد طرح نور اتاق كودك، به ياد داشته باشيد كه كودك شما مدام رشد مي‌كند و نيازها و علايق او نيز در حال تغيير است؛ بنابراين طرح نور اتاق او نيز بايد قابليت تغيير مداوم را داشته باشد. براي سنين مختلف، انواع طرح‌هاي دكوراتيو چراغ از هواپيما تا چرخ‌وفلك و «سيندرلا» و «شرك» را مي‌توانيد پيدا كنيد.                         
     


     

    هنر ايران باستان

     پيكره سازي و نقش برجسته :

    مي دانيم كه نقاشي در صفحه فقط با دو بعد مطرح مي شود. و هنري است دو بعدي ، اما پيكره سازي هنري است سه بعدي داراي حجم به همين دليل دست هنرمند در اين رشته براي نشان دادن حالتهاي قابل لمس باز تر است . اين نكته در مورد آثار سه بعدي ديگر مثل نقش برجسته كاري ، مهرها ، كنده كاري هاي روي ديوارها (كتيبه) و حتي سكه ها نيز صادق است . بنابر اين تمام آثار سه بعدي را مي توانيم در اين رشته بگنجانيم ، عالي ترين و قديمي ترين نمونه اي كه در اين زمينه بدست آمده دسته ي چاقويي از استخوان است كه از سيلك كاشان بدست آمده و مردي را نشان مي دهد كه لنگي در بردارد و كمربندي به كمرش بسته است .

    تعدادي مهر هم از همين منطقه بدست آمده كه شباهت تصويري زيادي با تصاويري كه از شوش در دست داريم دارد . اين نشانگر نوعي رابطه ميان سيلك و شوش مي باشد.

    آثار بعدي متعلق به عيلاميان است كه در شوش به دست آمده است . دولت عيلام تا حد زيادي مديون تمدن بين النهرين بوده است ، بنا براين شباهت هاي فراواني در آثار عيلاميان و مردم بين النهرين وجود دارد ، از حفاريهاي شوش و هفت تپه تعدادي پيكره و لوحه بدست آمده كه نشانگر هنر پيكره سازي در ميان عيلاميان است . مقايسه ميان آثار تمدنهاي عيلام و بين النهرين شباهت ها را روشن تر مي سازد . بطور مثال مجسمه هايي كه از شوش بدست آمده اند نشانگر خصوصيات فرهنگي مردم عيلامند . مثل شكل پوشاك ، زيور آلات و حتي زندگي آنها .

    سفالگري :

    ماده سفالگري گل است . گل در دستها جان مي گيرد و به شكل هاي مختلف در مي آيد . مثل كوزه و ظروفي كه نقشهاي برجسته دارند . از ساكنان اوليه فلات ايران سفالينه هاي قابل توجهي بدست آمده است . معروفترين آنها متعلق به سيلك و شوش است . اين سفالها تقريبا از 4 تا 6 هزار سال پيش قدمت دارد . اما در فاصله بين اين دو زمان دگرگوني بسيار مهمي در سفالگري صورت مي گيرد و آن اختراع چرخ سفالگري است . تقريبا در همين زمان بدعت پختن سفالها در كوره نيز آغاز مي شود . اين دو عامل باعث رشد قابل توجهي در اين رشته هنري مي گردد. بسياري از محققين اعتقاد دارند كه ساكنين اوليه فلات ايران مبتكر ساخت چرخ سفالگري بودند.

    آثاري كه تا به حال از مناطق مختلف بدست آمده قدمتي بيش از 6 هزار سال و اكثرا دست ساز هستند . يعني بدون استفاده از چرخ كوزه گري ساخته شده اند . به اين دليل اين آثار از تقارن كاملي برخوردار نيستند . در حالي كه اگر به سفالينه هايي كه از سيلك بدست آمده بنگريم تاثير چرخ سفالگري را در اين آثار مشاهده مي كنيم . يعني ظروف و كوزه ها كاملا متقارن هستند . تاثير اين تحول در سفالهايي كه از شوش بدست آمده بخوبي پيدا ست . زيرا كوزه ها از حد عادي بسيار بزرگتر و از ساخت ظريفتري برخوردار هستند. در آثاري كه از شوش و هفت تپه بدست آمده قطعاتي از سفال لعاب دار و مجسمه هاي لعاب ديده نيز به چشم مي خورد ، احتمالا اين فن از بين النهرين به عيلاميان رسيده است . زيرا مردم بين النهرين در فن لعاب دادن سفال بسيار پيشرفته بودند. با ورود آريائيان آثار سفالي متفاوتي ساخته شد اين آثار بيشتر در ما رليك (گيلان ) كشف شده است . در اين آثار نوعي پيوند ميان سفالگري و پيكره سازي مشاهده مي شود ، بطور مثال يك كوزه يا پي سوز بشكل حيوان يا انسان باشد.

    نقاشي :

    نقاشي در ميان ساكنان اوليه فلات ايران بيشتر شامل نقشهاي روي سفالينه هاست ، بدعت نقاشي روي سفال را بيشتر محققان به ساكنان اوليه فلات ايران نسبت مي دهند . به جز نقاشي هاي روي سفال ها تعدادي نقاشي بر ديوارهاي غارهاي لرستان بدست آمده كه متعلق به بيش از 12 هزار سال پيش است . اختراع چرخ سفالگري و بدعت پختن سفال از تحولات بزرگي بوده اند كه در سفالگري رخ داد. اين دو مسئله امكانات بيشتري را براي نقاشي روي سفال فراهم كرد.

    وجه مشتركي كه در اكثر سفالهاي بدست آمده از سيلك و شوش وجود دارد كاربرد يك رنگ بخصوص (رنگ سياه ) در ترسيم آنها است . نقشهاي بكار برده شده عبارتند از شكلهاي حيوانات و طبيعت كه بسيار ساده و هندسي ترسيم شده است .

    فلزكاري :

    كشف ذوب فلزات تاثير بزرگي در تمدن بشري داشته است . با ذوب فلزات و قالب گيري مي توان به هر شكلي دست يافت . شايد اين نكته در گل سفالگري هم   مطرح باشد . اما فلز مانند سفال شكننده نبوده و از استحكام برخوردار است . به همين دليل ساختن بسياري وسايل تا پيش از كشف فلزات مقدور نبوده است . ذوب فلزات حدود 5 هزار سال پيش كشف شده است . اما ساختن آلياژ تا 4 هزار سال پيش ميسر نشده بود . آلياژي كه از تركيب مس ، روي و قلع بدست مي آيد مفرق (برنز) ناميده مي شود. آثار مفرقي زيبايي از لرستان بدست آمده كه اكثرا شامل وسايل روزمره زندگي هستند . مثل دهنه اسب ، ظروف ، آلات جنگي و غير ...پس از اين دوره تعدادي از آثار زرين از مارليك و زيويه بدست آمده است كه در رديف زيباترين آثار هنري جهان است . كه از طرفي به نوعي پيكره سازي و يا برجسته كاري روي طلا به حساب مي آيد.

    هنر هخامنشي :

    در د.وره هخامنشي با آثار معتبري روبرو هستيم كه در پاسارگارد تخت جمشيد و شوش قرار دارد و ما فقط به بررسي آثاري كه از تخت جمشيد به دست آمده اكتفا مي كنيم . نام اصلي تخت جمشيد پارسه بوده و امروزه ثابت شده كه اين مكان جنبه ي مقدسي براي هخامنشيان داشته است . آثاري كه از تخت جمشيد باقي مانده بيشتر شامل نقوش برجسته است .

    اين نقش برجسته كاري بر ديواره تالارها كنده شده اند كه بهترين و سالمترين اين نقشها متعلق به تالار آپادانا است . آنچه در تمام تخت جمشيد جلب نظر مي كند رعايت كامل تقارن است . اگر در تعداد ستونها ي هرتالار دقت كنيم عدد زوج مي يابيم . اگر به نقش روي ديوارها خوب دقت كنيم در تمام آنها رعايت تقارن را مي بينيم .

    در تخت جمشيد نقش برجسته اي وجود دارد كه در ميان ساير نقش برجسته ها منحصر بفرد است . اين نقش برجسته تنها نقشي است كه يك رويداد را روايت مي كند . درحالي كه اكثر نقوش ديگر اين جنبه روايت گري را ندارند. نقش هايي را كه گوياي اتفاق هايي هستند روايت گري مي خوانيم . اين نقش گوياي شكايت كسي است كه بر او ظلم شده و از مظلوميت خود در نزد داريوش شكوه مي كند ، بنام متظلم مدي است .

    نقش برجسته ديگري هم در بيستون وجود دارد كه از همين خاصيت برخوردار است ، اين دو نقش برجسته تنها آثار هخامنشي هستند كه از خاصيت روايت گري برخوردارند . موضوع اين نقش برجسته شكست دادن اقوام مختلف بوسيله داريوش است .

    كاشيكاري در عهد هخامنشي :

    كاشي هايي لعاب دار از شوش و تخت جمشيد بدست آمده كه بسيار ظريف و زيبا تهيه شده است ، آثار شوش در زمان هخامنشي با همان شيوه كاشي سازي بين النهرين ساخته شده است و اين خود دليل ديگري است بر تاثير هنر بين النهرين بر هنر هخامنشيان است .

    فلزكاري در عهد هخامنشي :

    آثار زرين دوره هخامنشي چندان زياد نيست . ولي آنچه بدست آمده از ساختاري بسيار ظريف برخوردار است ، نكته قابل توجه در آنها شباهتشان با نقوش برجسته در تخت جمشيد است .

    مرصع كاري در عهد هخامنشي :

    مرصع كاري نيز در اين دوره رواج داشته است كه مبين مهارت كار صنعتگران اين دوره بوده است . مرصع كاري عبارت است از كار گذاشتن سنگهاي قيمتي روي فلزات ، طلا يا مواد ديگر است .

    هنر ساسانيان:

    نقوش برجسته طاق بستان :

    نقش برجسته هاي طاق بستان ، همگي تجسم رويدادها و يا نمايش عظمت و اقتدار را ارائه مي دهد و تنها در صحنه شكارگاه طاق بستان با جنبه عظمت نمايسي مواجه نيستيم .

    هنر ايران بعد از اسلام :

    اوج هنر اسلام در دوره سلجوقي بوده است .

    هنر سلجوقي :

    پس از تسلط حاكمان اموي و عباسي بر ايران نقاشي دچار نوعي تناقض گرديد ، حاكمان اموي و عباسي به استناد اينكه تصوير سازي در اسلام حرام است از رشد نقاشي در ميان مردم جلوگيري كرده و براي هنرمندان ممانعت هايي بوجود آورده اند . در حالي كه در كاخهاي خود از نقاشي و حتي تصوير انسان استفاده مي كردند و در حقيقت آنها به نوعي نقاشي را به انحصار خود در آوردند. نمونه هايي در كاخ سلجوق خاقاني از عهد عباسيان بدست آمده ، اين نكته كاملا آشكار در اين نقاشي از رنگهاي ساده استفاده شده است و به سبك نقاشي مانويان (آيين ماني ) در پيرامون طرح اصلي خطوط تيره رنگ بكار رفته است . قديمي ترين اثري كه در ايران بدست آمده ديواره نگاري است از قرن دو هجري كه اين نقاشي خصوصبات كاخ هاي عباسي ديده مي شود.

    خوشنويسي و تذهيب عهد سلجوقي :

    خطي كه در ابتدا قرآن مجيد به آن نوشته مي شد خط كوفي بود از اين رو تا چندي همين خط براي كتابت نيز مورد استفاده قرار مي گرفت . خوشنويسي يكي از اركان اصلي كتاب آرائي بشمار مي آيد. در قرن هاي اوليه هجري كتابهايي بجز قرآن مجيد و كتابهاي مذهبي رونويسي و نگاشته نمي شد ، اما رفته رفته از حدود قرن دوم هجري به بعد با ترجمه آثار يوناني ، سرياني و هندي نيز با پيدايش آثار دانشمندان و متفكران اسلامي رونويسي و نگارش كتابهاي مختلف رايج گرديد.

    خطي كه در قرن اوليه هجري در ايران به آن مي نوشتند خط عربي بوده كه به دو شيوه رايج بود يكي خط كوفي كه حروفش قوس دار است . رشد خوشنويسي خط كوفي ايراني به شدتي پيش مي رود كه در عهد سلجوقي به شيوايي خاصي مي رسد ، در همين عصر هم شاهد تذهيب در لابه لاي حروف خطوط و سطرها نيز هستيم . شكلهايي كه در تذهيب استفاده مي شود بيشتر شامل نقشهاي گياهي و بخصوص نقش معروف اسليمي است .

    جلد سازي در عهد سلجوقي :

    جلد كتاب در عين اينكه حافظ اوراق كتاب بوده با منقوش ساختن آن ارزش گذاري بر كتاب بيشتر جلوه مي كند . براي جلد كتاب بيشتر از چرم استفاده مي شده ، زيرا چرم همخاصيت شكل پذيري دارد و هم با دوام است . غالبا روي قسمت هاي مختلف جلد كتاب كار مي كردند . يعني پوشش بيروني جلد ( پشت جلد – پوشش داخلي جلد – آستر – و عطف جلد و گاهي نيز روي زبانه جلد كه روي جلد تا مي شده است ) نقش اندازي برجلد كتابها به شكل هاي گوناگون انجام مي شده است . ولي در همه شيوه ها بايد كه چرم پشت جلد را تحت فشار قرار داد تا شكل مورد نظر را بدست بياورد. وقتي چرم شكل مي گرفت شيارهاي خالي را با طلا كاري پر مي كردند . در قسمت داخلي يا آستر جلد براي نقش اندازي از طرحهايي كه بر روي كاغذ يا چرم بريده شده بود استفاده مي كردند. ولي روي عطف كتاب هم به همان شيوه پشت جلد كار مي كردند . بطور عمده ما با دو نوع جلد سازي چرمي روبرو هستيم .

    يكي شيوه جلد سوخته و ديگري جلد ضربي :

    در شيوه ضربي جلد چرمي خام را تحت فشار ضربات وا مي داشتند تا نقش هاي برجسته دست بيايد و در شيوه جلد سوخته جلد چرمي خام را با داغ كردن نقش دلخواه كه بر بروي فلز كنده بود و با استفاده از فشار آن بر جلد به نقش برجسته دست مي يافتند.

    نقش هايي كه از پشت جلدهاي قرن هاي اوليه هجري بدست آمده بيشتر تحت تاثير جلد سازي قبطي (مصرعليا) و همين شيوه كه تا عهد سلجوقي نيز ادامه مي يابد . نقوشي كه در اين جلدها بكار رفته است ، نقش هاي هندسي هستند.

    سفالگري در عهد سلجوقي :

    با آمدن اسلام استفاده از ظروف سيمين و زرين منسوخ گرديد ، پس سفالگران كوشيدن تا با بوجود آوردن آثار سفالي كمبود زيبايي و گيرايي ظروف زرين و سيمين را جبران كنند. از اين رو دست به ابتكارهاي پر ارزش مي زدند . نظير سفالهاي لعابي مينايي و ظروف زرين فام .

    اولين نمونه اي كه بدست آمده كوزه اي سفالين است ، از قرن دوم هجري در اين كوزه فن لعاب دادن استفاده نشده است و نقش هاي روي آن سادگي خاصي دارد . اما از اين زمان به بعد لعاب دادن سفالينه ها جايي براي خود مي گشايد . لعاب دادن سفالينه ها بطور كلي به دو شيوه صورت مي گرفت . يا نقوش مورد نياز را در روي بدنه سفال حك مي كردند و سپس لعاب مي دادند و يا پس از لعاب دادن سطح سفال را نقاشي مي كردند.

    مينا كاري هم نوعي لعاب دادن بوده است و به اين شكل كه سفالينه ها را با ورقه اي نازك از مينا (نوعي لعاب كه رنگ را خوب به خود جذب مي كند ) مي پوشاندند .

    پس از پختن سفال با لعاب هاي ديگري كه اكسيد هاي مختلف فلزي را همراه داشته روي مينا را نقاشي مي كردند و سپس سفال را در آتش مي گذاشتند و بر اثر فعل و انفعالات شيميايي لعابهاي اكسيدي با لعاب اول مخلوط مي شود و در ضمن رنگهاي فلزات جلوه گر مي شود.



    زندگي نامه پابلو پيکاسو
    « پابلو پيکاسو» Pablo Picasso بزرگترين نقاش مدرنيست معاصر جهان و مبتکر و بنيان گذار مکتب کوبيسم در هنر نقاشي در 25 اکتبرسال 1881 در « مالاگا» ( شهري در اسپانيا) قدم به عرصه ي گيتي نهاد. پدرش هم « رونيز» نقاش بود و به نقاشي پرندگان بسيار علاقه داشت. پابلو تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس « مالاگا» نزد پدرش به پايان رسانيد و پس از دريافت تعليمات گرانبهايي از پدر خويش در 15 سالگي در امتحان ورودي رشته ي عالي طراحي آکادمي هنرهاي زيباي بارسلن شرکت نمود و تحصلات عالي خود را در بارسلن و سپس در مادريد انجام داد.
    پابلو در سال 1901 از اسپانيا به پاريس رفت و در اين شهر براي هميشه رحل اقامت افکند. هنگام ورود به پاريس، پشيزي در جيب نداشت و به ناچار در اطاق ويراني که سقفش مي رفت فرو ريزد، مي زيست. اين اطاق در کوي «مونت» قرار داشت و هم اطاقي او شاعر غزلسراي بي پولي بود، از خودش بي پولتر! اين دو تنها يک تخت شکسته بسته داشتند که پيکاسو روزها و شاعر غزلسرا شب ها بر روي آن مي خوابيد، اما پيکاسو از ميدان بـِدَر نمي رفت، مرتب نقاشي مي کرد؛ گرچه در آغاز مايه ي کارش تفاوتي با کارمايه ي ديگر نقاشان نداشت، اما در سال 1900 به ذهنش خطور کرده بود که چيز تازه اي بايد جستجو کند. در اين زمان نخست از «امپرسيونيسم» - مکتب نوظهوري که در نقاشي گشوده شده بود - الهام گرفت و براي مغازه ها، کافه ها و ساير اماکن عمومي، تابلوهايي بدين سبک ساخت. اما وي به دفعات در سال 1901 شيوه ي کارش را دگرگون کرد و به ساختن تابلوهاي زينتي پرداخت و اين آغاز پيروزي اش  بود.  نخستين دوره ي پيروزي هاي  او را «دوران آبي» خوانده اند. زيرا وي سال 1905 تابلوهايي ساخت که سايه هاي گوناگوني از رنگ آبي در آنها بکار رفته بود. در سال 1906 شيوه ي او دگرباره تغيير کرد و « دوران قرمز» آغاز گشت تابلوهاي «بچه و اسب» و تصوير معروف « گرترود اشتاين» از بازمانده هاي اين دوران است.
    لطف و زيبايي و دلبستگي به زندگي در کارهاي دوران آبي وي نمايان بود. با اين همه پيکاسو هنوز هم در جستجو بود. در 1907 گمشده ي خويش را در ترسيم ِ تحريف شده ي حجاري هاي اسپانيا و افريقا يافت و از اين زمان بود که خواست تابلوهايش نشان دهنده ي چيزهايي باشند که احساس مي کند، نه چيزهايي که مي نگرد.
    نخستين اثري که بر پايه ي اين فکر تازه ساخت، پنج زن را نشان مي داد که گرد توده اي ميوه فراهم آمده بودند، پيکاسوآنها را با سبک خاص خويش چنان مستور ساخت که شناخته نمي شدند. چشم ها و خطوط صورت آنان را هم به شکل کاريکاتورهاي وحشتناکي نمايان ساخت. از اين زمان تابلوهاي او صحنه ي تاخت و تاز اشکال مکعبي و مخروطي شکل و ديگر شکل هاي هندسي، به منظور بيان مطلق تمايلات زيبا پسندانه مخفي و نه نشان دادن طبيعت اشياء گرديد. معذلک او از طبيعت فاصله نگرفت. او قطعه اي از يک بيني را از جايي و تکه از بدن را از جايي ديگر به عاريت گرفته و مجموع اين قطعه ها را در قالب خطوط زاويه دار، در تابلو مجسم مي ساخت.
    در سالهاي 1906 تا 1910 او و « ژرژ پراک» با هم بکار پرداخته و زمينه ي مکتب کوبيسم را فراهم کردند. پراک شيوه ي تازه اي پيش گرفت و نخستين کسي بود که کاغذهاي چاپ شده و سنجاق و ميخ را با نقاشي هايش آميخت، پيکاسو تکه هاي تخته و ديگر چيزها را به آن افزود. بالاخره عوامل فوق به اضافه ي تلاش خستگي ناپذير او براي يافتن عمق واقع طبيعت منتهي به « کوبيسم» گرديد و بعدها در سال 1913 تئوري کامل اين مکتب توسط نقاش معروف « گيوم اپوالسنه» تدوين گرديد.
    سبک کوبيسم جنجالي بپا ساخت و او را در صف نامداران هنر نقاشي قرار داد. با اينهمه در سال 1917 بار ديگر از اين سبک دوري جست و به سبک کلاسيک تمايل يافت. آنگاه به ايتاليا سفر کرد.
    وي هيچ گاه از کوبيسم غافل نماند. در سال 1918 پيکاسو دوباره به اشکال هندسي خود بازگشت و اين بار طرح هاي روشن تر و مشخص تر با حشو و زوائد کمتر را برگزيد. در سال 1925 در شيوه ي کارش تحولي ديگر پديدار گشت. اين دوران دوام بيشتر يافت و تابلو «گرنيکا» که منقدان آن را شاهکار دانسته اند از ابداعات اين دوران است. چندي بعد اين شيوه نيز دلش را زد و به خلق تصاوير عامه فهمتر پرداخت. پيکاسو قبل از اينکه کوبيسم را به وجود آورد يک نقاش کلاسيک بود و کارهاي کلاسيک پيکاسو از نظر دقت خط و رنگ بي نظير است. تابلوهايي که در اين زمينه ساخته است، تمام داراي سرهاي يوناني اند از اين آثار مي توان تابلوهاي «عشاق» و «زن در لباس سپيد» را نام برد.
    پيکاسو مردي است با پشتکار و عصبي مزاج که ثبات رأي ندارد، گروهي او را شيطان خوانده اند که جهان را در يک بن بست هنري گيج و سرگران ساخته است. گروهي از منتقدان گويند که وي شارلاتان بي همتائي است که زمانه و خويش را فريب داده است و کوبيسم را براي بازي دادن دنياي هنر ابداع کرده است. اما هوادارانش که تعدادشان بيشمار است، عقيده دارند که جهان سبک وي را خواهد شناخت به مانند بسياري از سبک ها، که نخست مطرود بوده اند؛ چه در موسيقي و چه در ادبيات.
    پيکاسو در سن 85 سالگي مردي است چاق و کله طاس که چهره اي دارد پر از چين و چروک، اما چشم هايش تابناک و نافذ و انگشتانش بلند، حساس و چابک اند. در زندگي  شخصي نخستين زنش «اوليويه» نام داشت. او به اين زن چنان حسادتي مي ورزيد که روزها او را در خانه محبوس نگاه مي داشت و کار خريد احتياجات خانه را خود به شخصه انجام مي داد. دومين زن پيکاسو هنر پيشه ي باله و سومين زنش عکاس بود! اين زن موهاي مشکي داشت. پيکاسو چند تابلو از او ساخت که شهرت بسيار يافت، وي از چهارمين زنش دو فرزند داشت. پيکاسو، مردي است که بزرگترين جنجال را در عالم هنر به پا ساخته و گروهي در استعداد او ترديد و گروهي در نبوغش اصرار دارند؛ در هر حال وي از جمله چند نقاش چيره دست تاريخ بشر است. تاکنون هزاران تابلو ساخته است که برخي از آنها را تا 50 هزار دلار به فروش رفته است. اما ارزش يک تابلوي او به طور متوسط بيست هزار دلار است.
    پيکاسو در تمام عمر مطالعه کرده است، در چهل سالگي: ساختن ورق هاي آهني، در شصت سالگي: اصول و رموز چاپ سنگي و در هفتاد سالگي: کوزه گري را آموخت. در کارگاه خود مجسمه اي دارد از يک سياه پوست و پرده ي بزرگي به نام « انجمن صلح» ... او قيافه اي گرفته دارد، با اينهمه در پاره اي از مواقع خود را به دست خنده و نشاط مي سپرد و چندان خوشمزگي و شوخي مي کند که حوصله ي دوستانش را سر مي برد. ديوانگي هاي او مايه ي لذت و سرمستي خبرنگاران است. اين ديوانگي ها مشکل است و مثل سيگاري است که او براي رفع خستگي دود مي کند. هيچ  ماده اي در دنيا  نيست که او بکار نبرده باشد، يکي از دوستانش مي گويد روزي از او در کارگاهش پرسيدم: اين همه حلبي را براي چه مي خواهيد؟ و او جواب داد که مايل است از آنها استفاده کند اما نمي داند چطور آنها را بکار بود. در جواني، در عين شهرت در پاريس خانه اي کهنسال داشت که از سالن هاي وسيع تشکيل مي شد و هميشه پر از ، کبوتر، پرده هاي بزرگ و پر از آشفتگي و دَرهَم و برهَمي بود!
    در کارهش هميشه تعداد زيادي آهن پاره، گل هاي گوناگون، طرح ها، گلوله هاي شيشه اي، اعلان پاره ها، ستون هاي چدني و تختخوابي که روي آن پر از نامه و روزنامه و عکس بود به چشم مي خورد... همچنين در باغ خانه اش هميشه يک بزغاله ي زنگوله دار در گردش بود!



    سیری درنقاشی دیواری ایران
     
    نقاشی دیواری به عنوان یکی از اشکال هنری انسان درطول تاریخ همواره ازاهمیت خاصی برخوردار بوده ، تآثیر آن برزندگی انسان ازدیرباز تا کنون آنچنان پایدار وماندنی است که می توان گفت کمتر رشته هنری چنین تآثیری را داشته است، زیرا که خیلی ازرشته های هنری درمقاطعی از تاریخ بنا به ضرورت ومجموعه شرایط خاصی شکل گرفته ودر مقاطعی دیگر ازبین رفته یا کاربرد لازم خود را ازدست داده ا ند . اما نقاشی دیواری را می توان اولین زایش راستین هنری انسان درسپیده دم تاریخ هنر دانست . بطوریکه همچنان تا کنون تداوم وتآثیر خود را دربطن زندگی جوامع بشری حفظ کرده است . درتبیین دستاورد بزرگ انسان عصر سنگ- که جهان را با تصویر مجسم می ساخت تا برآن تسلط یابد – نباید ازیاد ببریم که هنر وی، به معنی واقعی واژه ، هنربوده است. آنچه اهمیت دارد این نیست که او تصویر آفرینی می کرد بلکه این است که تصاویرمزبوررا ماهرانه وزیبا می آفرید.
     
    امروزه نقاشی دیواری ازنظر ایجاد تآثیرات قوی بصری وآفرینش زیبایی وهماهنگی فرم و ریتم ، نقش ارزشمندی درآثار معماری وزیبا سازی شهری دارد.
    این رشته هنری اگر به درستی شناخته شود وبه درستی به اجرا درآید، با توجه به فضاهای زیبا وبا شکوهی که بوجود می آورد می تواند با هنر معماری تلفیق شود ، همچنین این توان واهمیت را درخود دارد که با مایه های فرهنگ و هنر وقوم وملتی درآمیخته وبه آن ارزش واعتبار والایی دهد.
    هزاران سال پیش، انسان نخستین ، تصویر حیواناتی را که برای احتیاجات خود شکار می کرده وتصاویر آنها را بر دیواره محل سکونت شان ، یعنی درانتهای صخره غار نقاشی می کردند. آنان با اجرای اعمالی چون مراسم حمله به آن تصاویر، انگیزه خود را جهت شکار فردایشان بالا می بردند.
    دراین باره "هلن گاردنر" ، محقق وتاریخ نویس معاصر چنین می گوید:
    " شکارگر- هنرمند آن روزگار، غالبأ از سطوح نا منظم وطبیعی دیوارهای غار، برجستگی ها ، فرورفتگی ها ، شکافها و لبه های تیز آنها برای ایجاد تصویر حضور واقعی شکل های خود درآنجا به طرز ماهرانه ای استفاده می کرده است. ازبرآمدگی دیوار می توانسته است درچارچوب خطوط کناری یک گاو وحشی مهاجم برای نشان دادن بزرگی بدن این جانور استفاده کند. "
    هنرمند غارنشین اولیه به کشف این حقیقت نائل آمد که آمیزه هایی ازموادی چون تنه وشاخسار های سوخته درختان، شیره گیاهان ، چربی های حیوانی، خاک های رسی وآب می تواند رنگ هایی پدید آورد که تقریبأ پایدار وبادوام باشد. آن هنرمندان اولیه با چنین ابزار وموادی درجهت برآوردن نیازهای معنوی خود این نقوش زیبای حیوانی وخوش حالت را به تصویر درآوردند.
    ازآنجا که اجرای این آثار نه فردی بلکه بطور دسته جمعی توسط انسان های غارنشین اولیه کار شده است، برروی هیچ کدام ازاین آثار به جا مانده، اثری از امضاء یا نشانی ازهویت فردی هیچ هنرمندی دیده نمی شود. البته به جز موارد استثنایی که مثلا اثری از پنجه دست بردیوار نقاشی شده به جای مانده که شاید بتوان آن را ازهنرمند ساحر یا جادوگر آن دسته از غار نشینان به عنوان جزیی از ادای آیین شان دانست.
    جالب توجه ترین آثار نقاشی دیواری مربوط به دوره پارینه سنگی را با قدمتی حدود 30 هزار سال مربوط به غارهای (آلتا میرا) واقع درشمال اسپانیا وغارهای (لاسکو) واقع درجنوب فرانسه است.
     
    ایران
     
    قدیمی ترین آثار نقاشی یافت شده درایران مربوط به دوران نوسنگی – حدود 8 هزارسال قبل ازمیلاد – بوده که برصخره های غار "دوشه" ودر"دره میرملاس" درمنطقه کوهدشت لرستان میباشد. این صخره نگاره ها صحنه های رزم وشکار با تیروکمان وحیواناتی چون اسب، بزکوهی وسگ را نشان می دهد که به شیوه ای ساده وابتدایی وبا ترکیبات مواد رنگی قرمز اخرایی، سیاه واندکی زرد توسط انسان های غار نشین با انگیزه اعتقادات جادویی آن منطقه کار شده است.
    پرفسور گرشمین دراین باره چنین می گوید: " نقاشی های مزبور به وسیله ساکنین لرستان دردورانی که بشر به حالت گردآورنده آذوقه می زیسته است ترسیم شده است واین دوران مربوط است به چندین هزار سال پیش ازآنکه دره ها خشک شود وانسان بتواند ازکوهسار پایین آمده وبیرون ازکوهستان زندگی کند. "
    پس از نظر پرفسور گرشمین، هیاتی مرکب از باستان شناسان خارجی وایرانی به منطقه لرستان اعزام شدند واظهار داشتند:
    " نقوش روی صخره های لرستان شبیه نقوش مکشوفه درشرق اسپانیا دردوره های اخیر ومربوط به دروه ما قبل تاریخ است که عمدتا به صورت صخره های دسته جمعی ودرزیر صخره های عظیم که به حالت برجسته ، بردیوار غار قرار گرفته اند نقش شده است . خرده سفال های پیدا شده درآنجا دلالت برسکونت درجوار این برجستگی ها درغار دارد .
    سبک این نقوش اکثرأ ذهنی کارشده وصراحت اغراق آمیز درنشان دادن پیکرها وحرکات آنها درعین سادگی، به بیان روشن موضوع ، که جنگ وگریز شکارچیان با حیوانات است یاری رسانده است.
     
    1- حیدر زاده،پرویز، سیری درنقاشی دیواری ایران وجهان ، 1380، دانشکده هنرومعماری
    2- گاردنر، هلن ، هنر گولار زمان، 1379 ، محمد تقی فرامرزی، انتشارات نگاه


    با بکار بستن نکات زیر مهارت تند خوانی را در خود تقویت کنید:
    ۱. مکثــها و توقفهای چشمان خود را حین مطالعه سطورکــاهش دهید. این همان تمرکزهای لحظه ای بروی حروف و واژه ها اسـت. مـا هنگام خواندن هر یک از سطرهای یک مـتـن چشمان خود را بصورت جهشی بسمت جلو حرکت می دهیم اکنون هر میزان که ما این مکثـها و جهشــها را کـاهش دهیـم سـرعـت خـوانــدنمان نیز افزایش می یابد.تـــعداد این توقفها معمولا در افراد کند خوان به ۷ بار در هرسـطر میرسد اما شما میتوانید این تعداد مکث را به ۳ باردر هر سطر کاهش دهید.
    ▪ نکته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حرکت دهید و نه سر خود را.
    ▪ نکته: برای کاهش مکث ها و توقفها میبایست حوزه دید خود را افزایش دهید. برای این منظور شما باید سعی کنید تا تصاویر واقع در گوشه چشمان خود را بدون اینکه بطور مستقیم به آنها نگاه کنید،ببینید.
    ▪ نکته:اجازه ندهید حین مطالعه دیدتان دچار سرگردانی گردد.
    ۲. واژه ها را گروه بندی کنید. ما دیگر آموخته ایم که چگونه حروف را با یکدیگر ترکیب کرده و کلمات را خوانده و درک کنیم. اکنون باید بیاموزیم که دسته ای از کلمات را با یکدیگر ترکیب کرده و یک جمله را در آن واحد بخوانیم. و در قدم بعدی باید بیاموزیم که چگونه جملات را دسته بندی کرده و مفهوم کلی یک پاراگراف را استخراج کنیم.
    ▪ نکته: ثابت شده که دسته بندی واژه ها قوه ادراک و فهم را افزایش میدهد. بطور کلی مفهوم را آسانتر میتوان از یک دسته واژه استخراج کرد تا از کلمات منفرد و حتی حروف تک.
    ۳. هیچگاه به عقب باز نگردید. اغلب افراد عادت کرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و یا قسمتهایی از متن را که بدرستی متوجه نشده اند را بازخوانی کنند. این کار فقط از سرعت خواندن شما میکاهد. شما میتوانید با مطالعه تکمیلی قسمتهایی که بدرستی متوجه نشده اید را درک کنید. شاید با خودتان بگویید که این باز خوانی مجدد هم زمانبر است. اما باز گشت مکرر به عقب برای بازخوانی قسمتهای درک نشده به مراتب وقت گیر تر از مطالعه مجدد یک مطلب به روش تند خوانی ست.
    ۴.هدفمند مطالعه کنید. هدف خود را از مطالعه هر مطلبی از پیش تعیین کنید. که چه نوع اطلاعاتی را میخواهید کسب کنید. این کار سبب میگردد تا شما اطلاعات غیر ضروری و حاشیه ای را در فرایند مطالعه حذف کنید.
    ۵.فقط کلمات و مفاهیم کلیدی را مطالعه کنید. ما برای نگاشتن مطالب ناگزیریم پاره ای دستورات نوشتاری و ساختار صحیح جملات را رعایت کنیم. اما هنگام خواندن نه.۴۰ تا ۶۰ درصد کل یک متن از واژه ها و حروف بی اهمیت و غیر ضروری (البته برای درک آن) تشکیل یافته است. مانند حروف ربط مانندو و یا. بیاموزید تنها اسمها و افعال را بخوانید. نکات و مفاهیم اصلی یک پاراگراف را یافته و آن را در ذهن بسپارید و جزئیات خارج از موضوع اصلی را حذف کنید.
    ۶.با صدای بلند مطالعه نکنید. سرعت ادا کردن و صحبت کردن بسیار کمتر از ظرفیت یادگیری و مطالعه شماست. در فرایند مطالعه میبایست فقط چشمها و مغز درگیر باشند. سرعت قوه بینایی شما بسیار بیشتر از سرعت تکلم شماست. بنابراین از تلفظ حروف و واژه ها حین مطالعه خودداری کنید. اما مسئله اصوات به همین جا ختم نیمشود. ما حین خواندن در ذهن خود نیز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بیان میکنیم. این همان ندای درون شماست زمانی که به اصطلاح در دلتان مطلبی را میخوانید. یعنی ما پس از دیدن یک کلمه صبر میکنیم تا صدای مرتبط با آن کلمه (تلفظ) در ذهنمان کامل شود سپس به سراغ کلمه بعدی میرویم. این عادت نیز سرعت مطالعه شما را کاهش میدهد. به یاد داشته باشید که حذف کامل این صداها در مغز و ذهن غیر ممکن است اما میتوان آنها را به حداقل رساند.
    ۷. در محیط مطالعه خود هر عاملی که موجب پرت شدن حواس شما میگردد را حذف کنید.
    ۸. هر میزان که شما با واژگان و اصطلاحات یک زبان آشنا تر ومانوس تر باشید درک بهتری نیز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهید داشت. بنابراین تا میتوانید واژه و اصطلاح جدید بیاموزید.
    ۹. تمرین کنید، تمرین کنید. تا میتوانید تند خوانی را تمرین کنید. تند خوانی نیز همچون سایر مهارتها نیاز به ممارست دارد.
    ۱۰) تمرکز خود را حین مطالعه حفظ کنید. بدین مفهوم که در حین خواندن مطلبی در آن واحد به چیز دیگری فکر نکنید



    توضيح مرگ به كودكان يكى از سخت ترين كارها براى اولياست، بخصوص هنگامى كه خود آنها با غم مرگ عزيزى دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غير قابل انكار از زندگى است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خيلى خردسالى، كودكان نسبت به آن كنجكاو مى شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايى كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعىنشان بدهد، علاقه مند هستند، روشهايى كه بزرگترها عزادارى مى نامند.
    شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتى كودكان ۲ ساله از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاى تلويزيون از مرگ مى شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگى يا خيابانى مرده را مى بينند. على رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمى دانند. آنها نمى توانند مفهوم هميشگى بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مى گيرند.
    آنها تصور مى كنند كه اجساد هنوز مى خورند و مى خوابند و كارهاى هميشگى خود را انجام مى دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مى دهند. حتى وقتى يكى از اوليا يا خواهران و برادران كودك درگذشته است، او نمى تواند اين اتفاق را براى آنها در نظر بگيرد.
    كودكان به روشهاى مختلف نسبت به مرگ واكنش نشان مى دهند:  اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك ۲ ساله اى در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا كودك ۵ ساله اى نخواهد به مهد كودك هميشگى اش برود، چرا كه كودك در جست و جوى علت پريشانى و غمگينى بزرگترها است و مى خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مى كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است. از سوى ديگر، ممكن است كودكى هم باشد كه اصلاً واكنشى به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهى در بين شادى و خوشحالى هاى كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعى است و دليل سنگدلى كودك نيست! اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگى درك مى كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتى بسيارى از آنها تا وقتى كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمى دهند، يعنى فرايندى كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزى را شاهد بوده باشند.بعضى از كودكان رفتارهايى انجام مى دهند كه به نظر عجيب مى رسد. مثل بازيهاى تشييع جنازه يا اداى مردن كسى را درآوردن. اين هم امرى طبيعى است، حتى اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين، اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.
    احساسات خود را در مورد مرگ توضيح بدهيد. سوگوارى يك قسمت بسيار مهم براى التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگوارى شديد، وحشت زده كرد، ولى از طرفى هم نبايد مسأله را بى اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسى ناراحت هستيم. در غير اين صورت، كودك كنجكاوانه تغييرات خلقى شما را درك مى كند و بخصوص وقتى حس كند مسأله اى وجود دارد، ولى شما سعى در مخفى كردن آن داريد، نگران تر مى شود.
    به سؤالات كودك پاسخ دهيد. كنجكاوى كودكان درباره مرگ يك امر عادى است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد، بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرده و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود
    جوابهاى آسان و كوتاه عرضه كنيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند. بنابراين سعى كنيد براى توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاى پيچيده آن نشويد. آنچه براى كودكان بخصوص زير ۵ سال درك بهترى دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاى جسمانى است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعنى اينكه او ديگر راه نمى رود يا غذا نمى خورد و چيزى را نمى بيند و هيچ دردى را احساس نمى كند و جسم آن ديگر كار نمى كند
    كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتى داشته باشند. ممكن است بپرسند كه «من كى مى ميرم؟» كه در جواب بهتر است گفته شود «هيچ كس نمى داند كه كى كسى مى ميرد، ولى بيشتر ما زمان خيلى خيلى زيادى زندگى مى كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتى كه خيلى پير بشوى، زندگى مى كنى.» يا ممكن است كودك بپرسد: «مامان، تو كى مى ميرى؟» اين سؤال معمولاً براى اوليا خيلى تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مى كنى و يا چه كسى بعد از اين از من مراقبت مى كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود «مامان قوى و سالم است و خيلى خيلى وقت زيادى، پيش تو خواهد ماند.» حتى به كودكان زير ۵ سال توصيه مى شود اوليا بگويند «مامان نمى ميرد»، «بابا نمى ميرد
    نابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه «فرزند عزيزم همه ما يك روزى مى ميريم» براى كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مى ميريم.
    ادامه دارد...


    راههاى شناخت روان ناهنجار
     
    احتمالاً سالها طول خواهد كشيد كه انسانها بتوانند بيمارى هاى روانى شان را مثل يك سرماخوردگى ساده براى ديگران تعريف كنند؛ دردناك است وقتى مى بينيم و مى شنويم كه خيلى ها حاضرند تباه شوند و از لبه پرتگاه سقوط كنند. اما حاضر نيستند بپذيرند ذهن و روانشان آسيب ديده و بايد به فكر مرمت باشند. شايد يكى از ارزشمندترين كارهاى انسان در آينده عادى سازى بيمارى هاى روانى باشد، مادامى كه بيمارى هاى روانى به عنوان پديده هاى عادى به رسميت شناخته نشوند، رشد اين بيمارى ها سريع و قارچى خواهد بود. مهار بيمارى هاى روانى معطوف به آگاهى هاى جمعى است، آن هم نه آگاهى هاى سطحى و تعارفى، بلكه معرفتى كه تا مغز استخوان نفوذ كند.
    اما دكتر احمد جليلى، رئيس انجمن علمى روانپزشكان ايران و مؤلف كتاب «شناخت بيمارى هاى روانى» كوشيده است به زبان ساده موضوع بيمارى هاى روانى را به بحث بگذارد، آنچه در ادامه مى آيد خلاصه اى از مباحث اين كتاب است.
    * بيمار روانى كيست
    مؤلف در مقدمه كتاب با بيان اين كه تشخيص اختلال روانى به آسانى ممكن نيست، تفاوت معيارهاى تشخيص اين بيمارى ها در جوامع و زمان هاى مختلف را گوشزد مى كند و معتقد است هرگاه شخصى احساس كند زندگى از نظر احساسى و هيجانى، آن طور كه مطابق ميل اوست نمى گذرد و احساس ناراحتى كند و اطرافيان فرد متوجه شوند او از نظر رفتارى از معيارهاى طبيعى جامعه خارج شده در اين حالت «شايد» بتوانيم بگوييم فرد دچار اختلال روانى شده است، ضمن اين كه اختلال خواب، اختلال اشتها و اختلال انرژى نشانه هاى مشتركى از اختلالات روانى هستند.
    * جامعه انگ مى زند
    همانطور كه انتظار مى رود و در كتاب نيز به آن اشاره مى شود يكى از مشكلات عمده بيماران روانى، انگ زدن جامعه به آنها است. يكى از دلايل عمده عدم مراجعه به موقع براى درمان بيماران، باورهاى باطلى است كه درباره مفهوم بيمارى روانى در ذهن مردم ايجاد شده است.
    * نخبگان و بيمارى هاى روانى
    مؤلف براى عادى سازى ذهن مخاطب درباره بيمارى هاى روانى مثالى از نخبگان علمى و فرهنگى مى زند؛ پروفسور جان نش، برنده جايزه نوبل ادبيات (۱۹۶۰) كه مبتلا به اسكيزوفرنى بود.
    * نشانه ها
    به اعتقاد نويسنده، نشانه هاى بيمارى روانى را از سه زاويه «عينى» (ديگران)، «ذهنى» (فرد) و «روانپزشك» مى توان بررسى كرد. در بخشى از كتاب به اين سؤال كه «چند نشانه براى تشخيص بيمارى معينى كفايت مى كند » پرداخته مى شود: «اگر كسى يك روز احساس افسردگى كرد نمى توان گفت به بيمارى افسردگى دچار شده، مگر اين كه دو هفته به طور مداوم يك دسته از علائم افسردگى (كاهش علاقه ها، كاهش وزن، اختلال خواب، بى قرارى و...) را نشان دهد.
    * اعتراف
    در بخش ديگرى از كتاب «شناخت بيمارى هاى روانى» به اين واقعيت تلخ اشاره مى شود كه بيمارى هاى روانى در جامعه پزشكى ما به درستى شناخته نشده اند: «در جامعه پزشكى فكر مى كنند روانى كسى است كه حتماً اختلال عمده اى در رفتارش ديده شود... اما اكثر بيماران روانى موقع مراجعه از نظر شكايت تفاوتى با بيماران جسمى ندارند، از نظر ظاهر و باطن هم تفاوت چشمگيرى ندارند.»
    * اختلال شخصيت
    به زعم نويسنده «اختلال شخصيت» زمانى پيش مى آيد كه فرد به هر علتى توان انطباق خود را با محيط از دست مى دهد و يا به اندازه كافى توانايى ندارد تا هماهنگى لازم را ميان رويدادها و عواطف و رفتار خودش به وجود آورد. از طرفى اختلالات شخصيت از نوجوانى شروع مى شوند و شكل مى گيرند و اغلب در تمامى عمر با شخص همراه هستند. اين نابهنجارى ها زندگى شخص را رنگ آميزى مى كنند. معمولاً درمان اين حالات دشوار است و زمان درمانى طولانى و همين طور دارودرمانى دراز مدت را طلب مى كند.
    مهمترين اختلال هاى شخصيت عبارتند از: اختلال شخصيت پارانوئيد، نمايشى، اسكيزو تايپال (خرافه پرست)، اسكيزو ئيد (گوشه گير)، مرضى، خودشيفته، وسواسى و ضداجتماعى و...
    * عوامل زمينه ساز، آشكارساز و تداوم بخش
    وراثت، پرورش جنين، تولد، دوران كودكى و مجموعه حوادث و رويدادها از عوامل زمينه ساز بيمارى هاى روانى هستند و رويدادهاى مهم زندگى (امتحان، طلاق، اختلافات خانوادگى، مشكلات مالى، مرگ عزيزان و...) عوامل آشكارساز در بيمارى هاى روانى به شمار مى روند. دكتر جليلى عوامل تداوم بخش را با مثالى توضيح مى دهد. يك ورشكسته مالى كه دچار افسردگى شده، از طرفى چك هاى برگشتى، اخطاريه هاى دادگاه، سفته هاى پرداخت نشده، مراجعه پى در پى و سخت گيرانه طلبكارها بر دامنه بيمارى و تداوم آن مى افزايد.
    * تربيت والدين و بيمارى هاى روانى
    تجربه هاى كودكى و نوجوانى و بلوغ، عوامل مؤثر در سلامت روان يك فرد است، از طرفى براى شكل گيرى «من» و «من برتر» شخصيت كودك بايستى والدين از بايدها و نبايدها استفاده كنند نه اين كه «بچه بايد آزاد باشد وگرنه عقده اى بار مى آيد.»
    در اين كتاب از شيوه تربيتى آزاد در آمريكا نام برده مى شود كه اختلالات روانشناسى، جامعه شناسى و وقوع جرم را پيش كشيد، به گونه اى كه اسپاك، تئوريسين اين نظريه اعتراف كرد نظريه و توصيه اش غلط بوده است.
    مسئله مهمى كه در اين بخش به آن پرداخته مى شود اين است كه «آمريت پدر و مادر نبايد حذف شود... از طرفى حتى اگر والدين توان برآورده كردن خواسته هاى فرزندان شان را داشته باشند جامعه چنين اجازه اى به او نمى دهد.» اشاره نويسنده به بى حد و حصار بودن خواسته ها در شيوه تربيتى است اما زمانى كه نوجوان يا جوان به تدريج وارد مناسبات اجتماعى مى شود و احساس مى كند ديگر نمى تواند فرمانرواى مطلق خواسته هايش باشد آن وقت است كه دچار بيمارى هاى روانى، اختلال هاى اجتماعى و خطاكارى مى شود.
    * بيمارى روانى به طبقه خاصى تعلق دارد
    دكتر جليلى با طرح دو نظريه «طبقه اجتماعى در ايجاد بيمارى هاى روانى مؤثر است» و «بيمارى هاى روانى باعث تغيير در طبقه شخص مى شود» معتقد است: فشارهاى روانى در طبقه فرودست ها و بالادست ها مشترك است اما شكل اين فشارها متفاوت است، به اين صورت كه در حلقه محروم، مشكلات اقتصادى و مالى مردم را زير فشار قرار مى دهد اما در طبقه مرفه، بى دردى و ناپروردگى، عامل بيمارى است: «طبيعتاً غم نان در طبقه مرفه نيست ولى حمايت هاى افراطى در دوران كودكى خود يك عامل بيمارى زا در ميان افراد مرفه جامعه است... در طبقه فرادست بى اشتهايى روانى بيشتر رواج دارد ولى در طبقه فرودست مردم به دنبال يافتن چيزى هستند تا آن را ببلعند تا از پا نيفتند.»
    * رابطه جنسيت و بيمارى هاى روانى
    از ديدگاه مؤلف زن ها به خاطر تفاوت هاى بيولوژيكى، فيزيولوژيكى، تفاوت هورمون ها، باردارى، زايمان (عاملى كه مى تواند بيمارى هاى پنهان زنان را آشكار كند) و عادات ماهانه نسبت به مردها بيشتر به برخى بيمارى هاى روانى مبتلا مى شوند اما عوامل ديگرى هم وجود دارد: «در جوامع مردسالار، سنت ها، عادات و قوانين به نحوى تنظيم شده يا مى شود كه معمولاً زنان را از نظر حقوقى يا عاطفى به مقدار زيادى در تنگنا و فشارهاى روانى قرار مى دهد.»
    * جدى گرفتن احتمال خودكشى
    داستان مستند عبرت انگيزى كه مؤلف بيان مى كند در ارتباط با آن دسته از خودكشى هايى است كه با هدف جلب توجه و زير فشار قرار دادن اطرافيان براى رسيدن به خواسته ها انجام مى شود و يادآورى اين نكته كه هميشه اين نوع خودكشى ها ختم به خير نمى شود: «خانمى با شوهرش مشكل داشت و سعى مى كرد با تهديد به خودكشى شوهرش را تحت فشار قرار دهد. شوهر هر روز ساعت ۵ بعدازظهر از سر كار به خانه برمى گشت، اين طور كه حدس زده اند اين خانم حوالى ساعت ۴ بعدازظهر مقدارى قرص خورده بود شايد به اين خيال كه شوهرش يك ساعت ديگر مى آيد و او را خواب آلوده مى بيند و او را به اورژانس بيمارستان مى رساند و مانند يكى دور مورد قبلى دل و روده اش را شست و شو مى دهد و سرانجام كار به خير و خوشى تمام مى شود و شوهر و اطرافيان تحت فشار قرار مى گيرند ولى از قضا آن روز براى شوهر مشكلى پيش مى آيد و تا ساعت ۹ شب به خانه برنمى گردد. آن روزها تلفن همراه وجود نداشت تا همسرش را در جريان قرار دهد. شوهر ديروقت به خانه مى رسد و زن را بيهوش و كف بر لب آورده مى بيند. او را به بيمارستان مى برد ولى ديگر دير شده بود و كار از كار گذشته بود.»
    * درمان بيمارى هاى روانى
    به زعم مؤلف، تحمل، صبر و حوصله كليدهاى درمانى بيمارى هاى روانى هستند. مهمترين شيوه هاى درمانى، دارودرمانى (۸۰ درصد درمان را انجام مى دهد)، روان درمانى، رفتاردرمانى، مددكارى اجتماعى، شوك درمانى و رفع مشكلات فرد در جامعه است... از سويى هيچ كدام از شيوه هاى درمان نبايد شيوه ديگر را در سايه قرار دهد و مثلاً تصور كرد دارو بد است و فقط با گفت وگو مى توان درمان شد.
    مؤلف نسبت به شوك درمانى نيز جبهه نمى گيرد: «شوك درمانى يكى از قديمى ترين و مؤثرترين شيوه هاى درمان است. بايد گفت شوك درمانى به ناحق بدنام شده است. در اين روش جريان تخفيف يافته و هدايت شده الكتريسيته را از مغز بيمار در حالت بيهوشى عبور مى دهند. در فرآيند عبور الكتريسيته در مغز فعل و انفعالاتى صورت مى گيرد كه اختلالات عمده روانى را در فرد درمان مى كند، چگونگى جريان كنش و واكنش ها هنوز براى ما دقيقاً شناخته شده نيست ولى نتيجه رضايت بخش و مفيد است...»


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .