سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1945308
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    امام زمان(عج)

    اشاره:

     

     

     

    سخن در این مقوله, از امکان عقلی نیست, بلکه سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم, چنین امری می شود تحقق یابد, یا خیر. در این باره, دو دیدگاه وجود دارد:

     

    1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمی کند و لزومی برای آن نمی بیند.

    2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار می ورزد.

    آنچه ما در این مقاله, به بحث خواهیم گذارد, ادله و مستندات هر یک از این دو دیدگاه است. هر دو نظر, گروهی طرفدار و معتقد دارد. این نکته در خور دقت است: نه آنان که ارتباط را نمی پذیرند از اسلام و تشیع بدورند و نه کسانی که به آن عقیده دارند, از ایمان بیشتری برخوردار; چرا که هر یک ادله ای بر ادعای خود ارائه می دهند و به روایاتی تمسک می جویند.

    گرچه امروز, این از باورهای دینی عموم فرض شده است, به گونه ای که منکر آن, نزد برخی, متهم خواهد شد. ولی بزرگانی مانند: شیخ مفید, فیض کاشانی, شیخ جعفر کاشف الغطاء و نعمانی, ارتباط با امام زمان(عج) را برای شیعیان در غیبت کبری, ممکن نمی دانند.

    بنابراین, موضوع, آن گونه که تصور می شود, روشن و بدیهی نیست و بحثی در خور می طلبد. آنچه ما را بر این بحث وا داشته, چند نکته است.

    1. درباره ارتباط با امام زمان, کتابهایی نوشته شده و در این اواخر, رواج فوق العاده ای یافته که مشحون از حکایتها و داستانها و مطالبی است که برخی از آنها, بیقین, نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگان! آنهاست و در برخی, شمّه ای از حقیقت وجود دارد.

    2. نقل این داستانها و حکایتها, باعث می شود که یک عقیده درست و صحیح, به ناصوابهایی آمیخته گردد و عقائد خرافی و ناصحیح و غیرمستدل و مستند, در میان مردم رواج یابد. وقتی که آقا و خانمی به راحتی و آسانی اهل مکاشفه شوند و آن را در کتاب خود بنویسند; چرا دیگران به چنین مقامی نرسند. زمانی که مدعی مکاشفه, پا را فراتر نهد و در بیداری حضرت رسول اکرم(ص) و برخی از معصومین(ع) را ببیند1 چرا دیگران از این نعمت محروم باشند.

    رواج این گونه کتابها و حکایتها, باعث شده که در برخی از مناطق کشور, شاهد حوادث و اتفاقات نابخردانه و عوام فریبانه و خرافی باشیم:

    کسی در منطقه ای مدعی می شود که قطره ای از خون سر امام حسین(ع) ریخته و یا سر مبارک حضرت را دیده, یا چوپانی مدعی می شود که غلام شاه چراغ است و از وی دستورهایی دریافت کرده است و خانمی که از دست شوهر فرار کرده به مسجد روستایی می رود و مدعی می شود که مسجد نظر کرده است و مریضهایی که به مسجد بیایند شفا می یابند, آن دیگر, امام زاده جدیدی کشف می کند و مردم یک منطقه, برای زیارت امامزاده بسیج می شوند و در مورد دیگر, دختر, یا زنی نظر کرده می شود و حاجت مردم را برآورده می کنند و… اینها برخاسته از حکایتها و رؤیاها و کتابهایی است که بدون هیچ ضابطه و قاعده ای رواج می یابد و جوّی ناسالم و به دور از حقیقت و عوام پسند, به وجود می آید و مردمان معتقد را از سرچشمه زلال اسلام ناب و راستین به دور می کنند و در باتلاق خرافات فرومی برند.

    3. پیامد ناگوار این کتابها و عقاید برگرفته از حکایت و خواب, جوی را به وجود می آورد که اهل تعقل و اندیشه را به عقائد شیعه بدبین می کند و زمینه انحرافهای فکری را فراهم می آورد و در نتیجه, مخالفان تشیع, امکان رشد و گسترش می یابند و عقاید ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشیع ثبت و به دیگران انتقال می یابد و یک عقیده ای که در اصلِ آن , تمام فرق اسلامی توافق دارند, به گونه ای مطرح می شود که فرسنگها با اسلام فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشه وران اسلامی و درست اندیشان و مصلحان, تنگ می کند.

    اینها همه باعث شد که ما این موضوع را از نظر ادله; روایات بررسی کنیم و بدون توجه به داستانها و افسانه ها, در این باره به قضاوت بنشینیم; زیرا بیشتر داستانها, مربوط به مردم عادی و عوام است که معمولاً, عده ای از آنان ادعایی نداشته اند. امّا متأسفانه, امروزه گروهی در لباس اهل علم و به ظاهر غیرعوام, عوامانه می اندیشند و برخلاف علمای گذشته که شهرت به فیض دیدار یافته اند و خود به هیچ وجه چنین ادعایی نکرده اند, اینان داستانها از ملاقات و مکاشفات خود نقل کرده اند که برابر توقیع شریف, باید آنان را (کذّاب مفتر) دانست.

    از این روی, بحث ارتباط با امام زمان و مشاهده حضرت را با مروری به غیبت صغری, می آغازیم و در دوران غیبت کبری, به ادله موافق و مخالف ارتباط می پردازیم و در پایان نیز, نگاهی به داستانهایی که در این باره وجود دارد می افکنیم و به نتیجه گیری می پردازیم.


    ادامه مطلب

    توبه

    روزی حضرت علی علیه سلام از محلی عبور می‌نمود. ناگهان متوجه شد که شخصی مشغول فحش دادن و نا سزا گوئی به قنبر ( غلام ان حضرت) است و قنبر میخواست تلافی کند و پاسخ ان مرد را بدهد .
    ناگهان علی (ع) به قنبر بانگ زد: که ای قنبر! ارام باش و سکوت خود را حفظ کن و دشمن خود را به حال خود رها ساز تا زبون و خوار گردد.

    سپس فرمود: ساکت باش و با سکوت خویش خدای مهربان را خشنود گردان و شیطان را خشمناک ساز و دشمن خویش را به کیفر خود واگذارش نما.

    امام علی (ع) پس از ان فرمود: ای قنبر! توجه داشته باش که هیچ مومنی نتواند خداوند متعال را ، جز با صبر و بردباری خشنود سازد ، وهیچ عملی چون خاموشی و سکوت  شیطان را خشمگین و زبون نمی گرداند ، و بدان که بهترین کیفر برای احمق ، سکوت در برابر یاوه‌ها و گفتار بی‌خردانه اوست.
     


    اسرار حروف مقطعه قرآن

    علما و دانشمندان اسلامی بر وحی بودن این حروف و رمز بودن آنها میان خداوند و پیامبر اسلام (ص) اتفاق نظر دارند، نکته مهم ضرورت پرهیز از تفسیر به رأی حروف مقطعه است .

    حجت الاسلام حسن رضا رضایی پژوهشگر قرآنی و استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با راز و رمز حروف مقطعه قرآن اظهار داشت: پیش از پرداختن به راز و رمز حروف مقطعه قرآن باید چند نکته را درنظر گرفت.

    وی افزود: خداوند در آیاتی از قرآن تأکید دارد که هیچکدام از الفاظ قرآن بیهوده نیست، از این رو شک نیست که حروف مقطعه داری فلسفه است و بیهوده در قرآن قرار نگرفته است.

    دربرخی آیات قرآن تأکید شده است در قرآن هیچ شک و شبه ای نیست و آیات قرآن متقن و محکم است، از این رو نمی توان حروف مقطعه را عبث تصور کرد.

    حجت الاسلام رضایی با اشاره به اینکه تمام سوره ها، الفاظ و کلمات قرآن معجزه است گفت: حروف مقطعه نیز جزء الفاظ و حروف قرآن هستند که دارای اعجاز بوده و بار معنایی خاصی نیز دارند و عدم درک ما دلیل بر اضافه بودن آن نیست.

    اصل حروف مقطعه مسئله ای است که دانشمندان به وجود آن در قرآن اتفاق نظر دارند، بدین معنا که حروف مقطعه در قرآن حادث نشده است بلکه از ابتدا بوده و بخشی از وحی بوده است. کسی آن را حذف و اضافه نکرده است، این حروف هم لفظ و هم معنای آن وحی است.

    ۲۹ سوره با حروف مقطعه آغاز می شوند

    حجت الاسلام رضایی در رابطه با رمز و راز حروف مقطعه اظهار داشت: در قرآن ۲۶ سوره مکی و ۳ سوره مدنی است که با حروف مقطعه شروع می شوند، یعنی از ۱۱۴ سوره ۲۹ سوره با حروف مطقعه شروع شده اند .

    استاده حوزه و دانشگاه یادآور شد: این که چرا سوره های مکی بیشتری با حروف مقطعه شروع شده پرسشی است که دانشمندان اسلامی هنوز پاسخ قانع کننده ای برای آن نیافته اند. مسئله قابل توجه اینجاست که سوره های مکی بیشتر به مسائل اعتقادی توجه دارند و در آنها بیشتر حرف از قیامت، بهشت و جهنم و عالم برزخ بوده و ایمان و رسیدن به خدا مورد تأکید قرار دارند.

    پس از حروف مقطعه که در آیات اولیه سوره ها آمده است مطلب بعدی به کتاب وحی، قرآن و ذکر اشاره می کند و کنار هم گذاشتن این مطالب وحی الهی را نشان می دهند و بی تردید نشان دهنده اسراری است که در این حروف نهفته شده است.

    وی گفت: برخی از این حروف مقطعه تک حرفی است مثل "قاف" و "صاد" ، برخی دو حرفی و برخی سه حرفی است که دارای رمز، راز و اسراری است که دانشمندان هنوز به آن دسترسی پیدا نکرده اند.


    ادامه مطلب

    اهل بیت در قرآن

    فصل اول: گفته‏ها و نظریات

    کلمه «اهل البیت‏» در موارد بسیار زیادى از سخنان رسول اکرم‏(ص) براى‏گروه خاصى که به آن حضرت‏(ص) منسوبند، به کار رفته است. براى اینان(اهل البیت) اوصاف و ویژگى‏هایى بیان گشته، منزلتى شایان قرار داده شده ودر قبال آنان، حقوق و مسئولیت‏هاى فراوان و گوناگون و در عین حال مهم وخطیر بر عهده امت گذاشته شده‏است.
    در قرآن نیز در موارد گوناگون و با تعابیر مختلف از همین گروه سخن‏به‏میان آمده‏است. یکى از آن تعابیر «اهل‏البیت‏» است. از آن جایى که گروهى‏به عمد یا سهو در تعیین منظور قرآن از کلمه «اهل‏البیت‏» به راست و چپ‏رفته‏اند، لازم دیدیم که دقیقا به بحث و بررسى درباره این مطلب بپردازیم.از خداوند متعال یارى مى‏جوییم و بر او توکل مى‏کنیم و بحث را به حول وقوه او پى مى‏گیریم.
    رسول اکرم‏(ص) منظور از تعبیر «اهل‏البیت‏» را در یکى از مواردى که درقرآن آمده، به شکلى غیرقابل تشکیک و تاویل تبیین کرده‏است، اما با کمال‏تعجب باید گفت: این تصریحات هم نتوانسته است ریشه اختلاف را از بین‏ببرد؛ و دلیل آن، وجود افرادى است که اصرار دارند در این مورد یا موارددیگر به صورت آشکار و پنهان و بنا به دلایلى با رسول خدا(ص) مخالفت‏کنند! تفصیل مطلب را در مباحثى که در پى مى‏آید بیان خواهیم کرد.

    اهل بیت در قرآن

    لفظ «اهل بیت‏» سه بار در قرآن کریم آمده است:

    اول، در داستان موسى‏علیه السلام، آن گاه که نوزادى کوچک بود و خانواده فرعون‏او را پیدا کردند تا در آینده، دشمن و مایه اندوهشان باشد و پستان هیچ زنى‏را به دهان نگرفت و خانواده فرعون در کارش درمانده شدند. آن‏گاه خواهرموسى‏علیه السلام به آنان گفت:

    هل ادلکم على اهل بیت‏یکفلونه لکم وهم له ناصحون فرددناه الى امه‏کى تقر عینها ولا تحزن؛ (1) .
    آیا مایلید که من شما را به خانواده‏اى که دایه این طفل شوند و او را با مهربانى‏تربیت کنند راهنمایى کنم؟ بدین وسیله ما موسى را به مادرش برگرداندیم تادیده‏اش به جمال موسى روشن شود و حزن و اندوهش برطرف گردد. در این آیه بیانى وجود ندارد که مشخص سازد: منظور خواهر موسى‏علیه السلام ازاین تعبیر چه بود؟ آیا منظورش تمام کسانى بودند که با آن خانواده قرابت وخویشاوندى داشتند یا بعضى از آنان؟ و آیا منظورش فقط قرابت نسبى است‏یا نسبى و سببى؟ یا علاوه بر قرابت نسبى و سببى کسانى را که از راه ولاء و یاتربیت هم به خانواده منتسب هستند در برمى‏گیرد؟
    گذشته از این، لفظ اهل بیت‏به صیغه نکره آمده است نه به صیغه معرفه،یعنى اهل البیت.

    دوم، در داستان ابراهیم‏علیه السلام، آن گاه که همسرش از بشارت فرشتگان که‏به‏او مژده دادند اسحاق و پس از او یعقوب را به دنیا خواهد آورد به شگفت‏آمد. ملائکه به او گفتند: اتعجبین من امر الله رحمة الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید؛ (2) .
    فرشتگان به او (زن ابراهیم) گفتند: آیا از کار خدا عجب دارى؟ (عجب مدارکه) رحمت و برکات خدا مخصوص شما اهل بیت است؛ زیرا خداوند بسیارستوده صفات و بزرگوار است.
    در این آیه مبارکه همسر ابراهیم‏علیه السلام از اهل البیت‏شمرده شده است؛ زیرااو در این آیه مورد خطاب قرار گرفته است، اما این نمى‏تواند دلیل این مطلب‏باشد که همسر هم در تمام مواردى که لفظ اهل البیت اطلاق شده، حتى درمواردى هم که قرینه مناسب براى تعیین مقصود وجود ندارد، جزء اهل بیت‏است؛ زیرا توجیه خطاب در آیه فوق‏الذکر به همسر ابراهیم‏علیه السلام مى‏تواندقرینه‏اى براى داخل شدن وى در زمره اهل یت‏باشد، اما نمى‏تواند دلالت کندبر این که کلمه اهل البیت، همسر را هم در برمى‏گیرد، به گونه‏اى که به مجردشنیدن این کلمه و بى هیچ قرینه‏اى، باید به ذهن شنونده تبادر کند. در مباحث‏آتى بحث‏بیش‏ترى درباره این آیه خواهد آمد.

    سوم، فرموده خداوند متعال: یا نساء النبى لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول‏فیطمع الذى فى قلبه مرض وقلن قولا معروفا وقرن فى بیوتکن‏ولاتبرجن تبرج الجاهلیة الاولى واقمن الصلاة وآتین الزکاة واطعن‏الله ورسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم‏تطهیرا واذکرن مایتلى فى بیوتکن من آیات الله والحکمة ان الله کان‏لطیفا خبیرا. (3)

    ملاحظه مى‏شود که فرموده خداوند متعال: «انما یرید الله لیذهب عنکم‏الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا» در میان آیاتى قرار گرفته که‏زنان پیامبر اکرم‏(ص) مخاطبند و بلکه جزء یکى از این آیات است. همین‏موجب شده که آن شبهه معروف در مراد آیه براى عده‏اى پیش آید و همان‏گونه که خواهیم دید گروهى آن را انگیزه‏اى براى برانگیختن شک‏هایى‏پیرامون مفاد حقیقى آیه مبارکه قرار مى‏دهند.

    گفته‏ها و اجتهادها

    مراجعه به سخنان مفسران ودیگران به دست مى‏دهد که درباره مراد ازاهل البیت در آیه مبارکه اقوال متعددى وجود دارد. این اقوال عبارتند از:

    1. ادعاى عکرمه (4) که در بازارها ندا مى‏داد و مردم را براى مباهله‏فرامى‏خواند. ادعاى وى این بود که منظور از «اهل‏البیت‏» در آیه تطهیر فقطوفقط زنان پیامبر(ص) است و احدى غیر از آنان را در بر نمى‏گیرد. این گفته بنا به روایت عکرمه به ابن عباس و سعید بن جبیرهم نسبت داده‏شده است. (5) چنان که این ادعا را به مقاتل هم نسبت داده‏اند. (6) به عطاء، کلبى،سعیدبن جبیر (7) و عروة بن زبیر هم که مدعى بود این آیه در خانه عایشه‏فرود آمد (8) نسبت داده شده است.

    2. گروهى گفته‏اند: منظور اصحاب کساء است، یعنى پیامبرصلى الله علیه وآله، على،فاطمه، حسن، حسین‏علیهم السلام و همسران پیامبرصلى الله علیه وآله.

    بعضى همسران پیامبر(ص) و اصحاب کساء را بدون پیامبر(ص) آورده‏اند.این عقیده فخر رازى و خطیب بغدادى است که قسطلانى از بخارى روایت‏کرده است. (9) .

    3. گفته‏اند: منظور پیامبر(ص) است و بس. (10) .

    4. گفته‏اند: منظور بنى هاشمند و زنان را در بر نمى‏گیرد. (11) .

    5. گفته‏اند: منظور کسانى است که در پایین‏ترین جد پیامبر(ص) با او نسبت‏دارند و نیز گفته شده: هر آن کس که با پیامبر(ص) پیوند رحمى دارد. و نیزگفته شده: هر آن که با او پیوند نسبى یا سببى دارد. (12) .

    6. ابو حیان گفته: از آن جا که اهل البیت‏شامل زنان پیامبر(ص) و پدران‏آنان مى‏شده، لفظ مذکر بر مؤنث غالب آمده است. (13) .

    7. گفته شده: منظور زنان است و تمامى بنى هاشم که صدقه بر آنان‏حرام شد. (14) .

    8. گفته شده: «اهل‏البیت‏» على، فاطمه، حسن و حسین‏علیهم السلام هستند. بعضى‏از اقوال و روایات تصریح دارد که پیامبر(ص) هم جزء آنان است. (15) این گفته به‏انس بن مالک، واثلة بن اسقع (16) ، ابو سعید خدرى، عایشه و ام سلمه (17) نسبت داده‏شده است. طحاوى، کنجى شافعى، ذهبى و قمى (18) بر آن اصرار داشته و نیزعقیده مجاهد، قتاده، کلبى (19) و بلکه عقیده جمهور (20) و بیش‏تر مفسران (21) همین‏است. حتى بعضى گفته‏اند: مفسران اجماع دارند و جمهور (22) روایت کرده‏اندکه این آیه درباره اهل کساء فرود آمد. گفته‏اند: منظور مدعى اجماع مفسران‏این است که مفسران بر این مطلب اجماع دارند که آیه مبارکه شامل آل البیت‏است و آنان اصحاب کساء مى‏باشند، اما درباره این که آیا زنان پیامبر(ص) راهم دربر مى‏گیرد یا نه، اختلاف نظر است. یا منظور، اجماع کسانى است که‏نظرشان در مورد شان نزول و مانند آن قابل اعتناست و عکرمه و مقاتل ازاین افراد نیستند، زیرا این مساله به خبر دادن از پیامبرصلى الله علیه وآله‏یا کسانى از صحابه‏برمى‏گردد که گفته آنان معتبر است، در حالى که مقاتل و عکرمه متهم به‏دروغگویى‏اند. (23) .
    بعضى از روایات، امامان دوازده گانه‏علیهم السلام را هم اضافه کرده است. (24) بعضى‏مدعى‏اند که امامیه اجماع دارند که آیه تطهیر شامل تمام امامان‏علیهم السلام مى‏شود. (25) .

    نتیجه گفته‏ها

    اگر در این گفته‏ها به دقت‏بنگریم، خواهیم یافت که تمام آنها پیرامون‏سه عنصر دور مى‏زند.

    اول، دخول زنان در مراد از کلمه «اهل البیت‏» یا به طور مستقل یا بااصحاب کساء یا با سایر بنى‏هاشم یا با افرادى که دایره شمول گسترده‏تر یاتنگ‏ترى دارد.

    دوم، دخول خویشاوندان پیامبرصلى الله علیه وآله؛ یعنى، بنى‏هاشم، غیر از اصحاب کساء؛یعنى، کسانى که صدقه بر آنان حرام است و با پیامبر(ص) خویشاوندى نسبى‏دارند. بعضى زنان پیامبر(ص) را مى‏افزایند و بعضى هم در نفى آنان اصراردارند.

    سوم، اختصاص اهل البیت‏به اصحاب کساء. گروهى با استناد به روایات‏چندى که در این باره تصریح دارد، سایر امامان دوازده‏گانه را هم بدان‏مى‏افزایند.

    تمامى دلایل در حقیقت‏به نفى یا اثبات این عناصر برمى‏گردد، اگرچه دربیان آنچه که در اثبات آن مى‏کوشند با هم اختلاف جزئى دارند. نهایت امر این که، آنچه بعضى بیان کرده‏اند که منظور آیه تطهیر شخص‏پیامبر اکرم‏(ص) است و به نظر مى‏رسد که زاید بر عناصر سه گانه فوق الذکراست، کسى را نیافتیم که در اثبات آن استدلال کرده یا بدان ملتزم شده و آن رامبناى عقیده خویش قرار داده باشد. از این رو، نیازى به نفى یا اثبات آن دربحث‏خود نمى‏یابیم. در این جا تنها به بررسى و بیان مطالبى خواهیم‏پرداخت که ارتباط مستقیمى با عناصر سه‏گانه فوق دارد.

    پى‏نوشتها:

    1) قصص (28) آیات 12 - 13.
    2) هود (11) آیه 73.
    3) احزاب (33) آیات 32 - 33.
    4) جامع البیان، ج‏22، ص‏7؛ الدرالمنثور، ج‏5، ص‏198؛ فتح القدیر، ج‏4، ص‏278 - 279؛ التبیان،ج‏8، ص‏206، 308؛ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16، ص‏310؛ مجمع البیان، ج‏8، ص‏56.
    5) تفسیر القرآن العظیم، ج‏3، ص‏483، سیر اعلام النبلاء، ج‏2، ص‏208 و 221؛ تهذیب تاریخ دمشق،ج‏4، ص‏208؛ المواهب اللدنیه، ج‏2، ص‏122؛ اسباب النزول، ص‏302؛ نور الابصار، ص‏110،الصواعق المحرقه، ص‏141؛ لباب التاویل، ج‏3، ص‏466.
    6) تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏206؛ نور الابصار، ص‏110؛ لباب التاویل، ج‏3، ص‏466؛ و اسعاف‏الراغبین، ص‏108.
    7) فتح القدیر، ج‏4، ص‏278؛ الجامع لاحکام القرآن، ج‏14، ص‏182.
    8) الدر المنثور، ج‏5، ص‏198؛ فتح القدیر، ج‏4، ص‏279؛ ر.ک: المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16،ص‏310.
    9) ر.ک: به السنن الکبرى، ج‏2، ص‏150؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208 - 209؛ فتح‏القدیر، ج‏4،ص‏280؛ الجامع لاحکام القرآن، ج‏14، ص‏183؛ سخن ابن روزبهان در دلائل الصدق، ج‏2،ص‏94.
    10) الصواعق المحرقة، ص‏141.
    11) فتح القدیر، ج‏4، ص‏280؛ الجامع لاحکام القرآن، ج‏4، ص‏183؛ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‏16،ص‏310؛ لباب التاویل، ج‏3، ص‏466.
    12) المواهب اللدنیه، ج‏2، ص‏127.
    13) تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏209.
    14) ر.ک: اسعاف الراغبین، ص‏108؛ الصواعق المحرقه، ص‏14.
    15) ر.ک: ینابیع الموده، ص‏294؛ الصواعق المحرقه، ص‏141؛ تفسیر قمى، ج‏2، ص‏194 - 193؛الکشاف، ج‏3، ص‏538.
    16) مجمع البیان، ج‏8، ص‏356.
    17) تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏908؛ ر.ک: مجمع البیان، ج‏8، ص‏356.
    18) ر.ک: مشکل الآثار، ج‏1، ص‏332 - 339؛ کفایة الطالب، ص‏54؛ خلاصه عبقات الانوار، ج‏2،ص‏67 و 371؛ تفسیر قمى، ج‏2، ص‏193 - 194.
    19) فتح القدیر، ج‏4، ص‏279؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208.
    20) تهذیب‏تاریخ دمشق، ج‏4، ص‏208؛ فتح القدیر، ج‏4، ص‏279.
    21) ینابیع الموده، ص‏294.
    22) نهج الحق و کشف الصدق، ص‏173.
    23) ر.ک: احقاق الحق، تعلیقات آیة الله مرعشى، ج‏2، ص‏502، (پاورقى) و 565؛ دلائل الصدق،ج‏2، ص‏95.
    24) ر.ک: آیة التطهیر فى احادیث الفریقین، ج‏1 و 2؛ کتاب سلیم بن قیس، ص‏150.
    25) ر.ک: پاورقیهاى جوامع الجامع، ص‏372.


    نسل نو و امام صادق(ع)

     نگاه مهربان امام صادق(ع) به جوانان، همراه با بزرگداشت شخصيت، تکريم استعدادها و صلاحيت ها، احترام به نيازها و توجه به قلب هاي پاک و زلال آنان بود و اقبال جمع جوانان به سوي امام(ع) فرايند عملکرد و رفتار متين، محبت آميز، حکيمانه و سرشار از خلوص و عاطفه آن حضرت بود، بدان حد که سخنش بر اريکه دل آنان مي نشست، زيرا گرايش جوان به خوبي، نيکي و زيبايي بيشتر و سريع تر از ديگران است. پديده اي که امام بدان اشاره نموده مي فرمايد: «انهم اسرع الي کل خير»(1) جوانان زودتر از ديگران به خوبي ها روي مي آورند. رفتار و سخن امام صادق(ع) ترجمان حقيقي اين گفته رسول خدا(ص) است که فرمود: «اوصيکم بالشبان خيرا، فانهم ارق افئده» سفارش مي کنم شما را که، با جوانان به خوبي و نيکويي رفتار کنيد، چرا که آنان نازک دل و عاطفي ترند. امام ضمن توجه به روح لطيف و احساس آرماني جوانان، ياران و نزديکان خود را نيز به دقت و توجه در اين نکات رهنمون مي ساخت. از جمله، يکي از ياران امام به نام«مؤمن طاق»(2) براي پيام رساني و تبليغ دين، مدتي را در شهر بصره گذراند. وقتي که به مدينه بازگشت، خدمت امام صادق(ع) رسيد، حضرت از او پرسيد: به بصره رفته بودي؟ آري! اقبال مردم را به دين و ولايت چگونه ديدي؟ بخدا اندک است! مي آيند ولي کم!! جوانان را درياب، زيرا آنان به نيکي و خير از ديگران پيشتازترند.(3)

    گزيده اي از منشور جوان را در انديشه صادق آل محمد(ص):

    کوچ عصر: جواني«فرصت نيکو» و«نسيم رحمت » است که بايد به خوبي از آن بهره جست و با زيرکي، ذکاوت و تيزبيني آن نعمت خداداد را پاس داشت؛ زيرا که اين فرصت، «ربودني» و«رفتني» است و ضايع ساختن آن، چيزي جز غم، اندوه و پشيماني را براي دوران پس از آن به ارث نمي گذارد. زندگي کوتاه است و راه کار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاي ما وقت است که بازگشتي ندارد، از اين رو بزرگ ترين فن بهتر زيستن، بهره جستن از فرصت هاي بي نظيري است که بر ما مي گذرد؛ اين سخن امام صادق(ع) را بايد جدي گرفت: «من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصاء سلبته الايام فرصته، لان من شان الايام السلب و سبيل الزمن الفوت»(4) به هر کس فرصتي دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت کامل آن را تاخير اندازد، روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد، زيراکار ايام، بردن است و روش زمان، از دست رفتن.
    رنگ خدا: آدمي با ورود به دوران جواني به دنبال«هويت» جديدي مي گردد؛ آن احساس نسبتا پايدار از يگانگي خود، از اين که: «من که هستم و که بايد باشم؟» که دستيابي به آن، به فرد امکان مي دهد که ارتباطات خود را با خويشتن، خدا، طبيعت و جامعه تنظيم دهد. در اين مرحله هويت يابي نقش«آگاهي و بينش» بسيار مؤثر و کار ساز بوده، بر«رفتار و عمل» پيشي دارد، در اين دوران، ممکن است سرگرداني در هويت سبب گردد که جوان نسبت به کيستي خودو نقش اجتماعي خود دچار ترديد گردد و اين شک ضمن برهم زدن هماهنگي و تعادل رواني، او را به«بحران هويت» بکشاند، بحراني که جوان به پيرامون اهداف بلند مدت، انتخاب شغل، الگوهاي رفاقت، رفتار و تمايل جنسي، تشخيص مذهبي، ارزش هاي اخلافي و تعهد گروهي با ترديد و شک خواهد نگريست. در شکل دهي هويت، «معرفت ديني» نقش مهمي را ايفا مي کند و در واقع، دين مي تواند تکيه گاه جوان و رهايي دهنده او از اين بحران باشد؛ البته«دانش»، «کار و تلاش» نيز در ساماندهي هويت او کارساز است(5) بنابراين، جوان بايد رنگ خدايي گيرد تا هويتش خدايي گردد«دين» همان«رنگ خدا» است که همگان را بدان دعوت مي کنند: (صبغه الله و من احسن من الله صبغه)(6)؛ رنگ خدايي(بپذيريد!) و چه رنگي از رنگ خدا بهتر است؟ امام صادق(ع) درباره آيه فوق مي فرمايد: «مقصود از رنگ خدايي همان دين اسلام است.»(7) دين به انگيزه جوان در بنا و آراستن هويت او پاسخ مي دهد، چرا که آدمي داراي عطشي است که فقط با پيمودن راه خدا فرو مي نشنيد(8)؛ از اين رو امام صادق(ع)، يادگيري بايدها و نبايدها و انديشه هاي سبز دين را از ويژگي هاي دوران جواني مي داند.(9) و گاه نسبت به آن دسته از جواناني که«علم دين» نمي دانند و در پي آن نمي روند، رنجيده خاطر مي گردد. (10)

    قرائت معتبر دين

    دين اسلام، همان روش زندگي است که ميان زندگي اجتماعي و پرستش خداي متعال پيوند مي دهد و در همه اعمال فردي و اجتماعي براي انسان مسئوليت خدايي ايجاد مي کند، که اين مجموعه عقايد و دستورهاي علمي، اخلاقي، سبب خوشبختي انسان در اين سرا و سعادت جاويد در جهان ديگر مي شود. فهم از دين چگونه است؟ و جوان دين خود را از که بجويد؟! آيا هر کس مي تواند به فهمي از دين برسد؟! آيا هر فهمي از دين، صواب و پسنديده است؟! آيا«فهم ديني» فهم نسبي است و هيچ فهم ثابتي وجودندارد؟!(11) و يا آن که يک تفسير و قرائت رسمي از دين وجود دارد. پس از رحلت رسول اکرم(ص)، مکتب اهل بيت(ع) به عنوان«ثقل اصغر» در جايگاه حقيقي دين خوش درخشيد، و ليکن افراد و گروه هايي نيز به عللي در برابر اين انديشه قرار گرفته، با طرح«قرائت مختلف از دين» به مقابله با معارف معصومان (ع) پرداختند و مع الاسف تاريخ فرهنگ و معارف اسلامي ما هميشه شاهد عرصه گرداني و فريب افکار عمومي از سوي خالقان ديدگاه هاي ديني بود. در عصر امام صادق(ع) فراي از رواج مکاتب الحادي و هجوم انديشه هاي يوناني و ايجاد نهضت ترجمه، ديدگاه ها و نظريات گوناگوني در چارچوب«قرائت هاي ديني» طرح گرديد، حتي برخي ازارباب فرق که خود مدتي در محضر پيشواي ششم شاگردي کرده بودند، به طرح ديدگاه خويش و عنوان ديدگاه برتر و صواب پرداختند و در مقابل منادي، احياگر و متولي قرائت حقيقي دين، امام صادق(ع)، ايستادگي کردند و گروهي را به سمت خود کشاندند.

    امام در برخورد با اين ديدگاه ها، خود به افشاي آن ها پرداخت و از سويي به تربيت شاگردان همت گمارد تا آنان در عرصه هاي مناظره و گفتگو به بافته هاي ايشان پاسخ گويند. نکته اي که بسيار دل امام را مي آزرد، توطئه جذب جوانان از سوي اين فرقه هاي منحرف، اما مدعي اسلام بود، به عنوان نمونه، امام صادق(ع) جوانان را از گرايش به دو فرقه مطرح آن عصر، مرجئه(12) و غلاه(13) بر حذر مي داشت. امام مي فرمود: «برجوانان تان از غلات برحذر باشيد که آن ها را به فساد نکشانند؛ زيرا غلات پست ترين خلق خدا هستند، اينان عظمت خداي را کوچک مي کنند و ادعاي ربوبيت و خدايي را براي بندگان او قائل هستند.»(14) امام با اصل قرار دادن پيشگيري، ارائه دقيق دين حقيقي و برگرفته از مکتب اهل بيت(ع) را به جوانان توصيه مي کردند تا راه را بر رهزنان انديشه جوانان سد نمايند، حضرت مي فرمود: «جوانان را دريابيد! به آنان حديث و دين بياموزيد، پيش از آن که مرجئه برشما پيشي گيرند.»(15) امام صادق(ع) هم چنين جوانان را مخاطب خود ساخته مي فرمايد: «يا معشرالاحداث! اتقواالله و لاتاءتوا الروساء، دعوهم حتي يصيروا اذنابا لا تتخذوا الرجال ولائج من دون الله، انا و الله خير لکم منهم»(16) اي گروه جوانان! از خدا پروا کنيد و نزد روساي(منحرف) نرويد، واگذاريدشان تا(از جايگاه بافتني خود بيفتند و) به دنباله رو تبديل شوند، آنان را به جاي خدا همدم خود نگيريد، به خدا سوگند که من براي شما از ايشان بهترم. آن گاه با دست خود به سينه اش زد.

    رسم رفاقت

    دوست خوب يکي از سرمايه هاي بزرگ زندگي و از عوامل خوشبختي آدمي است و انسان در انس با دوست احساس مسرت مي کند و شادماني و نشاط را در گرو همنشين با رفيق مي داند. «رفيق شايسته»، براي جوان جايگاه خاص خويش را دارد و اهميت آن به گونه اي است که در شکل دهي شخصيت او نقش بزرگي ايفا کرده، اولين احساسات واقعي نوع دوستي را در وي ايجاد مي کند. جوان از يک سو به کشش طبيعي و خواهش دل، عاشق دوستي و رفاقت است و به ايجاد عميق ترين روابط دوستانه با يک يا چند نفر از همسالان خود هست و از طرف ديگر بر اثر احساسات ناسنجيده و عدم نگرش عقلاني ممکن است در دام رفاقت با دوستان نادان و تبهکار افتد(17)؛ از اين رو خطر وجود دوستان بد و ناپاک، اين نگراني را در جوان ايجاد مي کند که«چگونه يک دوست خوب و يک دل را انتخاب کنم؟» امام صادق(ع) رفقا را سه نوع مي داند:
    1- کسي که مانند غذا به آن نياز هست و آن«رفيق عاقل» است.
    2- کسي که وجود او براي انسان به منزله بيماري مزاحم و رنج آور است و آن«رفيق احمق» است.
    3- کسي که وجودش به منزله داروي شفا بخش است و آن«رفيق روشن بين و اهل خرد» است.(18) شيوه انتخاب دوست در نگاه پيشواي ششم، اين گونه است: «رفاقت، حدودي دارد، کسي که تمام آن حدود را دارانيست، کامل نيست، و آن کس که داراي هيچ يک از آن حدود نيست، اساسا دوست نيست:
    1- ظاهر و باطن رفيق، نسبت به تو يکسان باشد.
    2- زيبايي و آبروي تو را جمال خود بيند و نازيبايي تو را نازيبايي خود بداند.
    3- دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام، روش دوستانه او را نسبت به تو تغيير ندهد.
    4- در زمينه رفاقت، از آن چه در اختيار دارد، نسبت به تو مضايقه ننمايد.
    5- تو را در مواقع گرفتاري و مصيبت ترک نگويد.»(19)
    «دوست آينه تمام نماي دوست» است و دو دوست مثل دو دست اند که آلايش يکديگر را مي شويند و به فرموده امام صادق(ع): «کسي که بيند دوستش روش ناپسندي دارد و او را بازنگرداند، با آن که توان آن را دارد، به او خيانت کرده است.» (20) امام صادق(ع) ضمن تاکيد فراوان به انتخاب دوست خوب و پايداري در اين دوستي، جوانان را از رفاقت با نادان و احمق پرهيز مي دهد: «کسي که از رفاقت با احمق پرهيز نکند، تحت تاثير کارهاي احمقانه وي قرار مي گيرد و اخلاقش همانند اخلاق ناپسند او مي شود.»(21) در فرهنگ نوراني حديثي ما، جوانان را از رفاقت با «بدنامان» برحذر داشته(22) آنان را به دوري از دوستان خائن و متجاوز و سخن چين ترغيب مي سازند، امام صادق(ع) مي فرمايد: «از سه طائفه مردم کناره گيري کن و هرگز طرح دوستي و رفاقت با آن مريز؛ خائن، ستمکار و سخن چين. زيرا کسي که براي تو به ديگري خيانت کند، روزي نيز به تو خيانت خواهد کرد و کسي که براي تو به ديگران ظلم و تجاوز کند، به تو نيز ظلم خواهد کرد و کسي که از ديگران نزد تو سخن چيني کند، عليه تو نيز نزد ديگران خواهد نمود.»(23) راه و رسم رفاقت در ثبات و پايداري دوستي مؤثر است، گوشه اي از شيوه آن را در کلام امام صادق(ع) مي نگريم: «کمترين حق آن است که: دوست بداري براي او چيزي که براي خود دوست مي داري. کراهت داشته باشي در حق او، از آن چه براي خود کراهت داري. از خشم او بپرهيزي، به دنبال رضا و خشنودي او باشي. با جان و مال و زبان و دست و پايت او را کمک کني. مراقب و راهنماي او و آيينه او باشي. سوگندش را قبول کني، دعوتش را اجابت نمايي، هر گاه بيمار شد، به عيادتش بروي و هر گاه فهميدي حاجتي دارد، قبل از اين که بگويد، آن را انجام دهي، و وي را ناگزير نکني که انجام کار را از تو درخواست کند...»(24) سخنان و گفته هاي نغز امام صادق(ع) روح و جان را قوت بخشيده، منشور دستورهاي زندگي و سعادتمندي آن است. اميد است جامعه جوان و پرنشاط، هندسه شخصيت و هويت خود را در پرتو معارف اين امام(ع) ترسيم کرده، خود و جامعه را در سيره و منش، در مسير تحقق آرمان جامعه ديني و مدينه آرماني اهل بيت(ع)، سمت و سو بخشند.

    پي نوشت ها:
    1- بحارالانوار، ج 23، ص 236.
    2- محمدبن علي بن نعمان، معروف به«احول» و«مؤمن طاق» از بزرگان شيعه و از ياران دانشمند امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بوده است. خاطره مناظرات او با ابو حنيفه زيبا و ماندگار است. هم چنين امام صادق(ع) او را دوست مي داشت. (رجال الشيخ، شيخ طوسي، انتشارات جامعه مدرسين، ص 296؛ منتهي المقال، ابوعلي حائري، انتشارات آل البيت، قم، ج 6، ص 135 و136).
    3- بحارالانوار، ج 23، ص 236 و237.
    4- همان، ج 78، ص 268.
    5- روانشناسي نوجوان، اسماعيل بيابانگرد، ص 133 و123؛ روانشناسي رشد با نگرش به منابع اسلامي، دفتر همکاري حوزه و دانشگاه، ج 2، ص 998 992؛ جوان و رسالت حوزه، تعريف جواني، ميرباقري، کانون انديشه جوان، ص 30.
    6- بقره، آيه 138.
    7- اصول کافي، ج 2، ص 14.
    8- نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدي، خطبه 124، ص 122.
    9- امام صادق(ع) مي فرمايد: «الغلام يلعب سبع سنين، يتعلم سبع سنين، يتعلم الحلال و الحرام سبع سنين»؛ فرزند، در هفت سال نخست بازي نمايد، در هفت سال دوم آموزش يابد و در هفت سال سوم(جواني) حرام و حلال را فراگيرد.(وسايل الشيعه، ج 15، ص 194).
    10- امام مي فرمايد: «لو اتيت بشاب من شاب الشيعه لايتفقه لادبته»(تحف العقول، حراني، ص 302).
    11- امروزه«بحث قرائت هاي مختلف از دين» ريشه در نگاه نسبي گرايي به دين دارد که همان منشا هر منوتيکي است. يعني بنابراين که در تفسير متون و يا در کل فهم آدمي به نسبيت قائل شوند؛ در نتيجه هيچ فهم ثابت وجود نخواهد داشت و هرکس بدون ابزار و متد اجتهاد خود را در فهم از دين توانا خواهد دانست!
    12- مرجئه در عصر امويان و با کمک آنان شکل گرفت. اين فرقه نيت را اصل شمرده و گفتار و کردار را بي اهميت دانستند، معتقدبودند همان گونه که عبادت کردن باکفر سودي ندارد، گناه کردن هم چيزي از ايمان نمي کاهد و خليفه را هر چند که مرتکب گناه کبيره بود، واجب الطاعه مي انگاشتند.(فرهنگ فرق اسلامي، جواد مشکور، ص 406-401).
    13- «غلات» فرقه هايي هستند که درباره ائمه اطهار(ع) گزافه گويي کرده، آنان را به خدايي رسانيده و يا به«حلول» جوهر نوراني الهي در امامان خود قائل شدند و يا به تناسخ و حلول روح خدايي به کالبد ائمه قائل شدند، ائمه اطهار(ع) گزافه گويي اين طايفه شياد را منع و از ايشان بيزاري مي جستند.
    14- سفينه البحار، ج 2، ص 324.
    15- المحاسن، برقي، ص 605.
    16- نورالثقلين، حويزي، ج 2، ص 191؛ بحارالانوار، ج 24، ص 246.
    17- رابطه دوستي و محبت، احمد مطهري، ص 58.
    18- تحف العقول، ص 223.
    19- الامالي، شيخ صدوق، ص 397.
    20- سفينه البحار، ج 2، ص 59.
    21- مستدرک الوسايل، نوري، ج 2، ص 64.
    22- وسايل الشيعه، ج 3، ص 206.
    23- تحف العقول، ص 326.
    24- اصول کافي، ج 2، ص 169.

    نويسنده: محمدباقر پوراميني
    منبع: سايت حوزه

     

     


    هر چه شيئي نفيس تر و با ارزش تر باشد، دشمن بيش تري دارد. هر قدر كالايي گران بهاتر باشد، نوع تقلبي و غير واقعي آن بيش تر ساخته مي شود؛ مثلا، الماس چون سنگي قيمتي است، زياد سعي مي كنند تا سنگ هاي ديگري را مانند آن درست كنند و به جاي الماس بفروشند. اين مساله به دليل كمياب بودن كالاي اصلي از يك سو و ارزش مند بودن آن از سوي ديگر است.

     

    عرفان و سير و سلوك واقعي راهي است دشوار و صعب الوصول كه پيمودن آن نياز به اخلاص كامل، استقامت و پشتكار دارد. گذشته از اين، هركس به قدر همت و ظرفيت خويش مي تواند مراحلي از آن را بپيمايد. ممكن است در ميان ميليون ها انسان، تنها چند نفر انگشت شمار بتوانند به مراتب عاليه آن دست پيدا كنند. به دليل محبوبيت اين كالا و پرمشتري بودنش، زيادند افرادي كه نوع بدلي و تقلبي آن را عرضه مي كنند. متاسفانه امروز بازار عرفانهاي تقلبي در دنيا رواج زيادي دارد، و اين خلاف انتظار نيست. اكنون در اين ميان، چه بايد بكنيم تا اين نياز فطريمان را اشباع كنيم و در رسيدن به كمال نهايي خود كامياب باشيم؟
    به نظر ما تنها راه براي رسيدن به اين مهم شناخت هر چه بهتر و بيش تر اهل بيت عليهم السلام و مكتب و روش آنان و محك زدن ساير چيزها با آن است. هر معرفتي كه عرضه مي شود و هر دستورالعملي كه ارايه مي گردد، بايد با معارف و دستورات آنان بسنجيم؛ اگرمتناسب با آنها بود حقيقي است،‌ وگرنه بدلي و از نوع غير واقعي است. با اين محك، مي توانيم بفهيم در ميان روش هايي كه براي سير و سلوك و تكامل انسان عرضه مي شود، كدام يك سالم تر و مفيد تر است.


    يكي از رواياتي كه در اين زمينه وجود دارد، وصيت امام صادق عليهم السلام به يكي از اصحاب خاصشان به نام عبدالله بن جندب است كه مقامات والايي در معنويات و معارف داشته است. و در اين وصيت، حضرت ابتدا هشدار مي دهند و متذكر مي شوند، كساني كه درمسير صحيحي قرار مي گيرند و مي خواهند راه درست خداشناسي را طي كنند، بايد توجه داشته باشند كه خطرات بسياري در پيش رويشان وجود دارد. طرح اين نكته از سوي امام صادق عليهم السلام در ابتداي اين روايت براي توجه دادن به اين نكته است كه گرچه بحمدالله، خداوند ايمان به خود را در دل ما قرار داده و ما در ميان تمام اديان آسماني، كامل ترين آنها، يعني اسلام را پذيرفته ايم؛ هم چنين در ميان مذاهب منسوب به اسلام نيز مذهب اهل بيت عليهم السلام را انتخاب كرده ايم و ظاهرا راه خود را يافته ايم و هيچ مشكلي نداريم،‌اما از يك نكته نبايد غفلت كنيم.

    منبع : پندهاي امام صادق (ع) به ره جويان صادق / استاد محمدتقي مصباح يزدي

     

     


    انسان پس از مرگ به جهاني ديگر پاي مي نهد كه در قرآن كريم با نام "برزخ "1، و در روايات گاهي با همين نام و گاهي با نام "عالم قبر" از آن ياد شده است. برزخ در لغت، فاصله ميان دو چيز را گويند.2 چون عالم برزخ فاصله ميان دنيا و آخرت است آن را برزخ مي‌نامند.

     

     

     

    قبر چگونه مردگان را فشار مي‌دهد

    توضيح اين كه انسان پس از مرگ بي فاصله وارد عالم قيامت نمي‌شود، بلكه در جهاني ديگر (برزخ ) به سر مي‌برد تا هنگامي كه قيامت بر پا شود، و پس از آن وارد عالم قيامت مي‌شود. در كتاب هاي تفسيري و روايي و نيز در ديگر آثار دانشمندان مسلمان به تفصيل درباره برزخ بحث شده است.
    شهيد مطهري درباره عالم برزخ مي گويد: مطابق آنچه از نصوص قرآن كريم و اخبار و روايات متواتر و غيرقابل انكاري كه از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام رسيده است، استفاده مي‌شود كه هيچ كس بلافاصله پس از مرگ وارد عالم قيامت كبري نمي‌شود... هيچ كس در فاصله مرگ و قيامت كبري در خاموشي و بي حسي فرو ‌نمي‌رود؛ يعني چنين نيست كه انسان پس از مردن در حال شبيه به بي‌هوشي فرو رود و هيچ چيز را احساس نكند، نه لذتي داشته باشد و نه دردي، نه سروري داشته باشد و نه اندوهي، بلكه همه چيز را حس مي‌كند، از چيزهايي لذت مي‌برد و از چيزهاي ديگر رنج.3

    زندگاني برزخي در آيات قرآني

    برخي آيات قرآني، كه زندگي برزخي پرداخته‌اند، گفت و شنود انسانهاي صالح و نيكوكار يا فاسد و گناهكار را با فرشتگان الهي بيان كرده‌اند كه در آستانه مرگ صورت مي‌پذيرد: "حتي اِذا جآءَ اَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونَِ لَعَلّي اَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ، كَلاّ اِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ اِلي يوْمِ يبْعَثُونَ"4
    تا هنگامي كه يكي از آنان را مرگ فرا رسد، مي‌گويد: "پروردگارا، مرا باز گردان تا شايد كار شايسته‌اي در آنچه نكرده‌ام، انجام دهم. هرگز، اين سخني است كه تنها او گوينده آن است و از پشت سرشان  از دم مرگ  تا روزي كه برانگيخته شوند، برزخ و فاصله‌اي است.
    اين تنها آيه اي است كه فاصله ميان مرگ و قيامت را "برزخ " خوانده است. دانشمندان علوم اسلامي، اصطلاح برزخ را از همين آيه اقتباس كرده و جهان پس از دنيا و پيش از قيامت را جهان برزخ ناميده‌اند. در اين جا از ادامه حيات انسان پس از مرگ، تا اين حد سخن به ميان آمده است كه برخي انسانها پس از مرگ، ندامت و پشيماني خود را آشكار مي‌كنند و از خداوند مي‌خواهند كه به دنيا باز گردند، ولي به آنان پاسخ منفي داده مي‌شود. روشن است كه انسان بايد پس از مرگ، از گونه‌اي زندگاني برخوردار باشد تا از خداوند بخواهد به دنيا بازگردد.

    دسته دوم، آياتي‌اند كه در آنها آمده است، فرشتگان پس از گفت و شنود، به صالحان و نيكوكاران بشارت مي‌دهند كه از اين پس، رستگار و سعادتمند خواهند بود و به آنان مي‌گويند كه از نعمت هاي الهي بهره بگيرند و آنان را در انتظار رسيدن روز قيامت نمي‌گذارند: "قيلَ ادْخلِ الْجنَّةَ قالَ يا لَيتَ قوْمي يعلَمونََ بما غفرَلي رَبي وَ جعلَني من الْمُكْرَمينَ"5
    [پس از مرگ ] به او گفته شد: "به بهشت در آي." او گفت : "اي كاش قوم من [كه سخنم را نپذيرفتند] اكنون مي‌دانستند كه چگونه پروردگارم مرا آمرزيد و مرا از بندگان گرامي داشته شده قرار داد."
    در آيات پيش ماجراي گفت و گوي اين مرد صالح (مؤ من آل يس) با قومش آمده است. او، آنان را به پيروي از رسولاني كه در شهر "انطاكيه " مردم را به پرستش خالصانه خداوند مي خواندند، دعوت مي‌كند. سپس، ايمان و اعتقاد خويش را اعلان مي‌كند و از آنان مي‌خواهد كه سخنش را بشنوند و راه او را در پيش گيرند.
    مردم از او پيروي نمي‌كنند تا اين كه به جهان ديگر مي‌رود و در آن جا مغفرت و كرامت الهي را درباره خود مشاهده مي‌كند. آن گاه آرزو مي‌كند كه اي كاش قوم من كه هنوز در دنيا به سر مي‌برند، از رستگاري من در اين جهان آگاه مي‌شدند. آشكار است كه همه اين رويدادها مربوط به پيش از قيامت كبري است؛ زيرا در قيامت همه انسانهاي پيشين و پسين حاضر مي‌شوند و كسي در اين دنيا نخواهد بود.
     [پس از مرگ] به او گفته شد: "به بهشت در آي." او گفت : "اي كاش قوم من [كه سخنم را نپذيرفتند] اكنون مي‌دانستند كه چگونه پروردگارم مرا آمرزيد و مرا از بندگان گرامي داشته شده قرار داد."

    دسته سوم آياتي‌اند كه در آنها از حيات پس از مرگ و پيش از قيامت انسانهاي سعادتمند و نيكوكار يا انسانهاي نگونبخت و گناهكار ياد شده است :

    "وَ لا تحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونََ فَرِحينَ بِماَ اتيهمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِه وَ يسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ اَلاّ خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لاهُمْ يحْزَنُونَ"6
    گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند، مرده‌اند. بلكه زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند و بدانچه خدا از فضل و رحمت خويش به آنان عنايت كرده است، شادمانند و بشارت مي‌دهند به كساني كه هنوز در پي ايشان ملحق نشده‌اند كه بر آنان خوفي نيست و غمگين نمي‌شوند.

    در آيه‌اي ديگر مي فرمايد: "وَ حاقَ بآلِ فرْعَونَ سُوْءُ الْعَذابَِ اَلنّارُ يعْرَضُونَ عَلَيها غُدُوّاً وَ عَشِياً، وَ يوْمَ تَقُومُ السّاعَةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ اَشَدَّ الْعَذابِ"7
    عذاب ناراحت كننده، بر فرعونيان احاطه كرد. در هر بامداد و شامگاه آتش بر آنان عرضه مي‌شود و آن گاه كه قيامت به پا شود [گفته مي شود:] فرعونيان را در شديدترين عذاب درآوريد.
    در اين آيه، دوگونه عذاب براي فرعونيان برشمرده شده است: يكي پيش از قيامت كه از آن به "سوء العذاب " تعبير شده است و روزي دو بار فرعونيان را بر آتش عرضه مي كنند بي آن كه در آن وارد شوند، و ديگر، پس از قيامت كه از آن به "اشدّ العذاب " ياد شده است و فرعونيان را وارد آتش مي كنند. درباره عذاب اوّل، سخن از بامدادان و شامگاهان آمده است كه مربوط به عالم برزخ است؛ زيرا در برزخ نيز صبح و شام و ماه و سال هست. ولي در عذاب ديگر، كه در عالم قيامت است، بامداد و شبانگاهي در ميان نيست.

    بدن برزخي

    انسان تركيبي از روح مجرّد و بدن خاكي است، و منشاء همه ادراكات و افعال نيز روح است، و بدن ابزاري مادّي براي ادراك و فعاليت روح است؛ چنان كه در قرآن آمده است كه روح پس از مرگ نمي‌ميرد و به سوي خدا باز مي‌گردد.8
    اما بدن برزخي يا قالب مثالي، كه روح پس از مرگ بدان تعلق مي‌گيرد، از لحاظ شكل و صورت، شبيه به بدن دنيايي است، ولي داراي وزن و جرم نيست. هنگامي كه خواب مي‌بينيم نيز همين بدن با همه توانايي‌ها و ادراكات وجود دارد، اما جنبه مادّي‌اش فعال نيست9. حتي انسان گاهي در خواب قويتر از بيداري است؛ زيرا به كارهايي بزرگ دست مي‌زند كه در حال بيداري از او ساخته نيست. بنابر آنچه در روايات آمده است، انسان با بدن برزخي لذات و آلام جسماني را احساس مي‌كند.10

    مقصود از قبر در روايات چيست ؟

    عالم برزخ و آنچه در قبر بر انسان مي‌گذرد، جزئي از عالم غيب و ملكوت اين جهان است، و آگاهي‌هاي ما از آن عالم به همان مقداري است كه پيشوايان معصوم فرموده‌اند.
    به گفته علاّمه مجلسي، بنابر آنچه از روايات برمي‌آيد، مراد از قبر در بيشتر روايات موقعيت روح انسان در عالم برزخ است.11 بنابر اين، عالم قبر در واقع همان عالم برزخ است، اگر چه بدن شخص در گودال خاكي دفن مي‌شود.
    عمرو بن يزيد مي‌گويد: از امام جعفر صادق (ع) پرسيدم: برزخ چيست؟ امام در پاسخ فرمود: همان قبر است از آن هنگام كه مي‌ميرد تا روز قيامت.12
    بنابراين، مراد از قبر، همين گودال خاكي محل دفن بدن ميت نيست، و اين كه در روايات سخن از عذاب و فشار قبر به ميان مي‌آيد، به اين معنا نيست كه ديوارهاي قبر از دو سو به هم نزديك مي‌شوند و بدن ميت را مي‌فشارند، بلكه اين فشار، عذابي است كه در ماوراي عالم مادّه دامنگير انسان مي شود، گرچه ممكن است فشار بر روح بر بدن نيز فشار آورد. از اين رو، ممكن است حتي آنان كه در قبر خاكي دفن نمي‌شوند، داراي فشار قبر باشند؛ مانند كساني كه شب در بستري آرام خوابيده‌اند، ولي در اثر خواب هولناكي فشار سختي بر خود احساس مي كنند.
    شخصي از امام صادق (ع) پرسيد كه آيا كسي كه بر دار آويخته شده است، عذاب قبر دارد؟ حضرت فرمود: خداي زمين، خداي هوا نيز هست. خداوند به هوا امر مي‌كند كه او را بفشارد؛ فشاري بيشتر از فشار قبر.13

    سؤال قبر

    از جمله رخدادهاي مهم و حتمي عالم برزخ، سؤال دو فرشته، "نكير" و "منكر" است. از منابع ديني برمي‌آيد كه سؤال نكير و منكر حقيقتي انكارناپذير است.14 از روايات به دست مي‌آيد كه در قبر از اصول اعتقادات پرسش مي‌شود 15 و از برخي روايات نيز برمي‌آيد كه از برخي فروع ديني نيز سؤال مي شود؛ چنان كه امام جعفر صادق (ع) مي فرمايد: "يسْاءَلُ الْمَيتُ في قَبْرِهِ عَنْ خَمْسٍ: عَنْ صَلاتِهِ وَ زَكاتِهِ، وَ حَجِّهِ وَ صِيامِهِ وَ وَلايتِهِ اِيانا اَهْلَ الْبَيتِ..."16
    از ميت در قبرش از پنچ چيز مي‌پرسند: از نماز، زكات، حجّ، روزه و ولايت ما اهل بيت.

    1 - ر.ك. مؤمنون (23)، آيات 99  100.
    2 - مفردات راغب، ص 43.
    3 - مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي، شهيد مرتضي مطهري، ص 496  497.
    4 - مؤمنون (23)، آيات 99  100.
    5 - يس (36)، آيات 26  27.
    6 - آل عمران (3)، آيات 169  170.
    7 - غافر (40)، آيات 45  46.
    8 - ر. ك. سجده (32)، آيه 11؛ زمر (39)، آيه 42.
    9 - ر. ك. حق اليقين، علاّمه مجلسي، ص 388  389؛ حق اليقين، سيد عبداللّه شبّر، جزء دوم، ص 64  65 و 68.
    10 - ر. ك. فروع كافي، ج 3، ص 236  247؛ بحارالانوار، ج 6، باب احوال البرزخ.
    11 - بحارالانوار، ج 6، ص 271.
    12 - فروع كافي، ج 3، ص 242.
    13 - همان، ص 241. البته بايد توجه كرد كه روح با محل دفن به گونه‌اي مرتبط است و از اين رو، زيارت قبر مؤ منان مستحب است.
    14 - اعتقادات صدوق، باب الاعتقاد في المسائلة في القبر.
    15 - بحارالانوار، ج 6، ص 223.
    16 - همان، ص 265  266.

    يكصد درس از زندگاني امام علي (ع)، پژوهشکده تحقيقات اسلامي

     

     


    از چند جهت مي توان گفت: براي شيطان راه توبه و برگشت وجود ندارد.

    1 – قرآن مجيد اعمالي را قابل توبه مي داند که از روي ناداني انجام گيرد: «انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة؛ پذيرش توبه بر خدا است نسبت به کساني که از روي جهالت کار زشت انجام مي دهند».(1)
    در جاي ديگر فرمود: «پروردگارتان رحمت بر بندگان را بر خود نوشته است که هر کس از روي ناداني کار زشتي انجام دهد، سپس توبه نمايد و خود را اصلاح کند، او توبه پذير و مهربان است».(2)


    منظور از جهالت، ندانستن نيست، بلکه عمل زشتي است که از روي طغيانگري و عناد سر نزده باشد، بلکه از روي هوي و هوس انجام شده باشد. در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده که مقصود از جهالت ، گناهي است که بندة خدا آن را انجام مي دهد که گرچه از حکم آن آگاه مي باشد، ولي آن گاه که تصميم مي گيرد عمل خلافي انجام مي دهد، در واقع جاهل است. آن گاه حضرت به آيه اي که مربوط به حضرت يوسف (ع) است استدلال مي کند.(3) قرآن مجيد از يوسف ياد مي کند که وي به برادرانش گفت: آيا به خاطر داريد ستمي که بر يوسف و برادرش روا داشتيد، در حالي که همگي نادان بوديد؟(4) ناداني به معناي ناآگاهي آنان از زشتي ظلم نبود، بلکه همگي آن را مي دانستند، ولي اين علم در بازداري آنان مؤثر نبود، گويي نسبت به زشتي کار خود به کلي ناآگاه بودند. خودخواهي و هوي و هوس مانند حسادت ميان آنان و زشتي عمل پردة ضخيمي پديد آورده بود.
    بر اين اساس شيطان که از روي طغيان و تمرد نافرماني خدا را کرد، راه توبه را روي خود بسته است. شيطان از خدا مي خواهد به او مهلت دهد تا ديگران را گمراه کند، نه اين که به جبران گذشته بپردازد. «از آيات قرآن استفاده مي شود که شيطان بعد از انجام آن گناه و ايستادگي و لجاجت در برابر پروردگار سعادت و نجات خود را در جهان ديگر به کلي به خطر انداخت، بنابراين ، گناهان شيطان به حدي است که قابليت توبه را از او سلب کرده و توبة او قابل پذيرش نيست و جايگاه ابدي او جهنم خواهد بود».(5)

    2 – يکي از شرايط توبه، جبران گذشته و اصلاح آن است و اين امر براي شيطان قابل اجرا نيست، زيرا گناه او علاوه بر نافرماني خدا، گمراهي بسياري از مردم بوده است. کسي که ديگري را گمراه کرده، اگر بخواهد توبه کند و توبه اش پذيرفته شود، بايد همه آن ها را هدايت نمايد. چگونه مي تواند شيطان، افرادي را که در طول قرن هاي متمادي به هر طريق گمراه کرده، هدايت کند؟!

    پي نوشت ها :

    1 – نساء (4) آيه 17.
    2 – انعام (6) آيه 54.
    3 – بحارالانوار، ج6، ص 32.
    4 – يوسف (12) آيه 89.
    5 – تفسير نمونه، ج6، ص 112 – 105، با تلخيص.

    گردآوري : گروه اينترنتي نيک صالحي

     


     

    بي‌ شک جوانان از مهم ‌ترين سرمايه ‌هاي يک جامعه به شمار مي ‌آيند؛ چون فطرت و طبيعت پاک جوانان همواره با هيجان و پويايي همراه است. پيشرفت و تعالي هر جامعه در گرو پيشرفت جوانان آن است. جوانان، بازوي قدرتمند دفاع و سازندگي در هر جامعه مي‌باشند. در تمام جوامع بشري، جوانان، سمبل نشاط و بالندگي هستند و با تحولات اجتماعي و فرهنگي جامعه خود رابطه مستقيم دارند. از اين رو، جوانان، پيوسته مورد عنايت ويژه فرستادگان الهي و مصلحان بوده‌اند. با توجه به خصلت، مرام و شخصيت جوانان در عصر ظهور، اکثر ياران امام زمان(عج) از اين گروه سني هستند؛ چرا که داراي ويژگي‌ هايي هم‌ چون صفاي باطن، زيباگرايي، شجاعت و شهامت، نوگرايي، وفاداري، آزادگي، فداکاري و... هستند که تمام اين‌ ها در حکومت امام زمان (عج) نمود مي ‌يابد.[۱] حال بايد ديد جواناني که عاشق حضرت هستند، در دوران غيبت چه بايد بکنند؟ وظايف اصلي و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسي قرار مي‌گيرد: ۱. معرفت ۲. محبت ۳. اطاعت ۴. فعاليت.

    ۱. معرفت:

    يکي از مسائل حياتي و اساسي شناخت امام عصر(عج) معرفت است که مايه رشد و تعالي است:

    گر معرفت دهندت بفروش کيميا را
    گر کيميا دهندت، بي‌ معرفت، گدايي

    امام علي(ع) در فرمايشي به کميل درباره اصل معرفت مي‌ فرمايد: «اي کميل! هيچ حرکت و فعاليتي نيست، مگر اين که در آن نيازمند شناخت و آگاهي هستي[۲].» موضوع مهدويت هم نيازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان بايد با امام زمان خود و مسائل پيرامون او به نحو احسن آشنا شوند. ابونصر(از خدمت‌ گذاران امام حسن عسکري(ع) و از کساني که پيش از غيبت امام مهدي(عج) به حضور آن حضرت، مشرف شده‌ است). در ديداري که با امام داشت، امام از او پرسيد: «آيا مرا مي ‌شناسي؟» پاسخ داد: «آري؛ شما سرور من و فرزند سرور من هستيد.» امام فرمود: «مقصد من، چنين شناختي نيست.» ابونصر عرضه داشت: «مقصود شما چيست؟ خودتان بفرماييد.» امام فرمود: «من آخرين جانشين پيامبر(ص) هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي ‌کند[۳].» شناخت درست امام، هم چنين طريق معرفت واقعي به خدا مي‌ باشد. امام صادق(ع) در اين باره مي ‌فرمايد: «... ما بر شما سه حق داريم: اين که به فضل ما معرفت پيدا کنيد، پيرو ما باشيد و انتظار فرج را بکشيد...»[۴] بنابراين در دوران غيبت، شناخت امام زمان(عج)، رمز حيات و هويت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشيم؛ چرا که اگر او را نشناسيم، گمراه خواهيم بود و زندگي جاهلي خواهيم داشت: «هر کس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مي ‌ميرد[۵].» هم چنين امام صادق(ع) مي ‌فرمايد: «خداوند از بندگان عملي را نمي ‌پذيرد مگر به معرفت و شناخت ما[۶].»

    ۲. محبت:

    محبت تابع معرفت و شناخت است و هر چه شناخت بيشتر شود، محبت نيز بيشتر خواهد شد.

    هرگز دل من، چون تو يار دگري نگزيد
    برخاست که بگزيند يار دگرم بودي
    اگر انسان داراي همتي بلند باشد، دنبال محبوب حقيقي مي ‌رود. اگر عاشق امام زمان(عج) بشويم و او را دوست بداريم، رنگ محبوب به خود مي‌ گيريم و بوي او را با خود داريم؛ چرا که امام زمان(عج) آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع مي‌کند و در حق ما دعا مي ‌کند. چقدر خوب است اين محبت، طرفيني باشد؛ يعني ما عاشقان هم براي ظهور و سلامتي او دعا کنيم. اين ‌طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاري به سراغ او برويم. بايد نوعي زندگي کنيم که دل آن حضرت، خوشنود شود؛ کسي که ادعاي محبت و دوستي اولياي الهي را دارد بايد عمل به خواسته آن ها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

    ۳. اطاعت:

    يکي از زيبايي ‌ها و لذت ‌هاي جواني، گذراندن عمر در راه اطاعت الهي است که باعث توجه و عنايت ربوبي مي ‌شود. پيامبر(ص) مي ‌فرمايد: «خداوند جواني را دوست دارد که جواني خود را در راه اطاعت خدا سپري کند»[۷]. بايد دانست اطاعت از ولي خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انساني که ادعاي دوستي با خدا و امام زمان(عج) را دارد بايد سعي در اطاعت داشته باشد. در زيارت جامعه کبيره آمده است«مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّه؛ هر کس شما را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است». «جابر بن عبدالله انصاري» مي ‌گويد: «امام باقر(ع) به من فرمود: «آيا کسي که ادعاي تشيع مي‌ کند، همين که بگويد ما را دوست دارد، کافي است؟ سوگند به خدا، شيعيان ما نيستند، مگر آنان که از خدا تقوا مي ‌کنند و به امانتداري و زيادي در ذکر خدا و روزه و نماز و نيکي به والدين و... شناخته مي‌ شود». بنابراين جوانِ منتظر بايد ضمن اظهار علاقه ‌مندي و محبت به خدا و اهل بيت(ع) ايشان، مطيع فرمان نيز باشد. با اين حال اگر مرتکب معصيت شد، آستان الهي درگاه نوميدي نيست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است. همانگونه که خود امام زمان(عج) هم از خداوند متعال مي ‌خواهد که توفيق بازگشت و توبه را به جوانان ارزاني بدارد: «خدايا! به جوانان توفيق توبه و انابه عنايت فرما»[۸] جوان که با ترک شهوات، راه اطاعت را در پيش مي‌ گيرد، پرواز ملکوتي را آغاز کرده و بسان ملائک مي ‌شود؛ همان گونه که پيامبر(ص) فرمود: «خداوند مي ‌فرمايد: «اي جواني که شهوت ‌هاي مبتذل خود را ترک کرده‌اي! تو در نزد من همانند بعضي از فرشتگان هستي».[۹]

    ۴. فعاليت:

    نقش اصلي جوانان اين است که بايد در عرصه مهدويت، فعال و پويا و به روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدويت بسيار فعال هستند در اين بين، توقع از جوانان ايران زمين بيشتر است؛ چرا که در طول تاريخ جايگاه ويژه‌اي داشته و در آينده هم دارند. پيامبر درباره ياران ايراني امام زمان(عج) دست مبارک خود را به شانه سلمان فارسي؛ نهادند و فرمودند: «منظور از ياران امام مهدي(عج)، هم ‌وطنان اين شخص است.» سپس فرمودند: «اگر دين به ستاره ثريا بسته باشد و در آسمان ‌ها قرار گيرد، مرداني از فارس آن را در اختيار خواهند گرفت»[۱۰] پس ياران و شيفتگان حضرت مهدي(عج) در دوران غيبت، بايد بينش ‌هاي خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستي بالا ببرند چون برنامه امام زمان(عج)، جهاني است، ياران آن حضرت نيز بايد نگاه ‌هاي وسيع و جهاني داشته باشند و استراتژي درستي را جهت زمينه ‌سازي براي ظهور و انقلاب جهاني حضرت(عج) طراحي کنند. از طرفي بايد روحيه شجاعت، ايثار، بردباري، يکدلي و استواري را نيز در خود تقويت کند. خداوند به همه ما توفيق کسب صفات و خصال ياران امام زمان(عج) را عنايت فرمايد تا در مرحله اول يک مهدي ‌باور و در مرحله بعد، يک مهدي ‌ياور و در مرحله پاياني، يک مهدي ‌زيست واقعي باشيم.

    پي نوشت ها:
    ۱. ر.ک: قرآن، مهدي و جوانان، نگارنده.
    ۲. تحف‌العقول، ص ۱۷۱.
    ۳. «انا خاتم الاوصياء و بي‌يدفع الله البلاء من اهل و شيعتي» کمال الدين، شيخ صدوق ج ۳، ص ۱۷۱.
    ۴. اصول کافي، کليني، ج ۲، ص ۱۷۳.
    ۵. کمال الدين، ج ۲، ص ۴۰۹.
    ۶. اصول کافي، ج ۱، ص ۱۴۲، باب النوادر.
    ۷. ميزان الحکمه، ري شهري، ج ۵، ص ۹.
    ۸. «تفضل ... علي الشباب بالانابه و التوبه» مصباح کفعمي، ص ۲۸۰.
    ۹. کنزالعمال، ج ۱۵، ص ۷۸۵، ح ۴۳۱۰۶.
    ۱۰. «لوکان الدين معلقا بالثريا لتناوله رجال من ابناء الفارس» معجم احاديث الامام المهدي(عج) ج ۱، ص ۳۷۴.

    منبع: سايت سبطين


    رمضان، بهار انتظار

    ماه خدا با بركت، رحمت و مغفرت الهی به بندگان خدا روی می آورد و همگان را به مهمانی خدا فرا می خواند؛ ماهی كه روزهایش بهترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست؛ ۱ ماهی كه در لحظه لحظه اش خدا جاری است و هر آنش سرمایه ای است كه باید چون جان پاسش داشت و آن را به راحتی از كف نداد.
    مگر می توان غیر از ماه مبارك رمضان، ماهی را پیدا كرد كه یك شب از شب های آن ارزشی فزونتر از هزار ماه داشته باشد؟ ۲
    مگر می توان غیر از این ماه، ماهی را سراغ گرفت كه در سرتاسر آن درهای بهشت بر روی مردمان گشوده و درهای دوزخ بر روی آنان بسته باشد؟ ۳
    مگر می توان ماه دیگری را نشان داد كه در آن نفس كشیدن حكم تسبیح و خوابیدن حكم عبادت داشته باشد؟ ۴
    پس بیایید قدر این ماه را بیشتر بدانیم و پیش از آنكه لحظه های ارزشمندش سپری شود از چشمه سار جوشان آن خود را سیراب كنیم.
    رمضان، بهار قرآن و بهار دعا و مناجات به درگاه پروردگار بی نیاز است. در هیچ ماهی به اندازه ماه مبارك رمضان، دعا، مناجات، ذكر و نمازهای مستحبی وارد نشده است. هر روز آن، دعایی خاص و هر شبش نماز و ذكری ویژه خود دارد.
    اما رمضان، بهار انتظار نیز هست؛ چرا كه در دعاها و مناجات های این ماه به همان اندازه كه روح بندگی و تضرع به درگاه خداوند و طلب آمرزش و رستگاری از او موج می زند؛ روح انتظار و امید فرا رسیدن دولت كریمهٔ اهل بیت(ع) نیز جاری است.
    با بررسی اجمالی اعمال ماه مبارك رمضان روشن می شود كه علاوه بر تضرع و بندگی در پیشگاه خالق هستی دو موضوع دیگر نیز در مجموع این اعمال مورد توجه جدی قرار گرفته است؛ كه عبارتند از:

    ۱) نقش امام و حجت الهی در جهان هستی

    در اعتقاد شیعه، امامت تنها به امور شرعی و اعتقادی مردم و یا حتی امور اجتماعی و سیاسی محدود نمی شود، بلكه امام به عنوان حجت خدا در عالم تكوین نیز نقش داشته و واسطه فیض الهی به بندگان است. به عبارت دیگر آنچه كه خداوند در عالم هستی مقدور فرموده از مجرای امام و حجت عصر بر مردم جاری و ساری می شود و از این رو است كه در زیارت «جامعه كبیره» ـ كه از امام هادی(ع) نقل شده ـ خطاب به ائمه معصومین(ع) عرض می كنیم:
    ... بكم فتح الله و بك یختم، و بكم ینزّل الغیث و بكم یمسك السماء أن تقع علی الارض إلاّ بإذنه و بكم ینفّس الهمّ و یكشف الضرّه... ۵ .
    ... خداوند، {هستی را} به وسیله شما آغاز كرد و به وسیله شما { نیز}  به انجام می رساند. او به وسیله شما باران را نازل می كند و به وسیله شما، تا زمانی كه خود اراده كند، آسمان را از اینكه بر زمین فرو افتد، نگاه می دارد و هم به وسیله شما غم و اندوه را برمیدارد و سختی ها را برطرف میسازد... .
    و یا در زیارت مطلقه حضرت ابا عبدالله، حسین بن علی(ع) ـ كه از امام صادق(ع) نقل شده ـ خطاب به آن وجود مقدس و دیگر ائمه هدی(ع) می گوییم: ... إرادهٔ الربّ فی مقادیر أموره تهبط إلیكم و تصدر من بیوتكم. ۶
    ارادهٔ پروردگار در همهٔ آنچه او مقدر داشته به شما محول شده و از خانه های شما صادر می شود.
    با توجه به این بینش و این اعتقاد نسبت به امامان معصوم و حجت های الهی(ع) است كه شب قدر مفهوم می یابد؛ شبی كه فرشتگان و روح به اذن پروردگار خویش «كلّ أمر» یا برنامهٔ یك سالهٔ جهان هستی را بر كسی كه از سوی خداوند به ولایت برگزیده شده عرضه می دارند. چنانكه در روایتی كه از پیامبر اكرم(ص) نقل شده آمده است: امنوا بلیلهٔ القدر، فإنّه ینزّل فیها أمر السنهٔ و إنّ لذلك ولاهٔ من بعدی علی بن ابیطالب و أحد عشر من ولده. ۷
    به شب قدر ایمان بیاورید همانا در این شب امور یك سال (همه آنچه در یك سال واقع می شود) نازل می گردد و برای این موضوع پس از من پیشوایانی وجود دارند كه عبارتند از: علیبن ابی طالب و یازده تن از نوادگان او.
    بنابراین، ماه مبارك رمضان كه شب مقدس قدر را در خود جای داده است فرصت مناسبی است برای توجه دادن مردمان به جایگاه برجستهٔ حجت های الهی(ع)، به طور عام و امام عصر و حجت زمان(ع)، به طور خاص، در عالم هستی و یادآوری وظیفه ای كه آنان نسبت به این واسطه های فیض خداوندی دارند.
    مرحوم مجلسی(ره) در بیان اعمال ماه مبارك رمضان می گوید: از جمله وظایفی كه در هر شب (ماه رمضان) مقرر شده این است كه بنده در آغاز هر دعای نیكو و در پایان هر عمل پسندیده آن كس را كه جانشین خداوند، جل جلاله، در میان بندگان و سرزمین های او می داند، یاد كند؛ زیرا آن جانشین عهده دار همه نیازمندی های روزه دار است؛ از خوراكی و آشامیدنی او گرفته تا همه آنچه كه او در نظر دارد؛ یعنی همه اسباب و وسایلی كه در اختیار جانشین پروردگار بزرگ (ربّ الارباب) است. همچنین هر روزه دار وظیفه دارد كه آن جانشین خدا را، به آنچه كه شایسته مانند اوست، دعا كند و معتقد باشد كه خداوند، جل جلاله، و جانشین او بر او منت گذاشته اند كه چنین جایگاه و منزلتی را به او بخشیده اند. ۸
    مرحوم مجلسی پس از این عبارت روایتی را از كتاب «إبن أبیقرّه» نقل میكند كه در آن به نقل از صالحین(ع) چنین آمده است: در شب بیست و سوم ماه رمضان، ایستاده و نشسته و در هر حالی كه هستی، و همچنین در تمام این ماه و به هر صورت ممكن، بلكه در تمام مدت روزگارت، پس از بزرگداشت نام خدای تعالی و درود و صلوات بر پیامبر و خاندان او بگو: أللّهم كن لولیّك القائم بأمرك، محمد بن الحسن المهدی ـ علیه و علی آبائه أفضل الصلاهٔ والسلام ـ فی هذه الساعهٔ و فی كل ساعهٔ، ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و مؤیّداً حتی تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فیها طولاً و عرضاً... . ۹
    خداوندا! ولی و برپا كننده امرت، محمد، زادهٔ حسن، مهدی را ـ كه برترین درودها و سلام ها بر او و پدرانش باد ـ در این ساعت و در همه ساعت ها، سرپرست، نگهدار، راهبر، یاور، راهنما و پشتیبان باش تا او را {نه از سر زور بلكه}  به اختیار {مردم} در زمین جایگاه بخشی و او را در درازا و پهنای زمین بهره ور و كامران سازی.
    با توجه به آنچه كه گذشت بر همهٔ ما لازم است كه در فرصت به دست آمده در ماه مبارك رمضان از یك سو به نقش و جایگاهی كه حضرت بقیهٔ الله الاعظم ـ ارواحنافداه ـ به عنوان حجت خدا و امام عصر در سراسر جهان هستی و در زندگی همه انسانها دارند، توجه كنیم و آن را به درستی بشناسیم و از سویی دیگر به وظیفه و تكلیفی كه در برابر آن وجود مقدس ـ كه ولی نعمت همه ما و واسطه همه فیوضات الهی هستند ـ به خوبی واقف شویم و بدانیم كه همه نعمت ها و بركت های الهی به سبب وجود ایشان بر ما جاری شده و بنابراین بی توجهی و غفلت نسبت به آن حضرت، ناسپاسی و قدرناشناسی بزرگی است كه خداوند به سادگی از آن نخواهد گذشت.

    ۲) آمادگی برای ظهور دولت كریمه اهل بیت(ع)

    در تعدادی از دعاهایی كه در ماه مبارك رمضان وارد شده موضوع انتظار و آمادگی برای ظهور مورد توجه قرار گرفته كه در اینجا به برخی از آنها اشاره می كنیم:
     
    ۱ـ۲) دعای افتتاح:

    یكی از دعاهایی كه خواندن آن در هر شب ماه رمضان سفارش شده، دعای افتتاح است. نكته قابل توجه در مورد دعای یاد شده این است كه بیش از یك سوم آن به دعا برای گشایش و پیروزی قائم آل محمد(ع)؛ درخواست ظهور دولت كریمه اهل بیت(ع)؛ نجوای عاشقانه در فراغ ولی زمان و شكایت از غیبت و دوری او، اختصاص دارد.
    در قسمتی از دعای افتتاح چنین می خوانیم: أللّهمّ و صلّ علی ولیّ أمرك القائم المؤمّل والعدل المنتظر و حفّه بملائكتك المقرّبین وأیّده بروح القدس یا ربّ العالمین؛ أللّهمّ اجعله الداعی إلی كتابك و القائم بدینك استخلفه فیالارض كما استخلفت الذین من قبله... .
    خدایا! بر ولی امرت، آن قیام كنندهٔ مورد آرزو و آن عدالت مورد انتظار درود فرست و او را با فرشتگان مقربت در برگیر و با روح القدس یاری كن؛ ای پروردگار جهانیان، خدایا! او را فراخواننده به سوی كتابت و برپا كنندهٔ دینت قرار ده و او را بر روی زمین جانشین قرار ده، چنانكه كسانی را كه پیش از او بودند جانشین قرار دادی... .
    و باز در همین دعا می خوانیم: أللّهمّ إنّا نرغب إلیك فی دولهٔ كریمهٔ تعزّ بها الاءسلام و أهله و تذلّ بها النفاق و أهله و تجعلنا فیها من الدعاهٔ إلی طاعتك والقادهٔ إلی سبیلك و ترزقنا بها كرامهٔ الدنیا والاخرهٔ... ۱۰
    خدایا ما به راستی آرزو داریم از تو دولت بزرگ منشی را كه به واسطه آن اسلام و اهل آن را عزیز گردانی و نفاق و اهل آن را خوار و ذلیل گردانی و در آن دولت ما را از جمله كسانی قرار دهی كه به سوی طاعت تو فرامی خوانند و به راه تو راهبری می كنند به واسطهٔ آن دولت كرامت و بزرگواری را در دنیا و آخرت روزی ما قرار ده... .
    گفتنی است كه این بخش از دعای افتتاح در دعای مفصلی كه از امام صادق(ع) در هنگام دخول ماه مبارك رمضان وارد شده، نیز آمده است. ۱۱

    ۲ـ۲) دعای حج :

    یكی دیگر از دعاهای ماه مبارك رمضان كه مضمون انتظار و آمادگی برای ظهور در آن موج می زند دعایی است كه مرحوم شیخ عباس قمی(ره) در مفاتیح الجنان از آن به عنوان «دعای حج» یاد كرده است. مرحوم كلینی(ره) این دعا را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده و خواندن آن در همه ایام مبارك رمضان توصیه نموده است. در بخشی از این دعا چنین می خوانیم:
    و أسئلك أن تجعل وفاتی قتلاً فی سبیلك تحت رأیهٔ نبیّك مع أولیائك و أسئلك أن تقتل بی أعدائك و أعداء رسولك... ۱۲
    و از تو می خواهم كه مرگ مرا كشته شدن در راه خودت، زیر پرچم پیامبرت و همراه با بندگان خاص خود، قرار دهی، و از تو می خواهم كه دشمنانت و دشمنان پیامبرت را به دست من نابود سازی...
    چنانكه برخی مفسران كتاب الكافی گفته اند مراد از پرچم پیامبر(ص) در این دعا همان پرچمی است كه در حال حاضر در اختیار حضرت قائم(عج) است. این احتمال هم وجود دارد كه چون پرچم پیامبر و پرچم قائم هر دو در حق بودن مشتركند از پرچم قائم به عنوان پرچم پیامبر یاد شده است. ۱۳
    دعاهای دیگری نیز در این ماه وجود دارد كه در آنها به نوعی به موضوع انتظار و آرزوی برپایی دولت كریمهٔ اهل بیت(ع) اشاره شده است. دولتی كه در پناه آن همه فقرا بی نیاز می گردند؛ همهٔ گرسنگان سیر می شوند؛ همه برهنگان پوشیده می شوند؛ همه بدهكاری ها ادا می گردد؛ از همه گرفتاران رفع گرفتاری می شود و بالاخره همه امور مسلمانان اصلاح می گردد.
    در پایان یادآوری می كنیم كه یكی از نشانه های اصلی ظهور؛ یعنی ندای آسمانی نیز در ماه رمضان رخ می دهد. چنانكه در روایتی كه از امام باقر(ع) نقل شده آمده است:
    آن ندای آسمانی برنخواهد خاست مگر در ماه رمضان كه ماه خداست. آن ندا از جبرییل است كه خطاب به مردم سر داده می شود و نام قائم را در همه جا طنین انداز می سازد، تا آنجا كه همهٔ ساكنان زمین از شرق تا به غرب، آن ندا را خواهند شنید. از وحشت شنیدن آن ندا هر كس كه در خواب فرو رفته بیدار می شود و هر كس برپا ایستاده ناچار به نشستن می شود و هر كس بر زمین نشسته، به ناگاه از جای برمی خیزد. پس رحمت الهی بر كسی باد كه این ندا را بشنود و به آن پاسخ گوید. ۱۴
    امید كه خداوند به همهٔ ما توفیق دهد كه آن ندای آسمانی را درك كنیم و آن را چنان كه شایسته است پاسخ گوییم و در خیل یاران حضرت مهدی(ع) درآییم. 

    پی نوشتها :
    ۱ . برگرفته از خطبه شعبانیه رسول اكرم(ص). ر.ك: محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۳، ص۳۵۶. به نقل از: شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، ج۱، ص۲۹۵.
    ۲ . ر.ك: سوره قدر (۹۷)، آیه ۳.
    ۳ . برگرفته از خطبه شعبانیه رسول اكرم(ص)، ر.ك: محمدباقر مجلسی، همان، ص۳۵۷-۳۵۶.
    ۴ . همان.
    ۵ . ر.ك: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه كبیره، به نقل از: شیخ صدوق، همان.
    ۶ . ر.ك: شیخ عباس قمی، همان، زیارت مطلقه امام حسین(ع)، زیارت اول، به نقل از: محمد بن یعقوب كلینی، الكافی.
    ۷ . محمد بن یعقوب كلینی، همان، ج۱، ص۵۳۳، ح۱۲؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفهٔ حجج الله علی العباد، ج۲، ص۳۴۶-۳۴۵.
    ۸ . محمدباقر مجلسی، همان، ج۹۴، ص۳۴۹-۳۴۸، به نقل از: سید علی ابن طاووس، إقبال الاعمال، ص۸۶ .
    ۹ . همان، ص۳۴۹؛ همچنین ر.ك: محمدبن یعقوب كلینی، همان، ج۴، كتاب الصیام، باب فی لیلهٔ القدر، ص۱۶۲، ج۴. مرحوم كلینی این روایت را به نقل از محمد بن عیسی و او نیز با اسناد خود از صالحین (ع) نقل كرده است. در این روایت دعای مزبور به این صورت آمده است: «أللّهمّ كن لولیّك فلان بن فلان فی هذه الساعهٔ و فی كلّ ساعهٔ ولیّاً و حافظاً و ناصراً و دلیلاً و قاعداً و عوناً ] عیناً [ حتّی تسكنه أرضك طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً».
    ۱۰. شیخ عباس قمی، همان.
    ۱۱. محمدباقر مجلسی، همان، ج۹۴، ص۳۳۲.
    ۱۲. محمدبن یعقوب كلینی، همان، ج۴، كتاب الصیام، باب مایقال فی مستقبل شهر رمضان، ص۷۴، ح۶؛ همچنین ر.ك: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان.
    ۱۳. همان.
    ۱۴. همان.

    منبع: ماهنامه موعود 

    به قلم: ابراهیم شفیعی سروستانی

     

     

     


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .