سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1944883
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    آثار خداشناسی در زندگی فردی و اجتماعی خداشناسی و تلاش و امید
    (قسمت اول) وقتی حوادث سخت و پیچیده در زندگی انسان رخ می دهد و درها ظاهراً به روی او از هر سو بسته می شود و در برابر مشكلات احساس ضعف و ناتوانی و تنهایی می كند، ایمان به خدا به یاری او می شتابد و به او نیرو می دهد. آنها كه به خدا ایمان دارند، خود را تنها و ناتوان نمی بینند، مأیوس نمی شوند، احساس ضعف و ناتوانی نمی كنند، چون قدرت خدا بالاتر از همه مشكلات است و همه چیز در برابر او سهل و آسان می باشد. آنها با امید به لطف و حمایت و كمك پروردگار، به مبارزه با مشكلات برمی خیزند و تمام نیروهای خود را به كار می گیرند و با عشق و امید، به تلاش و كوشش ادامه می دهند و بر سختیها پیروز می شوند. آری، ایمان به خدا نور امید را همیشه در دلها زنده نگه می دارد. ایمان به خدا، تكیه گاه بزرگی برای انسانهاست.
    ایمان به خدا، مایه استقامت و پایمردی است. و به همین دلیل، افراد با ایمان هرگز دست به خودكشی نمی زنند، زیرا خودكشی از یأس و ناامیدی كامل و احساس شكست سرچشمه می گیرد، اما افراد با ایمان نه ناامید می شوند و نه احساس شكست می كنند.
    خداشناسی و آرامش:
    بشر در سایه دانش نیرومند خود، بر بسیاری از مشكلات زندگی پیروز شده و به قسمتی از بیچارگیها و ناتوانیهای خود پایان داده است. ولی در برابر این پیروزی چشمگیر علمی، به سكون خاطر و آرامش روان كه زیر بنای یك زندگی سعادتمندانه است، نه تنها دست نیافته است، بلكه به موازات پیشرفتهای مادی و افزایش وسایل استراحت جسمی، مشكلات روانی او روز به روز افزون گردیده و لحظه به لحظه به سیر صعودی خود ادامه می دهد، گویی نگرانیهای روحی و دلهره های روانی، با پیشرفتهای مادی و تمدن ماشینی او توأم و همراه بوده و به موازات هم در حال پیشرفت هستند.
    البته، بشر در تمام قرون با نوعی از اضطراب و تشویش دست به گریبان بوده است؛ ولی هیچ گاه بسان این عصر دچار ترس، غم، اضطراب، دلهره، تشویش خاطر و پریشانی روان نبوده است گواه آن، آمارهایی است كه مطبوعات صنعتی ترین كشورهای جهان در این باره منتشر ساخته اند. البته، اضطراب و نگرانی عللی دارد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم.
    عوامل اضطراب و نگرانی
    1) مادیگرایی بی حد و حساب:در میان گروهی كه معنویات را به بوته فراموشی سپرده اند و جز مادیات زودگذر دنیوی، هدف دیگری ندارند؛ هر فردی از آنان برای بهتر زیستن و ارضای غرایز و اشباع خواسته های درونی خود، پیوسته تلاش می كند و در عین حال به یك دهم آنچه می خواهد نمی رسد. نتیجه چنین دنیا خواهی و تجمل پرستی، جز تشویش و اضطراب و سلب آرامش فكری چیزی نیست. شخصی كه هدفی جز ثروت اندوزی و بهره گیری مادی و لذتهای جسمی نداشته باشد و در حقیقت فضای فكر و روح و روان او را دنیا طلبی و مادیات پر كرده باشد، از آنجا كه قسمت اعظم آنچه را می خواهد فراهم نمی گردد، ناچار دچار آزارهای فكری و تشویش و نگرانی روانی شده، و پیوسته رنج می برد. 2) معمای هستی:بشر در پرتو حس كنجكاوی، خواهان درك راز هستی و معمای خلقت است. او همواره می خواهد بفهمد كه سرآغاز هستی و سرانجام آن كجاست و خود او از كجا آمده و راز آفرینش او چیست، و بسیاری از افراد بشر در فصل مخصوصی از عمر خود می پرسند:از كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ گروهی در پرتو داشتن سرمایه علمی كافی، و رهبریهای صحیح، به درك راز خلقت و سرآغاز و سرانجام آن موفق می گردند؛ ولی برخی در اثر ناهمواری محیط، در دریای حیرت و بهت فرو می روند. در این میان، آن گروه كه حساسیت خاصی در این مسایل دارند، اگر حس كنجكاوی آنان به طرز صحیحی رهبری نشود و یا خود آنها نیز مایه كافی برای حل این معما نداشته باشند، چه بسا دچار افكار مالیخولیایی و تشویش فكری می گردند و در فشار روانی خاصی كه سرانجام بدی دارد، قرار می گیرند.
    3) شداید و مصایب:جهان پر از مصایب و شداید است. هر فردی در طول زندگی خود با یك سلسله از محرومیتها، شكست، فقدان عزیزان، حوادث ناگوار و فرساینده اجتماعی، بلاهای زمینی و آسمانی و دهها گرفتاری دیگر مواجه می شود و هر كدام از آنها عامل مهمی برای اضطراب و دلهره و غم و اندوه به شمار می روند. در یك چنین توفانی كه كشتی زندگی بر اثر برخورد با كوههای مخفی دریای پر توفان اجتماعی ما، به شدت می شكند؛ عاملی لازم است كه به روح و روان آرامش بخشد، تا در پرتو آرامش روحی، كشتی شكسته خود را به ساحل نجات رهبری كنیم.
    4) اندیشه فنا:هر فردی به طور قطع و یقین می داند كه رشته عمر وی پس از مدتی قطع خواهد گردید و از آنچه به قیمت عمر خود گرد آورده، دست خواهد شست. اندیشه مرگ كه به صورت هیولای مخوفی در برابر هر انسانی مجسم می گردد. گاهی در این مرحله، فشار روانی به حدی می رسد كه انسان را به مرگ زودرس دچار می سازد، زیرا وقتی بشر مرفه خود را با یك چنین اعتقادی (كه مرگ دروازه فناست و پس از مرگ خبری نیست) در آستانه فنا دید، یأس و نومیدی مطلق، محیط روح را سخت تیره و تار كرده و زندگی را به كام او تلخ می سازد. در اثر این عوامل و همانند آنهاست كه زندگی در محیطهای دور از معنویت، با رنج و فشار روحی توأم است و بشر مادی در فكر پناهگاهی است كه به روح متزلزل او ثبات و آرامش بخشد، و خود را از این اضطراب و دلهره برهاند و گروهی به مشروبات الكلی، برخی به مواد مخدر مانند هروئین و كوكائین، و ... پناه برده و عده ای خود را به قمار مشغول می سازند، تا در سایه این عوامل تباه كننده عقل و احساس، مدتی در جهان بی خبری به سر برند و به طور موقت روح و روان خود را به دست فراموشی سپرده و از فشارهای محیط مادیگری ناآگاه گردند. منبع روزنامه قدس


    قرآن پژوهي سعادت شناختي
     
     
    سعادت، موضوعي است که همواره ذهن آدمي را فراخور درکي که از اشياء و پديده‌هاي جهان هستي دارد، مشغول داشته است.
    ديدگاه‌هاي اين جهاني يا‌گيتيک، سعادت را آن گونه که راهي جز آن ندارد در تعلقات همين جهان مي‌پندارند و در سوي ديگر، ديدگاه‌هاي متاگئيستيک (متافيزيک= مابعدالطبيعه) مفهوم سعادت را گسترده‌تر و حوزه پاداش برخورداري آن را پهنه‌ورتر نموده‌اند.
    در اين ميانه قرآن‌پژوهي سعادت شناختي، گامي است درجهت شناخت معيارها و ملاک‌هاي خوب بودن و خوب ماندن و آراستن خود به صفات پسنديده و ارزشمند اخلاقي که موجب خوشبختي اين جهاني و رستگاري آن جهاني مي‌گردد. خداوند آفريننده آسمان‌ها و زمين است (بديع‌السموات والارض-بقره/17) مي‌داند که خدا مراقب احوال اوست (ان الله کان عليکم رقيبا، نساء/1) و به مراتب ايمان هرکس آگاه است (والله اعلم بايمانکم. نساء/25) و مي‌خواهد که راه سعادت را به بشر بنماياند (يريد الله لبين لکم و يهديکم سنن الذين من قبلکم و يتوب عليکم. نساء/26) و آنان را از تاريکي ناداني به روشنايي دانايي رهنمون گردد (يخرجهم من الظلمات الي النور، بقره /257) و به سوي بهشت و آموزش خود فرا بخواند (والله يدعوا الي الجنة و المغفرة باذنه. بقره/ 221) چرا که بازگشت همه موجودات و هستومندان به سوي اوست (و الي الله ترجع الامور. آل عمران /119).
    هم از اين روست که انسان متاگيئيک انگار، به مفاهيم و ارزش‌هاي اخلاقي فردي و اجتماعي پاي‌بند است چون که کردارهاي ارزشي را فرآيند پندارهاي نيکوست (حسن نيت و عمل) راه رسيدن به بهشت و مينوي جاودان مي‌داند.
    ئوده مونيک، نگره‌اي کلي در مبحث سعادت است و مي‌توان گفت از نگاه قرآن، سعادت فردي و اجتماعي بشر، در کردار نيک و عمل به ارزش‌هاي اخلاقي مي‌باشد. اين ارزش‌ها همان است که انسان را به فراتر از خودبيني و خودبزرگ‌انگاري متوجه مي‌سازد و مفاهيمي چون ديگربيني و خدابزرگ‌انگاري را بيش از پيش جلوه‌گر مي‌سازد.
    پرهيزگاري (در آيات متعددي چون طلاق/ 2 و 3- آل عمران/29- شعراء/ 26) توکل (در آياتي چون يونس/71-نمل/79) راستي و راستگويي (در آياتي چون توبه/119- حجرات /15- احزاب/70) شجاعت (در آيات متعددي چون نساء/104- توبه/13- فتح/29) سپاسگزاري (در آيات متعددي چون نمل/4- انسان/3- ابراهيم/7) صبر و بردباري (در آياتي چون بقره/153- آل عمران/200- رعد/20) ادب (در آياتي چون نساء/86 و 114- نور/61- مجادله/11) کردار نيکو (در آياتي چون بقره/62-کهف/110- فصلت/46) پاکيزگي (در آياتي چون بقره/222- مائده/6- اعراف/31) استواري پيمان (در آياتي چون بقره/40- مائده/1- اسراء/34) گذشت و چشم‌پوشي (در آياتي چون آل عمران/159- فساء/149- اعراف/199- رعد/23) همينطور مفاهيم ديگري مانند انفاق و سخاوت، همکاري، توبه، سعي و کوشش، دادگري، فروتني، گفتار نيک، ميان‌روي، نيايش و دعا و... همه از ارزش‌هاي اخلاقي هستند که در قرآن به تائيد و تاکيد بر آنها سخن به ميان آمده است و در مقابل به نهي ضد ارزش‌ها مي‌پردازد و آدمي را از خيانت، ستمگري، خشم، خودخواهي، بدگماني، زياده‌روي، آزار، ناسزاگويي، دورويي، هواپرستي و... با گوشزد اين موضوع که انسان با اين کردارها دچار آسيب‌و زيان مي‌گردد و کيفر وي دوزخ خواهد بود، او را از اين اعمال شديدا" باز مي‌دارد.
    قرآن براي سالم‌سازي جامعه و ايجاد همبستگي و نيل به سعادت و رستگاري افراد، اصول و بايسته‌هاي گوناگوني وضع کرده، چنانچه ايمان‌آورندگان را برادر مي‌داند (انما المومنون اخوة. حجرات/10) و از اختلاف و درگيري برحذر مي‌دارد و براي اينکه ريشه اختلافات اجتماعي را بخشکاند، شش عامل تفرقه (يعني تمسخر، عيب‌جويي، لقب زشت دادن، گمان بستن، کنجکاوي بي‌جا و غيبت) را برمي‌شمرد و آدمي را به پرهيز و هوشياري راهبري مي‌کند. (يا ايها الذين آمنوا لايسخر قوم من قوم... و لاتلمزوا انفسکم و لاتنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق اجتنبوا کثيرا من الظن... و لاتجسسوا و لايغتب بعضکم بعضا... حجرات/10-11)
    از سويي نيز مراقبت‌هاي اخلاقي که در قرآن آمده تاثير بسزايي در استحکام نظام خانواده و اجتماع دارد، مراقبت‌هايي چون عفت (روم/2- نساء/20) نگاه (نور/30- احزاب/59) حجاب (نور/30- احزاب/59) مسئوليت خانواده (تحريم/6) احترام به پدر و مادر (آيات متعددي چون اسراء/23- انعام/151- احقاف/17- لقمان/14- مريم/14)
    بيش از هشتاد آيه قرآن با لفظ ياايها الذين آمنوا در دو بخش «امر به صفات پسنديده» و «نهي از صفات ناپسند» آمده است و آنچه به طور قطع روشن مي‌گردد اين است که انجام اعمالي که در قرآن سفارش شده است، موجب رستگاري و سعادت بشر و آنچه نهي شده است موجب زيان و خسران خواهد بود. سواي مطالب گفته شده از تمام آيات قرآن که درباره ارزش‌هاي اخلاقي گفته است مي‌توان نتيجه گرفت که عوامل پايه‌اي و درخور توجه براي سعادت اجتماعي بشر عبارت است از تلاش و کوشش انسان‌ها (کل امري بما کسب رهين. طور/21) به دست آوردن توانايي (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة. انفال/60) و عدالت اجتماعي (کونوا قوامين بالقسط شهداءلله و لو علي انفسکم او الوالدين و الاقربين. نساء/134)
    سخن آخر اين که قرآن، به روشني و براي همه زمان‌ها دريچه و سويه‌اي است رو به سعادت و شناخت رستگاري جاويد.
    بيش از هشتاد آيه با لفظ يا ايها الذين آمنوا در دو بخش «امر به صفات پسنديده» و «نهي از صفات ناپسند» آمده است و آنچه به طور قطع روشن مي‌گردد اين است که انجام اعمالي که در قرآن سفارش شده است، موجب رستگاري و سعادت بشر و آنچه نهي شده است موجب خسران خواهد بود.
    قرآن براي سالم‌سازي جامعه و ايجاد همبستگي و نيل به سعادت. اصول و بايسته‌هاي گوناگوني وضع کرده، چنانچه ايمان‌آورندگان را برادر مي‌خواند و از اختلاف و درگيري برحذر مي‌دارد و براي اينکه ريشه اختلافات اجتماعي را بخشکاند، شش عامل تفرقه را برمي‌شمرد.
    منبع :روزنامه خراسان


     
    حجاب
    زکات الجمال العفاف                زکات زیبایی عفاف است
     
    کشف حجاب زن یعنی شکستن مقاومت او،یعنی آشکار کردن زیبایی هاوحجاب وپوشیدن یعنی مخفی کردن یک رازوایجاد یک دنیااسرار و نهفته ها،نمایاندن ارزش واقعی زن وحفظ حرمت وی.
    مستر هنو(جاسوس انگلیسی) در برشمردن نقاط قوت مسلمانان به مورد حجاب اشاره میکند وبی تردید نیست که در کشف حجاب برای استکبار منافع سیاسی وجود داشته است .
    زن در جهان امروز مظلوم واقع شده است که یکی از ابعاد آن تشویق زنان به ظاهر شدن در منظر دید برای تبلیغات است و بعد دیگرمورد اهانت و ضرب وشتم مرد خود قرار گرفتن است
    قرآن کریم می فرماید:حجاب یک نحوه حرمت قائل شدن برای زن است که نامحرمان اوراازدیدحیوانی ننگرند.
     
    شریعت اسلام بامقررکردن حجاب زن راازشیئ بودن نجات بخشید واورابرمقام رفیع انسانی خویش نشانیدوحجاب راسبب آرامش روانی وسلامت اقتصادی واخلاقی جامعه می داند.
    رسول خدا(ص)زنان رابهترین سلاح شیطان ((اوثق سلاح ابلیس النساء))وزیان انگیزترین فتنه برای مردان((ماترک بعدی فتنه اضرعلی الرجال من النساء))دانسته اند،مقصود زنان وسوسه گرو((النفاثات فی العقد))ی هستند که با عشوه گری مردان راازجاده ی تقوی درچاه میل وشهوت پرستی ساقط میکنند.
     
    بی بندوباری درپوشش سبب بی علاقگی به ازدواج،ناپایداری خانواده ،تزلزل وناپایداری اجتماع،زیانهای اقتصادی ،عقب افتادگی درتحصیل،تلف کردن وقت واضطرابی دائم است.
     
    نظریه روانپزشکان در خصوص حجاب
     
    دکتر پاکنژاد:مینی ژوپ رانها را ضخیم کرده واز قواره می اندازد.
    *لباس تنگ برهرنقطه که فشارآورد سبب ابتلاع به بیماریهای پوستی میشود همچنین بیماریهایی ازقبیل:
    ـــدشواری درتنفس
    ــــبی قراری وناآرامی
    ـــــخستگی فکری ودماغی
    ـــــدرد در اطراف قلب
    ــــپیدایش سنگ کیسه صفراء
    ــــبیماری درمان ناپذیرایدز
    رابه دنبال دارد.
     
    نظردانشمندان وهنرمندان غیرمسلمان درباره حجاب
     
    خانم ساچیکوموراتا(ازژاپن)ـــدین بودایی همسرمسیحی ـــ مسلمان شده بعد ازانقلاب اسلامی ایران:من محجبه بودن زنان را درحد معقول می پسندم زیرا اصولا طبع هرانسانی طالب کشف تنوع هاست وقتی زنان به شکل امروزی مکشوفه باشندچیزی برای توجه مرد باقی نمی گذارند.
     
    توصیه چارلی چاپلین به دخترش :برهنه گی بیماری عصرماست من پیرم شاید حرفهای خنده آور می زنم اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست داری.
     
    آلفرد هیچکاک(فیلمسازمشهور):من معتقدم زن باید مثل فیلمی پراز هیجان باشدو ماهیت خودرا کمتر نشان دهدو برای کشف خود مرد را به نیروی تخیل زیادتری وادارد.
     
    برتراندراسل:ازلحاظ هنرمایه ی تأسف است که به آسانی به زنان بتوان دست یافت وخیلی بهتر است که وصال زنان دشوارباشدبدون آنکه غیرممکن گردد.
     
    خانم گاندی :ای زنان اگر آرایش کردن شما به منظورجلب شهوت مرد است از این کارخودداری کنید وزیر بار چنین خفت و خواری نروید.
     
    درآلمان نیزرده پایی از حجاب یافت می شود زنان توانگرتاج های زرین یا  روسری زربفت  می پوشیدند اما
    زنان با آزرم ومحجوب دستمالی ازپارچه های لطیف به سر میافکندند وزیر چانه گره می زدند آنچه مسلم وقطعی به نظرمیرسدحجاب قبل ازاسلام در ادیان و اقوام مختلف رواج داشته واسلام مبدأ این رسم نبوده تنها تشریع حدود آن توسط اسلام صورت گرفته و پوشش ریشه در فطرت بشر دارد آنجا که می فرماید(فلماذا" الشجرة بدت لهما سواتهما وطفقا یخصفان علیهما من ورقه الجنه)وآن دم که چشیدند از آن درخت پدیدارشد برای ایشان عورتشان وآغاز کردند که بچسبانند بر عورتشان از برگ درخت بهشت.
    وقتی حضرت آدم وحوااز بهشت هبوط کردند به دنبال ساتری از برگ درختان میگشتندو این مطلب فطری بودن پوشش رامی رساند هرچند حد ومرز آن را شرع معین می کند.
    حجاب در مردان نیز مطرح شده است اما نه به آن اصطلاحی که در زنان است زیرا طبیعت زن ومرد با هم فرق دارد ولی باید دانست که حجاب به معنی پوشش است و این پوشش را مردان هم باید داشته باشند.
     
    واژه هایی که درآیات حجاب یا در تعیین حدود حجاب نقش مهمی دارد
     
    زینت،جلباب،خمار،حبیب،تبرج
    دراین بحث ازجمله بحث های مهم مسئله نگاه است بدین سان ما با قاطعیت تمام معتقدیم که پوشش امنیت زن را فراهم نموده و در این حریم می توان حضور عینی خود را در ابعاد مختلف اجتماع تحقق بخشید.
      


     

     

    گروه انديشه: دائرة‌المعارف قرآنی لايدن، در سرای انديشه و قرآن نمايشگاه بين‌المللی قرآن‌كريم مورد نقد و بررسی استادان حوزه و دانشگاه قرار گرفت.
    به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، تاليف اين دائرة‌المعارف قرآنی كه در سال ۲۰۰۱ در شهر لايدن هلند به سرويراستاری خانم «جی‌مك‌لويس» استاد ادبيات عرب دانشگاه «جرج‌تاون» آمريكا، حاوی هزار مدخل قرآنی، آغاز شد، كه تا به حال سه جلد آن منتشر شده است و دو جلد بعدی آن تا پايان سال ۲۰۰۵ ميلادی عرضه می‌شود.
    در اين نشست كه در ادامه سلسله برنامه‌های «سرای انديشه و قرآن» دوازدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن‌كريم برگزار شد، «مهرداد عباسی» عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد و بنياد دائرة‌المعارف اسلامی، با اشاره به سنت دائرة‌المعارف اسلامی‌نويسی در غرب گفت: سابقه اين نوع دائرة‌المعارف‌نويسی با تدوين دائرة‌المعارف اسلامی توسط دانشگاه آكسفورد به يك قرن قبل بازمی‌گردد كه از قضا دائرة‌المعارف ايران و اسلام كه تأسيس آن به ۲۵ سال پيش برمی‌گردد، الهام‌ گرفته از روش‌شناسی دائرة‌المعارف اسلامی است.
    وی دائرة‌المعارف قرآنی لايدن را دائرة‌المعارفی با مشخصات يك دائرة‌المعارف علمی عنوان كرد و افزود: اگر ما با فرآيند علمی دائرة‌المعارف‌نويسی آشنا باشيم، می‌توانيم به خوبی از پس نگارش يك مدخل دائرة‌المعارف قرآنی به‌خوبی برآييم، همچنين اگر ما بخواهيم يك مدخل دائرة‌المعارفی بنويسيم حتماً بايد منابع متعدد آن حوزه را به خوبی بشناسيم؛ از اين حيث دائرة‌المعارف لايدن يك اثر علمی است، چراكه تعدد منابع در يك مدخل از محتوای متن بيشتر مورد تأكيد بوده است.
    «عباسی» در ادامه، با اشاره به غربی‌بودن خاستگاه مؤلفان دائرة‌المعارف لايدن، سابقه قرآن‌پژوهی در غرب را دو قرن خواند و يادآور شد: حدود دو قرن است كه موضوع «قرآن‌پژوهی» در نزد خاورشناسان رشد كرده است، بنابراين چون غرب يك ماهيت علمی همراه خود دارد، از اين حيث رهيافت خاورشناسان به موضوع قرآن‌پژوهی برای ما مسلمانان می‌تواند قابل‌توجه باشد.
    عضو هيأت علمی بنياد دائرة‌المعارف اسلامی، به معرفی نويسندگان و هيأت تحريريه اين دائرة‌المعارف قرآنی پرداخت و تصريح كرد: «آندرو روبين» يكی از سرويراستاران و اعضای هيأت تحريريه اين دائرة‌المعارف، متخصص «تاريخ تفسير اسلام»و كلاً مباحث تفسيری است كه ايشان را در غرب به عنوان يكی از تفسيرشناسان بسيار زبده می‌شناسند، تا جايی‌كه «الياده» در دائرة‌المعارف دين نگارش مدخل تفسير را به ايشان سپرد؛ ايشان نويسنده مدخل «تفسير» در دائرة‌المعارف قرآنی لايدن است.
    وی «نصر‌حامد ابوزيد» را يكی از مؤلفان مسلمان اين دائرة‌المعارف توصيف كرد و گفت: او استاد علوم قرآنی دانشگاه لايدن و متخصص مباحث «تأويلی» و «تاريخ تفسير» است كه از قضا كتاب‌های مهمی هم با نام «فلسفه تأويل»، رويكرد عقلانی به تفسير و معنای متن تأليف كرده است كه هر كدام از آنها به زبان‌های مختلف ترجمه و تدريس می‌شود.
    اين پژوهشگر قرآنی، «محمد اركون» را از ديگر نويسندگان اين دائرة‌المعارف دانست كه آوازه فلسفه‌دانی وی در جهان غرب شهره است و اظهار كرد: عليرغم اين‌كه «محمد اركون» را در جهان غرب به عنوان يك فيلسوف می‌دانند تا يك قرآن‌شناس، اما آميختن مباحث «زبان‌شناسی» و «نمادشناسی» با مباحث قرآنی توسط وی، يكی از معيارهايی بوده است كه او را به عنوان تحريريه اين دائرة‌المعارف معرفی كنند.
    «عباسی»، اين نويسنده را يك متفكر دينی بديعی دانست كه در پروژه «نقد عقل اسلامی» خود هم به نقد سنت خاورشناسی قرآنی می‌پردازد و هم به نقد سنت تفسيری مسلمانان می‌نشيند.
    وی اين روش را روش معتدلی در عرصه قرآن‌پژوهی دانست و افزود: اركون در كتاب «اسلام ديروز و امروز»، به مقايسه مدخل «قرآن در اسلام» دائرة‌المعارف اسلامی آكسفورد و كتاب «الاتقان‌فی‌العلوم‌القرآن»، «محمد سيوطی» می‌پردازد؛ در اين مقايسه وی می‌گويد روش سيوطی عليرغم گذشت زمان هنوز جديد است، اما مقاله قرآن در اسلام آكسفورد، بسيار سطحی است، بنابراين دليل نمی‌شود كه يك اثر باتوجه به وابستگی آن به سنت، سخن جديدی نداشته باشد.
    «عباسی» در خاتمه سخنانش، ويژگی‌ بارز دائرة‌المعارف لايدن را جامع‌بودن آن ارزيابی كرد و گفت: در اين دائرة‌المعارف هم مؤلف مسيحی و هم مؤلف يهودی و هم مؤلفان مسلمان و غيرمسلمان حضور دارند، تا جايی‌كه ۲۰۰ مؤلف از سراسر دنيا با اعتقادات مختلف برای تدوين اين دائرة‌المعارف جمع شده‌اند؛ نهايتاً ديدگاه دست‌اندركاران اين دائرة‌المعارف در انتخاب مؤلفان اين است كه نويسنده بايد حتماً تحصيل‌كرده و مدرس غرب باشد.
    دكتر «محمدجواد اسكندرلو» سخنران بعدی اين نشست، چهار ويژگی را برای اين دائرة‌المعارف برشمرد كه اولين آنها تعدد و جامعيت مداخل و عناوين و عرصه‌های مختلف قرآنی و علوم قرآنی بود و افزود: امتياز دوم اين مجموعه، تحقيقی و متدولوژيك‌بودن اثر صرف‌نظر از صحت و سقم مدعيان آن است؛ سومين ويژگی روان‌ورسا بودن ادبيات مقاله‌ها است و اما آخرين ويژگی آن منصفانه و بدون‌ غرض‌ورزی بودن دائرة‌المعارف است.
    وی در ادامه به نقد اين مجموعه پرداخت و اظهار كرد: در اين دائرة‌المعارف، چندان تناسبی بين صفحه‌های مقاله‌ها نيست مثلاً برخی از مقالات مثل «جامعه در قرآن» ۲۰ الی ۲۵ صفحه است ولی مقاله «غريب‌القرآن» ۲ صفحه دارد.
    اسكندرلو، وجود مقاله «كنترل جمعيت»، «آرارات» و «آفريقا» را در اين دائرة‌المعارف قرآنی بيجا خواند و اشكال ديگر اين دائرة‌المعارف را عدم استفاده از نويسندگان شيعه و ايرانی در نگارش مقاله‌ها توصيف كرد.
    وی در خاتمه نگاه مجموعه لايدن را به شيعه چندان علمی فرض نگرفت و با اشاره به حذف مفسران شيعه در دائرة‌المعارف تصريح كرد: اشتباه محتوايی اين مجموعه‌ را می‌توان در مقاله «جمع و تدوين قرآن» ديد كه در آن مقاله نظريه تحريف قرآن را مسبوق به سنت شيعی دانسته است، در صورتی‌كه در اين مقاله هيچ استنادی به آرای شيعی نمی‌كند، تنها به قول «آرتور جفری» در كتاب «تدوين قرآن» بسنده می‌كند كه اين البته خارج از انصاف علمی است.
    پس از سخنان دكتر «اسكندرلو»، حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر «محمدعلی رضايی‌اصفهانی»، مسئول گروه قرآن پژوهشگاه فرهنگ و انديشه معاصر از ترجمه اين اثر در اين پژوهشگاه خبر داد و افزود: اين دائرة‌المعارف با اين هدف تدوين شد كه بزرگترين اثر قرآنی قرن شود تا همواره بتواند به‌عنوان يك اثر در گسترش فعاليت‌‌های مدرن قرآنی عمل كند؛ اين دائرة‌المعارف با هدف ديگری هم تدوين شد و آن «نگاهی به گذشته و نگاهی به آينده» است.
    وی، انصاف در نگارش مقاله‌های دائرة‌المعارف را يكی از نقاط قوت اين اثر خواند و اظهار كرد: نمونه بارز اين انصاف در مقاله «حقوق زن در اسلام» ديده می‌شود كه در اين مقاله گفته می‌شود كه دفاعی كه قرآن در ۱۴۰۰ سال پيش از حقوق زن در آن مقطع می‌كند، امر بی‌سابقه‌ای در طول تاريخ است.
    اين پژوهشگر قرآنی با اشاره به اين‌كه برخی از نويسندگان اين دائرة‌المعارف از حوزه علم خارج شده‌اند تا جايی‌كه به تقليد دچار شده‌اند، گفت: متأسفانه آن نوع مداخلی كه بر عليه اسلام و شيعه بوده است، نويسندگان آنجا را پايگاه خوبی برای قلم‌فرسايی دانسته‌اند، اما آنجا كه در راستای شيعه بوده است، آنان سكوت كرده‌اند؛ مثلاً آنها در مقاله حضرت فاطمه(س)، هيچ اشاره‌ای به سوره‌ كوثر كه در شأن ايشان نازل شده است، نكرده‌اند.
    در خاتمه اين نشست «مهرداد عباسی» در پاسخ به انتقاد‌های مطرح در اين نشست يادآور شد: چون اهل تسنن ارتباط تنگاتنگی با جهان غرب دارند، طبيعی است كه منابع دست اول خاورشناسان آثار اهل تسنن باشد، كما اين‌كه در مقاله تاريخ تفسير دائرة‌المعارف لايدن تنها به آثار مفسران سنی اكتفا شده است؛ انشاء‌الله ما با برقراری ارتباط بيشتر با غرب بتوانيم آثار تفسيری خود را به آنان معرفی كنيم.


    سلسله مباحثی پیرامون نماز؛ آثار و بركات نماز شب

    1،رسیدن به مقام محمود و شفاعت:خداوند متعال در قرآن كریم می فرماید:"و قسمتی از شب را به تهجد و شب زنده داری بپرداز و نافله شب بخوان، امید است پروردگارت تو را به مقام محمود برساند."(1) مقام محمود، بدون شك مقام بسیار برجسته ای است كه ستایش برانگیز است (چرا كه "محمود" به معنی ستایش می باشد.) از آنجا كه این كلمه به طور مطلق آمده است، شاید اشاره به این باشد كه ستایش همگان را از اولین و آخرین متوجه تو می كند. روایات اسلامی،اعم از شیعه و سنی،"مقام محمود" را به عنوان مقام شفاعت كبری تفسیر كرده اند، زیرا پیامبر(ص) بزرگ ترین شفیعان در عالم دیگر است و آنها كه شایسته شفاعت باشند، مشمول این شفاعت بزرگ خواهند شد. (2) 2،رزق و روزی و رفع مشكلات:در حدیث است كه همانا بنده، شب را به پا می خیزد و خواب از راست و چپ به او رو می آورد، در حالی كه چانه اش بر سینه افتاده. پس خداوند امر می كند كه درهای آسمان گشوده شود، آنگاه به ملائكه خود می گوید:"آنچه به این بنده ام در راه تقرب به من می رسد، نگاه كنید كه با چیزی تقرب می جوید كه بر او واجب نكرده ام، در حالی كه سه چیز را امیدوار است:گناهی را كه ببخشم یا توبه ای را كه دوباره بپذیرم یا رزقی را كه درباره او زیاد كنم؛ شما را شاهد می گیرم كه همه اینها را برایش جمع می كنم."(3)

    در احادیث دیگر نیز وارد شده است كه نماز شب در رزق، بركت می دهد(4) و روزی را فراوان می كند.(5) پیامبر اكرم(ص) می فرمایند:"بدانید هیچ چیزی مؤمن را به خدا نزدیك نمی كند، مگر نماز شب و تسبیح و تهلیل گفتن و استغفار و گریه های نیمه شب و خواندن قرآن تا طلوع فجر و متصل نمودن نماز شب به نماز صبح؛ پس هر كس چنین باشد او را بشارت می دهم به فراوانی روزی كه بدون رنج و زحمت و زور بازو به دستش آید." (6) امام صادق(ع) فرمودند:"دروغ می گوید كسی كه بگوید در شب نماز می خوانم در حالی كه گرسنه می مانم؛ همانا نماز شب رزق روز را ضمانت می كند." (7) همچنین فرمودند:"نماز شب...
    قرض را ادا كرده و گرفتاری را می برد و دیده را جلا می دهد."(8) 3،تندرستی و سلامتی:پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"نماز شب... موجب راحتی بدنها است(9) و درد را از جسم، دور می كند.(10) و حضرت علی(ع) می فرمایند:"نماز شب، بدن را تندرست و سالم می نماید."(11) 4،زیبایی و نورانیت:پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"كسی كه در شب نماز می خواند، صورتش به هنگام روز نیكو می شود."(12) امام صادق(ع) نیز فرمودند:"نماز شب صورت را نیكو می كند."(13) از حضرت سجاد(ع) پرسیدند:چه سری است كه افراد نماز شب خوان و شب زنده دار، چنین نیكوچهره اند؟ حضرت فرمود:"آنها با پروردگارشان خلوت می كنند و خداوند از نور خود، آنان را می پوشاند"(14) و خوشا به حال آنها كه پاسی از شب را به تهجد و شب زنده داری می پردازند؛ آنان كسانی هستند كه وارث نور دائم می شوند به این دلیل كه در تاریكی شب به پا خواسته اند.(15) 5،محبت و دوستی:نماز شب، خشم خدا را خاموش می كند(16) و باعث خشنودی خداوند شده و موجب رضایت پروردگار می گردد(17) و دوستی فرشته ها را به دنبا دارد(18) و انسان را در معرض رحمت و مهربانی قرار می دهد.(19) پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"خداوند حضرت ابراهیم را خلیل (دوست) خود نگردانید، مگر به این خاطر كه به دیگران طعام می داد و در شب آنگاه كه مردمان در خواب بودند نماز می خواند."(20) درباره آثار و بركات نماز شب، همین بس است كه امام صادق(ع) فرمودند:"هر عملی كه بنده انجام می هد، ثوابش در قرآن آمده:مگر نماز شب كه خداوند ثوابش را بیان نكرده است؛ زیرا ارزش و مقام آن در نزد خدا، بسیار بزرگ است. لذا فرموده:پهلوهای آنها از خوابگاهها دور می شود(از بستر خواب برمی خیزند) و پروردگارشان را از روی ترس و طمع می خوانند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می كنند؛ پس كسی نمی داند كه چه چشم روشنی های در برابر آنچه انجام می دهند، برای آنها ذخیره شده است."(21) علامه طباطبایی(ره) می فرماید:"چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا این كه یك روز، كنار در مدرسه ای ایستاده بودم كه مرحوم قاضی از آنجا عبور می كردند. چون به من رسیدند دست خود را روی شانه من گذاشته و گفتند:ای فرزند. دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان."(22) پانوشتها:
    1،اسراء/79.
    2،تفسیر نمونه، ج12، ص225.
    3،بحارالانوار، ج87، ص 14.
    4،امالی صدوق، ص 42.
    5،نماز شب یا تهجد، ص 16.
    6،پاداشهای نمازگزاران، ص120.
    7،همان، ص 119.
    8،نماز شب یا تهجد، ص 16.
    9،فضائل و آثار نماز شب، ص 55.
    10،نماز شب یا تهجد، ص 7( به نقل از بحارالانوار، ج 87، ص 123)
    11،بحارالانوار، ج 87، ص 144.
    12-همان، ص 140.
    13،نماز شب یا تهجد، ص 16.
    14،منش طلبگی، ص 57.
    15،فضایل و آثار نماز شب، ص 55.
    16،كنزالعمال، ج 7، ح21431.
    17،بحارالانوار، ج87، ص 144 و لقاءا...، ص 33.
    18،امالی صدوق، ص 42.
    19،بحارالانوار، ج 87، ص 144.
    20،میزان الحكمه، ج 5، ص 417.
    21،منش طلبگی، ص 51(به نقل از بحارالانوار،ج 87،ص140)
    22،حیات عارفانه فرزانگان، ص 35( به نقل از مهر تابان،ص 16)
    علی اكبر طحانیان

    منبع روزنامه قدس


     

    نگاه دکتر علي شريعتي‌ نسبت به مسائل گوناگون زندگي و به ويژه نسبت به مسائل اسلام اگر نگوييم کاملا متفاوت بايد بگوييم که کاملا متمايز است. با توجه به اينکه اکنون در سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) قرار داريم و همچنين با توجه به اينکه در سالروز درگذشت دکتر شريعتي نيز هستيم به مرور کتاب ارزشمند وي درباره حضرت فاطمه(س) مي‌پردازيم. حقيقت اين است که در اين کتاب ما با چهره ديگري از اين شخصيت بزرگ جهان اسلام آشنا مي‌شويم و ايشان را از منظري ديگر به نظاره مي‌نشينيم. منظري که با آنچه تاکنون ديده‌ايم تفاوت‌هاي بسياري دارد.
    به اعتقاد شريعتي اينکه حضرت فاطمه درعصر «زنده به گور کردن دختران و در دوران اوج مردسالاري عرب» متولد شد يک اتفاق ساده نبود وجدان جامعه قبايلي عرب همه ارزش‌هاي انسان را به پسر اختصاص مي‌داد و دختر را فاقد هرگونه فضيلت و اصالت بشري مي‌شمرد. پسر نه تنها عامل کسب ثروت و دستيار پدر و حامي خانواده درجنگ‌هاي قبايلي افتخارآفرين پدر و خاندان و قبيله بود، بلکه وارث همه مفاخر اجدادي و حامل ارزش‌هاي نژادي و ادامه موجوديت اجتماعي و معنوي خانواده بود.
    از اين‌روست که مردي که پسر ندارد ابتر است و در اين زمان و نيز در زماني که خانواده عبدالمطلب سخت نيازمند پسر است، فرزندان حضرت محمد يکي پس از ديگري دختراست.
    «فرزند نخستين دختر بود زينب اما خانواده درانتظار پسر است دومي دختر بود رقيه انتظار شدت يافت و نياز شديدتر سومي: ام‌کلثوم دو پسر قاسم و عبدالله آمدند، مژده بزرگي بود اما ندرخشيده افول کردند و اکنون در اين خانه سه فرزند است و هر سه دختر  مادر پير شده است و سنش از شصت مي‌گذرد و پدر گرچه دخترانش را عزيز مي‌دارد. اما با احساسات قومش و نياز وانتظار خويشاوندانش شريک است. آيا خديجه که به پايان عمر نزديک شده است فرزندي خواهد آورد؟
    اميد سخت ضعيف شده است.
    آري ، اميد در اين خانه جان گرفت و التهاب به آخرين نقطه اوج رسيد اين آخرين شانس خانواده عبدالمطلب است و آخرين اميد اما... بازهم دختر،
    شور و شوق از خانواده بني‌هاشم به بني‌اميه منتقل شد دشمن کامي
    زمزمه‌ها و دشنام‌ها و فريادها که: محمد ابتر شده مردي که آخرين حلقه زنجير خاندان خويش است خانواده «چهار دختر»‌و همين
    فاطمه وارث همه دارايي‌هاي پدر
    و اين مرد چهار دختر دارد اما نه، سه تنشان پيش از خود وي مردند واکنون تنها يک فرزند بيش ندارد. يک دختر، کوچکترينش فاطمه وارث همه مفاخر خاندانش وارث اشرافيت نويني که نه ازخاک وخون و پول که پديده وحي است آفريده ايمان و جهاد و انقلاب و انديشه و انسانيت...
    انا اعطيناک الکوثر... به تو کوثر عطا کرديم اي محمد(ص) پس براي پروردگارت نماز بگزار و شتر قرباني کن، همانا دشمن کينه‌توز تو هم «ابتر » است.
    به اعتقاد دکتر شريعتي دختر بودن فرزندان پيامبر و به ويژه آخرين فرزندان او جزيي از
    تقدير رسالت پيامبر بود تا با فاطمه «دختر» به عنوان وارث مفاخر خاندان خويش و صاحب ارزش‌هاي نياکان خويش و ادامه شجره تبار واعتبار پدر و جانشين پسر شود.
    رقيه و ام‌کلثوم، عروس ابولهب بودند و پس از بعثت براي آزاد و تحقير پيامبر دستور داد تا پسرانش هر دو را طلاق دهند عثمان که جواني اشرافي و ثروتمند بود رقيه رابه همسري گرفت و با او به حبشه هجرت کرد در سخت‌ترين دوران دوحامي بزرگ پيامبر يعني ابوطالب و حضرت خديجه زندگي را وداع مي‌گويند و فاطمه درچنين شرايطي است که معناي کينه او «ام ابيها»‌آشکار مي‌شود و در همه درد و رنج‌ها با پدر خود شريک مي‌گردد سرانجام نيز زماني حاضر به ازدواج و آماده ترک پدر مي‌شود که احساس مي‌کند پدر چون گذشته به او نياز ندارد.


    ازدواج باعلي(ع)


    فاطمه با علي بزرگ شده است. او را برادري عزيز براي خويش و پروانه‌اي عاشق بر گرد پدر خويش مي‌بيند تقدير سرنوشت اين دو را از کودکي به گونه خاصي به هم گره زده است.
    اماعلي که به خواستگاري فاطمه مي‌رود هيچ چيز ندارد جز زرهي که درجنگ بدر پيامبر به او داده است عثمان آن زره را به 47 درهم مي‌خرد.
    صورت جهيزيه فاطمه از اين قرار است: يک دستاس، يک کاسه چوبي، يک زيلو سخت‌گيري‌هاي پيامبر نسبت به فاطمه(س) گاه حيرت‌آوراست.

    شخصيت حضرت‌(س)
    «در چهره همه ستمديدگان -که بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند- هاله‌اي از فاطمه پيدا بود. غصب‌شدگان، پايمال شدگان و همه قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ايمان‌هاي شگفت زنان و مرداني که در طول تاريخ اسلام براي آزادي وعدالت مي‌جنگيدند، در توالي قرون، پرورش مي‌يافت... اين است که همه جا در تاريخ ملت‌هاي مسلمان و توده‌هاي محروم دو امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حق‌خواهي و عدالت‌طلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
    از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه يک «زن» بود. آن چنان که اسلام مي‌خواهد که زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر، خود رسم کرده بود و او را در کوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت‌ انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.

    مظهر يک «دختر» در برابر پدرش. مظهر يک «همسر» در برابر شويش. مظهر يک «مادر» در برابر فرزندانش. مظهر يک«زن مبارز و مسئول» در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش. وي خود يک «امام» است. يعني يک نمونه متعالي، يک تيپ ايده‌آل براي زن يک «اسوه» يک «شاهد» براي هر زني که مي‌خواهد «شدن خويش» را خود انتخاب کند.
    او با طفوليت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجي و داخلي در خانه پدرش، خانه همسرش ، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و زندگي اش، «چگونه بودن» را به زن پاسخ مي‌داد....
    پس از فاطمه، علي همسراني مي‌گيرد و از آنان فرزنداني مي‌يابد.
    اما از همان آغاز فرزندان خويش را که از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا مي‌کند. اينان را «بني‌علي» مي‌خواند و آنان را «بني فاطمه»
    شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر.
    و پيغمبر نيز ديديم که او را به گونه ديگري مي‌بيند از همه دخترانش تنها به او سخت مي‌گيرد. از همه تنها به او تکيه مي‌کند. او را -در خردسالي- مخاطب دعوت بزرگ خويش مي‌گيرد.

    لحظه ديدار و وداع
    در واپسين لحظات «به ام‌رافع» گفت: بستر مرا در وسط اتاق بگستران. آرام و سبکبار بر بستر خفت، روبه قبله کرد. در انتظار ماند، لحظه‌اي گذشت و لحظاتي... ناگهان از خانه شيون برخاست. پلک‌هايش را فرو بست و چشم‌هايش را به روي محبوبش که در انتظار او بود گشود. شمعي از آتش و رنج در خانه علي خاموش شد و علي تنها ماند با کودکانش...
    شب- خاموش و غمگين- زمزمه درد او را گوش مي‌دهد، بقيع آرام و خوشبخت و مدينه بي‌وفا و بدبخت. سکوت کرده‌اند، قبرهاي بيدار و خانه‌هاي خفته مي‌شنوند نسيم نيمه‌شب کلماتي را که به سختي از جان علي بر مي‌آيد از سر گور فاطمه به خانه خاموش پيغمبر مي‌برد.
    «بر تو از من و از دخترت، که در خواب فرود آمد و بشتاب به تو پيوست، سلام اي رسول خدا»
    وي در همه ابعاد گوناگون «زن بودن» نمونه شده بود.

    منبع: روزنامه قدس


    مردم‌داري حضرت زهرا (س)
    ترجمه نوشتاري از علامه فضل‌الله 
    منبع: سايت بينات
    1- مکتب گرائي در انديشه فاطمه زهرا (س)
    زندگي حضرت زهرا سراسر ارتباط معنوي با خداوند و اتصال روحاني به او و تسليم کامل به ذات حق است. تلاش در راه هدايت امت از شاخص‌هاي مهم زندگي اوست که البته تاريخ در بسياري از موارد از آن ياد نکرده است و از اين افق به اين موضوع تاکنون نگريسته نشده است. زيرا يک انسان مکتبي که تمامي توجه خود را به سوي خداوند معطوف کرده نيازي به ارائه آن به ديگري ندارد بويژه اينکه برخي از مفاهيم مکتبي و بندگي اصولا قابل ارائه نيستند. (بطور مثال) وقتي که يک بوته گل را در اوج عطرافشاني و طراوت نظاره‌گريم و از بوي و زيبائي آن لذت مي‌بريم تمامي آنچه را که حس مي‌کنيم نمي‌توانيم بيان کنيم و بر زبان آوريم و اينچنين است که يک انسان مکتبي عليرغم ارتباطات معنوي که بين خود و خداي خود دارد امکان بيان آن را نمي‌تواند داشته باشد و قلم و بيان از وصف آن عاجز است. براين اساس است که آنچه از اين ارتباطات روحاني به انسانها مي‌رسد قابل بيان و لمس نيست زيرا يا کلمات قادر به وصف آن نيستند و يا اينکه موحدان اين احساس و تجربه‌هاي ديني را صرفا براي ماندگاري نزد حضرت حق و تنها در جهت اخلاص او کسب مي‌کنند از اين رو نمي‌خواهند آنها را آشکار کنند.
    2- زهرا» زندگي براي ديگران
    چکيده زندگي اين انسان بزرگ آن است که او حتي براي لحظه‌اي براي خود زندگي نکرد او براي اهداف رسالت، براي ادامه راه پدرش، براي تحقق اهداف اميرالمومنين و براي امامت دو فرزندش زندگي کرد همانهايي که رسول خدا فرمود حسن و حسين دو پيشواي اين امت هستند خواه قيام کنند و خواه سکوت و حضرت زهرا نه از جهت وابستگي خويشاوندي به اين چهره‌هاي مقدس اينگونه رفتار مي‌کرد بلکه او زندگي خود را براي رسالت و خدمت به آن وقف کرده بود زيرا اين گونه زندگي را خدمت به اسلام تلقي مي‌کرد و پيشبرد اسلام بيشترين تلاش او را تشکيل مي‌داد.
    3- رسالت‌گرايي
    عليرغم مظلوميت ذاتي حضرت زهرا و اذيت و آزارهايي که به ساحت ايشان شد و عليرغم مشکلات عديده‌اي که او در اين راه تحمل کرد به راحتي مي‌توان از ميان کلمات و سخنان حضرتش فهميد که آنچه ذهن و فکر و عقل حضرت زهرا را به خود مشغول کرده بود مسئله اسلام و مفاهيم مربوط به آن مثل خلافت حضرت علي (ع) اين امر براساس روايت غدير حق مسلم اميرالمومنين است و زهرا مرضيه براي اثبات اين حق و ياري نمودن حقيقت تمامي تلاش خود را بکار گرفت و اينگونه بود که تمامي مشکلات و رنج‌ها را تحمل کرد تا در محضر عموم مسلمانان با ايراد خطبه روشنگري کند. او در اين راه با زنان مهاجرين و انصار سخن گفت با مردان آنان نيز تکلم کرد و محور همه اين گفتگوها حق حضرت علي در باب خلافت بود اين تلاش در جهت علاقه شخصي و همسري او با حضرت علي نبود حتي مطالبه فدک نيز در جهت حمايت و پشتيباني از امامت بود زيرا فدک رمز استمرار خلافت محسوب مي‌شد چنانچه ابن ابي‌الحديد که از بزرگان معتزله است به نقل از برخي از اساتيد خود مي‌گويد درخواست فدک در واقع درخواست حق شرعي و جلوگيري از انحراف امت پس از وفات رسول خدا (ص) است.
    و اينگونه است که مکتب در شخصيت اين بانو تجسم پيدا مي‌کند و شجاعت زهرا در مطالبه حق شرعي از هويت مکتبي او نشات مي‌گيرد و نگراني و حزن او نيز از آن برمي‌خيزد گريه او در راستاي اهداف اسلام است و زماني که در فقدان پدر گريان است نه از جهت از دست دادن پدر زيستن است بلکه گريه او از جهت رابطه عميق با پيامبر به عنوان رسول خداست.
    -تلاش مردمي، تلاش مکتبي
    حضرت زهرا (س) در کنار تلاش براي استقرار و استمرار جريان رسالت، قدم در راه حل مشکلات مردم برمي‌دارد زيرا توجه به مردم را بخشي از رسالت مي‌داند و ارزش حضرت زهرا از اين جهت بسيار والاست ارج و مقام حضرتش عليرغم رفيع بودن اهتمام تبار و خاندان او در راه مکتب و مردم است ارزش او به پايبندي به ارزش‌هاي اسلامي است که او منادي آن بود و براي تحقق اين ارزشهاست که انسان براي ديگران زندگي مي‌کند قبل از آنکه براي خود زيست کند، پذيرش مشکلات مردم دوست داشتن دوست داشتني‌هاي مردم، و طرد آنچه مردم نمي‌پسندند در زندگي زهرا مرضيه متجلي است بلکه حضرت زهرا افقي بالاتر از اين هم داراست او نعمت‌هاي الهي را تنها بين خود و مردم تقسيم نمي‌کرد بلکه ديگران را بر خود ترجيح مي‌داد عليرغم آنکه خود به آنها به شدت نياز داشت.
    او عليرغم نياز شديد خود به دعا براي رفع دردها و الام خود از فرصت شب‌هاي راز و نياز استفاده مي‌کرد تا در پيشگاه خداوند به بندگي و عبادت بپردازد او نماز و نيايش به درگاه احديت در هاله‌اي از معنويات و روحانيت را صرف دعا براي رفع نيازمنديهاي مومنين و طلب بخشش گناهان ديگران مي‌کرد و از خداوند اعتلا و پيشرفت منان و روا شدن حاجات شفاي بيماران ‌را طلب مي‌کرد و در آن نيايشهاي شبانه از ذکر نام افراد هم دريغ نمي‌کرد فرزندش امام حسين(ع) وقتي اين شيوه مناجات را مشاهده کرد پرسيد مادرم چرا براي خود دعا نمي‌کني و او جواب داد اي پسرم اول همسايه سپس خانه به عبارت ديگر ابتدا بايستي در انديشه ديگران بود پيش از آنکه به فکر خودمان باشيم و به مشکلات ديگران فکر کنيم قبل از آنکه در انديشه خودمان باشيم. تلاش کنيم تا آرزوهاي ديگران محقق شود پيش از آنکه در راه تحقق آرزوهاي خودمان قدم برداريم و از خداوند بخواهيم آنچه به ديگران داده به ما هم بدهد و اين حقيقت را زهرا خواهان است و اينگونه بود که آيات جاويدان قرآن بر اين خانواده نازل گشت ‌آياتي که نشان مي‌دهد آنها ديگران را بر خود ترجيح مي‌دهند و نتيجه آن دور شدن از عذاب الهي و کسب رضايت خداوند است.
    زهراي اطهر تمامي عشق خود را به مردم داد و به واسطه همين ايثار به مراتبي رسيد که تمامي وقت خود را صرف حل مشکلات مردم مي‌کرد و اين روحيه بر تمامي صفات زيباي او برتري داشت عشق الهي را براي عشق به مردم مي‌خواست و بر اين باور بود که آنکه خداوند را دوست دارد امکان ندارد که بغض برادر ديني‌اش را به دل بگيرد الخلق کلهم عيال‌الله واحبهم الي الله انفعهم لعياله مخلوقات خداوند همگي خانواده اوهستند و دوست داشتني‌ترين آنها آن است که براي خلق سودمندتر باشد.


    به‏اى از آن حضرت ( ع ) در اين خطبه ، سخن از آغاز آفرينش آسمان و زمين و آفرينش آدم ( ع ) است . حمد باد خداوندى را كه سخنوران در ثنايش فرو مانند و شمارندگان از شمارش نعمتهايش عاجز آيند و كوشندگان هر چه كوشند ، حق نعمتش را آنسان كه شايسته اوست ، ادا كردن نتوانند . خداوندى ، كه انديشه‏هاى دور پرواز او را درك نكنند و زيركان تيزهوش ، به عمق جلال و جبروت او نرسند . خداوندى كه فراخناى صفاتش را نه حدّى است و نه نهايتى و وصف جلال و جمال او را سخنى درخور نتوان يافت ، كه در زمان نگنجد و مدت نپذيرد . آفريدگان را به قدرت خويش بيافريد و بادهاى باران زاى را بپراكند تا بشارت باران رحمت او دهند و به صخره‏هاى كوهساران ، زمينش را از لرزش بازداشت . اساس دين ، شناخت خداوند است و كمال شناخت او ، تصديق به وجود اوست و كمال تصديق به وجود او ، يكتا و يگانه دانستن اوست و كمال اعتقاد به يكتايى و يگانگى او ، پرستش اوست . دور از هر شايبه و آميزه‏اى و ، پرستش او زمانى از هر شايبه و آميزه‏اى پاك باشد كه از ذات او ، نفى هر صفت شود زيرا هر صفتى گواه بر اين است كه غير از موصوف خود است و هر موصوفى ، گواه بر اين است كه غير از صفت خود است . [ 31 ] هركس خداوند سبحان را به صفتى زايد بر ذات وصف كند ، او را به چيزى مقرون ساخته و هر كه او را به چيزى مقرون دارد ، دو چيزش پنداشته و هر كه دو چيزش پندارد ، چنان است كه به اجزايش تقسيم كرده و هر كه به اجزايش تقسيم كند ، او را ندانسته و نشناخته است . و آنكه به سوى او اشارت كند محدودش پنداشته و هر كه محدودش پندارد ، او را بر شمرده است و هر كه گويد كه خدا در چيست ، خدا را درون چيزى قرار داده و هر كه گويد كه خدا بر روى چيزى جاى دارد ، ديگر جايها را از وجود او تهى كرده است . خداوند همواره بوده است و از عيب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان كه از عدم به وجود آمده باشد ، با هر چيزى هست ، ولى نه به گونه‏اى كه همنشين و نزديك او باشد ، غير از هر چيزى است ، ولى نه بدان سان كه از او دور باشد . كننده كارهاست ولى نه با حركات و ابزارها . به آفريدگان خود بينا بود ، حتى آن زمان ، كه هنوز جامه هستى بر تن نداشتند . تنها و يكتاست زيرا هرگز او را يار و همدمى نبوده كه فقدانش موجب تشويش گردد . موجودات را چنانكه بايد بيافريد و آفرينش را چنانكه بايد آغاز نهاد . بى‏آنكه نيازش به انديشه‏اى باشد يا به تجربه‏اى كه از آن سود برده باشد يا به حركتى كه در او پديد آمده باشد و نه دل مشغولى كه موجب تشويش شود . آفرينش هر چيزى را در زمان معينش به انجام رسانيد و ميان طبايع گوناگون ، سازش پديد آورد و هر چيزى را غريزه و سرشتى خاص عطا كرد . و هر غريزه و سرشتى را خاص كسى قرار داد ، پيش از آنكه بر او جامه آفرينش پوشد ، به آن آگاه بود و بر آغاز و انجام آن احاطه داشت و نفس هر سرشت و پيچ و خم هر كارى را مى‏دانست . آنگاه ، خداوند سبحان فضاهاى شكافته را پديد آورد و به هر سوى راهى گشود و هواى فرازين را بيافريد و در آن آبى متلاطم و متراكم با موجهاى دمان جارى ساخت و آن را بر پشت بادى سخت‏وزنده توفان‏زاى نهاد . و فرمان داد ، كه بار خويش بر پشت استوار دارد و نگذارد كه فرو ريزد ، و در همان جاى كه مقرر داشته بماند . هوا در زير آن باد گشوده شد و آب بر فراز آن جريان يافت . [ و تا آن آب در تموج آيد ] ، باد ديگرى بيافريد و اين باد ، سترون بود كه تنها كارش ، جنبانيدن آب بود . آن باد همواره در وزيدن بود وزيدنى تند ، از جايگاهى دور و ناشناخته . و فرمانش داد كه بر آن آب موّاج ، [ 33 ] وزيدن گيرد و امواج آن دريا برانگيزد و آنسان كه مشك را مى‏جنبانند ، آب را به جنبش واداشت . باد به گونه‏اى بر آن مى‏وزيد ، كه در جايى تهى از هر مانع بوزد . باد آب را پيوسته زير و رو كرد و همه اجزاى آن در حركت آورد تا كف بر سر برآورد ، آنسان كه از شير ، كره حاصل شود . آنگاه خداى تعالى آن كفها به فضاى گشاده ، فرا برد و از آن هفت آسمان را بيافريد . در زير آسمانها موجى پديد آورد تا آنها را از فرو ريختن باز دارد . و بر فراز آنها سقفى بلند برآورد بى‏هيچ ستونى كه بر پايشان نگه دارد يا ميخى كه اجزايشان به هم پيوسته گرداند . سپس به ستارگان بياراست و اختران تابناك پديد آورد و چراغهاى تابناك مهر و ماه را بر افروخت ، هر يك در فلكى دور زننده و سپهرى گردنده چونان لوحى متحرك . سپس ، ميان آسمانهاى بلند را بگشاد و آنها را از گونه‏گون فرشتگان پر نمود . برخى از آن فرشتگان ، پيوسته در سجودند ، بى‏آنكه ركوعى كرده باشند ، برخى همواره در ركوعند و هرگز قد نمى‏افرازند . صف در صف ، در جاى خود قرار گرفته‏اند و هيچ يك را ياراى آن نيست كه از جاى خود به ديگر جاى رود . خدا را مى‏ستايند و از ستودن ملول نمى‏گردند . هرگز چشمانشان به خواب نرود و خردهاشان دستخوش سهو و خطا نشود و اندامهايشان سستى نگيرد و غفلت فراموشى بر آنان چيره نگردد . گروهى از فرشتگان امينان وحى خداوندى هستند و سخن او را به رسولانش مى‏رسانند و آنچه مقدر كرده و مقرر داشته ، به زمين مى‏آورند و باز مى‏گردند . گروهى نگهبانان بندگان او هستند و گروهى دربانان بهشت اويند . شمارى از ايشان پايهايشان بر روى زمين فرودين است و گردنهايشان به آسمان فرازين كشيده شده و اعضاى پيكرشان از اقطار زمين بيرون رفته و دوشهايشان آنچنان نيرومند است كه توان آن دارند كه پايه‏هاى عرش را بر دوش كشند . از هيبت عظمت خداوندى ياراى آن ندارند كه چشم فرا كنند ، بلكه ، همواره ، سر فروهشته دارند و بالها گرد كرده و خود را در آنها پيچيده‏اند . ميان ايشان و ديگران ، حجابهاى عزّت و عظمت فرو افتاده و پرده‏هاى قدرت كشيده شده است . هرگز پروردگارشان را در عالم خيال و توهم تصوير نمى‏كنند و به صفات مخلوقات متصفش نمى‏سازند و در مكانها محدودش نمى‏دانند و براى او همتايى نمى‏شناسند و به او اشارت نمى‏نمايند . [ 35 ] هم از اين خطبه [ در صفت آفرينش آدم ( عليه السلام ) ] آنگاه خداى سبحان ، از زمين درشتناك و از زمين هموار و نرم و از آنجا كه زمين شيرين بود و از آنجا كه شوره‏زار بود ، خاكى بر گرفت و به آب بشست تا يكدست و خالص گرديد . پس نمناكش ساخت تا چسبنده شد و از آن پيكرى ساخت داراى اندامها و اعضا و مفاصل . و خشكش نمود تا خود را بگرفت چونان سفالينه . و تا مدتى معين و زمانى مشخص سختش گردانيد . آنگاه از روح خود در آن بدميد . آن پيكر گلين كه جان يافته بود ، از جاى برخاست كه انسانى شده بود با ذهنى كه در كارها به جولانش درآورد و با انديشه‏اى كه به آن در كارها تصرف كند و عضوهايى كه چون ابزارهايى به كارشان گيرد و نيروى شناختى كه ميان حق و باطل فرق نهد و طعمها و بويها و رنگها و چيزها را دريابد . معجونى سرشته از رنگهاى گونه‏گون . برخى همانند يكديگر و برخى مخالف و ضد يكديگر . چون گرمى و سردى ، ترى و خشكى [ و اندوه و شادمانى ] . خداى سبحان از فرشتگان امانتى را كه به آنها سپرده بود ، طلب داشت و عهد و وصيتى را كه با آنها نهاده بود ، خواستار شد كه به سجود در برابر او اعتراف كنند و تا اكرامش كنند در برابرش خاشع گردند . پس ، خداى سبحان گفت كه در برابر آدم سجده كنيد . همه سجده كردند مگر ابليس كه از سجده كردن سر بر تافت . گرفتار تكبر و غرور شده بود و شقاوت بر او چيره شده بود . بر خود بباليد كه خود از آتش آفريده شده بود و آدم را كه از مشتى گل سفالين آفريده شده بود ، خوار و حقير شمرد . خداوند ابليس را مهلت ارزانى داشت تا به خشم خود كيفرش دهد و تا آزمايش و بلاى او به غايت رساند و آن وعده كه به او داده بود ، به سر برد . پس او را گفت كه تو تا روز رستاخيز از مهلت داده شدگانى . آنگاه خداوند سبحان آدم را در بهشت جاى داد ، سرايى كه زندگى در آن خوش و آرام بود و جايگاهى همه ايمنى . و از ابليس و دشمنى‏اش برحذر داشت . ولى دشمن كه آدم را در آن سراى خوش و امن ، همنشين نيكان ديد ، بر او رشك برد . آدم يقين خويش بداد و شك بستد و اراده استوارش به سستى گراييد و شادمانى از دل او رخت بر بست و وحشت جاى آن بگرفت و آن گردن فرازى و غرور به پشيمانى و حسرت بدل شد . ولى خداوند در توبه به روى او بگشاد و كلمه رحمت خويش به [ 37 ] او بياموخت و وعده داد كه بار دگر او را به بهشت خود بازگرداند . ليكن نخست او را به اين جهان بلا و محنت و جايگاه زادن و پروردن فرو فرستاد . خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت كه هر چه را كه به آنها وحى مى‏شود ، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند ، به هنگامى كه بيشتر مردم ، پيمانى را كه با خدا بسته بودند ، شكسته بودند و حق پرستش او ادا نكرده بودند و براى او در عبادت شريكانى قرار داده بودند و شيطانها از شناخت خداوند ، منحرفشان كرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوندى بريده بودند . پس پيامبران را به ميانشان بفرستاد . پيامبران از پى يكديگر بيامدند تا از مردم بخواهند كه آن عهد را كه خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را كه از ياد برده‏اند ، فرا ياد آورند و از آنان حجّت گيرند كه رسالت حق به آنان رسيده است و خردهاشان را كه در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزند . و نشانه‏هاى قدرتش را كه بر سقف بلند آسمان آشكار است به آنها بنمايانند و هم آنچه را كه بر روى زمين است و آنچه را كه سبب حياتشان يا موجب مرگشان مى‏شود به آنان بشناسانند و از سختيها و مرارتهايى كه پيرشان مى‏كند يا حوادثى كه بر سرشان مى‏تازد ، آگاهشان سازند . خداوند بندگان خود را از رسالت پيامبران ، بى‏نصيب نساخت بلكه همواره بر آنان ، كتاب فرو فرستاد و برهان و دليل راستى و درستى آيين خويش را بر ايشان آشكار ساخت و راه راست و روشن را خود در پيش پايشان بگشود . پيامبران را اندك بودن ياران ، در كار سست نكرد و فراوانى تكذيب كنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى كه پيشين بودند ، نام پيامبرانى را كه زان سپس خواهند آمد ، گفته بود و برخى را كه پسين بودند ، به پيامبران پيشين شناسانده بود . قرنها بدين منوال گذشت و روزگاران سپرى شد . پدران به ديار نيستى رفتند و فرزندان جاى ايشان بگرفتند و خداوند سبحان ، محمد رسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله ) را فرستاد تا وعده خود برآورد و دور نبوّت به پايان برد . در حالى كه از پيامبران برايش پيمان گرفته شده بود . نشانه‏هاى پيامبرى‏اش آشكار شد و روز ولادتش با كرامتى عظيم همراه بود . در اين هنگام مردم روى زمين به كيش و آيين پراكنده بودند [ 39 ] و هر كس را باور و عقيدت و آيين و رسمى ديگر بود : پاره‏اى خدا را به آفريدگانش تشبيه مى‏كردند . پاره‏اى او را به نامهايى منحرف مى‏خواندند و جماعتى مى‏گفتند كه اين جهان هستى ، آفريده ديگرى است . خداوند به رسالت محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) آنان را از گمراهى برهانيد و ننگ جهالت از آنان بزدود . خداوند سبحان ، مرتبت قرب و لقاى خود را به محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) عطا كرد و براى او آن را پسنديد كه در نزد خود داشت . پس عزيزش داشت و از اين جهان فرودين كه قرين بلا و محنت است ، روى گردانش نمود و كريمانه جانش بگرفت . درود خدا بر او و خاندانش باد . محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) نيز در ميان امّت خود چيزهايى به وديعت نهاد كه ديگر پيامبران در ميان امّت خود به وديعت نهاده بودند زيرا هيچ پيامبرى امّت خويش را بعد از خود سرگردان رها نكرده است ، بى‏آنكه راهى روشن پيش پايشان گشوده باشد يا نشانه‏اى صريح و آشكار براى هدايتشان قرار داده باشد . محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) نيز كتابى را كه از سوى پروردگارتان بر او نازل شده بود ، در ميان شما نهاد ، كتابى كه احكام حلال و حرامش در آن بيان شده بود و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخش روشن شده بود . معلوم داشته كه چه كارهايى مباح است و چه كارهايى واجب يا حرام . خاص و عام چيست و در آن اندرزها و مثالهاست . مطلق و مقيد و محكم و متشابه آن را آشكار ساخته . هر مجملى را تفسير كرده و گره هر مشكلى را گشوده است . و نيز چيزهايى است كه براى دانستنش پيمان گرفته شده و چيزهايى است كه به نادانستنش رخصت داده شده . احكامى است كه در كتاب خدا به وجوب آن حكم شده و در سنت ، آن حكم نسخ گشته و احكامى است كه در سنت ، به وجوب آن تاكيد شده ولى در كتاب به تركش رخصت داده شده و نيز اعمالى است كه چون زمانش فرازآيد ، واجب و چون زمانش سپرى گردد ، وجوبش زايل شود . و در باب امورى كه ارتكاب آن گناه كبيره است و خدا به كيفر آن ، وعيد آتش دوزخ داده و امورى كه ارتكاب آن گناه صغيره است و مستوجب غفران و آمرزش اوست و امورى كه اندك آن هم پذيرفته آيد و هر كس مخير است كه بيش از آن هم به جاى آورد . [ 41 ] و از اين خطبه [ در ذكر حج ] خداوند ، حج خانه خود را بر شما واجب گردانيد و خانه خود را قبله‏گاه مردم ساخت . مردم با شوق تمام ، آنسان كه ستوران به آبشخور روى نهند و كبوتران به آشيانه پناه برند ، بدان درآيند . خداى سبحان حج را مقرر فرمود تا مردم در برابر عظمت او فروتنى نشان دهند و به عزت و جبروت او اعتراف كنند . و از ميان بندگان خود كسانى را برگزيد تا صلاى دعوت او شنيدند و اجابت كردند و سخن حق تصديق نمودند و در آنجا پاى نهادند كه پيامبرانش نهاده بودند و به آن فرشتگان همانند شدند كه گرد عرشش طواف مى‏كنند و در اين سودا كه سرمايه‏شان عبادت اوست ، سود فراوان حاصل كردند و تا به ميعاد آمرزش او دست يابند بر يكديگر پيشى جستند . خداوند ، سبحانه و تعالى ، حج را نشانه و علامت اسلام قرار داد و كعبه را پناهگاه پناهندگان و حج را فريضتى واجب ساخت و حقش را واجب گردانيد و حج را بر شما مقرر فرمود و گفت : « براى خدا حج آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن داشته باشند ، واجب است و هر كه راه كفر پيش گيرد بداند كه خدا از جهانيان بى‏نياز است » ( 1 ) . عربی : [ 1 ] و من خطبة له ع يذكر فيها ابتداء خلق السماء و الأرض و خلق آدم و فيها ذكر الحج و تحتوي على حمد الله و خلق العالم و خلق الملائكة و اختيار الأنبياء و مبعث النبي و القرآن و الأحكام الشرعية اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَ لاَ يُحْصِي نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ وَ لاَ يُؤَدِّي حَقَّهُ اَلْمُجْتَهِدُونَ اَلَّذِي لاَ يُدْرِكُهُ بُعْدُ اَلْهِمَمِ وَ لاَ يَنَالُهُ غَوْصُ اَلْفِطَنِ اَلَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لاَ وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ اَلْخَلاَئِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ اَلرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ أَوَّلُ اَلدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ اَلتَّصْدِيقُ بِهِ وَ كَمَالُ اَلتَّصْدِيقِ بِهِ تَوْحِيدُهُ وَ كَمَالُ تَوْحِيدِهِ اَلْإِخْلاَصُ لَهُ وَ كَمَالُ اَلْإِخْلاَصِ لَهُ نَفْيُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ أَنَّهَا غَيْرُ اَلْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَيْرُ اَلصِّفَةِ فَمَنْ وَصَفَ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلاَ مَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ كَائِنٌ لاَ عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لاَ عَنْ عَدَمٍ مَعَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لاَ بِمُقَارَنَةٍ وَ غَيْرُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ لاَ بِمُزَايَلَةٍ فَاعِلٌ لاَ بِمَعْنَى اَلْحَرَكَاتِ وَ اَلْآلَةِ بَصِيرٌ إِذْ لاَ مَنْظُورَ إِلَيْهِ مِنْ خَلْقِهِ مُتَوَحِّدٌ إِذْ لاَ سَكَنَ يَسْتَأْنِسُ بِهِ وَ لاَ يَسْتَوْحِشُ لِفَقْدِهِ خلق العالم أَنْشَأَ اَلْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ اِبْتَدَأَهُ اِبْتِدَاءً بِلاَ رَوِيَّةٍ أَجَالَهَا وَ لاَ تَجْرِبَةٍ اِسْتَفَادَهَا وَ لاَ حَرَكَةٍ أَحْدَثَهَا وَ لاَ هَمَامَةِ نَفْسٍ اِضْطَرَبَ فِيهَا أَحَالَ اَلْأَشْيَاءَ لِأَوْقَاتِهَا وَ لَأَمَ بَيْنَ مُخْتَلِفَاتِهَا وَ غَرَّزَ غَرَائِزَهَا وَ أَلْزَمَهَا أَشْبَاحَهَا عَالِماً بِهَا قَبْلَ اِبْتِدَائِهَا مُحِيطاً بِحُدُودِهَا وَ اِنْتِهَائِهَا عَارِفاً بِقَرَائِنِهَا وَ أَحْنَائِهَا ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ فَتْقَ اَلْأَجْوَاءِ وَ شَقَّ اَلْأَرْجَاءِ وَ سَكَائِكَ اَلْهَوَاءِ فَأَجْرَى فِيهَا مَاءً مُتَلاَطِماً تَيَّارُهُ مُتَرَاكِماً زَخَّارُهُ حَمَلَهُ عَلَى مَتْنِ اَلرِّيحِ اَلْعَاصِفَةِ وَ اَلزَّعْزَعِ اَلْقَاصِفَةِ فَأَمَرَهَا بِرَدِّهِ وَ سَلَّطَهَا عَلَى شَدِّهِ وَ قَرَنَهَا إِلَى حَدِّهِ اَلْهَوَاءُ مِنْ تَحْتِهَا فَتِيقٌ وَ اَلْمَاءُ مِنْ فَوْقِهَا دَفِيقٌ ثُمَّ أَنْشَأَ سُبْحَانَهُ رِيحاً اِعْتَقَمَ مَهَبَّهَا وَ أَدَامَ مُرَبَّهَا وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَا فَأَمَرَهَا بِتَصْفِيقِ اَلْمَاءِ اَلزَّخَّارِ وَ إِثَارَةِ مَوْجِ اَلْبِحَارِ فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ اَلسِّقَاءِ وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ إِلَى آخِرِهِ وَ سَاجِيَهُ إِلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُكَامُهُ فَرَفَعَهُ فِي هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلاَهُنَّ مَوْجاً مَكْفُوفاً وَ عُلْيَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْكاً مَرْفُوعاً بِغَيْرِ عَمَدٍ يَدْعَمُهَا وَ لاَ دِسَارٍ يَنْظِمُهَا ثُمَّ زَيَّنَهَا بِزِينَةِ اَلْكَوَاكِبِ وَ ضِيَاءِ اَلثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِيهَا سِرَاجاً مُسْتَطِيراً وَ قَمَراً مُنِيراً فِي فَلَكٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِيمٍ مَائِرٍ خلق الملائكة ثُمَّ فَتَقَ مَا بَيْنَ اَلسَّمَوَاتِ اَلْعُلاَ فَمَلَأَهُنَّ أَطْوَاراً مِنْ مَلاَئِكَتِهِ مِنْهُمْ سُجُودٌ لاَ يَرْكَعُونَ وَ رُكُوعٌ لاَ يَنْتَصِبُونَ وَ صَافُّونَ لاَ يَتَزَايَلُونَ وَ مُسَبِّحُونَ لاَ يَسْأَمُونَ لاَ يَغْشَاهُمْ نَوْمُ اَلْعُيُونِ وَ لاَ سَهْوُ اَلْعُقُولِ وَ لاَ فَتْرَةُ اَلْأَبْدَانِ وَ لاَ غَفْلَةُ اَلنِّسْيَانِ وَ مِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَى وَحْيِهِ وَ أَلْسِنَةٌ إِلَى رُسُلِهِ وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهُمُ اَلْحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ وَ اَلسَّدَنَةُ لِأَبْوَابِ جِنَانِهِ وَ مِنْهُمُ اَلثَّابِتَةُ فِي اَلْأَرَضِينَ اَلسُّفْلَى أَقْدَامُهُمْ وَ اَلْمَارِقَةُ مِنَ اَلسَّمَاءِ اَلْعُلْيَا أَعْنَاقُهُمْ وَ اَلْخَارِجَةُ مِنَ اَلْأَقْطَارِ أَرْكَانُهُمْ وَ اَلْمُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ اَلْعَرْشِ أَكْتَافُهُمْ نَاكِسَةٌ دُونَهُ أَبْصَارُهُمْ مُتَلَفِّعُونَ تَحْتَهُ بِأَجْنِحَتِهِمْ مَضْرُوبَةٌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ دُونَهُمْ حُجُبُ اَلْعِزَّةِ وَ أَسْتَارُ اَلْقُدْرَةِ لاَ يَتَوَهَّمُونَ رَبَّهُمْ بِالتَّصْوِيرِ وَ لاَ يُجْرُونَ عَلَيْهِ صِفَاتِ اَلْمَصْنُوعِينَ وَ لاَ يَحُدُّونَهُ بِالْأَمَاكِنِ وَ لاَ يُشِيرُونَ إِلَيْهِ بِالنَّظَائِرِ صفة خلق آدم عليه السلام ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ يُجِيلُهَا وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ يَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ يُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِهَا بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ وَ اَلْأَذْوَاقِ وَ اَلْمَشَامِّ وَ اَلْأَلْوَانِ وَ اَلْأَجْنَاسِ مَعْجُوناً بِطِينَةِ اَلْأَلْوَانِ اَلْمُخْتَلِفَةِ وَ اَلْأَشْبَاهِ اَلْمُؤْتَلِفَةِ وَ اَلْأَضْدَادِ اَلْمُتَعَادِيَةِ وَ اَلْأَخْلاَطِ اَلْمُتَبَايِنَةِ مِنَ اَلْحَرِّ وَ اَلْبَرْدِ وَ اَلْبَلَّةِ وَ اَلْجُمُودِ وَ اِسْتَأْدَى اَللَّهُ سُبْحَانَهُ اَلْمَلاَئِكَةَ وَدِيعَتَهُ لَدَيْهِمْ وَ عَهْدَ وَصِيَّتِهِ إِلَيْهِمْ فِي اَلْإِذْعَانِ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ اَلْخُنُوعِ لِتَكْرِمَتِهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ اُسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ اِعْتَرَتْهُ اَلْحَمِيَّةُ وَ غَلَبَتْ عَلَيْهِ اَلشِّقْوَةُ وَ تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ اَلنَّارِ وَ اِسْتَوْهَنَ خَلْقَ اَلصَّلْصَالِ فَأَعْطَاهُ اَللَّهُ اَلنَّظِرَةَ اِسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَةِ وَ اِسْتِتْمَاماً لِلْبَلِيَّةِ وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ فَقَالَ فَإِنَّكَ مِنَ اَلْمُنْظَرِينَ إِلى‏ يَوْمِ اَلْوَقْتِ اَلْمَعْلُومِ ثُمَّ أَسْكَنَ سُبْحَانَهُ آدَمَ دَاراً أَرْغَدَ فِيهَا عَيْشَهُ وَ آمَنَ فِيهَا مَحَلَّتَهُ وَ حَذَّرَهُ إِبْلِيسَ وَ عَدَاوَتَهُ فَاغْتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفَاسَةً عَلَيْهِ بِدَارِ اَلْمُقَامِ وَ مُرَافَقَةِ اَلْأَبْرَارِ فَبَاعَ اَلْيَقِينَ بِشَكِّهِ وَ اَلْعَزِيمَةَ بِوَهْنِهِ وَ اِسْتَبْدَلَ بِالْجَذَلِ وَجَلاً وَ بِالاِغْتِرَارِ نَدَماً ثُمَّ بَسَطَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُ فِي تَوْبَتِهِ وَ لَقَّاهُ كَلِمَةَ رَحْمَتِهِ وَ وَعَدَهُ اَلْمَرَدَّ إِلَى جَنَّتِهِ وَ أَهْبَطَهُ إِلَى دَارِ اَلْبَلِيَّةِ وَ تَنَاسُلِ اَلذُّرِّيَّةِ اختيار الأنبياء وَ اِصْطَفَى سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدِهِ أَنْبِيَاءَ أَخَذَ عَلَى اَلْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ وَ عَلَى تَبْلِيغِ اَلرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ لَمَّا بَدَّلَ أَكْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اَللَّهِ إِلَيْهِمْ فَجَهِلُوا حَقَّهُ وَ اِتَّخَذُوا اَلْأَنْدَادَ مَعَهُ وَ اِجْتَالَتْهُمُ اَلشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرِفَتِهِ وَ اِقْتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ اَلْعُقُولِ وَ يُرُوهُمْ آيَاتِ اَلْمَقْدِرَةِ مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ وَ مِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ وَ مَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ وَ آجَالٍ تُفْنِيهِمْ وَ أَوْصَابٍ تُهْرِمُهُمْ وَ أَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يُخْلِ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ أَوْ كِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّةٍ لاَزِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ رُسُلٌ لاَ تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ وَ لاَ كَثْرَةُ اَلْمُكَذِّبِينَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ عَلَى ذَلِكَ نَسَلَتِ اَلْقُرُونُ وَ مَضَتِ اَلدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ اَلْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ اَلْأَبْنَاءُ مبعث النبي إِلَى أَنْ بَعَثَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اَللَّهِ ص لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى اَلنَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ كَرِيماً مِيلاَدُهُ وَ أَهْلُ اَلْأَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ بَيْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِي اِسْمِهِ أَوْ مُشِيرٍ إِلَى غَيْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ اَلضَّلاَلَةِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ اَلْجَهَالَةِ ثُمَّ اِخْتَارَ سُبْحَانَهُ لِمُحَمَّدٍ ص لِقَاءَهُ وَ رَضِيَ لَهُ مَا عِنْدَهُ وَ أَكْرَمَهُ عَنْ دَارِ اَلدُّنْيَا وَ رَغِبَ بِهِ عَنْ مَقَامِ اَلْبَلْوَى فَقَبَضَهُ إِلَيْهِ كَرِيماً ص وَ خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي أُمَمِهَا إِذْ لَمْ يَتْرُكُوهُمْ هَمَلاً بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لاَ عَلَمٍ قَائِمٍ القرآن و الأحكام الشرعية كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ مُبَيِّناً حَلاَلَهُ وَ حَرَامَهُ وَ فَرَائِضَهُ وَ فَضَائِلَهُ وَ نَاسِخَهُ وَ مَنْسُوخَهُ وَ رُخَصَهُ وَ عَزَائِمَهُ وَ خَاصَّهُ وَ عَامَّهُ وَ عِبَرَهُ وَ أَمْثَالَهُ وَ مُرْسَلَهُ وَ مَحْدُودَهُ وَ مُحْكَمَهُ وَ مُتَشَابِهَهُ مُفَسِّراً مُجْمَلَهُ وَ مُبَيِّناً غَوَامِضَهُ بَيْنَ مَأْخُوذٍ مِيثَاقُ عِلْمِهِ وَ مُوَسَّعٍ عَلَى اَلْعِبَادِ فِي جَهْلِهِ وَ بَيْنَ مُثْبَتٍ فِي اَلْكِتَابِ فَرْضُهُ وَ مَعْلُومٍ فِي اَلسُّنَّةِ نَسْخُهُ وَ وَاجِبٍ فِي اَلسُّنَّةِ أَخْذُهُ وَ مُرَخَّصٍ فِي اَلْكِتَابِ تَرْكُهُ وَ بَيْنَ وَاجِبٍ بِوَقْتِهِ وَ زَائِلٍ فِي مُسْتَقْبَلِهِ وَ مُبَايَنٌ بَيْنَ مَحَارِمِهِ مِنْ كَبِيرٍ أَوْعَدَ عَلَيْهِ نِيرَانَهُ أَوْ صَغِيرٍ أَرْصَدَ لَهُ غُفْرَانَهُ وَ بَيْنَ مَقْبُولٍ فِي أَدْنَاهُ مُوَسَّعٍ فِي أَقْصَاهُ و منها في ذكر الحج وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ حَجَّ بَيْتِهِ اَلْحَرَامِ اَلَّذِي جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلْأَنَامِ يَرِدُونَهُ وُرُودَ اَلْأَنْعَامِ وَ يَأْلَهُونَ إِلَيْهِ وُلُوهَ اَلْحَمَامِ وَ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ عَلاَمَةً لِتَوَاضُعِهِمْ لِعَظَمَتِهِ وَ إِذْعَانِهِمْ لِعِزَّتِهِ وَ اِخْتَارَ مِنْ خَلْقِهِ سُمَّاعاً أَجَابُوا إِلَيْهِ دَعْوَتَهُ وَ صَدَّقُوا كَلِمَتَهُ وَ وَقَفُوا مَوَاقِفَ أَنْبِيَائِهِ وَ تَشَبَّهُوا بِمَلاَئِكَتِهِ اَلْمُطِيفِينَ بِعَرْشِهِ يُحْرِزُونَ اَلْأَرْبَاحَ فِي مَتْجَرِ عِبَادَتِهِ وَ يَتَبَادَرُونَ عِنْدَهُ مَوْعِدَ مَغْفِرَتِهِ جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لِلْإِسْلاَمِ عَلَماً وَ لِلْعَائِذِينَ حَرَماً فَرَضَ حَقَّهُ وَ أَوْجَبَ حَجَّهُ وَ كَتَبَ عَلَيْكُمْ وِفَادَتَهُ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لِلَّهِ عَلَى اَلنَّاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعالَمِينَ


    نیایش راه رسیدن به خدا
    اضطراب و نگراني ياس و نااميدي غم و اندوه و خشم و عصبانيت احساس هاي ناخوشايندي هستند كه بسياري از افراد در لحظات سخت و بحراني دچار آن مي شوند.شايد تو نيز در
    لحظات بحراني و سرنوشت ساز زندگي مثل دوران هاي خاص دچار اين احساسات شده باشي احساساتي كه انسان را در جزيره غربت و تنهايي اسير و بازدهي و كارايي را كم كرده اند.احساساتي كه حتي اجازه تفكر و تامل نمي دهند و هر لحظه با كلامي و طعنه اي بي قرارت مي سازند گاه ياس به سراغت مي آيد و شكست تو را حتمي مي داند لحظه اي ديگر غم به سراغت مي آيد و تو را بد بخت ترين و تنهاترين فرد روي زمين معرفي مي كند كه فرسنگها با خوشبختي فاصله داري زماني خشم به نو مي گويد كه چرا بايد بعضي ها بهترين شدايط را داشته باشند و تو از حداقل ها نيز برخوردار نباشي .تو مي ماني كه چگونه از چنگال اين احساس هاي نا خوشانيد رهايي يابي؟راستي آيا راهي هست؟آيا مي توان درلحظات بحراني زندگي به ساحل آرامش رسيد؟
    دعا پلي به سوي آرامش و امنيت
    الكسين كارل پزشك و جراح و فيزيولوژيست وزيست شناس مشهور قرن بيستم فرانسه و برنده جايزه نوبل 1912مي گويد:نيايش و تفرع و  ناله و طلب ياري و استعانت و گاهي يك حالت كشف و شهود روشن و آرام دروني و مستمر و دورتر از اقليم همه محسوسات است.به عبارت ديگر مي توان گفت كه نيايش پرواز روح به سوي خدا يا حالت پرستش عاشقانه نسبت به آن جدايي است كه معچزه حيات از او سرزده است و بالاخره نيايش نمودار كوشش انسان است براي ازتباط با آن وجود نامرئي آفريدگار عقل كل و قدرت مطلق وخير مطلق و منچي هر يك از ما . اين سير روحاني انسان به سوي پروردگار داراي فوايد بسيار و غير قابل انكار و از همين رو در تمامي اديان بر آن تاكيد شده است چرا كه از يك سو فرد نيايش كننده به ويژه اگر با شور و حرارت دعا كند بسياري از اوقات به هدف و مقصودش نامل مي شود و از سوي ديگر نفس اين عمل داراي ارزش و اعتبار خاصي است و به انسان ارامش و امنيتي پايدار هديه مي دهد و رفته رفته باعث صلح دروني و هماهنگي و سازش خوش فعاليت هاي عصبي را اخلاقي مي شود و بزرگترين ظرفيت عمل در برابر محروميت اتهام و اندوه و بيماري و و درد را به انسان مي دهد.
    البته به گقته كارل آرامش ناشي از نيايش همجون مرفين نيست بلكه دعا در عين حال كه آرامش را پديد مي آورد  به طور كامل و صحيحي در فعاليت هاي مغزي انسان نوعي شكفنگي و انبساط باطني و گاه قهرماني و دلاوري را تحريك مي كند.به همين دليل امروزه در برخي از دانشگاه هاي مشهور و معتبر جهان دانشجويان هر روز صبح قبل از ورود به كلاس درس نيايش مي كنند موفق تراز دانشجوياني هستند كه در طي شبانه روز وقتي را به اين عمل روحاني اختصاص نمي دهند.حتبي برخي از تيم هاي ورزشي متوجه شده اند كه در صورت نيايش صحبگاهي كيفيت كار آنها بالاتر رفته و هماهنگي تيمي و موفقيت بيشتري نصيب آنها مي شود. همچنين در بسياري از بيمارستان هاي بزرگ و سازمان هاي طبي جهان مثل سازمان طبي "لورد"نمونه هايي به ثبت رسيده كه بعضي از بيماران به ياري دعا نيايش به طور آني از دردهايي چون سرطان و عفونت كليه و زخمهاي مزمن و سل ريوي شفا يافته اندوحتي جراحات و صدمات جسمي و آناتوميك آنها از بين رفته است.
    "ديل كارنگي" روانشناس مشهور آمريكايي مي گويد :ايمان مذهبي به طور قطع عاليترين وسيله معالچه غم و نگراني است.يا كسي كه پاي بند مذهبي باشذ هرگز رنگ امراض عصبي را نخواهد ديد.نيايش به معناي پذيرفتن ضعف و تنبلي و سستي نيست و دعا جاي عمل را نمي گيرد و شخص را بي نياز از آن نمي كند بلكه انسان بايد تمامي تلاش خود را كرده وشرايط استجابت دعا را فراهم آورد . سپس از خدا بخواهد كه براي گام برداشتن و و رسيدن به هدف او را ياري دهد.همچنين خداوند بر اساس حكمت خويش برخي از دعاها را هر چند كه خير باشد سريع اجابت نمي كند يا حتي اجابت آنها را مصلحت نمي دانداما نفس دعا كردن براي نيايش گرعامل خيروآرامش و تقويت ايمان و نيروي اراده مي شود به ويژه اگر انسان در هنگام دعا نيتش اين باشد كه خديا من از تو طلب مي كنم ولي به تصميم تو تسليم و به آنچه مقدر كرده اي راضي هستم.اين آرزوهاكه به صورت دعا به زبان مي آيد و برآورده نمي شود در سلسله اعصاب ودر مغز و در قلب در آنچه شخصيت تشكيل مي دهد و وجود خارجي دارد جايگزين مي گردد.هر قدر آن آرزوها شديدو حركتمان از نرسيدن به آن تندترو تيزتر باشد اثر يادگيري كه در ضمير ناخودآگاه به جا خواهد گذاشت محكم تر و نيرومندتر بود.اين منبغ انرژي در حيات شخص  و در فعاليت هاي بعدي او منشاءاثر بوده و مي تواند فرصت و موقعيت بروز و ظهور اعمالي را پيدا نمايد و هم در نسل و فرزندان و هم خود شخص در رستاخيز موثر واقع شود.اگر با تمام وجود براي خير دنيا و آخرت خود و ديگران نيايش كنيم اجازه مي دهيم كه احساس پاك نيايش در قلب و روح ما وارد شده ومارا از خود خواهي و دروغ و تكبر و ريا دور سازد.در عين حال اگر انتظار نداشته باشيم كه آنچه به كوشش ميسر مي شود خداوند به دعا عطا كند بدون شك دعا همچون خورشيدي درخشان سايه هاي ترس و اضطراب و غم و ياس و خشم رااز دل و جان ما پاك مي كندوبه ما اجازه مي دهد تا با آرامش و خاطري آرام و آسوده تمامي افكار و نيروهاي مثبت خود را جمع كرده و هنگام مواجه شدن با مشكلات و سختي ها بهترين راه را پيدا و بيشترين بازدهي را داشته باشد.
     
     




    بسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام

    "


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .