طرف مصری با زرنگی میخواست قراردادی با طرف ایرانی بنویسد و نیمی از مبلغ قرارداد که تقریباً ۲۰۰ هزار دلار میشد دریافت کند که با این کار مخالفت کردم و گفتم شرکتهای ایرانی وقتی پول میدهند که در خاک مصر باشند.
به گزارش خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، ماموریت در مصر برای دیپلماتی که در یکی از سرنوشتسازترین و پرحادثهترین مقاطع کشور تاریخی مصر و منطقه و همزمان با بیداری اسلامی، سکان نمایندگی ایران در قاهره را بر عهده داشته است؛ میتواند بسیار پرخاطره باشد. خاطرات مجتبی امانی رئیس سابق دفتر حفاظت منافع ایران در قاهره ابعاد مختلفی را در بر میگیرد. وی خاطرات خود را در قالبی داستانی روایت میکند.
گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس اقدام به انتشار خاطرات وی کرده که پنجاه و هشتمین بخش آن از نظر خوانندگان میگذرد.
***
یکی از اهداف مشخص شده در مأموریت سومم به قاهره، (1388– 1393) باز کردن راه ورود جهانگردان ایرانی به قاهره بود. نزدیک به سه دهه بود که پای هیچ جهانگرد ایرانی به مصر نرسیده بود. اعتقاد داشتم که ورود گردشگران ایرانی به قاهره میتواند بسیاری از این ذهنیتهای غیرواقعی دو طرف و به ویژه مصریها را نسبت به ایران تصحیح کند. طبیعی شدن تبادل جهانگرد بین دو کشور میتوانست باعث نزدیکی هر چه بیشتر دو ملت شود که واضح بود قدمی در راه وحدت اسلامی بود. دشمنان جهان اسلام تلاش زیادی را برای تفرقه بین مردم مسلمان منطقه به کار میبردند و عوامل آنان در منطقه فعال بودند.
مصر کشوری باستانی بود که دارای آثار عظیمی از سه دوره فرعونی، مسیحی و اسلامی بود. مراقد زیادی از اهل بیت علیهم السلام در مصر و به ویژه قاهره قرار داشت که میتوانست مورد توجه جهانگردان کشورمان باشد. درباره این مراقد مطهر در خاطرات قبلی خود مطالبی را بازگو کردهام.
واضح بود که ورود گردشگران ایرانی به مصر، کمک بزرگی هم به اقتصاد مصر بود و مصریها که بخش زیادی از اقتصادشان وابسته به جهانگردی خارجی بود، به درآمد آن نیاز مبرم داشتند، ولی حکومت مصر بیشتر به دلیل فشارهای خارجی به خصوص از سوی آمریکا، از ورود جهانگردان ایرانی جلوگیری میکرد و خود را از این سود سرشار محروم کرده بود.
در سالهای آخر حکومت مبارک و نیز بعد از سقوط وی، عربستانیها هم در این باره به اعمال فشار به حکومت مصر پرداختند، چون بیم داشتند ورود جهانگردان ایرانی به نزدیکی دو ملت ایران و مصر کمک کند و منافع منطقهای آنها را به خطر اندازد.
در طول این سالها، بارها موضوع ورود جهانگردان ایرانی را با مسئولان مختلف مصری و نیز در رسانهها مطرح میکردم. واضح بود برقراری این ارتباط بین دو ملت با منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در تضاد بود و آنها از ابزارهای خود برای جلوگیری از تحقق آن استفاده میکردند. با اینکه نیروی زیادی را برای اینکار صرف کردم، ولی معلوم بود حکومت مبارک به علت وابستگیهایش نمیخواهد اجازه چنین کاری را دهد. مانع اصلی هم بخش امنیتی مصر بود که به طور مستقیم از مبارک دستور میگرفت.
بخش امنیتی مصر با بهانههای گوناگون با این کار مخالفت میکرد. بهانههای مضحکی مثل نشر تشیع، عملیات تروریستی و ... توسط آنها مطرح میشد. به زعم آنها ورود ایرانیان به مصر باعث میشد که مردم مصر شیعه شوند و یا ایران از این طریق به عملیات تروریستی در مصر اقدام کند.
در اوایل مأموریتم به عنوان رئیس نمایندگی به قاهره و در تابستان 1389 بود که به یک برنامه گفتوگوی تلویزیونی در شبکه «دریم» مصر دعوت شدم. مجری برنامه یکی از مشهورترین مجریان تلویزیونی به نام «وائل البراشی» بود. بحث به روابط ایران و مصر کشیده شد. وی درباره جهانگردان ایرانی سوال کرد و من گفتم، مردم ایران دوستدار سفر هستند و سالانه میلیونها ایرانی به خارج از ایران سفر میکنند و کشورهایی مثل عراق، سوریه، امارات، عربستان، ترکیه و ... بیشترین درآمد ایران را از جهانگردی نصیب خود کردهاند. آمارهایی هم در این باره گفتم. وی سوال کرد که میگویند ورود ایرانیان به مصر باعث شیعه شدن مردم مصر خواهد شد؟ که پاسخ دادم یعنی مردم مصر این قدر در عقیده خود ضعیف هستند که با دیدن چند ایرانی که حتی بلد نیستند به زبان عربی صحبت کنند، مذهب خود را تغییر میدهند؟ به راستی چه تعداد از مردم کشورهایی که نام بردم در اثر ورود جهانگردان ایرانی شیعه شدهاند؟ مجری که پاسخی نداشت، سوال دوم را که مانند سوال اول ساخته و پرداخته ذهن بخش امنیتی مصر بود، پرسید. اینکه چه ضمانتی وجود دارد که جهانگردان ایرانی با آوردن سلاح به داخل، امنیت مصر را به هم بزنند؟
در پاسخی شبیه به پاسخ اول، گفتم بهترین ضمانت، قدرت نیروهای امنیتی مصر است، یعنی نیروهای امنیتی مصر در تامین امنیت مصر آنقدر ضعیف هستند که نمیتوانند مانع از ورود سلاح توسط بیگانگان شوند. ضمن اینکه جهانگردان ایرانی نه به دنبال شیعه کردن مردم مصر و نه در تلاش برای برهم زدن امنیت کشوری هستند. به بینندگان برنامه توضیح دادم که سالانه میلیونها ایرانی به کشورهای مختلف اروپا، آسیا و آمریکا میروند. کشورهای مقصد از درآمدهای ناشی از جهانگردان ایرانی سود میبرند، آنوقت مصر با توجیهاتی غیرواقعی، خود را از این درآمد سرشار محروم میکند. گفتم اینگونه سخنان خنده آور و توهینی به ملت مصر است.
با سقوط مبارک در 22 بهمن 1389 و باز شدن این روزنه که تحولی در روابط دو کشور رخ خواهد داد، تلاشهای خود را در این زمینه گسترش دادم، اما به علت آن که حتی با وجود سقوط مبارک، ارتش و بخش امنیتی همچنان سلطه خود را بر مجاری تصمیم گیری درباره روابط ایران و مصر حفظ کرده بودند، همچنان با ورود گردشگران ایرانی به مصر مخالفت میشد.
در دوره حکومت ژنرال طنطاوی که بعد از سقوط مبارک کشور را اداره میکرد و علیرغم تلاش زیادی که در عرصه دیپلماسی عمومی و رسانهای انجام شد، اتفاق خاصی در این باره نیفتاد تا اینکه محمد مرسی به عنوان اولین رئیس جمهور منتخب مصر در تیر 1391 بر کرسی ریاست جمهوری نشست. مرسی در 6 ماهه اول حکومتش چندان روی خوشی به ایران نشان نمیداد، اما در اواسط دوره یک ساله حکومت وی گشایشهایی درباره ایران نشان داد.
جالب است که قبل از اینکه پیام این چرخش به ما ایرانیها برسد، چند وقتی بود که تحرکات گروههای تکفیری مصر که شیعیان را مسلمان نمیدانستند، علیه ایران شدت گرفته بود. اینها میتوانست نشانههایی برای تغییر تصمیم مرسی نسبت به ایران باشد. گفتنی است که گروههایی که با عنوان مبارزه با ایران و تشیع در مصر تشکیل شده بودند، دارای وابستگیهای واضحی با بخش امنیتی و سعودیها بودند. این گروهها به عنوان ابزار سعودیها و بخش امنیتی مصر با ایران و شیعه ضدیت میکردند. تظاهراتی هم که گاه در مقابل سفارت ایران برگزار میشد، توسط این گروهها سازماندهی میشد. جالب بود که اواخر سال 1391 بود که این گروهها تحرکاتی را علیه حضور گردشگران ایرانی آغاز کرده بودند. به نظر میرسید عدهای که در مصر منافع خود را با هرگونه تحول مثبتی در روابط ایران و مصر در خطر میدیدند از این گروههای تکفیری خواسته بودند که زودهنگام با عادی شدن روابط ایران و مصر مخالفت کنند و با آن به مبارزه برخیزند.
در بهمن سال 1391 بود که بالاخره بعد از سه سال تلاش، مشخص شد که مصریها با ورود گردشگران ایرانی به مصر موافقت کردهاند. این خبر را رئیس یک شرکت هواپیمایی که از دو سال قبل موضوع را پیگیری میکرد به من اطلاع داد. مصریها گفته بودند که با ورود جهانگردان ایرانی به مصر و براساس یک برنامه مشخص موافقت دارند.
زمینه برای سفر وزیر جهانگردی مصر به ایران مساعد بود و بلافاصله دعوتنامهای از رئیس سازمان گردشگری کشورمان گرفتم و به وزیر جهانگردی مصر که نامش هشام زعزوع بود دادم و او نیز در هفتم اسفند 1391 به همراه یک هیأت 12 نفره عازم ایران شد که من نیز به دلیل اهمیت این سفر، همزمان عازم ایران شدم تا در جلسات آنان حضور داشته باشم.
در این سفر قراردادی بین دو شرکت جهانگردی دو کشور امضا شد و قرار شد اولین گروه از جهانگردان ایرانی در اولین فرصت عازم مصر شوند. میدانستم که ایام نوروز فرصت خوبی برای این کار است و به سرعت تلاش کردم هماهنگیهای لازم را در فرصت سه هفتهای که تا نوروز باقی بود، انجام دهم. ضمن آن که خبر امکان سفر جهانگردان ایرانی به مصر همانند یک بمب خبری منتشر شده بود.
تطبیق انتظارات طرف مصری با خواستههای طرف ایرانی و نیز مصلحت کار و یافتن شرکتی که بتواند در ابتدای کار موضوع را به خوبی مدیریت کند و همچنین فرصت اندک، شرایط پیچیدهای را ایجاد کرده بود. طرف مصری با زرنگی میخواست قراردادی با طرف ایرانی بنویسد و نیمی از مبلغ قرارداد را که تقریباً دویست هزار دلار میشد از طرف ایرانی بگیرد. با این کار مخالفت کردم و آب پاکی را روی دست آنان ریختم که شرکتهای ایرانی وقتی پول خواهند داد که در خاک مصر باشند.
مشکلی دیگر نیز در ایران بروز کرده بود. برخی شرکتهای ایرانی حاضر بودند برای انحصاری کردن جهانگردی مصر برای شرکت خود و به طمع سود کلان در آینده، شروط طرف مصری را بپذیرند. من نیز به آینده این روند مطمئن نبودم و نگرانی داشتم که مصریها در میانه راه مانع از ادامه کار شوند؛ لذا پرداخت هر وجهی را به طرف مصری در قبل از انجام کار به مصلحت نمیدانستم.
رقابت شرکتها مشکل اصلی شده بود. طرف مصری نیز حیران شده بود که چه کند. قراردادی را برای این کار با دو شرکت ایرانی امضا کرده بود که در آن طرف ایرانی متعهد شده بود که تا یک هفته دیگر مبلغی حدود صد هزار دلار را به حساب طرف مصری پرداخت کند. اتفاقاً در مصر که خیلی کارها امنیتی است، این شرکت که از طرف وزارت جهانگردی مصر حق انحصاری ورود جهانگردان ایرانی را گرفته بود، از شرکتهای وابسته به بخش امنیتی مصر بود.
یک هفته گذشت و طرف ایرانی که کار را محکم نمیدید، پول را واریز نکرده بود. رئیس شرکت مصری به نمایندگی آمد و با من ملاقات کرد. صراحتاً پرسید که چه باید کنم؟ در تهران به وی گفته بودم ایرانیها اگر در وقت امضای قرارداد هول شوند و قرارداد را امضا کنند، در وقت واریز پول تا وقتی مطمئن نشوند، اقدام نخواهند کرد. گفتم تردیدها درباره اینکه شما کار را نیمه تمام میگذارید، زیاد است. پرسید پس چاره کار چیست؟ گفتم همان که در تهران به شما گفتم، هر جهانگرد ایرانی که وارد مصر شد، در پای هواپیما پولش را از شرکت مربوطه بگیرید. چند نگرانی درباره نحوه پرداخت داشت که آن را هم حل کردیم و قرار شد اولین گروه جهانگردی در مصر را برای ایام نوروز 1392 پذیرا باشند.
ادامه دارد...
انتهای پیام/
ادامه مطلب
وزیر امور خارجه فرانسه در پایان کنفرانس بینالمللی سازمان ملل در حمایت از اقلیتهای تحت آزار داعش در خاورمیانه، از اختصاص کمک 25 میلیون یورویی پاریس به این اقلیتها خبر داد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، وزیر امور خارجه فرانسه در پایان کنفرانس بینالمللی سازمان ملل در حمایت از اقلیتهای تحت آزار داعش در خاورمیانه، از اختصاص 25 میلیون یورو کمک از جانب فرانسه برای حمایت از این اقلیتها خبر داد.
به نوشته روزنامه فرانسوی فیگارو، «لوران فابیوس» وزیر امور خارجه فرانسه روز سهشنبه در پایان این کنفرانس بینالمللی در پاریس طی اظهاراتی اعلام کرد: «فرانسه 25 میلیون یورو را در چارچوب «طرح اقدام» بینالمللی برای حمایت از اقلیتهای مورد آزار گروه تروریستی داعش در خاورمیانه اختصاص خواهد داد.»
وی طی پیامی تحت عنوان «پیام همبستگی» افزود: «ما نمیگذاریم تنوع هزاره خاورمیانه بدون واکنش از بین برود. «طرح اقدام» شامل یک مجرای بشردوستانه برای حمایت از اعضای اقلیتهای آواره و تسهیل بازگشت آنها، یک مجزای قضایی با هدف مبارزه با مصونیت تروریستها و ارتقاء چارچوب سیاسی لازم برای حفظ این تنوع مذهبی و قومی در منطقه است و نخستین تأمین مالی این طرح اقدام با واریز 25 میلیون یورو از جانب فرانسه صورت خواهد کرد و سایرین آن را ادامه خواهند داد.»
بر اساس این گزارش، از مجموع مبلغ کمک 25 میلیون یورویی فرانسه، 10 میلیون یورو برای صندوق اضطراری مربوط به اقدامات مینروبی، مسکن، توانبخشی و همکاری قضایی اختصاص خواهد یافت و آژانس توسعه فرانسه نیز به نوبه خود 15 میلیون یورو برای تأمین مالی اردوگاههای پناهجویان و حمایت از کشورهای پذیرنده آنها به ویژه لبنان، اردن، ترکی و عراق واریز خواهد کرد.
«فرانسوآ اولاند» رئیسجمهور فرانسه روز گذشته در جریان آغاز این کنفرانس بینالمللی طی اظهاراتی اعلام کرد که هدف داعش بازگرداندن ترس میان اقلیتها برای حذف آنها از خاورمیانه است.
کنفرانس بینالمللی سازمان ملل در خصوص دفاع از اقلیتهایی که در خاورمیانه از آزارهای داعش در رنج هستند، دیروز سهشنبه در پاریس پایتخت فرانسه برگزار شد تا طی آن «طرح اقدامی» در حمایت از اقلیتهای تحت آزار و اذیت گروه تروریستی داعش در خاورمیانه ارائه شود.
تصمیم به برگزاری این کنفرانس طی نشست ماه مارس گذشته شورای امنیت سازمان ملل در خصوص آزار و اذیتهای داعش به اقلیتهای خاورمیانه اتخاذ شده بود.
«لوران فابیوس» و «ناصر الجوده» وزرای امور خارجه فرانسه و اردن ریاست این نشست بینالمللی در پاریس را که به گفته فابیوس هدف اصلی از آن نتیجهگیری از «گفتوگوهای بهار و ارائه یک منشور اقدام» بود، بر عهده داشتند.
فابیوس در روز بیست و هفت مارس گذشته در نشست شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرده بود که جامعه بینالملل باید تمامی تلاش خود را در جهت بازگشت اقلیتهای تحت آزار و اذیت در خاورمیانه به کشورهای متبوع خود انجام دهد.
طبق اطلاعات موجود، حدود 60 کشور از جمله شمار زیادی از کشورهای منطقه و نمایندگان سازمانهای غیردولتی و نهادهای بزرگ سازمان ملل در این نشست شرکت داشتند.
برگزاری این کنفرانس بینالمللی در پاریس در حالی صورت گرفت که قرار است کنفرانس مشابهی نیز در اوایل سال 2016 در اسپانیا برگزار شود.
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
رئیس جمهور ازبکستان میگوید که تاشکند بنا به تعهدات خود و طبق قانون مصوب این کشور نه در بلوکهای نظامی حضور پیدا میکند و نه اجازه استقرار پایگاههای نظامی خارجی را در این کشور میدهد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در تاشکند به نقل از «نزویسیمایا گزتا»، هفته پیش در روزنامهها و جرائد روس زبان پیشنهاد آمریکا به ازبکستان در رابطه با الحاق این کشور به گروه ائتلاف مبارزه با تروریسم و داعش در سر خط خبرها منتشر شد.
این پیشنهاد در چارچوب سفر «دانیل روزنبلوم» معاون وزیر خارجه آمریکا در امور آسیای مرکزی به تاشکند صورت گرفت که جواب رسمی از طرف تاشکند دریافت نشد.
رزنبلوم در جریان مذاکرات خود با مقامات ازبکستان اظهار داشت: تاشکند شریک کلیدی آمریکا و ناتو در آسیای مرکزی است که میتواند در مبارزه با طالبان در افغانستان به ما کمک کند و با پیوستن به گروه ائتلاف از حضور تروریستها به مناطق مرزی موثر باشد.
وی برای تاکید بیشتر به گفتههای خود و جلب نظر همتایان سیاسی ازبک ارسال محموله های نظامی آمریکا را به مبلغ 6 میلیون دلار عنوان کرد و اظهار داشت: این کمک تا 5 سال آینده ادامه خواهد داشت.
در رابطه با این پیشنهاد «اسلام کریماف» رئیس جمهور ازبکستان در اول سپتامبر(10 شهریور) در جشن استقلال این کشور رسما با این پیشنهاد مخالفت کرد.
کریماف در سخنرانی خود اظهار داشت: ازبکستان بنا به تعهدات خود و طبق قانون مصوب این کشور نه در بلوکهای نظامی حضور پیدا میکند و نه اجازه استقرار پایگاههای نظامی خارجی را در کشور میدهد.
وی ادامه داد: همچنین حضور نظامیان ازبک در پایگاههای نظامی خارجی مخالف قوانین کشور است.
تحلیلگران و مفسران سیاسی جواب قطعی کریماف به آمریکا در رابطه با پیوستن به گروه ائتلاف و مبارزه با داعش را مورد بررسی قرار دادند.
به اعتقاد این کارشناسان، معاون وزیر خارجه آمریکا با این تصور که ازبکستان تجربیات کافی در رابطه با مبارزه با گروههای افراطی و تروریسم از جمله با جنبش اسلامی ازبکستان را دارد به ازبکستان این پیشنهاد را داد و واشنگتن هم انتظار نداشت که در این زمینه جواب مثبت دریافت کند.
در این سالها آمریکا از قلمرو ازبکستان برای حملونقل محمولههای نظامی خود به افغانستان استفاده کرده است، در منطقه مرزی «ترمذ» پایگاه ناتو و پایگاه نظامی آلمان قرار دارد،همچنین در این کشور دفتر ناتو نیز افتتاح شده است.
با این حال کریماف این پیشنهاد را مطلقا رد کرد و افزود: این تصمیم تاشکند از روی فکر و منطق بوده و ما راه درست را انتخاب کردهایم و هرگز از این راه منحرف نخواهیم شد.
کریماف در سخنان خود اولویتهای ازبکستان را تقویت همکاری با کشورهای همسایه و ایجاد روابط دوستانه و توسعه همکاری بیشتر در راستای متحد شدن با اهداف مشترک دانست.
این در حالی است که آمریکا پیشنهاد مشابه را به تاجیکستان نیز داده است.
«اندره کازانتسوف» تحلیلگر سیاسی آسیای مرکزی و مدیر موسسه دانشکده وزارت خارجه روسیه در مسکو (مگیمو) معتقد است: به نظر میرسد که تاجیکستان نیز این پیشنهاد را رد کند، اگر چه دوشنبه حداکثر تلاش خودش را برای چانه زنیهای سیاسی در سیاست چند طرفه انجام میدهد.
«الکساندر کنیازاف» کارشناس ارشد آسیای مرکزی در این رابطه گفت: پیشنهاد آمریکا به ازبکستان و تاجیکستان و الحاق آنها به گروه ائتلاف مبارزه با داعش یک ساختار کاملا سیاسی دارد که هدف اصلی آن گسترش همکاریهای نظامی و سیاسی آمریکا با کشورهای آسیای مرکزی است.
وی ادامه داد: تهدید واقعی در کشورهای منطقه، مشکل در سیتمهای اقتصادی و اجتماعی و ایدئولوژیکی این کشورها است.
به اعتقاد این کارشناس، خطر داعش برای کشورهای آسیای مرکزی همان قدر مهم است که تهدیدات اقتصادی و اجتماعی و نیازهای جامعه مهم هستند.
وی افزود: مشکلات دوشنبه، تاشکند، آستانه، بیشکک و عشقآباد مشکلات داعش در خاورمیانه نیست بلکه این مشکلات به مسائل اقتصادی و مشکلات ایدئولوژیکی در جامعه وابسته است.
کنیازف اظهار داشت: حدود یک و نیم سال است که موقعیت آمریکا در کشورهای منطقه ضعیف و متزلزل شده و دلیل آن هم امتناع ازبکستان از همکاریهای نظامی با واشنگتن و بسته شدن پایگاه نظامی «ماناس» در بیشکک است.
این کارشناس معتقد است: آمریکا میخواهد در زیر چتر مبارزه با داعش مخالفت خود را با طرح اوراسیا روسیه و جاده ابریشم چین تشدید کند.
وی ادامه داد: موقعیت غیر قابل نفوذ تاشکند و عدم مشارکت در سازمان پیمان امنیت جمعی و اتحادیههای چند جانبه یکی از رویکردهای اصلی سیاست خارجی ازبکستان است که شاید همین موضوع باعث خروج وی از سازمان پیمان امنیت جمعی در 2 سال پیش شد.
الکساندر کنیازاف بر این باور است: در رابطه با دوشنبه نمیشود پیشنهاد آمریکا را نادیده گرفت زیرا تشدید و تشویق تاجیکستان به اتحاد اقتصادی اوراسیا یکی از فاکتورهایی است که آمریکا میتواند آن را مورد استفاده قرار دهد و با ابتکاراتی که آمریکا در این رابطه اعمال میکند میتواند تاجیکستان را بر آن دارد تا برای قبول پیوستن به اوراسیا امتیازات بیشتری را از مسکو طلب نماید و روسیه نیز برای نشان دادن اخلاص در عمل با این پیشنهادات موافقت کند.
کارشناس منطقه معتقد است: آمریکا هیچ اهرمی در تاجیکستان و ازبکستان برای استفاده ندارد ولی اهرمهای آمریکا در بیشکک فراوانند و آن هم موسسات غیر دولتی فراوانی که این روزها در قرقیزستان در جهت منافع اپوزیسیون و آمریکا فعالیت میکنند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
جان کری در تماس تلفنی با نخستوزیر لبنان ضمن اعلام «حمایت آمریکا از ثبات و استقلال» این کشور، بر لزوم انتخاب هر چه سریعتر رئیسجمهور جدید توسط پارلمان لبنان تاکید کرد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، وزیر خارجه آمریکا در تماس تلفنی با نخستوزیر لبنان درباره تحولات این کشور گفتگو و بر لزوم انتخاب هر چه سریعتر رئیسجمهور جدید تاکید کرد.
در حالی که «بحران زباله» در لبنان چند وقتی است که اعتراضاتی را در این کشور به دنبال داشته است، وزیر خارجه آمریکا در تماس تلفنی با نخستوزیر لبنان با وی به رایزنی درباره تحولات جاری این کشور پرداخت.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای درباره تماس تلفنی سه شنبه(دیروز) جان کری با «تمام سلام» اعلام کرد که این دو ضمن گفتگو درباره تحولات جاری لبنان درباره مسائلی از قبیل انتخاب رئیسجمهور جدید رایزنی کردند.
در این بیانیه آمده است: «جان کری وزیر خارجه آمریکا با تمام سلام نخستوزیر لبنان تماس گرفت تا درباره طرحها برای نشست آتی "گروه بینالمللی حمایت از لبنان" در مجمع عمومی سازمان ملل در اواخر سپتامبر با او گفتگو کند».
به گفته این وزارتخانه، جان کری بر ادامه «حمایت قوی آمریکا از تلاشهای تمام سلام برای توسعه و افزودن اجماع سیاسی در لبنان» تاکید مجدد کرد. در این تماس تلفنی همچنین بر تداوم تعهد آمریکا به ثبات، امنیت و استقلال لبنان تاکید کرد.
وزیر خارجه آمریکا همچنین درباره «نیاز و لزوم انتخاب هر چه زودتر رئیسجمهور جدید لبنان توسط پارلمان» این کشور تاکید کرد.
تاکید وزیر خارجه دولت باراک اوباما بر انتخاب رئیسجمهور لبنان در حالی صورت گرفته که ۱۱ شهریور بیست و هشتمین جلسه پارلمان لبنان برای انتخاب رئیس جمهور آینده این کشور به علت به حد نصاب نرسیدن شمار نمایندگان تشکیل نشد.
به دنبال این ناکامی، «نبیه بری» رئیس پارلمان لبنان 30 سپتامبر جاری (8 مهر آینده) را به عنوان موعد آینده جلسه پارلمان برای انتخاب رئیس جمهور آینده این کشور تعیین کرد.
نخستین جلسه پارلمان برای تعیین رئیسجمهور لبنان سوم اردیبهشت برگزار شد اما سمیر جعجع، نامزد جریان نزدیک به غرب یعنی «14 مارس»، نتوانست با آراء سفید «جریان 8 مارس» جریان نزدیک به مقاومت، رقابت کند و از رسیدن به پست ریاست جمهوری لبنان بازماند. جلسات دوم تا بیست و هفتم پارلمان لبنان به علت به حد نصاب نرسیدن شمار نمایندگان تشکیل نشد(جزئیات بیشتر).
انتهای پیام/
ادامه مطلب
نماینده چک در پارلمان اروپا با اشاره به تلاش کشورهای غربی برای نابودی و تغییر نقشه سیاسی کشورها، رئیس جمهوری سوریه را تنها شخصی دانست که میتواند ثبات را به کشور خود بازگرداند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، مواضع سیاستمداران غربی که بر نقش «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه برای برقراری ثبات و امنیت در این کشور تأکید دارند همچنان ادامه دارد.
روزنامه «الوطن» سوریه گزارش داد، «کاترجینا کونیچنا» نماینده چک در پارلمان اروپا تأکید کرده که هیچ کس به جز بشار اسد نمی تواند ثبات را به سوریه بازگرداند.
وی ضمن انتقاد از سیاستهای کشورهای غربی در قبال بحران سوریه گفت: «فرانسوا اولاند رئیس جمهور فرانسه باید بپذیرد که هیچ کس جز بشار اسد نمیتواند ثبات را به سوریه بازگرداند».
نماینده چک در پارلمان اروپا افزود: سیاستهای کشورهای غربی از جمله فرانسه در راستای نابودی و تلاش برای تغییر نقشه سیاسی کشورها و حمایت از گروههای مسلحی است که آنان را «معارضان میانهرو» مینامد و هیچ نظارتی بر آنان ندارد تا اینکه گروه تروریستی مانند داعش مردم را از خانه و کاشانه خود کوچ میدهد.
کونیچنا همچنین تصریح کرد: «دیوانگی است که غرب پس از [گذشت] چهار سال از بحران سوریه به شکست اعتراف نمیکند و جرأت این را ندارد که بگوید اشتباه کردیم و باید از کسی حمایت کرد که بتواند اوضاع را آرام کند».
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
در پی اعلام ممنوعیت پرواز هواپیماهای روس عازم سوریه در حریم هوایی کشورهای بلغارستان و یونان، مسکو از صوفیه و آتن در خصوص این رفتار توضیح خواست.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، در پی اعلام ممنوعیت پرواز هواپیماهای روس حامل کمکهای بشردوستانه برای سوریه در حریم هوایی بلغارستان و یونان که گفته میشود به درخواست آمریکا صورت گرفته، مسکو از این کشورها به دلیل رفتارشان توضیح خواست.
بنابه گزارش خبرگزاری اینترفکس، «میخائیل بوگدانوف» معاون وزیر امور خارجه روسیه طی اظهاراتی در این خصوص اعلام کرد: «چنانچه کسی یا به طور مشخصتر هر یک از شرکای یونان و بلغار ما تردیدی دارند، باید برای ما توضیح دهند که مشکل آنها چیست.»
وی افزود: «اگر مشخص شود که آنها به درخواست آمریکا تدابیر محدود کننده و منع کننده اتخاذ کردهاند، پرسشهایی در خصوص حق حاکمیت و استقلال این کشورها برای تصمیمگیری درباره پرواز هواپیمای کشورهای دیگر از جمله روسیه بر فراز حریم هوایی آنها به وجود میآید.»
بوگدانف تأکید کرد: «ما توضیح دادهایم که مقصد پروازهای ما کجاست و چه محمولهای دارند. این در حالیست که ما قبلا هیچ مشکلی در این خصوص نداشتیم.»
بلغارستان که از اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است، دیروز سهشنبه اعلام کرد که اجازه پرواز تعداد نامشخصی هواپیمای روس در حریم هواییاش را نمیدهد.
این تصمیم در پی انتشار اطلاعاتی در روز دوشنبه صورت گرفت که طبق آن آمریکا از یونان به عنوان یکی دیگر از اعضای ناتو خواسته بود که به هواپیماهای روس اجازه پرواز در حریم هوایی خود بمنظور عزیمت به سوریه را ندهد.
اگرچه یونان تاکنون از ارائه توضیح و پاسخ رسمی در خصوص این رفتار خود اجتناب کرده، اما وزارت امور خارجه بلغارستان دلیل این اقدام خود را دریافت اطلاعاتی عنوان کرده که طبق آن ادعا شده که هواپیماهای روس عازم سوریه حامل محمولههایی خلاف آنچه اعلام شده هستند.
این در حالیست که طبق گزارشها و اطلاعات موجود، پروازهای روسیه به کشور سوریه حامل کمکهای انسان دوستانه به مردم این کشور است.
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
طبق تازهترین نظرسنجیها، «برنی سندرز» نامزد دموکرات انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ آمریکا موفق شد با اختلاف ۹ درصد از رقیب خود «هیلاری کلینتون» در ایالت «نیوهمپشایر» پیشی گیرد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، طبق تازهترین نظرسنجیها، «برنی سندرز» نامزد دموکرات انتخابات ریاستجمهوری 2016 آمریکا از ایالت «ورمونت» موفق شد در ایالت «نیوهمپشایر» از «هیلاری کلینتون» رقیب دموکرات خود با اختلاف 9 درصد پیشی بگیرد.
بنا به گزارش پایگاه خبری «اسپوتنیک»، این سناتور ایالت ورمونت در حال حاضر موفق شد در ایالت نیوهمپشایر از حمایت 41 درصدی برخوردار شود و این در حالی است که کلینتون تنها از حمایت 32 درصد از مردم این ایالت بهرهمند شد و «جو بایدن» معاون «باراک اوباما» رئیسجمهور آمریکا که هنوز تصمیمی برای شرکت در رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری آمریکا اتخاذ نکرده است با جلب حمایت 16 درصد از مردم نیوهمپشایر در جایگاه سوم قرار گرفت.
طبق این گزارش، اگر بایدن از این رقابتها حذف شود، سناتور سندرز با اختلاف 11 درصد در این نظرسنجی ایالت نیوهمپشایر از کلینتون پیشی میگیرد.
«سی ان بی سی» گزارش کرد که هیچیک از دیگر نامزدهای دموکرات انتخابات ریاستجمهوری آمریکا نتوانستند بیش از یک درصد حمایت مردم نیوهمپشایر را کسب کنند.
این نظرسنجی همچنین نشان میدهد که جایگاه سندرز در بین رأیدهندگان ایالت «آیووا» آمریکا نیز ارتقا داشته است و اختلاف کلینتون با سندرز در این ایالت از 24 درصد در ماه ژوئیه به 11 درصد کاهش یافته است. بایدن در حال حاضر از حمایت 20 درصد از مردم ایالت آیووا برخوردار است و سندرز از حمایت 27 درصد و کلینتون از حمایت 38 درصد مردم ایالت آیووا برخوردار هستند.
در رقابتهای بین نامزدهای جمهوریخواه، «دونالد ترامپ» میلیاردر املاک و مستغلات با اختلاف 7 درصد از دیگر رقبای خود جلوتر است و در نظرسنجیهای نیوهمپشایر با اختلاف 16 درصد از دیگر رقبای جمهوریخواه خود پیشی گرفته است.
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
کارشناس سیاسی روس معتقد است: محور ژئوپلتیکی «مسکو - تهران» میتواند به یک عامل کلیدی در شکلگیری سیستم جدید بازدارندگی و وزنه متقابل در منطقه خاورمیانه تبدیل شود.
«الکساندر کنیازف» کارشناس سیاسی روس در یادداشت اختصاصی که در اختیار خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه قرار داد، دیدگاههای خود در خصوص ضرورت همکاریهای راهبردی بین مسکو و تهران را در میان گذاشته است.
به اعتقاد وی، در حال حاضر ایران در سیاست خارجی روسیه دارای جایگاه مناسب نیست که این موضوع به عدم شناخت لازم نخبگان حاکم مسکو از نقش تهران در امور بینالمللی برمیگردد.
این صاحبنظر مسائل سیاسی منطقه نوشته است: چنین رویکرد به معنای دست کم گرفتن نقش واقعی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی است.
کنیازف معتقد است: مجموعی از عوامل روسیه و ایران را در رابطه با تحولات در حال انجام منطقهای و بینالمللی در یک خط مشترک قرار داده است و چنانچه محور ژئوپلتیکی «مسکو - تهران» شکل بگیرد، میتواند به یک عامل کلیدی در شکلگیری سیستم جدید بازدارندگی و وزنه متقابل در منطقه خاورمیانه مبدل شود.
به نوشته وی، دوایر طرفدار توسعه روابط بین 2 کشور در مسکو و تهران باید به صورت فعال به ایفای نقش پردازند و اگر چنین اقدام صورت نگیرد، پس سطح همکاریها پیشرفت خاصی حاصل نخواهد کرد.
با متن کامل یادداشت کارشناس سیاسی روس در زیر آشنا میشوید.
بحث ایجاد منطقه آزاد تجاری اتحاد اقتصادی اوراسیا با ایران از چند ماه پیش به این طرف مورد بحث و بررسی کارشناسی قرار داشته و به نوعی به الگوی روابط بین ایران با روسیه و سایر کشورهای عضو این سازمان تبدیل شده است.
ماهیت این الگو عبارت از آن است که روسیه در سیاست خارجی و روابط اقتصادی بیرونی خود نسبت به ایران «در صورت نیاز» بهرهبرداری میکند. ابزاری بودن این نوع بهرهبرداری به طور خاص در موارد تشدید اختلاف بین روسیه،آمریکا و همچنین اروپا برجستگی پیدا میکند.
چنین رویکرد به معنای دست کم گرفتن نقش واقعی ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی است.
با توجه به آنکه روسیه و ایران در رابطه به مسائل ثبات، امنیت و توسعه دارای دیدگاههای کاملا یکسان میباشند، محور ژئوپلتیکی «مسکو - تهران» میتواند به یک عامل کلیدی در شکلگیری سیستم جدید بازدارندگی و وزنه متقابل در منطقه خاورمیانه مبدل شود.
امروز شرایط جدید روابط جهانی و تحولات در حال وقوع در مناسبات بینالمللی (شامل «رویکرد شرقی روسیه» که مورد حمایت مقامات سیاسی ایران نیز میباشد) برای شکلگیری چنین محوری شرایط مطلوب فراهم کرده است.
نزدیکی استراتژیک روسیه و ایران همچنین میتواند در روندهای همگرایی در منطقه تنوع ایجاد کرده و نقش وزنه تعادل معقول و منطقی در قبال رشد روزافزون نفوذ چین را انجام دهد.
زمینههای لازم سیاسی و اقتصادی برای مشارکت استراتژیک بین مسکو و تهران کاملا مشهود میباشند. با وجود تناقضات موجود در تاریخ روابط دوجانبه، طی دهههای اخیر در هر 2 کشور گروههای سیاسی موجود میباشند که از ایجاد روابط حسنه بین مسکو و تهران حمایت میکنند.
روسیه و ایران به عنوان قدرتهای منطقهای در حوزه حساس دریای خزر دارای مرز مشترک بوده و با آنکه نسبت به بحث ارجحیت حق حاکمیت، عدم دخالت در امور داخلی کشورها و مخالفت با حضور غیرمنطقهای در اختلافات خاورنزدیک و میانه، آسیای مرکزی و قفقاز دیدگاههای یکسان دارند، به اصطلاح «محکوم» به همکاری نزدیک سیاسی میباشند.
2 کشور ضمن هماهنگسازی استراتژی منطقهای خود میتوانند در شکلگیری نظم جدید در بسیاری از عرصههای سیاست منطقهای نقشی موثر ایفا کنند. اما متاسفانه روابط بین روسیه و ایران فعلا نشانی از استراتژیک و یا حداقل سیستماتیک بودن را با خود ندارد.
بعد ایرانی سیاست خارجی روسیه مقطعی بوده و موضعگیریهای مقامات سیاسی مسکو قادر به حل مشکلات نیست و اغلب به صورت اعلامیه باقی میمانند.
در عرصههای اقتصادی نیز وضعیت خوشحالکننده نبوده و حجم همکاریهای اقتصادی هرگز متناسب با ظرفیتهای موجود 2 کشور نیست. به عنوان مثال همکاری منظم بانکی وجود ندارد که این موضوع به نوبه خود به مانعی برای تحقق بسیاری از برنامههای مربوطه اقتصادی و تجاری تبدیل شده است.
اگر از مباحث اقتصادی و تجاری بگذریم، در هر 2 کشور نیز درهمتنیدگی مسائل مشارکت استراتژیک با مبارزات سیاسی داخلی مانع اصلی برای افزایش سطح همکاریها به شمار میرود. مبارزات سیاسی یادشده بین نخبگان مالی غربگرا و بخشی از نخبگانی صورت میگیرد که منافع ملی کشورهای خود را دنبال میکنند.
گروههای لابی آمریکا و برخی کشورهای متحد آن در مسکو مواضعی را در اختیار دارند که امکان نفوذ نه تنها بر روی موضوعات مالی و اقتصادی بلکه حلوفصل مسائل کاملا سیاسی را فراهم کرده است. به صورت طبیعی مشارکت استراتژیک بین ایران و روسیه برای آمریکا و متحدان خاورمیانه آن بسیار نامطلوب میباشد.
در تهران نیز لابی طرفدار غرب از منابع کافی جهت نفوذ برخوردار میباشد که در نتیجه بسیاری از پروژههای همکاریهای سیاسی و اقتصادی هدف تخریب استراتژیک قرار میگیرند. این امر تا حد زیادی بر سطح اعتماد متقابل نخبگان سیاسی و مالی تاثیر منفی میگذارد البته موضع همراه با حسادت بخشی از نخبگان سیاسی روسیه نسبت به افزایش نفوذ منطقهای ایران نیز مانع اعتمادسازی متقابل شده است.
تصور و ذهنیت کلیشهای موجود در افکار عمومی 2 کشور در خصوص یکدیگر نیز از عواملی است که قطعا به بهبود روابط کمک نمیکند. بخشی از جامعه ایران (به استناد مواردی از تاریخ گذشته) نسبت به سیاستهای روسیه بیاعتماد بوده و در روسیه هم مردم درک روشنی از جامعه ایران ندارند.
این در حالی است که اقدامات لابیهای غربگرا در مسکو و تهران از حمایتهای ساختارهای شامل نهادهای مطالعاتی، سرویسهای اطلاعاتی و وزارتخانههای خارجه برخوردار میباشند. نهادهای یادشدهاند که به مدیران کشورهایشان راهکارهای راهبردی را توصیه میکنند.
البته تعداد کافی بازیگران منطقهای نیز وجود دارد که از سوی آنها شکل گرفتن محور استراتژیک «روسیه - ایران» عامل فوقالعاده منفی ارزیابی میشود. طی ماههای اخیر فعال شدن سیاست خارجی عربستان سعودی و سایر کشورهای عضو شورای همکاریهای خلیج فارس با این موضوع مرتبط میباشد.
برخلاف اینکه در تهران روحیات طرفداری از بهبود همکاریها با غرب به نوعی در حال تقویت شدن است، باز هم چین و روسیه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی دارای جایگاه برتری میباشند.
ابتکار ایران برای پیوستن به منطقه آزاد تجاری اتحاد اقتصادی اوراسیا با این بحث مرتبط میباشد. یعنی دوایری که در ایران در رابطه به سیاستهای مهم تصمیمگیری میکنند، انتظارات بالایی از همکاری با روسیه و از جمله اتحاد اقتصادی اوراسیا دارند. البته در صورت عدم اقدام و حصول نتیجه، این انتظارات به پایان خواهد رسید.
به عنوان مثال ایران در برابر سازمان همکاریهای شانگهای و بخصوص بعد از برگزاری اجلاس اخیر «اوفا» علاقهمندی خود را از دست داد. و چنانچه در برابر ابتکار تهران برای ایجاد منطقه آزاد تجاری با اتحاد اقتصادی اوراسیا واکنش و اقدامات مناسب صورت نگیرد، نتیجه به نفع آن عده از نخبگان سیاسی ایران تمام خواهد شد که از همکاری با غرب حمایت میکنند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
کارشناس آمریکای لاتین حجم مبادلات تجاری ایران و مکزیک را با توجه به ظرفیتهای موجود ناچیز خواند و از برنامهریزی شرکتهای مکزیکی برای حضور در بازارهای ایران خبر داد.
میرقاسم مؤمنی مدیر عامل موسسه مطالعات بینالمللی چشمانداز ابرار نوین در گفتوگو با خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، در خصوص سفر هیأت 6 نفره مکزیکی به ریاست «آلفو نسوناوارته» وزیر کار و رفاه این کشور که روزهای گذشته با همتای ایرانی خود و نیز وزرای اقتصاد و نفت ملاقات داشت، گفت: در پی تحریمهای اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران طی 10 سال گذشته، روابط ایران با برخی کشورها که رابطه خوبی با غرب داشتند کاهش یافته بود و به تبع آن شاهد کاهش روابط اقتصادی با برخی از این کشورها بودیم.
وی ادامه داد: برخی کشورهای آمریکای لاتین از جمله مکزیک نیز جزو این کشورها بودند که علیرغم پتانسیل لازم برای روابط خوب، سطح روابط تجاری دو کشور کمتر از 10 میلیون دلار بود.
این کارشناس مسائل آمریکای لاتین با اشاره به توافق هستهای و افقهای روشن اقتصادی در ایران، اظهار داشت: در همین راستا شاهد سفر مقامات بلندپایه مکزیکی به ایران بودیم که از جمله آنها هیأت 6 نفره به ریاست وزیر کار و رفاه بود که با مقامات ایرانی دیدارهای خوبی داشت.
مؤمنی با ذکر این نکته که طی چند سال گذشته روابط ما در آمریکای لاتین با ونزوئلا خوب بوده، اما سطح روابط با برخی از کشورهای مهم این منطقه پایین بود که برزیل و مکزیک جزو آنها هستند، یادآور شد: از ابتدای سال 94، پنج هیأت مکزیکی در قالبهای اقتصادی، بازرگانی و صنعتی به ایران سفر کردهاند و در راستای بررسی شرایط توسعه روابط دو کشور، رایزنیهایی را با مقامات دولتی و خصوصی ایران داشتند که نشانگر تمایل دولت مکزیک برای حضور در بازار ایران است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به روابط اقتصادی و سیاسی مکزیک و آمریکا اشاره کرد و گفت: مکزیک به عنوان شریک اصلی آمریکا در منطقه است و شرکتهای آمریکایی بیشترین سرمایهگذاری خود را در بخش صنعتی و کشاورزی این کشور داشتهاند. شرکتهای مکزیکی برای حضور بلندمدت در ایران در حال برنامهریزی هستند و با توجه به اینکه در شرایط فعلی شاید شرکتهایی آمریکایی نتوانند در ایران حضور داشته باشند، شرکتهای مکزیکی که با آمریکا همکاری دارند، میتوانند در ایران حضور داشته باشند که این موضوع به طور غیرمستقیم بر روابط تجاری ایران و آمریکا اثرگذار است.
این کارشناس مسائل آمریکای لاتین با اشاره به سفری که قرار بود مجید تخت روانچی معاون وزیر خارجه کشورمان در فروردین ماه سال جاری به آمریکای لاتین و مکزیک داشته باشد که به دلیل مذاکرات هستهای به تاریخ دیگری موکول شد، گفت: مکزیک به عنوان تولید کننده بزرگ نفت در دنیا شناخته میشود که عضو اوپک هم نیست و اگر روابط 2 کشور توسعه یابد، میتواند در عرصه همکاریهای نفتی برای ایران و بخصوص در زمینه ایجاد تعادل در قیمت نفت سودمند باشد.
مؤمنی افزود: مکزیک کشور تولید کننده محصولات دامی و کشاورزی است و قدرت یازدهم جهان در «گروه 20» به شمار میرود که میتواند برخی از نیازهای ایران را تامین کرده و جایگزین خوبی برای برخی کشورها باشد.
وی اضافه کرد: همچنین بازار 110 میلیون نفری مکزیک فرصتی برای کالاهای دستی و نیمه ساخته و صنعتی ایران است که در حال حاضر مکزیک این محصولات را از اروپا وارد میکند و ایران میتواند جایگزین مناسبی برای این کشور باشد. به علاوه، مکزیک میتواند پل اقتصادی و تجاری بین ایران و آمریکا در شرایط کنونی باشد.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
اروپا تاوان لجبازیها و توطئه های آمریکا و برخی کشورهای عربی در سوریه را میدهد، در حالی که نه آمریکا و نه کشورهای عربی خلیج فارس به خصوص عربستان پناهجویی را نپذیرفتهاند، اروپا با مسائل پناهجویان دسته و پنجه نرم میکند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، همراه با سرازیر شدن آوارگان سوری به سمت کشورهای اروپایی، مواضع جدیدی را در از سوی برخی مقامات این قاره شاهد هستیم. مواضعی که اعتراضی است به تمام سیاستهای آمریکا و برخی کشورهای عربی در قبال منطقه به ویژه سوریه.
عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه الکترونیکی رأی الیوم و نویسنده مطرح جهان عرب در این باره مینویسد: در وضعیتی که نشست «دوستان سوریه» و زیر مجموعههای آن از جمله «ائتلاف معارضان» که دو سال پیش نماینده رسمی مخالفان محسوب میشد، به هیچ جایی نرسیده و عملا تعطیل شده است و از سوی دیگر ائتلافی که آمریکا برای مبارزه با داعش تشکیل داده، کاری از پیش نبرده و تکه تکه شده است و بیش از این دیگر نمیتواند دوام بیاورد، سه مسئول بلندپایه اروپایی روز دوشنبه و سه شنبه در مقابل سیاستهای آمریکا در سوریه ایستادند؛ چه در موضوع نوع برخورد با بشار اسد و چه در مورد درگیر شدن در جنگ با داعش
به نوشته عبدالباری عطوان: اولین آنها، «خوزه مانوئل گارسیا» وزیر خارجه اسپانیا بود که در سفر به تهران، خواستار گفتوگو با «بشار اسد» برای توقف جنگ شد.
همچنین «سباستین کورتز» وزیر خارجه اتریش پا را از این هم فراتر گذاشت و در صحبتهای مطبوعاتی خود در روز سه شنبه (دیروز) تأکید کرد: کشورهای غربی باید با رئیسجمهور سوریه در جنگ علیه داعش مشارکت کنند و این همان مطلبی بود که دو ماه پیش «دلادیمیر پوتین» رئیسجمهور روسیه مطرح کرده بود.
از سوی دیگر «ماتئو رینسی» نخستوزیر ایتالیا در یک برنامه تلویزیونی گفت: ایتالیا در حملات هوایی در چارچوبی که آمریکا علیه داعش داعش در سوریه به راه انداخته است، مشارکت نمیکند؛ چرا که برخی اقدامات نتایج عکس می دهند. وی در ادامه این سؤال را مطرح کرد که آیا عملیات برکناری «معمر قذافی» خوب بود؟
منظور نخست وزیر ایتالیا، به اوضاعی است که در حال حاضر مردم لیبی در آن به سر میبرند است.
***
عبدالباری عطوان در ادامه مینویسد: بیان چنین مواضعی قابل توجه است و از نظر ما کودتایی علیه سیاست آمریکا در خاورمیانه محسوب میشود، چرا که این سیاست، تأثیر منفی بر امنیت و سیاست اروپا گذاشته است؛ سوای اینکه صدها هزار آواره و پناهجو را به سوی اروپا روانه کرده است و چه بسا که هویت مسیحی اروپا نیز تغییر یابد. علاوه بر اینها، خطر سرایت تروریسم به اروپا نیز وجود دارد.
وی میافزاید: 5 سال است که دولت آمریکا انحصارا پرونده سوریه را بدست گرفته است و در اینجا نتایج فاجعه بارش برای اروپا مانده است؛ قدرت «بشار اسد» به فضل حمایت سرسختانه روسیه و ایران افزایش یافته است، قدرت گروه «داعش» نیز افزایش یافته و در دو کشور عراق و سوریه گسترش یافته است.
در این میان، این اروپاییها هستند که تاوان چنین سیاستهایی از جانب آمریکا را میدهند، چرا که به خاورمیانه نزدیکتر هستند اما آمریکا بیش از ده هزار کیلومتر با خاورمیانه فاصله دارد و اقیانوس اطلس بزرگترین سد مهاجرین است.
این نویسنده سرشناس عرب به نکته قابل تأملی اشاره میکند و مینویسد: آمارهای اروپایی نشان می دهد که بیشتر پناهجویان، از مناطقی در سوریه میآیند که تحت سلطه مخالفان است نه دولت سوریه و در این سالها، جمعیت دمشق، مرتبا رو به افزایش بوده است.
عطوان ادامه میدهد: حل و فصل بحران از طریق نظامی، غیر ممکن است و راهحل سیاسی نیز کماکان دور از دسترس است، در این شرایط کشورهای همسایه سوریه (لبنان، ترکیه و اردن) بیش از نمیتوانند پذیرش پناهجو داشته باشند و کشورهای عربی که در جنگ سوریه غوطهور شدهاند و هر دم روی آتش جنگ میدمند نیز حتی یک پناهجو نیز نپذیرفتهاند و برای راهحل سیاسی شروطی را بیان میکنند که از نظر برخی کشورهای اروپایی در راستای تضعیف راهحل سیاسی است.
***
سردبیر روزنامه رای الیوم در انتها این سؤال را مطرح میکند که در حال حاضر اعراب کجایند؟
وی چنین پاسخ میدهد: اعراب در حال حاضر مشغول اعزام نیرو به یمن برای آزادسازی صنعاء هستند. بدون اینکه در جنگ سوریه پیروز شوند، جنگ دیگری را راه انداختهاند.
سقوط «بشار اسد» نزدیک نیست و غلبه بر داعش نیز سخت تر شده و در این میان اروپایی ها نیز علیه سیاست آمریکا در منطقه در حال ابراز مخالفت هستند و باید از آوارگان سوری ممنون بود که چشمان اروپایی ها را باز کردند.
انتهای پیام/ص
ادامه مطلب