رئیس جمهور پیشین تونس با اشاره به پیامدهای منفی پدیده موسوم به «بهار عربی» در میان اعراب، دولت جدید حاکم بر این کشور را بازگشت رژیم گذشته به حکومت میداند.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، «منصف مرزوقی» رئیس جمهور سابق تونس با موضوع «آینده جهان عرب»، ضمن بررسی پیامدهای بهار عربی در کشورهای جهان عرب گفت: نظام قدیم با تمام تشکیلات و توان و روشهایش به تونس برگشته است.
پایگاه خبری «الیوم24» مغرب به نقل از مرزوقی گزارش داد: «بحران کنونی جهان عرب بحران اخلاق و ارزشهاست و انقلابی که بر پایه ارزشها نباشد پیروز نمیشود».
بر اساس این گزارش، مرزوقی در اظهارات خود با اشاره به انقلابهای کشورهای عربی گفت: در حال حاضر «این امید در برخی از کشورهای عربی به یک کابوس تبدیل شده است».
رئیس جمهور سابق تونس با اشاره به پیامدهای منفی پدیده موسوم به بهار عربی در میان این کشورها اظهار داشت: « بهارعربی به خصوص در تونس به جای اینکه جهشی رو به جلو باشد به یک پس رفت تبدیل شد، آرزوها را به باد داد و رژیم گذشته با همه تشکیلات، توان و روشهایش به تونس برگشت».
وی با تأکید بر اینکه بحران امروز در کشورهای عربی، بحران مفاهیم و ارزشها است و انقلابی که بر پایه ارزشها نباشد پیروز نمیشود گفت: «این شرایط مفاهیمی هستند که ما به آن متوسل شدیم و بی ارزش است».
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
دبیرخانه پارلمان بحرین، شرکت یکی از نمایندگانش در نشست گروهک «منافقین خلق» را اقدامی شخصی قلمداد کرد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، پارلمان بحرین بالاخره با تاخیری یک ماهه نسبت به حضور یکی از نمایندگانش در نشست گروهک تروریستی «منافقین» در پاریس واکنش نشان داد و آنرا اقدامی شخصی و غیر سازمانی قلمداد کرد.
به گزارش وبگاه خبری «مرآة البحرین»، دبیرخانه مجلس نمایندگان بحرین اعلام کرد که شرکت «جمال بوحسن» نماینده تندروی پارلمان این کشور در جلسات سازمان مسلح منافقین خلق، به نمایندگی از پارلمان نبود بلکه اقدامی شخصی بوده است.
دبیرخانه پارلمان بحرین در واکنش به مقالهای درباره حضور بوحسن در نشست منافقین خلق در پاریس، مدعی شد: مفاد این مقاله ادعایی بیش نبوده و سرشار از دروغ علیه این نهاد قانونگذاری است.
دبیرخانه پارلمان بحرین افزود: دبیرخانه ادعاهای نویسنده مقاله «مبنی بر اینکه پارلمان بحرین از سازمان مجاهدین خلق ایران که رویکرد مسلحانه در پیش گرفته حمایت میکند» را کاملا رد میکند.
به گزارش فارس، «جمال بوحسن» عضو فراکسیون «روابط خارجی» پارلمان بحرین با شرکت در جلسه گروهک تروریستی «منافقین»، از اعتقاد خود مبنی بر سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و برگزاری جسله آینده گروهک منافقین در تهران سخن گفت.
بوحسن از نمایندگان سلفی پارلمان بحرین در جلسه گروهک منافقین در پاریس خطاب به «مریم رجوی» یکی از سرکردگان این گروهک تروریستی گفت: آنچه ما احساس کردیم، زمان آغاز پایان عمر نظام ایران فرا رسیده و میتوانم با اطمینان بگویم که جلسه آینده ما در تهران به رهبری شما برگزار خواهد شد.
بر اساس این گزارش، اکثریت نمایندگان پارلمان بحرین را موافقان نظام حاکم تشکیل میدهند که با حمایت عربستان، ایران را به دخالت در امور داخلی کشورشان و حمایت از انقلاب 14 فوریه متهم میکنند. این در حالی است که نتایج تحقیقات کمیته حقیقت یاب پادشاه بحرین نیز این اتهام را رده و تأکید کرده است که مدرکی دال بر این ادعا وجود ندارد.
بر اساس فیلمی که از شبکه تلویزیون «اللؤلؤة» پخش کرد، بوحسن با اینکه بحرین احترام ویژهای برای گروهک منافقین قائل است، مدعی شد: ما در مجلس نمایندگان به صداقت و اخلاص این سازمان (مجاهدین خلق) ایمان داریم و لذا بیانیهای در محکومیت نظام فاشیستی ایران و حمایت از این سازمان صادر کردیم.
این نماینده سلفی در سخنانش سیلی از اتهامات مبنی بر دخالت تهران در امور داخلی عراق، سوریه و لبنان و... مطرح کرد.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
دولت کلمبیا از نیروهای مسلح انقلابی (فارک) خواست به طور کامل خلع سلاح شوند.
به گزارش خبرنگار منطقهای خبرگزاری فارس در آمریکای لاتین به نقل از «تلهسور»، دولت کلمبیا روز گذشته طی بیانیهای ضمن تاکید بر اینکه آتشبس موقت نیروهای مسلح انقلابی این کشور (فارک) را نخواهد پذیرفت از این گروه شبهنظامی خواست سلاحهایش را تحویل دهد و به طور کامل خلع سلاح شود.
«هومبرتو د لا کایه» رهبر تیم مذاکرهکنندگان دولت کلمبیا با «فارک» در «هاوانا» (پایتخت کوبا) در این راستا اعلام کرد که دولت این کشور با روش گذرا از طریق برقراری آتشبس موقت از سوی نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا مخالف است.
«د لا کایه» همچنین تصریح کرد که برقراری یک آتشبس دو جانبه میان دولت کلمبیا و «فارک» به معنای پایان یافتن درگیریهای مسلحانه که از بیش از نیم قرن در این کشور آمریکای لاتین به طول انجامیده، میباشد و نباید به آن به عنوان دنبالهای از حوادث زودگذر نگاه کرد.
«د لا کایه» پس از اینکه دولت کلمبیا از «فارک» خواست بلافاصله و بدون هیچ قید و شرطی سلاحهایشان را کنار بگذارند، هشدار داد که دستیابی به یک آتشبس دو جانبه و پایدار تا زمانیکه این گروه شبهنظامی تمام یا بخشی از زرادخانه خود را حفظ کند، غیر ممکن میباشد.
به گفته این مذاکرهکننده دولت کلمبیا، با وجود موضع نخست دولت این کشور مبتنی بر اینکه یک آتشبس دو جانبه میان طرفین تا زمان دستیابی به امضای یک توافقنامه صلح نهایی تحقق نخواهد یافت اما پس از تجزیه و تحلیلهایی پیرامون این مسئله، به این نتیجه رسیدیم که این توافق دستیافتنی است اما مستلزم تصمیمگیریهای مهم و اساسی میباشد.
در زمان درخواست دولت کلمبیا از «فارک» برای کنار گذاشتن سلاحهایشان، نیروهای مسلح انقلابی این کشور نیز یک سری مطالبات خود را اعلام کرد که از جمله آنها ایجاد تغییراتی در سیستم انتخاباتی کلمبیا به دلیل فضای فسادی که این کشور آمریکای لاتین در آستانه انتخابات منطقهای برنامهریزی شده برای 25 اکتبر سال جاری میلادی (3 آبان 94) در آن به سر میبرد، میباشد.
در روز یکشنبه دور دیگری از مذاکرات صلح میان دولت کلمبیا و «فارک» به پایان رسید و انتظار میرود که طرفین در 17 آگوست سال جاری میلادی (26 مرداد 94) مذاکرات صلح با یکدیگر را از سر گیرند و به بحث و گفتوگو پیرامون دو دستور کار نهایی درباره مسئله قربانیان و پایان درگیریها در این کشور بپردازند.
«فارک» و دولت کلمبیا روند صلح را در نوامبر 2012 (مهر 1391) با هدف پایان دادن به درگیری مسلحانهای که بیش از نیم قرن به طول انجامیده آغاز کردند که طبق آمار و ارقام تقریبا 5 میلیون آواره و دست کم 600 هزار کشته بر جای گذاشته است.
از آغاز روند صلح دولت کلمبیا و «فارک»، طرفین به توافقاتی پیرامون 3 مسئله از مجموع 5 موضوعی که در دستور کارشان قرار داشت دست یافتند، از جمله اصلاحات روستایی در ماه می 2013 (اردیبهشت 92)، مشارکت سیاسی در نوامبر 2013 (مهر 92) و مواد مخدر در می 2014 (اردیبهشت 93)، باقی مواردی که هنوز مورد بحث و مذاکره هستند نیز مسئله قربانیان و پایان درگیریها میباشد.
دولت کلمبیا و «فارک» همچنین تاکنون پیرامون ایجاد یک طرح مینروبی و یک کمیسیون حقیقتیاب با یکدیگر به توافق رسیدهاند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
روزنامه اطلاعات در سال 1328 با ابراز خرسندی از خط هوایی میان تهران - کابل ایجاد این خط پروازی را کمک مهمی به حسن روابط دو کشور دانسته است.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، روزنامه اطلاعات از مهمترین و معتبرترین روزنامههای ایران بوده که از سال 1306 خورشیدی تاکنون بدون وقفه منتشر میشود و در شمارههای بسیاری در طول انتشار خود، به مسائل و رویدادهای افغانستان نیز پرداخته است.
این روزنامه در شماره 7059 خود در تاریخ 28 مهرماه 1328 به انعکاس خبر ایجاد خط هوایی تهران-کابل میپردازد و در چند شماره بعدی نیز این رویداد را پیگیری و اخبار مربوط به حواشی این کار را منعکس مینماید.
شماره 7059 – چهارشنبه بیست هشتم مهر ماه 1328
چرا افغانستان ایجاد خط هوایی تهران-کابل را بهترین وسیله برای نزدیکی 2 کشور میداند؟
اقداماتی که اخیراً به منظور تحکیم روابط 2 کشور ایران و افغانستان به عمل آمده، به خصوص ایجاد خط هوائی میان تهران-کابل در روزنامههای افغانستان انعکاس بسیار خوبی پیدا کرده و جرائد کابل در اطراف این موضوع و اهمیت روابط صمیمانه افغانستان به ایران مقالاتی منتشر کردند از جمله روزنامه (اصلاح) چاپ کابل مقاله مشروحی در این خصوص نوشته که ما آن را در زیر نقل می نمائیم:
خوشبختانه روز گذشته خبر مسرت بخشی شنیدم که گویا موافقت شده است میان افغانستان و ایران خط هوائی به وجود آید. در اهمیت خطوط هوائی از نظر سهولت حمل و نقل و ارتباط با کشورهای خارجی هیچ گونه تردیدی نیست و به همین جهت وقتی اطلاع پیدا کردیم که نمایندگان دولتهای افغانستان و دولت ایران در طی مذاکراتی که در کابل نمودند به این نتیجه رسیدند که بر اساس موافقتی که قبلا دو دولت در کنفرانس قاهره کرده بودند خط هوائی میان تهران و کابل به وجود آورند، خیلی خوشوقت شدیم و به این وسیله امیدواریم که کمک مهمی به حسن روابط دو کشور هم جوار شده باشد.
با این خط هوائی که به زودی در آن هواپیماها شروع به پرواز خواهند کرد مسافرت افراد افغانستانی به نقاط مختلف ایران و همچنین مسافرت اتباع ایرانی به تمام نقاط افغانستان خیلی سهل و آسان خواهد شد و در نتیجه افراد 2 ملت روابط نزدیکی با یکدیگر پیدا کرده و دوستی و فرهنگی که سالیان دراز آنان را با هم پیوند میداد و اخیراً بر اثر نبودن وسایل رفت و آمد نزدیک بود از بین برود از نو تقویت و احیاء خواهد گردید.
سال گذشته در یکی از دهکدههای سوئیس هنگام تفریح و گردش در آسایشگاهی با شاعر و نویسنده معروف ایران «ملک الشعراء بهار» آشنا شدم. بهار با اوضاع افغانستان آشنائی کامل داشت و ضمن صحبت یکی از وسایل مهم نزدیکی ایران و افغانستان را آمد و شد افغانستانیها و ایرانیها به خاک یکدیگر میدانست و من نیز کاملا با ایشان هم عقیده بودم و خوشبختانه اخیراً وسایل این کار با حسن نیت زمامداران 2 کشور فراهم شد و مسافت طولانی میان تهران کابل را در ظرف چند ساعت به آسانی میتوان با هواپیما طی کرد و امید است که پس از این جوانان و طبقه منورالفکر افغانستان و تجار و کسبه با هواپیما بدون برخورد با مشکلات راههای زمینی، به ایران مسافرت زیاد کرده و تقاضاها و آرزوهای خود را به اطلاع زمامداران، دانشمندان، روشنفکران و ارباب صنایع و اقتصاد ایران رسانیده و از نظریات و افکار آنان اطلاعاتی به دست آورند و همچنین امید است که با استفاده از این خط سهولت رفت و آمد دانشمندان بزرگ طبقه منورالفکر و صاحبان صنایع و حرفه و بازرگانان ایران به افغانستان فراهم شده و در تثبیت مبانی دوستی و علائق صمیمانه این دو کشور سعی و توجه نمایند.
این خط هوائی علاوه بر اینکه موجب ارتباط نزدیک افغانستان و ایران خواهد شد، راه ارتباطی افغانستان با کشورهای عربی یعنی عراق، سوریه، لبنان، ترکیه، مصر و غیره را نزدیک کرده و مسافرت افغانستانیها را به آن نقاط نیز فوقالعاده تسهیل خواهد نمود و به علاوه در پست و ارسال نامهها و مطبوعات فارسی و عربی به افغانستان نیز به وسیله ایجاد پست هوائی تسریع خواهد شد و به طور کلی برای کشوری چون ما که خیلی آرزو داریم علائق و روابط ما با همسایگان از هر حیث تقویت شده و با دنیای خارج از لحاظ فرهنگی و اقتصادی در تماس مستقیم باشیم ایجاد این سرویس هوائی فوقالعاده مفید و لازم خواهد بود.
در آینده نیز امید میرود که با پیشرفت سرویسهای هوائی و ساختمان هواپیماهای جدید و بزرگ این خط تبدیل به خط بازرگانی خاورمیانه و خاور نزدیک با خاور دور شده و در حقیقت جای راه تجارتی معروف و قدیمی «راه ابریشم» را بگیرد.
به هر حال تردیدی نیست که نتیجه مهمی که فعلا از ایجاد این خط بدست میآید نزدیکی مناسبات ایران و افغانستان است و ما امیدواریم به همان نیتی که این خط آغاز شده از آن نتیجه گرفته شود.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
بر اساس نظرسنجی مشترک وال استریت ژورنال و انبیسی، محبوبیت هیلاری کلینتون در نزد مردم آمریکا از ۴۴ درصد ماه ژوئن به ۳۷ درصد در حال حاضر کاهش یافته است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، در حالی که تلاشهای نامزدهای انتخاباتی از سوی هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آمریکا تشدید شده، بر اساس یک نظرسنجی محبوبیت «کلینتون دوم» کاهش یافته است.
به گزارش شبکه «انبیسی نیوز»، در نظرسنجی مشترک این شبکه و روزنامه وال استریت ژورنال مشخص شده که به نسبت نظرسنجی ماه ژوئن، حمایتها و محبوبیت هیلاری کلینتون شاهد افت و کاهش بوده است.
بر اساس این نظرسنجی، هرچند هیلاری کلینتون همچنان پیشتاز نامزدهای دموکرات است و با اختلاف 30 درصدی از دیگر نامزدهای هم حزبی خود پیش است، اما در حالی که بر اساس نظرسنجی قبلی 44 درصد حامی او بودند اکنون این رقم به 37 درصد کاهش یافته است.
در نظرسنجی جدید 37 درصد از شرکتکنندگان تفکر و ایده مثبتی از هیلاری کلینتون دارند و 48 درصد هم نقطه نظر منفی در قبال وزیر خارجه سابق آمریکا و همسر رئیسجمهور پیشین آمریکا دارند.
در نظرسنجی پیشین مربوط به ماه ژوئن شبکه انبیسی و وال استریت ژورنال 44 درصد نظر مثبت و 40 درصد نظر منفی در خصوص هیلاری کلینتون داشتند.
انتهای پیام/م
ادامه مطلب
به اعتقاد کارشناس سیاسی مسائل آسیای مرکزی و قفقاز، آنکارا در ادامه سیاست نفوذ منطقهای خود فرمولی را طراحی کرده که براساس آن قرار است در قفقاز با منافع روسیه رقابت و در منطقه آسیای مرکزی با مسکو همکاری کند.
«باباجان شفیع» کارشناس سیاسی منطقه ضمن یادداشت اختصاصی که در اختیار خبرنگارخبرگزاری فارس در دوشنبه قرار داد، بحث تشدید رقابت نظامی و امنیتی بین روسیه و ترکیه در قفقاز را مورد بررسی قرار داده است.
به اعتقاد وی، ترکیه طی سالهای اخیر در قفقاز فعال شده که حوزههای اقدامات آن فقط محدود به اقتصاد و تجارت نبوده بلکه بخشهای نظامی و امنیتی را نیز فرا گرفته است.
بنابه گفته شفیع، طی ماههای اخیر همکاریهای نظامی میان ترکیه، آذربایجان و گرجستان افزایش یافته و در 4 خرداد ترکیه و آذربایجان در باکو آموزشهای تاکتیکی برگزار کرده و با گذشته چند روز، نیروهای مسلح گرجستان و آذربایجان در شرق ترکیه تمرینات مشترک انجام دادند.
این کارشناس سیاسی معتقد است، از موقعی که در سال 2010 ترکیه و آذربایجان قرارداد مشارکت استراتژیک را به امضا رساندند، همکاریهای نظامی به یکی از اولویتهای روابط آنکارا – باکو تبدیل شد. بر اساس این سند در صورت ایجاد تهدید به امنیت ملی یکی از طرفها، طرف دیگر کمکهای لازم را ارائه خواهد کرد.
وی در بخش دیگری از این یادداشت نوشته است: در حالی که ترکیه شریک استراتژیک گرجستان و آذربایجان میباشد، روسیه فقط ارمنستان را به عنوان شریک استراتژیک دارد که طی سالهای اخیر برای روابط بین مسکو و ایروان نیز یک سری از مشکلات و موانع پیش آمده است. از جمله تظاهراتی که اخیرا در ارمنستان اتفاق افتاد و از آن به عنوان تلاش غرب برای راهاندازی انقلاب رنگی یاد شد، حاکی از آن است که منافع روسیه در این کشور پیش از گذشته به چالش کشیده خواهد شد.
به باور وی، فعال شدن ترکیه در عرصههای نظامی و امنیتی قفقاز باعث شده تا روسیه اقدامات خود در این منطقه و کلا فضای شوروی سابق را تشدید کند. به عنوان مثال مسکو از آمادگی خود برای واگذاری تجهیزات نظامی به میزان 200 میلیون دلار به ایروان خبر داد. همچنین گفته میشود که استقرار موشکهای «اسکندر» در ارمنستان نیز در دست بررسی قرار گرفته است. این اقدامات را میتوان یک نوع واکنش روسیه در برابر تشدید همکاریهای نظامی ترکیه با آذربایجان و گرجستان ارزیابی کرد.
با متن کامل این یادداشت در ادامه آشنا خواهید شد
ترکیه طی سالهای اخیر در فضای شوروی سابق و به طور خاص قفقاز فعال شده که حوزههای اقدامات آنکارا فقط محدود به اقتصاد و تجارت نبوده بلکه بخشهای نظامی و امنیتی را نیز فرا میگیرد.
به عنوان مثال طی ماههای اخیر همکاریهای نظامی میان ترکیه، آذربایجان و گرجستان افزایش یافته است. از جمله در 4 خرداد ترکیه و آذربایجان در باکو آموزشهای تاکتیکی برگزار کرده و طی 10 تا 20 خرداد نیروهای مسلح گرجستان و آذربایجان در شرق ترکیه تمرینات مشترک انجام دادند.
البته بخش قابل توجهی از نظامیان آذری در ترکیه آموزش دیده و دورههای مختلفی را نیز سپری کردهاند. از موقعی که در سال 2010 ترکیه و آذربایجان قرارداد مشارکت استراتژیک را به امضا رساندند، همکاریهای نظامی به یکی از اولویتهای روابط آنکارا – باکو تبدیل شد.
بر اساس این سند در صورت ایجاد تهدید به امنیت ملی یکی از طرفها، طرف دیگر کمکهای لازم را ارائه خواهد کرد.
طی این مرحله بود که گرجستان نیز به همکاریهای نظامی و امنیتی با ترکیه و آذربایجان توجه ویژه نشان داد و در سال 2010 سربازان و افسران ارتش گرجستان در تمرینات مشترک آنکارا – باکو – ایروان حضور پیدا کردند.
در ماه ژانویه سال 2013 به ابتکار ترکیه اتحادیه نهادهای انتظامی و امنیتی اوراسیا ایجاد شد که هدف آن مقابله با جنایات سازمانیافته، گروههای افراطگرای مذهبی و تروریستی معرفی شد.
آنکارا قبل از رسیدن به مرحله مشارکت در عرصههای نظامی و امنیتی با کشورهای قفقاز همکاریهای اقتصادی، تجاری و فرهنگی را دنبال کرد و در جایگاه یکی از مهمترین شرکای تجاری تفلیس و باکو قرار گرفت.
در حالی که ترکیه شریک استراتژیک گرجستان و آذربایجان میباشد، روسیه فقط ارمنستان را به عنوان شریک استراتژیک دارد که طی سالهای اخیر برای روابط بین مسکو و ایروان نیز یک سری از مشکلات و موانع پیش آمده است. از جمله تظاهراتی که اخیرا در ارمنستان اتفاق افتاد و از آن به عنوان تلاش غرب برای راهاندازی انقلاب رنگی یاد شد، حاکی از آن است که منافع روسیه در این کشور پیش از گذشته به چالش کشیده خواهد شد.
همینطور در راستای ادامه همکاریهای نظامی ترکیه با کشورهای قفقاز، در تابستان سال گذشته نشست مشترک وزرای دفاع ترکیه، آذربایجان و گرجستان برگزار و قرار شد به منظور بحث و بررسی روابط نظامی و امنیتی و هماهنگیهای اقدامات، سالی 2 دفعه چنین نشستها دایر شوند.
اما ترکیه و آذربایجان با ارمنستان کشور هممرز خود مشکلات جدی دارند. ایروان آنکارا را متهم به نسل کشی ارمنیها در صد سال پیش میکند و میان آذربایجان و ارمنستان نیز بر سر منطقه خودمختار «قراباغ کوهی» بیش از دو و نیم دهه منازعه ادامه داشته و هنوز راهحل مناسبی برای آن پیدا نشده است.
نمایندگان رسمی 2 طرف در همه نشستهای بینالمللی یکدیگر را متهم به اشغالگری میکنند که از جمله هفتهای قبل مفتی اعظم آذربایجان ضمن شرکت در کنفرانس بین المللی «اسلام علیه تروریسم و افراط گرایی دینی» در دوشنبه ایروان را متهم به اشغالگری قلمرو کشورش کرد.
در این اواخر مقامات رسمی آذربایجان نیز روی برتری نیروهای مسلح خود بر ارتش ارمنستان تاکید میکنند. برگزاری مانورهای مشترک نظامی آذربایجان و ترکیه در ماه می (اردیبهشت) سال جاری در منطقه نخجوان که با ارمنستان هممرز میباشد، بازگوکننده اراده باکو در رابطه به موضوع فوق میباشد. ایروان نیز صورت گرفتن این مانورها در نزدیکی مرز خود را به عنوان تهدید نظامی باکو و آنکارا برای امنیت ملی خود ارزیابی کرد.
ارمنستان از آن نگران است که همکاری مشترک نظامی گرجستان با ترکیه و آذربایجان میتواند منجر به ایجاد ائتلاف جدید علیه ایروان شود. البته در بیانیه وزارت دفاع ارمنستان که در آن موقع به این مناسبت پخش گردید، ابراز امیدواری شد که همکاریهای سهجانبه همسایگانش بههیچ وجه روی روابط با ایراوان تاثیر منفی نخواهند گذاشت.
به نظر میرسد که فعال شدن ترکیه در عرصههای نظامی و امنیتی قفقاز باعث شده تا روسیه اقدامات خود در این منطقه و کلا فضای شوروی سابق را تشدید کند. به عنوان مثال مسکو از آمادگی خود برای واگذاری تجهیزات نظامی به میزان 200 میلیون دلار به ایروان خبر داد. همچنین گفته میشود که استقرار موشکهای «اسکندر» در ارمنستان نیز در دست بررسی قرار گرفته است. این اقدامات را میتوان یک نوع واکنش روسیه در برابر تشدید همکاریهای نظامی ترکیه با آذربایجان و گرجستان ارزیابی کرد.
چندی قبل مسکو همچنین از برنامه خود برای تقویت حضور نظامی در ارمنستان، آبخاز، اوستیای جنوبی، قرقیزستان و تاجیکستان اطلاع داد. اگر ضرورت تقویت حضور نظامی روسیه در ارمنستان با بحث توسعه همکاریهای نظامی آنکارا – باکو – تفلیس ارتباط داشته باشد، پس در آسیای مرکزی تهدید گروه تروریستی داعش موجب افزایش توجه کرملین به عرصههای نظامی و امنیتی شده است.
بدون تردید در کنار قفقاز آسیای مرکزی نیز از مناطقی است که روسیه و ترکیه در بیشتر زمینهها یکدیگر را به عنوان رقیب میشناسند. البته آسیای مرکزی در قیاس با قفقاز برای آنکارا از اهمیت نسبتا پائینتر نظامی و امنیتی برخوردار میباشد.
دیگر اینکه ترکیه از نظر نفوذ اقتصادی و سیاسی نمیتواند در آسیای مرکزی با روسیه رقابت کند.
اما همزمان از این واقعیت نیز نمیتواند چشم پوشید که آنکارا در بحث استفاده از قدرت نرم در منطقه به حد زیادی موفق بوده است. ترکیه طی 2 دهه گذشته بهطور خاص در زمینههای آموزشی و فرهنگی اقدامات قابل توجهی را پیاده کرده است. البته آنکارا اهداف خود را از طریق نهادهای غیردولتی که در اصل از حمایت دولت برخوردارند، دنبال و نتایج مطلوبی هم کسب کرده است. امروز در بیشتر کشورهای منطقه شبکههای آموزشی ترکی وجود داشته و با تشویق آنکارا بیش از پیش در این کشورها خط لاتین جایگزین خط سرلیک میشود که این موضوع مسکو را شدیدا نگران کرده است.
البته این تصور که ترکیه بتواند منافع روسیه در 2 منطقه یادشده را به صورت کاملا جدی به چالش بکشد، حداقل فعلا چندان واقعی نیست. چرا که آنکارا از نظر انرژی و به ویژه گاز به روسیه وابستگی دارد و ضمن اقدامات خود نمیتواند از این واقعیت صرف نظر کند.
احتمالا در پی تیره شدن تعامل آنکارا با داعش و افزایش تهدیدات تروریستی علیه این کشور، مقامات ترکی برای همکاری با روسیه در امر مقابله با نفوذ جریان افراط در قفقاز و آسیای مرکزی آمادگی نشان دهند که از این موضوع به طور خاص در آسیای مرکزی استقبال به عمل خواهد آمد.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
رئیسجمهور ونزوئلا از اعمال برنامههای ویژه اطلاعاتی در این کشور آمریکای لاتینی برای مقابله با تهاجمات آمریکا و راستگرایان خبر داد.
به گزارش خبرنگار دفتر منطقهای خبرگزاری فارس در آمریکای لاتین به نقل از «پرنسا لاتینا»، «نیکلاس مادورو» رئیسجمهور ونزوئلا روز گذشته در مراسم «جشن پرچم» اعلام کرد که این کشور آمریکای لاتین برای مقابله با تهاجمات اپوزیسون محلی (راستگرایان) و همچنین بخشهای ارتجاعی آمریکا یک برنامه ویژه اطلاعاتی تدارک دیده است.

وی خاطرنشان کرد که این راهبرد دولت ونزوئلا برای جلوگیری از اقدامات خشونتآمیز راستگرایان افراطی این کشور پیش بینی شده است.
«مادورو» اظهار داشت: در پنتاگون اعلام کردند که انقلاب بولیواری تا 6 ماه آینده خاتمه مییابد و به همین دلیل این برنامه اطلاعاتی پیشگیری کننده در دست اقدام قرار گرفت.
رئیسجمهور ونزوئلا همچنین به اظهارنظر درباره حادثه هفته گذشته پرداخت؛ حادثهای که در طی آن شخصی با هدف به قتل رساندن وی در کمین ایستاده بود.
وی که بارها بر تعهد خود مبنی بر مبارزه علیه خشونت و جرم در ونزوئلا پافشاری کرده است، در این رابطه تصریح کرد که اکنون نویسنده باهوش این اقدام را شناسایی کردهایم.
«مادورو» گفت: هرکسی که خشونت را به ونزوئلا بیاورد تنها باید در انتظار محاکمه و زندان باشد.
وی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرد که در طول 16 سالی که از انقلاب بولیواری میگذرد این اولین باری است که چپگرایان کشور در یک روند انتخاباتی در اتحاد مطلق به سر میبرند و ما در تمامی استانها و مناطق کشور با یکدیگر متحد هستیم.
بر طبق اعلام شورای ملی انتخابات ونزوئلا روند نامنویسی در انتخابات مجلس این کشور تا 7 آگوست (16 مرداد) ادامه خواهد داشت.

پرچم سه رنگ ونزوئلا که با نام «پرچم مادر» نیز شناخته میشد، از سال 1811 میلادی (1190 شمسی) از سوی کنگره این کشور به عنوان پرچم ملی پذیرفته شد.
در سال 2006 انقلاب بولیواری 3 آگوست (12 مرداد) را به عنوان روز پرچم در ونزوئلا انتخاب کرد؛ پیش از این و از سال 1936 میلادی (1315 شمسی) روز 12 مارس (21 اسفند) روز پرچم در این کشور بود.

در این مراسم که در تمام کشور ونزوئلا به شکل باشکوهی و با حضور مقامات غیرنظامی و رؤسای بلندپایه نظامی برگزار میگردد، مردم و مسئولان پرچمی به طول 200 متر را به احتزاز در میآورند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
دعانویسان افغانستان که اغلب به دلیل بیکاری به این شغل روی آوردهاند با فریب افراد خواهان مال و مقام اجتماعی تأثیر مخربی بر اذهان عمومی میگذارند.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، با اینکه جامعه افغانستان شاهد ظهور روشنفکران تازه نفس است، اما بازهم برخی مردم دعانویسی را شغل خود قرار داده و برخی معتقدند آنان درد مردم را درمان میکنند.
دعانویسی در اکثر ولایتها و شهرهای کشور رایج است، اما اینک با توجه به تحولات این بخش، در حال رنگباختن است.
مهمترین دلیل فعالیت دعا نویسان در افغانستان حضور چهرههایی است که بعضاً نه آشنایی با دین دارند و نه به مقدسات اسلامی پایبندی و باور دارند.
این افراد کسانی هستند که در جامعه نتوانستهاند جایگاه مناسب و شغل خوبی برای خود پیدا کنند و به همین دلیل است که آنان با رویآوردن به دعانویسی تلاش در ایجاد جایگاه و پایگاه اجتماعی و مال و منال دارند.
این دست دعا نویسان اکثراً در کنار جادهها، زیارتگاهها، امامزادهها و مساجد نشستهاند یا برای کسب بیشتر پول و اعتبار اجتماعی مغازههایی را کرایه و به سبک سنتی طراحی کرده و در آن مکان به ارائه دعا میپردازند.
«جلال الدین» فردی که سالها در یک رستوران کابل به کبابپزی مشغول بود، پس از آنکه از سوی کارفرمای خود از کار برکنار میشود، رو به تعویذنویسی آورد.
این تعویذنویس که مشتریان زیادی دارد و محل تعویذنویسی وی منطقه «کمپنی» کابل است در گفتوگو با خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، در خصوص اینکه دعانویسی را از کجا آموخته گفت: یک کتاب معتبر دعانویسی را از دوست خود گرفته که بدون شک تأثیرگذاری زیادی دارد.
جلالالدین گفت: با آنکه در روزهای نخست با این کتاب آشنایی نداشت، اما با مطالعه آن قدرت دعانویسی را پیدا کرده و اینک قادر به رفع و درمان هزاران شهروند شده است.
کتاب جلالالدین، با جلد کهنهای که دارد، عنوان آن مشخص نیست و برگههای این کتاب نیز فرسوده و از بین رفتهاست و خواندن آن مقدور نیست.
«محمد سالم» شخصی مبتلا به بیماری است که به گفته وی، دکترها بیماری وی را تشخیص نداده و با آنکه چندین بار نزد متخصص رفته بیماری وی درمان نشده است.
این شخص در کنار جلال الدین نشسته و منتظر تکمیل دعانویسی است، گفت: زمانی که دکترها قادر به معالجه بیمار نیستند، مجبورند به دعانویسان مراجعه کنند.
با این حال، «مولوی اعظم» عالم دینی کار این دعا نویسان را خلاف ارزشهای اسلامی دانسته و گفت: سوزاندن دعا که برخی از آنها، حاوی آیههای قرآنی است، کفر مطلق است که از سوی این دعا نویسان توصیه میشود.
اعظم گفت: معالج اصلی خداوند بزرگ است و این دعا نویسان با کتابهای نامفهوم و بیمعنای خود به دنبال پول هستند و کار آنان هیچ اعتبار دینی و ارزشی ندارد.
جلال الدین تنها دعانویس کمپنی نیست، بلکه چندین دعا نویس دیگر در این منطقه فعالیت دارند و شاید اکنون صدها دعا نویس دیگر در مناطق مختلف کابل و با شرایط مختلف دعانویسی کنند.
این در حالی است که در اسفند ماه سال گذشته یکی از این دعا نویسان در منطقه «شاه دوشمشیره» مرکز شهر کابل به صورت ناگهانی به اطرافیان خود دستور کشتن یک دختر جوان 27 ساله بنام «فرخنده» را اعلام کرد و مردم متعصب نیز با حمله به این دختر، وی را به صورت فجیعی کشتند.
تحقیقات سازمانهای امنیتی افغانستان نشان میدهد که این دختر به دلیل عدم تأثیر دعای این دعانویس، با وی وارد مشاجره لفظی شده و گفته بود که دعانویسی کاری ناپسند و مخالف با ارزشهای اسلامی است، اما این دعا نویسان مردم را فریب میدهند.
پس از کشته شدن فرخنده با اینکه 4 نفر از عاملان قتل وی به اعدام محکوم شدند، قتل این دختر جوان واکنشهای گستردهای در داخل و خارج افغانستان به همراه داشت و به دلیل این واکنشها مسئولان وزارت حج و اوقاف این کشور مجبور به جمعآوری این دعا نویسان شدند.
«فیضمحمد عثمانی» وزیر حج و اوقاف افغانستان که بعد از قتل فرخنده به پارلمان فراخوانده شده بود، گفت: قتل فرخنده نقطه عطفی در تاریخ دعانویسی در کشور است و پس از این هیچ کسی حق ندارد که دست به این کار بزند.
عثمانی دعا نویسان را عالمان دینی ندانسته و گفت: به دلیل بیتوجهیهایی که در این راستا صورت گرفته هماکنون صدها دعا نویس در شهر حضور دارند و خود را عالم دین قلمداد میکنند که این امر سبب فریب مردم میشود.
وی با بیان اینکه در مساجد عالمان واقعی دین را استخدام خواهند کرد، به مردم قول داد که تمام دعا نویسان را جمعآوری میکنند.
اکنون که ماهها از این قول وزیر حج و اوقاف میگذرد، در برخی مناطق شهر کابل این دعا نویسان دوباره دیده میشوند، اما نه به اندازهای که پیش از قتل فرخنده وجود داشتند.
«حبیبالرحمن صالحی» سخنگوی وزارت حج و اوقاف در این باره به خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، گفت: این وزارتخانه مصمم به جمعآوری دعانویسانی است که اکنون در برخی مناطق شهر دیده میشوند و در صورت که کار خود را ادامه دهند، با آنان برخورد قانونی صورت میگیرد.
وی افزود: پس از قتل فرخنده دستکم بیش از 100 مغازه دعانویسی در کابل بسته شده و صدها دعا نویس دیگر نیز توسط مسئولان وزارت حج و اوقاف جمعآوری شدند.
بر اساس گزارشها در اکثر شهرهای بزرگ افغانستان آمار دعا نویسان کاهش یافته اما در برخی روستاهای ناامن و دورافتاده هنوز این دعا نویسان به قوت و قدرت خود باقی ماندهاند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
ریاست امنیت ملی از دستگیری یک شبکه چهار نفره طالبان وابسته به شورای پیشاور خبر داد که قصد حمله به ارگ ریاست جمهوری و وزارت دفاع افغانستان را داشتند.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، ریاست امنیت ملی از بازداشت یک شبکه چهار نفری طالبان مربوط به شورای پیشاور، خبر داد.
امنیت ملی افزود: این افراد انجام قصد حملات تروریستی علیه ارگ ریاست جمهوری، وزارت دفاع و 2 پایگاه نیروهای ائتلاف در کابل را داشتند.
این اداره تأکید کرد: این افراد از حوزه هشتم شهر کابل دستگیر شدهاند؛ «عبیدالله فرزند عبدالحنیف»، «ضیاالرحمن فرزند غلام مصطفی»، «اجمل فرزند عصمت خان» و «شریف الله »فرزند قاسم خان به دستور «قاری اسحاق» معاون والی انتصابی طالبان کابل آموزشهای استفاده سلاحهای سبک و سنگین را در مرکز آموزش نظامی در منطقه «تیرا» در آن سوی خط دیورند فرا گرفتهاند.
از مخفیگاه شبکه متذکره در حوزه هشتم شهر کابل یک جلیقه انتحاری، 5 حلقه مین مغناطیسی، تعدادی کپسول های انفجاری و هفت دستگاه موبایل که در انفجارها از آن استفاده می شود به دست آمده است.
افراد دستگیر شده به دست داشتن در انجام حملات متعدد تروریستی در شهر کابل نیز اعتراف کردهاند.
انتهای پیام/
ادامه مطلب
پس از مرگ ملاعمر بهترین گزینه برای جلوگیری از هرگونه فتنه و جنگ، ادامه مذاکرات صلح با طالبان است که در ثبات و دوری از بحران افغانستان تأثیرگذار خواهد بود.
به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، ملامحمد عمر دیگر به تاریخ پیوست اما عقبهای از خود برجای گذاشت که برخی فتنهها و مخالفتها را نشان میدهد.
ملامحمد حسن رحمانی والی دوره طالبان در قندهار و ملا عبدالرزاق وزیر داخله طالبان تصمیم شورای رهبری طالبان در خصوص انتصاب ملا اختر محمد منصور را جعلی خوانده و با آن مخالفت کردند.
خانواده ملامحمد عمر از جمله عبدالمنان برادر و محمد یعقوب فرزند ملا عمر در وضعیت شک و تردید قرار داشته و ظاهراً گفتهاند که در ایجاد اختلاف بین سران طالبان، بیطرفی اختیار میکنند.
قیوم ذاکر فرمانده ارشد نظامی طالبان و طیب آغا رئیس دفتر سیاسی این گروه در قطر نیز از انتصاب ملا اختر محمد منصور راضی نیستند.
جبهه نظامی تندرو «محاذ فدایی» به رهبری مولوی «نجیب» و سخنگویی قاری حمزه از پیش با همه طالبان اعلام جنگ داده بود.
همچنین «معتصم آغاجان» رئیس سابق کمیسیون سیاسی طالبان از دیگر افرادی است که از ساختار فعلی طالبان راضی نیست. هر کدام از این افراد که در عدم بیعت با ملا اختر محمد منصور بسر میبرند، اشخاص عادی نیستند، آنان از قدرت فوقالعادهای در بین طالبان برخوردارند که میتواند معادلات سیاسی و نظامی را در بین این گروه به هم بزنند.
در صورت جبههگیری عملی طرفداران و مخالفان ملا اختر محمد منصور در میدان سیاسی و نظامی، این گروه در زمان اندکی تضعیف خواهد شد.
در حال حاضر، بخشهای زیادی از افغانستان در اختیار طالبان قرار دارد، ضعیف شدن طالبان به معنای هرج و مرج بیشتر در مناطق تحت کنترل این گروه است. اگر دولت افغانستان قوی باشد که بتواند از وجود اختلاف بین طالبان بهترین استفاده را برده و خلاء ایجاد شده در مناطق تحت کنترل طالبان را پر کند که این بهترین گزینه است.
اما دولت افغانستان ناتوانتر از آن است که چنین مدیریتی داشته باشد. گزینه بعدی که قرار است بر اثر اختلافات طالبان در افغانستان رخ دهد، بازگشت کشور به سالهای نخستین دهه هفتاد شمسی است. این گزینه خوبی برای افغانستان و مردم آن نیست.
فرضیه دیگر که از گزینه قبلی بدتر است، بر اثر ایجاد اختلاف بین طالبان و تضعیف این گروه، فتنهگرانی تحت عنوان داعش سربلند خواهد کرد. البته ما داعش را در افغانستان به معنای داعش عراق و سوریه نخواهیم داشت اما قطعاً فرصتطلبان بومی و داخلی همان راه و روش ابوبکر البغدادی را در پیش خواهند گرفت.
در حال حاضر نیز همین فرصتطلبان در ولایتهای «نیمروز»، «فراه»، «ننگرهار»، «لوگر»، «فاریاب» و «بادغیس» رمز عملیات دریافت کرده و منتظر فرصت هستند.
مذاکرات صلح بهترین راهکار برون رفت از بحران مرگ ملاعمر
بهترین گزینه در چنین اوضاع بحرانی، اتحاد و سپس حرکت همه جناحهای طالبان به سوی مذاکرات صلح است.
فرقی نمیکند که مذاکرات در مرحله نخست با دولت افغانستان یا با طرف های خارجی انجام شود، چیزی که مهم است، آتش بس فوری توسط طالبان است.
دولت افغانستان نیز باید این واقعیت را بپذیرد که توانایی نابودی هیچ یک از گروههای تروریستی را در افغانستان ندارد. دولت افغانستان باید براساس واقعیتهای عینی جامعه پای مذاکرات صلح بنشیند.
طالبان نیز این را درک کردهاند که توان سقوط دولت کابل را ندارند.بنابراین آغاز دور دوم مذاکرات صلح میتواند افغانستان را از یک بحران احتمالی دیگر نجات دهد.
انتهای پیام/
ادامه مطلب