اما در این راستا بد نیست به نکته ای مهم و اساسی هم اشاره شود و آنهم اینکه اکنون شاید در میان اقشار مردم باشند، کسانی که به سبب سابقه نه چندان درخشان کالای ایرانی، دل خوشی از آن نداشته باشند.
اکنون فرصت برای کسانی که در عرصه های تبلیغی و فرهنگی مؤثرند، از معلم مدرسه گرفته تا روحانی و حتی پدران و پدربزرگ ها که اعتماد به کالای تولید داخل را در ذهن مردم کشورمان جای دهند.
به طور قطع این فرهنگ در صورتی نهادینه خواهد شد که خاطرات ناخوشایند از کیفیت و قیمت کالای ایرانی به صندوقچه خاطرات برده شود، خدمات پس از فروش فراگیر شود و هر ایرانی نه تنها از مصرف کالای ایرانی احساس راحتی که به آن افتخار هم بکند.
همین مسأله خود باعث خواهد شد تا مؤثرترین تبلیغ نزد ما ایرانیان، یعنی انتقال نقل به نقل شکل بگیرد و همانگونه که در برخی تولیدات توانستیم به استانداردهای جهانی نزدیک شده و درخواست های حداقلی مردم کشور را تأمین کنیم، به گونه ای عمل نماییم که آنها نه فقط کیفیت حداقل بلکه بهترین کیفیت جهانی را طلب کنند و در اختیارشان قرار گیرند.
در این راستا بد نیست که سازمانهای مردم نهاد، اتحادیه ها، انجمن ها و سایر تشکلهای مردمی و تولیدی وارد عرصه شوند و با ارایه تسهیلات متنوع و خدمات راه را برای اقبال مردم به کالای ایرانی هموار نمایند. و اما مردم نیز وظیفه دارند و مسؤلند، ضمن تذکر به معروف تولیدکننده ای که کالای مورد نظر مردم را تولید نمی کند، در صورتی که کالایی را واجد شرایط مورد نیازشان دیدند، به طور آشکار و با افتخار در نزد سایر مردم به تبلیغ آن بپردازند و از خرید مشابه آن هم خودداری کرده و هم دیگران را بازدارند.
و در نهایت باز هم بر این نکته تأکید دارم، که زنجیره تولید تا مصرف، نقش نهادهای حکومتی و مردم، مانند یک زنجیره به هم متصل می باشد که آینده کشور به آن وصل می باشد، هر گونه خلل در آن نه تنها منافع کشور را تأمین نمی کند که باعث می شود کشور در مقابل گردنگشی گردنکشان روی زرد و متجلی شود و این به سود هیچ کس نیست «نه تاک و نه تاک نشان».
راهکارهای حمایت از تولید ملی
