در 100 سال اخير، مشكل كشور ما چه در دولتمردان و چه در بسياري از كارشناسان اين بوده كه ميان «رشد اقتصادي» و «توسعه» فرقي نميدانستند، در حالي كه در ايران به مانند بسياري از كشورهاي نفتي، پديدهاي ظهور كرده به نام رشد اقتصادي بدون توسعه؛ يعني با وجود رشد اقتصادي در كشور، فقر و بيكاري هم وجود دارد.
ديگر آنكه رشد اقتصادي هست، ولي استانداردهاي زندگي بالا نيست و هزينههاي زندگي از جمله سلامت بالاست؛ اين همان موضوعي است كه با وجودي كه بسياري از دانشمندان اقتصاد آن را تشخيص دادهاند، نتوانستهاند نظريهپردازي درستي براي آن انجام دهند. دليل آن هم شايد استثنايي بودن آن باشد.
اين پديده، تنها در كشورهاي نفتي همچون ايران و كشورهاي كمونيستي به مانند شوروي رخ داده است. البته برخي از كشورها با جدا كردن درآمدهاي نفتي مثل عربستان و كويت، توانستند با درآمدهاي غير نفتي، از پديده تورم در كنار فقر و بيكاري جلوگيري كنند، ولي متاسفانه، ما هم فقر و بيكاري داشتهايم و هم تورم؛ البته در عربستان و ديگر كشورهاي نفتي رشد بوده، ولي پيشرفتي نداشته است.
اما اينكه چگونه بايد توسعه پيدا كرد، پرسش 100ساله جامعه ماست. پرسش امروز ما اين است: چگونه تحريمها را پشت سرگذاريم؟
بنابراين، بايد پاسخ هر دو پرسش را بدهيم. تجربه انقلاب و جنگ به ما نشان ميدهد كه بايد در چنين وضعي، تحريمها را به فرصتي براي جهش در توليد و كار و سرمايهگذاري تبديل كرد كه البته بايد اين را گفت كه آخرين بار در فرصت دفاع مقدس، بايد اين كار ميشد؛ همانگونه كه آلمان و فرانسه، توسعه خود را مرهون پيشرفتهاي صنعتي دوران جنگ ميدانند.