همانطور که ديده ميشود در بسياري از موارد توليدکننده ايراني به دليل عدم توانايي در توليد مناسب به فريب روي آورده و از حمايتهاي مردمي و دولتي نيز سوء استفاده ميکند چرا که ابزار ديگري براي پيشرفت نميشناسد. دليل اين امر در نگرش غلط توليدکننده به بازار و همچنين عدم علم جهت بهبود محصول خود نهفته است.
الف ) اگر توليدکننده بداند حمايت بي دليلي از او نميشود و از طرفي بداند چاره راه سودآوري در چيست، قطعاً به سمت آن روانه خواهد شد. براي همين ميبايست علم بهبود محصول را به او آموخت. توليدکننده ايراني در بسياري از موارد از بديهيترين امور توليد و بهبود و فروش کالا بي اطلاع است و حتي نميداند که نميداند و براي همين در جهل مرکب تا ابد باقي خواهد ماند. پس بهترين خدمت از توليد ملي نه حمايت بيدليل و بيخاصيت از آن بلکه در علم آموزي به توليدکنندگان است.
ب ) اگر توليدکننده نگرش خود به بازار را از نگرش سنتي و بي اخلاق فروش به سمت نگرش نيازمحور بازاريابي و نياز بلندمدت بازاريابي اجتماعي تغيير دهد خواهد دانست که فريب مشتري دردي را از او دوا نکرده و در درازمدت موجب خروج او از بازار خواهد شد. در اين حالت است