«حمایت مالیاتی از تولید»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است كه در آن ميخوانيد؛زمانی که آرتور لافر، اقتصاددان شهیر آمریکایی نظریه جدید خود را اعلام کرد مبنی بر آنکه کاهش سطوح مالیاتی نه تنها باعث کاهش درآمدهای مالیاتی نمیشود که حتی میتواند این درآمدها را افزایش بدهد، بسیاری از اقتصاددانان آمریکا در اوایل دهه 1980 به مخالفت با او درآمدند. اين اقتصاددانان معتقد بودند كاهش ماليات از درآمد توليدكنندگان به افزايش كسري بودجه ميانجامد، همچنين انتظار داشتند كه اين كسري بودجه، باعث افزايش تقاضا شده و نرخ تورم را به سطوحي بالاتر از سطح موجود برساند. اما پس از اجرای نظریه او اين اتفاق رخ نداد. نرخ تورم برخلاف ديدگاه این اقتصاددانان به ميزان قابل ملاحظهاي از 9 درصد در پنج سال پيش از كاهش مالياتها به 3/3 درصد در پنج سال پس از آن در آمريكا كاهش يافت.
نظریه لافر نشاندهنده اين معنا است كه كاهش سطوح مالياتي نه تنها باعث كاهش درآمد مالياتي دولت نميشود، بلكه به اين دليل كه اشتياق براي توليد و درآمد را افزايش ميدهد باعث افزايش رشد اقتصادي و در نتيجه افزايش درآمدهاي مالياتي ميشود. البته این تمام دلیل نیست؛ زیرا کاهش مالیاتها از طرف دیگر میتواند موجب کاهش فرارهای مالیاتی شده و از این طریق نیز باعث افزایش درآمدهای مالیاتی شود.
همینطور پرسكات، اقتصاددان معروف ميگويد: كاهش مالياتها ممكن است در كوتاه مدت اثر منفي داشته باشد؛ اما در مقايسهاي كه او بين دو كشور فرانسه و آمريكا انجام داد با ابراز شگفتي دريافت كه افزايش رفاه در نتيجه كاهش ماليات، بسيار بزرگ است. با توجه به