دو استراتژی جانشینی واردات و استراتژی توسعهی صادرات، برای حمایت از تولید ملی وجود دارد. فرآیندی که «جانشینی واردات» نامیده میشود، به طور خلاصه میخواهد برای صنعت یا صنایعی از خود کشور، بازاری آماده به وجود آورد، در واقع سیاست جانشینی واردات، سیاستی است که به جای واردات و به ویژه واردات صنعتی از تولیدات داخلی آن کالاها و فرآوردهها استفاده میکند یا صنایع لازم برای تولید داخلی آنها را فراهم میآورد.
دلایل عمدهی اتخاذ این استراتژی از یک سو کاهش تقاضای جهانی برای کالاهای اساسی و مواد خام،کسری رو به افزایش تراز پرداختها و از سوی دیگر اعتقاد به جادوی معجزهآمیز سیاست یاد شده برای صنعتی شدن کشورها بوده است. اما این سیاست دارای نقاط ضعف فراوانی میباشد؛ یکی از ایرادهای اساسی این نظریه این است که تحت این سیاست کالاهایی که کشور در آنها مزیت نسبی ندارند و صرفاً با اتکا به حمایتهای دولت سودده به نظر میرسند نیز در داخل تولید میشوند و دیگر آن که این سیاست باعث میشود تا کشور از مزیتهای تجارت جهانی محروم شود. در عمل هم کشورهایی مثل پاکستان، کره شمالی و برزیل (دهههای60 و 70م.) که این سیاست را در پیش گرفتهاند، موفق نبودهاند.
استراتژی توسعهی صادرات به معنای آن است که کالاها