«برند ايراني با طعم تقليد؟!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكاربه قلم محمدعلي وكيلي است كه در آن ميخوانيد:
مهمترين خصوصيات يک «برند» همچون يک «گفتمان» در هويت آن نمايان ميشود. گفتمان بدون هويت، قدرت تاثيرگذاري و جريانآفريني ندارد؛ اگر عناصر يک گفتمان، چيدمان درستي يافته باشد و از مفصلبندي منطقي برخوردار باشد آن گفتمان، ماندگار و داراي هويت لازم خواهد بود اما در صورتي که هرکدام از عناصر يک گفتمان برگرفته شده از گوشهاي باشند و به صورت اجزاي غيرمرتبط کنار هم قرار گرفته باشند، آن موقع در پروسه زمان دچار تجزيه و گسست خواهد گشت کما اينکه عنوان تقليدي گفتمان را با خود داشته باشد.
گفتمانهاي غيرهويتي به صورت «موجي» خلق و با موج ديگري نابود و به فراموشي سپرده ميشوند. تاريخ مکتوب ايران پر است از گفتمانهاي تقليدي که به جز ذکر نامشان در تاريخ، هيچ اثري در فرهنگ عمومي از خود بر جاي نگذاشتهاند؛ گفتمانهاي به ظاهر شيک ولي تهي از محتوا که در کوتاه زماني به فراموشي سپرده ميشوند. حال که بنا بر نامگذاري سال جاري، «توليد ملي» مورد توجه قرار گرفته؛ خوب است که آسيبشناسي لازم در خصوص فقدان برند ايراني صورت پذيرد تا به سرنوشت ناخوشايند گفتمانهاي چندپاره گرفتار نشود، چرا که يکي از کاستيهاي حوزه توليد، نداشتن برند و نرسيدن به نقطه برند است.
«برند» درحقيقت شناسنامه، هويت، فرديت، ارزش و علائم شناسايي يک کالاست. آن دسته از کالاهاي ايراني که محصول طبيعت و مخلوق ويژگيهاي اقليمي هستند، توانستهاند جايگاه برند پيدا