رشد اقتصادی، دلالت بر افزایش تولید یا درآمد سرانه ملی دارد. اگر تولید کالاها یا خدمات به هر وسیله ممکن در یک جامعه ای افزایش پیدا کند، می توان گفت که در آن کشور و جامعه، رشد اقتصادی اتفاق افتاده است.
رشد اقتصادی به جامعه این امکان را می دهد تا در شرایط مناسب و مطلوبی، توسعه در بخش های دیگر انسانی را پی گیری کند؛ زیرا جامعه ای که از رشد اقتصادی مطلوب و مناسبی برخوردار است، دغدغه برآورد نیازهای ابتدایی را ندارد و فکر و عمل خویش را مصروف تأمین امور ابتدایی زندگی نمی کند.
از این رو گفته اند جامعه ای که دغدغه شکم دارد نمی تواند در امور فلسفی وارد شود و به مسایل کلان و امور کلی بیندیشد و برای آینده های دور و آمال و آرزوهای بلند برنامه ریزی داشته باشد.
اصولا امور عقلانی و فلسفی در شرایطی رشد و نمو می یابد که جامعه از وضعیت مناسب اقتصادی برخوردار باشد. با نگاهی به رشد فلسفه در ایران و یونان به سادگی می توان دریافت که این رشد زمانی تحقق یافت که جامعه ایرانی و یونانی از نظر اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار داشتند
و اکثریت جامعه دغدغه مسایل اقتصادی نداشتند و از آسایش و