مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

خاتون کوچک - فریده برازجانی

 

خاتون کوچکی است
و دشت
که به تاراج رفته است
و روح بهار
که به شیشه دیو زندانی است
 
خاتون کوچکی است
و آب
که از تشنگی هراسان است
و نخل
که به سجده‌ی گام‌هاش افتاده است
و خون
که پرده دار خروشان آسمانی هاست
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

اصغر - اطمینان زاده

 

این از اسرار دست نیافتنی است
تنها این را می‌دانم
که تو می‌دانستی
اصغر جز از نوک سه شعبه سیراب نخواهد شد
اما چگونه رضا به این شدی؟
 
چه می‌گویم
این از اسرار است
گویا از دید تو
اصغر نیز قطره‌ای است
که برای ماندن باید به دریا برسد

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

توفان دشنه‌ها - سید میرحسین مهدوی

 

سرانجام کوفه به زیارت یزید رفت و شمشیر – شمشیر شکسته‌ی ابوسفیان را-
از شام – این سرزمین دشنام- به کربلا آورد.
در کوچه‌های کوفه بوی نان و شمشیر پیچید.
شباهنگام، مردم در خنده‌های خلیفه…
 
گم شدند و صبح – با شمشیرهای مست- بر مرکب عقل‌شان لگام زدند.
آمدند تا نان‌شان را با خون فرات آغشته کنند!

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

عظیم ترین ارتفاع - ارمغان بهداروند

 

چگونه می توانم باز گردم وقتی بر گرده ی خود غمگین ترین خبر ها را نشانه دارم …؟
 
چگونه می توانم راوی تلخ ترین خبرها باشم وقتی نمی توانم برای سرودن این سوگ‌نامه زبان بگشایم …؟…چگونه می توانم با چشم‌های مغموم و نومید کودکان هم کلام شوم؟
 
نمی توانم با یال خونین و زخم‌های سر گشوده، ازدردی که چون شعله در خرمن جان می نشیند رها باشم. غمگین‌ترین گوشه‌ی این ماجرا به نام من، سیاه شده است و باید دل به دریا داد و در شعله‌وری این داغ دیوانه شد.
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

صلابت غریب - محمدرضا سنگری

 

قرن‌هاست که قرار قلب‌ها برده‌ای.دست در دست نبض‌ها، آرامش سینه‌ها را آشوب کرده‌ای و هم‌پای اشک‌ها، بر لب‌ها تراویده‌ای…
 
نام تو همسایه‌ی شور است. یاد تو تداعی شعر و شیون و شیفتگی. تو را نمی‌توان گفت مگر با بغضی غیور که حنجره را می فشرد و سوزی غریب که شعله‌ورمان می سازد.
 
ای ایمان ایستاده، ای حسین!
 
لحظه هایی که موج موج حادثه‌ها، شکسته‌مان می‌خواهند و فوج فوج اندوه افتاده و نشسته‌مان می طلبد، نسیم یاد تو ایستادگی‌مان می‌آموزد.
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

قطرات عاشورایی - سعید رمی

 

عاشورائیان، اقامه کنندگان نمازند. آمران به معروف و ناهیان از منــکرند. عاشورائیان، عاشقان رکوع و سجده اند، خدایا ما را با معرفت عاشورایی آشناتر کن!…
 
عاشورائیان، حافظان و بر پاکنندگان نمازند، عاشورائیان، مجاهدان با نفس شیطانی‌اند، عاشورائیان، عاشقان دعا و نیـایش‌انـد، عاشورائیان نگاه بر حرام می‌بندند.
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

کربلا،حرم حضرت عباس… - راز شهر تشنه‌ها

 

بالاخره می رسم و اینک، تمام تاسوعاهای پشت سررا در خاطرم زنده می‌بینم خیابان‌های نهم محرم تهران را قدم به قدم گشته‌ام و زمزمه کرده ام:”یاعباس! یا سیدی!”و حالا، مقابل ضریحی ایستاده‌ ام که قبر کوچک تو را در آغوش گرفته است…
 
پرچم‌های سبز و مشکی محرم، در آسمان زیر گنبد در اهتزازند و کودکان خیمه ها، شرمنده دستهای بریده‌ات، لباس‌های سوخته شان را مدام بالا می‌گیرند تا دستهایت را نبینند. خیمه‌های نیم سوخته، مدام زیر گام‌های اسبان، تکه تکه می‌شوند و این بازار آشفته، دو یوسف دارد که قطعه قطعه فروخته می شوند.
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

پرسش بزر گ - سید حبیب حبیب پور

 

سلام بر حسین، آن بر گزیده ی حق برای شهادت که تاریخ را به گواهی فرا خواند.
 
حنجره ی سوزناک او در آن غربت بیکرانه، خطاب به هستی بود که جان ها را شعله ور ساخت و دلها را بیدار کرد …
 
حسین (ع) در تنهایی خویش که تنهایی حقیقت بود، با پرسشی بزرگ، پاسخی عاشقانه می‌طلبید. پاسخی از سر آگاهی و معرفت اما…
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

هجرت - عباس عبادی

 

پاشنه‌ی کفش‌هایمان را بالا بکشیم. باید به سمت کوه قاف برویم.
 
وجودمان پر از عشق به سفر و رفتن است.
 
راه‌های طولانی و بی‌انتها صدایمان می‌زنند.
 
ده‌کوره‌ها و واحه‌های بین راه، چشم انتظارمان هستند….
 
چه تنگ است پیله‌هایی که تنیده‌ایم به گرد خویش.
 
چه سخت است نفس کشیدنمان در اینجا!
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]

آنجا که حق پیروز است

 

روز عاشورا بود. از همه جا بوی خون می‌آمد. رگ‌ها پاره می شد و خون‌ها به میان تابه‌ی داغ کربلا می‌ریخت و آفتاب می‌سوزاند و می‌جوشاند. باد گرمی می‌وزید و بوی خون را به همه جا پخش می‌کرد.
 
جنگ مرگ می سازد و به کوچک و بزرگ، پیر و جوان و بلند و کوتاه رحم نمی کند و از آنان که پا به میدان نبرد می گذارند جز این انتظاری نتوان داشت.
 
مردان آگاهانه به سوی مرگ می شتافتند و …
 
مرگ از اینکه طعمه های لذیذی به چنگ آورده بود مستانه می‌خندید و عربده می‌کشید.
 

[پنج شنبه 26 آذر 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 22 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا