
برخیز! برخیز و بالا را نگاه کن! ملکوت را می گویم! همان جا که گمان می داری پرنده اندیشه ات، توان پرواز بدن را نخواهد داشت. راهت را بازیاب و قیامت آغاز کن! از این که به سمت مشرقِ آفتاب گام برمی داری و سرشار از روشنی می شوی و سنگلاخ ها را در زیر گام هایت لِه می کنی، برخود ببال!
برخیز! آن گونه که نشستن و ماندن، پیش رویت دست و پا بزند و خواب، در بستر تنهایی بیارامد.








