نینوا

 

 

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسله ی انبیا زد

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنساء زدند

بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وانگه سرادقی که ملک مجرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند




[ دوشنبه 14 آذر 1390  ] [ 12:35 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 2

 

 

وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان

بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو

فریاد بردر ِحرم کبریا زدند

روح الامین نهاده به زانو سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب




[ دوشنبه 14 آذر 1390  ] [ 12:35 PM ] [ Amir Ali ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 75647 نفر
كل مطالب : 74 عدد
تعداد کل نظرات: 10 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: جمعه 11 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 17 آبان 1392 
امکانات وب