
با جگر شیعه چه ها کرده ای
باز که هنگامه برانگیختی
بر جگر شیعه نمک ریختی
کو کفنی تا که بپوشم تنت
تاگیرم دامنه ی دامنت
حج تو هر چند كه تا خير داشت
لاكن هفتاد و دوتكبير داشت
آري هفتاد و دو تن رنگ رو
عزم وضو كرده به خون گلو
اينان هفتاد و دو قرباني اند
كز اثر با ده ي تو فاني اند
همنفسان حج حسيني كنيد
پيروي از راه خميني كنيد
حج حسيني سفري سرخ بود
احرامش بال و پري سرخ بود
حج حسيني سفر كربلاست
نيت آن غربت و رنج و بلاست

