تمام فتنه ز حكم شريح قاضي شد تمام فتنه ز حكم شريح قاضي شد هموكه كيسه ي زر گرفت و راضي شد كنون كه دين محمد به قتل من بر پاست فيا سيوف خزيني كه ظهر عاشوراست ظهر عاشورا كه زير خنجرم دست بگشا سايه افكن بر سرم [ پنج شنبه 15 دی 1390 ] [ 2:22 PM ] [ Amir Ali ] نظرات 0
از لب ني بشنوم صوت تورا از لب ني بشنوم صوت تورا صوت اني لا ارالموت تورا پرچم زلفت رها در باد شد وز شميمش كربلا ايجاد شد آنچه شرح حال خويشان تو بود تاب گيسوي پريشان تو بود مي روي بر نيزه تا شام خراب تا لبي تر سازي از تشت شراب [ چهارشنبه 14 دی 1390 ] [ 11:21 AM ] [ Amir Ali ] نظرات 0
مي سزد ني نكته پردازي كند مي سزد ني نكته پردازي كند در بيابان آتش اندازي كند صبر كن ني از نفس افتاده است ناله از دوش جرس افتاده است كاروان بي مير و بي پشت و پناه بي غل و زنجير مي افتد به راه مي رود منزل به منزل در كوير تا بگويد سر بيعت با غدير [ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 4:29 PM ] [ Amir Ali ] نظرات 0